لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 27
عنوان مقاله
بررسی نظام پاسخگوئی مبتنی بر عملکرد در بیمارستان حضرت رسول سال 1382"
Paper Title: Review of Performance_Based Accountability System in Hazrate Rasool Hospita in 1382
چکیده
مقدمه: روزبروز دولتهای جهان جهت فراهم کردن خدمات بهداشت-درمان بطور مؤثر، کارا و کافی با فشارهای زیادی روبرو می شوند. تحولات و کوششهای توانمندسازی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه روشهای مشابهی را برای رسیدن به نظامهای بهداشت-درمان با عملکرد بهتر میپذیرند. همه این روشها بر پاسخگو بودن بعنوان یک عنصر اساسی در اجرای تحولات بهداشت-درمان و بهبود عملکرد سیستم تاکید میکنند. لذا این پژوهش بمنظور بررسی نظام پاسخگوئی عملکرد در بیمارستان حضرت رسول صورت گرفته است.
روش پژوهش: این پژوهش به صورت مقطعی انجام گردید. پس از جستجوی موضوعی در کتب و مقالات کتابخانهای و اینترنتی بر اساس اصول استخراج شده از چارچوبهای کشورهای امریکا و کانادا، نظام پاسخگوئی عملکرد را به سه بخش، شامل؛ "ملزومات نظام پاسخگوئی عملکرد"، "اجزاء نظام پاسخگوئی عملکرد" و "فرهنگ پاسخگوئی عملکرد و میزان آمادگی کارکنان برای استقرار نظام پاسخگوئی عملکرد" تقسیم کرده و به منظور اندازهگیری آنها پرسشنامه و چکلیست تهیه گردید. پس از تعیین اعتبار و ثبات بین 30 نفر از کارکنان که در بخشهای مختلف بیمارستان مورد مطالعه بودند، توزیع گردید. در نهایت بر اساس اطلاعات جمعآوری شده چارچوبی برای نظام پاسخگوئی مبتنی بر عملکرد پیشنهاد گردید.
یافتهها: یافتههای پژوهش در 17 جدول ارائه گردیده است. این یافتهها نشان داد که از مجموع آیتمهای مربوط به ملزومات و اجزاء نظام پاسخگوئی عملکرد 50% (29 آیتم از 57) موجود بود. بر اساس امتیازدهی انجام شده؛ فرهنگ و نگرش کارکنان نسبت به پاسخگوئی، امتیاز 74% را کسب نمود. در نهایت بر اساس یافتههای مذکور و چارچوبهای پاسخگوئی عملکرد دو کشور امریکا و کانادا یک جدول مقایسهای ارائه گردید.
بحث و نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش و فراوانی آیتمهای اندازهگیری شده میتوان احتمالا گفت علیرغم وجود شفافیت و وضوح در نقشها و مسؤولیتها، یکی از دلایل کمبود تعهد به اجرای برنامه استراتژیک پائین بودن مشارکت ذینفعان و مشتریان و همچنین نبود سیستمی برای بهبود عملکرد بود. با توجه به اینکه بر اساس پرسشنامه اینگونه استنباط گردید که نگرش کارکنان نسبت به پاسخگوئی عملکرد نسبتا مثبت بود. با مقایسه این نتیجه حاصل شده با مشکل مربوط به نبود سیستم بهبود عملکرد در بیمارستان تحت مطالعه احتمالا میتوان چنین استنباط کرد که با استقرار نظام پاسخگوئی عملکرد در این بیمارستان مشکل بهبود عملکرد نیز حل میگردد. در پایان بر اساس یافتههای پژوهش و مقایسه آنها با چارچوبهای کشورهای امریکا و کانادا چارچوبی برای پاسخگوئی عملکرد پیشنهاد گردید.
کلید واژهها:
پاسخگوئی، عملکرد، چارچوب، نظام، سیستم بهداشت و درمان، بیمارستان.
Abstract
Introduction:Every day the Governments throughout in the world face whit lots of pressures while trying to provide effective, efficient and sufficient health care services, All the efforts and reforms in empowering the developed and developing countries prefer the same approaches in achiving health care systems with high performance. The focal point of these approaches is accountability as an essential component in the reform of health care and improvement in the performance of the system. Therefore this research is done to review the performance accountability system in Hazrat Rasool hospital.
Research Methodology: The research was done cross sectional. After searching the subject in books and articles and also Internet,the researcher devided the performance accountability system to three parts according to some principles adopted from the same system in the United States and Canada, include; the requirements performance accountability system, the components of performance accountability system and the amount of staff readiness, from cultural point of view, to establish the performance accountability system . In order to measure the aforementioned factors a questionaire and a checklist were prepared and distributed among 30 staff from different wards of the hospital. It was done after determining their validity and reliability. Finally,according to the collected information, a framework for performance_based accountability system was proposed.
Findings: The findings of the research are presented in 17 table,.according to which 50% (29 items out of 57) of the total items related to the requirements and components of performance accountability system was available. According to the questionnaire, the score of culture and attitudes of the staff towards accountbility was 74%. At the end, a comparative table is presented which is based on the said
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
الگوی تدریس مبتنی بر نظریه فرا شناخت Metacognition
مقدمه:
فرا شناخت عبارت است از آگاهی فرد بر نظام شناختی خود و کنترل و هدایت آن در ادبیات روان شناسی، شناخت را معمولا˝ مترادف با تفکر می آورند. بنابراین، فراشناخت را می توان آگاهی بر جریان تفکر و کنترل و هدایت آن هم تعریف کرد. جریان شناخت در نظریه روان شناسی شناخت انسان را عبارت می دانند از:
دریافت، پردازش، نگهداری و انتقال اطلاعات، فراشناخت فعالیتی است که کنش های مربوط به چهار عنصر یادشده را در برمی گیرد و بر آنها نظارت دارد.
معلمان در مدارس باید ابتدا دانش آموزان را به روش دریافت، پردازش و نگهداری و انتقال درست اطلاعات فراخوانند و سپس آنها را ترغیب کنند تا جریان فعالیت های ذهنی را که انجام می دهند، مورد بازنگری و اصلاح قرار دهند.
هدف:
هدف اساسی نظریه فرا شناخت کمک به دانش آموز برای اندیشیدن و پرورش مهارت فکر کردن است. هدف دیگر آموزش فراشناخت، پرورش مهارت های انتقال یادگرفته ها در موقعیت های متعدد است.
راهبردهای فرا شناخت دارای اهمیت فوق العاده است، و در آموزش دروس متعدد از آنان بهره گرفته می شود. راهبردهای فرا شناختی، نیازهای یادگیری فراگیران را برطرف می سازد. راهبردها آن دسته از فعالیت های ذهنی و عملی هستند که راه رسیدن به هدف ها را هموار می سازند.
موضوع: میکروب ها (آغازیان ساده)
هدف کلی: آشنایی با طبقه بندی جانداران ذره بینی، صفات عمومی و ساختمانی آنها و اثراتی که در زندگی ما دارد.
مراحل اجرای الگو
مرحله نخست: آماده سازی
در مرحله آماه سازی معلم تلاش می کند تا دانش آموزان را ترغیب کنند 3 دسته فعالیت را انجام دهند .
- تصمیم گیری درباره هدف
- پیش بینی روش حل مسئله و انتخاب راهبرد
- بررسی دانش پیشین مورد نیاز
با استفاده از تصویر توجیهی برای به دست آوردن تعریف میکروب و در صورت وجود میکروسکوپ مشاهده باکتری ها و میکروب ها و مطالعه کتاب و مشاهده تصاویر کتاب و مقایسه آنها با باکتری ها و میکروب ها درزیر میکروسکوپ.
مرحله دوم: نظم دهی
مرحله بروز دادن فعالیت های ذهنی ارزشیابی از خود، هم از نظر فعالیت های فکری و هم از نظر فعالیت علمی است، فعالیت های فکری مربوط به یافتن راه حل ها و گزینش شیوه کار و شکل دادن نگرش خاص به موضوع و بررسی پیش نیازها است .
تهیه نقاشی و کلاژ برای نشان دادن نوع باکتری و از طریق آن نوع بیماری و انجام آزمایش کشف میکروب، مقایسه باکتری ها و میکروب ها و در جستجوی تعاریف برای میکروب ها و ویروس ها .
مرحله سوم: ارزشیابی
معلم دانش آموزان را وادار می کند تا درباره ی یادگرفته های خود قضاوت کنند و از آنان خواسته می شود عملکرد خود را ارزشیابی کنند.
دانش آموزان: برای فعالیت های مفید و مضر باکتری ها چند مثال می آورند :
- تفاوت ساختمان باکتری و ویروس را شرح می دهند و خصوصیات هر یک را از نظر ساختار و فعالیت حیاتی شرح می دهند.
- آزمایشی برای کشف میکروب ها طراحی می کنند.
- طرز تولید مثل باکتری ها و ویروس ها را با رسم شکل نشان می دهند.
- نمونه هایی از آغازیان را جمع آوری و مشاهده می کنند.
فرا شناخت و کاربردهای آن در آموزش
رویکرد خبر پردازی مجموعه ای نظریه است که وجه اشتراک همه ی آنها این است که یادگیری انسان را یک فعالیت مستمر پردازش اطلاعات می داند. این رویکرد به مطالعه ی راههایی می پردازد که آدمیان به توسط آنها دانش را کسب ، ذخیره و یادآوری می کنند و مورد استفاده قرار می دهند.
در روانشناسی خبر پردازی ، فرایندهای خبر پردازی در انسان با فرآیندهای خبر پردازی در کامپیوتر شبیه دانسته شده اند. به طور کلی روانشناسان در تمام طول تاریخ روانشناسی سعی کرده اند فرآیندهای ذهنی و رفتاری انسانها را به کمک الگوهایی خارج از انسان تبیین کنند که عمده ترین آنها ماشین بوده است، حال با موضوع ساعت یا پیشرفته ترین آن یعنی کامپیوتر. همین توجه به ماشین در نهایت منجر به پایه گذاری ، مهندس شناختی توسط نورمن گردید که معتقداست نظام های تعاملی بین انسان و ماشین از میزان اشتباهات انسان می کاهد.
تعریف یادگیری در رویکرد خبر پردازی :
یادگیری ، توانایی انجام ماهرانه یک تکلیف است که شامل : یادآوری هدفمند وعملکرد ماهرانه می باشد.
قوانین یادگیری :
1) قانون رابطه علی : یعنی بین عمل و بازده عمل یک رابطه ی علی وجود دارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 28
نظام مدیریت مبتنی بر عملکرد در اورژانس بیمارستان ضیاییان
خلاصه :
مقدمه : با توجه به تاکیدی که در سالهای اخیر بر مدیریت مبتنی بر شواهد شده است و یکی از روشهای نوین مدیریتی، مدیریت مبتنی بر عملکرد است، هدف این مطالعه برقراری سیستمی اولیه از مدیریت مبتنی بر عملکرد در بخش اورژانس بیمارستان ضیائیان بود.
روش اجرا : استقرار نظام مدیریت مبتنی بر علمکرد در اورژانس بیمارستان ضیاییان شامل گامها 6 گانه است: 1) تعیین رسالت و اهداف سازمان، 2) نظام یکپارچه سنجش عملکرد:3) پاسخگویی در مقابل عملکرد، 4) جمعآوری داده های عملکرد، 5) تحلیل، بررسی و گزارشدهی دادهها عملکرد، 6) استفاده از اطلاعات عملکرد در بهبود سازمان.
نتایج : تاخیر در ارائه خدمات نوارقلب، عکسبرداری، آزمایشات و مشاوره تخصصی در ساعات شلوغ اورژانس (20 الی 24) وجود داشت. میزان رضایت بیماران از ارائه خدمات در ساعات خلوت اورژانس (14 الی 20) کمتر بود. 70% بیماران اظهار بهبودی نمودند و حدود 70% نیز اعلام نمودند که دفعه بعد نیز به بیمارستان مراجعه مینمایند.
نتیجه گیری : در اجرای سیستم مدیریت مبتنی بر عملکرد در بیمارستانهای کشور که فاقد زیرساختهای لازم هستند باید به نکات بسیاری توجه و زمان و انرژی بسیاری را در این زمینه هزینه نمود.
performanced- based management system in Ziaian Hospital
Abstract :
Introduction :
There has been growing emphasize on eveidence-based management in recent years and one of the new management methods is performanced-based management.The objective of this study was establishment of a primary system of performanced- based management in emergency ward of Ziaian Hospital .
Methods :
Establishment of performanced- based management system in Ziaian Hospital involves 6 steps :
1)Mission statement and articulating organization's goals .
2)An Integrated system of performanced management.
3)Accountability for performance.
4)Collection of performance data .
5)Analysis study and reporting the performance data .
6)Using the performance data to improve organization.
Results:
There was a delay in providing the sevices of EKG/X-ray laboratory tests and especialist consultation in busy hours (20 to 24). Patients were less
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 34
اصولا فرایند رهبری مبتنی بر عشق ومحبت دربرگیرنده چهارم مفهوم اصلی است که به ترتیب عیارتند از :
توجه کردن (Carring)
شریک شدن (Sharing)
احترام گذاشتن (Recpect)
مسئولیت (Responsibility)
ازآنجائیکه ما رهبری را با فرایند نفوذ (Influence) قرین میدانیم یک مدیر به عنوان یک رهبر موفق وموثر بایستی با توسل به مکانیزمهای مختلف درقلوب کارکنانش نفوذ نماید وسپس با فراهم آمدن این پیش شرط اصلی با بکارگیری چهارم مفهوم فوق الذکر به یک رهبری موثر دست بزند.
فرآیند رهبری توأم با عشق ومحبت دارای سه مرحله اساسی است :
1- اظهار محبت از جانب رهبربه فرد
2- اظهار فرد نسبت به رهبر
3- اظهارمحبت رهبر به فرد (جامعه) بصورت متعامل رهبری مبتنی بر عشق ومحبت
چهار نوع رهبری قابل تمیز از یکدیگرند.
مرد قوی : Strongman
معامله گر : Transactor
قهرمان دوراندیش : Visionary hero
رهبربرتر : Super leader
هفت گام دررهبری برتر :
برای فوق رهبر جوهر تلاش وتقلاء رهبری پیروان به منظور کشف نیروهای بالقوه درونی آنها می باشد. چگونه یک فوق رهبر می تواند سایرین را بنحوی رهبری کند که آنها بتدیل به خود – رهبران موثر درجهت مثبت شوند ؟ چگونه یک فوق رهبر می تواند سایرین را رهبری نماید بنحوی که آنها خودشان را رهبری کنند ؟
ما هفت گام لازم جهت نیل به این اهداف را نشان خواهیم داد. خواهیم دید که بعضی از مشخصات خلاصه شده برای سایر انواع رهبری بخشی از فوق رهبری می باشند ( بعنوان مثال استفاده از پاداش)، ولی همانگونه که شکل 1 نشان می دهد کانون توجهات فرایند رهبری وبنیان قدرت وروابط میان فوق رهبروپیروان خیلی متفاوت میباشند.
گام یک – خود رهبرشدن
قبل از آموزش چگونگی رهبری دیگران اهمیت دارد ابتدا یاد بگیریم که چگونه خودمان را رهبری کنیم. درنتیجه اولین گام برای فوق رهبر شدن یک خود – رهبر شدن است.
درمصاحبه ضبط شده ای از آرشیو هاولت پارکاردودیوید پاکارد مؤسس شرکت هاولت پاکارد آمده که درزمان جوانی چگونه عادت داشت که یک برنامه کارروزانه
بعنوان استراتژی برای انجام امورات خود داشته باشد.
(من مصمم بودم هر چیزی را به شکل سازمان یافته داشته باشیم، .... مشخص بود که چه کاری را درهرساعت از روز می خواهم انجام بدهم .... فرصتهای زمانی را صبح ها جهت مطالعات معین اختصاص می دادم .... شما مجبورید که زمان خودتان را تخصیص بدهیدو....) درسنین جوانی دیوید پاکارد مهارت های خود – رهبری را که برای موفقیت های اجزائی آینده اش بسیارحساس گشت رشد وتوسعه داد. خود – رهبری تسلط ونفوذی است که مابرروی خودمان اعمال می کنیم تا خود- تحریکی وخود – هدایتی کافی را جهت رسیدن به هدف بوجود آورده باشیم. فرآیند خود – رهبری شامل ماتریسی ازاستراتژیهای وابسته به دانش ورفتاری بمنظورافزون نمودن کارآئی شخصی می باشد.
خود- رهبری جوهره پیروی مؤثرمی باشد. وقتی یکی از مدیران از مدیران اجرائی شرکت فورد اظهارداشت که ( ما مدیریت مشارکتی را شروع کردیم ولی نمی دانستیم که برای زیردستان چه مفهومی دارد!) مسئولیت پیرو چه می باشد؟ او درموقعیت مدیریت مشارکتی چگونه رفتاری از خود نشان می دهد ؟ توسعه مهارتهای خود – رهبری پاسخ این سؤال است. از نقطه نظرفوق رهبری پیروان کارآ ومؤثرتردرحق خود رهبرمی باشند. آنها دررهبری خودشان مهارت یافته اند.
گام دوم : مدل خود رهبری
وقتی خودمان درخود رهبری تسلط یافتیم قدم بعدی به نمایش گذاشتن این مهارت ها به کارکنان می باشد یعنی رفتارهای خود رهبری ما بعنوان الگو ومدل برای سایرین جهت یادگیری قرار می گیرد. همانگونه که ماکس دی پی رئیس هیئت مدیره هرمن مایلر (مهم نیست که شما چگونه موعظه وپند می کنید بلکه مهم اینست که چگونه عمل ورفتار می کنید).
ساختن مدل می تواند خود رهبری زیردستان را بر مبنای روز به روزبه دو طریق رشد وتوسعه بدهد. اولیناستفاده ایجاد رفتار جدید می باشد. مخصوصا رفتارهایی خود رهبری نکته اصلی اینست که یک نفرکارمند می تواند یک رفتار کاملا جدید را یاد بگیرد مخصوصا خود رهبری را بدون آنکه واقعا آن عمل را انجام بدهد. مدیران اجرائی که «خود – آغازگر» ومنضبط اند دوست دارند که زیردستانی با همان خصوصیات داشته باشند. مجریان مخصوصا مسئولیت ویژه ای دارند تا بعنوان نمونه «خودرهبری» که می خواهند زیردستانشان مشابه آن شوند باشند.
دومین استفاده شامل : تقویت رفتارهای «خود رهبر» فرا گرفته قبلی است. رفتارهای خودرهبری از طریق مشاهده پاداش های دریافتی توسط سایرین برای رفتارهای مطلوب شان می تواند زیادترگردد. مشاهده شده است که بعنوان مثال وقتی که یک
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 33
نشده است بلکه بنای مبتنی بر ساخت ثابت ، به نحوی طراحی می شود که بتواند قابلیت گوناگونی یافتن و متنوع بودن پلان طبقات در هر زمان را فراهم آورد . تطبیق پذیری و قابلیت تنوع پذیری باید بدون آن که نیاز به کوشش خیلی زیاد یا تجربه فنی ساکن خانه باشد . بیشترین حق انتخاب را در اختیار کسانی بگذارد که درنهایت در بناهای مبتنی بر ساخت ثابت ، سکونت می گزینند .در تصمیم گیری ساخت ثابت ، حداقل دو شرکت کننده وجود دارد که مستقلاً و یکی پس از دیگری عمل می کنند . اولین شرکت کننده طراح ساخت ثابت است که زیربنای اصلی را تهیه می کند و سپس ساکن خانه است که در یک روند مستقل ، واحد مسکونی را به وجود می آورد .
طراح ساخت ثابت در یک چارچوب اجتماعی عمل می کند که در آن ، کار او از چندین لحاظ ارزیابی می شود .
ضوابط مورد قبول عمومی در مورد یک واحد مسکونی مناسب .
ضوابط خاص مشتری که روی ساختار خانه سرمایه گذاری می کند یا آن را کامل می سازد تا برای فروش یا اجاره در اختیار افرادی دیگر قرار دهد .
پس حداقل سه دست اندرکار در این زمینه وجود دارد :
الف ) طراح
ب ) دولت
ج ) مشتری
البته اگر فقط مسائل فنی مطرح باشد ، این روش موفقیت آمیز خواهد بود ، ولی باید به این نکته نیز توجه داشت که در صورتی که جوابگویی به نیازهای اجتماعی و روانی آدمی بیش از حد ساده گردد ، کیفیت زیست وی کاهش خواهد یافت و این روندی است که در انبوه سازی مسکن اتفاق افتاد ، یعنی با حذف فردیت از خانه ، نقش مصرف کننده به عنوان یک شرکت کننده فعال از بین رفت . این مسأله باعث بر هم زدن تعادل حوزه عمل محیط مسکونی می شود ، تعادلی که در طول حوزه های عمل در شهر را که تراکم بیشتر در آن الزامی است حفظ می کند و درعین حال برخصوصیات زندگی فردی و جمعی تأکید می نماید . چرا که شاید لازم باشد که افراد مهر خود را بر خانه خویش حک کنند .
ساخت ثابت و واحد آزاد
تا زمانی که افراد نتوانند در مورد چگونگی واحد مسکونی خود و نیز نحوه چیدن وسایل آن نظر بدهند نمی توان گفت که خانه جوابگوی نیازهای شخصی افراد است و تا هنگامی که تولید به نحوی سازمان داده نشود که شخص ساکن خانه نتواند در روند تولید مشارکت کند ، از تکنولوژی به نحو احسن استفاده نشده است .
اصطلاحات ساخت ثابت و واحد آزاد برای دستیابی به اهداف فوق ، یعنی مشارکت ساکنان خانه در روند طراحی و تولید وضع شده است . این اصطلاحات مبین روشنی می باشند که براساس آن ، تعیین چگونگی ساخت ثابت به عهده جامعه قرار می گیرد و تصمیم گیری در مورد واحدهای آزاد بر عهده فرد گذاشته می شود . یک جامعه با بنا کردن ساخت ثابت ، برای افراد خود مسکن فراهم می کند ، اما خانه وقتی به وجود می آید که فرد ، یک واحد آزاد را در ساخت ثابت برپا کند به عبارتی دیگر ، خانه محصول تلاش اجتماع و فرد است .
هم اکنون در صنعت ساخت مسکن ، بین چهارچوب سازه و آن عناصری که در این چارچوب قرار می گیرند تفاوتی وجود دارد که ما با آن آشنایی داریم ، ولی تفاوت ساخت ثابت و واحد آزاد از نوع دیگری است تفاوت اول صرفاً در زمینه فنی است ، در حالی که تفاوت دوم مربوط به نحوه نظارت و قدرت تصمیم گیری است . البته معمولاً یک واحد آزاد، یک عنصر سازه ای نیست بنابراین ساکن خانه می تواند خود تصمیم بگیرد که کی و کجا باید چنین عضوی را بکار برد ، اگر وی تصمیم بگیرد که این عنصر را جابجا کند ، سازه نباید فرو ریزد .
به عبارت دیگر ، هر عنصری درواحد مسکونی که شخص ساکن خانه بر چگونگی آن نظارت داشته باشد جزئی از مجموعه واحدهای آزاد است . واحدهای آزاد الزاماً عناصری پیش ساخته نیستند . یک دیوار آجری می تواند یک واحد آزاد باشد ، مشروط بر این که ساکنان خانه ، تعیین کننده محل جای گیری آن باشند . البته در صورتی که دیوار به راحتی جابجا شود ، تصمیم گیری در مورد محل قرارگیری آن نیز سریع تر صورت می گیرد . از طرف دیگر اگر در قرارداد خرید ، تغییر دادن محل یک قفسه ولو جاسازی نشده ، ممنوع اعلام شود ، آن قفسه بخشی از ساخت ثابت به شمار می رود . بنابراین ضوابط اجتماعی که برای تشخیص میزان نظارت شخصی ساکن به کار می رود ، تأثیری بسزا بر تعیین واحدهای آزاد دارد . پس ، منطقاً واحدهای آزاد باید مؤلفه هایی غیرباربر باشند که در داخل « ساخت ثابت » کار گذاشته می شود ساخت ثابت نیز به خودی خود سازه ای کامل است ولی خانه فقط وقتی تکمیل می شود که « واحد آزاد » در داخل ساخت ثابت کار گذاشته شود . در این زمینه توجه به نکات زیر لازم می باشد :
الف ) معیارهای اجتماعی
صرف نظر از مسائل فنی ، این مسأله که واحد آزاد کجا آغاز می شود و ساخت ثابت کجا پایان می یابد برحسب اوضاع اجتماعی و نیز اقلیمی متفاوت ، جواب های مختلفی خواهد داشت . این که ساخت ثابت و واحد آزاد از چه چیز تشکیل شده است بستگی دارد به شرایط یکسان ، تصور مردم از خود و جامعه شان ، میزان دگرگونی در رفتار سکونتی و نیز نحوه استفاده از مسکن در طول زمان ، که البته امکانات تکنولوژیک نیز در اینجا می توانند مؤثر واقع شوند .
هنگامی که بر این اساس ، تصمیم گیری درمورد مسکن به ساکنین واگذار گردد ، حیطه دخالت فرد در طراحی می تواند بسیار وسیع باشد . چگونگی استفاده از این حیطه ، وابسته به معیارهای اجتماعی است . محدودیت های تکنولوژیک و اقتصادی درهر شرایطی وجود دارد ، ولی در داخل این محدوده ، تصمیم گیری در مورد طرح باید براساس دخالت فرد مصرف کننده انجام گیرد . با این شیوه ، راه حل های متنوع تر و بیشتری به دست می آید تا در مواردی که به مصرف کننده در روند طراحی ، امکان دخالت فردی داده نمی شود .