لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
خلاصه ای از کتاب منشوراتحاد ملی و انسجام اسلامی
مقدمه : پیام های نوروزی مقام معظم رهبری (مدظله العالی)
آیینه ی تمام نمایی از نیازهای جامعه ی اسلامی است . در این نوشتار که خلاصه ای از کتاب (منشور اتحاد ملی و انسجام اسلامی) تلاش می نماییم تا شما خواننده ی گرامی را با ابعاد گوناگون اتحاد ملی و انسجام اسلامی بیشترآشنا نماییم . در پایان ، همه ی شما عزیزان را به مطالعه ی کامل و دقیق این کتاب ارزشمند که توسط استاد گرامی حضرت حجت الاسلام و المسلمین سبزیان تألیف گردیده است دعوت می نماییم . والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
فصل اول : وحدت ازدیدگاه قرآن کریم و معصومین (علیهم السلام)
از نگاه قرآن کریم انسان ها امتی واحد و یگانه بوده اند ..
قرآن می کوشد تا در نهایت همه ی انسان ها را در جامعه ی جهانی واحد گرد آورد و در این راستا از انسانها می خواهد که با حفظ اصول و در نظر داشتن اختلافات ملی و شریعتی ، در یک اجتماع بزرگ و واحد انسانی گرد هم آیند و به اصول و ارزش های مشترک توجه کنند . درهمین راستا است که مومنان را برادران یک دیگر می خواند و به همکاری و تعاون در امور نیک دعوت می کند.
وحدت اسلامی : قرآن کریم آثاری چند را برای وحدت اسلامی بر می شمارد که مهمترین آن همانا تشکیل خانواده ی بزرگ مسلمانان و ایجاد دولت است .
برچیده شدن زمینه ی سلطه ی بیگانگان نیز از اهداف وحدت و انسجام اسلامی می باشد ......
وحدت از دیدگاه پیامبر اعظم (ص)
در دیدگاه پیامبر اعظم (ص) ، اتحاد امت اسلامی ، مایه اقتدار و صلابت جامعه اسلامی میباشد.
در همین راستا ، ایشان با غلبه ی تعصبات نژادی و گرایشهای افراطی مقابله می فرمودند ، در این زمینه آن حضرت سخنی فرمودند که نقل میگردد.
ای مردم! همه ی شما فرزندان آدم هستید و آدم از خاک آفریده شده است . عرب را بر غیر عرب هیچ فضیلت و برتری ای نیست ، مگر به تقوی و پاکی . همچنین به اعتقاد ایشان ، (ایمان به خدا) درون مایه ی اصلی وحدت مسلمانان است .
وحدت از دیدگاه امیرالمومنین (علیه السلام)
به شهادت تاریخ،حضرت امیر(علیه السلام) بزرگ پرچمدار وحدت و انسجام میان مسلمانان بودند . ایشان نقد و حتی مخالفت با حکومت را پذیرا بودند اما در خطبه 196 نهج البلاغه می فرمایند : تا روزی مخالفت را تحمل می کنم که به صفوف اتحاد مردم لطمه وارد نشود . و این چیزی نیست که بتوان آنرا تحمل کرد. به اعتقاد امیر مومنان ( علیه السلام ) خلاف دستورات خداوند عمل کردن ، باعث ایجاد اختلاف در جامعه می شود.
معصومین بزرگوار در تعدادی از احادیث که از آن حضرات صادر شده ، نکات زیر را متذکر شده اند 1- رهبری ، محور وحدت است 2- وحدت کلمه به برکت اهل بیت پدید آمده است
3- وحدت ، مایه ی رحمت است.
فصل دوم : وحدت از دیدگاه مراجع
در قرون معاصر ، مصلحانی همچون سید جمال الدین اسد آبادی ، شیخ محمد عبده ، مرحوم آیت الله بروجردی و دیگران به تلاش جهت اتحاد امت اسلامی پرداختند .ایجاد مرکز تقریب مذاهب اسلامی،گامی ارزنده در این جهت بود.
از دیدگاه نورانی حضرت امام خمینی(ره) ، وحدت بزرگترین راهبرد قدرتمند شدن جوامع اسلامی است.ایشان در همین زمینه فرموده اند :
مهم این است که تنها این نباشد که همه با هم مجتمع باشید و متفرق نباشید ، ( بلکه مهم ) این است که همه با هم اعتصام به حبل ا... بکنیم . وحدت از دیدگاه ایشان ، دارای ویژگی های زیر است :
1- اعتصام به حبل الله
2- مصلحت عمومی مسلمانان
3-حفظ اسلام و مصالح آن
4- توحید کلمه و عقیده
5- وحدت به منزله ی جلوه ای از رحمت الهی
6- تکلیف الهی و شرعی
7- اخوت و برادری
8- تحقق حکومت
در همین زمینه بزرگانی همچون شهید مطهری و حضرات آیات فاضل لنکرانی، سیستانی، مکارم شیرازی، نوری همدانی، هاشمی رفسنجانی و دیگر بزرگان فرمایشاتی داشته اند که جهت اختصار مطلب، ضمن دعوت به مطالعه ی مشروح این فرمایشات مندرج در کتاب ، قسمتی از فرمایشات حضرت آیت الله سیستانی را که در روز 29 فروردین 1386 در دیدار جمعی از علمای اهل سنت بیان شده ذکر می نماییم :
شیعیان و اهل سنت هیچ فرقی با هم نمیکنند. شما برادران ما و از خود ما هستید . اختلافات دینی و علمی بین علما ، اختلافات اساسی به شمار نمی رود... . ریختن خون هر کسی که شهادتین را جاری می کند حرام است.
همچنین، چند سر فصل از فرمایشات بزرگان مذکور و جمعی دیگر از بزرگان همچون حضرات واعظ طبسی ، سید احمد خاتمی و استاد سلیمانی ذکر می گردد :
1- اتحاد ، رمز پیروزی مسلمانان است.
2- انسجام اسلامی ، لازمه ی بیداری اسلامی است.
3- اتحاد ملی و انسجام اسلامی ، سیاست بنیادین نظام است .
فصل سوم : اتحاد ملی
اتحاد در لغت ، به معنای به هم پیوستن و یکی شدن است.اتحاد ملی ، یعنی توافق آحاد مردم و نخبگان در زمینه روشهای مواجهه با مسائل و مشکلات و تعیین اولویتها،بدون توجه به مصالح حزبی و گروهی.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 61
1. علل بی سهم ماندن فرهنگ در امنیت ملی
به نظر می رسد ، در کشور ما تاکنون مفهوم امنیت ملی با تحولات جهانی رشد نیافته و همچنان درقالب رویکردهای سنتی مطرح می شود . وقتی سخن از دانش امنیت ملی به میان می آید ، تصور بر این است که باید آن را صرفاً در مراکز و دانشکده های نظامی و امنیتی جستجو کرد . متأسفانه در مراکز تصمیم گیری فرهنگی و حتی مجامع عالی امنیتی ، نگاه فرهنگی به امنیت از جایگاهی شایسته ای در ساختار نظام امنیت ملی کشور برخوردار نیست . صرف نظر از این واقعیت تماس و برخورد غیرفرهنگی با مقوله های فرهنگی ، موضوعی است که همواره کشور ما را در برابر تهدیداتی از این نوع آسیب پذیر ساخته است . این معضل علاوه بر فقدان اعتقاد به وجود تهدید جدی فرهنگی ، در فرضی خوش بینانه ، به خلاء برآورد ملی از تهدیدات و خطرات فرهنگی باز می گردد . بنابراین ، باید پذیرفت که فرایند تصمیم گیری و تصمیم سازی در این زاویه ، می بایست با نگاهی کاملاً تخصصی توأم باشد و قطعاً نمی توان با فرمول ها یا نسخه های نظامی و امنیتی ( به معنای متعارف در ایران ) با تهدیدات فرهنگی مقابله ای مؤثر کرد براین اساس ، ضعف های اساسی ذیل در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران ، قابل توجه می باشد :
1) گامهای نخست در تدوین برنامه استراتژیک
علاوه بر تلاش های گسترده و مهمی که باید به منظور رفع نقایص و کاستی های موجود و جهت مقابله با تهدیدات کنونی یا در حال ظهور علیه کشور در حوزه فرهنگ انجام شود ، می بایست چهار اقدام مقدماتی ، به مثابه گام های نخست برای تهیه برای برنامه استراتژیک در حوزه فرهنگ پیش بینی شود . نباید فراموش کنیم که متأسفانه هنوز استراتژی های قابل قبولی برای مواجهه صحیح و به موقع با چالش های فرهنگی در کشور وجود ندارد و طرح ها و برنامه های فرهنگی دستگاههای مختلف کشور ، اغلب غیرمنسجم ، ناهماهنگ و حتی بعضاً متناقض و ضد امنیت ملی می نماید . درهر حال ، این چهار اقدام اصلی عبارتند از : ارزیابی امکانات و قابلیت های فکری ، فرهنگی بالفعل و بالقوه ، شناسایی منابع و شناخت روش ها و انتخاب ابزارها .
در طی این مطالعه اولاً : نقاط ضعف و قوت به ویژه در بخش آشکار خواهد شد . ثانیاً : کارایی و کارآمدی روش ها و ابزارها نیز مشخص شده و ما را به سوی تهیه طرحی جهت ایجاد قابلیت های متناسب با سطوح تهدید و اقدام رهنمون خواهد ساخت . باید توجه داشت که پیش از قابلیت افزایی و به عبارتی تقویت پی ساختها ، تأثیرات مقطعی و در نگاهی واقعیت انگارانه ، پیامدهایی مخربی در پی خواهد داشت .
2) سهم بودجه امنیتی ملی در حوزه فرهنگ
علاوه بر ضرورت سازماندهی و اولویت بندی بودجه فرهنگی کشور درطرح جامع امنیت ملی ، می بایست دو نگرش سنتی موجود در بودجه نیز مورد بازخوانی قرار گیرند . یک : آیا بودجه فرهنگی در حوزه دفاع ملی ، می بایست لزوماً در فضای نظامی و امنیتی ( به معنای متعارف در ایران ) تعریف و مصرف گردد ؟ برای روشن تر دو نگرش فوق ، لازم است توضیح مختصری ارائه شود . فرض کنید تمام فعالیت های نظامی و انتظامی کشور در مسیر برقراری ثبات ، امنیت و اقتدار ملی است . حال اگر معتقد باشیم که ثبات و امنیت کشور به صورت تدریجی و پنهان از زاویه فرهنگی در معرض تهدید جدی است ، آیا حاضریم ده درصد از بودجه دفاعی کشوررا صرف امور دفاعی یا بازدارنده در عرصه فرهنگی کنیم ؟ حال اگر قرار شد ، این بودجه به این امر اختصاص یابد ، کجا ، توسط چه بخشی و چگونه باید توزیع و مصرف گردد . برای مثال آیا باید نیروهای نظامی مبادرت به ایجاد بخش های فرهنگی کنند ؟ و یا دفاع و بازدارندگی در این عرصه ، می بایست در یک محیط غیرفرهنگی طراحی و اجرا شود ؟ به نظر می رسد ، یکی از فوائد تهیه طرح جامع امنیت ملی ، مشخص شدن سهم واقعی هر بخش در این طرح و نیز اصلاح نگرش های سنتی به مقوله امنیت است که نهایتاً می تواند ما را به یک تصمیم گیری صحیح رهنون سازد .
3) ضرورت تحول در دکترین استراتژی امنیتی
در موقعیت تهاجم فرهنگی ، دفاع تنها گزینه برای مقابله قلمداد می شود ولی در درازمدت ، دفاع به تنهایی قادر به مقابله مؤثر با گسترش عمیق تهدیدات نیست . صرف نظر از اینکه انفعال نوعی قرار گرفتن در موضع ضعف می باشد و مدافعین را از جهت روحیه نیز تدریجاً دچار ضعف خواهد کرد . لذا بهترین مواجهه با تهدیدات فرهنگی ، دفاع در کنار اتخاذ موضعی فعال است که ما از آن به اقدامات بازدارنده با هدف ایجاد مصونیت نام می بریم . برای طراحی و شکل گیری سلسله اقدامات بازدارنده ، تقویت ورودی و پردازش اطلاعات با انگیزه گمانه زنی درباره آینده کاملاً ضروری است . مجدداً باید یادآور شد که گمانه زنی در باره آینده یک پروژه پژوهشی است که باید در حوزه تخصصی مرتبط و از سوی متخصصان همان رشته صورت گیرد . ذیلاً به دو نمونه از اقدامات بازدارنده مؤثر اشاره خواهد شد که می تواند از جایگاهی ویژه در ساختار نظام امنیت ملی کشور برخوردار گردد .
تولید علم و نظریه پردازی
موضوع ضرورت ایجاد « جنبش » تولید علم و نظریه پردازی که نخستین بار نزدیک به دو سال و اندی پیش از سوی رهبر معظم انقلاب ، مطرح و پیگیری شد ، می تواند یک استراتژی بازدارنده و پیشرو در حوزه امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران باشد . امروزه عمده رقابت های قدرت های جهانی از طریق تولید و عرضه علم و فناوری صورت می گیرد و برخورداری از علم و فناوری یکی از امتیازات اساسی در این رقابت ها محسوب می شود . اما باید توجه داشت که موضوع تولید علم ، فناوری و نظریه پردازی ، صرفاً در حوزه علوم طبیعی ، فنی و علوم مشابه محدود نمی شود ، بلکه به صورت هم عرض و بلکه با مراتبی حائز اولویت ، در حوزه علوم انسانی نیز متبلور می گردد . در این میان ، در کشور ما به اقتضای اهداف انقلاب اسلامی و نوع تهدیدات گذشته و پیش رو ، طراحی و تئوری پردازی در علوم انسانی و دین پژوهی از اهمیت خاصی برخوردار است . تولید علم و نظریه پردازی در کشور ما در حالی به عنوان یک ضرورت مطرح می شود که :
قابلیت و پتانسیل آن در ایران به ویژه در زمینه نیروی انسانی مستعد و با انگیزه ، در حدقابل توجه ای وجود دارد .
تولید علم و نظریه پردازی به سرعت کشور را در حوزه علوم تجربی و اندیشه سازی از موضع انفعال خارج و در موضع فعال قرار خواهد داد .
بسیاری از تهدیدات جهانی علیه ایران خنثی و یا کمرنگ خواهد شد .
به تدریج بسیاری از محدودیت های ناشی از تحریم های اقتصادی علیه کشور مرتفع خواهد شد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
قهرمانان ملی ایران
جهان پهلوان تختی
جهان پهلوان تختی در روز پنجم شهریور ماه سال 1309 خورشیدی در خانواده ای متوسط در محله خانی آباد تهران متولد شد. پدرش به سبب اعتقادات مذهبی و ارادت به امام هشتم، نام غلامرضا را برای وی برگزید. دو پسر و دو دختر دیگر از غلامرضا بزرگتر بودند.
شادروان تختی به لحاظ مشکلات خانوادگی فقط 9 سال در دبستان و دبیرستان منوچهری خانی آباد درس خواند و در سال 1329 به سبب علاقه به کشتی و ورزش باستانی به باشگاه پولاد رفت. تختی در دوران زندگی ورزشی اش رکورد دار شرکت در المپیک ها و کسب بیشترین مدال از این آوردگاه بود. در چهار دوره المپیک حضور داشت و حاصل آن یک طلا، دو نقره و یک عنوان چهارم بود که در کشی ایران این امر اتفاق نادری است. جهان پهلوان علاوه بر قهرمانی، به لحاظ منش و رفتار انسانی و سجایای اخلاقی پسندیده و جوانمردی و نوع دوستی شهره خاص و عام بوده است.
او زندگی خود را وقف مردم کرده بود. شادروان تختی در ورزش باستانی و کشتی پهلوانی نیز دارای تبحر و مهارت بود، چنان که سه بار پهلوان ایران شد و هر بار کشتی گیران نامداری را مغلوب کرد. وی چهار ماه پس از بازگشت از آخرین سفر خود(تولیدو،1966) در آبان ماه سال 1345 زندگی مشترک خود را با همسرش آغاز کرد
؛ که حاصل آن تولد بابک در سال 1346 بود و سرانجام پس از گذشت چهار ماه از تولد فرزندش خبر درگذشت جهان پهلوان همه را در اندوهی عظیم و بهتی شگفت انگیز فرو برد.
ویژگی های فردی
جهان پهلوان، مرحوم غلامرضا تختی، به واقع پهلوان بود و روحیه جوانمردی پهلوانی در او موج می زد. ویژگی های فردی و شخصیتی تختی، ادب، فروتنی، حجب و حیا، پای بندی به آیین جوانمردی و سنت های پهلوانی، دستگیری از فرودستان و نیازمندان، نیکخواهی، حق شناسی، احترام به بزرگان و پیش کسوتان و ارزش های ملی ـ مذهبی جامعه، همراه با چهره دل نشین و لبخند زیبا و گرمش ـ که تقریبا هر کس که او را از نزدیک دیده، به آن اشاره کرده است ـ و قصه ها و افسانه هایی که از عزت نفس و بلندنظری و کمک های او به دیگران در میان مردم رواج یافته بود، از او چهره ای فوق العاده محبوب ساخته است. تختی، نماد ورزش ایران و از نسل پهلوانان اساطیری و ماندگار در تاریخ ایران است. مردی که واژه های زیبای پهلوانی، جوانمردی، گذشت، دین داری، مردانگی و فداکاری، به نام او گره خورده است. غلامرضا، قهرمانی است که در سایه پهلوانی، ماندگار شد.
احترام به مادر
جهان پهلوان تختی، مادرش را خیلی دوست می داشت و به او احترام می گذاشت و فرمانش را به گوش جان می سپرد و اطاعت می کرد. در سال 1328، تختی به مسجد سلیمان رفت و در شرکت نفت آنجا مشغول به کار شد. بعد از چندی، برای دیدار مادرش از شرکت نفت تقاضای مرخصی نمود، ولی مورد موافقت واقع نگشت. بدین ترتیب، جهان پهلوان که هنوز یک سال از خدمتش نمی گذشت، استعفا داد. متن استعفای او خواندنی است: «بسیار متأسفم از اینکه مقام ریاست کارگزینیِ اداره شرکت نفت مسجد سلیمان، با مرخصی یک ماه این جانب موافقت نفرموده اند.
از نظر آنکه من برای مادر خودم ارزش فراوانی قائل هستم و او از من خواسته است که به دیدارش بروم، چاره ای جز اطاعت امر او نمی بینم و با مرخصی من نیز موافقت نشده است. خواهشمند است استعفای این جانب را بپذیرید. با نهایت احترام، غلامرضا تختی».
بیایید انسان باشیم
پس از مسابقات جهانی یوکوهامای ژاپن در سال 1961م، که تختی در آن مدال طلایِ جهان را به گردن آویخته بود، روزی از خیابانی می گذشت که متوجه شد پسری در گفت وگو با دوست خود، از او تعریف می کند و به کشتی گیر دیگری بد می گوید. جهان پهلوان به سوی آن دو رفت و به آن پسر گفت: «بیایید انسان باشیم. بیایید شما که امید و آرزو و چشم و چراغ این جامعه هستید، از حالا یاد بگیرید که با زشتی ها و کلمات رکیک آشنا نشوید. چراتا جایی که این همه گفته های خوب و دل نشین است، کلمات زشت و ناپسند را به زبان می آورید؟» و بدین ترتیب، به آن دو آموخت که انسانِ نیک بودن، از مدال های رنگارنگ جهانی پرارج تر است؛ چه اینکه دوران قهرمانی زودگذر است و آن چه باقی ماند، پهلوانی هاست.
پهلوانی در میدان قهرمانی
جهان پهلوان تختی همیشه می گفت: «هدف، قهرمان شدن نیست. هر کس با کم و بیش تمرین، می تواند قهرمان شود، اما فقط قهرمانی به گردن خود و ملتش مدال طلا می آویزد، که وجودش سرشار از جوانمردی و خدمت به هم نوع باشد». جهان پهلوان، کشتی گیری قدرتمند و چالاک بود. او با هوشمندی و موقع شناسی کشتی می گرفت، اما حتی روی تشک هم اصول جوانمردی را از یاد نمی برد و هیچ گاه دیده نشد که از ضعف حریف سوء استفاده کند. الکساندر مدوید، رقیب سرشناس روسیِ تختی، بر مزار تختی در حال گریه گفته است: «در طول مدتی که کشتی گرفته ام، شجاع تر، خوش خُلق تر و مهربان تر از تختی ندیده ام».
زلزله بویین زهر
پس از زلزله بویین زهرا در شهریور ماه 1341، مردم به نشانه اعتراض به بی کفایتی حکومت وقت در کمک رسانی به زلزله زدگان و نیز بی اعتماد به دولت، از جهان پهلوان خواستند کمک ها را جمع آوری کند و به زلزله زدگان برساند. تختی با جمعی از ورزشکاران، کمک های نقدی و جنسی مردم تهران را جمع کرد و به زلزله زدگان رساند. پس از آن، غوغایی به پا شد که در تاریخ مشارکت های مردمی ایران زمین، کم نظیر و یا بی مانند است. اوصافی که از استقبال مردم و بخشش های آنان به جهان پهلوان در آن روز آورده اند، به افسانه بیشتر شباهت دارد، و نشان از اعتماد شگرف مردم به این پهلوانِ خاکی خود است.
تختی و نماز
یکی از شاخصه های دین داری از صدر اسلام تاکنون، پاسداشت پایه و عمود دین، یعنی نماز است. تا الان، هیچ کس حتی به ظن و گمان نگفته است که تختی در نماز خواندن، کاهلی داشته است؛ بلکه در مقابل، دوستان او همیشه تأکید داشته اند که او، نماز را در محل تمرین یا مسجد نزدیک محل اقامه می کرده است. درباره تختی گفته اند که در روزهای تمرین، همیشه از دو لُنگ استفاده می کرد؛ یکی برای تمرین و یکی مخصوص نماز.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
جایگاه حماسه ی ملی در ایران:
«حماسه» بیانگر تاریخ،آرمان ها و آرزو های پر غرور و افتخار آمیز یک ملت است و به همین جهت،جنبه ی ملی دارد. حماسه نوعی تاریخ تخیلی گذشته است،شعر یک ملت است به هنگام طفولیتش که تاریخ و اساطیر، و خیال و حقیقت را در هم می آمیخته و سراینده ی حماسه نیز از این دیدگاه،تاریخ نگار ملت به شمار می رود. به دست آوردن هویت و فرهنگ و وحدت ملی، انگیزه ی بزرگ پیدایش«حماسه» محسوب می شود.
در ادبیات فارسی،سده های چهارم و پنجم هجری و به صورت بسیار پراکنده،سده ی ششم،مهم ترین دوره ی حماسه سرایی است و برجسته ترین حماسه های ملی،در همین دوره پدید آمده اند.
«شاهنامه فردوسی» به عنوان مظهر کامل حماسه ی ملی ایران در فرهنگ ایرانی چند نقش عمده ایفا نموده اند:
1- فرهنگ باستانی ایران را از خطر نابودی نجات داده و با انتقال آن به فرهنگ اسلامی،باعث غنی تر شدن آن شده و پیوستگی و استمرار فرهنگ ایرانی را تضمین کرده است.
2- بسیاری از اساطیر فارسی و ایرانی را حفظ نموده است.
3- زبان فارسی را از نابودی نجات داده است.
4- تاریخ شفاهی و عامیانه و حتی تاریخ مستند پیش از اسلام را تا دوره ی هخامنشی،زنده نگه داشته است.
5- بسیاری از پندنامه ها و اندزهای حکمی و اخلاقی ایرانیان را در زبانی شیوا باقی نگه داشته است.
6- بسیاری از واژه های زبان پهلوی را به یادگار نگه داشته است.
7- برخی از آموزه های دینی و اندیشه های عرفانی پیش از اسلام را حفظ نموده است و به قلمرو فرهنگ اسلامی انتقال داده است.
این عوامل،حماسه ی ملی ایرانیان را در قله ی فرهنگ و ادب فارسی قرار می دهد و توجه و اعتنای ما را به عنوان میراث داران این سرزمین کهن می طلبد.
منابع:
1- «حماسه سرایی در ایران» دکتر ذبیح الله صف،نشر فردوس.
«حماسه ملی ایران».«تئودور نولدکه» ترجمه ی بزرگ علوی،انتشارات سپهر،چاپ سوم،1375
حماسه ملی ایران» بهمن سرکاراتیحماسه ی ملی ایران (شاهنامه فردوسی) آمیزه ای است از اسطوره و تاریخ. افسانه های کهن که بیشتر اساطیری اند به شیوه ای نو و به شیوه ی حماسی بازگو شده اند. در تبدیل تدریجی اسطوره به حماسه، اندک اندک از جلوه های شگفت و نامعقول آن کاسته شده و جنبه ی عقلانی و این جهانی به خود گرفته است.از طرفی در دوران های متاخر به روایات اساطیری باستانی، چهره تاریخی داده شده و زمان اساطیری با تدبیری زیرکانه به زمان تاریخی پیوسته است. در زمینه مطالعات ایرانی تعیین مرز اسطوره و حماسه یکی از مشکلات تحقیق به شمار می رود.در شاهنامه که یک اثر حماسی است، از تاریخ به معنای گزارش راستین وقایع نشانی نیست. ولی تاریخ سنتی در مفهوم مشتی اخبار کژ و راست درباره شخصیت های واقعی از دوره ساسانی آغاز می شود، که آن هم با افسانه آمیخته است.اما تعین این که اسطوره در حماسه از کجا آغاز شده و به کجا می انجامد، کار بسیار دشواری است. آنها که به پیروی برتلس شاهنامه را به سه بخش اساطیری، پهلوانی و تاریخی تقسیم کرده اند به تحلیلی توصیفی بسنده کرده اند و مشخص نکرده اند که بالاخره بخش پهلوانی مبنای اساطیری دارد یا اصل تاریخی.در مورد پیشدادیان همه معتقدند که اساطیری هستند اما در مورد کیانیان، ویندشمن (Fr.Windischmann) اشپیگل (F.Spiegel) و دار مستتر (J.Darmesteter) در گذشته و لومل (H.Lommel) و ویکندر (S.Wikander) و دومزیل (G.Dumezil) در زمان ما معتقدند کیانیان یا دست کم برخی از شاهان این سلسله اسطوره ای هستند. در مقابل بسیاری محققان آنها را تاریخی انگاشته اند. هوزینگ (G.Husing) و هرتل(J.Hertel) و هرتسفلد (E.Herzfeld) و هوپت (L.Hupt) گشتاسپ کیانی را با گشتاسپ پدر داریوش و کیانیان بعدی را با آخرین پادشاهان هخامنشی یکسان گرفته اند.عده ای دیگر که در راس آنان کریستین سن (A.Christensen) و برخی شاگردان هنینگ (W.B.Henning) قرار دارند آنان را پادشاهان شرق ایران پیش از هخامنشیان می دانند. و سستی آرای هرتل و هرتسفلد را کریستین سن و به نیکوترین وجهی پرفوسور هنینگ باز نموده اند. لذا به بررسی انتقادی نظریه کریستین سن و پیروان او خواهیم پرداخت.نخست باید گفت که تاکید بر سابقه تاریخی سروده های پهلوانی (با سرشتی ضد اسطوره ای) نتیجه گرایش ذهنی معینی است که در دهه های نخستین قرن بیستم پدید آمد و تا امروز هم دوام دارد. به این ترتیب سعی شد برای روایات اساطیری و حماسی مبنای تاریخی بیابند یا بتراشند (در مقابل افراط کسانی که در قرن نوزدهم برای همه ی چیزها مبنای اسطوره ای می یافتند).به این ترتیب به این نتیجه رسیدند که حماسه تاریخی آشفته و آمیخته با افسانه است که اگر عناصر افسانه ای آن را که به خاطر خارق العاده بودن به آسانی قابل تشخیص است از آن جدا کنیم به تاریخ می رسیم. این یک پندار غلط است. اولا باید در نظر داشت پیشینه تاریخی نه بر ارزش حماسه می افزاید نه از آن می کاهد. اگر تاریخی بودن، معیار ارزش اثر حماسی بود، می بایست ظفرنامه حمد الله موستوفی و شهنشاه نامه ی صبا جای شاهنامه فردوسی را می گرفت یا آثار افسانه ای همچون گیل گمش یا اسطوره های هندی بی اعتبار می شد.ثانیا اسطوره از لحاظ سرشت و ماهیت با تاریخ تفاوت بنیادی دارد و بیان کننده واقعیت هایی بی زمان و جهان است که در ذهن گروهی نسل های بشری و بر مبنای ارزش های خاص اجتماعی آنان در یل و پهلوانی تجسم پیدا می کند.تشخیص عناصر تاریخی حماسه تنها وقتی ممکن است که گزارش تاریخی مستقل و موثقی در دسترس باشد. تا وقتی گواهی های معتبر دیگر و قراین خارجی مستقل، تاریخی بودن عناصر و افراد حماسی را در یک داستان پهلوانی ثابت نکرده نمی توان بر مبنای شواهد داخلی، که فقط از خود حماسه استخراج شده اند، در پی اثبات اصل تاریخی حماسه بود.اخبار کیانیان جز در سنت های حماسی ایران در هیچ منبع مستقل دیگر مذکور نیست. گواهی های اوستایی و روایات زردشتی و همچنین گزارشهای مورخین اسلامی و... همه بر مبنای روایات حماسی پرداخته شده اند و هیچ کدام را نمی توان مدرک مستقل به حساب آورد. اما در مورد دلایلی که کریستین سن در کتاب کیانیان برای اثبات تاریخی بودن سلسله کیانیان یاد کرده، همانگونه که دومزیل به خوبی نشان داده است هیچ یک از قراین برای اثبات تاریخی بودن کیانیان بسنده نیست.- اولا برخلاف ادعای کریستین سن، کتاب اوستا سلسله ای به نام کیان یا کیانیان نمی شناسد. این مطلب را سال ها پیش هرتل ثابت کرده است. روایت اوستا جز کیکاوس و کیخسرو درباره شش کوی دیگری که نام برده چیزی به جز نام ذکر نمی کند و شرقی بودن لقب کوی هم دلیل تاریخی بودن کیانیان نیست؛ بلکه می تواند اسطوره ای پرداخته شده در شرق ایران باشد.- ثانیا اینکه اسم پادشاهان کیانی اسم اصیل ایرانی است دلیلی بر تاریخی بودن آنان نمی شود.- ثالثا اینکه پادشاهان کیانی دارای ترتیب سنتی هستند، به همان اندازه که می تواند دلیل تاریخی بودن آنان تلقی شود می تواند دلیلی بر اسطوره ای و ساختگی بودن این سلسله هم باشد.همچنین اینکه کیانیان بر خلاف پیشدادیان پهلوانی های کاملا معمولی داشته اند؛ ادعایی بیش نیست و اگر تنها بر مبنای متون اوستایی اظهار نظر کنیم نیز کیکاوس و کیخسرو به همان اندازه اساطیری هستند که مثلا هوشنگ و تهمورث.علاوه بر این توجه به شخصیت و کردار دشمنان و پهلوانان معاصر کیانیان نیز از اعتبار تاریخی کیانیان می کاهد. مثلا افراسیاب تورانی که از نیروی جادو برخوردار است و در بن دریای چیچست پنهان می شود. پهلوانان دوره کیانی نیز هیچ یک از لحاظ تاریخی، معاصر واقعی پادشاهان این سلسله نمی توانند باشند.رستم و زال، سگزیند و اگر افسانه ای نباشند به سنت های حماسی سَکایی تعلق دارند. گیو و گودرز و گرگین و بیژن قهرمانان دوره اشکانیند و جدا از این لااقل با اطمینان می توان گفت یکتن از شاهان این سلسله یعنی کیکاوس یک شخصیت اساطیری هند و ایرانی است. این خود در واقع بنیاد تاریخی این سلسله را به هم می ریزد. بدین ترتیب برخلاف گمان کریستین سن و خانم پرفسور بویس (M.Boyce) نمی توان تاریخی بودن را دست کم در همه افراد این سلسله امری مسلم تلقی کرد.ویکندر (S.Wikander) نیز در بررسی اسطوره های دیرین هند و اروپایی در چند مورد به شباهت
مجموعه 950 طرح مذهبی با موضوع اسامی ائمه و... با کیفیت عالی
در چهار پارت برای دانلود راحت تر با حجم کلی 500Mb