لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 32
پیشگفتار
به طور خلاصه پیشرفت تاریخی ایران به حکم ضرورت پیآمدهائی را به دنبال داشته است. رویدادهای تاریخی ایران ثابت می کنند که دگرگونیهای اجتماعی این کشور، هیچگونه ارتباطی با چهرهیهای تاریخی یا ویژگیهای از نوع سنتها و آئینهای مرسوم مردم، آنگونه که هم اکنون ایدئولوگهای گروههای دست راستی حاکم مدعی آنند، نداشته، بلکه بر پایة قانونمندی کلی پیشرفت اجتماعی جوامع بشری انجام گرفته است. ایران هم مانند همه کشورهای دیگر جهان به دنبال دگرگونیهای پیوسته شکلهای اجتماعی - اقتصادی، ضمن حفظ ویژگیهائی که معلول شرایط واقعی محیط در این کشور بورده، از لحاظ تاریخی پیرفت کرده است.
این قانونمندی کلی اکنون هم در روند رویدادهای ایران انطباق پذیر است. ایدئولوگهای بورژوازی ملی ایران ادعا می کنند که در نتیجه اصلاحات 15 ساله اخیر ، طبقات و تضادهای طبقاتی رفته رفته از میان می روند و تمام ساکنان ایران از امکانات مساوی برخوردار خواهند شد، و اینکه روشهای حکومتی ایران با دهقانان و کارگران تضادی ندارد و گویا کشور به سوی سرمایهداری پیش نمیرود، بلکه دارای رژیم ویژه ایرانی با کلیه خصوصیات ملیش خواهد شد و غیره اما عملا این ادعاها با واقعیتها، از زمین تا آسمان فاصله داردند، مثلا یکی از ادعاها اینست که سرشت ملی ایرانیان همیشه با رژیم سلطنتی سازگار بوده و خواهد بود.
به راستی ماهیت اصلاحات ایران امروز چیزی جز استواری روابط سرمایهداری، نه تنها در زمینه صنایع بلکه در رشته های کشاورزی، نیست. بورژرازی ملی هم اکنون از لحاظ ایدئولوژی و سیاست خارجی به سوی گروههای دست راستی حاکم گرایش یافته است.
اصلاحات ارضی به منظور پیشرفت روابط سرمایه داری در اقتصاد کشاورزی ، به گونهایکه مالکان بزرگ ، شرکتهای بزرگ سرمایهداری داخلی و خارجی و اربابان توانگر روستاها، سودهای کلان ببرند ، انجام گرفت.
تا اندازهای پیشرفت سریع صنایع کشور در اثر در آمد سرشار از منابع نفتی انجام می گیرد. قسمتی از این درآمدها برای ایجاد تأسیسات صنعتی که در گذشته نزدیک بسیار ناچیز و در سطح پائین بودند، به کار می رود. از آنجا که دولت درآمدهای کلانی از نفت به دست میآورد و ضمنا سرمایههای خصوصی در ایران ناتوانند، نفوذ ژرف سرمایههای دولتی در اقتصاد ایران چشم گیر اس. اما طرح گروههای دست راستی حاکم چنان است که در آینده، تأسیسات دولتی را به چهرههای خصوصی واگذارند. یکی از ویژگیهای پیشرفت صنعتی ایران کشاندن سرمایههای خارجی به سوی صنایع این کشور است، البته سرمایهگذاری خارجیان در ایران با بهرهکشی فوقالعاده این سرمایهها از ایران همراه می باشد.
پیشرفت روابط بورژوازی در ایران، اصلاحات فرهنگی، بهداشتی و حتی آزادی زنان را ایجاب می کند. چنین اقدامهائی گامی به جلو در راه محو آثار فئودالی است، اما این اصلاحات سرشت محدود کنندهای دارند.
در زمینه سیاست خارجی ایران نوین، طبعا گرایشهای متضادی وجود دارد . ایران از یکسو در سازمان کشورهای ن فت خیز که از منافع ملی کشورهای اوپک دفاع می کند و علیه کمپانی های نفتی جهان به مبارزه می پردازد، شرکت دارد، سیاست همکاری اقتصادی و فنی را با دولت شوروی و کشورهای سوسیالیستی دیگر دنبال می کند، این کشور رسما نسبت به تخلیه سرزمینهای عربی از ارتش اسرائیل نظر می دهد از پیشنهاد دولتهای سوسیالیستی مبنی بر خلع سلاح و غیره در سازمان ملل متحد ظاهرا پشتیبانی می کند. از سوی دیگر درآمد کلان نفت را که چند بار در اثر افزایش قیمت نفت بیشتر شد، برای خرید مقدار زیادی اسحله گرانبها و بی مصرف از دولتهای امپریالیستی به کار می برد.
سیاست ایران در منطقه خلیج فارس و اقیانوس هند عملا به سود دولتهای امپریالیستی در این منطقه است. در اینجا ایران، پس از تخلیه این منطقه به وسیله ارتش بریتانیا، نقش حفظ «امنیت» راههای صدور نفت از منطقه خلیج فارس را به جای انگلستان به دست می گیرد، و حتی به جنبشهای آزادی ملی این منطقه(مداخله نظامی ایران در ظفار) حمله می کند. در اینجا باید از عضویت ایران در سازمان سنتو، پیمان دوجانبه نظامی ایران و امریکا که به سال 1959 منعقد شد، حضور مستشاران بیشمار نظامی امریکا در ایران و حتی کشاندن سرمایه های خارجی در شرایطی که سود کلانی از ایران می برند، یاد کرد.
اصلاحاتی که در ایران انجام می گیرد، از جمله شرکت کارگران در سود کارخانهها و فروش سهام کارخانهها به «کارگران و دهقانان» و قشرهای دیگر مردم، همه به منظور پیشگیری از پیکارهای طبقاتی است. اما با وجود صدور این قوانین همراه با تبلیغات گستردهای که به منظور گمراهی تودهها انجام می گیرند، پیکار طبقاتی از جمله جنبشهای اعتصابی کارگران از همان نخستین سالهای انجام اصلاحات آرام آرام آغاز شد و در سالهای اخیر به اوج رسیدهاند. قشرهای دموکراتیک مردم ایران یعنی کارگران، روشنفکران، عناصر میهن پرست طبقات دیگر، برای آزادی کامل کشور از بند انحصارهای امپریالیستی و به منظور به چنگ آوردن حقوق دموکراتیک و آزادی ، دارند به پا می خیزند.
آغاز انقلاب و اعلام مشروطیت
جنبش انقلابی تودهای در ایران بیدرنگ به دنبال انقلاب 1905 روسیه آغاز گردید. بهانه مستقیم این جنبش رویدادهای تهران بودند: به فرمان حاکم شهر تهران 17 بازرگان دستگیر و به چوب بسته شدند، گویا آنها امریه حاکم را درباره کاهش بهای قند اجرا نکرده بودند. این سرکوبی همراه با اخبار سوء استفادهها و تعدیات حاکم کرمان، بیدادگریهای مأموران شاهزاده شعاع السلطنه و الی فارس و والیان و حکام استانهای دیگر کشور،خشم همگانی را در تهران برانگیخت . در دسامبر 1905 به نشانه اعتراض به رفتارهای دولت تمام بازارها، دکانها و کارگاههای صنعتی پایتخت بسته شدند. قسمتی از روحانیان متنفذ به پیشوائی مجتهدان ، سید محمد طباطبائی و سید عبدالله بهبهانی از شهر تهران بیرون رفتند و در شاه عبدالعظیم به بست نشستند. این تظاهرات و بست نشینی در شیراز، مشهد و شهرهای دیگر ایران هم انجام گرفت تظاهر کنندگان خواهان برکناری عینالدوله مرتجع از مقام صدرات، انفصال نوز بلژیکی از کار و برقراری «عدالت خانه» برای رسیدگی به دادخواهیهای مردم بر پایه داد و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
معماری بناهای آموزشی اصفهان در دوران معاصر
سیر تحول بناهای آموزشی از گذشته تا امروز
شهر اصفهان در طول تاریخ ، پیوسته از مراکز بزرگ فرهنگی ایران بوده است . در گذشته ای نه چندان دور ، در این شهر مراکز آموزشی بزرگی وجود داشته اند که در زمان خود بی شباهت به دانشگاه ها و مراکز آموزشی عالی امروزی نبوده اند . در این زمان ، مکاتب ، مساجد و مدارس ، مراکزآموزشی شهر اصفهان را تشکیل می داده اند .
شهرت و عظمت علمی شهر اصفهان از قزن چهارم هجری قمری آغاز گردید و این شهر در تاریخ فرهنگ وتمدن ایران از چنان شهرت والایی برخوردار گردید که به نام دارالعلمرق معروفشد . وجود مدارس بزرگی همچون مدرسه ی نظامیه در این شهر شاهدی بر این مدعاست . در عصر صفویه ، اصفهان به عنوان یکی از مرازک علمی مهم جهان اسلام مطرح گردید و محلزندگی دوستداران علم و دانش شد و دانش پژوهان رابه سوی خود فراخواند .
از جمله مدارس مهم عصر صفویه ، مدرسه چهار باغ اصفهان را می توان نام برد . شاردن فرانسوی مطالب جالبی از مدارس و مکتب خانه های ایران عصر صفویه در سیاحت نامه ی خویش آورده است . او مدارس ایران ، و به ویژه اصفهان را معادل دانشکده در فرانسه دانسته و از 57 مدرسه در شهر اصفهان سخن گفته است . پی از دوره ای افول در مراکز علمی اصفهان به علت حمله ی افاغنه و نا آرامی های موجود ، باز در قرن سیزدهم قمری و در عصر قاجاریه ، اصفهان به عنوان یکی از مراکز مهم علوم معقول و منقول ایران مطرح شد و در همین دوره ، مدرسه ی صدر که به منزله ی دانشکاهی برای ندریس فلسفه ومنطق ، حکمت ، ریاضی ، طب و سایر علوم بود تاسیس گردید .
شیوه ی تدریس در مکتب به شیوه ی سنتی بود و شاگردان از بزرگ تا کوچک دورتادور اتاقی نشسته وخواندن قرآن وادعیه و گلستان و غزلیات حافظ و اصول و فروع دین را می آموختند. مکتب خانه ها در محلات به صورت دکه ها و حجره هایی در بازار و گذرهای اصلی و گاه در مساجد محله ای و یا منازل مسکونی اداره کنندگلن آن تشکیل می یافت و در مدارس نیز که در قلب محلات و راسته های بازار اصلی شهر جای داشتند ، به تعلیم علوم دینی و فقهی می پرداختند و معماری آنها به صورت سنتی و به شیوه ی حیاط مرکزی و دورنگرا بود . در واقع مدارس اسلامی هم مکتببود و هممحل زندگی طالب مدرسه به دلیل شرایط کسانی که در آنجا به تحصیل می پرداختند ، فضا های مختلفی داشت . داخل مدرسه حیاطی سر سبز با حجره های و ایوان هایی در اطراف قرار داشت و جای سیمنارها در ایوان های مدارس بوده و بحث های دو نفری نیز در پیشخان ها انجام می شده است .
ایوانچه های جلویحجره ها نیز محل بحث بوده است .
عناصر فضایی – کارکردی مدارس شامل حجره مدرس ، کتابخانه ، مسجد ، اتاق های خادم و چراغدار و آبکش و سرویس های بهداشتی بود . این عناصر اغلب در چهار جهت پیرامون حیاط مرکزی قرار می گرفته اند . شکل حیاط نیز به صورت مستطیل کشیده یا نزدیک به مربع( با گوشه های قائم یا پخ) بوده است . ورودی مدرسه در یک سوی محوری که از وسط دو ضلع ومرکزمستطیل می گذشته ، قرار داشته است . فضایی که در دو سوی دیگر محور مذکور قرار می گرفته ، به کارکردی غیر از حجره مانند گنبد خانه ، مسجد مدرسه ، مدرس ، کتابخانه یا ایوان بزرگی کهب ه عنوان مسجد یا مدرس مورد استفاده قرار می گرفته ، اختصاص یافته است و ایوان نیز در دو سوی محوری عمود بر محور پیشین که از مرکز حیاط عبور میکرده جای دو ایوان ، دارای دو فضای متمایز شده با دهانه ای بزرگ تر نسبت به حجره های واقع در دو سوی خود بوده اند . فضا های مذکور – که گاه ایوان هم داشته اند – اغلب به کلاس درس (مدرس ) یا کتابخانه و گاهی به مسجد اختصاص می یافته اند . سرویس های بهداشتی همه ی مدارس در محلط دور از دید و پشت حجره های قرار داده می شده اند و دسترسی به آنها اغلب از راهروها یا حیاط های کوچکی در گوشه های حیاط اصلی تامین می شده است . دسترسی به طبقه ی بالا در مدارس دو طبقه با پله هایی صورت می پذیرفته که در چهار گوشه ی حیاط یا در دو سوی ایوان قرار داشته اند .
در اواخر دوره ی قاجار ، اکثر مدارس اصفهان به همان سبک مدارس قدیمی و به شیوه ی حیاط مرکزی و درونگرا ساخته می شدند . از جمله این مدارس ، می توان مدرسه های قدسیه ، نوریه و ....... را نام برد . در این زمان ، گسترش روابط اقتصادی – سیاسی ایران با کشور های اروپایی ،موجب آشمایی ایرانیان با برخی از جنبه های تمدن و فرهنگ اروپا مانند تاسیس مدارس جدید انتشار نشریه و برخی از اقدامات فرهنگی دیگر گردید . بروز این موج نوگرایی در تاریخ معاصر ایران، پیدایش مدارسی به شیوه اروپایی در کشور موجب گردید واصفهان یکی از نخستین شهر هایی بود که مدرسه هایی از این دست در آن به وجود آمدند و این مدارس در دوران مشروطیت جلوه ای دیگر یافتند و شیوه ی نوین آموزشی به آنها راه پیدا کرد . در این مدارس ، شیوه های آموزشی و اهداف رورشی با مکتب خانه های مدارس قدیمی اختلاف داشت و شیوه ی آموزشی آنها از شیوه ی سنتی به مدرن تغییر یافت . اولین مدارس اصفهان قدیمی اختلاف داشت و شیوه ی آموزشی آنها از شیوه ی سنتی به مدرن تغییر یافت . اولین مدارس اصفهان با این مشخصات ، در خارج از بافت اصلی شهر و در محله ی مسیحی نشین جلفا به وجود آمد . بانیان آن نیز میسیونر های مذهبی اروپایی بودند که برای تبلیغات دینی به احداث مدرسه اقدام نمودند . این مدارس چون از طرف ایوپاییان ایجاد می شدند . طبیعتاٌ با همان شیوه ی مدارس اروپایی اداره می شدند . در واقع اولین مدارس مسلمانان به سیک جدید در اصفهان از یک سو تحت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 42
قیامهای شیعیان در دوران عباسیان
کلمات کلیدی : تاریخ، قیام، شورشهای شیعیان، عباسیان، الرضا من آل محمد، نفس زکیه، ابن طباطبا، شهید فخ، حسن بن زید
"عباسیان" با ادعای انتساب به خاندان پیامبر و شعار جلب رضایت و احقاق حقوق از دست رفته آنان قدرت را به دست گرفتند. گروهی از شیعیان پس از دوران سختی که در زمان امویان پشت سرگذاشته بودند به عباسیان که با شعار "الرضا من آل محمد" بر سرکار آمده بودند، امید بستند.
بعدها رویگردانی عباسیان از این شعار و تحت فشار و شکنجه قرار گرفتن علویان موجب جدایی این دو جریان شد و قیامها و شورشهای مختلفی در نواحی مختلف در دوران خلفای عباسی به رهبری علویان سازماندهی شد.
انگیزۀ قیامها
انگیزۀ اصلی این قیامها در دست گرفتن حکومت و احقاق حقوق از دست رفته علویان و امر به معروف و نهی از منکر در مقابل حکومت ظلم و جور عباسی بوده است. هر چند انگیزههای غیرالهی نیز در مواردی دیده میشد، اما هدف بیشتر این قیامها و افرادی که آن را همراهی میکردند اهداف اصلاحی بود، به هر حال درگیری بین دو حزب علوی و عباسی در قالب بحثهای کلامی و ادبی آغاز شده و سرانجام به مرحلۀ عمل و میدان جنگ کشیده شد.[1]
نخستین قیام علویان
نخستین قیام علوی در روزگار عباسیان در زمان خلافت منصور، قیام "محمد بن عبدالله بن حسن" در سال 145 هـ ق بود که شیعیانش او را "نفس زکیه" و "المهدی" مینامیدند. محمد خلافت را حق خود میدانست از این رو با گروهی از یارانش از بیعت با سفاح امتناع کرد. محمد موفق شد حمایت گروه زیادی از مردم مکه و مدینه از جمله فقیهانی چون مالک بن انس را به خود جلب کند.
محمد برادرش ابراهیم را نیز برای نشر دعوت خود به بصره فرستاد. منصور از در مدارا نامهای به محمد نوشت اما محمد که خلافت را حق خود میدانست در نامهای تند، منصور را به عنوان غاصب خلافت ملامت کرد. منصور عیسی بن موسی ولیعهد خویش را برای جنگ با محمد فرستاد و با فرستادن نامههایی به مردم مدینه و وعدههای دروغین، آنان را از اطراف محمد پراکنده کرد و موفق به قتل محمد و پیروزی در جنگ با او شد. پس از مدتی سپاه خلیفه به جنگ با ابراهیم رفتند و موفق شدند سپاه ابراهیم را در سال 145 هـ. ق شکست دهند.[2]
در آغاز خلافت هادی، علویان منطقه حجاز به رهبری "حسین بن علی بن حسن بن حسین بن علی" (شهید فخ) قیام کردند. وی خلافت را حق خاندان علوی میدانست و قیام او اعتراضی به ظلم و تعدیهای هادی بر علویان و قطع مستمری آنان بود.[3] حسین در سال 169 هـ. ق به مدت یازده روز مدینه را به تصرف درآورد، زندانیان را رها کرد و عاملان عباسی را به زندان افکند، سپس بسوی مکه رفت و در محلی بنام فخ با سپاه عظیم عباسی روبرو شد و علی رغم پایداری زیاد، سپاه وی درهم شکست و حسین و پیروانش به قتل رسیدند و او به "شهید فخ" معروف شد. علویان این فاجعه را پس از حادثه هولناک کربلا غمبارترین حادثه تاریخ به شمار میآورند و در سوگ شهیدان آن قیام، مرثیهها سرودند.
"یحیی بن عبدالله " برادر "نفس زکیه" و از داعیان و مبلغان او بود و پس از شکست محمد در ری و طبرستان بکار دعوت مشغول شد و مردم را به امامت خویش خواند. هارون برای از بین بردن یحیی امارت خراسان را به فضل بن یحیی برمکی داد و او را در سال 175 هـ. ق با سپاهی به جنگ یحیی فرستاد. فضل یحیی را به صلح متمایل کرد بدین شرط که هارون امان نامهای برای او بفرستد. هارون چنین کرد ولی هنگامی که یحیی نزد او آمد پیمان شکست و وی را به قتل رساند. البته قتل یحیی نه تنها از نفوذ علویان در دیلم گیلان و طبرستان نکاست بلکه زمینه مناسبی برای اولین دولت مستقل شیعی در قلمرو خلافت عباسی یعنی علویان طبرستان فراهم آورد.[4]
"ادریس بن عبدالله" برادر دیگر محمد نفس زکیه و یکی از داعیان او بود. او در قیام فخ نیز شرکت کرد و چون این قیام به شدت سرکوب شد به مصر و از آنجا به مراکش رفت و در آنجا اولین دولت مستقل شیعی را بنیان گذاشت. هارون از خطر دولت نوپای او هراسان بود ولی به جهت دوری راه و اشتغال به جنگهای داخلی از جنگ با او منصرف شد. وی به پیشنهاد "یحیی برمکی" فردی را بنام "شماخ" مأمور قتل وی کرد. شماخ نزد ادریس رفت و ادعا کرد که پزشک و از علویان است و به این خدعه، ادریس را به قتل رساند. یاران ادریس نام نوزاد متولد نشدۀ او را ادریس گذاشتند و او را به رهبری خود برگزیدند و ادریس دوم بنیان گذار واقعی دولت ادریسیان است.
گرچه حکومت ادریسیان بدون جنگ و قیام و شورشِ قابل توجهی قدرت گرفت، لیکن از حیث سرپیچی از حکومت مرکزی و تشکیل دولت مستقل پس از امویان اندلس دومین دولت مستقل و معارض است که از پیکره عظیم خلافت عباسی جدا شد.[5]
در زمان مامون گروهی از اعراب و علویان که از تمایلات ایرانی مأمون و کارگزاران ایرانیاش ناراضی بودند به محمد بن ابراهیم علوی معروف به "ابن طباطبا" پیوستند. وی با شعار «الرضا من آل محمد» در کوفه قیام کرد و رهبری نظامی را به سری بن منصور شیبانی مشهور به "ابوالسرایا" که سابقاً از طرفداران مأمون بود سپرد. ابوالسرایا با مسموم کردن ابن طباطبا منحصراً وارد میدان شد ولی از هرثمة بن اعین فرماندۀ سپاه خلیفه شکست خورد. حرکت ابوالسرایا با دیگر حرکتهای علویان تا آن زمان تفاوت داشت، زیرا مردی غیر از خاندان اهل بیت هدایت آن را در دست داشت و برای اولین بار کوفه شاهد حرکتی علوی بود.[6]
قیام محمد بن قاسم بن علی بن عمر بن حسین بارزترین انقلاب علویان پس از شهادت امام رضا(ع) است. وی قیام خود را از کوفه آغاز کرد وهمراه گروهی از زیدیان به شهرهای خراسان رفت.
عبدالله بن طاهر از طرف معتصم مأمور جنگ با محمد لیث شد و سرانجام او را دستگیر کرد و نزد خلیفه فرستاد. خلیفه او را به دام انداخت ولی محمد بن قاسم مخفیانه گریخت و تا پایان عمر همواره محرک شورشها و انقلابهایی بر علیه حکومت آل عباس بود.[7]
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
زندانها در دوران بنی امیه
نام ، موقعیت و تعداد {شام}
گاهی زندان به اسم شهری که دران واقع شده بود نامیده می شد گاهی در یک شهر زندانهای متعدی وجود داشت و شک نیست که وجود زندان یک نیاز اجتماعی است ولازم است که در هر شهری زندانی در اختیار حکومت باشد.زندانهایی که ذکر می شوند زندانهایی هستند که در مرکز خلافت اسلامی یعنی حجاز عراق و شام احداث شده بودند.
زندانهای مرکزی شام :
1-زندان باب الصغیر که در جانب قبله یدمشق واقع شده بود .تاریخنگاران محل این زندان را مشخص کردهاند ولی کسی از انها اسامی بعضی از زندانیان انجا را ذکر نکرده اند.
نام بعضی از زندانیانی که در زندان دمشق بودند :
عبدالله بن هاشم المرقال بن ابی وقاص زهری که از پیشوایان و خطیبان عراق بوده است.
صعصعه بن صوحان عبدی –عبدالله بن الکوا یشکری –خالد بن مهاجر المخزومی .بیشتر انان را معاویه به خاطر دوستی با اهل بیت به زندان افکنده بود.
2-زندان خضراء که در دمشق واقع بود. خضراء کاخی بود که معاویه ان را ساخت و پول کلانی را صرف ساختمانش کرد وجای ان در قسمت جنوبی مسجد جامع اموی بوده است.
حاکم بن ولید اموی در انجا زندانی و کشته شد وافراد بسیار دیگری نیز در انجا زندانی بودند:از جمله یوسف بن محمد ثقفی والی ولید بن یزید است.
3-زندان حران که مکان ان در صحرای حران بوده است و مروان اخرین خلیفه اموی ، ابزاهیم امام ،برادر سفاح را در انجا زندانی کرد ونیز ابو محمد سفیانی و عبدالله بن عمر بن عبدالعزیز در ان زندان محبوس بوده اند.
4-زندان عمان و مکان ان در پایتخت اردن امروزی بوده است و ولید بن یزید ،سلیمان بن هشام را در انجا زندانی کرد ونوعا"کسانی را در انجا زندانی می کردند که می خواستند علاوه بر حبس ،تبعید هم بشوند.
5- زندان بلقاء ،ان شهری است از نواحی دمشق و در ان زندان شخصی به نام لص تلید ضبی یکی از شاعران زندانی بوده است.
6-زندان حلب، ان در شهر معروف حلب واقع شده بود و عمر بن عبدالعزیز ،یزید بن مهلب را در انجا به حبس انداخت.
نام ، موقعیت وتعداد {عراق}
زندانهای عراق در دوران امویان :
1-زندان واسط یا زندان دیماس که مو قعیت ان در شهر معروف واسط که حجاج انرا ساخته بود ،قرار داشت.
تعداد زیادی در ان زندان اسیر بودند که تعداد انها به یکصد وهشتاد هزار نفر می رسید.
عده ای از تاریخنگاران درباره یاین زندان {واسط ،دیماس} اور ده اند که انجا مانند بیابان محوطه ی بزرگی بود که سقفی بزر ان وجود نداشت وبارزترین شخصیتهای که از افراد تابعین در این زندان اسیر بودند ،در ادامه خواهد امد.
سعید بن جبیر و کمیل بن زیاد نخعی وغضبان بن شیبانی وابن القریه که عموما" از بزرگان و ادیبان به شمار می ایند و جحدر عکلی نیز در ان زندان محبوس بوده است.
2- زندان کوفه ،ظاهرا" در کوفه به علت گستردگی ادارات ان ،بیشتر از یک زندان وجود داشته است،و نخستین زندانها توسط امام علی به نام نافع و مخیس در این شهر ساخته شده بود.
درکوفه زندان دیگری به وسیله ی یوسف بن عمر ثقفی که والی هشام بن عبد الملک بوده است ،احداث گردید که به {دار بلال }معروف است.
3-زندان بصره که در شهر معروف بصره واقع شده بود و از تاریخ بر می اید که در بصره نیز مانند کوفه به علت گستردگی و وسعت سازمانهای اداری ،بیشتر از یک وجود داشته است.
زندانی به نام {بیضاء البصره }در تاریخ نامبرده شده که گاهی انجا را به نام {مخیس }نامیده اند و شخصی به نام خحدر محرزی از شاعران دولت اموی زندانی بوده است.
4-زندان قرقیسا وان شهری است که در مصب {محل تلاقی }رودخانه ی خابور در عراق واقع شده است و درانجا عبدالله بن زبیر اسدی ،زندانی بوده است.
نام ،موقعیت و تعداد {حجاز}
1- زندان مدینه : زندانی را به شهر مدینه نسبت داده اند و اسم مخصوصی برای ان ذکر نکرده اند و نیز مکان ان را در مدینه ،مشخص نکرده اند.در این زندان مردی به نام هدبه بن خشرم عذری به مدت هفت سال به دستور معاویه وشخص دیگری به نام سهری بن بشیر العکلی به امر عبد الملک بن مروان محبوس بو ده اند.
2- زندان عسفان که ان در فاصله ی بین مکه و مدینه قرار داشته است و هشام بن عبد الملک ،فرزدق شاعر را به جرم اینکه به قصیده ی میمیه اش ،علی بن حسین را مدح نموده بود ،در ان زندان حبس کرد.
3- زندان مکه :این زندان در مکه بود وعمر العرجی ،نه سال در انجا زندانی بوده است.
4- زندان دوار که در یمامه قرار داشت و جحدر العکلی ،پیش از انکه به نزد حجاج بن یوسف ،منتقل شود به همراه دیگران در انجا زندانی بوده است.
5- زندان عقیق که در یمامه قرار داشت و شاعر مشهوری به نام ابن الطریه در انجا زندانی شده بود.
6- زندان تباله :این زندان در سرزمین تهامه به فاصله ی دور از مکه و طائف قرار داشته ومصعب بن محمد سلولی در انجا زندانی شده بود.
نظام زندانها در دوران بنی امیه
نظام واحدی برای زندانها از نظر احداث زندان ،علت ورود به انجا ،چگونگی رفتار با زندانیان و مدت حبس وبه طور کلی در مورد این مسایل ،وجود نداشته است.
در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز که در تاریخ ،اسنادی از او به دست امده است ،درباره ی کیفیت رفتار به زندانیان به کارگزاران خویش صادر کرده است، به علاوه او به مقتضای سیرت نبک که داشته سعی می کرده است که زندانها به قدر مقدور طبق احکام شریعت ترتیب یابد و اداره شود.
دیگر خلفای اموی به پیروی از هوی وهوس خویش عمل می کر دند.گاهی به گونه ای تصادفی به موازین شریعت تطبیق می کرد و بسا اوقات هم با شریعت مطابقت تداشت.
به طور خلاصه در زمان امویان ،در نظام زندانها مقررات شریعت رعایت نمی شده است.
انگیزه ی حبس
بخاری روایت می کند که در جنگ {جبل الاثل}،حکم بن عمر الغفاری ،غنایم زیادی به دست اورد.از طرف معاویه دستوری به او رسید مبنی بر اینکه هر چه طلا در میان غنایم هست جدا کرده و به معاویه اختصاص دهد.او بعد دریافت دستور معاویه گفت : دستور خدا قبل از دستور معاویه به من رسیده است و غنایم را بین مردم تقسیم کرد ،به این جهت معاویه او را به زندان افکند تا جان سپرد.
ابن الحکم مردی را به زندان انداخت و دستور داد که او را به زنجیر اهنین ببندند و سپس او را مجبور کرد که زن خود را طلاق دهد وسپسبا زن او ازدواج کرد.
در تاریخ ابن اثیر جلد 1 حوادث سال 51 نقل شده که زیاد بن عبید از عدی بن حاتم طائی خواست که یکی از افراد عشیره اش به نام قیس بت عباد را که سربازان از جای او اطلاعی نداشتند ،معرفی کند ،او امتناع ورزید و زیاد به این جهت او را زندانی کرد.
این نمونه ها بیانگر انگیزه هایی است که در دوران امویان مردم به خاطر انها به زندان می افتادند.
مدت حبس
مدت حبس در دوران امویان ضابطه ی درستی نداشته است چه بسا، انسانی را تا انجا در زندان نگه می داشتند که سر انجام مرگش فرا می رسید.
ولید بن یزید در پشت بام کعبه به شرابخواری پرداخت،جماعتی از مسلمانان قصد کردند که او را بعد از بیرون امدن از خانه ی خدا به قتل برسانند. خالد بنقسری او را از قصد انان با خبر ساخت. ولید از خالد خواست که اسامی ان جماعت را به او بدهد و ام از این کار سرباز زد. ولید فردی را به تعقیب خالد فرستاد واو را به دزدی متهم کرده وبه زندان افکند تا اینکه مرگش فرا رسید.
اقسام زندانها
در زمان خلافت عمر بن عبدالعزیز ،زندانها به طور صنفی اداره می شده است.
در دیگر دوران در زندانها به روی افراد گناهکار و بیگناه باز بوده در یک زندان ،زن ومرد به طور مختلط زندانی می شدند.
معاویه در زندان شام ،امنه دختر شرید زن عمرو بن خزاعی را با شوهرش زندانی کرد و بعد از مدتی عمرو را کشت و سر بریده ی او را به اغوش زنش انداخت.
مسعودی در باره ی زندان حجاج اورده است : حجاج مرد در حالیکه در زندان او پنجاه هزار مرد وسی هزار زن وجود داشت که سانزده هزار از ان زنان در زندان همسر نداشتند و حجاج همه ی انها را در یک زندان حبس کرده بود.
کیفیت رفتار با زندانی
در زندانهای کارگزاران معاویه کسانی زندانی می شدند که علاوه بر اینکه به زنجیرهای اهنی بسته می شدند ،با وسایل گوناگون ازار وشکنجه ،ناگزیر می شدند که به طلاق دادن زنانشان رضایت بدهند.
در زندانهای معاویه به زندانیان دوایی خورانده می شد که انان را به مرض اسهال مبتلامیکرد تا حدی که انها لباسهایشان را الوده می کردند و پس از ازارزیاد انها را سوار بر فیل میکردند و در خیابانهای بصره می گرداندند.
در زمان عبد الملک بن مروان در مدینه سعید بن مسیب ،فقیه مشهور زندانی شد و بعد از انکه شصت تازیانه به او زدند ،لباسی از پشم بر او پوشاندند و سپس در کوچه های مدینه گرداندند،
علت این بود که از بیعت ولید به جهت بیعتی که قبلا از عبدالملک در گردن داشت ،امتناع ورزیده بود،تا در ان واحد ،متحمل دو بیعت نباشد.
بدترین شرایط در زندانهای امویان ،زمانی به وجود امد که حجاج بن یوسف ثقفی در کوفه زندانی را ساخت.در این زندانمردان وزنان با هم در مکان واحد نگهداری می شدند ومحل زندان دارای پوششی نبود که زندانیان را از گرما وسرما حفظ کند .
روزی حجاج سوار اسب شده بود و به نماز جمعه می رفت که ناگهان ناله وفریادی به گوشش رسید. درباره ی ان پرسش کرد، پاسخ دادند: زندانیان هستند که از شدت ناراحتی به صدا در امده وناله سر داده اند. حجاج رو به زندانیان کرد وگفت: {اخسئوا و لا تکلمون}.
زندان حجاج
انجا محوطه ی وسیعی بود که با دیوار محصور شده بود وسقفی نداشت وزمانی که زندانیان به خاطر فرار از گرمای خورشید به سایه ی دیوار پناه می بردند ،نگهبانان انان را با سنگ هدف قرار می دادند و خوراک زندانیان، نان جوین بود که با نمک وخاکستر مخلوط می شد وهیچ مردی مدت کوتاهی در انجا نمی ماند ،مگر اینکه رنگ رخسارش تغییر می کرد و مانند یک فرد زنگی سیاه میشد.
زندان عمر بن عبدالعزیز
همانگونه که وی در سجیه وسیره با سایر خلفای اموی یکسان نبوده است ،زندانهایش نیز به طور کلی با دیگر زندانها ی ان دوران تفاوت کامل داشته است. در زندانهای او احکام و قوانینی حکمفرما بود که از شریعت مدد گرفته بود و تمامی زندانها در ان دوران تحت نظام واحدی اداره می شدند. زندانبانانی بر ان زندانها نظارت داشتند که احساس مسئولیت میکردند ومراقبت داشتند که اموزشهایی را که به انان داداه شده بود در زندان اجرا کنند.
زندانهای دوران او به صورت صنفی اداره می شد و زندان زنان از زندان مردان جدا بوده است. صاحبان گناهان گوناگون در یک جا نگهداری نمی شدند .زندان بدهکاران جدا از زندان جنایتکاران بوده است وبا زندانیان با داشتن جرمهای مختلف ،یکسان رفتار نمی کردند. بعضی به زنجیر بسته می شدند و بعضی از این کیفر معاف بودند.
زندان در دوران عباسیان
یکی از خصوصیات این دوران ،طول مدت زندانها ودیگری ظاهر شدن انواع شکنجه وعذاب واعمال قساوت بار است که در گذشته ی تاریخ اسلام سابقه نداشته است. این کارها از اینجا نشات میگرفت که در این دوران نهضت ترجمه ی کتابهای بیگانه شروع شد وعناصر جدیدی از دیگر اقوام مانند ترکان و ایرانیان وچینیان در میان مسلمین به حکومت رسیدند،که انواع وسایل شکنجه واعمال قساوت انگیز را با خود همراه اوردند.
نام و موقعیت
زندانهای دوره ی عباسیان که در مناطق مسلمان نشین وجود داشتند و عباسیان از انها برای سرکوبی مخالفان خویش استفاده می کردند را به دو دسته می توان تقسیم کرد
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
بررسی معماری دوران قاجارتا معاصر:
معماری دوران افشار،زندیه وقاجار شامل بناهای مذهبی وغیرمذهبی ازنظر طرح ونقشه به شیوه ی معماری دوره صفویه بسیارنزدیک بوده است.می توان گفت که معماری دوران صفوی ، افشاریه ، زندیه و قتجار پیرو شیوه ی اصفهانی بوده است.
درآثار معماری به جا مانده ازدوران قاجار این امر خود را نشان می دهد به صورتی که : طرحهای بیشتر ساختمانها ساده ، فضاها مربع شکل یا نهایتا مستطیل شکل می باشد . درطرحها و نقشه های ساختمانها شکلها و خطهای شکسته ی بیشتری به کار رفته است ، که همگی اینها از خصوصیات معما ری شیوه ی اصفهانی می باشد.
از دیگر ویژگی های کلی و اصلی معماری دوران قاجار باید به استفاده ی زیاد از تزیینات و توجه زیاد به آنها که در قالب آیینه کاری و گچ بری و استفاده از کاشی های هفت(7)رنگ و معرق در نمای ساختمانها که بیشترعرضه ی آنها در عرصه ی کاخها ومنازل مسکونی ارایه می شده است اشاره کرد.
سالنهای بزرگ با اشکال هندسی مربع ومستطیل شکل با آیینه کاری تزیین می شده است ( تالارآیینه ی کاخ گلستان ).
دراین دوره مهمترین بناهای به جا مانده درتهران وجود دارد که شامل کاخها و منازل مسکونی و همچنین مدارس و مساجد می باشد.
طرحها و نقشه ها :
اما طرحها ونقشه های به جامانده ازاین دوره که بیان کننده نوع معماری قاجار درمنازل مسکونی و کاخها به شرح زیر می باشد :
بناها شامل دو حیاط بیرونی و اندرونی می باشد . که حیاط بیرونی ساختمان آن مخصوص پذیرایی از مهمانان و برگزاری مراسمات می باشد و حیاط اندرونی منحصرا در اختیار صاحب خانه و محارم او می باشد . حیاط اندرونی کوچکتر از حیاط بیرونی است و گاها دیده می شود که این دو حیاط شبیه به همند (از نظر هندسی ) . برای ورود به خانه وارد محوطه ی هشت گوش یا دایره شکل و به ندرت مربع شکل به نام هشتی می شویم . که فضای آن کاملا بسته و مختصر نوری از سقف می گیرد . ( کارایی هشتی جدا کردن حیاط داخل وبیرونی است که هر کدام درب مخصوص به خود را داشته اند ) . معمولا مساحت این هشتی بین 8 تا 12 متر مربع بوده است .
در حیاط اندرونی معمولا در قسمت شمال و جنوب حیاط دو ساختمان که یکی برای اقامت زمستانی و دیگری برای اقامت تابستانی بوده می ساختند، که بنای شمالی رو به قبله بود که به آن سه دری یاپنج دری می گفتند .
سه دری یا پنج دری : ( از این جهت که اتاق بزرگ آن با دو درب ورودی و 3 یا 5 پنجره که در وسط قرار می گیرد، و نیز به حیاط مرتبط می شده است ) این اطاق بزرگ تر ومجلل تر و تزیینات آن اغلب ایینه کاری و گچ گچ بری بوده است.
حیاط اندرونی توسط درب کوچکی به حیاط بیرونی راه می یافت . حیاط بیرونی شبیه حیاط اندرونی ولی بزرگتراز آن بود.
در وسط دو حیاط بیرونی و اندرونی حوض عمیق هشت گوش یا بیضی و دایره شکل می ساختند و اطراف آن را باغچه درست می کردند ، این منازل یا خانه ها را اغلب مردم قادر به ساختشان نبودند .
نمونه ها و کارهای انجام شده ی دوره قاجار:
نمونه کاخهای ساخته شده در این دوره توسط ناصر الدین شاه : کاخ گلستان ، کاخ عشرت آباد ، قصر فیروزه ، کاخ صاحب قرانیه ، کاخ شهرستانک ، که در تهران و شهرهای اطراف ساخته شده اند.
عمارت مسعودیه : که توسط اطرافیان شاه و درباریان ساخته شده ( ساختمان کنونی وزارت آموزش و پرورش نزدیک میدان بهارستان )
خانه ی امیر بهادر در محله امیریه ، خانه ی وثوق الدوله در سرچشمه ی تهران ، و خانه بروجردیها در کاشان .
مرمت ها :
دردوره قاجار مرمتهایی در ساختمانهای دوران گذشته انجام شده است :
مرمت مدرسه خان در شیراز، بنا مربوط به دوران صفیه . که مرمت ویژه آن در دوران قاجار بوده است.
مسجد کبود گنبد ( کلات ) ، در سرخس ، بنا مربوط به دوران افشاریه، که مرمت ویژه آن در دوران قاجار بوده است.
مرمت کاخ صفی آباد در بهشهر ، بنا مربوط به دوران صفویه ، که مرمت ویژه آن در دوران قاجار بوده است.
مسجد وکیل شیراز ، تزیینات آن در این دوره کامل گردیده است .
حرم حضرت عبدالعظیم ، که آیینه کاری حرم ون صب ضریح آن در این دوره بوده است .
و ..............
چند نمونه بنا: