لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
مقدمه
یکى از شرایط لازم براى صحت عقد بیع این است که بایع ،مالک مبیع و یا نماینده در فروش آن باشد؛ در غیر این صورت اگر شخص اقدام به فروش مال غیر بنماید و مالک، قرارداد فضولى را که غیر نافذ بوده، رد نماید؛ علاوه بر اینکه از لحاظ کیفرى به موجب ماده (1) قانون راجع به انتقال مال غیر، انتقال دهنده کلاهبردار محسوب مى شود، از لحاظ حقوقى نیز به خاطر بطلان معامله انجام شده اگر مشترى ثمن را به بایع ادا نکرده باشد؛ ملزم به تأدیه آن نمى باشد؛ زیرا دلیلى براى پرداخت آن وجود ندارد و در صورتى که ثمن تأدیه شده باشد بایع باید ثمنى را که اخذ نموده مسترد نماید و در صورت جهل مشترى به وجود فساد بیع، بایع باید علاوه بر رد ثمن از عهده غرامات وارده به مشترى نیز برآید که چنین ضمانی به ضمان درک مشهور می باشد.
واژگان کلیدى: ضمان درک، مستحق للغیر، خسارات، بطلان، ثمن، مبیع.
گفتار اول - مفهوم ضمان درک
واژه درک در کتاب های لغت به معنای قعر شی ئ و لحوق (ضمیمه شدن یا تابع گردیدن )آمده است ولی در اصطلاح حقوق مقصود از درک مبیع این است که مورد معامله متعلق به شخص دیگری غیر از فروشنده درآید کلمه ی ضمان نیز در این ترکیب به معنی ((ضمان معاوضی )) است بدین مفهوم که هرگاه مبیع از آن دیگرى باشد، فروشنده ضامن است پولى که بابت ثمن چنین کالایى گرفته به خریدار بازگرداند و درصورت جهل مشترى به باطل بودن معامله، فروشنده باید از عهده خسارات وارده به مشترى برآید؛ چنان که ماده (391) قانون مدنى مقرر مى دارد در صورت مستحق للغیر درآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشترى به وجود فساد، بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشترى نیز برآید.
گفتار دوم - مفاد ضمان درک
بند اول : رابطه خریدار و فروشنده
چگونگى این ضمان را باید در صورتى که مشترى از بطلان معامله مطلع بوده و موردى که مورد معامله را ملک بایع مى پندارد، به صورت جداگانه بررسى نمود:
1 - در صورت نخست که مشترى از بطلان معامله آگاه بوده و می داند ملک شخص دیگرى را از فروشنده ای که نمایندگى در فروش ندارد، مى خرد اگر مالک معامله فضولى را رد نموده و مورد معامله را از مشترى بگیرد، او تنها مى تواند آ نچه را به عنوان ثمن معامله به فروشنده پرداخته، باز پس گیرد اما چون زیانى که مشترى در نتیجه بر هم خوردن معامله تقبل نموده به دلیل اقدام خویش و نتیجه کار نامشروع خودش می باشد وى در این مورد حق رجوع به فروشنده را ندارد.
در موردى که بخشى از مبیع از آن دیگرى باشد عقد بیع نسبت به همان بخش باطل است و نسبت به بقیه مبیع صحیح بوده و حق فسخ بیع را نسبت به قسمت صحیح ندارد و فقط حق تقسیط ثمن را دارد که در این صورت با توجه به ماده( 442) قانون مدنى که مقرر مى دارد ((در مورد تبعّض صفقه قسمتى از ثمن که باید به مشترى برگردد به طریق ذیل حساب مى شود: آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشترى قرار گرفته منفرداً قیمت مى شود و هر نسبتى که بین قیمت مزبور و قیمتى که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد پیدا شود و به همان نسبت از ثمن را بایع نگاه داشته و بقیه را باید به مشترى رد نماید )) فروشنده باید ثمنى را که بدون حق از مشترى گرفته به وى پس دهد.
2 - در صورت دوم، که خریدار مورد معامله را ملک فروشنده مى پندارد و او چنین وانمود کرده که با مال خود معامله مى کند و حتى در صورتى که شخص فروشنده نیز از فساد معامله آگاهى نداشته است؛ محدود ساختن خریدار به پس گرفتن ثمن امکان ندارد؛ زیرا اگر در نتیجه رجوع مالک به خریدار زیانى به او برسد، فروشنده مسبب آن بوده و باید جبران کند.خریدار نه تنها بابت خرید مورد معامله پولى را به فروشنده پرداخته است، بلکه امکان دارد براى تنظیم سند رسمى و دستمزد دلال و نگهدارى مبیع و هزینه دادرسى خساراتى را به دوش کشیده باشد و همچنین ممکن است از تاریخ وقوع معامله تا زمان استرداد ثمن، قدرت خرید مشترى با همان ثمن کاهش یافته و به اصطلاح ،ارزش همان ثمن نسبت به زمان وقوع معامله کم شده باشد که باید به وسیله مسبب آن -که همانا فروشنده است - جبران گردد.
به اضافه چون فرض این است که خریدار واقع را نمى دانسته و به این گمان که تمام مبیع را از راه مشروع به دست می آورد حاضر به معامله شده است، هرگاه بخشى از مبیع به دیگرى تعلق داشته باشد، علاوه بر تقسیط ثمن حق دارد تمام بیع را فسخ کند.
لازم به ذکر است هرگاه در زمان رجوع خریدار به فروشنده قیمت مبیع کمتر از زمان معامله باشد، این کمبود از ضمان فروشنده نمى کاهد و فروشنده باید در هر صورت پولى را که بابت ثمن معامله اخذ کرده، پس دهد و علم و جهل مشترى به بطلان معامله در این ضمان بى اثر است.
بند دوم : رابطه خریدار و مالک
اجراى ضمان درک در رابطه خریدار و مالک هنگامى مطرح مى شود که در اثر کار خریدار، قیمت مورد معامله افزوده شده باشد و مالک با رجوع بخواهد آن را بگیرد. پس، این پرسشها را باید پاسخ گفت : (( آیا این کار ارزش حقوقى ندارد و چون بر مال دیگرى انجام شده محترم نیست؟ آیا باید میان کسى که مال غیر را با حسن نیت و بدین گمان که فروشنده مالک واقعى است، خریده، با آ نکه در تصرف نامشروع با فروشنده تبانی کرده است، تفاوت گذارد یا به دیده قانون هر دو یکسانند و هیچ حسن نیتى نمى تواند به حق مالکیت زیان برساند .))
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
مقدمه
یکى از شرایط لازم براى صحت عقد بیع این است که بایع ،مالک مبیع و یا نماینده در فروش آن باشد؛ در غیر این صورت اگر شخص اقدام به فروش مال غیر بنماید و مالک، قرارداد فضولى را که غیر نافذ بوده، رد نماید؛ علاوه بر اینکه از لحاظ کیفرى به موجب ماده (1) قانون راجع به انتقال مال غیر، انتقال دهنده کلاهبردار محسوب مى شود، از لحاظ حقوقى نیز به خاطر بطلان معامله انجام شده اگر مشترى ثمن را به بایع ادا نکرده باشد؛ ملزم به تأدیه آن نمى باشد؛ زیرا دلیلى براى پرداخت آن وجود ندارد و در صورتى که ثمن تأدیه شده باشد بایع باید ثمنى را که اخذ نموده مسترد نماید و در صورت جهل مشترى به وجود فساد بیع، بایع باید علاوه بر رد ثمن از عهده غرامات وارده به مشترى نیز برآید که چنین ضمانی به ضمان درک مشهور می باشد.
واژگان کلیدى: ضمان درک، مستحق للغیر، خسارات، بطلان، ثمن، مبیع.
گفتار اول - مفهوم ضمان درک
واژه درک در کتاب های لغت به معنای قعر شی ئ و لحوق (ضمیمه شدن یا تابع گردیدن )آمده است ولی در اصطلاح حقوق مقصود از درک مبیع این است که مورد معامله متعلق به شخص دیگری غیر از فروشنده درآید کلمه ی ضمان نیز در این ترکیب به معنی ((ضمان معاوضی )) است بدین مفهوم که هرگاه مبیع از آن دیگرى باشد، فروشنده ضامن است پولى که بابت ثمن چنین کالایى گرفته به خریدار بازگرداند و درصورت جهل مشترى به باطل بودن معامله، فروشنده باید از عهده خسارات وارده به مشترى برآید؛ چنان که ماده (391) قانون مدنى مقرر مى دارد در صورت مستحق للغیر درآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشترى به وجود فساد، بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشترى نیز برآید.
گفتار دوم - مفاد ضمان درک
بند اول : رابطه خریدار و فروشنده
چگونگى این ضمان را باید در صورتى که مشترى از بطلان معامله مطلع بوده و موردى که مورد معامله را ملک بایع مى پندارد، به صورت جداگانه بررسى نمود:
1 - در صورت نخست که مشترى از بطلان معامله آگاه بوده و می داند ملک شخص دیگرى را از فروشنده ای که نمایندگى در فروش ندارد، مى خرد اگر مالک معامله فضولى را رد نموده و مورد معامله را از مشترى بگیرد، او تنها مى تواند آ نچه را به عنوان ثمن معامله به فروشنده پرداخته، باز پس گیرد اما چون زیانى که مشترى در نتیجه بر هم خوردن معامله تقبل نموده به دلیل اقدام خویش و نتیجه کار نامشروع خودش می باشد وى در این مورد حق رجوع به فروشنده را ندارد.
در موردى که بخشى از مبیع از آن دیگرى باشد عقد بیع نسبت به همان بخش باطل است و نسبت به بقیه مبیع صحیح بوده و حق فسخ بیع را نسبت به قسمت صحیح ندارد و فقط حق تقسیط ثمن را دارد که در این صورت با توجه به ماده( 442) قانون مدنى که مقرر مى دارد ((در مورد تبعّض صفقه قسمتى از ثمن که باید به مشترى برگردد به طریق ذیل حساب مى شود: آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشترى قرار گرفته منفرداً قیمت مى شود و هر نسبتى که بین قیمت مزبور و قیمتى که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد پیدا شود و به همان نسبت از ثمن را بایع نگاه داشته و بقیه را باید به مشترى رد نماید )) فروشنده باید ثمنى را که بدون حق از مشترى گرفته به وى پس دهد.
2 - در صورت دوم، که خریدار مورد معامله را ملک فروشنده مى پندارد و او چنین وانمود کرده که با مال خود معامله مى کند و حتى در صورتى که شخص فروشنده نیز از فساد معامله آگاهى نداشته است؛ محدود ساختن خریدار به پس گرفتن ثمن امکان ندارد؛ زیرا اگر در نتیجه رجوع مالک به خریدار زیانى به او برسد، فروشنده مسبب آن بوده و باید جبران کند.خریدار نه تنها بابت خرید مورد معامله پولى را به فروشنده پرداخته است، بلکه امکان دارد براى تنظیم سند رسمى و دستمزد دلال و نگهدارى مبیع و هزینه دادرسى خساراتى را به دوش کشیده باشد و همچنین ممکن است از تاریخ وقوع معامله تا زمان استرداد ثمن، قدرت خرید مشترى با همان ثمن کاهش یافته و به اصطلاح ،ارزش همان ثمن نسبت به زمان وقوع معامله کم شده باشد که باید به وسیله مسبب آن -که همانا فروشنده است - جبران گردد.
به اضافه چون فرض این است که خریدار واقع را نمى دانسته و به این گمان که تمام مبیع را از راه مشروع به دست می آورد حاضر به معامله شده است، هرگاه بخشى از مبیع به دیگرى تعلق داشته باشد، علاوه بر تقسیط ثمن حق دارد تمام بیع را فسخ کند.
لازم به ذکر است هرگاه در زمان رجوع خریدار به فروشنده قیمت مبیع کمتر از زمان معامله باشد، این کمبود از ضمان فروشنده نمى کاهد و فروشنده باید در هر صورت پولى را که بابت ثمن معامله اخذ کرده، پس دهد و علم و جهل مشترى به بطلان معامله در این ضمان بى اثر است.
بند دوم : رابطه خریدار و مالک
اجراى ضمان درک در رابطه خریدار و مالک هنگامى مطرح مى شود که در اثر کار خریدار، قیمت مورد معامله افزوده شده باشد و مالک با رجوع بخواهد آن را بگیرد. پس، این پرسشها را باید پاسخ گفت : (( آیا این کار ارزش حقوقى ندارد و چون بر مال دیگرى انجام شده محترم نیست؟ آیا باید میان کسى که مال غیر را با حسن نیت و بدین گمان که فروشنده مالک واقعى است، خریده، با آ نکه در تصرف نامشروع با فروشنده تبانی کرده است، تفاوت گذارد یا به دیده قانون هر دو یکسانند و هیچ حسن نیتى نمى تواند به حق مالکیت زیان برساند .))
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
بسم الله الرحمان الرحیم
ادبیات پایداری
کلبه عمو تُم
درس هشتم
دبیر مربوطه : آقای دانش پژوه تهیه کنندگان : محمّدرضا شفائی ـ بهروز فتحی ـ بابک اسدی کلاس : 205
پاسخ خودآزمایی
1) چند مورد از برخورد های انسانی عمو تُم را با هم نوعانش بنویسید.
عمو تُم هنگام بازگشت به کلبه و طی ساعات کار همواره برای دل جویی کردن از ضعفا و نومیدان و تسلّا بخشیدن به آن ها وسیله ای می یافت.این مرد عجیب ، خاموش و صبور ، داوطلبانه بار همه را حل می کرد بدون این که هرگز از کسی کمک بخواهد همیشه همه جا آخر می آمد کم تر سهم می گرفت و تازه همان را با دیگران تقسیم می کرد و در شب های یخبندان روپوش مندرس خود را به زن بیماری می داد که از شدّت تب متشنّج بود. در مزرعه سبد کارگران ضعیف و رنجور را پر می کرد وبرای این کار خود را به خطر می انداخت.
2) لگری چه چیزی را لازمه ی سپردن مسئولیّت مباشری به عمو تُم می دانست؟چرا؟ لگری عقیده داشت لازمه ی سپردن این گونه مسئولیت ها به یک غلام خشونت و سنگدلی نسبت به اوست.
3) عمو تُم ضعف ارباب را چگونه به روخش کشید؟ گفت : « تا کنون کارهایی را که به نظرم درست و عاقلانه بوده ، انجام داده ام در آینده هم همیشه همین طور رفتار خواهم کرد . هرگز هیچ کار بدی نخواهم کرد .» وگفت : « ارباب می دانم که شما می توانید کار های وحشتناکی انجام دهید امّا هنگامی که جسم را کشتید دیگر کاری از دستتان بر نمی آید و پس از آن ابدیّت در کار است .»
4) اعتقاد به سرای باقی را در کدام بخش از سخنان عمو تّم می توان دریافت؟
آن جا که می گوید : من همه ی نیروی بازوان و همه وقت و توانایی ام را در اختیار شما می گذارم ، امّا روانم را نمی توانم به وجود فناپذیری بسپارم ... آن را برای خداوند محافظت می کنم . دستورات خداوندی را بر همه چیز بر مرگ و بر زندگی مقدّم می شمارم ... آقای لگری می توانید یقین داشته باشید که من ذرّه ای از مرگ باک ندارم بلکه در انتظارش هستم هر بار بخواهید می توانید مرا شلّاق بزنید ، از گرسنگی بکشید ... آتشم بزنید . همه ی این ها وسیله خواهند شد برای این که هر چه زود تر مرا به دیاری که باید به آن جا بروم روانه کند.
5
5) درباره یکی از کتاب های زیر که موضوع آن ها پایداری و مقاومت در برابر ستم داخلی یا خارجی است، به انتخاب خود گزارشی کوتاه تهیّه کنید:
خوشه های خشم نوشته ی جان اشتاین بک: کتابی است آمریکایی و به بیان شرح حال مردمی که در رنج و می برند ودر مزارع کار می کنند می پردازد .
کوش های و آدم ها نوشته ی جان اشتاین بک: بیان کننده ی نحوه ی برخورد با آدم های رنجیده ومحروم است.
سال پنجم الجزایر نوشته فرانتس فانون: داستان قهرمان آزادی خواه آفریقایی که شیوه های استعماری فرانسه را بیان می کند.
آدم ها و خر چنگ ها نوشته ی خوزوئه دوکاسترو: توصیف آمریکای لاتین و برزیل و مردمی که در حاشیه دریا ها زندگی می کنند و علّت فقر و اینکه مردم در فقر زندگی می کنند را بیان می کند.
6) در شعر « تو را می خوانم » مقصود شاعر از جمله ی «ما این را از گذشته به ارث می بریم »چیست؟ یعنی ما شجاعت و دلاوری و دفاع از میهن را از گذشتگان خود داریم و جنگاوری را از آن ها به ارث برده ایم.
6
لغات واصطلاحات
خپله ای: کمی چاق مسیو: آقا (کلمه ی فرانسوی)
دهن کجی می کرد: برای اندامش مناسب نبود جنتلمن: با شخصیّت، نجیب زاده
قوّت می گرفت: بیش تر می شد مطبوعی نیست: قابل قبول نیست
سرش مانند گلوله گرد بود: مانند توپ بود ابدّیت: آخرت، جهان ابدی
سرخ و سیخ: قرمز و ایستاده دندان قروچه ای کرد: دندان هایش را به هم
هجای: حرف کشیده شده آخر کلمه فشارد
حراج: فروش غیظ: غضب
سان دید: باردید کرد مضیقه: تنگی
پیرهن زیبایی با یقه ی آهاری: اتو شده باک ندارم: ترسی ندارم
مندرس: پاره و پورهِ عفریت: اهریمن، شیطان
مسیح تو من هستم: همه کاره تو من هستم ژرفای وجدان: عمق وجود
تیره روزانی: بد بختان عطوفت: مهربانی
متشنّج بود: دچار تشنج شده بود مادام: همیشه
تسلّا: آرامش همه ی روشنایی های شهر خاموش شده
مرتعش: لرزان بودند: کنایه از نا اُمیدی
به حد نصاب نرسیده بود: پر نشده بود الغای بردگی: لغو بردگی
لوحی: نوشته ای بد نهادش: بد ذات
تلو تلو خوردن: در حال افتادن
زمخت: خشن
حضّار: حاضرین
از جا در رفت: عصبانی شد
4
ادبیات پایداری
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
بسم الله الرحمان الرحیم
ادبیات پایداری
کلبه عمو تُم
درس هشتم
دبیر مربوطه : آقای دانش پژوه تهیه کنندگان : محمّدرضا شفائی ـ بهروز فتحی ـ بابک اسدی کلاس : 205
پاسخ خودآزمایی
1) چند مورد از برخورد های انسانی عمو تُم را با هم نوعانش بنویسید.
عمو تُم هنگام بازگشت به کلبه و طی ساعات کار همواره برای دل جویی کردن از ضعفا و نومیدان و تسلّا بخشیدن به آن ها وسیله ای می یافت.این مرد عجیب ، خاموش و صبور ، داوطلبانه بار همه را حل می کرد بدون این که هرگز از کسی کمک بخواهد همیشه همه جا آخر می آمد کم تر سهم می گرفت و تازه همان را با دیگران تقسیم می کرد و در شب های یخبندان روپوش مندرس خود را به زن بیماری می داد که از شدّت تب متشنّج بود. در مزرعه سبد کارگران ضعیف و رنجور را پر می کرد وبرای این کار خود را به خطر می انداخت.
2) لگری چه چیزی را لازمه ی سپردن مسئولیّت مباشری به عمو تُم می دانست؟چرا؟ لگری عقیده داشت لازمه ی سپردن این گونه مسئولیت ها به یک غلام خشونت و سنگدلی نسبت به اوست.
3) عمو تُم ضعف ارباب را چگونه به روخش کشید؟ گفت : « تا کنون کارهایی را که به نظرم درست و عاقلانه بوده ، انجام داده ام در آینده هم همیشه همین طور رفتار خواهم کرد . هرگز هیچ کار بدی نخواهم کرد .» وگفت : « ارباب می دانم که شما می توانید کار های وحشتناکی انجام دهید امّا هنگامی که جسم را کشتید دیگر کاری از دستتان بر نمی آید و پس از آن ابدیّت در کار است .»
4) اعتقاد به سرای باقی را در کدام بخش از سخنان عمو تّم می توان دریافت؟
آن جا که می گوید : من همه ی نیروی بازوان و همه وقت و توانایی ام را در اختیار شما می گذارم ، امّا روانم را نمی توانم به وجود فناپذیری بسپارم ... آن را برای خداوند محافظت می کنم . دستورات خداوندی را بر همه چیز بر مرگ و بر زندگی مقدّم می شمارم ... آقای لگری می توانید یقین داشته باشید که من ذرّه ای از مرگ باک ندارم بلکه در انتظارش هستم هر بار بخواهید می توانید مرا شلّاق بزنید ، از گرسنگی بکشید ... آتشم بزنید . همه ی این ها وسیله خواهند شد برای این که هر چه زود تر مرا به دیاری که باید به آن جا بروم روانه کند.
5
5) درباره یکی از کتاب های زیر که موضوع آن ها پایداری و مقاومت در برابر ستم داخلی یا خارجی است، به انتخاب خود گزارشی کوتاه تهیّه کنید:
خوشه های خشم نوشته ی جان اشتاین بک: کتابی است آمریکایی و به بیان شرح حال مردمی که در رنج و می برند ودر مزارع کار می کنند می پردازد .
کوش های و آدم ها نوشته ی جان اشتاین بک: بیان کننده ی نحوه ی برخورد با آدم های رنجیده ومحروم است.
سال پنجم الجزایر نوشته فرانتس فانون: داستان قهرمان آزادی خواه آفریقایی که شیوه های استعماری فرانسه را بیان می کند.
آدم ها و خر چنگ ها نوشته ی خوزوئه دوکاسترو: توصیف آمریکای لاتین و برزیل و مردمی که در حاشیه دریا ها زندگی می کنند و علّت فقر و اینکه مردم در فقر زندگی می کنند را بیان می کند.
6) در شعر « تو را می خوانم » مقصود شاعر از جمله ی «ما این را از گذشته به ارث می بریم »چیست؟ یعنی ما شجاعت و دلاوری و دفاع از میهن را از گذشتگان خود داریم و جنگاوری را از آن ها به ارث برده ایم.
6
لغات واصطلاحات
خپله ای: کمی چاق مسیو: آقا (کلمه ی فرانسوی)
دهن کجی می کرد: برای اندامش مناسب نبود جنتلمن: با شخصیّت، نجیب زاده
قوّت می گرفت: بیش تر می شد مطبوعی نیست: قابل قبول نیست
سرش مانند گلوله گرد بود: مانند توپ بود ابدّیت: آخرت، جهان ابدی
سرخ و سیخ: قرمز و ایستاده دندان قروچه ای کرد: دندان هایش را به هم
هجای: حرف کشیده شده آخر کلمه فشارد
حراج: فروش غیظ: غضب
سان دید: باردید کرد مضیقه: تنگی
پیرهن زیبایی با یقه ی آهاری: اتو شده باک ندارم: ترسی ندارم
مندرس: پاره و پورهِ عفریت: اهریمن، شیطان
مسیح تو من هستم: همه کاره تو من هستم ژرفای وجدان: عمق وجود
تیره روزانی: بد بختان عطوفت: مهربانی
متشنّج بود: دچار تشنج شده بود مادام: همیشه
تسلّا: آرامش همه ی روشنایی های شهر خاموش شده
مرتعش: لرزان بودند: کنایه از نا اُمیدی
به حد نصاب نرسیده بود: پر نشده بود الغای بردگی: لغو بردگی
لوحی: نوشته ای بد نهادش: بد ذات
تلو تلو خوردن: در حال افتادن
زمخت: خشن
حضّار: حاضرین
از جا در رفت: عصبانی شد
4
ادبیات پایداری
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقابله با استرس
برای پاسخگویی به پنجمین سئوال پژوهش همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج همانطور که در جدول 4-20 مشاهده می شود نشان می دهد که بین هوش هیجانی و سبک مقابله با استرس فرار – اجتناب در سطح 05/0 > p رابطه منحنی و معناداری وجود دارد 376/0 - = r به این معنا که هرچه هوش هیجانی فرد بالاتر باشد سبک مقابله ای که در برابر استرس بکار می برد کمتر فرار – اجتناب می باشد.
سبک مقابله ای فرار – اجتماب «توصیف کننده تفکر آرزویی و تلاش های رفتاری جهت فرار یا اجتناب از مسأله است (لازاروس و فولکمن، به نقل از موسسه مایندگاردن ، 2005) . این سبک اغلب راهبرد مقابله ای مناسبی نیست چرا که با بی ارادگی و ناتوانی همراه است. که فرد به جای حل مشکل از موقعیتهای دشوار و مشکل زا و به نوعی واقعیتها فرار می کند.
همسو با نتایج این پژوهش ویلی و اسکاتی (2003) نشان دادند که هوش هیجانی پایین پیش بینی کننده مهمی در ارتباط با مشکلات مرتبط با الکل و مواد می باشد. و همچنین اوستین، سالکوفسکی وایگان (2005) نشان دادند که هوش هیجانی ارتباط منفی با مصرف الکل دارد. یکی دلایلی که امروزه مشخص شده که میتواند از علل اعتیاد باشد این است که افراد معتاد، در مدیریت هیجانات خود اشکالات حد می دارند که میتواند ناشی از ناهشیاری هیجانی باشد. بسیاری از کسانی که به الکل یا داروها روی می آورند هیجانات خود را به خوبی درک نمی کنند و از تنظیم و تعدیل آنها عاجزند. کارن هورنای مطرح می کند که بسیاری از معتادان دارو نسبت به احساساتشان یا کاربرد احساسات به عنوان علائمی از خودشان ناتوانند. لتوم و رمسر مطرح می کنند که افراد مستعد به مواد، هیجانات خودشان را به درستی درک نمی کنند و نمی توانند به احساسات دیگران اهمیت دهند. دکتر ادوارد خانتزیان مطرح می کند که اکثر افرادی که به دنبال دارو هستند مشکلات متعددی در تنظیم و تعدیل و بیان احساساتشان دارند. بسیاری از معتادان که به احساساتی نظیر افسرگی یا خشم و خشونت مبتلا هستند با استفاده از دارو ابتدای سعی می کنند رنج خود را تسکین داده و درد خود را الیتام بخشند. بنا بر گزارش های بالینی در کشورهای آمریکا و کانادا نیمی از زنان و مردان معتاد ناتوانی شدیدی در بیان حالات روانی خود دارند (سیاروچی ، فورگاس ، 2003).
یکی از ویژگیهای اصلی افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند این است که در تشخیص و تعیین مشکل نسبتاً دقیق می باشند و به جای اجتناب از مسایل و مشکلات، سعی در حل آنها دارند و علاوه بر این توانایی سازگاری با هیجانات مختلف خود را دارند و هیجانهای خود را سرکوب نمی کنند ( بار – آن، 2000) و مهارت کل هوش هیجانی افراد را قادر می سازد تا جلوی وضعیتهای دشوار را قبل از آنکه غیر قابل کنترل شود بگرند. و با این کار مدیریت استرس برای آنها آسانتر می شود. کسانی که قادر نیستند از مهارت های هوش هیجانی خود استفاده کنند، به احتمال زیاد برای مدیریت روحیه و خلق خود از روشهای دیگری که کمتر اثر بخشی دارند، بهره می گیرند، و احتمال دارد آنها دو برابر بیشتر از دیگران، مضطرب، افسرده، معتاد و ... شوند و حتی افکار خودش به سرشان بزند (براوبری، گریوز، 2005).
برای پاسخگویی به ششمین سئوال این پژوهش نیز از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج همانطور که در جدول 4-21 مشاهده می شود نشان می دهد که بین هوش هیجانی و سبک مقابله با استرس خویشتنداری در سطح 05/0 > p رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. 273/0 = r به این معنا که هرچه هوش هیجانی فرد بالاتر باشد سبک مقابله ای که در برابر استرس بکار می برد بیشتر خویشتنداری می باشد.
بنا به تعریف «خویشتنداری» توصیف کننده ی تلاش هایی برای تنظیم احساسات و اعمال خویش است (لازواروس و فولکمن ، 1998 به نقل از مؤسسه مایندگاردن ، 2005) . در این نوع مقابله به فرد سعی می کند از اقدام احساساتی و عجولانه بپرهیزد، با دیگران کنار بیاید و دیدگاه و موقعیت آن ها را تا حدی مد نظر داشته باشد و بر اساس منطق و تفکر رفتار خود را تغییر دهد تا بهتر بتواند با مشکل کنار بیاید. چنین فردی گرایش دارد برای برخورد بهتر با موقعیت، بیشتر طرز رفتار و احساس خودش را تغییر دهد تا دیگران یا موقعیت را (لازاروس و فولکمن، 1985) و فرد سعی می کند احساسات خود را کنترل کند.
احتمالاً تنظیم احساسات و اعمال خویش با ملزومات موقعیت، می تواند سازگاری فرد را بویژه در تعاملات بین فردی بهبود داده و منابع حمایت اجتماعی را گسترش دهد. بعلاوه به کار گرفتن راهکارهایی برای تنظیم هیجان ممکن است شدت هیجانات ناراحت کننده را کاهش دهد.
از نظر سالوی، بدل، وئویلر و مایر (2000) افرادی که هوش هیجانی بالاتری دارند بهتر با موقعیتهای فشار زا مقابله می نمایند چون بهتر قادرند هیجاناتشان را مشاهده، ارزیابی، و کنترل نمایند. و از هیجاناتشان برای راهنمایی کردن رفتار خود استفاده می کنند. بعلاوه کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند می توانند قبل از واکنش نشان دادن در برابر موقعیتهای ناراحت کننده تامل کنند و این تأمل ممکن است چند ثانیه یا چند روز یا چند هفته طول بکشد و بعد با تعمق دست به عمل بزنند.
پس می بینیم که هرچه هوش هیجانی خرد بالاتر می رود میزان خود کنترلی یا خویشتن داری وی نیز بالاتر می رود.
برای پاسخگویی به هفتمین سؤال پژوهش از مزیت همبستگی پیرسون استفاده شد و نتایج همانطور که در جدول 4-22 مشاهده می شود نشان می دهد که بین هوش هیجانی و سبک مقابله با استرس حمایت اجتماعی در سطح 05/0 > p رابطه مثبت و معناداری وجود دارد 306/0 = r به این معنا که هرچه هوش هیجانی فرد بالاتر باشد سبک مقابله ای که در برابر استرس بکار می برد بیشتر جستجوی حمایت اجتماعی می باشد.