لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل دوّم
ادبیات داستانی معاصر
تهیه کنندگان:
سید حامد حسینی فدکی
احمد خسروی
دبیر راهنما:
جناب آقای دانش پژوه
پائیز85
فهرست
ادبیات داستانی معاصر ................................................................................1
درس پنجم....................................................................................................6
محمّد علی جمالزاده.....................................................................................7
معنی کلمات................................................................................................8
خودآزمایی................................................................................................11
بیاموزیم...................................................................................................... 12
منابع و مأخذ..............................................................................................13
الف
ادبیات داستانی معاصر
آثاری که در زمینه ی بررسی تاریخی ادبیات داستانی ایران منتشر شده بسیار اندک است . اغلب این آثار
جامع نیستند . در آن ها ترتیب زمانی معینی دنبال نمی شود و داستان ها بدون در نظر گرفتن ارتباط های بینامتنی شان به یکدیگر ، و نویسندگان هم جدا از شرایط اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و روان شناسی اجتماعی زمانه
خویش مورد بررسی قرار می گیرند . از این رو نقد و تفسیر ها به نوعی تک نگاری از چند چهره ی معروف و.
تثبیت شده ، آن هم منفک از محیط رشد نویسنده ، تبدیل می شوند
اگر هم سیر تحولی مراحل ادبی در نظر گرفته شود ، دوره ای کوتاه ، بی سایه روشن های گونا گونش و بی ارتباط با دوره های قبل و بعد ، بررسی می شود . به علاوه ، فصل هایی از تاریخ ادبیات معاصر نیز اغلب
به سکوت برگزار می گردد.
درک چگونگی شکل گیری و شناخت مراحل پیشرفت ادبیات معاصر و عوامل حاکم بر این حرکت ، به پژوهش های دقیق تر و فراگیر تری نیاز دارد . پژوهش هایی که در جهت چگونگی کشف روابط درونی آثار پراکنده وهمخوانی تحول ادبی با وضع اجتماعی و فرهنگی تلاش کنند .می توان با آشکار کردن پیوند های درونی انبوهمتون ادبی و تبیین زیبایی شناختی و جامعه شناسی تاریخ ادبیات و شناخت نظریه های مطرح ادبی ، به ماهیت ادبیات معاصر پی برد و جهت و گرایش جنبش ادبی را مشخص کرد.
شناخت گذشته ادبی ، اینک بیش از هر زمان دیگر احساس می شود و آگاهی به آن می تواند راهگشای آینده برای نویسندگان و خوانندگان ادبیات باشد.
مجموعه حاضر با توجه به همین نیاز پدید آمده است . ما کوشیده ایم تا به شیوه ای منظم ادبیات معاصر را مطالعه کنیم و تا حد امکان و توان ، تصویری جامع و بیطرفانه ، از گرایش ها و دگرگونی ها ی داستان نویسی ایران درصده گذشته ترسیم کنیم.
:و آن را در پنج دوره تاریخی به شرح زیر مورد مطالعه قرار دادیم
الف) از نخستین تلاش ها (حدود 1274) تا 1320
ب) از 1320 تا 1332
پ) از 1332 تا 1340
ت) از 1340 تا 1357
ث) از 1357 تا 1370
نکته ی دیگر این که : در نقاط عطف تحولات تاریخی و فرهنگی ، مضمون های اساسی و شیوه ی ساخت و
پرداخت رمان ها و داستان ها به مرور تغییر می کند . از این رو معمولن آثار هر دوره مشخصاتی کلی دارند که
از وضع اجتماعی و فرهنگی ، باورهای مسلط روشنفکری و طرز تلقی نویسندگان از وظیفه ی ادبیات ریشه می گیرند .این مشخصات هر دوره را از دوره های دیگر متمایز می کند.
فرایند تحول ادبیات داستانی ایران هر بار به دلایل سیاسی –اجتماعی قطع شده و بار دیگر حرکتی تازه آغاز شده است . برای درک روشن تر و دقیق تر این گسست در فرایند ادبیات داستانی ، توجه به اساسی ترین حوادث اجتماعی –فرهنگی دوره های گوناگون ضروری است . اما دوره بندی ادبیات با طبقه بندی " انواع ادبی " امکان
1
پذیر می شود . زیرا دراین حالت هر اثر در جایگاه معینی قرار می گیرد و تفاوت ها و شباهت های آن با سایر آثار ،و نیز با زمینه فرهنگی دوره معین مشخص می شود . با دسته بندی آثار به انواع ( ژانرهای ) گوناگون
ساختارهای ادبی موجود در دستاورد های پراکنده ادبی ، در معرض دید قرار می گیرند.
داستان نویس خلاق چون از حد تقلید ساده ی واقعیت در می گذرد ، واقعیتی داستانی و تخیلی پدید می آورد برتر از واقعیت روزمره ، آینه ای ژرف تر در مقابل ذهن می گذارد تا بی نهایت پنهان آشکار شود.
بخش اول
از نخستین تلاش ها تا سال 1320
نخستین نویسندگانی که در قالب داستان آثاری آفریدند
ادبیات دوران مشروطه
رویارویی با اروپا اصلی ترین مساله فرهنگی در دوره مشروطه است
ادبیات این دوران که متاثر از فرهنگ غرب است ، با پرداختن به مبرم ترین مسائل اجتماعی و انتقاد از استبداد ،خرافات و موهوم پرستی ، نقشی متفاوت با نقش ادبیات اشرافی بر عهده می گیرد . ضرورت بیان وظایف تازه سبب بکارگیری شکل های جدید ادبی و ورود موضوع ها و شخصیت ها ی تازه به عرصه ادبیات می شود . جای شکل های کهنه ادبی را ، که کاربرد زیبایی شناختی خود را از دست داده اند ، شکل های تازه ادبی می گیرند
در سال 1253 میرزا جعفر قراجه داغی :( ستارگان فریب خورده ، حکایت یوسف شاه ) - نوشته ی میرزا فتحعلی آخوندزاده (1191-1257) را از زبان آذربایجانی به فارسی بر می گرداند.
آخوندزاده پیشرو فن نمایشنامه نویسی و داستان پردازی اروپایی در خطه آسیا است .
رمان ( سیاحت نامه ابراهیم بیک یا بلای تعصب او ) در سال 1274شمسی به چاپ می رسد .
.داستان دراماتیک و ساختمان هماهنگ ) ستارگان فریب خورده ) مورد استقبال چندانی قرار نمی گیرد
رمان های آغازین – سفرنامه ای ، تاریخی ، اجتماعی ، ضمن این که می خواهند از نظر شکل و محتوا سنت
شکن باشند اما سخت با شگرد های ادبی قدیم پیوند دارند.
اولین سفرنامه جدید را میرزا صالح شیرازی نوشت
میرزا علی خان امین الدوله نیز سفرنامه ای با نثری زیبا دارد
.اما اولین داستان های سفر نامه ای را مراغه ای و تالبوف نوشتند
حاج زین العابدین مراغه ای (1218-1290) تاجری مقیم استانبول – سیاحت نامه ابراهیم بیک را در سه جلد طی
سال های 1274و1285و1289 منتشر کرد.
مسالک المحسنین (1284) نوشته ی عبدالرحیم تالبوف (1213-1289 (
کتاب احمد یا سفینه طالبی – نوشته دیگرتالبوف است
2
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
بسم الله الرحمن الرحیم
ادبیات نمایشی
تهیه کنندگان:
میلاد عمارلو
محمد جنتی سنگ نقره
دبیر راهنما:
جناب آقای دانش پژوه
فیلمنامه
فیلمنامه داستانی است که همراه با توضیح صحنه ها برای ساخت فیلم نوشته می شود. عناصر فیلمنامه از این قبیل هستند: داستان و شخصیت ها ، صحنه ها ، سکانس ها ، پرده ها ، موسیقی ، مکان ها و ...
انواع فیلمنامه
فیلمنامه کوتاه
در خصوص فیلمنامه کوتاه تعاریف گوناگونی وجود دارد. برخی از نظریه پردازان هر فیلمنامهای را که کمتر از هفتاد دقیقه باشد فیلمنامه کوتاه میدانند. برخی دیگر فیلمنامه کمتر از هفتاد دقیقه را نیز به دو بخش کوتاه، و نیمه بلند تقسیم میکنند. این در حالی است که وقتی نام فیلمنامه کوتاه به زبان میآید آنچه بیشتر در ذهن شنونده شکل میگیرد، فیلمنامهای است که حداکثر حدود سی دقیقه باشد. این فکر بیشتر از آنجا ناشی میشود که اغلب افراد فیلمنامه کوتاه را فیلمنامهای غیرحرفهای میدانند که نقطه شروع فیلمسازی حرفهای است. به همین علت این افراد معتقدند که فیلمنامه کوتاه تا آنجا که ممکن است باید موجز و فشرده، و کم خرج (از نظر تولید) باشد معمولاً این افراد آنقدر در این اندیشه غرق میشوند که به کلی عناصری نظیر قصه، مخاطب گسترده و انبوه، و موقعیت اجتماعی فیلمساز را از یاد میبرند. در حالی که فیلمنامه کوتاه میتواند شخصیت مستقلی برای خود داشته باشد. می تواند مخاطب خود را داشته باشد. همانطور که داستان کوتاه چنین است. بسیاری از افراد بودهاند که در قالب کار کوتاه موفقیت بیشتری کسب کردهاند. در حالی که در قالب یک کار بلند سردرگم و ناتوان نشان دادهاندو همانطور که دیده میشود برخی از فیلمسازان در سریالسازی بسیار موفقتر از کار سینمایی بوده و هستند. ایجاز، وجود شخصیتهای کم، نگاه نو و بکر، کم هزینه بودن (از نظر تولیدی)، و ارائه فکر و دیدگاه، و نکاتی از این دست میتواند از امتیازات یک فیلمنامه کوتاه خوب باشد حتی بعضی از این عوامل میتواند شانس تولید یک فیلمنامه را به مراتب بیشتر کرده، آن را به اجرا نزدیک سازد اما نمیتوان گفت یک فیلمنامه کوتاه حتماً باید همه عوامل
را با هم داشته باشد. مثلاً ممکن است فیلمنامهای کوتاه از چندین شخصیت برخوردار باشد. یا از نظر تولیدی نسبتاً پر هزینه باشد. اما در قالب کار کوتاه قرار بگیرد. در ساختار حرفهای فیلمسازی ممکن است کارگردانی که سابقه تولید چندین فیلم سینمایی در پرونده خویش دارد زمانی تصمیم بگیرد فیلمی کوتاه بسازد. در این ساختار ممکن است امکان کار در قالب سینمایی یا سریال برای
فیلمسازان کوتاه میسر باشد، اما آنها همچنان مایل باشند حرفها و دیدگاه، و یا حتی قصه خود را در قالب فیلم کوتاه بیان کنند. طبیعی است که در این جامعه سینمایی هر یک از عناصر انسانی صنعت فیلمسازی جایگاه حرفهای خود را خواهند داشت، و هیچیک دیگری را نفی نمیکند. در نهایت میتوان فیلمنامه کوتاه را اینچنین تعریف کرد: روایتی کوتاه از یک موضوع یا برشی از یک زندگی. در این روایت ممکن است تنها از تصویر استفاده شود، یا تصویر همراه با اصوات، و گفتگو باشد. فیلمنامه کوتاه معمولاً یک موضوع را دنبال میکند و فاقد قصه یا موضوع فرعی است.
فیلمنامه بلند
فیلمنامه بلند یا همان فیلمنامه سینمایی متنی است که شروع، میان و پایان مشخصی دارد. این متن معمولاً چیزی حدود دو ساعت فیلم را شامل میشود. ”سید فیلد“ مدرس مشهور فیلمنامهنویسی معتقد است فیلمنامه سینمایی باید صد و بیست صفحه باشد؛ و بر همین اساس فرمولی را برای ساختار این نوع از فیلمنامه ارائه داده است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. اما همه میدانیم کم نیستند فیلمهایی که زمانی حدود نود دقیقه (معادل نود صفحه) دارند. یا فیلمهایی سینمایی با زمانی بیشتر، مثلاً دویست و ده دقیقه. اما به هر حال فیلمنامه سینمایی از نظر زمانی بیشتر از هفتاد دقیقه است. در حالی که از لحاظ ساختاری نیز بر خلاف فیلمنامه کوتاه از موضوعی فرعی که رابطهای تنگاتنگ با موضوع اصلی دارد، بهره میجوید. این موضوع یا داستان فرعی کمک میکند که موضوع اصلی بهتر معنا یابد و گیراتر و پررنگتر جلوه نماید. فیلمنامه بلند نیز میتواند گفتگو (دیالوگ) داشته باشد. یا فاقد آن باشد.
فیلمنامه بلند یا همان فیلمنامه سینمایی متنی است که شروع، میان و پایان مشخصی دارد. این متن معمولاً چیزی حدود دو ساعت فیلم را شامل میشود. ”سید فیلد“ مدرس مشهور فیلمنامهنویسی معتقد است فیلمنامه سینمایی باید صد و بیست صفحه باشد؛ و بر همین اساس فرمولی را برای ساختار این نوع از فیلمنامه ارائه داده است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. اما همه میدانیم کم نیستند فیلمهایی که زمانی حدود نود دقیقه (معادل نود صفحه) دارند. یا فیلمهایی سینمایی با زمانی بیشتر، مثلاً دویست و ده دقیقه. اما به هر حال فیلمنامه سینمایی از نظر زمانی بیشتر از هفتاد دقیقه است. در حالی که از لحاظ ساختاری نیز بر خلاف فیلمنامه کوتاه از موضوعی فرعی که رابطهای تنگاتنگ با موضوع اصلی دارد، بهره میجوید. این موضوع یا داستان فرعی کمک میکند که موضوع اصلی بهتر معنا یابد و گیراتر و پررنگتر جلوه نماید. فیلمنامه بلند نیز میتواند گفتگو (دیالوگ) داشته باشد. یا فاقد آن باشد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
بسم الله الرحمن الرحیم
ادبیات نمایشی
تهیه کنندگان:
میلاد عمارلو
محمد جنتی سنگ نقره
دبیر راهنما:
جناب آقای دانش پژوه
فیلمنامه
فیلمنامه داستانی است که همراه با توضیح صحنه ها برای ساخت فیلم نوشته می شود. عناصر فیلمنامه از این قبیل هستند: داستان و شخصیت ها ، صحنه ها ، سکانس ها ، پرده ها ، موسیقی ، مکان ها و ...
انواع فیلمنامه
فیلمنامه کوتاه
در خصوص فیلمنامه کوتاه تعاریف گوناگونی وجود دارد. برخی از نظریه پردازان هر فیلمنامهای را که کمتر از هفتاد دقیقه باشد فیلمنامه کوتاه میدانند. برخی دیگر فیلمنامه کمتر از هفتاد دقیقه را نیز به دو بخش کوتاه، و نیمه بلند تقسیم میکنند. این در حالی است که وقتی نام فیلمنامه کوتاه به زبان میآید آنچه بیشتر در ذهن شنونده شکل میگیرد، فیلمنامهای است که حداکثر حدود سی دقیقه باشد. این فکر بیشتر از آنجا ناشی میشود که اغلب افراد فیلمنامه کوتاه را فیلمنامهای غیرحرفهای میدانند که نقطه شروع فیلمسازی حرفهای است. به همین علت این افراد معتقدند که فیلمنامه کوتاه تا آنجا که ممکن است باید موجز و فشرده، و کم خرج (از نظر تولید) باشد معمولاً این افراد آنقدر در این اندیشه غرق میشوند که به کلی عناصری نظیر قصه، مخاطب گسترده و انبوه، و موقعیت اجتماعی فیلمساز را از یاد میبرند. در حالی که فیلمنامه کوتاه میتواند شخصیت مستقلی برای خود داشته باشد. می تواند مخاطب خود را داشته باشد. همانطور که داستان کوتاه چنین است. بسیاری از افراد بودهاند که در قالب کار کوتاه موفقیت بیشتری کسب کردهاند. در حالی که در قالب یک کار بلند سردرگم و ناتوان نشان دادهاندو همانطور که دیده میشود برخی از فیلمسازان در سریالسازی بسیار موفقتر از کار سینمایی بوده و هستند. ایجاز، وجود شخصیتهای کم، نگاه نو و بکر، کم هزینه بودن (از نظر تولیدی)، و ارائه فکر و دیدگاه، و نکاتی از این دست میتواند از امتیازات یک فیلمنامه کوتاه خوب باشد حتی بعضی از این عوامل میتواند شانس تولید یک فیلمنامه را به مراتب بیشتر کرده، آن را به اجرا نزدیک سازد اما نمیتوان گفت یک فیلمنامه کوتاه حتماً باید همه عوامل
را با هم داشته باشد. مثلاً ممکن است فیلمنامهای کوتاه از چندین شخصیت برخوردار باشد. یا از نظر تولیدی نسبتاً پر هزینه باشد. اما در قالب کار کوتاه قرار بگیرد. در ساختار حرفهای فیلمسازی ممکن است کارگردانی که سابقه تولید چندین فیلم سینمایی در پرونده خویش دارد زمانی تصمیم بگیرد فیلمی کوتاه بسازد. در این ساختار ممکن است امکان کار در قالب سینمایی یا سریال برای
فیلمسازان کوتاه میسر باشد، اما آنها همچنان مایل باشند حرفها و دیدگاه، و یا حتی قصه خود را در قالب فیلم کوتاه بیان کنند. طبیعی است که در این جامعه سینمایی هر یک از عناصر انسانی صنعت فیلمسازی جایگاه حرفهای خود را خواهند داشت، و هیچیک دیگری را نفی نمیکند. در نهایت میتوان فیلمنامه کوتاه را اینچنین تعریف کرد: روایتی کوتاه از یک موضوع یا برشی از یک زندگی. در این روایت ممکن است تنها از تصویر استفاده شود، یا تصویر همراه با اصوات، و گفتگو باشد. فیلمنامه کوتاه معمولاً یک موضوع را دنبال میکند و فاقد قصه یا موضوع فرعی است.
فیلمنامه بلند
فیلمنامه بلند یا همان فیلمنامه سینمایی متنی است که شروع، میان و پایان مشخصی دارد. این متن معمولاً چیزی حدود دو ساعت فیلم را شامل میشود. ”سید فیلد“ مدرس مشهور فیلمنامهنویسی معتقد است فیلمنامه سینمایی باید صد و بیست صفحه باشد؛ و بر همین اساس فرمولی را برای ساختار این نوع از فیلمنامه ارائه داده است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. اما همه میدانیم کم نیستند فیلمهایی که زمانی حدود نود دقیقه (معادل نود صفحه) دارند. یا فیلمهایی سینمایی با زمانی بیشتر، مثلاً دویست و ده دقیقه. اما به هر حال فیلمنامه سینمایی از نظر زمانی بیشتر از هفتاد دقیقه است. در حالی که از لحاظ ساختاری نیز بر خلاف فیلمنامه کوتاه از موضوعی فرعی که رابطهای تنگاتنگ با موضوع اصلی دارد، بهره میجوید. این موضوع یا داستان فرعی کمک میکند که موضوع اصلی بهتر معنا یابد و گیراتر و پررنگتر جلوه نماید. فیلمنامه بلند نیز میتواند گفتگو (دیالوگ) داشته باشد. یا فاقد آن باشد.
فیلمنامه بلند یا همان فیلمنامه سینمایی متنی است که شروع، میان و پایان مشخصی دارد. این متن معمولاً چیزی حدود دو ساعت فیلم را شامل میشود. ”سید فیلد“ مدرس مشهور فیلمنامهنویسی معتقد است فیلمنامه سینمایی باید صد و بیست صفحه باشد؛ و بر همین اساس فرمولی را برای ساختار این نوع از فیلمنامه ارائه داده است که در جای خود به آن خواهیم پرداخت. اما همه میدانیم کم نیستند فیلمهایی که زمانی حدود نود دقیقه (معادل نود صفحه) دارند. یا فیلمهایی سینمایی با زمانی بیشتر، مثلاً دویست و ده دقیقه. اما به هر حال فیلمنامه سینمایی از نظر زمانی بیشتر از هفتاد دقیقه است. در حالی که از لحاظ ساختاری نیز بر خلاف فیلمنامه کوتاه از موضوعی فرعی که رابطهای تنگاتنگ با موضوع اصلی دارد، بهره میجوید. این موضوع یا داستان فرعی کمک میکند که موضوع اصلی بهتر معنا یابد و گیراتر و پررنگتر جلوه نماید. فیلمنامه بلند نیز میتواند گفتگو (دیالوگ) داشته باشد. یا فاقد آن باشد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
اثر جاویدان حکیم ابوالقاسم فردوسی
بزرگترین شاعر دوره سامانی و غزنوی، حکیم ابوالقاسم فردوسی است. فردوسی در طبران طوس به سال 329 هجری بدنیا آمد. پدرش از دهقانان طوس بود و در آن ولایت مکنتی داشت. از احوال او در عهد کودکی و جوانی اطلاع درستی نداریم؛ اینقدر معلوم است که در جوانی از برکت درآمد املاک پدر بکسی محتاج نبوده است؛ اما اندک اندک آن اموال را از دست داده و به تهیدستی افتاده است.
فردوسی از همان ابتدای کار که به کسب علم و دانش پرداخت به خواندن داستان هم علاقمند شد و مخصوصاً به تاریخ و اطلاعات راجع به گذشته ایران علاقه می ورزید. همین علاقه به داستانهای کهن بود که او را بفکر نظم شاهنامه انداخت.
چنانکه از گفته خود او در شاهنامه بر می آید، مدتها در جستجوی این کتاب بود. مدتی را که بر سر این کار رنج برد بتفاوت 25، 30 و 35 سال ذکر میکنند. آنچه محقق است این است که وی برای نظم کتاب نه از روی ترتیبی که اکنون در توالی داستانها است کار کرده و نه اینکه بدون وقفه مشغول نظم و تصنیف آن بوده است.
به هر حال فردوسی نزدیک به سی سال از بهترین ایام زندگی خویش را وقف شاهنامه کرد و بر سر اینکار جوانی خود را به پیری رسانید. به امید اتمام شاهنامه تمام ثروت و مکنت خود را اندک اندک از دست داد. در اوایل شروع این کار، هم خود او ثروت و مکنت کافی داشت و هم بعضی از رجال و بزرگان خراسان وسایل آسایش خاطر او را فراهم می کردند. اما در اواخر کار که ظاهراً قسمت عمده شاهنامه را به اتمام رسانده بود در دوران پیری گرفتار فقر و تنگدستی گردید، و در دوران قحطی و گرسنگی خراسان که در حدود سال 402 هجری قمری روی داد، از ثروت و دارائی عاری بود.
باید دانست بر خلاف آنچه مشهور است، فردوسی شاهنامه را صرفاً بخاطر علاقه خویش و حتی سالها قبل از آنکه سلطان محمود به سلطنت برسد، آغاز کرد؛ اما چون در طی این کار رفته رفته ثروت و جوانی را از دست داد، در صدد برآمد که آنرا بنام پادشاهی بزرگ کند و بگمان اینکه سلطان غزنین چنانکه باید قدر او را خواهد شناخت، شاهنامه را بنام او کرد و راه غزنین را در پیش گرفت. اما سلطان محمود که به مدایح و اشعار ستایش آمیز شاعران بیش از تاریخ و داستانهای پهلوانی علاقه داشت، قدر سخن شاعر را ندانست و او را چنانکه شایسته اش بود تشویق نکرد.
سبب آنکه شاهنامه مورد پسند سلطان محمود واقع نشد، درست معلوم نیست. بعضی گفته اند که به سبب بدگوئی حسودان، فردوسی نزد محمود به بد دینی متهم گشته بود و از این رو سلطان باو بی اعتنائی کرد. ظاهراً بعضی از شاعران دربار سلطان محمود که بر لطف طبع و تبحر استاد طوس حسد می بردند خاطر سلطان را مشوب کرده و داستانهای شاهنامه و پهلوانان قدیم ایران را در نظر وی پست و ناچیز جلوه داده بودند. بهر حال گویا سلطان شاهنامه را بی ارزش دانست و از رستم بزشتی یاد کرد و چنانکه مؤلف تاریخ سیستان می گوید، بر فردوسی خشم آورد که "شاهنامه خود هیچ نیست مگر حدیث رستم، و اندر سپاه من هزار مرد چون رستم هست".
و گفته اند که فردوسی از این بی اعتنائی محمود بر آشفت و آزرده خاطر گشت و بیتی چند در هجو سلطان محمود گفت و از بیم محمود غزنین را ترک کرد و با خشم و ترس یک چند در شهرهائی چون هرات، ری و طبرستان متواری بود و از شهری به شهر دیگر میرفت تا آنکه سرانجام در زادگاه خود طوس درگذشت. تاریخ وفاتش را بعضی 411 و برخی 416 هجری قمری نوشته اند.
گویند که چند سال بعد، محمود را بمناسبتی از فردوسی یاد آمد و از رفتاری که با آن شاعر آزاده کرده بود پشیمان گردید و در صدد دلجوئی از او برآمد و فرمان داد تا مالی هنگفت برای او از غزنین به طوس گسیل دارند و از او دلجوئی کنند. اما چنانکه تذکره نویسان نوشته اند، روزی که هدیه سلطان را از غزنین به طوس می آوردند، جنازه شاعر را از طوس بیرون می بردند؛ از وی جز دختری نمانده بود، زیرا پسرش هم در حیات پدر وفات یافته بود و استاد را از مرگ خود پریشان و اندوهگین ساخته بود.
شاهنامه نه فقط بزرگترین و پر مایه ترین مجموعه شعر است که از عهد سامانی و غزنوی بیادگار مانده است بلکه مهمترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران قدیم و خزانه لغت و گنجینه ادبیات فارسی است.
فردوسی طبع لطیف و خوی پاکیزه داشت. سخنش از طعن و هجو و دروغ و تملق خالی بود و تا میتوانست الفاظ ناشایست و کلمات دور از اخلاق بکار نمی برد. در وطن دوستی سری پر شور داشت. به داستانهای کهن و به تاریخ و سنن آداب نیک ایران قدیم عشق می ورزید؛ و از تورانیان و رومیان و اعراب به سبب صدماتی که بر ایران وارد آورده بودند نفرت داشت.
بهر حال استاد طوس مردی پاکدل و نوعدوست و مهربان بود و نسبت به تمام مردم محبت داشت، اما دشمنان ایران را بهیچ وجه نمی بخشود . عشق و علاقه او نسبت به شاهان و پهلوانان ایران زمین از هر بیتی که در باب آنها گفته، آشکار است و بهمین علت باید او را دوستدار عظمت ایران و مبشر وحدت و شوکت ایران شمرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 5
کتابشناسی قیام 15 خرداد 42
چکیده: قیام 15 خرداد 1342، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران است که رهبری امام خمینی(ره) و یاری روحانیان انقلابی در تداوم آن، طی یک دوره پانزده ساله منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد. به دنبال انتشار خبر بازداشت امام به علت سخنرانی علیه اسرائیل و رژیم شاه، از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گستردهای در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و تبریز صورت گرفت که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.
قیام 15 خرداد 1342، نقطه عطفی در تاریخ مبارزات ملت ایران است که رهبری امام خمینی(ره) و یاری روحانیان انقلابی در تداوم آن، طی یک دوره پانزده ساله منجر به پیروزی انقلاب اسلامی شد.
به دنبال انتشار خبر بازداشت امام به علت سخنرانی علیه اسرائیل و رژیم شاه، از نخستین ساعات روز 15خرداد، اعتراضات گستردهای در قم، تهران، ورامین، مشهد، شیراز و تبریز صورت گرفت که با شعارهایی بر ضد شاه و در طرفداری از امام همراه بود.
مأموران نظامی که در نقاط مرکزی و حساس شهرهای قم و تهران مستقر بودند به روی تظاهرات کنندگان آتش گشودند. تظاهرات در آن روز و دو روز بعد نیز ادامه یافت و عده زیادی شهید و مجروح شدند. همچنین در تهران و قم و سایر شهرها ،ماموران رژیم پهلوی بسیاری از روحانیان و مردم را دستگیر کردند و زندانها از اقشار گوناگون مردم پر شد.
چند روز پس از دستگیری امام ،دهها نفر از علما و روحانیان و مراجع به عنوان اعتراض به دستگیریژ ایشان و اعلام پشتیبانی از وی، به تهران مهاجرت کردند. بر اثر اعتراض علما و فشار افکار عمومی ،سرانجام رژیم پهلوی مجبور شد امام خمینی(ره) را از بازداشت آزاد کند.
مهمترین کتابهایی که تاکنون درباره قیام 15 خرداد سال 1342 منتشر شده، عبارتند از:
- زندگانی حضرت معصومه(ع)و تاریخ قم به ضمیمه مختصری از وقایع پانزده خرداد 1342/مهدی صحفی/نشر صحفی،قم/1347.
-روحانیون و پانزده خرداد/انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و کانادا/1349.
ـ انقلاب اسلامی مردم مشهد از آغاز تا استقرار جمهوری اسلامی/ رمضانعلی شاکری/ نشرامام/ 1359.
ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد/رسا/ 1360.
ـ بررسی و تحلیلی از نهضت امام خمینی/ فاطمه سادات معروفی/نشر امام/ 1362.
-گزارشی از حماسه پانزده خرداد در اصفهان/بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران/1371.
ـ شیر و عقاب، روابط بدفرجام ایران و آمریکا/ بیل، جیمز. ا؛ مترجم جهانشاه فروزنده برلیان/نشر فاخته /1371.
ـ ایران در عصر پهلوی، جنگ قدرت در ایران/مصطفی الموتی/ لندن، پکا/ 1371.
نهضت امام خمینی(ره)/سیدحمید روحانی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1372 .
-خاطرات 15 خرداد شیراز/ جلیل عرفان منش/ سازمان تبلیغات اسلامی/1373.
ـ یادنامه (زندگینامه و روزشمار شهدای انقلاب اسلامی تهران بزرگ از 15 خرداد 1342 تا پایان سال 1357)/ مرکز پژوهشهای فرهنگی اداره کل بنیاد شهید تهران/ 1373.
ـ دیدار با ابرار(جلد54)/ علیمحمدی/ سازمان تبلیغات اسلامی/ 1373.
ـ دیدار با ابرار(جلد77)/ سعیدعباسزاده/ سازمان تبلیغات اسلامی/1374.
ـ انقلاب اسلامی و ریشههای آن(مجموعه مقالات)/ واحد تبلیغات و انتشارات سمینار انقلاب اسلامی و ریشهها/ نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها/ 1374.
ـ آیینه آفتاب(تبیین اندیشه امام خمینی در کلام و پیام حجتالاسلام حاج سیداحمد خمینی)/ مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی/ 1374.
ـ حدیث بیداری( نگاهی به زندگینامه علمی و سیاسی امام خمینی)/ حمید انصاری /مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی/ 1374.
ـ اسناد انقلاب اسلامی(5 جلد)/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1374.
ـ روزشمار انقلاب اسلامی ایران/فرهاد و مجید محسنی/نشر محیا/1374.
ـ کتاب شناسی 15 خرداد/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1375.
ـ سیر تکوینی انقلاب اسلامی/جوادمنصوری/ انتشارات وزارت امور خارجه/ 1375.
-قیام 15 خرداد1342 جواد منصوری/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1376.
-خاطرات 15 خرداد/علی باقری/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1376 .
- خاطرات جواد منصوری/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1376 .
ـ تاریخنگاری انقلاب اسلامی(مصاحبه با چهار تن از نویسندگان، اسدالله بادامچیان، حاتم قادری، عمادالدین باقی و صادق زیباکلام)/ نشر مزامیر/1376.
ـ ارگان مخفی دانشجویان حوزه علمیه قم در سالهای 1344ـ 1342/ علی حجتی کرمانی/نشرسروش/ 1376.
ـ تاریخ سیاسی معاصر ایران/معاونت آموزش عقیدتی سیاسی وزارت دفاع/ 1376.
ـ خاطرات و مبارزات حجتالاسلام فلسفی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1376.
ـ خاطرات و مبارزات شهید محلاتی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1376.
ـ برداشتهایی از سیره امام خمینی/ غلامعلیرجایی/ عروج/ 1377.
ـ ایران بین دو انقلاب/آبراهامیانیروان،مترجم؛ احمد گلمحمدی و محمدابراهیم فتاحی/ نشر نی/1377.
ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد/ جواد منصوری/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1377.
ـ خمین در انقلاب/محمدجوادمرادی نیا/عروج/1377.
ـ خاطرات آیتالله طاهری خرمآبادی/ محمدرضا احمدی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1377.
ـ حدیث انقلاب،جستارهایی در انقلاب اسلامی/ انتشارات بینالمللی الهدی/ 1377.
ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک،شهید حجتالاسلام سید عبدالکریم هاشمینژاد، مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات/ 1377.
ـ استاد شهید مرتضی مطهری به روایت اسناد/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1378.
ـ یاران امام به روایت اسناد ساواک،شهید آیتالله سیدعبدالحسین دستغیب/مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات/1378.
ـ پارهای از خورشید(گفتهها و ناگفتهها از زندگی استاد شهید مطهری)/حمیدرضا سیدناصری و امیررضا ستوده/ مؤسسه نشر و تحقیقات ذکر/1378.
ـ مشهد در بامداد نهضت امام خمینی/غلامرضاجلالی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1378.
ـ صحیفه امام( جلد 1)/مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره)/ 1378.
-خاطرات قیام 15 خرداد(9جلد)/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1378 .
- خاطرات کاظم بجنوردی/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1378 .
ـ قیام 15 خرداد به روایت اسناد ساواک( 4 جلد)/ مرکز بررسی اسناد تاریخی/1379.
ـ بررسی مشی چریکی در ایران/سیدمحمدصادق علوی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1379.
-خاطرات احمد احمد/محسن کاظمی/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1379 .
ـ از مرجعیت امام خمینی تا تبعید/عبدالوهاب فراتی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1379.
ـ تحلیلی بر نقش سیاسی عالمان شیعی در پیدایش انقلاب اسلامی/ فرهاد شیخ فرشی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1379.
ـ خاطرات آیتالله احمدی میانجی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1380.
- راهیان شهادت،یادی از بزرگ مردان قیام 15 خرداد ورامین/علیرضا طالقانی/نشر شاهد/1380.
ـ جامعه تعلیمات اسلامی/حمید کرمیپور/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1380.
ـ آزادمرد، شهید طیب حاج رضایی/به روایت اسناد ساواک/مرکز بررسی اسناد تاریخی/1380.
-تبریز در خون/اعظم مرادحاصلی خامنه/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1380.
ـ ایدئولوژی انقلاب ایران/حمیدرضا اخوان منفرد/معاونت پژوهشی انتشارات پژوهشکده امام خمینی (ره) و انقلاب اسلامی/1380.
ـ پایگاههای انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک،فیضیه/مرکز بررسی اسناد تاریخی/1380.
ـ خاطرات آیتالله محمد یزدی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1380.
ـ خاطرات آیتالله مسعودی خمینی/جواد امامی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1381.
ـ نهضت امام خمینی و مطبوعات رژیم شاه/طهمورث قاسمی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1381.
ـ نقش بازار در قیام 15 خرداد/ رحیم روحبخش/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1381.
ـ اصلاحات آمریکایی(1339 ـ 1342) و قیام 15 خرداد/عباس خلجی/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1381.
-خاطرات علی جنتی در قیام15 خرداد/سعید فخرزاده/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1381.
- خاطرات آیت الله پسندیده/محمدجواد مرادینیا/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1381 .
- مواضع امام خمینی(ره)در برابر نظام سیاسی پهلوی و نهادهای آن/جعفر قلیپور/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1382 .
- انقلاب اسلامی به روایت خاطره از دوران زعامت آیتالله بروجردی تا قیام 15 خرداد/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1382.
ـ جام شکسته(خاطرات حجتالاسلام عبدالمجید معادیخواه)/ عبدالمجید معادیخواه/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی / 1382 .
ـ طبقه، سیاست و ایدئولوژی در انقلاب ایران/منصور معدل/نشر باز/1382.
- عبرتهای خرداد/آیت الله محمدتقی مصباح یزدی/موسسه آموزش امام خمینی(ره)/1383.
ـ تبریز در انقلاب/هدایتالله بهبودی/عروج/ 1383.
-از غبار تا باران (سالهای 1342ـ1323)/عبدالله جاسبی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1383.
-انقلاب اسلامی در ورامین/محمدعلی حاجی بیگی کندری/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1383.
-استیضاح دولت در حضور ملت/محمدتقی فلسفی/دفتر نشر فرهنگ معارف/1383.
-روز شمار 15 خرداد(مجلدات اول و دوم)/احد گودرزیانی/دفتر ادبیات انقلاب اسلامی/1384.
- حزب ایران به روایت ساواک/ سیاوش یاری/ مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1384.
-روایت 15 خرداد،قیام مردم شهرستان ورامین در سال 1342/رضا حسینزاده/نشر ورامین،صاحب الزمان(عج)/1384.
-انقلاب اسلامی در سیرجان/علی افضاتی/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/1385.
-سربداران کوچه و بازار/جمیل موحدخوبی/نشر میکائیل/1385.
ـ نقش روحانیت در قیام 15خرداد/ فریبا جعفری/مرکز اسناد انقلاب اسلامی/ 1385.
- خاطرات سید مرتضی نبوی/جواد کامور بخشایش/دفتر ادبیان انقلاب اسلامی/1385 .
ـ مردی برای تمام فصول،اسدالله علم و سلطنت محمدرضا پهلوی/ مظفر شاهدی/مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی/ 1386.
ـ ساواک، سازمان اطلاعات و امنیت کشور/مظفر شاهدی/مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی/1386.
-انقلاباسلامیدراهواز/محمدرضاعلم/مرکزاسنادانقلاباسلامی/1386.
-خاطرات مرضیه حدیدچی دباغ/ محسن کاظمی/ دفترادبیات انقلاب اسلامی/1386.