لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
گیاهان داروئی:
در فصل دوم رساله تذکره البیب فی ملاحظات الطبیب؛ حضرت آیت الله سیدعبدالله بلادی بوشهری به توصیف و شرح داروها و گیاهان دارویی که عام النفع و در طی سالیان دراز شایعترین انواع کاربردی بوده اند پرداخته است. او این دارونامه را جهت راهنمایی خانواده ها از موارد استفاده و کاربرد گیاهان دارویی برای بیماری های گوناگون تدوین کرده است. البته خود او متذکر شده است که هر گاه خانواده ها بیماران خود را در وضعیت سخت مرضی یافتند می بایست به اطباء حاذق ارجاع نمایند و پیش خود دوا ندهند تا در خطر بزرگ تر نیفتند.
در هر صورت پیکره طب گیاهی اسلامی که وارث مکتب های طب هند، چین، ایران، مصر باستان و یونانی بوده است انباشته از گیاهان دارویی متنوع است؛ اما در فصل دوم رساله آیت الله بلادی او ذکر دارو و گیاهانی دارویی پرداخته است که عموماً سمی نبوده و پژوهش های کافی در مورد اثرات درمانی آنها در گستره زمان انجام شده است.
آیت الله سیدعبدالله بلادی بوشهری در آغاز این فصل می نویسد:
”باید دانسته شود آنکه عقاقیر و ادویه که در این فصل مذکورند فقط قسمتی معدود از ادویه ایست که اطباء یونان و پس از آنها اطباء ایرانیان و اطباء عرب ها پس از سال های دراز و امتحانات زیاد پی به منفعت آنها و بی خطر بودن آنها برده اند و از ادویه مشهودة معروفه است در نزد آنها که همه وقت و همه جا و به همه کس حتی به اطفال کوچک هم داده اند و اگر چندان از بعضی از آنها نفع ندیده باشند، ضرر هم ندیده اند و ادویه سمیه هم در آنها نادر است و اگر بعضی سمیت داشته است تصریح بسمیت آن نموده اند. “
این حکیم روحانی نزدیک به 200 دارو و گیاه دارویی اشاره نموده است که ما در این بخش به تعدادی از کیاهان دارویی به همان اسامی که او نام برده است مطابق با نام تاکسونومیک آنها اشاره می کنیم و به کاربردهای شناخته شده و مورد تأیید طب مدرن آنها که ماحصل کار آزمایی های بالینی طی پژوهش های پزشکی بالینی و طب گیاهی متکی بر شواهد Evidence-basd Herbal Medicine بوده و در بانک های اطلاعات طب گیاهی ثبت شده است اشاره می کنیم. بی شک این بخش می تواند بعنوان ماده خام جهت طراحی و اجرا پروژه های پژوهشی در گستره گیاهان دارویی، مورد استفاده دانشجویان و دانش پژوهان قرار گیرد.
Myrtus Communis
اس :برگ های آن قابض، تونیک و ضدعفونی کننده است. دم کرده برگ های آن بصورت استعمال خارجی، توانایی ایجاد بهبودی و ضدعفونی زخم ها و جراحات را دارد و مصرف آن نیز می تواند در درمان بیماری های سیستم ادراری و گوارشی مؤثر باشد. عصارة روغنی آن نیز بشدت، اثر ضدعفونی کننده و ضد نزله داشته و در اسپانیا برای درمان عفونت های برونش ها و شش ها استفاده می شود.
Cymbopogon olivieri
اذخر:از تیره غلات است. گیاهی است پایا مخصوص نواحی گرم و مرطوب جنوب ایران. برگ های باریک و دراز با غلاف کاسه ای شکل، سنبلک های بازو به تعداد زیاد در طول سنبله انتهایی، از علائم مشخصة گیاه است.
ابوعلی سینا، فایدة آن را در وهلة اول در گل و بعد در شکوفه، ریشه و ساقة آن دانسته است. او متذکر شده است که ریشة این گیاه، معده را قوت می بخشد و اشتها را برمی انگیزد و در مداوای ورم معده و کبد مفید است و در تسکین درد زهدان بسیار مؤثر است. برگ های زیرین آن را نیز تا زمانی که تر و تازه اند، چنانچه بر جای نیش زدگی حشرات زهری بگذارند، تسکین بخش است.
Asarum europaeum
اسارون: در زمان یونان باستان از گیاهان دارویی مشهور بوده و برای درمان ناراحتی های کلیوی و برای معطر ساختن شراب بکار می رفته است. برای مصارف دارویی، ریزوم و بعضی مواقع، برگ های آن را جمع آوری می کنند.
ایزوم گیاه را پس از درآوردن از خاک، تمیز کرده و به شکل لایه های نازک در حرارتی که از 35 درجه سانتی گراد فراتر نرود خشک می کنند. این ریزوم دارای یک اسانس روغنی است که در صورت کریستال کردن آن، آزارون، نشاسته، رزین و مواد ضد باکتری حاصل می شود. مزة آن تلخ است و از آن بعنوان قی آور، مدر و سهلی ضعیف استفاده می شود. آزاره در درمان ناراحتی های کلیوی یا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
ماشینهای مبارزه با آفات و کوده ده
دلایل استفاده از مواد شیمیایی در تولید محصول:
کشاورزی که با استفاده از بذور مرغوب به منظور بدست آوردن تراکم گیاهی مطلوب به میزان معینی اقدام به کاشت نموده است، زمانی به درآمد دست خواهد یافت که هر گیاهچه تبدیل به یک گیاه سالم و بالغ شود و قادر به تولید با عملکرد بالا باشد. این مراحل رشد، مراحلی است که علفهای هرز، حشرات و شرایط هوا بطور عمده می توانند در تولید محصول اثر بگذارند. گیاه در حال رشد برای بدست آوردن مقادیر لازمی از رطوبت و مواد غذایی سریعاً به سیستم ریشه ای قوی نیاز دارد. از این رو خاک بایستی حاصل خیر بوده و عاری از بیماریها و حشرات خاکزی باشد. علفهای هرز با محصول در حال رشد برای همان رطوبت، مواد غذایی موجود در خاک و نور خورشید به رقابت می پردازند قدرت رشد طبیعی علفهای هرز اغلب موجب می شود آنها از محصولات سبز شده در کاشت ردیفی و یک پارچه پیشی بگیرند علفهای هرز علاوه بر تقلیل عملکرد محصول، دشواری برداشت را افزایش می دهند و محصولات دانه ای را با بذور خود آلوده می سازند. علفهای هرز همچنین کیفیت محصولات علوفه ای خشک و تر را کاهش می دهند.
حشرات بخشی از مجموعه حیوانات هستند که با انسانها در کسب غذا به رقابت می پردازند. میزان خسارات وارده از طرف حشرات در اغلب موارد یکی از وقاعی ثبت شده تاریخی در زمینه تلاش انسانها در تولید محصولات برای بدست آوردن غذا بوده است. در حالی که تعدادی از حشرات سودمند بوده و برای تولید محصول حالت تکمیل کننده دارند، حشراتی که مضر شناخته می شوند هر ساله میلیاردها دلار از ارزش غذایی را از بین می برند.
گذشته از این سالانه میلیونها دلار صرف مبارزه با حشرات می شود.
مواد شیمیایی مورد مصرف در کشاورزی ابزار فوق العاده ای برای مزارع مدرن می باشد. در کشاورزی کاملاً صنعتی برای مبارزه با حشرات هر ساله حدود نیم میلیون تن مواد شیمیایی مورد مصرف قرار می گیرد. مصرف سالیانه مواد شیمیایی برای کودهای تجارتی 50 میلیون تن و بیش از 2 میلیون تن برای مبارزه با علفهای هزر است. انواع زیادی از مواد شیمیایی مورد استفاده برای مبارزه با علفهای هرز و حشرات که عموماً بدانها آفت کش اطلاق می شود، تابع بسیاری از مقررات محیطی و بهداشتی است.
انواع ماشینها:
مواد شیمیایی مناسب برای کشاورزی بایستی برای رفع یک نیاز مشخص مصرف شوند و جهت دستیابی به حداکثر بازده در قابل پول صرف شده در غلظت، زمان و میزان صحیح بکار رود. بنابراین ماشینهای پخش مواد شیمیایی عامل مهمی در مقدار پخش دقیق و به موقع انجام شدن می باشند.
تقسیم بندی ماشینها برای پخش مواد شیمیایی، متکی به دو شکل مایع و خشک است که آنها پخش می گردند. مواد شیمیایی مایع معمولاً با یک رقیق کننده نظیر آب یا گازوئیل مخلوط می شوند و به صورت قطرات درشت یا ریز پخش می شوند. برخی از کودهای شیمیایی چون گاز آمونیاک تحت فشار بصورت مایع نگهداری می شوند و سپس بصورت بخار گاز
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان بجنورد
مرکز ترویج و خدمات جهاد کشاورزی گرمخان ترو مرکز ترویج وآموزش کشاورزی گرمخان
( ماشین های برداشت سیب زمینی)
پژوهش:
موسی ارکی(سرباز سازندگی گرمخان)
تابستان 1385
مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان بجنورد
مرکز ترویج وخدمات جهاد کشاورزی گرمخان
ماشین های برداشت سیب زمینی
پژوهش:
موسی ارکی(سرباز سازندگی گرمخان)
تابستان 1385
بسم الله الرحمن الرحیم
برداشت سیب زمینی یکی ازمهمترین مراحل فراوری این محصول به شما می رود.به کارگیری ماشین های برداشت درزمین های وسیع ،باعث کاهش هزینه های برداشت ،کیفیت محصول،کاهش ضایعات ،افزایش محصول ورسیدن به موقع محصول به بازار های مصرف میشود.
به طور کلی ماشین های برداشت سیب زمینی را می توان به سه دسته زیر تقسیم بندی نمود:
- سیب زمینی کن دوار
- سیب زمینی کن با زنجیره نقاله
- ماشین های برداشت کامل سیب زمینی
اگر کارگر به اندازه کافی وجود داشته باشدو سطح زیر کشت نیز کم باشد ،سیب زمینی کن دواریا سیب زمینی کن با زنجیره نقاله را می توان برای خارج کردن محصول از داخل زمین به کار برد.در صورتی که سطح زیر کشت ،زیاد باشد و نیروی انسانی هم به اندازه کافی وجود نداشته باشد از ماشین های برداشت کامل سیب زمینی می توا ن استفاده نمود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن .doc :
از خودبیگانگی
از خود بیگانگی، یکی از مهم ترین مسائل انسان شناختی است که در رشته های گوناگون علوم انسانی از جمله جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه و حتی روان پزشکی مورد توجه قرار گرفته است.
از خود بیگانگی، یکی از مهم ترین مسائل انسان شناختی است که در رشته های گوناگون علوم انسانی از جمله جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه و حتی روان پزشکی مورد توجه قرار گرفته است. مفهوم «alienation» که دز زبان فارسی به «از خودبیگانگی» ترجمه شده است، عنوانی است کلی برای بسیاری از دردهای فردی و اجتماعی انسان; و به دلیل همین کلیت، مفهومی است بسیار مبهم. به عبارت دیگر، وقتی همه مشکلات را زیر یک عنوان کلی خلاصه می کنیم، در واقع روشن نیست که درباره چه مشکلی بحث می کنیم. برای مثال، وقتی می گویم: «فلانی بیمار است» چیزی که از این تعبیر دستگیرمان می شود، این است که حال این شخص خوب نیست; یعنی آن گونه که باید باشد نیست. اما اینکه چه مشکلی برای او پیش آمده، یا چه اختلالی در مزاج او رخ داده، که موجب این وضع شده است و چگونه می توان با ایجاد تغییراتی در مزاج او زمینه بهبودی او را فراهم نمود، مشخص نیست. بر همین اساس است اگر فردی دچار از خودبیگانگی شده باشد. سؤال می شود چگونه این مشکل یا بیماری به وجود آمده، راه حل و یا درمان آن چیست؟ چرا بسیاری از انسان ها به این درد مزمن مبتلا هستند؟ راه های پیشگیری از آن کدام است؟ چه اقداماتی باید در زندگی انسان صورت گیرد تا به رفع آن منجر شود؟ مجموعه سؤالاتی از این دست و پاسخ به این پرسش ها، مستلزم بررسی مفهوم از خودبیگانگی، تبیین دیدگاه های مختلف درباره آن و در نهایت، ارائه راه کارهایی برای پیشگیری یا درمان آن می باشد. ابتدا به بررسی مفهوم از خودبیگانگی می پردازیم:
● بررسی مفهوم از خودبیگانگی
واژه «alienation» که در زبان فارسی غالباً به «از خودبیگانگی» ترجمه شده است، در فلسفه غرب سابقه طولانی دارد. ریشه این اصطلاح کلمه لاتینی «alius» به معنای «دیگر» است. پسوندen در زبان لاتینی صفت ساز است. بنابراین، «alien» به معنای منسوب به دیگری است. از صفت alienفعل alienate ساخته شده است، به معنای «از آنِ شخص دیگر کردن» یا به عبارت واضح تر، «انتقال به غیر». سپس از این کلمه، اسم فعل alienationبه معنای «انتقال به غیر» (الیناسیون) ساخته شده است. مورد استعمال اصلی آن مناسبات حقوقی است به معنای سلب حقی از یک شخص و انتقال آن به شخصی دیگر. اما با گذشت زمان، این مفهوم آن قدر توسعه پیدا کرده، که در جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه و حتی روان پزشکی کاربرد دارد. در روان شناسی و روان پزشکی، الیناسیون عبارت است از حالت ناشی از اختلال روانی یا به اصطلاح، «روانی» بودن.۱ البته این معنا نیز با مفهوم حقوقی کلمه ارتباط دارد; زیرا از یک سو بیمار روانی، شخصی است که سلامت عقل خود را از دست داده است (عقل از او سلب شده است)، و از سوی دیگر، قانون پاره ای از حقوق چنین شخصی را سلب می کند و به ولی یا وارث او انتقال می دهد. این همان مفهوم قضایی «حجر» است. بنابراین، «فرد الینه» از جهت قضایی معادل «محجور» خواهد بود.۲ پس از بررسی مفهوم «الیناسیون»، نگاهی کوتاه به سیر تاریخی آن، به ویژه در فلسفه غرب، می اندازیم.
● دورنمای تاریخی از خودبیگانگی
واژه از خودبیگانگی در طول تاریخ گاهی مفهومی با بار ارزشی مثبت و گاهی نیز بار ارزشی منفی و ضد ارزش داشته است. آنچه در محافل علمی و فرهنگی مطرح و در اینجا مدّنظر است، کاربرد منفی آن است. اما به دلیل اینکه در گذشته این واژه بیشتر با بار ارزشی مثبت مورد استفاده قرار گرفته است، اشاره ای کوتاه به معنای مثبت آن می کنیم.
الیناسیون یا از خودبیگانگی به معنای مثبت یعنی وارستن از خود یا از خود بی خود شدن است. از این رو، به معنای خَلْسه یا وجد و حال عرفانی است.۳ اگر الیناسیون را به این معنا در نظر بگیریم، در واقع یک روش عرفانی (mystic) است برای رسیدن به دانش حقیقی. در این صورت، در مقابل روش عقلانی قرار می گیرد. در روش عقلانی انسان می کوشد با تحلیل و ترکیب مفاهیم به حقایق جهان دست یابد، ولی در روش عرفانی، عارف برای رسیدن به حقیقت سعی می کند از خویشتن خویش بیرون آید و حقیقت را در خود حقیقت درک کند. بنابراین، تجربه عرفانی به معنای توضیح (explanation) رازهای نهفته هستی نیست، بلکه به معنای رفتن در دل این رازها و پذیرفتن آن ها به همان صورت سر بسته است. به همین دلیل است که در عرفان ایرانی، در ستایش بیخودی و بیهوشی و نکوهش عقل و هوش مطالب فراوانی بیان شده است.
تاریخ این نحوه تفکّر در غرب نیز از دیر زمان وجود داشته است; هم در ادیان بسیار کهن و هم در نظرات برخی از قدیمی ترین فلاسفه غرب (یونان). در اینجا به عنوان شاهد، نمونه هایی را به اختصار ذکر می کنیم:
فیلون اسکندرانی (حدود ۴۰ م) این رگه عرفانی و شهودی را داخل در فلسفه و دیانت یهودی می کند. در «سفر خروج» چنین آمده: «موسی به خدا گفت: اینکه چون نزد بنی اسرائیل برسم و بدیشان گویم خدای پدران شما مرا نزد شما فرستاده است و از من بپرسند که نام او چیست، بدیشان چه بگویم که خدا به موسی گفت: هستم آنکه هستم و گفت به بنی اسرائیل چنین بگو: اهیه (هستم) مرا نزد شما فرستاد.»۴تعبیر فیلون از این عبارت آن است که خدا می گوید: ماهیت من هستی است و هستی قابل توصیف و بیان نیست; یعنی ذات خداوند را نه با اندیشه تحلیلی، بلکه با مراقبت عرفانی جذبه، با بیرون آمدن از خویشتن می توان دریافت، و کسانی را که نمی توانند این حال بی خویشتنی را درک کنند، «ساکنان همیشگی تاریکی اند» و سخنان کسانی که «در روشنایی زندگی می کنند» باور ندارند.۵
در فلسفه نوافلاطونی قرن سوم نیز در آثار فلوطین (۲۰۵ـ۲۷۰ م) این تعبیر به کار برده شده است. او نیز راه دستیابی به دانش حقیقی را بیرون شدن از خود و جذب شدن به سوی مطلوب می داند.۶ چنانکه می بینیم در فلسفه اشراقی و در یهودیت و مسحیت قرون وسطایی و در عرفان ایران و به طور کلی در تفکر شهودی، بی خویشتنی یا از خود بیگانگی ارزش مثبتی است. اما در عصر جدید، بخصوص از زمان هگل (۱۷۷۰ـ۱۸۳۱) به این سو، مفهوم از خودبیگانگی یا بی خویشتنی معنای منفی پیدا می کند و تقریباً در همه حوزه های علوم انسانی، اعم از جامعه شناسی، روان شناسی، فلسفه و حتی روان پزشکی به عنوان یک آسیب و بحران که هویت انسانی را هدف قرار داده و او را نه تنها از مسیر کمال دور می کند، بلکه سلامتی انسان را نیز تهدید می نماید به کار رفته است. در اینجا برای آشنایی بیشتر با این مفهوم، به بیان فشرده برخی دیدگاه ها درباره از خودبیگانگی می پردازیم.
● هگل و از خودبیگانگی
در فلسفه هگل دست یافتن به دانش حقیقی (دانش مطلق) به معنای بازیافتن خویشتن است. هگل نیز مانند فلوطین معتقد است که دانش به معنای یگانگی داننده و دانسته است، اما به اعتقاد او این یگانگی با پیوستن انسان به خویشتن خویش حاصل می شود، نه با بیرون آمدن از خویشتن. هگل بر این بارو است که اندیشه باید بر پای خود بایستند و متعلق خود (دانسته عین) و در نتیجه، دانش مطلق، حاصل شود. اما جذب دانسته در داننده به این معناست که داننده ساختگار دانسته را بشناسد و از آنچه در درون آن می گذرد سر در آورد. یعنی داننده دَرِ صندوقچه اسرار را باز کند و محتوای آن را بیرون ریزد. بدین ترتیب، اسراری باقی نمی ماند; نتیجه روش فلسفی یا تحلیلی توضیح اسرار است، و در نتیجه، نفی اسرار. این محور مرکزی اختلاف فلسفه هگل با تفکر شهودی است و گردش مفهوم بی خویشتنی از قدیم به جدید و از مثبت به منفی بر این محور صورت می گیرد.
بنابراین، مفهوم بی خویشتنی در عصر جدید و به ویژه در دست هگل وارونه می شود. هگل مفهوم از خودبیگانگی را در حوزه های مختلف از جمله در حوزه دین به کار می برد و از مجموعه سخنان وی بر می آید که وی دین را یکی از عوامل از خودبیگانگی انسان به معنای منفی آن می داند. هگل می گوید: دو نوع قانون داریم: ۱. قانون طبیعی; ۲. قانون وضع شده. وی دین را مجموعه ای از قضایا می داند که از ناحیه مرجعی وضع شده و ما ملزم به تبعیت از آن هستیم و مبنای چنین دینی را اعتبار و اقتدار آن مرجع می داند نه تشخیص عقل. به نظر هگل، یهودیت یک چنین دینی است. هگل می گوید: پذیرفتن دین یعنی پذیرفتن قوانین وضعی و مقهور اراده غیر شدن و بیرون آمدن از امتداد وجودی خود. هگل این وضع را «بریدن» یا «فصل شدن» انسان از طبیعت خود می داند; زیرا در این حالت دیانت انسان که تعیین کننده رفتار اوست از طبیعت او نمی جوشد، بلکه از بیرون بر او تحمیل می شود.۷ هگل جوهر از خودبیگانگی را در این نکته نهفته می بیند که فرد انسان احساس می کند حیات شخصیت فردی او خارج از ذات او، یعنی در جامعه و دولت وجود دارد. وی پایان از خودبیگانگی را عصر روشنگری می داند که حقایق تقویت کننده بیگانگی کاهش می یابد. انگیزه خارجی امری عینی و صددرصد محسوس و ملموس می شود و دولت و سازمان دینی دیگر حقایقی هراس انگیز و اضطراب آفرین نیستند، بلکه بخشی از عالم مادی هستند که در معرض بررسی و تحقیق علمی قرار می گیرند.۸
هگل به از خودبیگانگی در حوزه اقتصاد نیز عنایت داشته و معتقد است تقسیم کار و تنوع آن انسان را از اینکه نیازهای خود را تأمین کند و به آنچه تولید می کند نیازمند باشد، دور می سازد و سبب اعتماد انسان به غیر خود (انسان های دیگر و صنعت و فن) و پیدایش نیرویی برتر از انسان و حاکم بر او می شود که از حیطه قدرت او خارج است و آن موجود بیگانه بر او مسلّط می شود.۹
● فوئرباخ و از خودبیگانگی
فوئرباخ، که در حقیقت واسطه فکری میان هگل و مارکس است، از خودبیگانگی هگل را در دین مطرح کرده است. فوئر باخ، که یک فیلسوف ماتریالیست است، دین را عامل بزرگ از خودبیگانگی انسان می شمارد.۱۰ وی معتقد بود که آدمی حق، محبّت و خیر را می خواهد و چون نمی تواند آن ها را تحقق بخشد، آن ها را به موجودی برتر، یعنی نوع انسان که آن را «اللّه» می نامد، نسبت می دهد و در وجود خدایی با این صفات مجسّم می سازد و به این طریق از خود بیگانه می شود. به همین دلیل، وی دین را مانعی در راه پیشرفت مادی، معنوی و اجتماعی انسان تلقّی می کند. وی معتقد است که انسان در سیر خود برای رهایی از دین و به تعبیری از خودبیگانگی، سه مرحله را گذرانده یا باید بگذراند: در مرحله نخست، خدا و انسان در دامن دین به هم آمیخته بودند; در مرحله دوم، انسان از خدا کناره می گیرد تا روی پای خود بایستد و مرحله سوم، که فوئرباخ همه را به سوی تحقق بخشیدن به آن فرا می خواند، مرحله علم انسانی است که انسان ماهیت خود را باز می یابد، مالک جوهر خویش می شود، نوع انسانی خدای انسان می گردد و به جای رابطه خدا و انسان، رابطه نوع انسانی و انسان مطرح می شود.۱۱
● مارکس و از خودبیگانگی
کارل مارکس برای «کار» بالاترین ارزش را قایل است و می گوید: «انسان در روند کار، خود را می سازد و سرشت نوعی خود را به جا می آورد. بنابراین، زیستن یعنی کار کردن. به همین دلیل، مارکس کار را «تجلّی زندگی» می نامد.۱۲ این تجلّی از زندگی ممکن است موجب «بیگانگی از زندگی» شود. این مشکل زمانی پیش می آید که انگیزه کار نه «نیاز درونی»، بلکه «نیاز بیرونی» و «اتفاقی» باشد;۱۳ یعنی وقتی که انسان ناچار باشد برای ادامه حیات خود، کار خود را و در واقع، خویشتن خود را مانند کالا بفروشد. کارل مارکس می گوید: «انسان از طریق الوهیت و ایدئولوژی "خود حقیقی اش" را تحقق نمی بخشد، بلکه از طریق اتحاد با جهان به وسیله کار خلّاق، فعالیّت سازنده، و روابط اجتماعی عینی و هماهنگش، ذات خود را محقق می سازد.»
مارکس بر این باور است که دین و آموزه های دینی یکی از موانعی است که در مسیر خود شکوفایی کامل انسان قرار دارد و عامل از خودبیگانگی او می شود; به این بیان که دین با دادن وعده و وعیدهای اخروی جلوی حرکت توده های مردمی را می گیرد و نمی گذارد انسان ها در مقابل حکومت های استبدادی قیام کنند و از انسان یک موجود خیالی می سازد و هیچ گاه انسان به هویت حقیقی خودش دست نمی یابد و به این صورت از حقیقت خود فاصله می گیرد و از خود بیگانه می شود. مارکس راه نجات انسان ها را از خودبیگانگی، مقابله با دین و از بین بردن دین می داند.
علاوه بر سه متفکر مذکور، توماس هابز (Tomashabbes)، بندیک اسپینوزا (Bendict spinozsa)، جان لاک (John Locke)، ژان ژاک روسو (jean jacuessRousseau)، ماکس شلر (Max scheler)، یوهان فیخته (Johann Fichte)، ولفونگ گوته (Wolfganggoethe)، ویلهلم ون هامبولت (Wilhelm vonhumboldt)، سورن کی یر که گورد (Soern kierkegoard) و پل تیلیخ (Paul Tilhich) از اندیشمندانی هستند که به مسئله از خودبیگانگی پرداخته اند.۱۴
● بررسی و ارزیابی
تأمّلی کوتاه درباره سیر تاریخی مفهوم از خودبیگانگی در فلسفه غرب و بدون تردید، پرداختن به مسئله «از خودبیگانگی» توسط اندیشمندان غربی به ویژه در سده هجدهم و نوزدهم میلادی نشان می دهد که این مسئله یکی از مهم ترین مسائل انسان شناختی است. در واقع، یکی از دردهای مزمن و خطرناکی است که انسانیت انسان را تهدید می کند و حداقل فایده آن هشداری است به همه انسان ها و رهبران فکری و فرهنگی جامعه بشری. اما تبیینی که اندیشمندان غربی از این مسئله ارائه نموده اند، از نظر متفکّران ما به جدّ مورد نقد و بررسی است; زیرا ما دین را مانع از خودبیگانگی می دانیم، در حالی که آن ها دین را عامل از خودبیگانگی انسان می دانند. وجه مشترک بیشتر این متفکران، به ویژه هگل، فوئرباخ و مارکس در زمینه رابطه دین و از خودبیگانگی، آن است که هر سه دین را به عنوان یکی از مهم ترین علل از خودبیگانگی بشر می دانند و بر این باورند که تا بشر دین را کنار نگذارد، نمی تواند خویشتن خویش را بازیابد; زیرا آن ها دین را حاکم بر اندیشه بشری می دانند و معتقدند پذیرش دین یعنی مقهور اراده غیر شدن و بیرون آمدن از امتداد وجودی خود.
نقد و بررسی این دیدگاه ها به صورت تفصیلی از حوصله این نوشتار خارج است، اما به برخی از اشکالات اساسی آن ها اشاره می کنیم:
▪ تقریباً در همه این دیدگاه ها به ویژه در سه دیدگاهی که بیان شد، این مطلب به چشم می خورد که انسان را تنها در زندگی مادی این جهانی خلاصه می کنند و دیگر ساحت های وجودی انسان را نادیده می گیرند. حال آنکه، انسان موجودی است چند ساحتی که در جای خود این مسئله به صورت مستدل به اثبات رسیده است.۱۵
▪ بیشتر این دیدگاه ها، خدا را موجودی ساخته ذهن خودآگاه یا ناخودآگاه بشر می دانند. این ادعا فاقد پشتوانه استدلالی و برهانی است و در جای خود به اثبات رسیده که خدا یک موجود خیالی ساخته ذهن بشر نیست، بلکه موجودی واقعی و حقیقی است که همه عالم هستی مخلوق، نیازمند و عین ربط به او هستند. به نظر می رسد، با فرو ریختن این دو مبنا کلیه تحلیل های مبتنی بر آن از بین می رود. به اعتقاد ما ریشه ها و عوامل پیدایش مسئله «از خودبیگانگی» به عنوان یک مشکل را باید در تعالیم و ادیان آسمانی جستوجو کرد و ادیان الهی پیش از هر متفکری به این مسئله پرداخته اند و همواره با بیان های گوناگون به انسان ها هشدار داده اند که از این بیماری خطرناکی که انسانیت آن ها را تهدید می کند، غفلت نورزند. بنابراین، ما در ادامه بحث مسئله از خودبیگانگی را از دیدگاه اسلام و روان شناسی مورد بررسی قرار می دهیم، سپس راه کارهایی برای پیش گیری و درمان آن ارائه می نماییم.
● اسلام و مسئله از خود بیگانگی
بی تردید همه ادیان آسمانی، به ویژه اسلام، برای هدایت انسان در مسیر کمال و دگرگون کردن و تعالی بخشیدن به هویت انسان آمده اند. در میان همه موجودات جهان هستی فقط انسان است که قابلیت این دگرگونی را دارد. انسان می تواند با اراده و اختیار خود راه تعالی بخشیدن به هویت خویش را برگزیند و یا اینکه هویت واقعی خویش را با علم و آگاهی بیابد یا از خود غافل شود و خود را فراموش کند و تا سرحد از خودبیگانگی پیش رود. با این فرض، همه ادیان الهی برای انسان هویتی در نظر گرفته اند۱۶ که هم امکان رشد و تعالی دارد و هم امکان سقوط و انحطاط. از این رو، می توان گفت: ادیان آسمانی پیش از هر متفکری مسئله خودفراموشی یا از خودبیگانگی را به عنوان خطری بزرگ که انسانیت انسان را تهدید می کند، مورد توجه قرار داده اند، و به بیان های مختلف نسبت به آن هشدار داده، مصادیق از خودبیگانگی و راه های پیشگیری و درمان آن را نیز ارائه نموده اند. اکنون این سؤال مطرح می شود که از منظر دین، هویت واقعی انسان چیست و چگونه انسان از هویت خود بیگانه می شود؟
● هویت واقعی انسان از دیدگاه اسلام
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
مقدمه
بیست و یک سال پس از اختراع برق توسط ادیسون اولین مولد برق جهت تامین روشنایی حرم مطهر حضرت رضا(ع) نصب و راه اندازی شد و طی یکصد سال گذشته برای روشن نگه داشتن این بارگاه ملکوتی اقدامات فراوانی به منصه ظهور رسیده است.
در سال 1343 شرکت برق منطقه ای خراسان تشکیل شد و مسئولیت تامین برق شهرستان مشهد را با استفاده از چند دستگاه مولد دیزلی بر عهده گرفت.
در سال 1347 برای تامین برق شهرهای دیگر استان نیروگاه حرارتی مشهد به بهره برداری رسید. در سال 1349 بنا به تصمیم وزارت متبوع (آب و برق) مدیریت نیروگاه مشهد به شرکت تولید و انتقال نیروی برق ایران (توانیر) منتقل و بدین ترتیب این شرکت تا سال 1365 ضمن تامین برق شهرهای جنوبی و چند شهر شمالی خراسان با نیروگاههای دیزلی تحت مدیریت خود مسئولیت انتقال و توزیع برق در استان خراسان را بر عهده داشت.
در سال 1366 مجددا با تصویب وزارت نیرو کلیه تاسیسات تولیدی شرکت توانیر شامل نیروگاه های توس، مشهد، شریعتی، شیروان و قاین به شرکت برق منطقه ای خراسان واگذار و این شرکت وظیفه تولید، انتقال و توزیع برق در استان را عهده دار و فصل جدیدی در سیمای صنعت برق خراسان گشوده شد و بخشهای مختلف صنعت برق بعنوان اولین استان کشور از مدیریت واحدی برخوردار گردید. در آن زمان شرکت دارای سه معاونت تخصصی بود، معاونت توزیع نیرو: سرپرستی امورها، قسمت ها و ادارت برق مشهد و شهرستان ها که به شکلی در ارتباط با مردم بودند. معاونت بهره برداری تولید و انتقال: مسئولیت کلیه نیروگاه های استان و بخش انتقال نیرو و بالاخره معاونت طرح و نوسازی: سرپرستی واحدهای مهندسی و اجرایی طرح های تولید و انتقال را بر عهده داشتند. از آنجا که واحدهای تابعه شرکت عملا بصورت واحد مستقل به وظایف خود عمل می نمودند در سال 1371 که به منظور تمرکز زدایی و واگذاری کارها به بخش خصوصی و نظارت و هدایت بیشتر واحدها، تشکیل شرکت های وابسته در دستور کار شرکت قرار گرفت و با شتاب بیشتری این مهم اجرا و هر یک بصورت یک شرکت هویت تازه ای یافتند. در حال حاضر 16 شرکت در سه بخش تولید، انتقال و توزیع و خدمات فنی مهندسی و خدماتی به ثبت رسیده و ارائه خدمات می نمایند.
در بخش تولید: شرکت های مدیریت تولید برق توس ، مدیریت تولید برق مشهد ، مدیریت تولید برق خیام و مدیریت تولید نیروگاه های گازی خراسان.
در بخش انتقال: شرکت های احداث تاسیسات انتقال نیرو و شرکت مهندسی انتقال نیرو و مخابرات شرق(مهام شرق).
در بخش توزیع: شرکت توزیع نیروی برق مشهد ، شرکت توزیع نیروی برق خراسان رضوی ، شرکت توزیع نیروی برق خراسان جنوبی ، شرکت توزیع نیروی برق خراسان شمالی.
شرکت های دیگر شامل: شرکت خدمات پشتیبانی نیرو (پشتیبان) ، راهبر نیروی خراسان ، مهندسی مشاور نیروی خراسان (منیران)، نصب و تعمیرات نیروی خراسان (نتن)، خدمات رفاهی و عمومی (رفانیر)، و فنی توس نیرو که در راستای سیاست های متخذه فعالیت می نمایند. برابر اساسنامه شرکت های معرفی شده بالاترین مرجع تصمیم گیری و نظارت این شرکت ها، مجمع عمومی است که ریاست مجمع بر عهده مدیر عامل شرکت برق منطقه ای خراسان است.
برق در منابع اصلی خود نیروگاهها تولید می شوند سپس به مراکز توزیع برق انتقال داده می شوند و پس از تقسیم و کاهش ولتاژ در بین مصرف کنندگان توزیع می شود. پروژه ی مد نظر در فاز توزیع برق است.
شرکت برق منطقه ای خراسان پروژه ی مدیریت طرحهای سرمایه ای را از اوایل سال 1382 آغاز کرد. وسعت این پروژه در سراسر استان خراسان سابق( خراسان شمالی – رضوی – جنوبی) بود که با عنوان سیستم های توزیع برق آغاز به کار کرد. اما بعدها به دلیل پارهای از مسائل این پروژه به قسمتهای کوچکتری تقسیم شد تا کاملتر و تخصصی تر به این پروژه پرداخته شد. مدیریت طرحهای سرمایه ای در حوزهی برق خراسان و در شرکت برق منطقه ای خراسان فعالیت خودش را آغاز کرد تا بتواند از طریق وب و اینترنت به کاربران خود ارائه خدمات بدهد و سیستم بروکراسی را به فراموشی بسپارد. این پروژه دو هدف عمده را در نظر داشت : اول برنامه ریزی و اجرا، دوم بهرهبرداری و توزیع.
ملاحضات داخلی
نبود بانک اطلاعاتی جامع و کاملی که تمامی فرآیندها به طور مستقل از آن بهره ببرند. هر بخش برای خود سیستم اطلاعاتی داشت که اطلاعات مربوط به پروژه که به آن بخش مربوط بود را در خود نگاه می داشت که این کار باعث بروز افزونگی زیاد در داده ها و در نتیجه امکان جمع آوری اطلاعات آماری را بسیار مشکل می نمود.
پیمانکاران برای ارسال و ثبت صورت وضعیت خود و دریافت تاییدیه ای برای آن که منجر به پرداخت هزینه به آنان می شود باید صورت وضعیت رابه مجریان مربوط تحویل و آنان نسبت به ثبت اقدام می کردند که این امر به دلیل زیاد بودن مشغله ی کاری مجریان در اکثر موارد با تاخیر صورت می گرفت که در نتیجه باعث پرداخت نشدن به موقع هزینه به پیمانکاران و توقف مراحل اجرایی پروژه تا پرداخت هزینه به پیمانکاران می شد.
کارشناس مربوط به بررسی صورت وضعیت های ارسالی توسط پیمانکاران باید از مراحل و میزان پیشرفت فیزیکی هر پروژه اطلاعات کامل و جامعی داشته باشد تا بتواند نسبت به رد یا قبول صورت وضعیت اقدام کند که این امر در سیستم حاضر به علت نبود ناظری که اطلاعات را در پایگاه به طور مستقیم ثبت کند وجود ندارد.
ملاحضات خارجی
عدم حضور پیمانکاران در سیستم به عنوان یک فرآیند و بروز مشکلات که در ادامه اجرای پروژه به دنبال دارد.
عدم وجود اطلاعات جامع از روند کلی تمامی پروژه ها جهت اخذ تصمیمات کلان توسط مدیران ارشد شرکت.
تعریف مسئله:
هدف ما از بررسی این سیستم این است که موارد زیر محقق شود:
دخالت دادن پیمانکاران و ناظران در روند اجرایی پروژه ها در سیستم فعلی
تسریع در انجام پروژه ها توسط پیمانکاران
داشتن بانک اطلاعاتی جامع به طوری که باعث رفع افزونگی داده ها می شود
ارائه ی اطلاعات جامع به مدیران ارشد شرکت جهت اخذ تصمیمات کلان مدیریتی
راه حل:
اصلاح سیستم مکانیزه موجود با اعمال تغییرات در عملکرد سیستم حاضر :
اضافه کردن بخشهایی برای ناظران مقیم که پیشرفت هایی فیزیکی پروژه های انجام شده توسط پیمانکاران را به صورت مدام ثبت نماید.
ایجاد بخشهایی برای پیمانکاران جهت ثبت صورت وضعیت ها به صورت مستقل
افزودن قابلیت ویرایش اطلاعات ثبت شده در سیستم که منجر به جلوگیری از تغییرات دستی داده ها در پایگاه داده اطلاعاتی و ایجاد ناسازگاری در آن می شود.
یکپارچه کردن پایگاه داده های بخش های مختلف جهت جلوگیری ازافزونگی داده ها
امکان سنجی
امکان سنجی تکنیکی:
برای اصلاح سیستم موجود احتیاج به افزودن چندین صفحه وب جهت محقق شدن اهداف فوق می باشد که فن آوری ایجاد آن در سازمان موجود می باشد.( از جمله سیستم وب ، هاست ، دامین )
همچنین حضور برنامه نویسان وب که در سیستم وجود دارد.
پشتیبانی سیستم توسط برنامه نویسان و مشاوران سیستم برای رفع مشکلات احتمالی
آموزش ناظران مقیم و پیمانکاران جهت کار با صفحات و کارتابل های اضافه شده
امکان سنجی عملیاتی:
به علت این که اصلاحات صورت گرفته باعث تسریع در روند پرداخت هزینه ها به پیمانکاران، عدم ایجاد داده های ناسازگار و تسریع در عملیات تایید صورت وضعیت می شود درنهایت سبب کاهش زمان اجرای پروژه خواهد شد. که این امر با استقبال خوبی از سوی سازمان و پیمانکاران روبرو است.