لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 59
موضوع:
مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای والدین شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی مقطع متوسطه در شهرستان باغملک
محقق:
استـاد راهنمـا:
چکیده
موضوعی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته عبارست است از مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای والدین فرهنگی و غیر فرهنگی متوسطه در شهرستان باغملک .
در این رابطه فرضیه های مورد نظر عبارتند از اینکه بین دانش آموزان دختر دارای والدین ( پدر و مادر ) شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد . و فرضیه دوم عبارت است از اینکه بین دانش آموزان پسر دارای والدین شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
فرضیه سوم : بین دانش آموزان دختر دارای مادران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
فرضیه چهارم : بین دانش آموزان پسر دارای مادران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین دانش آموزان دختر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
فرضیه ششم : بین دانش آموزان پسر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیرفرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
جامعه آماری در این تحقیق 12812 نفر بوده که تعداد 200 نفر بعنوان نمونه ای انتخاب شده ا ند .
100 نفر دانش آموز دختر ، که از این تعداد 50 نفر با والدین فرهنگی و 50 نفر با والدین غیر فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفتند .
ملاک در این تحقیق معدل دانش آموزان بوده است .
برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تجزیه و تحلیل واریانس دو راهه و استفاده از آزمونهای پسین با مقایسه های چند گانه استفاده شده است .
نتیجه بدست آمده از این تحقیق این است که بین اشتغال والدین در آموزش و پرورش و عملکرد تحصیلی فرزندان رابطه معنا دار وجود دارد .
لازم به ذکر است فرضیه ششم که عبارت است از بین دانش آموزان پسر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد . این فرضیه تأیید نشده است
چون تحقیق انجام شده در مقطع متوسطه بوده لذا برای رسیدن به نتایج مشابه یا غیر آن پیشنهاد می شود که علاقمندان به این موضوع تحقیق را در مقاطع پایین تر مورد بررسی قرار دهند .
فهرست مطالب
چکیده
فصل اول- مقدمات و کلیات
مقدمه..........................................................................................................................................
بیان مسئله.................................................................................................................................
اهمیت مسئله...........................................................................................................................
هدف های مطالعه.....................................................................................................................
حدود مطالعاتی............................................................................................................................
تعریف اصطلاحات مهم.............................................................................................................
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 55
موضوع:
مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای والدین شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی مقطع متوسطه در شهرستان ایذه
محقق:
استـاد راهنمـا:
امضـاء:
چکیده
موضوعی که در این تحقیق مورد بررسی قرار گرفته عبارست است از مقایسه عملکرد تحصیلی دانش آموزان دارای والدین فرهنگی و غیر فرهنگی متوسطه در شهرستان ایذه .
در این رابطه فرضیه های مورد نظر عبارتند از اینکه بین دانش آموزان دختر دارای والدین ( پدر و مادر ) شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد . و فرضیه دوم عبارت است از اینکه بین دانش آموزان پسر دارای والدین شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
فرضیه سوم : بین دانش آموزان دختر دارای مادران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
فرضیه چهارم : بین دانش آموزان پسر دارای مادران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد.
فرضیه پنجم: بین دانش آموزان دختر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
فرضیه ششم : بین دانش آموزان پسر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیرفرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد .
جامعه آماری در این تحقیق 12812 نفر بوده که تعداد 200 نفر بعنوان نمونه ای انتخاب شده ا ند .
100 نفر دانش آموز دختر ، که از این تعداد 50 نفر با والدین فرهنگی و 50 نفر با والدین غیر فرهنگی مورد مطالعه قرار گرفتند .
ملاک در این تحقیق معدل دانش آموزان بوده است .
برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آماری تجزیه و تحلیل واریانس دو راهه و استفاده از آزمونهای پسین با مقایسه های چند گانه استفاده شده است .
نتیجه بدست آمده از این تحقیق این است که بین اشتغال والدین در آموزش و پرورش و عملکرد تحصیلی فرزندان رابطه معنا دار وجود دارد .
لازم به ذکر است فرضیه ششم که عبارت است از بین دانش آموزان پسر دارای پدران شاغل فرهنگی و غیر فرهنگی از لحاظ عملکرد تحصیلی تفاوت وجود دارد . این فرضیه تأیید نشده است
چون تحقیق انجام شده در مقطع متوسطه بوده لذا برای رسیدن به نتایج مشابه یا غیر آن پیشنهاد می شود که علاقمندان به این موضوع تحقیق را در مقاطع پایین تر مورد بررسی قرار دهند .
فهرست مطالب
چکیده
فصل اول- مقدمات و کلیات
مقدمه..........................................................................................................................................
بیان مسئله.................................................................................................................................
اهمیت مسئله...........................................................................................................................
هدف های مطالعه.....................................................................................................................
حدود مطالعاتی............................................................................................................................
تعریف اصطلاحات مهم.............................................................................................................
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
اثر بخشی رفتار والدین در ارتقای سلامت روانی فرزندان
عقل دانش مدار انسان را می بایست با توجه به تحولات پرشتاب عصر فرامدرن با روح آرام بخش تلفیق کرد.
عقل دانش مدار انسان را می بایست با توجه به تحولات پرشتاب عصر فرامدرن با روح آرام بخش تلفیق کرد.
لازمه ماندگاری و بقاء، حرکت کردن هم جهت و همسو با این تحولات است.
با توجه به شرایط پیچیده زندگی والدین به جهت نداشتن فرصت کافی برای تربیت و آموزش فرزندان خود تربیت و آموزش آنها را به نهادهای آموزشی سپرده اند تا علاوه بر آموزش مهارتهای تحصیلی، آموزش مهارتهای زندگی راهم ییاموزند.
آیا می توان گفت دانش آموزی که صرفاَ در فعالیت های تحصیلی موفق است از نظر روانی، سلامت کاملی را دارا می باشد؟
آیا می توان نقش خانواده را در سلامت روان این فرزندان که خود سرمایه های این مرز و بوم هستند، نادیده گرفت.
سرمایه هایی که در صورت برخورداری از سلامت کامل می توانند منجر به نوآوری و اندیشه کار درجامعه شوند.
باید بتوان نسلی خود آغازگر، خود مشاهده گر، خود قضاوت کننده، خود راهبر مدیر و خود تغییر دهنده تربیت کرد و آنها را قادر ساخت تا ظرفیت های جدیدی در خود بوجود آورند و آگاهانه، مستمرانه و سریع تغییرات ایجاد نموده و پاسخگوی سریع در جامعه در حال یادگیری باشند.
این زمانی مؤثر است که این سرمایه ها در سلامت کامل روانی باشند.
خانواده به عنوان اولین، مؤثرترین، مهمترین کانون رشد و تربیت ومنبع کسب اطلاع در شکل گیری و ایجاد سلامت روانی نقش ارزنده ای را دارد و هیج جامعه ای نمی تواند ادعای سلامت کند مگر این که از خانواده های سالمی برخوردار باشد، خانواده ای که بتواند خود را با تغییرات اجتماعی وسیعی که ناشی از گذر سنت به مدرنیزه است تطبیق دهد و در این راستا به تربیت فرزندانی توجه داشته باشد که بتوانند برای خود و جامعه شان مفید واقع شوند.
سازمان جهانی بهداشت (WTO)، سلامت روانی را توانایی کامل برای ایفای نقش های اجتماعی، روانی و جسمانی تعریف کرده است که هیچکدام بر دیگری برتری ندارد.
این سازمان معتقد است که بهداشت روانی فقط عدم وجود بیماری و یا عقب ماندگی نیست، بنابراین کسی که احساس ناراحتی نکند از نظر روانی سالم محسوب می شد.
سلامت روانی همان سلامت فکر کردن و قدرت سازگاری فرد با محیط و اطرافیان است نه تنها جسم، بلکه روح نیز احتیاج به مراقبت دارد و این دو جدای از هم نیستند.
ایجاد سلامت روانی، هدف سازگاری فرد با محیط اطراف خود است در صورتی که بتواند خود را با محیط تطبیق دهد، قابلیت های خود را بروز دهد و فاقد اختلالات عاطفی و رفتاری باشد، در این صورت می توان گفت، از سلامت روانی برخوردار است.
● ویژگیهای فردی که دارای سلامت روانی است
ـ نسبت به خود، خانواده و جامعه بی تفاوت نیست.
ـ با دیگران سازگاری دارد.
ـ به خود و دیگران احترام می گذارد.
ـ شاد و مثبت اندیش است.
ـ به نقاط ضعف و قدرت خود آگاهی دارد.
ـ در برابر ناکامی ها تسلیم نمی شود و خود را نمی بازد.
ـ در برابر موقعیت ها و شرایط، انعطاف پذیر است.
ـ از توانایی های خود شناخت دارد و به دنبال رشد استعدادهایش است.
ـ دنیا را گذرگاهی برای رسیدن به آخرت می داند.
ـ نیازهایش را به گونه پاببای برآورده می کند که با ارزش های جامعه منافات نداشته باشد.
ـ صداقت و درستکاری در رفتار و گفتارش دارد.
ـ امید و شوق به زندگی دارد.
36 صفحه
قابل ویرایش
فهرست مطالب
مقدمه:
تعاریف و نظریات مختلف در مورد طلاق
دیدگاه های گوناگون در مورد پس آمد و مراحل طلاق
کودکان و نقش اثر پذیری
تأثیر طلاق بر کودکان
مفهوم نهفته در واکنش کودکان
احساس بچه ها پس از جدایی پدر و مادر
جهت گیری کودک به نفع یکی از والدین
واکنش فرزندان در سنین مختلف
الف) سنین پیش دبستان
ب) سنین مدرسه
ج) سنین جوانی
تشویش های ناشی از جدایی
رویای تجدید میثاق در کودکان
اگر بچه ی خوبی باشم امکان دارد بابا و مامان با هم آشتی کنند:
احساس مسئولیت و گناه در فرزندان
عواقب گناهکار شمردن بچه ها پس از طلاق
عواقب شوم طلاق که اولیا را به فساد و فحشا می کشاند
عواملی که موجب ازدیاد طلاق می شود
ضعف و گاه فقدان مبانی اخلاقی زوجین سبکسری بعضی از زنان تقلید زنها از صفات و مختصات مردها کم سوادی با بی سوادی زوجین اشتغال خارج از حد زنان به کارهای اجتماعی پرفعالیت اختلاف فاحش زن و شوهر نمایش فیلم های سینمایی محرک دخالت دیگران در زندگی زناشویی وجود شخص ثالث عدم توافق در مسائل جنسیعواقب شوم طلاق که دامنگیر اطفال می شود
اسارت ناپدری و یا نامادری فرزندان نقض تعلیمات پرورشگاهی و فقدان آن در صورت ولگردیالف) عدم امکان تربیت صحیح کودکان در پرورشگاه ها:
ب) اختلاط و آمیزش بد و نیک در پرورشگاه ها
عقده های روانی اطفال که بر اثر کمبود محبت ایجاد می شود اطفال بزهکاردرگیر بودن دائمی حافظه ی کودک
کودک ناشی از جدایی از نظر حسی-حرکتی
پدر را در زندگی کودکان فعال نگه داشتن
واکنش بچه ها در غیاب پدر
برخورد عاطفی کودک در غیبت پدر
غمگینی
خشم
افسردگی
مظاهر افسردگی در کودکان به نحوه های زیر تجلی می یابد:
چرا تحمل طلاق برای پسرها مشکل تر از دخترهاست؟
منابع
مقدمه:
زندگی خانوادگی در عین حال که از کهن ترین نهادهای اجتماعی محسوب می شود، ولی از شکننده ترین آنها هم به شمار می آید. اگر خانواده را یک سیستم دارای حیات نگاه کنیم. خواهیم دیدکه اختلافات ، کشمکش ها و برخوردهای غیر اصولی افراد چقدر سریع می تواند پایه های آن را متزلزل ساخته و افراد دورون سیستم را دچار انواع اختلالات کند و کارکردهای آن را تحت تأثیر قرار دهد(صابری زفرقندی،1378).
طلاق با ازدواج و خانواده که مهمترین نهادهای جامعه بشری ارتباط دارد. طلاق بدعنی اجتماعی است و به عنوان ابزار اجتماعی در مواجهه در شکست در ازدواج بکار گرفته می شود. طلاق موجب از هم پاشیدگی شخصی ، خانوادگی و اجتماعی می شود. غالباً در فرآیند طلاق یکی از طرفین وابستگی ، درگیری عاطفی و رنج بیشتری را متحمل می شود و مدتی طولانی تر در بحران به سر می برد(پوتن ،1987).
طبق گزارش مرکز ملی آمار و ارقام بهداشتی امریکا (1984) ، در چهل سال گذشته ، شمار روابط منجر به طلاق تقریباً سه برابر گردیده است. به طوری که سالانه یک میلیون کودک امریکایی در پی طلاق والدینشان شاهد از هم پاشیدن خانواده شان هستند(مرکز آمار و سرشماری امریکا ، 1988).
در جامعه ی ما نیز از هر 1000 مورد ازدواج ، حدود 174 مورد به طلاق منجر می گردد. آمار طلاق مربوط به شش ماه اول سال 77 ، نشان می دهد که نرخ طلاق در مقایسه با شش ماه اول سال 76 ، به میزان 58/1 درصد افزایش یافته است. این در حالیست که نرخ وقوع ازدواج در همین حوزه ی زمانی 71/2 درصد کاهش را نشان می دهد(بهاری،مبیرویسی، 1377).
آثار طلاق بسیار سهمگین تر از آن که از ابتدا بتوان به عمق زیان های روانی – عاطفی آن پی برد. طلاق عشق را به نفرت ، یگانگی ره به بیگانگی ، اعتماد را به بی اعتمادی و محبت و حمایت را به خشم و انتقام تبدیل می کند(پوتن،1987). طلاق پیامدهای عمیق اجتماعی ، روانی ، قانونی ، اقتصادی و والدینی دارد( رابرت ویس، 1975). نخستین پیامد اجتماعی که زن یا مرد پس از جدایی تجربه می کند، از دست دادن پایه هایی است که هوست اجتماعی وی بر آنها بنیان شده است. علائم روانی – عاطفی طلاق ، مانند ناکامی ، ماتم زدگی ، نگرانی ، وحشت ، اضطراب ، ترس ، خشم و ... طرفین را در وضعیت آسیب پذیری قرار می دهد. شدت و میزان تنش های جدایی ، بستگی به فاعل یا مفعول بودن در فرآیند طلاق دارد. گاه به دلیل مشکلات مالی پس از طلاق و منافع فرزندان، با وجود نبود روابط عاطفی ، زن و شوهر مجبور به اداره ی زندگی با یکدیگر می شوند(منتل ، 1996).
طلاق در درجه ی نخست نتیجه درگیری های بزرگسالان است و کودکان به صورت ناخواسته وارد آن می شوند و هر چه کودک کم سن و سال تر باشد دامنه ی دریافت و دنیای تجربه هایش به همان اندازه محدود تر است(صابری،زمرقندی،1387).
مشکلات افت تحصیلی ، رفتاری ، عاطفی ، عزت نفس پایین و روابط بین فردی ، صرف نظر از عامل جنس و سن ، در بین بچه های طلاق بیشتر از بچه های غیر طلاق گزارش شده است (امانر،2001). عوامل تنشزا و بحرانی که والدین به هنگام طلاق و پس از آن تجربه می کنند، بر کیفیت تنش والدینی شان تأثیر می گذارد هر چه به آن ها کمک شود تا تنش کمتری داشته باشند، کیفیت والدینی شان افزوده می شود(یون و همکاران،2000).
یکی از اختلالات رفتاری رایج در کودکان ، پرخاشگری ناشی از طلاق والدین آنهاست. طلاق برای والدین یک ضایعه و برای کودکان یک فاجه است. طلاق بیشتر متوجه کودکان خانواده است که دل به عنایت و مهر گرم والدین داشته و خانه را مرکز امید و پناهگاه خویش می دانند. طلاق پدر و مادر کودک را به اختلال عاطفی ورفتاری دچار می کند ، در مواردی قدرت اندیشه و اراده را از او باز می ستاند و در کل او را چنان پریشان می کند که اثرات شوم آن مادام العمر عارض کودک است(فرجاد، 1378).
تعاریف و نظریات مختلف در مورد طلاق
به موجب متضاد از مواد قانون مدنی در مورد طلاق ، گیش از تصویب لایحه ی قانونی خانواده طلاق به معنی انحلال ارادی نکاح بوسیله مرد و یا بنا به درخواست زن و تحت شرایط خاص بود و این تعریف را از ماده 1133 و 1121 الی 1131 قانون مدنی در می یابیم (واحدی،1342) از نظر سیستم حقوقی فرانسه طلاق به معنی انحلال ازدواج قانونی دو زوج زنده است(همان).
فرآیند طلاق نه اسان است و نه سریع، به طور متوسط و دست کم دو سال طول می کشد تا طرفین تعادل و قدرت از دست یافته را بازیابند و زمانی بسیار طولانی تر نیاز است تا بتوان بر ویرانه های بجای مانده ، بنائی نو بنیان نهاد(کلپ،1992).
از نظر وایزرمن(1975) طلاق فرآیندی است که با تجربه بحران عاطفی هر دو زوج شروع می شود و با سعی در حل تعارضان زناشویی ، از طریق جدایی ، با ورود به موقعیتی جدید با نقشها و سبک زندگی متفاوت خاتمه می یابد(گاتمی،1993)
نظریه پردازان و پژوهشگران طلاق ، طلاق را به عنوان فرآیندی نگریسته اند که از مراحل مختلف ترکیب شده است. این مراحل ، تفاوت هایی کیفی در نوع مواجهه با مسائل طلاق و درجه ی سازگاری افراد با آن نشان می هد(سیف، 1379).
دیدگاه های گوناگون در مورد پس آمد و مراحل طلاق
از نظر کاسلو (1986) ، اسگپرانکل و استورم(1983) ، طلاق در برگیرنده سه دوره است: 1)شامل دوره قبل از طلاق /تصمیم گیری 2) دوره ی حین طلاق /بازسازی 3) دوره بعد از طلاق/بهبودی (یانگ ولانگ،1988). هر یک از دوره ها از مراحلی تشکیل شده و هر مرحله نیز شامل خرده مراحلی است.
دوره ی نخست با تجربیات نارضایتی روز افزون نسبت به روابط زناشویی در هر یک از زوجین آغاز می شود و با اقداماتی در زمینه بررسی روند قانونی طلاق و در میان گذاشتن آن با دوستان و خویشاوندان ادامه می یابد.
دوره ی دوم، زمان تمرکز بر واقعیت های مرتبط با مسائل اقتصادی طلاق ، تصمیم گیری درباره ی محل زندگی هر یک از زوجین پس از طلاق ، موضوع حضانت و سرپرستی بچه ها و موضوع هم والدینی است. این دوره با احساسات مبهمی چون ترس ، تنهایی ، خشم و طرد عجین شده است.
در دوره ی سوم افراد سعی در کشف تجربیات و هویت منابع عشق جدید دارند. این دوره برای برخی مهیج اما برای بعضی با پشیمانی و مقاومت در پذیرش واقعیت همراه است(یانگ ولانگ،1988).
طلاق به معنای تقسیم قابلیت ها ، دارایی ها و سرمایه شما است که زن و شوهر هر دو در طی زندگی مشترک با هم اندوخته اند. «جوآن گرانت» و «ملوین برک» در کتاب خود تحت عنوان بازی طلاق ، خاطر نشان می سازند که در طلاق ، طبقات فقیر ، متوسط و ثروتمند همه یکسان ضرر می بینند.نگرانی های مالی در تصمیم گیری طلاق بسیار جدی است، چون نه تنها سرمایه های خانواده در کشاکش طلاق به تاراج می رود، بلکه زمینه های حقوقی ، دادگاهی ، مشاوره ، نفقه ، سرپرستی فرزندان و هزینه ی تشکیل زندگی مجدد نیز به آن اضافه می شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .docx :
تحصیلات والدین، زیربنای پیشرفت فرزندان
/
مقدمه:
باید دانست که عوامل متعددی بر نگرش کودک ازخود و اعضای خانواده ی خود مؤثر است، از آن جمله می توان به عوامل اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی حاکم بر خانواده اشاره کرد که ارتباط مستقیم با سطح سواد و تحصیلات خانواده دارد. شخص باسواد امکان سلامت اقتصادی و تصمیم گیری بیشتری دارد و چنین انسانی نسبت به خود و فکر و فرهنگ جامعه بصیرت بیشتری دارد. سواد و تحصیلات، از دیدگاه اقتصادی، افراد را بهسوی رشد و توسعهی درونزاد و خلاق و هماهنگ با اجتماع و کشور هدایت می کند و از دیدگاه تخصصی، جامعه را موفق می سازد، افراد بزرگسال به عنوان عامل اساسی تولید، حتی با یک اصطلاح اقتصادی خاص که همان جمعیت فعال یا نیروی کار می باشد، مشخص میشوند.با توجه به آمار موجود، گسترش سواد کاهش رشد جمعیت و همچنین توسعه ی اقتصادی و اجتماعی و پیشرفت دانش و ... را تسهیل نموده است. تنها جوامعی توانستهاند مشکلات خود در زمینه های تغذیه، مسکن، پوشاک، بهداشت و آموزش را از میان بردارند که از سطح بالای سواد برخوردار باشند.بی سوادی، نه تنها پدیده ای قابل تأسف است، بلکه علامتی است در کنار علائم دیگر که نشان دهنده ی از خود بیگانگی میباشد و منجر به عقب ماندگی می شود. این عقب ماندگی در تعلیم و تربیت، خود معلول شالوده های نامتناسب اقتصادی و اجتماعی است و رابطه ی مستقیم با فقر عمومی و کمبود وسایل کافی به ویژه نداشتن معلم و مدرسه است.
سواد و تحصیلات خانواده یکی از عوامل مهم پیشرفت بشر در جهان امروز است. پیشرفت تکنولوژی، صنعت، بهداشت و علوم مختلف مدیون این عامل مهم است.
بی سوادی در تمام ابعاد زندگی انسان می تواند تأثیر بسزایی داشته باشد، مخصوصاً در بهداشت، رشد اقتصادی، رشد فرهنگی، رشد و تربیت فرزندان، بی نظمی و ناهنجاری کودکان، رشد اشتغال و غیره مطالعات نشان داده است که هرچه آسیب های روانی بیشتر باشد، موقعیت اجتماعی شخص را پایین تر می آورد و عواملی چون فقر، بی کاری، تعداد فرزندان، اعتیاد، طلاق و ... که همه موجب پایین آمدن موقعیت اجتماعی و فرهنگی شخص می شود و آشفتگی ها یا آسیب های روانی را به وجود می آورد معمولاً افرادی که در سطح پایین اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زندگی می کنند، سطح تحصیلات کمتری نسبت به افراد همسال خود دارند و میزان تحصیلات در این خانواده ها به شدت اُفت پیدا می کند.
در حقیقت در برخی از این خانواده ها، سواد مقوله ی بیگانه ای است.
تأثیر عمیقی که این موقعیت اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی پایین، بر روی افراد خانواده و جامعه برجا می گذارد، موجب بی نظمی و آشفتگی روانی می گردد، البته این آشفتگی روانی را در طبقات مختلف جامعه می توان دید.
شیوه های انحرافی ـ ایجاد علایم روانی بیماری ـ اقدام به خودکشی ـ بستری شدن ـ قطع ارتباط با واقعیت، در طبقات پایین اجتماع، بیشتر دیده می شود.
مسائل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی، به عنوان پیش فرض این مشکل مطرح است و در واقع هدف بررسی اثرات اقتصادی ـ اجتماعی این مسئله به عنوان یک متغیر مهم بر وضعیت روانی است. در این جا سواد و تحصیلات را به عنوان یک متغیر ملاک، لحاظ نموده که قابل سنجش بیشتری است.
اهمیت موضوع پژوهش:
اهمیت این پژوهش در آن است که با شناخت عمیق تر و بیش تر نوجوانان و دانستن مسائل و ویژگی های خاص هر گروه از کودکان و نوجوانان، نخست قادر به تشخیص آنها از سایر کودکان می شویم و دوّم ارائهی راه حل ها و راهنمایی های مناسب، جهت رفع و یا حداقل، بهبود مشکلات این گروه از نوجوانان می باشد.
از آنجایی که سواد و سطح تحصیلات خانواده، موقعیت اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی، بر سلامت روانی، تأثیر بسزایی دارد و از آنجایی که سلامت روانی و یا آشفتگی روانی، بر آموزش و پرورش و بهداشت روحی و روانی و رشد و تربیت نوجوانان تأثیر دارد، می بایست شناخت عمیق تری از سطح سواد و تحصیلات و طبقات مختلف اجتماعی بهدست آوریم و به اضطراب ها، ترس ها، مشکلات خانوادگی کودک و حتی غنا و فقر کودک، پی برده و در جهت خدمت صحیح تر به کودکان استفاده کنیم.
اهداف پژوهش:
هدف این بررسی، شناخت ویژگی های خانواده ی نوجوانان بی سواد و با سواد و تحصیل کرده و مقایسه ی آن با یکدیگر در جهت دستیابی به ویژگی های روانی این نوجوانان و نگرش آن هانسبت به خود و نسبت به فضای حاکم بر خانواده می باشد.
بدیهی است با شناخت بهتر ویژگی های این افراد به لحاظ عاطفی و نیز آگاهی یافتن از علل و عوامل ناهنجاری ها و آسیب های روانی، می توان گام های مؤثری در جهت رفع مشکلات آنان برداشت.
فرضیهی تحقیق
1ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که والدین آن ها تحصیلات بالا تری دارند،ناهنجاری رفتاری کمتری نسبت به دیگران وجود دارد.
2ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که مخصوصاً مادر آن ها تحصیلات بالاتری دارند، ناهنجاری رفتاری کمتری نسبت به دیگران که مادرانشان بی سواد و یا کم سواد هستند وجود دارد.
3ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که پدر آن ها تحصیلات بالاتری دارند ناهنجاری رفتاری کم تری نسبت به دیگران که پدرانشان بی سواد و یا کم سواد هستند وجود دارد.
4ـ در دانش آموزان راهنمایی پسران که والدین آنها هردو بی سواد و یا کم سواد هستند، ناهنجاری رفتاری بیشتری نسبت به دیگران وجود دارد.
ادبیات تحقیق:
اندیشهی بشر همواره نعمتی گران قدر بوده است. این وجه افتراق با سایر موجودات سبب شده است، تا انسان در رهگذر