لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 46
بیان مسئله و ضرورت توجیه و انجام تحقیق
NRBCs گویچههای قرمز نارسی هستند که در خون محیطی نوزادان تازه متولد شدة سالم یافت میشوند. بلافاصله بعد از تولد کاهشی سریع در شمارش سلولهای بنیادی خونساز عمدتاً در نوزادان سالم دیده میشود. افزایش شمارش NRBC بندناف بعنوان یک شاخص هیپوکسی داخلی رحمی جنین بصورت حاد و مزمن و بعنوان یک پیشگوییکنندة نتایج بدنوزادی پیشنهاد شدهاست (نظیر درجة آپگار پایین، اسیدمی نوزادی، نیاز به پذیرش در واحد مراقبت نوزدای و تشنجهای نوزادی زودرس (1)).
هدف اصلی از مانیتورینگ ضربان جنین بهبود نتایج پرهناتال با تشخیص زودرس هیپوکسی جنین بوده است، برای این منظور مانیتورینگ قلب جنین بطور گستردهای در طی زایمان در دسترس قرار گرفت (2).
از طرفی مطالعات خوب کنترل شده مشخص کرده است که روش سمع متناوب با مانیتورینگ مداوم جنینی وقتی در فواصل زمانی خاص و با نسبت یکبهیک بین پرستار و بیمار انجام شود کارایی یکسان دارد (3).
بنظر میرسد هم افزایش NRBC بندناف و هم الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب هیپوکسی جنینی را منعکس میکنند. مطالعات قبلی نشان داده که در هیپوکسی جنینی شمارش NRBC در طناب نافی افزایش مییابد، از طرفی بین الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب و هیپوکسی جنینی رابطه وجوددارد (1).
ارتباط بین NRBC و الگوهای ضربان قلب از طریق سمع متناوب کمتر مورد توجه قرار گرفته است، بنابراین هدف از انجام این تحقیق بررسی ارتباط بین الگوهای غیرطبیعی ضربان قلب جنین در یکساعت آخر زایمان و شمارش NRBCs بندناف میباشد.
این الگوها شامل: تاکیکاردی، برادیکاردی، افت زودرس، افتدیررس، افت متغیر و افت طولانی میباشد. با توجه به اینکه مانیتورینگ جنین در این تحقیق به روش Doppler ultrasound Fetal Heart Detector و به طریق متناوب انجام میشود تعیین وجود یا حذف تغییرپذیری ضربان قلب و فاصلة آخرین تسریع ضربان قلب تا زایمان که در مطالعات قبلی بعنوان شاخص قابل اعتماد پیشگوییکنندة جنین غیرهیپوکسیک مطرح شدهاست (1) امکانپذیر نمیباشد.
بازنگری منابع و اطلاعات موجود
در مورد الگوهای ضربان قلب جنین در سیرلیبر و NRBC بندناف مطالعات متعددی صورت گرفته که به پارهای از آنها اشاره میشود:
Jeffrey P. & Ahn در مقالهای با عنوان گریچههای قرمز هستهدار؛ شاخصی برای آسفیکسی جنین در 1995 در مجلة obstet Gynecol مطالعهای را برای تعیین ارتباط بین حضور NRBC و انسفالوپاتی هیپوکسیک – ایسکمیک و معایب نورولوژیک طولانی مدت نوزادی طراحی کردند. در این مطالعه NRBC بندناف نوزادان تک قل با مشکل نورولوژیک با نوزدان سالم مقایسه شدند. آنها نتیجه گرفتند که نوزادان دچار مشکل فوق سطح NRBC بالاتری داشتند. از طرفی مدت پاکشدن این گریچهها از خون در گروه اول بیشتر بود. بنابراین نتیجه گرفتند که NRBC میتواند به تشخیص حضور آسفیکسی جنینی کمک کند و وقتیکه آسفیکسی نزدیک به تولد اتفاق بیفند تعداد پایینتری NRBC در خون حضور دارند لذا این گریچههای هستهدار میتوانند در زمان صدمه نورولوژیک کمک کننده باشند (4).
در مطالعة Kathleen & Kusseil در 1999 با عنوان NRBC بعنوان یک شاخص اسیدمی در نوزادان ترم ارتباط بین NRBC بندناف نوزادان ترم و دیگر شاخصهای احتمالی هیپوکسی جنینی بررسی شد. نتیجة مطالعه این بود که شمارش گریچههای قرمز هستهدار بطور قابل توجهی در نوزادان ترم متفاوت است. افزایش NRBC با اسیدمی، مکونیوم و پذیرش NICU ارتباط داشت (5).
Serafina &Marina در 1999 در تحقیقی با عنوان گریچههای قرمز زمان تولد بعنوان شاخص آسیبمغزی پرهناتال، ارزش پروگنوستیک NRBC بدو تولد در مورد نتایج نوزادی و آسیب مغزی پرهناتال در نوزادان در معرض خطر آسیب نورولوژیک بررسی شد. ارتباط قابل توجهی بین شمارش گریچههای قرمز هستهدار و سن حاملگی و آپگار دقیقه اول، PH، base deficit، کسر O2 مصرفی، محتوی O2 خون و وزن تولد وجوددارد. نهایتاً آنها نتیجه گرفتند شمارش NRBC در زمان تولد نه فقط منعکسکنندة نتایج نوزادی ثانویه به هیپوکسی پرهناتال است بلکه اندکس قابل اعتمادی از آسیب مغزی پرهناتال نیز میباشد (6).
Sean & Honor & Soina در مقالهای با عنوان ارتباط بین NRBC و تشنجهای زودرس نوزادی زمان آسیب نورولوژیک در نوزادان با تشنجهای زودرس را از طریق ارزیابی سطوح NRBC بررسی کردند. آنها متوجه شدند که در گروه مبتلا سطح NRBC در مقایسه با گروه کنترل بالاتر بود. آنها این فرضیه را مطرح کردند که آسیب نورولوژیک منجر به تشنجهای زودرس نوزادی اغلب قبل از دورة زایمان اتفاق میافتد (7).
Dollbery S. در 2000 اثر Passive Smoking را روی NRBC در حاملگی بررسی کرد. شمارش NRBC در نوزادان ترم و AGA (مناسب برای سن حاملگی) در زنانیکه در معرض سیگار به صورت غیرفعال بودند با گروه کنترل مقایسه شد. او نتیجه گرفت سیگار کشیدن غیرفعال بعنوان یک متغیر غیروابسته ارتباط مهمی با شمارش NRBC نشان میدهد (8).
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
وزارت تعاون
معاونت طـرح و برنامه
طرح توجیه فنی ، مالی و اقتصادی
تولید نخ متوسط تا ضخیم از ضایعات نساجی
با ظرفیت 150 تن در سال
تیـرماه 1382
خلاصه طرح
موضوع طرح : تولید نخ متوسط تا ضخیم از الیاف نو و ضایعات نساجی
ظرفیت : 150 تن در سال
مجوز های لازم: اعلامیه تاسیس از اداره کل صنایع استان یا معاونت صنایع روستایی سازمان جهاد کشاورزی
سرمایه گذاری کـل: 2220 میلیون ریال
سهم آوردة متقاضی: 220 میلیون ریال
سهم تسهیلات: 2000 میلیون ریال
دورة بازگشـت سرمایه: 8/2 سال ( معادل 34 ماه )
سود ویژه : 58/746 میلیون ریال
میزان اشتغالزایی : هجده نفر
مقدمــه:
در این طرح از فرایند تولید نخ در ماشین ریسندگی اصطکاکی استفاده می شود . از این روش برای تولید نخ های نمره 1 تا 25 متریک استفاده میگردد و نخ های ضخیم نیز معمولا برای تولید و بافت پتو و سایر منسوجات ضخیم به کار میرود.
برای تولید این نخها از الیاف طبیعی و مصنوعی و مخلوط آنها و نیز الیاف مخلوط حاصل از ضایعات نساجی استفاده میگردد. فتیله های حاصل از از ماشین کاردینگ ، ورودی دستگاه را تشکیل میدهند . این فتیله ها ابتدا توسط یک جفت غلطک تغذیه وارد قسمت کاردینگ میگردند. سیلندر کارد که از پوشش سوزنی برخوردار است موجب میگردد که الیاف از یکدیگر جدا شده و به صورت رشته رشته درآیند .
رشته های ایجاد شده توسط نیروی گریز از مرکز کارد و به کمک مکش از کاردینگ جدا شده و به خط جدایی و سیلندر مشبک وارد میگردد. این دو سیلندر مشبک توسط یک تسمه موتور به حرکت درآمده و در یک جهت گردش مینمایند . حرکت هم جهت دو سیلندر موجب میگردد یک نیروی اصطکاکی مکانیکی در خط جدایی ایجاد گردد. این نیروی اصطکاکی باعث می شود که رشته های حاصل از قسمت کاردینگ ابتدا برروی یکدیگر قرار گرفته و سپس به دور هم تابیده گردند. مکیدن هوا از درون شبکه های دو سیلندر مشبک به انجام پروسه و جدا نمودن گرد و غبار و ضایعات از الیاف کمک میکند.
به منظور تولید نمودن نخ های مقاوم تر در هنگام تولید نخ با الیاف حاصل از ضایعات نساجی و یا سایر موارد خاص این دستگاه قادر است که یک نخ مغزی بین الیاف قرار داده و الیاف را به دور آن بتاباند. ماشینی که درریسندگی نخ به روش اصطکاکی مورد استفاده قرار میگیرد بنام ماشین DREF2 نامیده می شود. این دستگاه قادر است که انواع مختلف الیاف طبیعی – مصنوعی و مخلوط آنها با الیاف مصنوعی را تولید نماید.
نخ های حاصل از این دستگاه در قسمت خروجی به دور یک بوبین استوانه ای پیچیده میشود . وزن هر بوبین پس از پیچیدن نخ بالغ بر 6 تا 8 کیلوگرم است که مستقیما توسط ماشینهای بافندگی مورد استفاده قرار میگیرد.
فرایند تولیـد :
ابتدا الیاف به صورت یکدست و یا در صورت نیاز به صورت مخلوط به دستگاه حلاجی تغذیه شده و در اطاقک هایی ذخیره میگردد . از این اطاقک ها مخلوط الیاف به هایر فیدر رفته که وظیفه آن ایجاد یکنواختی در تغذیه الیاف به کاردینگ بوده و تا حدود زیادی تامین کننده یکنواختی در فتیله خروجی کاردینگ میباشد.
الیاف پس از کارد شدن به شکل فتیله داخل بانکه های مخصوص جمع آوری گردیده که به تعداد مناسب به دستگاه درف تغذیه میشود. عملکرد دستگاه درف باز کردن ،مخلوط کردن و تبدیل فتیله تغذیه شده به نخ مورد نیاز میباشد . نخ حاصله در صورت نیاز روی دستگاه دولا کنی دولا شده و توسط دولا تاب تابیده و سپس توسط بوبین پیچ مجددا تبدیل به دوک بزرگ قابل مصرف در بافندگی می شود.
هایر فیدر اطاقک ذخیره حلاجی مواد اولیه
نخ دولاتاب دولاکنی DREF2 کاردینگ
توجیه اقتصادی طرح :
الف – سرمایه گذاری ثابت :
الف – 1 ) زمیـن :
متـراژ ( متر مربع )
هزینه واحد ( هزارریال )
هزینه کل ( میلیون ریال )
2500
30
75
الف – 2 ) محوطه سازی :
ردیف
شــرح
مقدار
هزینه واحد ( هزارریال)
هزینه کل (میلیون ریال )
1
2
3
تسطیح و خاکبرداری
دیواربابلوکسیمانیوآسترسیمانی
خیابان کشی و آسفالت
2500مترمربع
420مترمربع
400متر
6
75
60
15
32
24
جـــمـــع
71
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 32
برنامه ریزی کلان- شهرهای جدید وشهرک های استراتژی بهینه سازی مصرف انرژی
کشور ما، رشد جمعیت نزدیک به 2 درصد، درکمتر از 38 سال شاهد دو برابر شدن جمعیت خود خواهد بود. تمرکز در شهرهای بزرگ نظیر تهران حدود 7569906 نفر، مشهد حدود 2113893 نفر، اصفهان حدود 1418000 نفر وتبریز حدود 1334300 نفر به حدود بالایی رسیده است و افزایش تراکم در آنها توصیه نمی شود. علاوه بر این محدود بودن امکان گسترش افقی شهرها از یک سو و پر هزینه بودن گسترش عمودی آنها از سوی دیگر، سبب می شود که ساخت شهرهای جدید بعنوان یکی از راه حل های مطلوب مطرح گردد. و نیز به همین دلیل توسعه شهرهای کوچک و متوسط وساخت شهرهای جدید به صورت یک ضرورت درآمده است.
شهرهای جدید می توانند بصورت حومه های تازه شهرهای کوچک ومتوسط و یا درمکان های دورتری از قطب های تمرکز جمعیتی و یا مگاپولیس ساخته شوند.
واژه های کلیدی: سرزمین آرایی-انرژی –بهینه سازی- کلان شهر
مقدمه
توسعه اجتماعی جوامع برگرفته از برنامه ریزی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی است واین برنامه ریزی عموما براساس مطالعاتی انجام می گیرد که بر روند تحول جامعه ای خاص در یک دوره مشخص صورت یافته باشد وبا استفاده از روش مدل سازی و فرا افکنی تلاش می شود. آینده نگری های لازم جهت تدوین آمایش سرزمین که از حدود سال های دهه 50 میلادی ابتدا در کشورهای اروپایی و با فاصله کمی در خط مشی ها وسیاست ها وراهکارهای اقتصادی- اجتماعی برای توسعه شهرها وایجاد شهرها جدید یافته شوند. به ویژه به این نکته تاکید میشد که در ایجاد شهرهای جدید بر مجموعه ای از معیارهای اقلیمی، اقتصادی- اجتماعی و فنی بهترین مکانیابی انجام گیرد.
درنهایت هدف غایی برنامه ریزی آن است که با بازنگری به پیشینه تاریخی از یک سو آینده قابل تصور از سوی دیگر، مهمترین شاخص ها و راه کارها برای بهینه سازی مصرف انرژی در ساخت شهرهای جدید و یا توسعه شهرهای کوچک ومتوسط و بازسازی شهرهای بزرگ ارائه گردد.
مطالعات مربوط به برنامه ریزی و آمایش سرزمین از ابتدا دهه 50 میلادی در کشورهای اروپایی که در طول جنگ جهانی دوم به شدت تخریب شده بودند آغاز شد.
در کشور ما سابقه طرح های کالبدی تحت عناوینی چون عمران کشوری و آمایش فضای اقتصادی و … از نیمه دهه 1350 ابتدا بر عهده سازمان برنامه و بودجه وسپس بر عهده وزارت آبادانی ومسکن وبعد وزارت مسکن و شهرسازی گذاشته شد.
در این برنامه ها نیز اهداف اصلی عبارتند از تعیین محل شهرها و مراکز جمعیت پذیر آینده تعیین حدود توسعه و ظرفیت شهرهای کنونی وآتی مکانیابی برای شهرک های صنعتی، تعیین کاربری های گوناگون برای فعالیت های کشاورزی، صنعتی، جهانگردی و سرانجام تعیین سیاست ها وخط مشی ها و ضوابط لازم برای هدایت وکنترل شهرنشینی.
این طرح ها تا به امروز ادامه یافته و در حال حاضر اهداف جدیدتری چون بهینه سازی الگوی توزیع فعالیت های انسانی وبهینه سازی فضای شهری و پرسپکتیو شهری و باغ شهرهای مدرن در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 27 صفحه
قسمتی از متن .doc :
آسفالت
آسفالت بطور کلی مخلوطی است از مصالح سنگی با دانه بندی پیوسته و یک ماده چسباشننده که معمولا قیر است. آسفالت با توجه به کاربرد آن به صورتهای گوناکون ساخته می شود. آشناترین نوع آسفالت همان آسفالت گرم یا بتن آسفالتی گرم است. مصالح سنگی معمولا بیش از 90 درصد مخلوط آسفالت را تشکیل میدهند. از اینرو مصالح سنگی تاثیر بسزایی در کیفیت آسفالت حاصله دارد.
بتن آسفالتی
بتن آسفالتی ، پوسته متراکم و سیاهرنگی است که قسمت عمده و بطور کلی استخوان بندی آن را مصالح سنگی دارای دانه بندی پیوسته (با کمترین فضای خالی) تشکیل میدهد و ذرات آن به توسط قیر به هم چسبیدهاند. بتن آسفالتی جسم همگن و توپری است که خود بار میبرد، مقاومت برشی نسبتا زیاد دارد، در برابر عوامل جوی و چرخ وسایل نقلیه پایداری میکند و نیاز به تعمیر همیشگی ندارد.
به عبارت دیگر بتنی است که در آن ، به جای دوغاب سیمان ، قیر بکار رفته است و برای پر کردن هر چه بیشتر فضاهای خالی آن از گرد سنگ استفاده شده است. بتن آسفالتی را به روش گرم و معمولا در ماشینهای خودکار ساخته و مخلوط میکنند و سپس در سطح راه پخش نموده و میکوبند. آسفالت را تا 4 یا 5 سانتیمتر در یک قشر و کلفت تر از آن را در بیش از یک قشر میسازند.
ویژگیهای آسفالت در قسمتهای مختلف راه
معمولا قشرها از رویه و آستر تشکیل میشود. لایه رویی که تحت تاثیر عوامل جوی و چرخ وسایل نقلیه است، باید از جنس ممتاز ساخته شود. یکی از وظایف اصلی لایه زیرین که در روی پی (زیرسازی) راه قرار میگیرد و ممکن است خود از یک یا چند لایه درست شده باشد، انتقال بار از رویه به زیرسازی راه است. قشر آستر معمولا با دانه بندی درشت تر و قیر کمتر و قشر رویه با دانه بندی ریزتر و قیر بیشتر ساخته میشود.
در زمان تهیه آسفالت ، علاوه بر نوع مصرفی که خواهد داشت به حمل مصرف آن توجه میشود. از آن جمله است: آفتابی یا سایه بودن محل ، روباز بودن یا قرار گرفتن درون تونل ، خشکی و نمناکی محل کار ، تغییرات دمایی که باید تحمل کند، فصل ساختن راه و مانند آن.
انواع مصالح سنگی آسفالت
مصالح سنگی درشت
شامل ذرات درشت تر از الک شماره 8 (یا 10) است. این مصالح که معمولا از شن طبیعی و سنگ یا قلوه سنگ شکسته است، باید عاری از مواد پوشاننده سطح دانهها (مانند لای یا رس) یا هر نوع ماده مضر دیگر که مانع چسبیدن قیر به ذرات میشود ذرات سست و کلوخههای گلی و سنگهای تجزیه شده باشد. ساییدگی این مصالح در 500 دور چرخش ماشین لوس آنجلس نباید از 40 برای آستر و از 30 برای رویه تجاوز کند. همچنین باید لااقل 60 درصد وزنی دانههای درشت ، حداقل در دو چشمه شکسته باشند. مقاومت اینگونه مصالح در مقابل عوامل جوی پس از 5 چرخه آزمایش با سولفات سدیم نباید از 8 درصد بیشتر باشد.
مصالح سنگی ریز
به مصالحی اطلاق میگردد که از الک شماره 8 میگذرند، ولی روی الک شماره 200 باقی میمانند. این مصالح از شکستن سنگ یا شن یا از ماسه طبیعی یا مخلوطی از آنها بدست میآیند. مصالح سنگی ریز ، باید تمیز و سخت و بادوام و تا حد امکان گوشهدار و عاری از پوشش رسی ، لای یا هرگونه مواد مضر دیگر ، که مانع چسبیدن قیر به ذرات میگردد، باشند. علاوه بر آن باید عاری از کلوخههای رسی و دانههای سست سنگهای تجزیه شده باشند. مقاومت این مصالح در مقابل عوامل جوی پس از 5 چرخه آزمایش با سولفات سدیم باید کمتر از 8 درصد باشد (افت وزنی کمتر از 8 درصد).
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
قسمت دوم ( تهیه طرح مقدماتی)
خلاصه نتایج قسمت اول
خلاصه نتایج برنامه ریزی صنعتی و تعیین مقیاس واحدهای صنعتی در هر رشته
از آنجا که این بند از شرح خدمات پروژه حاضر، برنامه ریزی صنعتی را مطرح نموده و در قالب همین بند به موضوع تعداد نفرات و پرسنل پرداخته است، لازم می گردد تا ابتدا کلیات برنامه ریزی کالبدی، که در حقیقت، پیش نیاز برنامه ریزی صنعتی محسوب می شود ( و در بندهای پیشین مورد بررسی قرار نگرفته)، ارائه گردد تا آنگاه بتوان به « بررسی تعداد نفرات و پرسنل» پرداخت، چرا که جمعیت شاغلان صنعتی، رابطه مستقیم با وسعت اراضی صنعتی دارد و بالعکس. به عبارت دیگر، تعداد شاغلان صنعتی، تابعی از وسعت اراضی صنعتی است.
از سوی دیگر، کاربری صنعتی، فقط بخشی از اراضی سایت را به خود اختصاص می دهد و مابقی آن، سهم سه کاربری کلان دیگر یعنی کاربری های خدماتی، فضای سبز و شبکه راه هاست.
همانگونه که در بخش ضوابط توزیع زمین ( بند د-2) گفته شد، سهم کاربری صنعتی از کل اراضی شهرک، می باید دامنه ای مابین 60 الی 70 درصد را بر گیرد.
در برنامه ریزی کالبدی پروژه، کوشش شده است تا حداکثر سهم پیش بینی شده در ضوابط مصوب « شرکت شهرک های صنعتی ایران» برای کاربری صنعتی یعنی 70 درصد از کل اراضی سایت لحاظ گردد، لیکن در یک رابطه رفت و برگشتی با مرحله طرح ریزی پروژه، که مطابق با شرایط و مقتضیات زمین تطبیق و تثبیت یافته است، سهم کاربری صنعتی در مجموع اراضی محدوده های سه گانه طرح، نهایتا معادل 3/65 درصد از کل اراضی 6/155873 متر مربعی سایت، یعنی برابر 34/4801،16،1 متر مربع به دست امده است. همچنین کاربری خدماتی 82/72621 متر مربع و یا 7/4 درصد، کاربری فضای سبز ( مجموع کاربری های، کمربندی سبز حفاظتی و پارک و مسیر سبز پیاده و نوارهای سبز حاشیه معابر) 20/191، 173 متر مربع و یا 1/11 درصد و شبکه راه ها 43/293580 متر مربع و یا 2/18 درصد از اراضی توسعه « شهرک صنعتی رفسنجان» را به خود اختصاص می دهند. ( جدول 1-1).
جدول1-1- مساحت، نسبت و سرانه اراضی اختصاص یافته به انواع کاربری های کلان ارضی در محدوده اراضی توسعه « شهرک صنعتی رفسنجان»
نوع کاربری
مساحت اراضی
نسبت
سرانه
صنعتی
خدماتی
فضای سبز
شبکه راه ها
34/1016480
82/72621
02/173191
42/293580
3/65
7/4
1/11
2/18
242
3/17
2/41
9/69
جمع
6/1555873
100
4/370
با توجه به جمعیت 4200 نفری شاغل در مجموعه.
شامل انواع صنایع، غذایی و دارویی، نساجی و پوشاک، سلولزی و چوب، شیمیایی، کانی غیر فلزی، فلزی و برق و الکترونیک
قابل اختصاص به کاربری های اداری- انتظامی، تجاری، ورزشی، فرهنگی، بهداشتی- درمانی، مذهبی و تاسیسات و تجهیزات شهری
شامل کمربند سبز حفاظتی، لکه های سبز و نوارهای سبز حاشیه معابر
شامل راه ها و پارکینگ های عمومی.
1-1-1- بررسی نوع صنایع
مطالعات بخش گرایش صنعتی پروژه نشان داد که در بین گروه های مختلف صنعت، صنایع غذایی و آشامیدنی، صنایع کانی غیر فلزی، صنایع شیمیایی و صنایع فلزی، طی چند سال اخیر، روند پرشتابی را طی نموده اند که به طور علی الاصول، این روند می باید در برنامه ریزی صنعتی حاضر مورد توجه قرار گیرد.
از سوی دیگر، باید توجه داشت که رشد جهشی صنایع مذکور، طی چند سال گذشته، تا حدود زیادی در شاخص های کمی صنایع مستقر در « شهرک صنعتی رفسنجان» انعکاس یافته و سهم صنایع اخیر از اراضی واگذار شده، مجموعا رو به فزونی نهاده است. نتیجتا با توجه به این که یکی از الگوهای مورد اتکا در برنامه ریزی حاضر، وضعیت موجود، یعنی از ابتدای شکل گیری شهرک تا ماه های پایانی سال 1384 می باشد و این دوره زمانی، سال های اوج تقاضا و جهش کمی صنایع مورد بحث را نیز در بر می گیرد، خود به خود، تعدیلی از شرایط قدیم ( سهم که صنایع جهشی) و شرایط جدید ( سهم بری گروه های مختلف صنعت) واقعی صنایع قابل پیش بینی در سال های آتی ( مورد برنامه ریزی) نزدیک خواهد بود.
در برنامه ریزی حاضر، مبانی زیر، ملاک نظر قرار گرفته است:
برای دست یابی به ترکیب نهایی صنایع، الگوی صنایع فعال استان کرمان، الگوی صنایع فعال شهرستان رفسنجان و الگوی صنایع مستقر در شهرک صنعتی رفسنجان مورد اتکا واقع شده است.
از آنجا که هدف نهایی برنامه ریزی حاضر، تعیین سهم گروه های مختلف صنعت از اراضی صنعتی محدوده توسعه شهرک صنعتی است. از بین سه شاخص کمی که آمار و اطلاعات موجود، براساس آنها تنظیم گردیده، یعنی شاخص های :
تعداد واحد
تعداد شاغلان و3- میزان سرمایه گذاری، شاخص دوم، یعنی تعداد شاغلان مد نظر قرار گرفته است.
چرا که این شاخص، رابطه مستقیم با مساحت اراضی مورد نیاز دارد و در قیاس با دو شاخص دیگر،معیار دقیقتری محسوب میشود.
علاوه بر شاخص تعداد شاغلان، شاخص مساحت زمین که اطلاعات آن، در مورد صنایع مستقر در شهرک صنعتی رفسنجان وجود دارد، نیز به عنوان یک شاخص ثانوی در برنامه ریزی دخالت داده شده است.
با عنایت به این موضوع مهم که اهمیت شاخص های چهارگانه مورد استناد ( تعداد شاغلان برای سه الگوی فوق الذکر و مساحت اراضی در مورد الگوی صنایع مستقر در شهرک) یکسان نیست، در محاسبات برنامه ریزی برای شاخص صنایع فعال استان ضریب یک، برای شاخص صنایع فعال شهرستان ضریب دو و برای هر یک از دو شاخص صنایع مستقر در شهرک، ضریب سه لحاظ گردیده است.
ارقام به دست امده، نهایتا مورد جرح و تعدیل اندک قرار گرفته، گرد شده اند که در قالب سهم پیشنهادی مشخص گردیده است.
همانگونه که از ارقام « سهم پیشنهادی» جدول 1-2 بر می آید. در بین گروه های مختلف، بیشترین سهم را صنایع کانی غیر فلزی و صنایع غذایی و آشامیدنی به خود اختصاص داده اند که به ترتیب 6/27 و 1/26 درصد از صنایع پروژه را در اختیار گرفته اند. پس از آن، و به فاصله نسبتا زیاد، صنایع شیمیای با 6/20 درصد و صنایع فلزی با 1/13 درصد، از بیشترین سهم برخوردار گردیده اند.
بدیهی است در برنامه ریزی کالبدی پروژه، سهم هر گروه به صورت مساحت اراضی قابل واگذاری تعیین خواهد شد.