لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 151
« مـولـوی وسـایـه هـُمـا ، درغـزلـیـاتـش »
« جُستاریکم »
مرا سـایه هُـما ، چـندان نـوازد
که گوئی ، سایه او و، من، هـُمـایم
مولوی
چرا ، ُهما ، سایه ِمولوی میشود ؟
چرا،سیمرغ،سایه هرانسانیست؟
ایستادن سیمرغ برتارک سررُسـتم
یا انـداختن سـایه برسررسـتم
برای پیروزشدن براهورامزدا
برای درک مفهوم « سایه » درغزلیات مولوی
باید داستان جنگ اسفندیارورستم درشاهنامه رابررسی کرد
این جنگ، جنگ« ا هورامزدا» با « سیمرغ » است
این اهورامزداست که ، « جهاد دینی » را به ایران میآورد
وسیمرغ ، که فرهنگ اصیل ایرانست، برضد ، جهاد دینی است. بهره ای ازاندیشه فرهنگ سیمرغی ، درمنشور کوروش کبیر، بازتابیده شده است
پس ازشکست رستم ازاسفندیار
سیمرغ ، بیاری رستم میشتابد
و پرخودرا ، برفرق سر رستم میمالد
وسپس « برفرق سر رستم، می ایستد »
این همان پدیده ایست که سپس بنام « سایه انداختن هما » مشهور شده است. ازاین رو باید این بخش داستان را درشاهنامه ، دقیقا بررسی کرد
« سایه افکندن » ، به معنای آنست که
« سیمرغ ، جُفت رستم میشود»
واین سیمرغست که درشاهنامه
بفرمـود، تا رفـت رُسـتـم، به پیش
بمالید برتارکش ، پرّ خویش
تارک سر، بهمن است
پیشگفتار
درک آنچه را مولوی « سـایـه » میخواند، نه تنها برای شناخت اندیشه های او، بلکه برای شناخت دبیات ایران، وجنبش عرفان درایران ، ضروریست ، چون « سایه» ، یکی از « مفاهیم کلیدی» غزلیات او، وفرهنگ سیاسی ایران است . با درک داستان جنگ رستم و اسفندیار، و بیاری رستم شتافتن سیمرغ، و مالیدن پرخود بر تارک سر رستم ، وسپس ، ایستادن فرازسررستم، میتوان معنای « سایه » را در ژرفایش فهمید . چون « سایه افکندن» برسر رستم ، به معنای « جفت شدن و یارشدن و اینهمانی یافتن سیمرغ با رستم » بوده است . مالیدن پربرتارک سر، که اینهمانی با بهمن ، بُن جهان وانسان دارد ، و ایستادن « هُما براین تارک » که « جفت شدن هما با بهمن » است، بیان اینهمانی یافتن رستم با« بُن کیهان و بُن زمان » است . اینکه هما یا سیمرغ، برسر کسی سایه میافکند، به معنای آنست که هما یا سیمرغ ، به او « حقانیت به حکومت کردن میدهد » . درپس این تصویر، چه اندیشه بنیادی سیاسی موجود بوده است ؟ این تصویر، بیان آنست که ملت ایران ، چگونه حکومتی را می پسندیده است، و سزاواروشایسته حاکمیت برخود میدانسته است ، و ازچه حکومتی و حاکمی، سلب حقانیت میکرده است ، وازحکومتی که حقانیت خودرا نزد ملت ، از دست بدهد ، ولو « مشروعیت » هم داشته باشد، باید سرکشی کرد .
سیمرغ ، خدای مهر، یا به عبارت دیگر، اصل آمیزش با انسان است ، و با هرانسانی بدون استثناء ، جفت و یارمیگردد . سیمرغ ، فرقی میان موءمن وکافر، نمیگذارد، چون او همه را، به کردار« جان» می بیند، و او ، مجموعه همه جانهاست ، او « جانان» است. درفرهنگ ایران ، «جان یا زندگی» ، بر« ایمان» اولویت دارد . « یـارشـدن »هم ، معنای « جفت شدن » را دارد، و ما آنرا دیگر به معنای اصلیش بکارنمی بریم . .درفرهنگ ایران، خدا، یـارانسان میشود ، نه به معنای « تشبیهی» امروزه آن ، بلکه به معنای « آمیختن و جفت شدن واقعی خدا با انسان » است . این پدیده ، بنام « سایه افکندن ُهما یا سیمرغ » برسر انسان ، مشهورشده ، ودر درازای زمان، که معنای اصلی اش، سرکوبی شده ، هم این تصویر و هم عبارت سایه افکنی ، شکلی افسانه ای وخرافه آمیزپیدا کرده است .
سیمرغ یا خدا،« خوشه تخمها ی جان » بوده است ، و سایه، چنانکه دراین بررسیها دیده خواهد شد، دراصل، به معنای « تخم سیمرغ » است . سیمرغ ، تخمهایش را فرو
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 151
« مـولـوی وسـایـه هـُمـا ، درغـزلـیـاتـش »
« جُستاریکم »
مرا سـایه هُـما ، چـندان نـوازد
که گوئی ، سایه او و، من، هـُمـایم
مولوی
چرا ، ُهما ، سایه ِمولوی میشود ؟
چرا،سیمرغ،سایه هرانسانیست؟
ایستادن سیمرغ برتارک سررُسـتم
یا انـداختن سـایه برسررسـتم
برای پیروزشدن براهورامزدا
برای درک مفهوم « سایه » درغزلیات مولوی
باید داستان جنگ اسفندیارورستم درشاهنامه رابررسی کرد
این جنگ، جنگ« ا هورامزدا» با « سیمرغ » است
این اهورامزداست که ، « جهاد دینی » را به ایران میآورد
وسیمرغ ، که فرهنگ اصیل ایرانست، برضد ، جهاد دینی است. بهره ای ازاندیشه فرهنگ سیمرغی ، درمنشور کوروش کبیر، بازتابیده شده است
پس ازشکست رستم ازاسفندیار
سیمرغ ، بیاری رستم میشتابد
و پرخودرا ، برفرق سر رستم میمالد
وسپس « برفرق سر رستم، می ایستد »
این همان پدیده ایست که سپس بنام « سایه انداختن هما » مشهور شده است. ازاین رو باید این بخش داستان را درشاهنامه ، دقیقا بررسی کرد
« سایه افکندن » ، به معنای آنست که
« سیمرغ ، جُفت رستم میشود»
واین سیمرغست که درشاهنامه
بفرمـود، تا رفـت رُسـتـم، به پیش
بمالید برتارکش ، پرّ خویش
تارک سر، بهمن است
پیشگفتار
درک آنچه را مولوی « سـایـه » میخواند، نه تنها برای شناخت اندیشه های او، بلکه برای شناخت دبیات ایران، وجنبش عرفان درایران ، ضروریست ، چون « سایه» ، یکی از « مفاهیم کلیدی» غزلیات او، وفرهنگ سیاسی ایران است . با درک داستان جنگ رستم و اسفندیار، و بیاری رستم شتافتن سیمرغ، و مالیدن پرخود بر تارک سر رستم ، وسپس ، ایستادن فرازسررستم، میتوان معنای « سایه » را در ژرفایش فهمید . چون « سایه افکندن» برسر رستم ، به معنای « جفت شدن و یارشدن و اینهمانی یافتن سیمرغ با رستم » بوده است . مالیدن پربرتارک سر، که اینهمانی با بهمن ، بُن جهان وانسان دارد ، و ایستادن « هُما براین تارک » که « جفت شدن هما با بهمن » است، بیان اینهمانی یافتن رستم با« بُن کیهان و بُن زمان » است . اینکه هما یا سیمرغ، برسر کسی سایه میافکند، به معنای آنست که هما یا سیمرغ ، به او « حقانیت به حکومت کردن میدهد » . درپس این تصویر، چه اندیشه بنیادی سیاسی موجود بوده است ؟ این تصویر، بیان آنست که ملت ایران ، چگونه حکومتی را می پسندیده است، و سزاواروشایسته حاکمیت برخود میدانسته است ، و ازچه حکومتی و حاکمی، سلب حقانیت میکرده است ، وازحکومتی که حقانیت خودرا نزد ملت ، از دست بدهد ، ولو « مشروعیت » هم داشته باشد، باید سرکشی کرد .
سیمرغ ، خدای مهر، یا به عبارت دیگر، اصل آمیزش با انسان است ، و با هرانسانی بدون استثناء ، جفت و یارمیگردد . سیمرغ ، فرقی میان موءمن وکافر، نمیگذارد، چون او همه را، به کردار« جان» می بیند، و او ، مجموعه همه جانهاست ، او « جانان» است. درفرهنگ ایران ، «جان یا زندگی» ، بر« ایمان» اولویت دارد . « یـارشـدن »هم ، معنای « جفت شدن » را دارد، و ما آنرا دیگر به معنای اصلیش بکارنمی بریم . .درفرهنگ ایران، خدا، یـارانسان میشود ، نه به معنای « تشبیهی» امروزه آن ، بلکه به معنای « آمیختن و جفت شدن واقعی خدا با انسان » است . این پدیده ، بنام « سایه افکندن ُهما یا سیمرغ » برسر انسان ، مشهورشده ، ودر درازای زمان، که معنای اصلی اش، سرکوبی شده ، هم این تصویر و هم عبارت سایه افکنی ، شکلی افسانه ای وخرافه آمیزپیدا کرده است .
سیمرغ یا خدا،« خوشه تخمها ی جان » بوده است ، و سایه، چنانکه دراین بررسیها دیده خواهد شد، دراصل، به معنای « تخم سیمرغ » است . سیمرغ ، تخمهایش را فرو
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
عیب یابی کامپیوتر های شخصی ( بخش اول ) صرفنظر از این که کامپیوتر شما چگونه تولید شده است و یا نرم افزارهای نصب شده بر روی آن چگونه نوشته شده اند ، همواره احتمال بروز خطاء وجود داشته و ممکن است در آن لحظه امکان دسترسی به کارشناسان برای تشخیص خطاء و رفع مشکل وجود نداشته باشد . آشنائی با فرآیند عیب یابی و برخورد منطقی و مبتنی بر علم با این مقوله می تواند علاوه بر کاهش هزینه ها،صرفه جوئی در مهمترین منبع حیات بشری یعنی زمان را نیز بدنبال داشته باشد . نرم افزارهای عیب یابی از جمله امکانات موجود و در عین حال بسیار مهم در این زمینه بوده که می توان از آنان به منظور عیب یابی یک کامپیوتر استفاده نمود .
نرم افزارهای عیب یابی برای عیب یابی کامپیوترهای شخصی تاکنون نرم افزارهای عیب یابی متفاوتی ارائه شده است . برخی از اینگونه نرم افزارها درون سخت افرار کامپیوترهای شخصی ، برخی دیگر درون تجهیزات جانبی ( نظیر کارت های الحاقی ) ، تعدادی دیگر به همراه سیستم عامل و برخی دیگر به عنوان محصولات نرم افزاری مجزائی عرضه شده اند .
POST ( اقتباس شده از Power On Self Test ) : برنامه فوق پس از روشن کردن هر نوع کامپیوتر شخصی به صورت اتوماتیک اجراء می گردد . روتین های فوق درون حافظه ROM مادربرد و ROM موجود بر روی کارت های الحاقی ذخیره می گردند.
نرم افزارهای عیب یابی ارائه شده توسط یک تولید کننده خاص : تعداد زیادی از تولید کنندگان معتبر کامپیوتر به منظور عیب یابی کامپیوترهای تولیدی خود ، اقدام به پیاده سازی و عرضه نرم افزارهای عیب یابی مختص سیستم های خود می نمایند .
نرم افزارهای عیب یابی جانبی : به همراه تعداد زیادی از دستگاه های سخت افزاری ، نرم افزارهای عیب یابی خاصی ارائه می شود که می توان از آنان به منظور تست صحت عملکرد سخت افزار مورد نظر استفاده نمود . به عنوان نمونه آداپتورهای SCSI دارای یک برنامه عیب یابی می باشند که درون حافظه ROM BIOS کارت تعبیه و با فشردن کلیدهای ctrl+A در زمان راه اندازی سیستم، امکان دستیابی و استفاده از آن وجود خواهد داشت . کارت های صدا و شبکه نیز معمولا" به همراه یک برنامه عیب یابی ارائه می گردند که می توان از آنان درجهت تشخیص صحت عملکرد وظایف محوله هر کارت استفاده بعمل آورد .
نرم افزارهای عیب یابی ارائه شده توسط سیستم عامل : به همراه سیستم های عامل (نظیر ویندوز) ، نرم افزارهای عیب یابی متعددی ارائه شده است که می توان از آنان به منظور شناسائی و مونیتورینگ کارآئی و عملکرد هر یک از عناصر سخت افزاری موجود در کامپیوتر استفاده نمود .
نرم افزارهای عیب یابی آماده : تعدادی از تولید کنندگان نرم افزار به منظور عیب یابی کامپیوترهای شخصی اقدام به ارائه نرم افزارهای عیب یابی همه منظوره ای نموده اند. هر یک از نرم افزارهای فوق دارای پتانسیل های مختص به خود بوده که می توان با توجه به خواسته خود از آنان استفاده نمود .
برنامه عیب یابی POST زمانی که شرکت آی.بی. ام در سال 1981 اولین کامپیوترهای شخصی را ارائه نمود در آنان از ویژگی هائی استفاده شده بود که قبلا" مشابه آنان در سایر کامپیوترها به خدمت گرفته نشده بود . استفاده از برنامه ای موسوم به POST و Parity-checked حافظه ، نمونه هائی در این زمینه می باشند . پس از روشن کردن هر نوع کامپیوتری درابتدا و قبل از هر چیز دیگر ( نظیر استقرار سیستم عامل درون حافظه ) ، برنامه POST به منظور بررسی تست صحت عملکرد عناصر اصلی سخت افزار موجود در یک کامپیوتر اجراء خواهد شد . POST ، مشتمل بر مجموعه ای از دستورالعمل های ذخیره شده در تراشه ROM-BIOS مادربرد است که مسئولیت تست تمامی عناصر اصلی در زمان روشن کردن کامپیوتر را برعهده دارد . برنامه فوق قبل از استقرار هرگونه نرم افزار در حافظه ، اجراء خواهد شد .
برنامه POST چه چیزی را تست می نماید ؟ پس از روشن کردن کامپیوتر، برنامه POST به صورت اتوماتیک اجراء و مجموعه ای از تست های لازم به منظور بررسی صحت عملکرد عناصر اصلی در کامپیوتر را انجام می دهد. تست حافظه ، پردازنده ، حافظه ROM ، مدارات حمایتی برداصلی و تجهیزات جانبی نظیر اسلات های موجود بر روی برد اصلی ، نمونه هائی در این زمینه بوده که توسط برنامه POST تست خواهند شد . اندازه برنامه POST بسیار کم بوده و صرفا" قادر به تشخیص خطاهای بحرانی می باشد . در صورتی که پس از انجام هر یک از تست های انجام شده توسط برنامه POST مشکل خاصی تشخیص داده شود ، پیام های خطاء و یا هشداردهنده ای که نشاندهنده نوع خطاء است ، ارائه می گردد . پیامد وجود هر گونه خطاء در این مرحله ، توقف فرآیند معروف بوتینگ ( استقرار سیستم عامل درون حافظه ) خواهد بود . خطاهائی که توسط برنامه POST تشخیص داده می شوند را fatal error نیز می گویند چراکه عملا" توقف فرآیند بوتینگ را بدنبال خواهند داشت .
نحوه نمایش نوع خطاء ماحصل اجرای برنامه POST ، ارائه سه نوع پیام خروجی است : کدهای صوتی ، کدهای مبنای شانزده که برروی یک پورت I/O با یک آدرس خاص ارسال می گردد و پیام های مبتنی بر متن که بر روی نمایشگر نمایش داده می شوند . برای گزارش خطاهای تشخیص داده شده توسط برنامه POST از سه روش زیر استفاده می گردد :
کدهای صوتی ( Beep Codes ) : کدهای فوق از طریق بلندگوی سیستم قابل شنیدن می باشند .
کدهای Checkpoint : کدهای فوق ، کدهای مبنای شانزده checkpoint می باشند که برای یک پورت I/O با یک آدرس خاص ارسال می گردند . برای مشاهده کدهای فوق به یک برد خاص نصب شده در یکی از اسلات های ISA و یا PCI نیاز می باشد .
پیام های نمایش داده شده بر روی نمایشگر : پیام های خطاء فوق صرفا" پس از مقداردهی اولیه آداپتور ویدئو قابل نمایش بر روی نمایشگر و استفاده خواهند بود .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 31
« در مدح امام علی (ع) »
جان خودم ، زنم و بچه هایم همه به فدای علــــــی (ع) کاش من آن زمان از سواران علــــــــی (ع) بـــــــــودم
کوه البرز به پایداری و استقامت خودش شک می کند وقتی که گوشش می رسد همت و عــــــهد علـــی(ع)
راستشــــو بخـــــــوای شب معــــــراج رســـــــــول در عـــــرش خــدا او مــهمـــان علـی (ع) بـــــود
زمینو از بوی بـــــــد نا پاکـی برداشتــــــتتته بود اگه باران پاکی و خوبی های امام علی (ع) نمی باریـد
لشکر کفر و ستم دنیـــــا رو آتــــــش زده بــــــــود اگه سیل خروشان امام علی(ع) همه ی آنها را ازبین نمیبرد
دین حضرت محمد به خداتا آخر دنیا محکم باقی می ماند تاکه زد دست امام علی دست برســـر شـــــانـــه اش
سر عمر را که پایۀ کفر بـود در جنــــــگ خنــــدق گوش تا گوش برید شمشیر برنده ای علـــــــــی (ع)
مرحب خیبری که کافر بی دینــتی بود ترسیــــــــد در جنگ باامام علــــی جــــان سالــــم به درنبــــرد
پسر بــــــــی دا در دیار عـــــرب پا نگـــــــــرفت که به حضرت محمد (ص) حرفی بزند تا وقتی که امام علی بود
اگـــــــــــر همـــــــه دنیـــــا را تــرازو بگذارند بازهم پاره سنگ به آن اضافه کنیم در کنـــار امام علی
آن مـــوقع که روح بلنـــدش به خـــــداوند رسید غیر از نون خشک دز کیسه اش پیـــدا نمـــی کنــــی
پا بزار بر ســــر دنیـــــــا و بـــــــــزن ای داراب دل به عشق علی بسپار و دست به دامـن علـــــی ببـــــر
« گلایه امام حسین (ع) به اهل کوفه »
« هیجار»
به اهل کوفـــــــه کسی را برای کمـــــک و امـــداد فرستاد که در دشت کربـــــلا یاری را نمی بینـــــم
که ای مـــردم شما نوشتین که بیـــــا و مـــــن هم آمـــــدم و به دشت غـــــم چــــادر و خیمــــــه زدم
هجده هزار نامــــــه از شمـــــا بـــــرای مـــــــن آمــــــد پس کجـــا رفت عهـــــد و پیمان و وفایتان
لااقـــــل مـــــرد باشیـــــد اگـــر مسلمــــــان نــــیســتید یک مرد جانش را فدای پیمان خود می کند
مگه از یادتان رفتـــــه عهــــــد و پیمـــــــانتـــــــان حــروم بشه برشمـــــــــا شیـــر مـــــادرتــــــان
نوشتین تا کـــــــی بایــــد زیــــــــر زور باشیـــــــم و حاکم کافر دستور بده و هیچی نـــگـوییـــــم
نوشتیـــن مــردم کوفــــه بــــه خاطـــــــر مــــــــن و برای حکومت من حاضرند مال ،پسر و جان خود را بدهند
گفتیــــد دیــــــن مســــلمــــانــان ازبیـــــن رفتـــه و پســـر شیطــــان در کوفــــه حکومت می کند
نـــــوشتیـــــن بــا هــــــزار عهــــــد و پیمــــــــان که از تو آمـــــــــدن و از مــــــا جـــــــان دادن
گفتین می خواهــــــد ببـــــرد طنــــاب دیــــــن را یزید نمی خواهد دین و آئین اسلامی ما بـــاشــد
نوشتین به من که یزید مثل گرگ هـــــــار اســــت با زبان چرب خود ما را از سوراخ در مـــی آورد
با فتنه و نیرنگ پدر و پدربزرگش و هـــرچــه دارد همه را تاچشمه می برد و تشنه بر مــی گــردانـــد
نوشتین به من همه به جنگ دشمن دین می رویـــم با اسب و زیــــن و چــــوب و روپــــوش نمدی
ســـــه منـــــزل را مـــــــــی آییــــم برای دیدنتان و پایتــــان را می گذاریــم روی هــر دوچشممان
نوشتین به من کــــــه یزیـــــد دیــــن نــــــــدارد وبه ازنش و دستورش کــــارهای بـــــد زیـــــاده
در دورانش مسلمانان خـــــار و ذلیـــــل هستنـــــد و خوبی و برادر داری بی اعتبار و بی معنـــا شـــده
نـــــــوشتیــــن که بــــر روی تـــخت سلیمـــــان نشستـــه دیــــو بـــد و زشـــت و مــــی دهد فرمان
نوشتین که باغ مسلمانان پر از خار شـــــده اســــت نـــگهبــانـــــش افــــعی و مـــــارشـــــده اســــت
نــــــــــوشتیــــــن وارث کبـــــــک بهــــــــاری یکــــدفــعـــه شـــد کــــلاغ مــــرده خــــــــوار
نــــــــوشتــــــین نـــــــوشتیــــــن نــــوشتیــــــن نهــــال ننـــــگ و بـــــد عهــــدی را کــــاشتیــد
پسر مرجانه تا آمــــــــد بـــــــه کــــــــــوفـــــــه مهــــــــــر حکـــــــم نـــــا حـــــق زد بـــه کوفه
همه ی شمـــــــــا عهد و پیمــــان را شـــکستیـــــد و فروختن دین خود را قیمت خیلی بدی روی آن گذاشتین
در پیشانــــــــــی کوفـــــه تــــا روز قیـــــامـــــت گذاشتیــــــن داغ نـــنـــگ و داغ نـــــــفـــــــرت
از روی نادانی از آفتـــــــــــاب دل بــــــردیــــــد همـــــــه جمـــــــع شدیــــد به دور کرم شب تاب
فــــــــروختیـــن دیـــــن و ایـــمان خـــود را فروختین جوهـــر پـــــاک جــــــان خــــــود را
یزید و پدرش را من مـــــــی شنــــاســـــــــم که چه شیطانــــی هستنــــــد در ایـــــــن دنیـــــا
من دیدم پدرش و ابوسفیان و پــــــدربزرگش که حکـــــم دیــــــن را بــــــر عکس می کردنـد
ولی شمــــــــا که عهــــــــد را شکــــــستید وفــــــا و عهـــــــد را زیـــــر پـــا گـــــــذاشتین
خداوند شما را بیشتــر مـــــی کند خــــــــوار و از خشم حضرت محمد (ص) گرفتار می شویــد
نه این دنیا را داریــــد تــــــا روز قیــــامـــــت نــــــه آن دنیــــــــا را ای قــــــــوم ستمگـــــــر
از من به شما نفـــــــــرین تا روز قیــامـــــــت و از خــــــداونــــد خیــــــر و کـــرامـت نـــبینید
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
« اصطحکاک »
برداشت:
اصطحکاک نیرویی است که هنگامی که سطح جسمی بر سطح دیگر تماس پیدا کرد در مقابل حرکت مقاومت و ایستادگی می کند. در یک وسیله نقلیه ، اصطحکاک مزیت های مکانیکی را کاهش می دهد ، یا نسبت تولید انرژی به مصرف انرژی یک اتومبیل به طور مثال ، از انرژی خود را در کاهش اصطحکاک مصرف می کند. هنوز اصطحکاک در تایرها است که به اتومبیل اجازه میدهد که در جاده بماند و اصطحکاک در کلاج امکان رانندگی کردن را در هر شرایطی بوجود می آورد در مسابقات اتومبیل رانی ساختار مولکولی ، اصطحکاک یکی از مهمترین پدیده ها در جهان فیزیکی است.
« چگونه اتومبیل به کار می افتد؟»
تعریفی از اصطحکاک بعنوان نیرویی که هنگامی سطحی از جسمی بر سطح جسم دیگر مماس میشود در مقابل حرکت مقاومت می کند دقیقاً نمی دانند که آن چیست؟ ترجیحاً، اظهاراتی که نشان دهنده اصطحکاک در اصطلاح چگونگی عکس العمل اجسام را شرح می دهند یک متن بیمایه و بدون مغز، مفهومی از الکتریسیته بیان می شود ، مانند: نیرویی که ابزارات الکتریکی را به حرکت درمی آورد. علت اینکه چرا اصطحکاک نمی تواند بیشتر به طور قاطع شناخته شود ، خیلی ساده است چون فیزیکدانان کاملاً اطلاع ندارند که آن چیست؟ ترجیحاً و اظهاراتی نشان دهنده اصطحکاک در شرایطی از چگونگی عکس العمل اجسام را نشان می دهد. یک متن بیمایه از یک تعریف الکترسیته بیان شد و مانند: « نیرویی که ابزارات الکتریکی را به حرکت در می آورد » علت اینکه چرا اصطحکاک نمی تواند بیشتر به طور قاطع شناخته شود ساده است: فیزیکدانان کاملاً اطلاع ندارند که آن چیست؟
قانون حرکتی از اسحاق نیوتن ( 1727 ـ 1642 ) به عنوان محصولی از افزایش شتاب جرمی تعیین شد حقیقت این است که نیرویی بسیار اساسی است که آن با تغییرات درست مقابله می کند. بجز در عناصری که آن را تشکیل می دهد و با نیرو مقایسه می شود. اصطحکاک نسبتاً به آسانی شناخته می شود.
در حقیقت اصطحکاک قسمتی از کل نیرو عمل می کند که بیشتر در مقابل حرکت و جنبش که در موقعیتهای زیادی رخ می دهد مخالفت می کند. بنابراین ، جاذبه نیز اینگونه عمل می کند ، جاذبه برخلاف نیروی خودش ، خیلی آسانتر توضیح داده می شود. جاذبه نقش مهمی در اصطحکاک دارد ، که آن اثری منفی دارد و نیازمند بررسی است. اولین قانون نیوتن اینرسی را بیان می کند و گرانیتی اجسام در جهان فیزیکی که گاهگاهی به جای اصطحکاک اشتباه گرفته می شود. هنگامی که یک جسم در حال حرکت یا در حالت سکون است از حالتهای قانون اول است و جسم در آن حالت در کمترین سرعت ثابت که آن برای یک جسم ساکن صفر است باقی خواهد ماند یا تا یک نیروی خارجی روی آن عمل می کند این گرایش به باقی ماندن در یک حالت معین از حرکت اینرسی است. اینرسی یک نیرو نیست ابر برخلاف آنچه گفته شد و یک مقدار خیلی کمی از نیرو ممکن است حرکت یک جسم را شتاب دهد بنابراین غلبه بر اینرسی اش می کند. بنابراین اینرسی یک بخش از نیرو است و هنگامیکه جرم یک مقیاس از اینرسی است. در صورتی نیروی جاذبه ، جرم ضرب می شود توسط شتاب به دلیل جاذبه در جرم افزوده می شود. آن برابر است با 32 فوت 2ثانیه . مردم هر روز از زندگی با اصطحکاک است ، در سه قانون حاکم در اصطحکاک میان یک جسم ساکن و سطحی که با آن در تماس است قرار می گیرد ، بر طبق اولین قانون و اصطحکاک متناسب با وزن جسم است دومین قانون بیان می کند که اصطحکاک بوسیله سطح ناحیه ای از جسم ، تخمین زده نمی شود تنها در آن قسمتی که مماس می شود بر سطح جسمی که در حال سکون است. در حقیقت ناحیه تماس میان جسم و سطح یک متغیر وابسته و یک نقشی از وزن است.
دومین قانون ممکن است به نظر واضح برسد و اگر آن قصد داشته باشد از یک جسم نسبتاً کشسان صحبت کند. یک جعبه آشغال که با گذاشتن روزنامه ها پر شده است روی یک کف بتونی در ته گاراژ گذاشته شده است به واضح است اگر روزنامه های بیشتری به آن اضافه گردد وزن آن افزایش می یابد سطح ناحیه اش به همان خوبی افزایش می یابد امَا چه می شد اگر یکی بودند یک جعبه مقوایی بزرگ از نوع جعبه های کارتونی که تلویزیون ها و کامپیوترها را با آن حمل می کنند. تا یک بلوک بتونی معمولی از نوع بکار برده در مصالحی برای احداث ساختمان مسکونی مقایسه می شوند؟ ظاهراً بلوک اصطحکاک بیشتری در مقابل کف بتونی دارد امّا در یک موقعیت یکسان واضح است که برخلاف وزن زیادش بلوک سطح ناحیه کمتری از جعبه مقوایی دارد چگونه می تواند این طور باشد؟
جواب این است که ناحیه سطحی صد در صد کاملاً بیشتر از آنچه که با چشمانمان می بینیم است اصطحکاک در یک سطح ناپیدا با چشمان غیر مسطح رخ می دهد و شامل نیروهای چسبنده میان مولکولهایی که روی سطح هایی که روی یکدیگر بوسیله نیروی وزن تحت فشار قرار می گیرند . این است شبیه به رفتار در آنچه هنگامی که از طریق یک لنز بسیارقوی بررسی و دیده می شود و 2 تکه مکمل از ولکرو به عنوان یک جنگل از قلابها روی یک طرف آشکار می شود و موجهای دریا در یک طرف دیگر.
روی یک سطح شیب دار که از ساختار مولکولی تشکیل شده است ، سطحهای اجسام مانند کوهها و درهها ظاهر می شود هیچ چیزی و در حقیقت صاف و هموار نیست هنگامیکه روی این مقیاسی بررسی می شود و بعد از یک منظر مولکولی ، آن واضح و آشکار می شود که دو جسمی که در تماس واقعاً یکدیگر را فقط در مکانهایی لمس می کنند. یک افزایش وزن ، بنابراین ، از فشردن اجسام به یکدیگر آغاز می شود علت یک افزایش وزن در واقع تماس ناحیه مولکولی با یکدیگر است. از این به بعد ناحیه ای از تماس متناسب با وزن است. فقط یک به عنوان دومین قانون درباره اصطحکاک بیان می کند که ناحیه سطح تماس اصطحکاک را تعیین نمی کند (امّا بیشتر و وزن ناحیه سطح مماس مشخص می شود سومین قانون گرفته می شود که اصطحکاک مستقل از سرعتی است که یک جسم در طول یک سطح حرکت کرده و فراهم می آورد که سرعت صفر نیست.
دلیلی برای این آماده سازی است که یک جسم با هیچ سرعتی که است یک هنوز کاملاً ایستاده موضوعی که اغلب فرم قوی از اصطحکاک ، اصطحکاک ساکن است آخری است اصطحکاکی که یک جسم ساکن باید در حرکت بودن جسم غلبه کند بنابراین ، این نباید با اینرسی اشتباه گرفته