لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
مهارتهای نیروی انسانی در سازمانهای امروزی
●چکیده
در این مقاله با رویکردی کاربردی به مفهوم توانمندسازی کارکنان، به بررسی عوامل موثر بر توانمندسازی آنها پرداخته شده است. توانمندسازی کارکنان یکی از ابزارهای موثر برای افزایش بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیتها و تواناییهای فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است. سازمانها امروزه تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی، دگرگونیهای ناگهانی، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش، وجود منابع محدود و... زیر فشارهای زیادی قرار دارند. پس از سالها تجربه، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در امور کاری و اقتصاد خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند، باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و باانگیزه بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل می دهد. در ادامه به اهمیت و ضرورت توانمندسازی کارکنان در سازمانها و ویژگیهای سازمانها و کارکنان توانمند اشاره و دستاوردهای حاصل از اجرای توانمندسازی در سازمانها و موانع موجود جهت اجرای توانمندسازی آورده شده است. درنهایت به بررسی چند نمونه از فنون و ابزار خلق توانمندی در سازمان پرداخته شده است.
●مقدمه
توانمندسازی کارکنان یکی از تکنیکهای موثر برای افزایش بهره وری کارکنان و استفاده بهینه از ظرفیت و تواناییهای فردی و گروهی آنها در راستای اهداف سازمانی است. توانمندسازی فرایندی است که در آن از طریق توسعه و گسترش نفوذ و قابلیت افراد و تیمها به بهبود و بهسازی مستمر عملکرد کمک می شود. به عبارت دیگر توانمندسازی یک راهبرد توسعه و شکوفایی سازمانی است. در این مقاله با یک رویکرد کاربردی به مفهوم توانمندسازی کارکنان به توضیح و تبیین ابعاد این مفهوم پرداخته شده است. تعاریف، ویژگیهای سازمانی کارکنان توانمند، عوامل موثر بر توانمندسازی دستاوردها و موانع موجود در سازمانها مقولاتی است که در این نوشتار به آن پرداخته شده است. در این مقاله سعی بر این بوده است که با پرهیز از بحثهای پراکنده و حاشیه ای برای سازمانی که مدیریت آن درصدد بهبود تواناییهای کارکنان خویش است، چارچوبها و روشهای دستیابی به این هدف تبیین شود.
●اهمیت و ضرورت توانمندسازی کارکنان در سازمانها
سازمانهای امروز تحت تاثیر عواملی از قبیل افزایش رقابت جهانی، دگرگونیهای ناگهانی، نیاز به کیفیت و خدمات پس از فروش و وجود منابع محدود و … زیر فشارهای زیادی قرار دارند. پس از سالهای زیادی تجربه، دنیا به این نتیجه رسیده است که اگر سازمانی بخواهد در اقتصاد و امور کاری خود پیشتاز باشد و در عرصه رقابت عقب نماند باید از نیروی انسانی متخصص، خلاق و باانگیزه بالا برخوردار باشد. منابع انسانی اساس ثروت واقعی یک سازمان را تشکیل میدهند. بین سرمایه انسانی و بهرهوری در سازمانها رابطهای مستقیم وجود دارد. از دغدغههای مهم بنگاههای اقتصادی موفق جهان، گردآوری سرمایه انسانی فرهیخته و خردورزی است که قادر به ایجاد تحول در سازمانی که به آن متعلقند، باشند. یک سازمان موفق مجموعهای است مرکب از انسانهایی بافرهنگ سازمانی، اندیشه و اهداف مشترک که با کار گروهی در نظام انعطافپذیر سازمان، تجارب و دانش خود را با عشق به پیشرفت روزافزون سازمان در اختیار مدیریت خود قرار میدهند. بنابراین هر فرد نسبت به سازمان و وظیفهای که انجام میدهد، احساس مالکیت خواهد کرد. استفاده از تواناییهای بالقوه منابع انسانی برای هر سازمانی مزیتی بزرگ به شمار میرود. در بهرهوری فردی، سازمان از مجموعه استعدادها و تواناییهای بالقوه فرد به منظور پیشرفت سازمان استفاده میکند و با بالفعل درآوردن نیروهای بالقوه و استعدادهای شگرف در جهت سازندگی موجب پیشرفت فرد و همسویی با سازمان خواهد شد. بنابراین لازمه دستیابی به هدفهای سازمان، مدیریت موثر این منابع باارزش است. دراین راستا رشد، پیشرفت، شکوفایی و ارتقای توانمندیهای کارکنان که در سالیان اخیر تحت عنوان توانمندسازی کارکنان مورد توجه صاحبنظران و کارشناسان مدیریت منابع انسانی واقع شده است. همانگونه که سازمانها به مقابله با چالشهای سازمانی بر میخیزند و بهبود مستمر را در اولویت قرار دادهاند، نیاز بیشتری به حمایت و تعهد کارکنان و درگیرکردن آنها در کار احساس میشود. توانمندسازی تکنیکی نوین و موثر در جهت ارتقای بهره وری سازمان به وسیله بهرهگیری از توان کارکنان است. کارکنان به واسطه دانش، تجربه و انگیزه خود صاحب قدرت نهفته هستند و در واقع توانمندسازی آزاد کردن این قدرت است. این تکنیک ظرفیتهای بالقوهای که برای بهرهبرداری از سرچشمه توانایی انسانی که از آن استفاده کامل نمیشود، در اختیار میگذارد و در یک محیط سالم سازمانی روشی متعادل را در بین اعمال کنترل کامل از سوی مدیریت و آزادی عمل کامل کارکنان پیشنهاد میکند. در بحث توانمندسازی مسائلی از این قبیل مورد بررسی قرار میگیرد که جو مدیریتی و فضای سازمان برای کارکنان چگونه است؟ مدیریت سازمان آیا امکان بروز عقاید و افکار را به کارکنان خود میدهد؟ آیا اساس انتخاب و بکارگیری افراد در مشاغل شایستگیها و صلاحیتهاست یا اینکه صرفاً بر اساس داشتن رابطه و اطلاعات محض است؟ آیا سیستم تشویق و تنبیه عادلانه در سازمان وجود دارد؟ میزان مشارکت در سازمان چقدر است؟ مدیران تا چه اندازه محیط را برای انجام کار جذاب نمودهاند؟
امروزه مزیتی که سازمانها برای پیشی گرفتن از یکدیگر دارند نه در بکارگیری فناوری جدید، بلکه در بالا بودن اعتماد به نفس و میزان تعهد کارکنان به اهداف سازمانی نهفته است. برای گذر از مرحلههای گوناگون، سازمانها باید خود را با موقعیتهای مختلف سازگار کنند و روشهای جدیدی را فرا گیرند. در این صورت باید به شناسایی مواردی که میتواند در سازندگی محیط کار توانمند و موثر باشد، برسند. در سازمانهای نو کارکنان نه تنها برای انجام وظیفهای که به عهده دارند، بلکه برای بهبود کارکرد کل سازمان احساس مسئولیت میکنند. آنها برای افزایش مستمر عملکرد بهره وری به گونهای فعال با یکدیگر به کار میپردازند.
●تعاریف مفهومی واژه توانمندسازی
تعاریف گوناگونی از واژه توانمندسازی توسط پژوهشگران و صاحبنظران دراین زمینه ارائه شده است. عبارت زیر تقریباً همه مفاهیم موجود در تعاریف ارائه شده را در برمیگیرد:
- توانمندسازی عبارت است از شناختن ارزش افراد و سهمی که میتوانند درانجام امور داشته باشند.
- توانمندسازی نیروی انسانی یعنی ایجاد مجموعه ظرفیتهای لازم در کارکنان برای قادر ساختن آنان به ایجاد ارزش افزوده در سازمان و ایفای نقش و مسئولیتی که در سازمان به عهده دارند، توأم با کارایی و اثربخشی.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
موضوع :
بانکداری اسلامی (بدون ربا)
استاد محترم
جناب آقای آذری متین
تهیهکننده:
محمد حیدری
دیماه 1386
حکم ربا در قرآن و سنت
«یا ایها الذین آمنو اتقوا الله و ذروا ما بقی من الربا ان کنتم مومنین» (آیه 278 سوره بقره)
* ای کسانی که ایمان آورده اید ، از مخالفت فرمان خداوند بپرهیزید . آنچه از ربا باقی مانده است ، رها کنید .
« فان لم تفعلوا فاذنوا بحرب من الله و رسوله و ان تبتم فلکم رءوس اموالکم لا تظلمون و لا تظلمون»
(آیه 279 سوره بقره)
* واگر چنین نکردید ، بدانید به جنگ با خدا و فرستاده ی او ، برخواسته اید و اگر توبه کنید سرمایه های شما از آن خودتان است نه ستم می کنید و نه ستم می بینید .
« وان کان ذو عسرة فنظرة الی میسرة و ان تصدقوا خیرلکم ان کنتم تعلمون» (آیه 280 سوره بقره)
* واگر بدهکاران تنگدست باشند ، پس تا هنگام گشایش مهلتی به او بدهید . و اگر به راستی قدرت پرداخت ندارد بخشیدن آن برای شما بهتر است ، اگر منافع اینکار را بدانید؟؟؟
- در نگرش دینی ، جامعه ای که فعالیت های اقتصادی و معیشتی خود رابر پایه ی ربا بنا کنند ، به سوی نابودی گام بر می دارد ودر مسیر عصیانگری و ناسپاسی است .
پیامبر اکرم (ص) : شرالمکاسب کسب الربا ؛ بد ترین کسب ها ، کسب ربا است . ( ترجمة الحیاة ، جلد 5 )
حکمت های تحریم ربا
* هدایت سرمایه ها به سمت فعالیت های مولد
دراین نوع مردم به طور عینی درفعالیت های بازرگانی و تولیدی با حضور نامحسوس دراقتصاد واقعی است .
در بینش اسلام ، اقتصاد ربوی عامل گرایش بت پرستی و فراموشی کمکهای انسان دوستانه به دیگران وبه شکاف روز افزون زندگیها وشکل گیری فاصله طبقاتی و ثروت های افسانه ای نزد گروهی از افراد می انجامد .
امام رضا (ع) : «علت تحریم ربا تمایل یافتن مردم به سودخواری است ، و مایه تباهی و شیوع ظلم است» .
* هدایت سرمایه ها به سمت فعالیت های مفید
با حاکمیت فرهنگ ربا ، انجام کارهای اساسی برای پایداری حیات اجتماعی رنگ می بازد و به استوارسازی زیر بناهای اقتصادی توجه نمی شود .
ودر نتیجه قرآن است که اشاره به این موضوع دارد پدیده ربا جنون سرمایه داری است که باعث نا متعادل شدن جامعه می گردد ودچار حالتی که درآن اهداف ، تابع امیال نفسا نی است .
امام صادق (ع) : «خداوند باری تعالی ربا را از آن جهت حرام کرد تاشما ازپرداختن به کارهای نیک باز نماید» .
* هدایت انسان ها به سوی تعادل روحی وروانی
در آموزه های اسلامی ، ربا خوار درقالب انسانی مثل زده که بزرگی شکمش ، آنرا با دیگر اندام ها نا متناسب کرده است .
از امام صادق (ع)روایت شده که فرمودند : «چون مراشبانه به آسمان بردند ، کسانی را دیدم که می خواستند ازجای برخیزندولی توانایی آن را نداشتند . این به سبب بزرگی شکم آنان بود . گفتم : ای جبرائیل ! اینان کیستند ؟ گفت : کسانی که ربا می خوردند» . ( ترجمة الحیاة ، ج5 ، ص 617 )
* بزرگی گناه ربا در اسلام
دین اسلام ، ربا را همتای بزرگترین گناهان و به شدت آن را مورد نکوهش قرار داده است ودست اندکاران
آن را لعنت کرده است .
آیه 279 سوره بقره : « فإن لم تفعلوا فأذنوا بحرب من الله ورسوله ...»
- واگرچنین نکردید ، دست ازربا خواری برندارید اعلان جنگ با خداوند و رسولش بدهید .
راهکارهای دینی برای جریان سرمایه
روشن است که دراندیشه دینی توانمندی اقتصادی ، اساس دیگر توانایی ها و اقدام هاست ورکود سرمایه و اندوخته ها نیز امری نابایست به شمار می آید وبه فقر و درماندگی می انجامد. بهترین راهکار بانکداری اسلامی پرداخت وام بدون بهره به نیازمندان است .
* موارد استثنایی ربا
امام صادق (ع) : « بین پدر و فرزند ، ربا جایز می باشد» .
آنچه کارکرد ربا رادر پی داشته باشد ، اگر چه در قالب عقود اسلامی ارائه شود مشروع به نظر نمی رسد . زیرا پدیده ای راکه بااین شدت دردین حرام شده ف و تمایز اصلی بین نظام اسلامی و غیر اسلامی است نمی توان با تغییر الفاظ رنگ دینی بخشید ؛ بدون آنکه ماهیت آن تغییری پیدا کند .
* معیار اساسی در حرمت ربا
معیار اصلی در این مورد ستم به وام گیرنده نیست ، ودرهیچ یک از آیات به صراحت ، علت حرمت ،ستم به وام گیرنده عنوان نشده است . ملاک اساسی این است که به جریان افتادن ربا ، جامعه را ازتعادل اقتصادی و همسانی در سطح درآمد ها خارجی می کند و به شکاف طبقاطی می انجامد .
* بانکداری متعارف دنیا و بانکداری اسلامی
بخشی ازسرمایه های نقدی در اختیار کسانی است که یه علل مختلف ، تمایل یاتوانایی استفاده کارآمد از آن راندارند .
ازطرف دیگر ، کارفرمایان و صاحبکاران باتجربه ای وجود دارند که با وجود دربرداشتن علم و تجربه و علاقه به فعالیتهای اقتصادی ، سرمایه لازم رادر اختیار ندارند .
بنابراین وجود مؤسساتی که بتوانند این دو گروه از افراد کشور را به هم پیوند داده ، سرمایه های نقدی و انسانی را به جریان اندازند ضرورت بانکها ازباسابقه ترین ابزارهای این پیوند به شمار می رود . بانکداری متعارف براساس نظام بهره عمل می کند و به جهت ویژگی نا عادلانه بهره ، در موارد بسیاری به تسلسل و ورشکستگی بنگاهها و مؤسسات تولیدی و تجاری می انجامد .
براساس قوانین اسلامی ، هرنوع دریافت اضافی از وام گیرنده ربا تلقی می شود و حرام است .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
سیستمهای مدیریت فروش، سیستمهای اطلاعاتی هستند. این سیستمها در بازاریابی و مدیریت به کار میروند و برخی از عملکردهای مدیریت فروش و فروش را اتوماتیک میکنند. این سیستمها با سیستم اطلاعاتی بازاریابی تلفیق میشوند و اغلب به آنها سیستمهای مدیریت ارتباط با مشتری اطلاق میشود.
مزایای سیستم برای نیروی فروش
سیستمهای اتوماسیون نیروی فروش میتوانند بهره وری نیروی فروش را بهبود بخشند. برای مثال:
- نیروی فروش به جای نوشتن گزارشات و فعالیتهای فروش برروی برگه، میتوانند از فرمهای الکترونیکی استفاده کنند. بدین ترتیب در زمان صرفه جویی میشود.
- نیروی فروش به جای ارائه گزارشات به صورت چاپی به مدیریت، میتوانند با کمک اینترانت شرکت، اطلاعات را ارسال نمایند.
- اگر ابزارهای اضافی بتوانند میزان رکورد کمتری را نگهدارند، روحیه کارکنان بهبود مییابد.
- این سیستمها میتوانند به عنوان وسیله آموزشی اثربخش و کارآمد به کارر وند.
مزایای سیستم برای مدیرفروش
- مدیرفروش به جای جمع آوری برگههای کاری از مسئولین فروش و جدول بندی نتایج، میتواند نتایج را به طور اتوماتیک در جداول، چارتها یا گرافهای قابل فهم ارائه دهد. و بدین ترتیب در زمان صرفه جویی میشود.
- گزارشات کاری، درخواست اطلاعات، سفارشات ثبت شده و سایر اطلاعات فروش سریعتر به مدیریت فروش ارسال میشوند و به وی امکان میدهند تا سریعتر پاسخگو باشد. و بدین ترتیب مدیر فروش کنترل بهتری بر فرایند فروش خواهد داشت.
- مدیر فروش میتواند سیستم را به گونهای پیکربندی کند تا اطلاعات با کمک تکنیکهای آماری پیچیده به طورخودکار مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرند و نتایج را به گونهای کاربر پسند ارائه دهد.
این اطلاعات در موارد زیر کاربرد خواهند داشت:
- فراهم آوردن دادههای تحقیقات بازار، جمعیت شناسی، رفتاری، پذیرش محصول، مشکلات محصول و تشخیص تمایلات مشتری
- فراهم آوردن دادهها تحقیقات بازار در زمینه: پویایی صنعت، رقبای جدید، محصولات جدید رقبا، فعالیتهای تبلیغاتی جدید رقبا
- هماهنگی با سایر بخشهای شرکت به ویژه بازاریابی، تولید و امور مالی
- شناسایی مشتریان سودآور و مشکلات مشتریان
- ردیابی بهره وری نیروی فروش
مزایای سیستم برای مدیربازاریابی
- شناسایی ساختار اقتصادی صنعت
- شناسایی بازارهدف
- شناسایی بهترین مشتریان
- شناسایی رقباومحصولاتشان
- توسعه محصولات جدید
- بنیان نهادن مکانیسمهای اسکن محیط برای شناسایی فرصتها و تهدیدها
- شناسایی نقاط قوت و ضعف شرکت
- توسعه استراتژیهای بازاریابی برای هر یک از محصولات با کمک آمیخته بازاریابی (قیمت، محصول، مکان توزیع، و تبلیغ)
- ایجادمزیت رقابتی پایدار
مزایای استراتژیک سیستم
-همانگونه که در فوق اشاره شد، بهره وری افزایش مییابد. نیروی فروش از زمانشان کارآمدتر و اثربخشتر استفاده خواهند نمود. و بدین ترتیب افزایش بهره وری از سه طریق مزیت رقابتی را ایجاد میکند: کاهش هزینهها، افزایش فروش، افزایش سهم بازار.
- مسوولین فروش اطلاعات خود را با تناوب بیشتری ارسال میکنند. و بدین ترتیب زمان پاسخگویی مدیریت فروش کاهش مییابد.
- اگر از این سیستمها به خوبی استفاده شود، رضایت مشتری افزایش مییابد.
معایب سیستم
- کارکردن با این سیستمها دشوار است.
- نیازمند نگهداری مداوم، به روزرسانی اطلاعات و ارتقاء سیستم هستند.
- پرهزینه
- مجمتع سازی این سیستمها با سیستمهای اطلاعات مدیریت دشوار است.
مدیریت فروش (Sale Management)
هدف تمام شرکتهای انتفاعی، افزایش فروش سودآور از طریق ارضای نیازها و خواسته های بازار و مصرف کنندگان در بلندمدت است. مدیریت فروش در رسیدن به این هدف نقش مهمی را در مجموعه فعالیتهای بازاریابی ایفا می کند.
فروشندگان امروز بیش از گذشته قدرتی پویا در دنیای تجارت محسوب می شوند و تلاشهای آنها اثر مستقیم بر فعالیتهای متنوع و مختلف شرکت دارد.آنها محصولات شرکت را به مشتریان معرفی می کنند، سفارشات فروش را که منجر به ارسال محصولات برای مشتریان می شود دریافت می کنند. موقعیت محصولات شرکت را در بازار حفظ می کنند، وضعیت رقبا را ارزیابی می کنند و نهایتاً زمینه های موفقیت و پیشرفت شرکت را فراهم می آورند. شرکتها برای فروش محصولات خود شیوه مناسبی را اتخاذ می کنند. آنها یا از فروشندگان مستقیم خود برای فروش استفاده می کنند و یا برای این منظور از فروشندگان قراردادی استفاده می کنند. در هر دو شیوه، مدیران فروش بایستی مدیریت بر فروش و نیروی فروش را جدی بگیرند...
مدیریت فروش (Sale Management)
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
Knowledge management
From Wikipedia, the free encyclopedia
(Redirected from Knowledge Management)
Jump to: navigation, search
Knowledge Management (KM) comprises a range of practices used in an organisation to identify, create, represent, distribute and enable adoption of insights and experiences. Such insights and experiences comprise knowledge, either embodied in individuals or embedded in organisational processes or practice.
An established discipline since 1991 (see Nonaka 1991), KM includes courses taught in the fields of business administration, information systems, management, and library and information sciences (Alavi & Leidner 1999). More recently, other fields have started contributing to KM research; these include information and media, computer science, public health, and public policy.
Many large companies and non-profit organisations have resources dedicated to internal KM efforts, often as a part of their 'Business Strategy', 'Information Technology', or 'Human Resource Management' departments (Addicott, McGivern & Ferlie 2006). Several consulting companies also exist that provide strategy and advice regarding KM to these organisations.
KM efforts typically focus on organisational objectives such as improved performance, competitive advantage, innovation, the sharing of lessons learned, and continuous improvement of the organisation. KM efforts overlap with Organisational Learning, and may be distinguished from that by a greater focus on the management of knowledge as a strategic asset and a focus on encouraging the sharing of knowledge. KM efforts can help individuals and groups to share valuable organisational insights, to reduce redundant work, to avoid reinventing the wheel per se, to reduce training time for new employees, to retain intellectual capital as employees turnover in an organisation, and to adapt to changing environments and markets (McAdam & McCreedy 2000)(Thompson & Walsham 2004).
Contents
[hide]
1 History
2 Research
2.1 Dimensions
2.2 Strategies
2.3 Motivations
2.4 Technologies
3 See also
4 References
5 External links
[edit] History
KM efforts have a long history, to include on-the-job discussions, formal apprenticeship, discussion forums, corporate libraries, professional training and mentoring programs. More recently, with increased use of computers in the second half of the 20th century, specific adaptations of technologies such as knowledge bases, expert systems, knowledge repositories, group decision support systems, intranets and computer supported cooperative work have been introduced to further enhance such efforts[1].
In 1999, the term personal knowledge management was introduced which refers to the management of knowledge at the individual level (Wright 2005).
More recently with the advent of the Web 2.0, the concept of knowledge management has evolved towards a vision more based on people participation and emergence. This line of evolution is termed Enterprise 2.0 (McAfee 2006). However, there is still a debate (and discussions even in Wikipedia (Lakhani & McAfee 2007)) whether Enterprise 2.0 is just a fad, or if it brings something new, is the future of knowledge management (Davenport 2008) and is here to stay.
[edit] Research
A broad range of thoughts on the KM discipline exists with no unanimous agreement; approaches vary by author and school. As the discipline matures, academic debates have increased regarding both the theory and practice of KM, to include the following perspectives:
Techno-centric with a focus on technology, ideally those that enhance knowledge sharing and creation
Organisational with a focus on how an organisation can be designed to facilitate knowledge processes best
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
مدیریت دانش ضمنی :
بعد اول- تکامل دانش ضمنی در سازمانها :
ایجاد و تکامل دانش ضمنی شرایط خاصی را می طلبد ، در این زمینه «نوناکا» در سال 2000 مدل حلزونی دانش را مطرح کرد و چنین بیان می دارد که «دانش ضمنی همیشه با شخص همراه است . به عنوان مثال یک محقق باهوش دارای بینشی است کــــه به ثبت اختراع جدیدی منجر می شود ، یا یک کفاش بعد از کسب سالها تجـربه فرایند خلاقیت جدیدی را مطـرح می سازد .» به عقیده «نوناکا» دانش سازمانی از طریق تعامل اجتماعی میان دانش ضمنی و تصریحی، توسعه مییابد. وی با توجه به این فرض اساسی که دانش به عنوان سرمایه اصلی سازمان، مستلزم هماهنگی و یکپارچه سازی است و با ایجاد تعاملی پویا بین این دو نوع از دانش به چهار راهبرد اساسی اجتماعی کردن ( از دانش ضمنی به دانش ضمنی )، بیرونیسازی ( از دانش ضمنی به دانش تصریحی)، ترکیب ( از دانش تصریحی به دانش تصریحی )، درونی سازی (از دانش تصریحی به دانش ضمنی) در فرایند تبدیل دانش اشــــاره می کند. از این طریق سازمان قادر خواهد بود به خلق و توسعه دانش جدید اقدام کند .
دانش ایجاد شده از طریق این فرایند حلزونی در سطوح افقی و عمودی سازمان توسعه پیدا کرده و خود سبب ایجاد حلقه جدیدی از دانش می شود. این فرایند تعاملی در سطح داخلی سازمانی اتفاق می افتد. رفتار مشتریان با پذیرش، خرید، استفاده یا عدم تمایل آنها به استعمال کالا و یا خدمات سازمان سبب ایجاد مفهوم در محصول شده؛ آنگاه مانند محرکی جهت استخراج دانش ضمنی آن عمل می کند، سپس این دانش در فرایند خلاقیت سازمان منعکس شده و حلقه جدید ایجاد دانش سازمانی مجددا آغاز می گردد . ((سنگه)) بر این اعتقاد است که در قرن بیست و یکم کدگذاری دانش در تبدیل دانش ضمنی به خلاقیت کمکی نمی کند و اجزا ضمنی خلاقیت فقط از طریق تجارب عملی یا تعاملات شخصی در داخل یا خارج از سازمان و شبکه های اجتماعی با خبرگانی که تجارب و دانش مرتبط را دارند، می تواند تکامل پیدا کند ، که آن را فوت و فن یا یادگیری از طریق انجام یک عمل مینامیم. وجود فرهنگ سازمانی باز که در آن از خلاقیت حمایت و پشتیبانی می گردد از جمله پیش نیازهای تکامل دانش ضمنی به حساب می آید. «رودیجر» و «وانینی» تنها راه شناسایی دانش ضمنی را برقراری ارتباط افراد با سازمانهای خارجی یا درون سازمان دانسته و حمایت و تلاش برای ایجاد چنین فضای ارتباطاتی را از وظایف مدیریت می دانند. بنابراین، ازجمله شرایط اساسی ایجاد، تسهیم و استفاده از دانش ضمنی در فرایند خلاقیت، اعتماد بین اعضای سازمان است. تسهیم دانش ضمنی در موقعیتهای غیر رسمی بسیار موفقیت آمیز تر از موقعیتهای رسمی است از این رو فرهنگ سازی در زمینه تشویق افراد به ایجاد دانش ضمنی و ایجاد جوی که در آن اعضای سازمان برای تسهیم دانش خود احساس امنیت کنند از وظایف حائز اهمیت مدیریت خواهد بود.
بعد دوم – حیات بخشی به دانش ضمنی :
اطمینان یافتن از شناسایی دانش ضمنی مرتبط در سازمان یک پیش شرط اساسی جهت فعال ساختن دانش ضمنی در فرایند نوآوری است. در سال 1998 جمعی از صاحب نظران اعلام کردند که دانش ضمنی امکان ایجاد ایده های بسیاری را فراهم می سازد، بنابراین خلاقیت را برانگیخته و اثر مثبتی بر فعالیتهای کسب و کار دارد . شناسایی دانش ضمنی اغلب باموانع بسیاری روبروست؛ در این راه، ایجاد فضای ارتباطاتی مناسب بین کارکنان و فراهم ساختن شرایطی که آنها قادر باشند ایده های خود را به راحتی بیان کرده، مورد ارزیابی و انتقاد قرار دهند، می تواند بسیار موثر و کارا باشد. برگزاری جلسات طوفان مغزی یک تکنیک معروف برای سرمایه گذاری بر بینشها و مشهودات مربوط به دانش ضمنی گروهی از افراد است.از آنجا که از یک سو ابعاد ضمنی دانش اشخاص، درون هر فرد نهادینه شده و به صورت عمومی در دسترس نیست و از سوی دیگر ابعاد ضمنی دانش جمعی را نیز بافت آن سازمان تشکیل می دهد ،بنابراین دانش یک سازمان منحصر به فرد بوده و توسط سایر سازمانها به راحتی قابل تقلید و به کارگیری نیست. دانش ضمنی را می توان از طریق ایجاد دانش علمی جدید فعال کرد و سپس با یادگیری روشهای جدید تولید، آن را در طراحی محصولات جدید به کاربرد. همچنین از طریق فرایند بهبود تدریجی یا یادگیری در عمل نیز می توان با استفاده از دانش ضمنی به دست آمده، فناوری موجود را ارتقا داد. دانش ضمنی در سرتاسر زنجیره تولید و خلاقیت یک سازمان قابل وصول است. «هاول» معتقد است مرحله ای که در آن دانش ضمنی کسب شده و در فرایند خلاقیت و تولید موردی استفاده قرار می گیرد ، از نظر سیاست و استراتژی بسیار مهم است. بنابراین اینگونه می توان نتیجه گرفت که دانش ضمنی منبع مزیت رقابتی محسوب می شود. قدرت ابتکار لازم برای خلاقیت نه تنها از خبرگی قابل مشاهده ، بلکه از ذخیره تجربیات نامشهود افراد سازمان که قبل از استفاده در فرایند نوآوری حیاتی سازی می شود، نیز قابل استخراج است. دانش ضمنی را می توان هم از منابع داخل سازمان از طریق تصمیم گیری در مورد دانش اعضا و فراهم آوردن فضای بهبود یادگیری جمعی و ارتقا شایستگی ضمنی آنها و هم از منابع خارج از سازمان با تلاش در جهت اکتساب دانش و مهارتهای ضمنی افراد سایر شرکتها ، از طریق استخدام افراد مجرب و تحصیل کرده و یا اخذ راهنمایی ازمشاوران خبره و با تجربه و یا ایجاد شبکه با شرکتهای دیگرکسب کرد. این موضوع کاملا واضح است که دانش ضمنی در تمامی عملیات و مراحل فعالیتهای یک سازمان قابل کسب و حیاتی سازی است.
بعد سوم - انتقال دانش ضمنی
سومین بعد تاثیر گذار دانش ضمنی در فرایند خلاقیت ، انتقال آن است. «هاول» بیان می دارد که شهود بر مبنای کیفیتهای ضمنی، نقش مهمی را در فرایند خلاقیت ایفا می کند .[12] این موضوع نشان می دهد که میزان قابل توجهی از دانش که برای انجام یا بهبود یک فرایند معین یا فناوری تولید مهم است، دانش ضمنی است. اهمیت و نقطه قوت دانش ضمنی در دشواری تقلید و در نتیجه انتقال آن خلاصه شده. به عبارت دیگر دانش ضمنی معمولا یک عنصر مهم در همکاریهای صنعتی هم در آغاز و هم در خلال آن