لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
تعریف رهبری
1- «رهبری عبارتست از هنر یا فرایند نفوذ و تأثیرگذاری بر مردم به گونهای که با میل و اشتیاق و بیشترین توان خود برای دستیابی به هدفهای گروهی کوشش نمایند». (کنتز و اودانل، 1986)
2- «رهبری در قدرت برانگیختن دیگران به پیگیری مشتاقانه نه هدفهای معین خلاصه میشود». (دویس وینواستروم، 1985)
3- «هدف سازمان این است که در آن افراد عادی بتوانند کارهای غیرعادی انجام دهند، لیکن هدف رهبری تبدیل انسانهای آرام به انسانهای برانگیخته است». (پیتر دراکر، 1954)
4- «رهبری یک فراگرد تأثیرگذاری است. رهبری عبارتست از اعمال نفوذ توسط رهبر بر رفتار یک یا تعداد بیشتری از مردمان. به بیان دیگر رهبری به ضرورت در برگیرنده کسی است که هوشیارانه کوشش میکند دیگران (پیروان) را وادارد تا کارهای موردنظرش را انجام دهند». (آرنولدو فلدمن، 1978)
5- «رهبری یک فرایند تأثیرگذاری است که از راه آن کنشهای شخص الف رفتار شخص ب را تغییر میدهد و ب این تأثیرگذاری را شروع و تغییر انجام شده را با هدفهای خود همساز میداند». (کوچمن، 1975)
6- «رهبر کسی است که وظیفه جهت دادن و هماهنگ کردن فعالیتهای مربوط به وظیفه گروه به او واگذار شده است». (فیدلر، 1967)
7- «رهبری فرایند برانگیختن دیگران به کنش در جهت هدفی مشترک است». (لاک، 1991)
8- «مدیریت نظام همکاری و تعاون است، رهبری، موتور حرکت آن است». (بارنارد، 1938)
تعریفهای بالا گزیدهای است از بسیاری تعریفهای موجود که از سوی پژوهشگران و نویسندگان مختلف ارائه شده است. برخی از نویسندگان نتیجه گرفتهاند که، به تقریب، به شمار کسانی که به «پژوهش رهبری دست زدهاند، تعریف رهبری وجود دارد.
رهبری و موفقیت سازمانها
نویسندگان مدیریت بیشتر در پیکربندی دانش مدیریت، برپایه وظیفههای مدیر یا فرایند مدیریت توافق دارند. «لوترگیولیک» این وظیفهها را در قالب کلمة ساختگی POSDCORB بیان کرده که منظور از D به جای Directing در آن مقوله رهبری است. (لوترگیولیک، 1937)
«کنتز» و «اودانل» نیز کتاب خود را برپایه پنج وظیفه زیر تدوین نمودهاند:
برنامهریزی، سازماندهی، کارمند، گزینی، رهبری و نظارت. که بهطور مشخص رهبری در آن بهعنوان یکی از وظیفههای اصلی و پراهمیت مدیریت نگاشته شده است. (کنتز، اودانل، و ویحصریخ، 1986)
«سامویل سرتو» هم دانش مدیریت را در چارچوب نظارت، تأثیر، سازماندهی و برنامهریزی تعیین میکند که بخش بزرگ نفوذ و تأثیرگذاری را در آن رهبری تشکیل میدهد. (سرتو، 1989)
مایههای نخستین نظریههای مدیریت و رهبری را در نوشتههای «چستر بارنارد» درکتاب «وظیفههای مدیران»میتوان یافت. ضرورت رهبری، یعنی توانایی افراد در الهام بخشیدن به تصمیم شخصی برای همکاری از راه پدید آوردن ایمان را آشکار میسازد. ایمان به آگاهی همگانی، ایمان به احتمال کامیابی، ایمان به سیراب شدن نهایی انگیزههای شخصی، ایمان به درستی و کمال اختیار عینی، ایمان به برتری هدف همگانی بهعنوان هدف شخصی کسانی که در آن هدف همگانی شرکت جویند (بارنارد، 1966). رهبری، ازنظر ماهیت، دربر دارنده تحقق بخشیدن هدفها با مردم و به وسیله مردم است. ازاینرو، وظیفهها و روابط انسانی باید مورد توجه یک رهبر قرار گیرد. چستر بارنارد در اواخر دهه 1930 در اثر خود «وظیفههای مدیران»، همین ملاحظهها را در رهبری تشخیص میدهد. (هرسی و بلانجارد، 1988)
ملاحظه میشود که چارچوبهای نظری نویسندگان، رهبری بخشی از مدیریت است، از آنجا که هرکس به سرپرستی و راهبری دیگر مردمان میپردازد در جایگاه رهبری است، همه مدیرانی که افراد را سرپرستی میکنند، رهبر هستند. بههمین نسبت آشکار است که، بسیاری از رهبران مدیر نیستند. ممکن است فرد دارای قدرت و نفوذ باشد، ولی بدون یک نشان و جایگاه رسمی مدیریت باشد. درحالی که بیشتر مدیران بهراستی رهبر هستند و وظیفههای رهبری خود را که انجام میدهند، تنها بخشی از شغل مدیریت آنها است. (فیدلر، 1974)
چیرگی سازمانهای بزرگ در زمان ما، همه گوشههای زندگی بشر را فرا گرفته است. انجام کارهای اجتماعی بدون تشکیل سازمان، امکانپذیر نمیباشد و روشن است که توفیق یا شکست این سازمانها به مقدار درخور توجهی در گرو رهبری این سازمانها است. مدیران این سازمانها ممکن است در انجام سایر وظیفههایشان از جمله برنامهریزی، سازماندهی، به کارگماری و نظارت کامیاب باشند، لیکن دستیابی به هدفهای سازمانها بهطور عمده از راه فعالیت، دلبستگی، وفارداری، کوشش و استعداد کارکنان حاصل میشود و بهکار گرفتن خواست، توان و دلبستگی کارکنان تنها از راه وظیفه رهبر جامه عمل میپوشد.
شبکة مدیریت
«بلیک» و «موتون» رفتارهای دوگانه رهبری را بر دو محور عمود برهم قرار میدهند و شبکهای از سبکها میسازند که هریک ترکیبی از «انسانمداری» (مراعات، تمرکز بر کارکنان) و «کارمداری» (ساختدهی، تمرکز بر شغل) است.
در این شبکه 9×9، سبکها یکبعدی نیستند و ضروری نیست تا رهبر توجه به تولید و توجه به کارکنان را نقیض یکدیگر و جمع ناشدنی بداند. رهبر ممکن است در هر بُعد امتیاز بالا داشته باشد، یا در یکی امتیاز
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تعریف رهبری از جوان مسلمان :
تعریف شما از یک جوان مسلمان و خصوصیات او چیست؟چگونه یک جوان می تواند مسیر زندگی را طی کرده و به اهدافش برسد؟ :
من اساساَ در بین این خصوصیات مهمی که جوانان دارند ، سه خصوصیت را بارز می بینم ؛ که اگر آنها مشخص بشود و اگر آنها به سمت درستی هدایت بشود به نظر می اید که می توان به این سوال پاسخ داد آن سه خصوصیت عبارتند از :انرژی ، امید ،ابتکار.اینها سه خصوصیت برجسته جوان استاگر رسانه ها بتوانند این سه خصوصیت عمده را درست هدایت کنند ، من خیال می کنم که می شود یک جوان راه اسلامی را پیدا کند چون اسلام هم چیزی که از ما م خواهد این است که ما استعدادهای خودمان را به فعلیت برسانیم. البته در قران یک نکته بسیار اساسی هست و آن توجه دادن به تقواست تقوا یعنی مراقب خود بودن.تقوا یعنی یک انسان بداند که دارد چه کار می کند و هر حرکت خودش را با اراده و فکر و تصمیم انتخاب نماید ؛مثل انسانی که بر یک اسب رهوار سوار است دهانه اسب در دستش است و می داند کجا می خواهد برود تقوا این است،آدمی که تقوا ندارد حرکات و تصمیم ها و آینده اش در اختیار خودش نیست ؛ بنا براین اگر بتوانیم از ان سه خصوصیت با تقوا کار بکشیم و درست هدایت بشود خیلی خوب می شود جوانان در شکلی که اسلام می پسندد ، زندگی کنند .
هجوم به هویت نسل جوان مسلمان ، پدیده ای استعماری واستمراری
- موضوع اصلی بحث چگونگی تولید اندیشه دینی مطابق مقتضیات زمان و بر اساس نیازهای جوانان -به ویژه دانشجویان وبه طور خاص دانشجویان ایرانی درغرب -- درآن سال های هجوم افکار سکولار و ضد دینی است . از نکات جالب توجه ، جواب هایی است که هر کدام از متفکران شناخته شده مطرح می کنند. اما به این سوال باید عنایت داشت که چهار متفکراین نشست چه کسانی اند؟ چهار صاحب رای مسلمانی که د و تن آنان به د یار باقی شتافته اند؛ یکی در مرگی مشکوک در خارج و دیگری به تیر تروریست های گروه نفاق یعنی گروهک فرقان در داخل . گرد هم آمدن این چهارنفر نیز در زیر یک سقف، در آن زمان و برای هم ا ند یشی ، ازمنظر روابط وتاثیر متقابل صاحب نظران مسلمان اهمیت ویژه دارد.
2- موضوع جلسه نیز هنوز از اهمیت وحساسیت بسزایی برخودار است به ویژه که اینک در عصر حکومت اسلامی - درقالب جمهوری اسلامی - زندگی می کنیم وبه طور طبیعی مسائل تازه وچند وجهی به اقتضای پیشرفت دانش ، گسترش اطلاع رسانی نوین وارتباطات زود هنگام و لحظه ای مطرح است و نسل جوان، تشنه ومنتظر است تا به پرسش ها و ابهام ها یش پاسخ دقیق ،عالمانه و منطقی داده شود.
3-اولین نفر از آن چهارنفرمرحوم دکتر علی شریعتی است که با همان ملاحت کلام وزبان عاطفی وگفتار دلسوزانه ، ضمن تشریح موقعیت و وضعیت اندیشه دینی ، ازاین که جوانان درتنگنای افکار غیر دینی و ضد دینی قرارگرفته اند و امکان پاسخگویی ندارند ، اظهار نگرانی می کند. ا و معتقد است در این باره باید فکرعاجل شود و تولید اندیشه دینی مناسب مقتضیات زمان ومکان، ازضرورتهای غیرقابل تاخیراست . وی می گوید که جوانان مهمترین سرمایه جامعه اند که اگر از دست بروند، هیچ چیز دیگری برای فردا باقی نمی ماند.
4- پس ازوی، رهبر کنونی انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای ، ضمن تشکر از سخنان حساب شد ه و دلسوزانه دکترشریعتی ، به نگرانی وی پیرامون ازدست رفتن جوانان درپی هجوم مکاتب فکری وارداتی اشاره وبه تفسیر راهکارهای درمان آن می پردازند. جالب است بدا نیم، ایشان آن روز در باب رویکرد جوانان به اندیشه های دینی برنکاتی انگشت می گذارند و امید وارانه به نسل جوان کشورمی نگرند که با آن چه امروز به عنوان رهبر یک حکومت توصیه می کنند ، منطبق است. بیانات سا ل 1355 وبیانات امروزایشان درباره لزوم اعتماد به جوانان این مرز و بوم ، نشانگر شناختی عمیق از این قشر است که باور دارد برای برون رفت آنان ازخود باختگی وبی هویتی، باید اتکا به نفس ملی را در آنها تقویت کرد . سخنان ایشان ضمن این که دغدغه هجوم افکارغیربومی وغیردینی به جوانان را باز می گوید، در عین حال به رویکرد جوانان بسیاری اشاره دارد که در آن سال ها به د ین و منابع دینی، متفکران دینی ، مراکز و اماکن د ینی رجوع دارند، به قرآن و نماز روی آورده اند و با اشتیاق و توجه در پی فراگیری معارف اسلامی اند .
آیت الله خامنه ای ، آن روز به عنوان یک روحانی و عالم متفکر دینی که در مبارزه و تبلیغ اسلام اجتماعی نیز پیشرو است،از این که د ر چند سال اخیر- منظورسال های قبل از انقلاب - نسل جوان چنین توجهی به معارف دینی پیدا کرده که یافته های مطالعاتی اش به دیگران و خود وی ، آ موزه های جدید وجدی می دهد، نسبت به آینده اظهار امیدواری می کنند . گرچه در همین حال معتقدند که باید به موضوع پیشنهادی دکتر شریعتی توسط اندیشمندان مسلمان جواب مناسب داده شود. جوابی که لزوما باید تولید اندیشه های نو،اما برگرفته از منابع اصیل دینی باشد.
5- نفرسوم ، دکتر فخرالدین حجازی است. فردی که در سالیان سیاه ا ستبدا د شاهنشاهی و نظام وابسته پهلوی برای احیای ا ند یشه دینی تلاش بسیاری کرد و یکی از سر پل های ارتباط و اتصال جوانان با اسلام انقلابی و اجتماعی بود. حجازی برنکته ای بسیار حساس و دقیق انگشت می گذارد که آن عنایت خاص به معنویت اسلامی است .اوپای می فشارد که معارف دینی بدون معنویت درونی خویش معنایش را از دست می دهد واز این که در برخی محافل و گروه ها، و افرادی در داخل و خارج کشور سعی دارند اصول و مبانی دین را از معنویت تخلیه وبه تمام آن جنبه مادی بدهند ، اظهار نگرانی می کند.
6- آخرین نفر این نشست ، متفکر بزرگ ، شهید آیت الله مرتضی مطهری است . وی با همان نکته سنجی ها و دقت نظرهای ویژه خویش ، ضمن این که برروزآمد بودن پاسخ به نیازها تاکید می کند، به نکاتی مانند "دشمن" و "رقیب" در بحثهای پیشین سایر سخن وران اشاره وبه کالبد شکافی آن بحث می پردازد. اوسپس بر یکی از اصلی ترین دغدغه های دوران زندگی عالمانه خویش انگشت می نهد ودر باره تفکر التقاطی هشدار می دهد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
رهنمودهای مقام معظم رهبری به زوج های جوان
مفهوم خوشبختی
خوشبختی عبارت است از: آرامش ، احساس سعادت واحساس امنیت ، جشن واسراف وزیاده روی ، کسی راخوشبخت نمی کند . مهریه و جهیزیه هم کسی را خوشبخت نمی کند . پای بندی به روش شرع است که انسان را خوشبخت وسعادتمند می کند.
همدیگر را بهشتی کنید !
ازدواج واختیار همسر، گاهی درسرنوشت انسان موثر است.خیلی اززن ها هستند که شوهرانشان را بهشتی می کنند . خیلی از مردهای مهم هستند که زن هایشان را بهشتی می کنند . عکس آن هم هست . اگر زن وشوهر، این کانون خانوادگی را قدر بدانند وبرای آن اهمیت قائل باشند، زندگی امن وآسوده خواهد شد وکمال بشری برای زن وشوهر درسایه ازدواج خوب ممکن خواهد شد.
گاهی هست که مرد در فعالیت های زندگی سردوراهی می رسد.
انتخاب باید بکند یا دنیا را و یا راه صحیح وامانت وصداقت را ، یکی از این دو تا را باید انتخاب کند ، این جاست که زن می تواند او را به راه اول یا راه دوم بکشاند .متقابلا ،طرف عکس آن هم هست ، شوهرها هم درمورد همسرانشان می توانند این طور تاثیرات را داشته باشند. سعی کنید با هم این طور باشید . هردو کوشش کنید که یکدیگر را متدین، درراه خدا ، درراه اسلام ، درراه حقیقت ، در راه امانت و صداقت ، نگهدارید ومانع ازانحراف ولغزش شوید.
دردوران بسیار دشوار سال های مبارزات وهمچنین سال های انتقلاب ، خیلی از زن ها شوهران خود را با صبر وهمکاری شان بهشتی کردند . مردها رفتند به جبهه های گوناگون و خطرات را متحمل شدند. این زن ها درخانه ها لرزیدند ودچار تنهایی وغربت گشتند ، اما زبان به شکوه بازنکردند ، شوهران خود را تشویق هم کردند . این ها شوهران خود را بهشتی کردند والا می توانستند طوری عمل کنند که شوهرانشان از رفتن به جبهه واز ورود به میدان مبارزه ، وازادامه مبارزه پشیمان شوند . می توانستند این طور عمل کنند ، ولی نکردند . بی صبری نشان ندادند . شوهرانی هم بودند که همسرانشان را بهشتی کردند . هدایت آن ها ، همکاری آن ها، دستگیری وکمک آن ها موجب شد که این زن ها بتوانند در راه خدا حرکت کنند . عکس آن را هم داشته ایم . زن هایی بوده اند که شوهران خود را اهل جهنم کرده اند و مردهایی هم بوده اند که زن های خود را جهنمی کرده اند . می توانید با هم همکاری کنید، همدیگر را اهل بهشت کنید، همدیگر را سعادتمند کنید، همدیگر را درراه تحمل علم ، تحصیل کمال ،پرهیزکاری ،تقوا وساده زیستی کمک کنید.
همدیگر را خوشبخت کنید!
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
چکیده:
فناوری اطلاعات و بهخصوص اینترنت، فضای کسب و کار و بازار محصولات و خدمات را دگرگون ساخته است. بنابراین بسیاری از سازمانها و شرکتها برای اینکه بتوانند در محیط رقابتی جهانی فعالیت کنند، به استفاده از ابزارها و روشهای الکترونیک از جمله کسب و کار الکترونیک روی آورده اند. آنچه در این بین اغلب فراموش می شود مدیریت موثر فعالیتهای الکترونیکی است. مدیریت الکترونیک مجموعه فرآیندهایی است که موفقیت کسب و کار الکترونیک را تضمین خواهد کرد.
کلمات کلیدی :
مدیریت الکترونیکی ، رهبری الکترونیکی ، چالش های رهبری الکترونیکی ، استراتژی رهبری الکترونیکی
مقدمه
طبق نظر بسیاری از اقتصاددانان، متخصصان و آینده نگرها در سالهای اخیر انقلابی مشابه انقلاب صنعتی به وقوع پیوسته که جهان را وارد ” عصر اطلاعات“ ساخته و بسیاری از جنبههای اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حیات بشر را دستخوش تحولی عمیق نموده است. یکی از ابعاد این تحول، تغییرات عمیقی است که در فناوری اطلاعات به وجود آمده است(مومنی، 1381). چشمانداز جهان با بهره گیری فناوری اطلاعات بسیار متفاوت اززندگی امروز ماست. فرزندانی که درقرن آینده متولد خواهند شد شهروندان جامعه اطلاعاتی نامیده می شوند؛ جامعه ای که درآن زندگی اقتصادی و اجتماعی افراد جامعه شدیدا تحت تاثیر فناوری اطلاعات وارتباطات است و در محیط کار، منزل و هنگام تفریح با زندگی مردم عجین شده است.کیفیت زندگی انسانها تحت تاثیر زیرساختهای ارتباطی با ظرفیت بالا و پر سرعت در تمام جهان برای انتقال نوشته ها، صدا، اسناد، تصاویر، طرحها و ... دائما ارتقا می یابد و اطلاعات افراد را در تمام ابعاد تحت تاثیر خود قرار می دهد (ساموئلسون و واریان، 2002).
اصطلاحاتی همچون تجارت الکترونیکی، دولت الکترونیکی، آموزش الکترونیکی، جامعه الکترونیکی و... به گوش عموم مردم آشنا هستند و چنین به نظر می رسد که فناوری اطلاعات یکی از ابزارهایی است که با جذب و بهکارگیری صحیح، دقیق و سریع آن می توان در عرصه پر رقابت امروز پیروز شد. در عصر فناوری اطلاعات، سازمانها به سازمانهای الکترونیک تبدیل شده اند وکارکنان خارج از فضاهای فیزیکی به فعالیت مشغولند. علاوه بر این تغییرات فناوری و نیروی بی حد و مرز اینترنت باعث شده است که مشتریان بیش از گذشته به سازمان نزدیک شوند. به گفته یکی از مدیران مایکروسافت" هر زمان احساس شکست کردید از مشتریان خود سئوال کنید و از همکاری و مساعدت آنها در پیشبرد اهداف سازمان کمک بگیرید." با این اوصاف محیط جدید فرصتی تازه برای عملی کردن مهارتهای مدیریتی است. اما سئوال این است که کلید موفقیت چیست؟(برک،2004)
رهبری و مدیریت الکترونیک
جهان الکترونیک نیازمند فصل مشترک میان انسانها و فناوری است و کلید دستیابی به نتایج موفقیت آمیز به مدیریت تحول گرایی بستگی دارد که سازمان ، کارکنان و تجارت الکترونیک را به خوبی هدایت کند. تاکید بر کارآفرینی، توجه ویژه به خلاقیت و نوآوری، هدایت و رهبری مبتنی بر اصول فنی، فرهنگ سازی موثر و توسعه مهارتهای ارتباطی از عمده ترین وبژگیهای عصر دات کام است ؛ عصری که به شدت حوزه مدیریت و رهبری را چالش برانگیز ساخته است ( رافونی،2001) به اعتقاد سگال " 90 درصد مشکلات شرکتها در فعالیتهای آنلاین ناشی از مدیریت است نه فناوری." تلفیق نظام مدیریتی و نظام فناوری مستلزم داشتن رابطه همه جانبه با مشتری، کارکنان و سازمان است. تخمین زده می شود تا سال 2013 هر یازده ساعت یکبار، اطلاعات دوبرابر شود. به این سرعت تغییر، افزایش رقابت و تغییر سلیقه و ذائقه مشتری نیز باید اضافه شود. بنابراین در صورت عدم مدیریت درست، از دست دادن یک مشتری به قدری سریع اتفاق می افتد که می توان آن را به کلیک کردن بر موس کامپیوتر تشبیه کرد( برک، 2004).
مدیریت الکترونیک چیزی بیش از یک تلاش گروهی یا اجتماعی برای تحقق اهداف سازمان است و در واقع به این موضوع اشاره می کند که چگونه
23 صفحه
قابل ویرایش
فهرست
مقدمه
1- عدم تناسب حرفه مدیر با تخصص وی
2- حیطه نظارت وسیع
3- عدم به کارگیری مدیران یا سرپرستان اداری در حوزه های تخصصی
رهبری در سازمان
رهبری
ویژگی های رهبر
عمده صفات رهبری
هوش
بیان رسا
رشد اجتماعی و وسعت نظر
انگیزش درونی
نتیجه تحقیقات آنان در سبک های چهار گانه زیر مطرح شده است:
سیستم سبک یک:
سیستم سبک دو:
سیستم سبک سه:
سیستم سبک چهار:
سبک های عمده رهبری
رهبری معنوی
شبکه مدیریت(رهبری)
رهبران موفق
رهبران فرهمند یا خلاق:
فرآیند کنترل در سازمان
معنی کنترل
تعریف کنترل
محورهای کنترل
ارکان کنترل
انواع کنترل در مدیریت سازمان
کنترل گذشته نگر
کنترل آینده نگر
کنترل زمان وقوع
ارزیابی و نظارت
نظارت آشکارنظارت درونیکنترل فرایند
کنترل اثربخش منابع مالی شرکت دی یر
گام هایی را که باید در فرآیند کنترل برداشت
تعیین روش و استاندارد برای سنجش عملکرد
سنجش عملکرد
تطبیق عملکرد با استاندارد
اقدامات اصلاحی
چرا به کنترل نیاز داریم ؟
8 نکته برای کنترل مؤثر
دقت
مبتنى بر اهداف سازمان بودن
تاکید بر نقاط استراتژیک و راهبردى
به موقع بودن
انعطاف پذیرى
مقرون به صرفه بودن
تناسب
مقبولیت داشتن
بهبود بخشیدن به کنترل کیفیت
نتیجه گیری
راهکارها و پیشنهادات
1-از قدرت کلمات استفاده کنید
3-مانند دیگران لباس بپوشید
4-چای مرغوب بخرید
5-لبخند بزنید حتی در مواقع پراسترس
6-با خود صادق باشید
منابع
مقدمه
قرن جدید امواج تازه ای از تغییر را با خود به همراه آورده است.محیط پیرامون سازمانها پویاتر از قبل شده و باعث گردیده تا سازمانها در پی یافتن پاسخهایی برای این پویایی ها باشند برای موفقیت و حتی بقا در چنین محیطی ضروری است سازمانها به سمت انعطاف پذیری، پویایی و تحول حرکت نموده و از سکون بپرهیزند
مدیریت و رهبری ساکن و بیتحرک نمیتواند مدت زیادی به طول انجامد، موج یا آن را غرق میکند و یا کشتی این مدیریت و رهبری، در گل فرو رفته باقی میماند و بالاخره دیدگاههای بسیاری از نظریه پردازان دیگر مانند تافلر، شوان(1971) و برگ کوبست(1993) نیز حاکی از آن است که سازمانهای امروزی نمی توانند روند و سرعت تغییرات را متوقف سازند،
بلکه تنها میتوانند تردیدها، نوسانات و بیثباتیها را به فرصتهایی برای آموختن، تطابق و همخوانی مطلوب تبدیل کنند.
جهت مقابله با این محیط نامطمئن و تغییرات مستمر، نیازبه افرادی درنقش رهبربشدت احساس می شود. بدیهی است که رهبری سنتی در هزاره سوم ادامه حیات نخواهد یافت و جهان نیازمند رهبرانی تحول گرا خواهد بود. رهبری تحول گرا به عنوان یکی از پارادایم های رهبری در روان شناسی سازمانی است که مورد تحقیق گسترده ی رضایت زیردستان قرار گرفته است
اقدامات رهبری تحول گرا این امکان را به شرکتها میدهد تا به هنگام رقابت در یک محیط متلاطم و غیر قابل پیش بینی عملکرد خود را ارتقا دهند. هنگامی که اجزا رهبری تحول گرا به عنوان مکمل سایر اقدامات رهبری به کار رود، میتواند به یک منبع مزیت رقابتی برای شرکت تبدیل شود و استفاده از این مزیت رقابتی میتواند کمک قابل توجهی در رقابت استراتژیک و کسب بازده بالاتر در کوتاه مدت و بلند مدت کند. در واقع بدون رهبری تحول گرای اثر بخش، احتمال اینکه شرکت بتواند به هنگام مواجهه با چالشهای اقتصاد جهانی به عملکرد برتر و حتی رضایت بخش دست یابد، کاهش خواهد یافت.
ریشه پارادایم رهبری تحول آفرین به قرن شانزدهم در تحقیقات صورت گرفته توسط ماکیاول باز می گردد. ماکیاول ویژگی ها ورفتار رهبران را برای توسعه نظریه رهبری در درون ساختار فئودالی انگلستان مطالعه کرد.تعریف ریشه ای کاریزما آن را برابر بایک استعداد الهی با قدرتی بیش از دیگران که دربرگیرنده اعتماد و وفاداری می باشد بیان می کند.
توصیف کاریزما دقیقاً بستگی به نفوذ وبرانگیختن پیروان وایجاد یک بصیرت وبینش در آنان دارد که به عنوان یکی از عناصرکلیدی رهبری تحول آفرین به شمار می آید. دیگر نظریه پردازان رهبری مثل هاوس و بس کاریزما رابه عنوان یک عنصر اساسی برای رهبری تحول آفرین تعریف کرده اند.
رهبری تحول گرا یکی از پارادایم هی رهبری در روان شناسی سازمانی است در واقع رهبری تحول آفرین یک فرایند آگاهانه اخلاقی ومعنوی است که الگوهای مساوی روابط قدرت میان رهبران وپیروان را جهت رسیدن به یک هدف جمعی و یا تحول واقعی بنا می کند. رهبری تحول آفرین فرایند ایجاد تعهد به اهداف سازمانی وتوانمند ساختن پیروان جهت به تحقق رساندن آن اهداف می باشد.
رهبران تحول آفرین خوش بینی جاذبه هوش وتعداد زیادی از سایر توانایی های شخصی را به کار می گیرند تا به ارتقای آرمان های دیگران پرداخته وافراد وسازمان را به سمت بالاتری از عملکرد انتقال دهند.. از آن جا که موفقیت هر سازمانی منوط به هدایت ورهبری همگام با پویایی وانعطاف پذیری سازمانی است وازسویی دیگر بالا بودن سطح انتظارات وتوقعات مشتریان سازمان ها وتغییرات شتابنده؟ نقش رهبری تحول آفرین در سازمان ها ازموقعیت ممتازی برخوردار است.
یکی از مهمترین ارکان هر جامعه ای، اجتماع مردم در کنار یکدیگر و تعامل آنان جهت نیل به هدفی مشترک است. با توجه به این موضوع، در مقیاسی کوچکتر، یک مجموعه اداری به عنوان یک سازمان اجتماعی قابل تصور است که پرسنل آن، مردم جامعه و خود مجموعه نیز نقش جامعه را ایفا می نماید. اما اگر همین مجموعه به عنوان سازمان نتواند به خوبی کنترل شود، می تواند مسائل و مشکلات زیادی به همراه داشته باشد. به دیگر سخن، رمز موفقیت یا عدم موفقیت این سازمان، وابسته به شیوه مدیریت حاکم بر آن است. ایجاد مشکل می تواند به معنای سوء مدیریت باشد و یا اینکه در انجام وظایف مدیر، نکته سوئی وجود داشته باشد، به زبان ساده تراینکه مدیر نتوانسته است آن چنان که باید و شاید در پیشبرد اهداف سازمان موفق باشد. با توجه به این تفاصیل(تفاسیر)، عوامل چندی که می توانند در این خصوص دخیل باشند را از نظر می گذارانیم:
1- عدم تناسب حرفه مدیر با تخصص وی
متاسفانه چندی است که درجوامعی همچون کشور خودمان- ایران- این، فقط نام مدیر است که اهمیت دارد و اینکه وی در چه اموری تخصص دارد یا نه، اهمیتی ندارد.
2- حیطه نظارت وسیع
به تعداد زیردستانی که زیر نظر یک بالادست فعالیت می کنند، حیطه نظارت گفته می شود. هر چقدر این حیطه وسیع تر باشد، بالطبع کنترل آن نیز مشکلتر خواهد بود. افزایش بی رویه کارکنان برای تصدی مشاغل یکنواخت باعث می شود، مدیر نتواند کنترل دقیقی بر روی مشاغل و مسئولان مرتبط با آنها داشته باشد.
3- عدم به کارگیری مدیران یا سرپرستان اداری در حوزه های تخصصی
علیرغم اینکه هر سازمانی کمابیش مدیران زیادی در سطح خود به کار می گیرد، اما اغلب دیده می شود که آنان در حوزه های کاری واقعی خود به کار گمارده نمی شوند. به عنوان مثال، سرپرست امور اداری به جای کنترل کار زیردستان اداری می بایست به پرداخت حق مرخصی کارکنان، کنترل هزینه های انجام گرفته در سطح سازمان، تذکر به خدمه شرکت جهت انجام تشریفات اداری برای مدیریت و .. بپردازد، در حالیکه جهت انجام اموری همچون نظارت بر کار کارکنان، دریافت گزارش کاری ماهانه ازآنان، پیگیری جهت افزایش مهارت های کارکنان و . مدیر و یا حتی سرپرستی در نظر گرفته نمی شود (مدیر در این مفهوم به معنای مدیر اداری است).
عواملی که ذکر شد از جمله مهمترین عوامل عدم موفقیت سازمانها هستند. البته احتمالاً عوامل مرتبط بیشتری نیز وجود خواهند داشت که به دلیل اهمیت کمتر از ذکر آنان خودداری گردید (در واقع سایرعوامل نیز تحت تاثیر همین عوامل می باشند).
رهبری در سازمان
یکی از وظایف اساسی مدیر هدایت و سرپرستی نیروی انسانی سازمان است. این وظیفه یعنی تلاش مدیر برای ایجاد انگیزه و رغبت در زیر- دستان جهت دست یافتن به اهداف سازمان، با ارزش های فرد و ارزش های حاکم بر جامعه ارتباط دارد. وظیفه هدایت مدیر شامل سه بخش :
رهبریانگیزشارتباطکه ما در این بحث فقط مسئله رهبری را مورد بحث قرار می دهیم:
رهبری
گروهی ، رهبری را بخشی از وظایف مدیریت می دانند و گروهی دیگر برای رهبری مفهوم وسیع تری نسبت به مدیریت قائلند و ان را توانایی ترغیب دیگران به کوشش مشتاقانه جهت هدف های معین می دانند و یا ان را فعالیت هایی می دانند که مردم را برای تلاش مشتاقانه در جهت کسب اهداف گروهی تحت تاثیر قرار می دهد.
اگر رهبری نفوذ در دیگران جهت کسب هدف باشد، مدیریت نفوذ درهمکاران جهت کسب اهداف سازمانی است.