لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 13 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تعریف علم اقتصاد:
وظیفه علم اقتصاد این است که نشان دهد چگونه میتوان کالایی را جهت ارضاء احتیاجات و نیازهای انسانی به بهترین وجه و با کمترین هزینه، تولید نمود به علاوه چگونگی توزیع و مصرف این کالاها را نیز مشخص میکند. بدین سبب است که آلفرد مارشال یکی از اقتصاددانان میگوید که علم اقتصاد، علم بررسی رفتار انسان در زندگی روزمرهاش میباشد چون فعالیتهای مربوط به تولید، توزیع و مصرف کالا، فعالیتهای روزمره انسانی محسوب میشود.
بطور خلاصه میتوان گفت که اقتصاد، علم مربوط به بررسی چگونگی تولید، توزیع و مصرف کالاها و همچنین علم مربوط به بررسی نتایج این گونه فعالیتها است.
تعاریف متعدد دیگری از علم اقتصاد وجود دارد که چند مورد از آن را ارائه میکنیم:
علم اقتصاد علمی است که مبادلات بین انسان را با و یا بدون پول مورد بررسی قرار میدهد.
علم اقتصاد علم بررسی ثروت ا ست.
علم اتقصاد، علمی است که هدف آن مطالعه را بهزیستی انسان است.
علم اقتصاد دانشی است که پدیدههای اقتصادی را تفسیر و روابط آنها را با یکدیگر تعیین مینماید (آیت الله باقر صدر).
تقاضا، عرضه و قیمت تعادل در بازار
یکی از سوالات اساسی که در اقتصاد مطرح میشود این است که چگونه قیمت کالاها و عوامل تولید تعیین میگردد. چرا برخی از آنها ارزان و بعضی دیگر گران هستند. برای ساده کردن موضوع، چگونگی تعیین قیمت کالاها را مورد بررسی قرار میدهیم. این تحلیل را میتوان در مورد قیمت عوامل تولید نیز کم و بیش به کار گرفت.
مسائل اساسی اقتصادی
هر نظام اقتصادی باید قادر باشد به سه سئوال اساسی دهد. این سه سئوال که به مسائل سه گانه اقتصادی مشهور است عبارتند ا ز:
الف – چه کالاهایی باید تولید شود و به چه مقدار؟
یعنی از بین هزاران کالا و خدمات، کدامیک را باید انتخاب و تولید کرد. در ثانی مقدار تولید هر کدام چه مقدار است؟ آیا باید پوشاک تولید کرد یا غذا؟ و اگر باید هر دو کالا تولید شود، کدام یک بیشتر و کدام یک کمتر.
ب- کالاها چگونه باید تولید شوند؟
بعد از اینکه مشخص شد چه کالایی و به چه مقدار باید تولید شود، این سئوال مطرح است که کالای مذکور را باید با چه روش فنی تولید کرد. آیا به عنوان مثال الکتریسته را باید از آبشار یا نفت و یا اتم تولید کرد.
پ- کالاها باید برای چه افرادی تولید شود.
بعد از اینکه به سئوال الف و ب پاسخ گفته شد، این سئوال مطرح میشود که کالاهای تولیدی چگونه بین افراد اجتماع توزیع میگردد. آیا باید کالاهای تولید شده به افراد ثروتمند تعلق گیرد یا به افرادی که دارای درآمد کمتری هستند؟
بدیهی است هر نظام اقتصادی میکوشد با توجه به معیارهای حاکم در جامعه به سئوالات فوق پاسخ داده و به راهحلهای حد مطلوب این مسائل دسترسی پیدا کند.
مفهوم و اندازهگیری درآمد ملی
یکی از مفاهیم مهم در اقتصاد که بهترین معیار نیز جهت ارزیابی فعالیتهای اقتصادی در یک کشور میباشد، درآمد ملی است. اقتصاد مدرن که شامل نقل و انتقالات بیشماری از کالاها و خدمات گوناگون است، بسیار پیچیده میباشد. برای تحلیل و تنظیم فعالیتهای اقتصادی در یک کشور مثل هر بنگاه تولیدی و تجاری که برای ارزیابی فعالیتهایش احتیاج به نگهداری حسابهای مخصوصی دارد، ما نیز در سطح یک کشور محتاج به داشتن برخی معیارها هستیم. درآمد ملی، معیاری مهم برای سنجش علمکرد اقتصاد کل یک کشور میباشد. درآمد ملی که درآمد کل یک جامعه را نشان میدهد را میتوان به صورت ساده زیر تعریف کرد:
درآمد ملی عبارت است از ارزش کل پولی کالاها و خدمات نهایی که در مدت یک سال در اقتصاد ملی تولید میگردند.
نظریه رفتار مصرف کننده
انسان دارای نیازهایی است که درصدد برآوردن و ارضاء آنهاست تا بتواند به حیات خود ادامه دهد. نیازها از طریق اکتساب کالاها و خدمات ارضاء میشوند. انسان برای اینکه بتواند به نیازها و خواستههای خود جامة عمل بپوشاند، متقاضی به دست آوردن کالاها و خدمات ارضاء میشوند. انسان برای اینکه بتواند به نیازها و خواستههای خود جامة عمل بپوشاند، متقاضی به دست آوردن کالاها و خدمات میشود. بنابراین تقاضا ناشی از وجود نیازهای بشری است و بدین سبب انسان برای کالاها و خدمات تقاضا دارد که مصرف آنها ضمن ارضاء نیازهای طبیعی فرد، به فرد خشنودی میدهند. خشنودی و رضایت خاطری که فرد از اکتساب کالاها و خدمات به دست میآورد را در اقتصاد «مطلوبیت» مینامند.
کلیات :
تاکنون قسمتی از نظریه جدید تعیین درآمد را مورد بررسی قرار داده و عوامل تعیین کننده مصرف و سرمایهگذاری را تحلیل نمودیم. دیدیم که سرمایهگذاری به وسیله بازدهی نهایی سرمایه و در اتباط با نرخ بهره تحت تأثیر واقع میشود. اکنون باید موضوعات مربوط به پول و همچنین عوامل تعیین کننده نرخ بهره را مورد بررسی قرار دهیم تا بتوانیم به چگونگی عملکرد سیاستهای پولی بپردازیم.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
مقدمه
یکى از شرایط لازم براى صحت عقد بیع این است که بایع ،مالک مبیع و یا نماینده در فروش آن باشد؛ در غیر این صورت اگر شخص اقدام به فروش مال غیر بنماید و مالک، قرارداد فضولى را که غیر نافذ بوده، رد نماید؛ علاوه بر اینکه از لحاظ کیفرى به موجب ماده (1) قانون راجع به انتقال مال غیر، انتقال دهنده کلاهبردار محسوب مى شود، از لحاظ حقوقى نیز به خاطر بطلان معامله انجام شده اگر مشترى ثمن را به بایع ادا نکرده باشد؛ ملزم به تأدیه آن نمى باشد؛ زیرا دلیلى براى پرداخت آن وجود ندارد و در صورتى که ثمن تأدیه شده باشد بایع باید ثمنى را که اخذ نموده مسترد نماید و در صورت جهل مشترى به وجود فساد بیع، بایع باید علاوه بر رد ثمن از عهده غرامات وارده به مشترى نیز برآید که چنین ضمانی به ضمان درک مشهور می باشد.
واژگان کلیدى: ضمان درک، مستحق للغیر، خسارات، بطلان، ثمن، مبیع.
گفتار اول - مفهوم ضمان درک
واژه درک در کتاب های لغت به معنای قعر شی ئ و لحوق (ضمیمه شدن یا تابع گردیدن )آمده است ولی در اصطلاح حقوق مقصود از درک مبیع این است که مورد معامله متعلق به شخص دیگری غیر از فروشنده درآید کلمه ی ضمان نیز در این ترکیب به معنی ((ضمان معاوضی )) است بدین مفهوم که هرگاه مبیع از آن دیگرى باشد، فروشنده ضامن است پولى که بابت ثمن چنین کالایى گرفته به خریدار بازگرداند و درصورت جهل مشترى به باطل بودن معامله، فروشنده باید از عهده خسارات وارده به مشترى برآید؛ چنان که ماده (391) قانون مدنى مقرر مى دارد در صورت مستحق للغیر درآمدن کل یا بعض از مبیع، بایع باید ثمن مبیع را مسترد دارد و در صورت جهل مشترى به وجود فساد، بایع باید از عهده غرامات وارده بر مشترى نیز برآید.
گفتار دوم - مفاد ضمان درک
بند اول : رابطه خریدار و فروشنده
چگونگى این ضمان را باید در صورتى که مشترى از بطلان معامله مطلع بوده و موردى که مورد معامله را ملک بایع مى پندارد، به صورت جداگانه بررسى نمود:
1 - در صورت نخست که مشترى از بطلان معامله آگاه بوده و می داند ملک شخص دیگرى را از فروشنده ای که نمایندگى در فروش ندارد، مى خرد اگر مالک معامله فضولى را رد نموده و مورد معامله را از مشترى بگیرد، او تنها مى تواند آ نچه را به عنوان ثمن معامله به فروشنده پرداخته، باز پس گیرد اما چون زیانى که مشترى در نتیجه بر هم خوردن معامله تقبل نموده به دلیل اقدام خویش و نتیجه کار نامشروع خودش می باشد وى در این مورد حق رجوع به فروشنده را ندارد.
در موردى که بخشى از مبیع از آن دیگرى باشد عقد بیع نسبت به همان بخش باطل است و نسبت به بقیه مبیع صحیح بوده و حق فسخ بیع را نسبت به قسمت صحیح ندارد و فقط حق تقسیط ثمن را دارد که در این صورت با توجه به ماده( 442) قانون مدنى که مقرر مى دارد ((در مورد تبعّض صفقه قسمتى از ثمن که باید به مشترى برگردد به طریق ذیل حساب مى شود: آن قسمت از مبیع که به ملکیت مشترى قرار گرفته منفرداً قیمت مى شود و هر نسبتى که بین قیمت مزبور و قیمتى که مجموع مبیع در حال اجتماع دارد پیدا شود و به همان نسبت از ثمن را بایع نگاه داشته و بقیه را باید به مشترى رد نماید )) فروشنده باید ثمنى را که بدون حق از مشترى گرفته به وى پس دهد.
2 - در صورت دوم، که خریدار مورد معامله را ملک فروشنده مى پندارد و او چنین وانمود کرده که با مال خود معامله مى کند و حتى در صورتى که شخص فروشنده نیز از فساد معامله آگاهى نداشته است؛ محدود ساختن خریدار به پس گرفتن ثمن امکان ندارد؛ زیرا اگر در نتیجه رجوع مالک به خریدار زیانى به او برسد، فروشنده مسبب آن بوده و باید جبران کند.خریدار نه تنها بابت خرید مورد معامله پولى را به فروشنده پرداخته است، بلکه امکان دارد براى تنظیم سند رسمى و دستمزد دلال و نگهدارى مبیع و هزینه دادرسى خساراتى را به دوش کشیده باشد و همچنین ممکن است از تاریخ وقوع معامله تا زمان استرداد ثمن، قدرت خرید مشترى با همان ثمن کاهش یافته و به اصطلاح ،ارزش همان ثمن نسبت به زمان وقوع معامله کم شده باشد که باید به وسیله مسبب آن -که همانا فروشنده است - جبران گردد.
به اضافه چون فرض این است که خریدار واقع را نمى دانسته و به این گمان که تمام مبیع را از راه مشروع به دست می آورد حاضر به معامله شده است، هرگاه بخشى از مبیع به دیگرى تعلق داشته باشد، علاوه بر تقسیط ثمن حق دارد تمام بیع را فسخ کند.
لازم به ذکر است هرگاه در زمان رجوع خریدار به فروشنده قیمت مبیع کمتر از زمان معامله باشد، این کمبود از ضمان فروشنده نمى کاهد و فروشنده باید در هر صورت پولى را که بابت ثمن معامله اخذ کرده، پس دهد و علم و جهل مشترى به بطلان معامله در این ضمان بى اثر است.
بند دوم : رابطه خریدار و مالک
اجراى ضمان درک در رابطه خریدار و مالک هنگامى مطرح مى شود که در اثر کار خریدار، قیمت مورد معامله افزوده شده باشد و مالک با رجوع بخواهد آن را بگیرد. پس، این پرسشها را باید پاسخ گفت : (( آیا این کار ارزش حقوقى ندارد و چون بر مال دیگرى انجام شده محترم نیست؟ آیا باید میان کسى که مال غیر را با حسن نیت و بدین گمان که فروشنده مالک واقعى است، خریده، با آ نکه در تصرف نامشروع با فروشنده تبانی کرده است، تفاوت گذارد یا به دیده قانون هر دو یکسانند و هیچ حسن نیتى نمى تواند به حق مالکیت زیان برساند .))
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 12 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
تاریخچه یهود
دین یهود یک آئین توحیدی و یکتاپرستی است که حدود سال 1350 م. توسط موسیبنعمران که از نژاد بنیاسرائیل (حضرت یعقوب) بود، به جهانیان عرضه گردید. گرچه اساس این آئین بر پایه ی توحید استوار میباشد، ولی در اثر تحولات و دگرگونیهایی که در طول تاریخ بدان راه یافته و بهویژه، تحریفات و دستکاریهایی که در متن تورات (کتاب حضرت موسی) داده شده است، انسان را نسبت به توحیدی ماندن آن دچار شکّ و تردید مینماید.«پیروان این آئین را یهودی مینامند که اغلب، آنها را با لقب «بنیاسرائیل» معرفی مینمایند. بنیاسرائیل در شهر «کنعان» که از اراضی فلسطین میباشد، اقامت داشتند.» بعد از اینکه حضرت یوسف فرمانروای مصر شد، قوم بنیاسرائیل به مصر مهاجرت نمودند و علاوه بر اینکه جمعیّت آنها رو به افزایش گذاشت، در علوم و فنون نیز به پیشرفتهای قابل توجّهی دست یافتند و همین امر موجب نگرانی مصریان شد که مبادا این قوم با نیروی خود، زمام امور را به دست گیرند. از این رو، یکی از فراعنه تصمیم گرفت از جمعیّت آنها بکاهد؛ لذا دستور کشتن نوزادان پسر بنیاسرائیل را صادر نمود.«در باب دوّم سفر خروج تورات آمده است که در آن ایام زنی از بنیاسرائیل فرزند پسری به دنیا آورد و به منظور نجات وی از چنگال مأموران فرعون، او را به مدت سه ماه پنهان نمود.» از آنجایی که مخفی نگه داشتن کودک برای همیشه ممکن نبود، صندوقی را تهیه کرد و کودک را در آن نهاد و در نیزارهای رود نیل رها کرد؛ همین که صندوق به نزدیکیهای قصر فرعون رسید، به دستور همسر فرعون از آب گرفته شد و با وساطت وی کودک از خطر مرگ جان سالم به در برد؛ این کودک، موسی بود.«حضرت موسی (ع) در دامن دشمن سرسخت بنیاسرائیل، یعنی فرعون پرورش یافت.» آن حضرت به جهت مخالفتهایی که با عقاید فرعوننمود، جان خویش را در خطر دید و برای حفظ جان خود و فرار از خشم فرعون و فرعونیان از مصر خارج شد و به «مدین» وطن حضرت شعیب (ع) پناه برد. او پس از هشت یا ده سالی که در خدمت حضرت شعیب (ع) بود، مدین را به قصد زادگاه خودش (مصر) ترک کرد و در بین راه مدین و مصر، به پیامبری مبعوث و برای دعوت فرعون، با همرامی برادرش هارون به سوی مصر رهسپار شد.حضرت موسی (ع) یکی از پیامبران «اولوالعزم» و صاحب شریعت مستقلمیباشد که در زمان سلطنت یکی از فراعنه ی مصر به نام «مفتاح، فرزند رامسس دوّم، در حدود 1350 قبل میلاد مسیح به پیامبری مبعوث گردید. داستان بعثت حضرت موسی (ع) و کیفیت تبلیغ و چگونگی دعوت آن حضرت، از پرماجراترین حوادثی است که در تاریخ بشریت به وقوع پیوسته و قرآن کریم نیز در سورههای متعدد، در ضمن آیات فراوانی، از چگونی برخورد حضرت موسی با فرعون و درگیریهای او با امتش، یعنی بنیاسرائیل، سخن گفته است.تورات (کتاب حضرت موسی) در سفر خروج، باب سوّم، عدد 13، ابتدای بعثت موسی (ع) را چنین به تصویر میکشد. موسی به خدا گفت:اینک من میروم نزد بنیاسرائیل و چون به ایشان بگویم، خدای پدران شما، مرا به سوی شما گسیل داشته است، پس اگر از من پرسیدند که نام او چیست، من در جواب ایشان چه بگویم؟ خدا به موسی گفت «آهیة الذی آهیة» هستم آنکه هستم، تو به بنیاسرائیل بگو «آهیة» مرا به نزد شما فرستاده است. دوباره خدا به موسی گفت: به بنیاسرائیل چنین بگو: یَهُوَه، خدای پدران شما، خدای ابراهیم و خدای اسحاق و خدای یعقوب، مرا به سوی شما فرستاده است؛ ایننام من است تا ابد و همین است یادگار من نسلی بعد از نسل.مسلم این است که دعوت حضرت موسی (ع) به سوی توحید و یکتاپرستی بوده است. او علاوه بر توحید، مردم را از ستمکاری منع و در مقابل ظلم و بیدادگری، آنها را بسیج مینموده است. خدایی که حضرت موسی، مردم را به آن دعوت میکرده، خدایی واحد و این دعوت برای عموم جهانیان بوده است و هرگز خدای اختصاصی که تنها طرفدار یهود باشد، مدنظر آن حضرت نبوده؛ امّا ملّت یهود طبق برداشتی که از تورات فعلی و مخصوصاً از کتاب «تلمود» مینمایند، خودشان را بهترین نژادها و عزیزترین امّتها نزد خدا میدانند و خدا را تنها به خودشان اختصاصداده و او را تنها، حامی یهود قلمداد میکنند.یهودیها معتقدند: دنیا و آنچه در آن میباشد و حتی افراد بشر، همه برای بنیاسرائیل و به خاطر آنها آفریده شده است. یهودیها روی این پندار، به خودشان حق میدهند تا به هر نحوی که بتوانند از همه ی مواهب آفرینش بهرهگیری نموده و حتی، انسانها را نیز به استخدام خودشان درآورند. ملّت یهود معتقد است که از نژاد برتر آفریده شده و آسمانیمنش میباشد. این است که این ملّت در جمعآوری ثروت، بسیار حریص هستند و همیشه در صدد بسط نفوذ خود بوده و خواهان تصرف جمیع کشورهای دنیا میباشند.حضرت موسی (ع) رسالت یافت تا فرعون و فرعونیان را از گمراهی نجات دهد. خداوند به وی قدرت داد تا در مسابقهای که فرعون با جمع کردن جادوگران و ساحران برای مقابله با حضرت موسی (ع) ترتیب داده بود، با اژدها شدن عصای آن حضرت و بلعیدن مارها و آلات و ادوات ساحران، پیروز گردد و تعداد کثیری به او ایمان بیاورند. فرعون با شکست در مقابل حضرت موسی (ع) در زمینههای مختلف، برای حفظ تخت و تاج خود، تصمیم به نابودی او گرفت و لذا با لشکر خود به تعقیب آن حضرت که به سمت رود نیل، عزیمت نموده بود پرداخت؛ امّا قبل از رسیدن لشکر فرعون به اردوگاه آن حضرت، به امر خدا، حضرت موسی و یارانش از رود نیل گذشتند و با وارد شدن فرعون و لشکریان به رود نیل، همه ی آنها به هلاکت رسیدند.«حضرت موسی و یارانش با عبور از رود نیل وارد صحرای سینا شدند. در همین ایام «یَهُوَه» خدای بنیاسرائیل، موسی را به بالای کوه طور فرا خواند و اصول دین یهود را به وی وحی فرمود.» «چنانچه در تورات آمده است، موسی آن احکام را برد و بر لوح سنگی نوشت و برای مژده نزد بنیاسرائیل آورد که از جمله آن احکام، به شرح زیر میباشد:»1 ـ مَن «یَهُوَه» خدای تو هستم و جز من، تو خدای دیگری نخواهی داشت.2 ـ تو نباید نام مرا به باطل ببری، زیرا مرتکب گناه خواهی شد.3 ـ روز «شباط» (شنبه) را برای روز قربانی و تقدیس قرار بده، شش روز کار کن، ولی روز هفتم روز استراحت و وقف خدای تو است.4 ـ به پدر و مادر خود احترام کن، تا عمری دراز در روی زمین داشته باشی.5 ـ قتل، زنا و دزدی مکن.6 ـ علیه همسایه خود شهادت دروغ مده.7 ـ به اموال و ناموس همسایه طمع نورزید.9 ـ به بت سجده نکنید.حضرت موسی (ع) چهل سال با قوم خود در صحرای سینا که آن را «تیه» گفتهاند، سرگردان بود و در این مدّت از دست قوم بنیاسرائیل رنجها کشید. بنیاسرائیل با بهانههای گوناگون آن حضرت را مورد آزار و اذیّت قرار دادند. از جمله، وقتی که موسی (ع) برای مناجات به کوه طور رفت و هارون را جانشین خود قرار داد، بنیاسرائیل از زیورآلات زنان، گوسالهای زرّین ساخته و به عبادت آن پرداختند. چون اینکار به دست شخصی به نام «سامری» انجام گرفت، در اصطلاح به گوساله ی سامری معروف است.هنگامی که موسی (ع) با لوحها از کوه طور بازگشت، چون دید که مردم بهجای عبادت خدای یکتا، گوسالهپرست شدهاند، خشمگین شد و برادرش را مورد مؤاخذه قرار داد. گوساله را سوزاند، خُرد کرد و آن را در آب ریخت و به بنیاسرائیل نوشاند. سپس امر کرد شمشیرهای خود را بردارند و به مدت نصف روز یکدیگر را بکشند. حضرت موسی بعد از چهل سال، بنیاسرائیل را تا حدود کنعان (فلسطین) رسانید و این همان سرزمینی است که به گفته ی تورات، خداوند به ابراهیم و اعقاب او وعده کرده بود، امّا حضرت موسی (ع) موفق
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
موضوع: پروین اعتصامی
محقق: امیر هراتی
زیر نظر:آقای روحی
آذر 84
خانواده پروین:
پدر پروین:
اعتصامی میرزا ابراهیم خان مستوفی یکی از نجیب زادگان اشتیان بود. که در جوانی به سمت مستوفی آذربایجان رفت و تا پایان عمر همان جا زیست. یوسف اعتصام الملک ادب عرب وفقه واصول ومنتطق وکلام وحکمت قدیم وزبانهای ترکی وفرانسه را درتبریز
اموخت. ودر لغت عرب احاطه کامل یافت. وهنوز بیست سال از عمرش نگذشته بود. که کتاب قلاعد الاادب فی شرح اطواق الذهب را که رساله ای عربی نوشت.
مادر پروین:
از خاندان فتوحی تبریزی که خانواده های اصیل تبریز بودنسب می گرفت حاصل ازدواج اعتصام الملک با اختر فتوحی چهار پسر و یک دختر بود.
پروین:
رخشنده اعتصامی متخلص به (پروین) در 25 اسفند 1285شمسی در تبریز به دنیا آمد.او یگانه دختر خانواده بودوطبعاً طرف توجه و محّبت مخلص پدرواقع گردید. بدان گونه که درتمام سفرهاییکه پدرش درداخل وخارج ایران بود همراه پدررفت.
پروین در خانواده ای پا به عرصه وجود نهاد که گر چه ثروتمند نبود لکن برای زندگی فرزندان وتعلیم وتربیت صحیح انها هیچدر زحمت و مضیقه نبودند. او مقدمات عربی وبرخی متون فارسی را درخانه نزد پدرفرا می گرفت.خانه پدرش که محفل شاعران وفرزانگان ان زمان بود.در کودکی اسباب تفریح وبازی او غالباَ کتاب بوده است. بعد از اموختن مقدمات ادب عربی وفارسی به مدرسه دخترانه (ایران بتل ) که از سوی امریکا ییان اداره می شد رفت. اودر تمام دوره تحصیل در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
موضوع: پروین اعتصامی
محقق: امیر هراتی
زیر نظر:آقای روحی
آذر 84
خانواده پروین:
پدر پروین:
اعتصامی میرزا ابراهیم خان مستوفی یکی از نجیب زادگان اشتیان بود. که در جوانی به سمت مستوفی آذربایجان رفت و تا پایان عمر همان جا زیست. یوسف اعتصام الملک ادب عرب وفقه واصول ومنتطق وکلام وحکمت قدیم وزبانهای ترکی وفرانسه را درتبریز
اموخت. ودر لغت عرب احاطه کامل یافت. وهنوز بیست سال از عمرش نگذشته بود. که کتاب قلاعد الاادب فی شرح اطواق الذهب را که رساله ای عربی نوشت.
مادر پروین:
از خاندان فتوحی تبریزی که خانواده های اصیل تبریز بودنسب می گرفت حاصل ازدواج اعتصام الملک با اختر فتوحی چهار پسر و یک دختر بود.
پروین:
رخشنده اعتصامی متخلص به (پروین) در 25 اسفند 1285شمسی در تبریز به دنیا آمد.او یگانه دختر خانواده بودوطبعاً طرف توجه و محّبت مخلص پدرواقع گردید. بدان گونه که درتمام سفرهاییکه پدرش درداخل وخارج ایران بود همراه پدررفت.
پروین در خانواده ای پا به عرصه وجود نهاد که گر چه ثروتمند نبود لکن برای زندگی فرزندان وتعلیم وتربیت صحیح انها هیچدر زحمت و مضیقه نبودند. او مقدمات عربی وبرخی متون فارسی را درخانه نزد پدرفرا می گرفت.خانه پدرش که محفل شاعران وفرزانگان ان زمان بود.در کودکی اسباب تفریح وبازی او غالباَ کتاب بوده است. بعد از اموختن مقدمات ادب عربی وفارسی به مدرسه دخترانه (ایران بتل ) که از سوی امریکا ییان اداره می شد رفت. اودر تمام دوره تحصیل در