لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن .doc :
به نام خداوند بخشنده مهربان
عدالت اجتماعی
مقدمه
مسئله عدالت با وجود اینکه یک مسئله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، ولی از نظر مکتب شیعه آنقدر مهم است که در کنار پنج اصل اعتقادی یعنی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت قرار گرفته است. به همین دلیل عدالت باید یک مسئله فراگیری باشد و نمیتوان عدالت را فقط اختصاص به یک بعد از زندگی اجتماعی مردم تلقی کرد. اینکه در کنار اصول اعتقادی مسلمانها قرار گرفته، مانند همه اصول اعتقادی باید فراگیر باشد.
عدالت آنقدر مهم و فراگیر است که در اعتقاد شیعه، عدالت از خداوند شروع میشود، در نظر شیعه رأس حکومت باید عادل باشد، امام باید عادل باشد، مرجعتقلید و قاضی باید عادل باشند. هیچ کسی نیست که در حکومت قرار بگیرد و از عدالت برخوردار نباشد، اگر عادل نباشد مشروعیتش را از دست میدهد. پس در حقیقت ارکان جامعه به عدالت بستگی دارد. عدالت فراگیر شامل در دو بعد بسیار مهم است. اول عدالت سیاسی و دوم عدالت اقتصادی. در ادبیات ما وقتی صحبت از عدالت اجتماعی میشود، عموماً سراغ مقابله با فقر یا سراغ عدالت اقتصادی میروند، در حالی که عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر عدالت سیاسی نباشد، عدالت اقتصادی بوجود نمیآید و اگر ایجاد شود خود به خود از بین خواهد رفت. اولین انحرافی که در صدر اسلام شروع شده است، انحراف از عدالت اقتصادی نبوده، بلکه انحراف عدالت سیاسی بوده است. خلیفه دوم فردی بسیار زاهد بود. زهد او به حدی بوده که در کتب تشیع هم ذکر شده است. او مشکل عدالت اقتصادی نداشت، مشکل او عدالت سیاسی بوده است. پس اولین انحراف که شروع میشود، عدالت سیاسی است و دومین انحراف که در دوران عثمان اتفاق افتاد، عدالت اقتصادی میباشد. یعنی عدالت اقتصادی با یک فاصله زمانی از عدالت سیاسی به انحراف کشیده میشود.
فهم عدالت سیاسی ساده و شفاف است. عدالت سیاسی یعنی اینکه هر کسی در جای خودش باشد. آنهایی که کوچکند بزرگ نشوند و آنهایی که بزرگند کوچک نشوند. اینکه امیرالمومنین فرمود من همه را غربال میکنم! آنهایی که پایین رفتهاند، بالا بیایند و آنهایی که بالا هستند پایین بروند؛ یعنی من از عدالت سیاسی شروع میکنم و ایشان از عدالت سیاسی شروع کردند و بعد به زدودن فقر اقتصادی پرداختند. حضرت امیرالمومنین در سال چهارم حکومت خویش، خطاب به جمع فرمودند؛ آیا فقیری در حکومت من میبینید؟ همه اعلام میکنند که ما فقیری سراغ نداریم.
اگر کسی توانایی و شایستگی کسب جایگاه مدیریتی را نداشته باشد و بخواهد عدالت اقتصادی را برقرار کند، شدنی نیست. دلیلش این است کـه در اینجا عدالت سیاسی مراعات نشده است. البته اگـر عـدالت سیاسی باشد ولی تلاشی برای استقرار عدالت اقتصادی نشود، این هم به معنای تحقق عدالت نیست.
یکی از ویژگیهای عدالت فراگیر این است که عدالت سیاسی و اقتصادی توأمان در یک جامعه مستقر باشد. هم عدالت سیاسی و هم عدالت اقتصادی باید با هم توأم باشند. تقدم عدالت سیاسی به معنی کم اهمیت بودن عدالت اقتصادی نیست، عدالت اقتصادی در ادبیات ما بد تفسیر شده است. در کشور ما عدالت اقتصادی را عمدتاً در توزیع میدانند. یعنی مقابله کردن با فقر. اگر عدالت اقتصادی صرفاً مقابله با فقر باشد یک گداخانه بزرگی درست میشود که این خلاف اسلام است و با روح اسلام سازگاری ندارد.
حضرت امام میفرماید؛ شاید یکی از دلایل توجه به قرضالحسنه این است که اسلام با گداپروری مخالف است. اگر قرضی میگیرید باید آن را برگردانید. یعنی باید کار کرد، تولید کرد تا بتوان قرض را پرداخت. پس عدالت اقتصادی تنها یک جنبه توزیعی ندارد، بلکه در تولید هم است یعنی دادن فرصتهای برابر به همه. امروز کسانی در شهرهای کوچک و روستاها هستند و علیرغم استعداد فوق العادهای که دارند و میتوانند تولید کنند؛ فرصتی برای ظهور و بروز در تولید و سرمایهگذاری پیدا نمیکنند و لذا یک محرومیت تاریخی را در روستاها شاهد هستیم. این وضع حتی در شهرها هم قابل مشاهده است. میزان برخورداری یک شهروند تهرانی از خدمات شهری 200 هزار تومان، یک اصفهانی 50 هزار تومان و کسی که در اراک زندگی میکند 20 هزار تومان است. حالا شما میتوانید شهرها و روستاهای خودتان را محاسبه کنید و این مقایسه را به دست بیاورید. میزان برخورداری شهرها از خدمات باعث مهاجرت از روستا به شهرها میشود. یعنی آنجاهایی که رفاه بیشتر است، ولو شغل هم نباشد. افراد در تهران احساس رفاه بیشتری میکنند. پس عدالت اقتصادی، هم در عدالت تولیدی است و هم در عدالت توزیعی. عدالت تولیدی یعنی دادن فرصتهای برابر به کسانی که استعداد تولید دارند. چه آن کسی که در شهر است و چه آن کسی که در روستا زندگی میکند. و عدالت توزیعی یعنی باید از صاحبان درآمدها و ثروتمندان بگیرند و به کسانی که قدرت کار، درآمد و تولید ندارند بدهند و فقر را از آنها دور کنند. بنابراین ما با یک عدالت فراگیر در اسلام روبرو هستیم. اولاً عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. ثانیاً عدالت اقتصادی تنها مقابله با فقر نیست.
اگر عدالت سیاسی نباشد شایستگان از حکومت حذف و آدمهای ضعیف و ناکارآمد اداره کشور را بدست میگیرند. وقتی که افراد ناکارآمد اداره یک کشور را بدست گرفتند، قادر نخواهند بود که عدالت را اجرا کنند.
عدالت در اسلام هم مقابله با فقر است و هم مترادف با کارآمدی است. اما در غرب وقتی میگویند عدالت اجتماعی، بیشتر تأمین اجتماعی و فقرزدایی مورد توجه است و بیشتر این جنبه از عدالت را دنبال میکنند. اما در اسلام کارآمدی جزئی از عدالت است. مخصوصاً عدالت سیاسی یعنی حکومت شایستگان. اگر حکومت شایستگان نباشد و افراد ناکارآمد بخواهند عدالت اقتصادی را تحقق ببخشند، این باعث میشود که همان عدالت اقتصادی هم تحقق پیدا نکند. ثانیاً اگر ما از عدالت اقتصادی عدالت تولیدی را حذف کردیم، پس چه کسی ثروت را تولید بکند؟ باید ثروتی تولید بشود تا فقر از بین برود.
لذا ما در بین عدالتخواهان با سه گروه مواجه هستیم. یک گروه صرفاً به عدالت توزیعی اعتقاد دارند، گروه دیگر به عدالت تولیدی معتقدند و میگویند شما فرصتهای برابر در اختیار همه قرار بدهید، فقر خودش از بین میرود، لازم نیست گروهی راه بیفتند و با فقر مقابله کنند. به نظر من گروه سومی هستند که عدالت فراگیر را معتقدند. هم به
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 24 صفحه
قسمتی از متن .doc :
سازمان توریسم
نقش دولت
توریسم یک محصول محلی است که به یک کشور خاص یا مرزهای محلی محدود نمی شوددیده شده که توریست های خارجی معمول که از هند دیدن می کنند حداقل از دو یا سه ایالت و گاهی بیشتر دیدن می کنند . احتمالا قرار دادن توریسم تحت لیست همزمان قانون هندی مناسب خواهد بود. –نقل قول از کمیته ملی توریسم 1988-
صنعت سفر و تورپیسم درکشور به طور عالی انجام شده است و سهمی از بازار جهانی را بدست آورده و مشارکت در GDP و ایجاد یکی از پنج شغل جید رابر عهده داشته است.
چند سال قبل مطالعه ای در آلمان برای فهمیدن اینکه چه مردمی در صورت داشتن حق انتخاب بیشترین خرید را انجام میدهند ، انجام شد مسافرت برای تعطیلات انتخاب اکثریت بود و در ومورد بیشتر کشورهای اروپای غربی ، امریکا، کانادا، ژاپن و استرالیا صدق می کند. این ممکن است تا کنون در هند درست نبوده باشد.چرا که اکثریت مردم اولویت های دیگری دارند مانند تهیه مسکن و دیگر نیازهای اساسی زندگی، قبل از انکه انها بتوانند به تعطیلات ی خارج از خانه خود فکر کنند. ولی اکنون برای طبقه تازه به وجود امده متوسط با حقوق کافی، تعطیلات دور از خانه یک اولویت است.
مسافرت یک روش زندگی است
ابتدا، اجازه دهید دریابیم چرا مردم مسافرت می کنند. مسافرت ، همانطور که در فصل اول گفتیم ، در گذشته خطرناک و محدود به افراد ثروتمند بوده است. مردمی که ثروتمند نبودند، زمان کمی را برای مسافرت داشتند، و هم درامد خوبی نداشتند.کسی به مسافرت در تعطیلات فکر میکند که درامد خوبی داشته باشد ، به جز اینکه هزینه خانه ، غذا ، لباس و تحصیل فرزند را می پردازد. تغییرات زیادی در ساختار جوامع ما در صد سال اخیر نسبت به دوهزار سال قبل اتفاق افتاده است..پیشرفت صنعتی به شهرنشینی منجر شده است. شهرنشینی به آلودگی و جمعیت زیاد در شهرهای ما می انجامد.صنعتی شدن برای ما سودهایی نیزداشته است. اشتغال بیشتر،لذت بیشترو اختصاص دوره های تعطیلات به کارگران. جمعیت زیاد در شهرهابه جستجوی افراد به دنبال آفتاب، شن ، خلوت و هوای تازه کوهستان را به وجود اورده است.انقلاب حمل و نقل ، به خصوص تکمیل و ایجاد سرویس های هوایی ارزان تر ، مردم را به مسافرت تشویق کرد.در سال 1961 ، پنجاه درصد از کارگران بریتانیا ، از 14 روز یا کمتر از تعطیلات با حقوق در سال بهره مند شدند. در سال 2000 ، تقریبا صد درصد کارگران یک ماه یا بیشتر تعطیلات با حقوق دارند.مجریان و کارگران در بیشتر شرکتهای هندی،همچنین از این مزایا برخوردار شدند.خدمات دولتی در هند تعطیلات خیلی زیادی دارند، خیلی بیشتر از اغب کشورها در جهان. حتی اگر یک رهبر سیاسی بمیرد، دولت تعطیلات اعلام می کند. برای چه؟ جای تعجب است. تعطیلات مذهبی خیلی زیادی در هندوستان وجود دارد. اگر ما امتازها و مرخصی استعلاجی را حساب کنیم، هندی ها شش ماه در سال تعطیل هستند.تعطیلات وسیع برای اروپایی ها یا اروپا جذاب است. Brian Majnham ، نویسنده کتاب بهشت احمق ها می گویی ، در بهترین حالت ، صتعت ارزش بالایی برای پول ارائه می کند.یک دو هفته می تواند در یک پاتوق خارجی ، با اتاق های همراه با وعده های غذایی ومسافرت هوایی به هزینه مناسب گذرانده شود. او به قیمت پایین تورهای مناسب در لندن برای اسپانیا و پرتغال اشاره کرد.
مدیریت ملی توریست(NTA)
گسترش وسیع آموزش به علایق ای اجازه را داد که در یابند چطور مردم در دیگر کشورها زندگی می کنند. دولتها با ایجاد سازمانهای ملی توریست به ارتقا توریسم و ر ابتدا به ارتقای توریسم داخلی کشورهایشان کمک کردند..بعضی کشورها به طور فعال ، مفهوم مسافرت بدون مرز را بین ملت خود گسترش دادند. مثال در این باره ژاپن است این کشور کوچک با 120 میلیون جمعیت هر سال 50 میلیون توریست به خارج می فرستد.-بیشتر از 1 نفر بین ده نفر ژاپنی! دولت ژاپن آن را روشی برای متعادل کردن مازاد تجارت خود با دیگر کشورها می داند. فرد ژاپنی که به هند می آید ، برای مثال، در هند پول خرج می کند ، دولت هند بی تعادلی نامناسبی با تجارت ژاپن دارد که می تواند به این وسیله فاصله تجاری خود را تا حدی متعادل کند.
بالای 55 میلیون سفر به کشورهای خارجی هر سال توسط شهروندان امریکا انجام می شود، در حالیکه جمعیت کلی امریکا کمی بیشتر از 280 میلیون نفر است! توریسم داخلی،نیز یک بخش حیاتی از شیوه زندگی امریکایی ها ریال اروپایی ها وژاپنی هاست . دو یا سه سفر در سال غیر معمول نیست.
چرا مردم مسافرت می کنند
هر کس که مسافرت می کند برای خود انگیزه ای دارد. بر پایهه تین انگیزه ها و اهداف ما می توانیم توریسم را به طبقه های مخلتفی تقسیم کنیم:
مسافرت تفریحی
اولین و بیشترین مسافرت ها تفریحی هستندو هدف این مورد تفریح –مسافرت یا آسایش است.مردمی که می خواهند از یکنواختی زندگی روزانه فرار کنند به سواحل، کوهستانها و حومه های خوش منظره می روند. تخمین زده شده است مه 75 درصد مسافرت ها در دنیا و 50 درصد مسفرت های داخلی تفریحی هستند. بر طبق مطالعه دولت هند ، که در سال 1999 انجام شد ، 75 درصد ملاقات کنندگان خارجی برای تفریح یا تعطیلات ، 25 درصد برای تجارت ، ملاقات سمی و دیگر اهداف به هند می ایند.
توریسم ورزشی و ماجراجویانه
سفر های انجام شده توسط افراد برای انجام بازی گلف ، تنیس ، اسکی ، کوهنوردی و .. در این طبقه قرار می گیرد. توریسم ماجراجویانه یه یک فرم متداول از توریسم در هند تبدیل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
1- آیه 20 سوره صافات : ومالوا یویلنا هذا یوم الدین : و گویند ای وای بر ما اینست روز جزا.
2- آیه 9 سوره انفطار : کلابل تکذبون بالدین : نه چنین است بلکه تکذیب میکنند به روز جزا.
3- آیه 1 سوره ماعون : ادءیت الذی یکذب بالدین : آیا دیدی آنرا که تکذیب میکند روز جزا را.
4- آیه 4 سوره حمد : ایاک نعبد و ایاک نستعین : تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یادی می خواهیم.
5- آیه 31 سوره انعام : قد خسر الذین کذبوا بلقاء الله ساء مایزرون : به تحقیق زیان کردند آنانکه تکذیب کردند رسیدن به جزای خدا را تا چون آید ایشانرا قیامت ناگاه گویند ای حسرت ما در آنچه تقصیر کردیم در آن و ایشان برمیدارند و زرهای خود را به پشتهای خود آگاه باشید براست آنچه برمی دارند به پشت.
6- آیه 14 سوره دوم : و یوم تقوم الساعه یومئذ یتفرقون : و روزی که قائم میشود قیامت روزی چنین متفرق میشوند (یعنی مؤمنان و کافران از هم جدا می شوند).
7- آیه 55 سوره روم : و یوم تقوم الساعه یقسم المجرمون مابثوغیر ساعه کذلک کانوا یوفکون : و روزیکه قائم می شود قیامت سوگند می خورند گناهکاران که درنگ نگردند جز یک ساعت همچنین بودند که برگردانیده می شدند.
8- آیه 7 سوره توبه : فاعقتهم یفاقا فی قلوبهم الی یوم یلقونه بما اخلفوا الله ما وعدوه و بما کانوا یکذبون : پس از پی آورد ایشانرا نفاقی در دلهایشان تا روزیکه بیابند آن را به سبب آنچه خلاف کردند با خدا آنچه وعده کردند او را و سبب آنچه بودند که دروغ می گفتند.
9- آیه 104 سوره هود : ان فی ذلک لایه لمن خاف عذاب الاخره ذلک یوم مجموع له الناس و ذلک یوم مشهود : بدرستیکه در آن هر آیند نشانی است برای آنکه ترسید از عذاب آخرتاین روزیست که جمع کرده شود برای آن مردمان و این روزیست حاضر گردانیده شده. (یعنی روز جمع شدن مردم)
10- آیه 3 سوره بروج : و شاهد و مشهود : و شاهد (پیغمبر) مشوهد (امت) . یعنی (روز مشاهده کردن مردم).
سوره حمد آیه 4 :
انسان در پیشگاه خداوند : اینجا سرآغازی است که برای نیازهای بعد. تقاضاهای او از خدا و در حقیقت لحن سخن از اینجا عوض می شود زیرا از آیات قبل حمد پروردگار و اظهار اینان به ذات پاک او و اعتراف به روز قیامت بود. اما از اینجا گویی بنده با دین پایه محکم عقیدتی و معرفت و شناخت پروردگار خود را در حضور او در برابر ذات پاکش می بیند او را مخاطب ساخته . نخست از عبودیت خویش در برابر او و سپس او امدادها و کمکهای او سخن می گوید : ‹‹تنها تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم››.
به تعبیر دیگر هنگامی که مفاهیم آیات گذشته در جان انسان جای می گیرد و اعماق وجودش به نور الله پرورش دهندة جهانیان روشن می شود و رحمت عام و خاص او و مالکیتش در روز جزا را درس می کند انسان به صورت یک فرد کامل از نظر عتید، در می آید این عقیده عمیق توحیدی نخستین ثمره اش از یک سو بندة خالص بودن و از بندگی بتها جاران رشوات درآمدن و از سوی دگیر دست استعداد به ذات پاک از درباز کردن است. در واقع آیات نوشته سخن از توحید ذات و صفات می گفت و در اینجا سخن از توحید عبادت و توحید افسال است. توحید عبادت آن است که هیچکس و هیچ چیز را شایسته پرستش جز ذات خدا ندانیم تنها به فرمان او گردن نهیم تنها قوانین او را به رسمیت بشناسیم راز هر نوع بندگی و تسلیم در برابر غیر ذات پاک او بپرهیزیم. توحید افعال آنست که تنها مؤثر حقیقی را در عالم او بدانیم ذاتیکه عالم اسباب را اینکار کنیم و به دنبال سبب نرویم که معتقد باشیم که هر سببی تأثیری دارد آن هم به فرمان خداست اوست که به آتش سوزندگی و به خورشید روشنایی و آب حیات بخش داده است. ثمرة این عقیده آنست که انسان تنها به الله خواهد بود تنها قدرت و را مربوط به او می داند و غیر در نظرش فانی ازوال پذیر است. تنها ذات الله قابل ستایش است و لیاقت این دارد که انسان او را تکیه گاه خود در همه چیز قرار دهد. این نظر و استفاد ایشانرا از همه کس و همه موجودات بریده و تنها به خدا پیوند می دهد حتی گر به دنبال عالم اساب می رود نیز به فرمان اوست. این عقیده آن قدر روح انسان را وسیع واضع تکرار را بالا میبرد که به بی نهایت ابدیت می پیوندد از محیطهای محدود به سازد.
اشاره به خسرات و زیان منکران معاد و رستاخیز کرده می فرماید آنها که ملاقات پروردگار را انکار می کنند. مسلماً گرفتار زیان شدند (قد خسروالذین کذبوا بقاء الله) . منظور از ملاقات پروردگار همان طور که قبلاً اشاره شد یا ملاقات معنوی و ایمان شهودی است (شهود باطنی) و یا ملاقات صحنه های رستاخیز و پاداش و جزای اوست. سپس می گوید : این انکار برای همیشه ادامه نخواهد یافت و تا زمانی خواهد بود که (ناگهان رستاخیز برپا شود و آنها
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تحول مفهوم اوقات فراغت ، نظام های تولیدی و بازار کار
هدف اصلی این مقاله بررسی تحول مفهوم اوقات فراغت در دو دوره بعد از صنعتی شدن در اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم و بعد از دهه 1980 است.
مروری کلی بر تحول مفهوم اوقات فراغت
هدف اصلی این مقاله بررسی تحولات مفهوم اوقات فراغت در دو دوره صنعتی شدن و گسترش سرمایه داری در اواخر قرن نوزدهم و قرن بیستم و تحولات بعد از دهه 1980 آنطور که در نظریات جامعه شناسان و بررسیهای جامعه شناسی اوقات فراغت منعکس شده است. تحولاتی که در ساخت اقتصادی و بازار کار در این دو دوره رخ داد ماهیت اوقات فراغت را دگرگون کرد. رشد صنعتی شدن بر پایه نظام سرمایه داری نگرش به اوقات فراغت را از آنچه در دوره کهن و جامعه ماقبل سرمایه داری با آن مواجه بوده تغییر داد. رشد جنبش کارگری و بالا گرفتن عرصه ستیز اتحادیه های کارگری و کارفرمایی و تحول در مدیریت علمی واحدهای صنعتی در جهت ظهور مفهوم جدیدی از اوقات فراغت بود که به کلی متفاوت از تعریف آن در دوره باستان است. اگر واژه اوقات فراغت را ریشه شناسی کنیم از ریشه لاتین به معنی "اجازه دادن" می آید لذا فراغت به معنی رخصت دادن معنی می دهد.( تامیلسون، 1993، 329 -330) حتی در اندیشه یونانی نیز واژه فراغت هم ذوج کار و یا نیروی کار بوده است. در میان متفکران گذشته ارسطو فراغت را به مثابه پیشه ای جدی می دانسته است: " ما حرفه و کار و شغلی را در پیش می گیریم تا فراغتی داشته باشیم". در نظر اول این طور استنباط می شود که به نظر ارسطو فراغت وضع ایده آلی است که هر شهروند به دنبال و در آرزویش است. لذا صرف اوقات فراغت لازمه زندگی است. ( مارت، 1989، ص 14) اما آنطور که بعدا در بررسی قضاوت مسلط در باره دیدگاه اندیشمندان باستان در خصوص اوقات فراغت خواهیم پرداخت برخلاف نظر بارت آنچه ارسطو از اوقات فراغت منظور نظر داشته است هم ذوج بودن آن با کار است و نه در مقابل کاربودن. این درست در مقابل مفهومی از اوقات فراغت قرار می گیرد که مربوط به تحولات بعد از صنعتی شدن و رشد نظام سرمایه داری است. بنابر این فراغت در دوره مدرن بتدریج در مقابل کار قرار می گیرد. یعنی ما در مقابل دستمزد فعالیتی می کنیم تا فراغتی داشته باشیم. بنابر این فرق است بین تلقی ما از اوقات فراغت در دوره مدرن که در بیشتر نوشته جات مربوط به اوقات فراغت در علوم اجتماعی آمده است : یعنی قراغت به معنی " فرصتی برای وقت آزاد " . ( ویلیامز ، 1976) در چنین تلقی، کار فعالیتی است که یه شما برای انجام آن پرداختی صورت می گیرد اما فراغت صرف زمانی است که اجباری در انجامش نیست و پولی هم در قبال آن دریاقت نمی کنید. بعدا نشان خواهیم داد که در دوره جدید تا چه حد چنین تعریفی از اوقات فراغت تنها ساده انگاری بیش نیست و بررسی های تجربی را از عینیت دور می کند. به عبارت دیگر رابطه کار و فراغت براحتی رابطه ای متجانس محسوب نمی شود و براحتی نیز غیر متجانس نیست. بلکه رابطه ای است که با تحولات اجتماعی و اقتصادی در حال تحول بوده است. آنچه که این مقاله بطور مشخص دنبال می کند بررسی تحول مفهوم اوقات فراغت در سه مرحله ماقبل مدرن ( دوران باستان ) ، دوره مدرن ( انقلاب صنعتی و صنعتی شدن ) و دوره مدرنیته متاخر ( دوران جهانی شدن ) است. در هر یک از این دوره ها نگرش گروه های مختلف مردم در جوامع گوناگون به اوقات فراغت متفاوت بوده است که این ناشی از تحولات در عرصه ساخت اقتصادی است. در دوره مافبل مدرن اوقات فراغت بخشی از زندکی فرهنگی بوده است. اما در دوره صنعتی فراغت به واقع مشکل جامعه صنعتی تلقی می شده است چون بطور مشخص فعالیت های فراغتی ماقبل مدرن فعالیت هایی غیر مولد تلقی شدند. نظم توسعه صنعتی اولیه در بیشتر جوامع فراغت را بالقوه مشکل جامعه صنعتی می پنداشت و لذا گسترش آن را بر نمی تابید. آنطور که در بخش بعد بررسی خواهد شد چنین نگرشی به اوقات فراغت بر اساس تفسیری خاص از اوقات فراغت در جامعه ماقبل مدرن بود. یعنی اینکه اگر کارگر صنعتی به مانند جامعه و فرهنگ ماقبل سرمایه داری و صنعتی زمانی را به اوقات فراغت بپردازد نظم نیروی کار و تولید در خطر قرار خواهد گرفت. برای همین بود که فرهنگ اوقات فراغت و تفریح سنتی مورد حمله قرار گرفت تا به حاشیه رود. ( تامسون ؛ 1967) در حقیقت می توان گفت فعالیت فراغتی در اوایل رشد دوره صنعتی مدرن حوزه تضادهای سیاسی و فرهنگی و اجتماعی بود که به شکل ستیزاتحادیه های کارگری و مدیریت کارخانه ها و کارفرماها تجلی می یافت. اما به تدریج که ساخت اقتصادی تغییر کرد و بازارهای مصرفی تشکیل شد حوزه های فراغتی برای اقشار مختلف شکل یافت. بنابر این می توان تحول در مفهوم اوقات فراغت را همگام در تحول در ساخت های اقتصادی که پیامد ظهور حوزه ستیز است نیز جستجو کرد. بر این اساس در جامعه مصرفی امروز نمی توان همان تعریفی را از اوقات فراغت بکار برد که در آغاز جامعه صنعتی و یا در جامعه کهن و باستانی بکار می رفت ، چون ویژگیهای جامعه مصرفی ماهیتا با انواع جوامع گذشته متفاوت است.
اوقات فراغت در عصر باستان : تصحیح یک قضاوت تاریخی
با گسترش انقلاب صنعتی بخشی از اهداف طبقه کارگر و جنبش کارگری حق برخورداری از اوقات فراغت و رفتن به تعطیلات بود که از طریق اتحادیه های کارگری تحت عنوان مرخصی با استفاده از حقوق و دستمزد دنبال می شد. به قول آدرنو اصطلاح اوقات فراغت یا داشتن وقت آزاد در همین دوران باب شد یعنی فراغت خاطر و داشتن زندگی راحت و بی دغدغه. (آدرنو، 1379 ، ص 27) البته جنبش طبقه کارگر یا جنبش کارگری در ابتدا بیشتر اوقات فراغت را با پول در تنش می دیده است ( کراس ، 1986) . لذا در تاریخ کارگری مساله گرفتن استفاده از تعطیلات و داشتن اوقات فراغت با دریافت پول در دستور کار این جنبش قرار گرفت. کاهش ساعات کار و حق استفاده از مرخصی با حقوق از دستاوردهای اتحادیه های کارگری در غرب در اوایل دهه 1930 در غرب بود. این مساله با رشد جنبشی همزمان است که با زبان کمبل به آن می توان جنبش رشد اخلاق مصرفی نام داد. ( کمبل ، 1983 و 1987 ) کمبل با استفاده از واژه های وبر در کتاب " اخلاق پروتستانتیسم و روح سرمایه داری " اخلاق مصرف را در مقابل اخلاق تولید می گذارد، یعنی اینکه مصرف زمان دیگر ضد ارزش تلقی نگردد. بهر حال تمامی حقوقی که کارگران مطالبه کردند در پی جنبش اوقات فراغت تقاضا شد. به عبارت دیگر افزایش استفاده از مرخصی همراه با حقوق برابر است با رشد صنعت فراغت. یعنی سیطره جادویی که در آن مردم ، خود حداقل تصور می کنند که بر اساس اراده آزاد خود عمل می کنند. در نقد صنعت فراغت به عنوان توطئه کالائی شدن فراغت در دینای سرمایه داری آ درنو این استدلال را مطرح می کند که خود این اراده توسط همان نیروهایی شکل می گیرد که
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
فهرست صفحه
زلزله چیست؟....................................................................................................................... 1
دلایل وقوع زلزله.................................................................................................................. 2
امواج زمین لرزه.................................................................................................................... 7
درجه بندی دامنه و شدت زلزله............................................................................................ 9
مقابله با زمین لرزه.............................................................................................................. 16
مقیاس سنجش زلزله........................................................................................................... 18
زلزله چیست؟
لرزش ناگهانی پوستههای جامد زمین ، زلزله یا زمین لرزه نامیده میشود. دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی بوجود میآید و دو قطعه سنگ در امتداد سطح شکستگی نسبت به یکدیگر حرکت میکنند. به سطح شکستگی که توأم با جابجایی است، گسل گفته میشود. وقتی که سنگ شکسته میشود، مقدار انرژی که در زمان طولانی در برابر شکستگی حالتهای مختلفی را برای آزادسازی انرژی نهفته شده بوجود میآورد. بطوری که در ابتدا فشار و نیروهای درونی ممکن است باعث ایجاد یکسری لرزههای خفیف و کوچک در سنگها شود که پیش لرزه نامیده میشود. بعد از اینکه فشار درونی بر مقاومت سنگها غلبه کرد انرژی نهفته آزاد میگردد و زمین لرزه اصلی رخ میدهد، البته نباید از اثر لرزشهای کوچکی که بعد از زمین لرزه اصلی نیز اتفاق میافتد و به نام پس لرزه معروف هستند، چشم پوشی کرد. لرزه ، پیش لرزه ، لرزه اصلی و پس لرزه مجموعا یک زمین لرزه را نشان میدهند. باید توجه داشت که تمام زلزلهها با پیش لرزهها همراه نیست و همچنین پیش لرزه را نمیتوان مقدمه وقوع یک زلزله بزرگ دانست، زیرا در بسیاری از موارد یک زلزله مخرب خود یک پیش لرزه فوق العاده مخربی بوده است که در تعقیب آن اتفاق افتاده است. همچنین در بسیاری از زمین لرزهها زلزله اصلی بدون هیچ لرزه قبلی و یکباره اتفاق میافتند، زلزلههایی هم در اثر عوامل دیگر مثل ریزشها (مثلا ریزش سقف بخارهای آهکی و زمین لغزشها) و یا در بعضی موارد فعالیتهای آتشفشانی نیز بوجود میآید که مقدار و شدت آنها کمتر است.
چرا زلزله بوجود میآید؟
به درستی مشخص نیست که چرا زلزله بوجود میآید، اما همانطور که قبلا اشاره شد تجمع انرژی در درون زمین از یک طرف و افزایش نیروی زیاد در درون زمین و عدم تحکمل طبقات زمین برای نگهداری این انرژی از طرف دیگر موجب شکسته شدن زمین در بعضی نقاط آن شده و انرژی از محل آن آزاد می شود. این شکستگی که اکثرا با جابجایی زمین اتفاق میافتد باعث خطرات و ایجاد لرزش زمین میشود که به آن زلزله گفته میشود. اما این انرژی از کجا می آید؟ برخی معتقدند که زمین از ورقههایی تشکیل شده است که این ورقهها با صفحاتی که در کنار هم قرار دارند به یکدیگر فشار وارد کرده و باعث میشوند که ورقههایی که دارای وزن کمتری هستند به داخل زمین فرو روند (این پدیده در اصطلاح علمی فرو رانش صفحات گفته میشود). همچنین ممکن است که ورقهها در کنار یکدیگر به هم فشرده شوند. در اثر فرو رانش و پایین رفتن صفحه به درون زمین و به دلیل افزایش فشار و دمای طبقات درونی ، ورقه شروع به گرم شدن و ذوب شدن میکند و مواد مذاب حاصله سبک شده و مجددا به سمت بالا حرکت کرده و فشاری را به طبقات مجاور وارد میکند. ترکیب این نیروها در درون زمین باعث ایجاد یک حالت عدم تعادل انرژی میشود، این وضعیت تا زمانی که طبقات فوقانی و سطحی زمین تحمل مقاومت در برابر آن را داشته باشند حفظ میگردد. اما زمانی که سنگها دیگر تحمل این فشارها را نداشته باشند، انرژی به یکباره آزاد میگردد و زلزله بوجود میآید. البته این بدان مفهوم نیست که تمامی زلزلهها بدین طریق ایجاد میشوند، بلکه میتوان گفت بخش اصلی زمین لرزهها ، با این فرضیه قابل توجیه است.
رابطه گسل با زلزله
رابطه گسل - زلزله دو طرفه میباشد. یعنی وجود گسلهای فراوان در یک منطقه سبب بروز زلزله میگردد. این زلزله به نوبه خود سبب ایجاد گسل جدیدی گردیده و نتیجتا تعداد شکستگیها زیادتر شده و به این ترتیب قابلیت لزره خیزی منطقه افزایش مییابد.
نحوه آزاد شدن انرژی زلزله
ممکن است یک زلزله به همراه خود پیش لرزه و پس لرزههایی داشته باشد، که این دو قبل و بعد از زلزله اصلی ممکن است وقوع یابند، به عبارتی دیگر این موضوع به نحوه آزاد شدن انرژی زلزله بستگی دارد. بطوری که انرژی زلزله بصورتهای زیر آزاد میگردند:
پیش لرزه
گاهی اوقات از بروز زلزله اصلی ، یکسری زلزلههایی با بزرگی کمتر از زلزله اصلی به وقوع میپیوندند که معمولا فراوانی آنها با نزدیک شدن به زمان وقوع لرزش اصلی ، افزایش مییابد.
لرزش اصلی
همان زلزله اصلی بوده که بواسطه آن اکثر انرژی ذخیره شده در سنگها یکباره آزاد میگردد و چنانچه دادههای مربوط به یک زلزله بزرگ غیر دستگاهی باشد مهلرزه نامیده میشود.