دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

تحقیق درمورد احتراق در موتورهای اشتعال – جرقه ای ( بدون شکل ) 55 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 54

 

احتراق در موتورهای اشتعال – جرقه ای

موتورهای اشتعال ( احتراق ) جرقه ای یا اتو

اصول کارکرد

این سیستم ، یک موتور احتراقی می باشد که با استفاده از اشتعال بیرونی ، انرژی موجود در سوخت ( بنزین ) را به انرژی جنبشی ( سینتیک ) تبدیل می کند .

این نوع موتورها برای کارکرد خود از یک مخلوط سوخت – هوا ( بر پایه بنزین یا گاز ) استفاده می کنند .

هنگامی که پیستون در داخل سیلندر به سمت پایین حرکت می کند مخلوط سوخت هوا به داخل سیلندر کشیده شده و هنگامی که پیستون به سمت بالا حرکت می کند این مخلوط به صورت متراکم در می آید.

این مخلوط ، سپس در فواصل زمانی معین و توسط شمع ها ، جهت احتراق آماده می شود . گرمایی که در طی مرحله احتراق حاصل می شود باعث بالا رفتن فشار سیلندر گردیده و سپس پیستون باعث به حرکت درآمدن میل لنگ شده و در نتیجه این فعل و انفعال ، انرژی مکانیکی ( قدرت ) حاصل می گردد .

پس از هر مرحله احتراق کامل ، گازهای موجود از سیلندر خارج شده و مخلوط تازه ای از سوخت – هوا به داخل سیلندر کشیده ( وارد )می شود . در موتوراتومبیلها تبدیل گازها ( جابه جایی گازهای موجود ) بر اساس اصول چهار مرحله آغاز احتراق ( چهار حالت موتور ) و نیز حرکت میل لنگ که برای هر احتراق کاملی مورد نیاز می باشد ، صورت می گیرد . ( شکل 1 )

اصول کارکرد موتورهای چهار زمانه ای

موتورهای احتراقی چهار زمانه ای از سوپاپهایی جهت کنترل جریان گاز بهره می گیرند .

چهار حالت موتور عبارتند از :

حالت تنفس

حالت تراکم و جرقه

حالت انفجار

حالت تخلیه

-حالت تنفس

سوپاپ هوا ( ورودی ) : باز

سوپاپ دود ( خروجی ) : بسته

حرکت پیستون : به سمت پایین

احتراق : وجود ندارد .

حرکت رو به پایین پیستون باعث افزایش حجم مفید داخل سیلندر شده و بدین طریق مخلوط سوخت – هوای تازه از داخل سوپاپ ورودی ، وارد سیلندر می شود .

حالت تراکم و جرقه

سوپاپ هوا( ورودی ) : بسته

سوپاپ دود ( خروجی ) : بسته

حرکت پیستون : به سمت بالا

احتراق : فاز اشتعال اولیه

هنگامی که پیستون به سمت بالا حرکت می کند باعث کاهش حجم مفید سیلندر شده و مخلوط سوخت – هوا را متراکم می کند .

درست چند لحظه قبل از رسیدن پیستون به نقطه مرگ بالا شمع بالای سیلندر جرقه زده و باعث احتراق مخلوط سوخت – هوا می شود .

نسبت تراکم توسط مقدار حجم سیلندر و حجم تراکم مطابق ذیل محاسبه می شود:

ε=( V n + Vc ) Vc

نسبت تراکم در خودروهای مختلف بستگی به طراحی موتور دارد .

افزایش نسبت تراکم در موتورهای احتراق داخلی ، باعث افزایش بازده گرمایی و مصرف سوخت می گردد .

به طور مثال افزایش نسبت تراکم از 6:1 به 8:1 باعث زیاد شدن بازده گرمایی به مقدار 12 درصد می گردد .

آزادی عمل در افزایش نسبت تراکم ، توسط عامل به نام « ضربه » ( یا پیش اشتعال ) محدود می شود . « ضربه » بر اثر فشار ناخواسته و احتراق کنترل نشده به وجود می آید . این عامل باعث به وجود آمدن خساراتی به موتور می شود .

سوختهای نامناسب و نیز شکل نامناسب محفظه احتراق باعث بوجود آمدن این پدیده در نسبت تراکم های بالاتر می شود .

-مرحله قدرت

سوپاپ هوا ( ورودی ) : بسته

سوپاپ دود ( خروجی ) : بسته

حرکت پیستون : به سمت بالا

احتراق : به صورت کامل انجام گرفته است .



خرید و دانلود تحقیق درمورد احتراق در موتورهای اشتعال – جرقه ای  ( بدون شکل ) 55 ص


دانلود تخقیق در مورد شبیه خوانی (با فرمت word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 28

 

«تعزیه داری و شبیه خوانی » :

در گذشته طی دو ماه محرم و صفر ، 60 مجلس تعزیه اجرا می شده است ولی در سالهای اخیز صرفاً در ده روز اول محرم تعزیه می خوانند و در دیگر مواقع سال ، به طور متفرقه چندمجلس تعزیه برگزار می شود.

مرحوم میرزا اسماعیل هنر جندقی در عصر قاجاریه اشعار تعزیه حضرت ابوالفضل (ع) و شبیه فرنگی را سرود و در تنظیم دیگر مجالس تعزیه کوشید. مراسم تعزیه خوانی بانی دارد و بانیان تعزیه هم مخارج تعزیه خوانان را می پردازند و هم از آنان پذیرایی می کنند. از شب هفتم تا دهم محرم در خور و توابع آن تعزیه های حضرت مسلم بن عقیل (ع) حضرت علی اکبر (ع) و حضرت عباس (ع) برگزار می شود.در روز عاشورا تعزیه حضرت امام حسین را می خوانند. تعزیه طفلان زینب (س) ، عابس و حبیب بن مظاهر در خلال این تعزیه انجام می گیرد. عده ای از نیکوکاران محلی با وقف آب و املاک خود در زمان حیات و پس از مرگ ، مجالس شبیه خوانی را تداوم بخشیده اند.

 

نظر مراجع قدیم و روش برخورد آنان با تعزیه چیست؟از دیدگاه اسلام، عزاداری و سوگواری اهل بیت(ع) می تواند در قالب ها، فرم ها و ابزاری که در میان ملل و اقوام مختلف مرسوم بوده، محقق شود و به شیوه های گوناگون تجلی یابد.البته این تا زمانی است که قالب ها به شکل ها، شیوه ها و گونه ها، به اصل پیام و محتوا لطمه وارد نسازد، بلکه به بهترین نحو پیام را در ذهن و جان مخاطب جای دهد. از این رو استفاده از شیوه های عزاداری که در زمان صدر اسلام رایج نبوده (مانند زنجیرزنی، سینه زنی، تعزیه و...) نه تنها از نظر شرعی اشکال ندارد، بلکه مددکار اسلام بوده و می تواند در حد خود، شعارهای عاشورا و اهل بیت(ع) را به گوش انسان معاصر رسانده و قلب او را به سمت باور بدان ها سوق دهد.البته باید به این نکته مهم نیز توجه کرد که عزاداری مشروع و مجاز دارای حدود و چارچوب های خاصی است که به وسیله شرع و عقلاء تعیین می گردد. اگر عزاداری در شیوه هایی اجرا شود که شور را بر شعور غالب سازد و به نوعی موجب انحراف از فلسفه عزاداری گردد خارج از حدود عزاداری مشروع، مقبول، موجه و معقول است.اگر قالب های عزاداری به گونه ای باشد که عقلای جامعه، آن را تقبیح کرده، آن را موجب وهن مذهب و آموزه های اصلی عاشورا می دانند، قطعا حد غیرمجاز عزاداری خواهد بود (فلسفه عزاداری، محمد رضا کاشفی، مرکز فرهنگی نهاد، چاپ اول، 1381، ص 21).شکل و صورت عزاداری باید به گونه ای باشد که بتواند هسته و محتوای اصلی پیام عاشورا را به مردم ابلاغ کند و باور انسان ها را نسبت به آنها تقویت نماید ولی اگر این ظاهر به صورتی درآید که نه تنها باطن و مغز را نشان ندهد بلکه باعث گردد اصل مسأله و موضوع خدشه دار شود، شکل و صورت مناسبی نخواهد بود.در هر صورت تعزیه همچون دیگر سنت های مذهبی باید به هنگام اجرای آن موازین شرعی رعایت گردد و ارزش های معنوی آن پایمال نشود و چون سنتی دینی است باید مروج و مبلغ فضایل، مکارم و خصال نیکو باشد، مردم را دین شناس نماید و روح معنویت را در آنان تقویت کند، پس تعزیه در صورتی موجب خشنودی خدا و اولیای الهی است که در حدود بندگی پروردگار بوده و مشتمل بر دروغ، حرام و امور وهن انگیز نباشد.مسأله شبیه خوانی و تعزیه، از دیدگاه فقهی و اعتقادی مورد بحث و بررسی عالمان شیعه قرار گرفته است برخی آن را تحریم و بعضی تجویز کرده اند. از نظر علمای شیعه، خدمتی برای حفظ اسلام بالاتر از این نیست که بدعت ها از بین بروند و افکار موهوم، خرافی و مضامین سست از متون نوحه ها و شبیه نامه ها حذف شوند، لذا در صورتی که جهات شرعی در تعزیه خوانی رعایت گردد و تعزیه پیراسته از وهن و خرافات برگزار شود، بر آن اشکالی مترتب نمی باشد:نظرات علمای شیعه درباره تعزیه:1- آیت الله میرزا محمد حسین نائینی در فتوای خود ضمن تأیید شبیه خوانی، این قید را بیان نمود که شعائر مزبور باید از هرگونه امور ناپسند که شایسته چنین شعاری نیست پاک شود (در این خصوص ر.ک: کتاب بکاء الحسینی، سید حسین طباطبایی، صص 482 - 502).2- آیت الله سید محسن حکیم، ضمن تأیید فتوای میرزای نائینی می افزاید؛ بعضی مناقشاتی که می شود ناشی از منضم گشتن برخی چیزها و کارهایی است که چه بسا با عزاداری و سوگواری برای سیدالشهدا مغایرت دارد (فتاوی علمای سلف درباره عزاداری و شبیه خوانی، فصلنامه هنر، پاییز 1362، ص 297).

تعزیه، سوگواری ، مدیحه سرایی و موسیقی ایرانی



خرید و دانلود دانلود تخقیق در مورد شبیه خوانی (با فرمت word)


دانلود تخقیق در مورد سیمرغ (زندگی زال ) 15 ص (با فرمت word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

 

فهرست :

شاد باش به سیمرغ

داستان سیمرغ وزال

سیمرغ

منابع

شـاد بـاش به ســیمُـرغ

((انسان ، آن چیزی میشود که می پرسـتـد))

« پرستش » درفرهنگ سیمرغی، با صلوة درشریعت اسلام، فرق دارد . « صلوة » ، بیان عبودت انسان و تعظیم الله ، یا بسخنی دیگر، گواهی دادن برآنست که وجود انسان، « گوهری جداگانه » از الله و« ناچیزدربرابر» الله است ، وباید، درهرکاری وهرگفتاری و هراندیشه ای ، اقرار به این غیریت خود با الله ، در اقرار به عبودیت خود، و درشهادت دادن به عظمت اوکرد .

ولی « پرستش» درفرهنگ سیمرغی، برای« پیدایش بُن جشن ازخود انسان میباشد ،که خداست » پرستش که« شادونیتن» باشد ، گرفتن جشن عروسی ( شادی) انسان، با خداست.

سیمرغ ( رام ) ، دراین عروسی ، بُن جشن یا نطفه جشن درروان انسان میشود . درفرهنگ سیمرغی ،نیایشگاه ،« جشنگاه عروسی خدا با انسان » بود. جشن که همان « یسنا» باشد ، سرود نی(موسیقی) است. پرستش، برپاکردن جشن عروسی خدا با گیتی وبا انسان است . « ُهما » در زمین، « گنج شادی درهستی هرِانسانی » میگردد. هما، گنج عروس میگردد .

شادشدن ، برپاکردن جشن عروسی سیمرغ یا« شاده» باانسان و با گیتی ست.

« شاده » ، نام سیمرغ یا خداهست خدا، بُن ِ شادی درزمین است که دردل هرانسانی کاشته شده

است:

دربلخ ، زادگاه مـولـوی

نیایشگاه ِ شــاد ویــا نـوشـاد

ویـا نیایشگاه « هما = سیمرغ » بود

هما یا سیمرغ یا سمندر

خود را به شکل تخم ها، به زمین فرو می پاشد

تا درهرجانی ، در زمین ،« گـنـج نـهـفـتـه» گردد

چگونه ُهما (= خدا )

گنج نهفته، درتن ِ انسان ، میگردد ؟

هما ، خدائی که خود را نـثـار= نـسار میکند

نـسـار= سـایه

ای هـُمای زیبا، شـاد باش

ای هما، کز سـایـه ات ، پـَر یافت کوه قاف نیز

ازسایه تو ای هما، همه چیزها، پروبال پیدا میکنند

ای همای خوش لقای آن جهانی ، شـاد بـاش

هم ظریفی ، هم حریفی ، هم چراغی ، هم شراب

هم شاهدویار، هم شمع ونوری ، هم شراب(پدیدآرنده گوهر)

هم «جهانی»، هم نهانی، هم عیانی، شـادبـاش

تو خودت جهان (= گیتی ) میباشی

تـحـفـه هـای آن جهانی ، مـیرسـانی دمـبـدم

شادباش که« نـثـار» باشد، نام «سیمرغ درخودافشانیش» هست

میرسان و میرسان ، خوش میرسانی، شـاد بـاش

ای جهان ، وی زمین راجمله «گنج»

خویشکاری هما ، شاد کردن وجشن ساختن جهانست

خویشکاری هما ، گنج یا کنزمخفی درهرتنی شدنست

تا زمین ، گوید ترا : کای آسمانی – شاد باش

هما درسایه انداختن برزمین،درآنچه زمینی است«گـنـج» میشود

« بهمن وهما » ، « کنزمخفی »، در هرانسانی درگیتی هستند

چرا مولوی به ُهما ، شاد باش ( تحیت وتهنیت) میگوید ؟ چرا مولوی به پیشوازهما میشتابد ومیخواهد ازسایه هما، نواخته شود ، تا خودش، پروبال درآورد، وهما شود ؟ چراهما درسایه انداختن ، انسانهارا ، ازخود آبستن می کند ، وهمه، جوجه های هما میشوند و پـر اورا می یـابـنـد.

داستان سیمرغ وزال یا (فلسفه زندگی انسان)

داستان سیمرغ و زال درشاهنامه ، افسانه ای خام برای کودکان نیست ، بلکه فلسفه ِ بنیادی زندگی ِ هرانسانی هست . شاهنامه، سرودهائیست که گرد ِ « پیکریابی سیمرغ خدای ایران ، در پهلوانان وضد پهلوانان » میچرخد ، و وارونه آنچه پنداشته میشود، شاهنامه ، نامه سیمرغ ( شاه ، نام ویژه سیمرغ است ) ، و کتابیست کاملا « دیـنـی » .

فقط « مفهوم دین» در فرهنگ سیمرغی ، صد و هشتاد درجه ، با « مفهوم دین در ادیان ابراهیمی و زرتشتی » فرق دارد . این دین ، پدیده « واسطه » را میان وجود خدا ووجود ِانسان ، یا خدا و گیتی ، نمیشناسد . سیمرغ یا هما .. خودش را که خوشه همه جانهاست ، میافشاند، وخودش ، گنجی نهفته درزمین ( = تن ) هرانسانی میگردد . دراین دین ، خدا ، خودش ، به گیتی وانسان ، « تحول می یابد» ، خدا ، گیتی و انسان « میشود » . خود ِ خدا ، تبدیل به گنج نهفته، در وجود هرانسانی میگرد . خود خدا ، « گنج عروس »، درتن انسان میگردد .

معـنای « جــان » درفرهنگ ایران:

جان ، دراصل ، « گـیـان » میباشد ، که هم به معنای « آشیانه سیمرغ » و هم به معنای « آبگـیـر» است . « گـی » که پیشوند « گی+ یان= جان » میباشد ، بنا بر فرهنگ معین ، نام مرغ ابلقی است که پرش را برسر پیکانها میزنند ، واین سیمرغ ( باز= وای) است ، و« گی » ،به معنای تالاب و استخرآب نیزهست . جان ، درفرهنگ ایران دوچهره و برآیند دارد ، یکی « شیرابه ومان وشیره وجود » است ، و دیگری، « اصل جنبش و اصل عشق » است که به شکل « باد وابر» نمودارمیشود . سیمرغ ، درست همین باد و ابرسیاهست که میبارد، و در خنب تن ، هم شیره وجود انسان ( آب)، وهم مرغ چهارپرضمیر میشود . « گی » که پیشوند جـان ( گیان) میباشد ، درشکلهای 1- ژی ( ژیان ، ژیو ) 2- جی ( جیو) درزبانهای گوناگون ایرانی باقی مانده است . نام اصفهان یا بخشی ازاصفهان، « جی » بوده است . معنای اصلی « جی = گی = ژی » در گویش دوانی باقیمانده است که مارا به مفهوم « جان » درفرهنگ ایران راهنمائی میکند . درگویش دوانی « جی ji » ، به معنای « یوغ ، هنگام خیش کردن » است . یوغ ( یوگا در سانسکریت ) مانند ِ سنگ وسیم.... ، اصطلاحی ، برای بیان « بُن عشق در آفرینش زمان وجهان و انسان» میباشد.

پس جان ( گیان = ژیان = جیان ) ، به معنای « خانه همآغوشی سیمرغ وبهرام ، یا بُن پیدایش جهان وزمان و انسان » ، یا همان « آبادیان = خانه آباد، بیت معمور » در بندهش وگرشاسپ نامه اسدی توسی است . پس « جـان= گـیـان » ، بُن آفریننده زمان و جهان و انسان است . دریافتن مفهوم « جان » در غزلیات مولوی و سایر عرفاء ایران ، نیاز به شناخت این معنا دارد .

« جان » ، اصلیست که خودش،خودش را می بیند ، ازخودش درجوش است. خودش را میپرستد . خودش به خودش ، عشق میورزد ( بُن عشق ومهر) است . گستره ِ این معانی ژرف ، در غزل مولوی ، باز تاب شده است که :



خرید و دانلود دانلود تخقیق در مورد سیمرغ (زندگی زال ) 15 ص (با فرمت word)


دانلود تخقیق در مورد زبان فارسی (با فرمت word)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 31

 

تاریخچه زبان کهن فارسی ) پارسی (

مقدمه

زبان فارسی )فارسی دری، پارسی، دری[۲]) زبانی است که در کشورهای ایران، افغانستان[۳]، تاجیکستان[۴] و ازبکستان[۵] به آن سخن می‌گویند. فارسی زبان رسمی کشورهای ایران و تاجیکستان و یکی از زبان‌های رسمی‌ کشور افغانستان است.

در ایران بیش از ۴۰ میلیون تن[۶] )بین ۵۸٪ تا ۷۹٪) پارسی زبان هستند.[۷] در افغانستان ۲۰ میلیون تن، در تاجیکستان ۵ میلیون تن[۸]، و در ازبکستان حدود ۷ میلیون تن به فارسی سخن می‌گویند. [۹] [۱۰]زبان پارسی گویش‌ورانی نیز در هند و پاکستان دارد )نگاه:زبان فارسی در شبه‌قاره هندوستان). با توجه به رسمی بودن زبان فارسی در ایران، افغانستان و تاجیکستان و تسلط گویشوران سایر زبان ها بدان به عنوان زبان دوم روی هم‌رفته می‌توان شمار پارسی‌گویان جهان را حدود ۱۱۰ میلیون تن برآورد کرد.

گرچه پارسی اکنون زبان رسمی پاکستان نیست، پیش از استعمار انگلیس و در زمان امپراتوری مغول )به فرمان اکبرشاه)، زبان رسمی و فرهنگی‌ شبه‌قاره هند بوده ‌است. زبان رسمی‌ کنونی‌ پاکستان )اردو)، که «اسلامی‌شده»ی زبان هندی است، بسیار تحت‌ تأثیر پارسی بوده‌است و واژه‌های پارسی‌ بسیاری دارد. به خاطر تأثیر بسیار زیاد زبان فارسی در پاکستان، بنیان‌گذاران این کشور تصمیم گرفتند که سرود ملی پاکستان‌ به زبان فارسی باشد. در تعاریف رسمی پاکستان، زبان اردو دختر زیبای زبان فارسی معرفی می‌شود.

جایگاه زبان فارسی

زبان فارسی با اینکه یکی از ارکان اصلی هویت ایرانی است و بعد از انقلاب مشروطه به عنوان زبان ملی ایران تبلیغ و شناخته شده‌است،[نیازمند منبع] ولی هویتی بسیار فراتر از فلات ایران دارد به طور مثال قبل از استعمار هند توسط انگلیس، در زمان حکومت گورکانیان در هند، که ادامه دهنده امپراتوری تیموریان در هند بودند، فارسی زبان رسمی این امپراتوری وسیع بود.[۱۱] یا نقل می‌کنند که وقتی که شاه اسماعیل صفوی در ابتدای یکی از جنگهای خود قطعه شعری به زبان ترکی آذربایجانی برای پادشاه عثمانی فرستاد، پادشاه عثمانی شعری فارسی را در جواب او، برای شاه اسماعیل پس فرستاد.[۱۲] زبان فارسی جدا از اینکه زبان اصلی و یا زبان دوم مردم سرزمین ایران با قومیت‌های مختلف بوده‌است، نفوذ بسیاری در کشورهای مجاور خود همچون امپراتوریهای گورکانیان هند و عثمانی داشته‌است.آن هم در حالی که در کنار نفوذ زبان فارسی، نفوذ فرهنگ ایرانی هم در فرهنگ‌های دیگر دیده می‌شود و به طور مثال در امپراتوری گورکانیان در کنار دین اسلام، فرهنگ ایرانی جزو سرلوحه‌های فرهنگیشان بوده است[۱۳] [۱۴]. این نفوذ فرهنگی تا به آن حد است که ریچارد نلسون فرای، استاد بازنشسته دانشگاه هاروارد معتقد است که «...عربها دیگر نقش ایران و زبان فارسی را در شکل گیری فرهنگ اسلامی درک نمی‌کنند. شاید آنان آرزو دارند که گذشته را فراموش کنند، ولی با این کار آنها ریشه‌های معنوی، اخلاقی و فرهنگی خودشان را حذف می‌کنند...» [۱۵] [۱۶].

در سال ۱۸۷۲ در نشست ادیبان و زبان‌شناسان اروپایی در برلین، زبان‌های یونانی، فارسی، لاتین و سانسکریت به عنوان زبان‌های کلاسیک جهان برگزیده شدند. بر پایهٔ تعریف، زبانی کلاسیک به‌شمار می‌آید که اولا باستانی باشد، ثانیا ادبیات غنی داشته باشد و ثالثا در آخرین هزاره عمر خود تغییرات اندکی کرده باشد. [۱۷]

زبان فارسی از نظر شمار و تنوع ضرب‌المثل‌ها در میان سه زبان اول جهان است.[۱۸]

پیشینهٔ زبان فارسی

زبان فارسی از شاخهٔ هندواروپایی زیرشاخهٔ هندوایرانی و زیرشاخهٔ زبان‌های ایرانی است. پیشینهٔ کهن زبان فارسی به ایرانی باستان باز می‌گردد.

زبان پارسی ریشه در پارسی میانه دارد و پارسی میانه ریشه دارد در پارسی باستان. [۱۹][۲۰][۲۱][۲۲]

از ایرانی باستان، زبان‌های

زبان اوستایی

زبان سغدی

زبان مادی

پارسی باستان

زبان سکایی

پدید آمدند. این زبان‌ها کمابیش هم‌هنگام بوده‌اند و بر یکدیگر پیشینگی نداشتند. در زمان هخامنشیان، پارسی باستان، زبان رسمی‌ امپراتوری می‌شود.

زبان فارسی، شامل سه زبان است : پارسی باستان ، پارسی میانه )پهلوی )، و پارسی نو )فارسی بعد از اسلام )، و چون مطلقاً فارسی گویند مراد زبان اخیر است . ابن الندیم از عبداﷲبن مقفع حکایت کند که لغات فارسی شش است : فهلویه )پهلوی )، دریه )دری )، فارسیه )زبان مردم فارس )، خوزیه )زبان مردم خوزستان )، و سریانیه . فهلویه منسوب است به فهله )پهله ) نامی که بر مجموع شهرهای پنجگانه ٔ اصفهان و ری و همدان و ماه نهاوند و آذربایجان دهند. [۲۳]

زبان‌های ایرانی

شاخه

زبان‌های ایرانی غربی

شمال غربی

باستان: مادی                میانه: زبان پارتی )پهلوی اشکانی)  نو: آذری | گیلکی | مازندرانی | تالشی | کردی کرمانجی | کردی سورانی | زازا-گورانی | سمنانی | زبان‌های ایران مرکزی | بلوچی[۱] | سیوندی 

جنوب غربی[۲]

باستان: پارسی باستان  میانه: پارسی میانه )پهلوی)  نو: فارسی | لری | بختیاری | بشاکردی | کمزاری | تاتی اران 

شاخه

زبان‌های ایرانی شرقی

شمال شرقی

باستان: اوستایی[۳]      میانه: سغدی | خوارزمی | بلخی | سکایی غربی | آلانی | سرمتی  نو: آسی | یغنابی )سغدی نو) 

جنوب شرقی

   میانه: سکایی-تخاری  نو: پشتو | زبان‌های پامیری | پراچی | ارموری | منجی | یدغه 

۱-بلوچی به خاطر مهاجرت گویشورانش، از نظر جغرافیایی به جنوب شرق فلات ایران منتقل شده. ۲-شاخه جنوب غربی را شاخه فارسی‌تبار نیز می‌گویند. ۳-بیشتر زبان‌شناسان، اوستایی را در مرز شاخه‌های غربی و شرقی دسته‌بندی می‌کنند.



خرید و دانلود دانلود تخقیق در مورد زبان فارسی (با فرمت word)


تحقیق در مورد ساختار پمپ های گریز از مرکز

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 2

 

ساختار پمپ های گریز از مرکز(Centrifuge Pump Construction ):در اوایل صنعت پمپ سازی شروع به ساخت پمپ هایی کردند که فقط قادر بودند آب را پمپاژ کند آن هم نه برای ارتفاع های زیاد به همین دلیل این پمپ بازده چندان خوبی نمی تواند داشته باشد. ولی برای شروع بد نبود. اما امروزه صنعت پمپ سازی پیشرفت های چشمگیری کرده و پمپ هایی برای مصارف مختلف و حتی برای کارهای خیلی حساس مثل پزشکی و حتی برای یک آکواریوم هم پمپ های متنوعی طراحی شده است. اما همگی این پمپ ها دارای ساختار و پوسته (Case) متفاوتی هستند که هریک برای شرایطی خاص طراحی شده اند. در صنعت یک پمپ باید از پوسته (Case) یا بدنه محکم و مناسب با شرایطی که در آن قرار می گیرد باید داشته باشد تا بتواند کارایی مطلوب را بدهد. شرایط اینکه یک پمپ خوب باشد به چند چیز بستگی دارد:پوسته (Case)پروانه (Impeller )کاسه نمد( Stuffing Box )یاتاقان(Bearing )محور(Shaft )محرکپوسته (Case)پوسته که قسمت روی پمپ و باعث شکل دهی به پمپ می شود. در بیشتر مواقع پوسته های پمپ های گریزاز مرکز را دو پارچه درست می کنند. این حالت باعث می شود که در هنگام تعمیر پمپ دیگر کلیه قسمت ها و قسمت لوله کشی پمپ باز نشود و بهم نخورد. معمولا در این نوع پمپ ها مجرای خروجی با ورودی در یک سطح نبوده و این امر باعث می شود که روتور به صورت از پیش تعیی شده فشار خروجی و ورودی پمپ را با همدیگر یکسان کرده.دوپارچه بودن پوسته به دو شکل اتفاق می افتد:قطریافقیدر نوع قطری بدون بهم زدن فرم لوله کشی می توان قطعات داخلی را تعمیر کرد.در نوع افقی باعث می شود که بعد از تعمیر پمپ به صورت خودکار خود را هواگیری می کند.پروانه (Impeller )این مبحث را در پمپ ها (7) توضیح داده ام اما فقط می گویم که استفاده از هر نوع پروانه برای کاری خاص می تواند بازده بهتری داشته باشد. به عنوان مثال از پره های باز برای مقاصدی مثل آبیاری و جایی که ارتفاع پمپاژ کم باشد. ولی پروانه های پوشیده بازده بیشتری برای پمپ دارد زیرا کمتر سائیده می شوند و معمولا از جنس کروم و نیکل و مولیبدن مورد استفاده قرار می گیرد زیرا وقتی این فلزات با همدیگر ترکیب شوند آلیاژ سختی حاصل می شود.کاسه نمد( Stuffing Box )کاسه نمد یا همان مجموعه آب بندی که برای پمپ طراحی شده است. معمولا جنس اجزای کاسه نمد از تفلون می باشد تا از خورندگی این اجزا جلوگیری کرد.یاتاقان(Bearing )امروزه در اکثر پمپ ها به جای یاتاقان ها از بلبرینگ ها استفاده می کنند. که همگی آن ها دارای بلبرینگ های یک شکل می باشند که دارای اندازه های متغییر می باشند. و معمولا از گونه ای انتخاب می شوند که تحمل نیروهایی که به آن ها وارد می شود رو داشته باشد و بتوانند بدون بهم زدن سایر قسمت های پمپ در هنگام تعمیر ورداشته شوند و اگر بر روی آن ها آلودگی وجود دارد پاک شوند. زمانی که می خواهند یک بلبرینگ را از روی محور متصل به آن جدا کنند باید بسیار دقت شود تا به بدنه محور آسیب وارد نشود. محور(Shaft )محور که قسمت اصلی پمپ را تشکیل می دهد زیرا سایر اجزا از جمله بلبرینگ و چرخ تسمه بر روی آن سوار می شوند حال باید روی سطح آن بسیار صیقلی باشد تا از ایجاد لقی (Clearance ) بر روی بکاهد. در بسیاری از پمپ های گریزاز مرکز معمولا بر روی پوسته محور یک جداره از جنس برنز قرار می دهند تا از خورندگی یا در هنگام تعمیر از سائیدگی بر روی آن جلوگیری شود. محرکپمپ های گریز از مرکز به دو صورت کار می کنند یکی اینکه توسط یک تسمه و چرخ شروع به کار کرده یا اینکه توسط یک موتور به صورت مستقیم شروع به کار کرده و به گردش در می آید. ولی توجه شود که موتور و پمپ توسط یک کوپلینگ (Coupling ) به همدیگر مرتبط می شوند.



خرید و دانلود تحقیق در مورد ساختار پمپ های گریز از مرکز