لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 30
بسم الله الرحمن الرحیم
شناخت بازار اوکراین و راههای دستیابی به آن
اطلاعات کمکی
موقعیت جغرافیایی
جمهوری اوکراین با 603700 کیلومتر مربع وسعت و 50 میلیون نفر جمعیت در اروپای شرقی واقع شده و پس از روسیه بزرگترین کشور اروپا به شمار می رود. این کشور پس از استقلال از شوروی سابق در سال 1991، به عضویت جامعه کشورهای مستقل مشترک المنافع درآمد. و به عنوان دومین کشور بزرگ قاره اروپا موقعیت دارای موقعیت راهبردی خاصی است.
جنوی اوکراین دارای آب و هوای معتدل می باشد و فقط در سواحل جنوبی شبه جزیره کریمه آب و هوا نیمه گرمسیری است. میانگین درجه حرارت سالانه در کیف پایتخت اوکراین 2/7 درجه سانتیگراد می باشد.
به علت وجود خاک حاصل خیز در این کشور (معروف به چرنوزیوم) 56 درصد اراضی قابل کشت می باشد. اوکراین در نظام شوروی سابق به انبار غله اروپا شهرت داشت ضمنا این کشور فاقد زمین های جنگلی است.
نظام حکومتی اوکراین جمهوری است. رئیس جمهور اوکراین با رأی مستقیم مردم به مدت 5 سال انتخاب می شود و بیش از دو دوره نمی تواند عهده دار ریاست جمهوری باشد.
از لحاظ تقسیمات کشوری جمهوری اوکراین به 24 استان یا ایالت و جمهوری خود مختار کریمه، شهرهای کیف و سواستوپول (با توجه به موقعیت خاص انها) ، نواحی، شهرها، زیست گاهها و روستاها تقسیم می شود که از طریق حکومت های خودگردان محلی اداره می شوند.
مهمترین شهرهای اوکراین عبارتند از: کیف، خارکف، دونتسک، اودسا، خرسون، سواستوپول، ونیپروپتروفسک، لووف (لویو) ، زاپوریژیا و لوگانسک
جمهوری خودمختار کریمه امروزه بخش جدایی ناپذیر جمهوری اوکراین است که قانون اساسی خاص خود را دارد. این قانون اساسی توسط شورای عالی جمهوری خود مختار کریمه تدوین شده و مورد تصویب مجلس اوکراین قرار گرفته است.
احزاب و سازمانهای سیاسی
حزب کمونیست
تا سال 1990 تنها حزب سیاسی قانونی، حزب کمونیست اوکراین بود.
قویترین حزب سازمان یافته اوکراین است که مخالف کوچما( رئیس جمهور کنونی) و مخالف اصلاحات می باشد.
روخ (RUKH)
این حزب در سال 1989 به عنوان یک حزب ملی گرا و موافق دموکراسی و طرفدار اقتصاد بازار به وجود آمد.
حزب سوسیالیست
اعضای این حزب در رده های مختلف هنوز طرفدار کنترل دولت بر روی صنایع کلیدی و برقراری روابط نزدیک تر با روسیه و جمهوری های مستقل مشترک المنافع می باشند.
حزب سبز
حزب سبز در اوایل دهه 1990 با سیاستهای حمایت گرایانه از محیط زیست از قبیل بر چیده شدن نیروگاه اتمی چرنوبیل و حفظ منابع انرژی طبیعی تشکیل شد. این حزب از بی طرفی سیاست خارجی اوکراین در بسیاری از موضوعات حمایت می کند.
روابط بین المللی اوکراین
سیاست خارجی جمهوری اوکراین متأثر از روابط این کشور با روسیه است. در حال حاضر جمعیت کثیری از نژاد روس در جنوب و شرق اوکراین زندگی می کنند. اوکراین تلاش دارد روابط خود را با همسایگان اروپای مرکزی (لهستان، مجارستان، چک و اسلواکی) توسعه بخشد. در این رابطه اوکراین به عنوان یکی از کشورهای اروپای مرکزی و عضو موافقتنامه تجارت آزاد اروپای مرکزی (CEFTA) مورد پذیرش قرار گرفته است.
با توجه به اینکه جمعیت کثیری از مهاجرین اوکراینی در آمریکا به سر می برند هیئت های متعددی برای توسعه روابط به آمریکا اعزام شده اند. در حال حاضر اوکراین بزرگترین دریافت کننده کمکهای آمریکا در میان کشورهای مستقل مشترک المنافع و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن .doc :
شناخت روابط انسان ها
روابط انسان با خودش
اولین ارتباط، ارتباط با خود و نخستین توجه هستی، توجه به خود(مانند یوگا برای شناخت از اجزای وجود خود) است. انواع روابط انسان با خود:
1.انسان با جسمش (جان) = توانایی
2.انسان با روحش (روان) = دانایی: روابط عمومی باید به این جنبه توجه داشته باشد. گاهی انسان ها حضور فیزیکی دارند اما حضور قلبی یا روحی ندارند.
3.انسان با نفسش (وجدان) = شکیبایی: در مورد مبارزه با نفس ترکیب "نفش کُشی" اشتباه است و باید ترکیب "نفس کِشی" را در این رابطه بکار برد. یعنی نفس را از سمت و سوی اماره به سوی لوامع بکِشیم.
4 .انسان با فئوادش (عنوان) = زیبایی: فواد به معنای دل است و با قلب تفاوت دارد. دل مرتبه چهارم و قلب مرتبه دوم وجود انسان است. عرفان شرقی مبتنی بر دل است.
روابط انسان با خانواده
1.پدر و مادر (احسان): بعد از ایمان به خدا در مورد احسان به پدر و مادر پرسیده می شود. (سوره 4/ آیه 4) 2- خواهر و برادر( رحمت) 3- خویش و قوم (صله رحم) 4- دوستان و آشنایان (مودت)
روابط انسان با جامعه اش
1.اقتصادی (مادی) 2- فرهنگی(معنوی) 3-اجتماعی(اخلاقی)4- سیاسی(عرفانی): هنگامی توان اداره دیگران را خواهیم داشت که ارتباط قلبی باشد. پس سیاست به معنای واقعی و اصیل آن عرفانی است. سیاست و ولایت راستین مانند ولایت نخستین انسان کامل بدون اتصال به وحی؛ ولایت علی (ع).
روابط انسان و بشریت
1. سازمان شهری 2- سازمان کشوری 3- سازمان اداری 4- سازمان جهانی
روابط انسان و عوالم وجود
1. طبیعت (ناسوت) 2- فطرت (ملکوت) 3- طینت(جبروت) 4- حیرت(لاهوت)
شنیدن
ضعف در شنیدن در انسان بسیار است. این در حالی است که مولانا نیز سخن خود را با "بشنو" آغاز می کند.
بشنو از نی چون حکایت می کند از جدایی ها شکایت می کند
اگر حرف زدن نقره است، گوش دادن طلاست و خدا بشارت می دهد به افرادی که همه حرف ها را می شنوند و بهترین را انتخاب می کنند. تا انسان خود را از درون اصلاح نکند نمی تواند دنیای خارج از خود را اصلاح کند. این عینا همان عملکردی است که روابط عمومی باید آن را مد نظر قرار دهد.پس از پایان سخنرانی پرفسور باهر به مناسب هفته دولت اجرای زنده آواز، دف و نی توسط علی راهبریان شوری دیگر به مجلس بخشید. در پایان نیز مراسم تقدیر از ابوالقاسم حکیمیان - جهت بازنشستگی در اداره محل خدمتش - توسط اعضای هیئت مدیره انجمن به عمل آمد.ارتباط دغدغه ذهنی بشر از سپیده دم تاریخ تاکنون:ارتباط برقرار کردن، از آغاز جهان هستی، بعنوان نیاز طبیعی انسان در تعامل با دیگران همواره مورد بحث بوده است، بسیار مباحث و گفتهها در این مورد آمده و بعد از این نیز خواهد آمد، در واقع برآیند تعاریف مختلف گویای آن است که هر کسی از دیدگاه خود به تعریف ارتباط و ویژگیها و شرایط برقراری آن میپردازد،اما آنچه مسلم است بیتردید پیام همه این نوشتهها، دیدن، شنیدن، درک و پذیرش روح انسان از سوی طرفین است و آنگاه یک ارتباط انسانی برقرار شده است. در همة زمانها، در همة فرهنگها و در همة ملیتها، و با همه شرایط اجتماعی متفاوت در جای جای جهان هستی، ارتباط و چگونگی و چرایی برقراری آن همواره مورد بحث و مباحثه قرار گرفته است. و در شرایط اجتماعی متفاوت، قالبهای برقراری ارتباط هم مختلف بوده است، اما هدف همة این ارتباطات همواره برقراری ارتباطی انسانی بوده است. هر چند در اینگونه ارتباطات، گاهاً اهدافی عینی هم مد نظر بوده است، حال هدف هر چه باشد، بهر صورت متعامل در پی برقراری ارتباط است، از آغاز آفرینش جهان هستی، ابزارها، مکانیسمهای برقراری ارتباط، گاه کلامی یا غیر کلامی؛ گاه از طریق تصویری یا سنگ نبشتهای بر روی دیوار، در داخل غارها یا بر روی قالیچه و پارچهای، و بعدها توسط پیکها و قاصدها و سپس با توجه به پیشرفت بشر از طریق رسانههای نوشتاری، شنیداری و بعد دیداری صورت گرفته است. در حقیقت:
قالبهای برقراری ارتباط امروزه و در جهان معاصر بسیار پیشرفته و مترقی میباشد بطوری که اگر کوچکترین مسئلهای در دورترین نقطه جهان هستی رخ دهد، با مطلع شدن انسانها در کمتر از چند ثانیه در سایر نقاط هستی، بلافاصله با آن واقعه ارتباط برقرار شده است و انسان بگونهای واکنش نشان میدهد، خوشحال بودن، ناراحت شدن، همدلی، خشمگین شدن و... و عکسالعملهای مختلفی که بگونهای نشان از دریافت پیام توسط گیرنده میباشد، صورت میگیرد. در جهان معاصر انسان بدون ارتباط، انسانی افسرده و مرده است. چرا که در پویایی ارتباط انسانی است که حالاتی مانند بالندگی، شادابی، تحول، تحرک،.... مسیر انسان را مشخص و شفاف میکند و باعث سرعت در رسیدن به اهداف میگردد. جامعه امروز و دنیای معاصر کنونی، جامعهای است که حتی در خلوت انسانها هم ارتباط صورت میگیرد ، آیا ارتباطی که امروز، از طریق اینترنت با دورترین نقطه جهان صورت میگیرد، قابل قیاس با چگونگی برقراری ارتباط صدها سال پیش و حتی دهها سال پیش میباشد؟ به طور قطع و یقین جواب نه می باشد، امروز پیشرفت وسایل ارتباط جمعی نوین و توسعه روزافزون فناوریهای اطلاعاتی و ارتباطی و بویژه، اینترنت و ماهواره تاثیر شگرفی بر برقراری ارتباطات در زندگی مردم و نیز رفتار و مناسبات اجتماعی آنان گذارده است.پیامدهای فرهنگی و اجتماعی تکنولوژی جدید ارتباطی به مانند فکس، تلویزیونهای ماهوارهای و اینترنت به نوعی برقراری ارتباطات انسانی را وارد«عصر دوم رسانهها» کرده است که به کلی با«عصر اول رسانهها» متفاوت میباشد.در عصر اول رسانهها، در برقراری ارتباط، انسانهای عاقل، خود بسنده، با ثبات و متمرکز پرورش مییافت و تولید کنندگان اندک برای مصرف کنندگان بسیار، پیامها را تولید و ارسال میکردند. اما در عصر دوم رسانهها، ارتباطات دیجیتالی، انسانهای لایه لایه، متغیر و منفعل و مصرف کننده را پرورش میدهد و بواقع مهمترین پیامدهای فرهنگی رسانههای الکترونیک جدید، در برقراری ارتباطات، ظهور هویت فرا ملی نزد استفاده کنندگان آنها است.رشد و پیشرفت تکنولوژیکی ارتباطات هر چند نکات بسیار مثبتی را برای بشریت به ارمغان آورده است اما باید به این نکته نیز اشاره کرد که: «امروزه ممکن است هر جامعهای با اطمینان اعلام کند که بر مشکلات تاریخی و معاصر ناشی از ارتباطات فایق آمده است، اما در دهه آینده یا نهایتاً قرن آینده متوجه خواهد شد که پیشرفتهای تکنولوژیک، چه پیامدها، سردرگمیها و مشکلات پیشبینی نشدهای برایش به ارمغان آورده است. « سین مک براید 1980»
چرایی و چگونگی برقراری ارتباط شما در دنیایی زندگی میکنید که به دنیای ارتباطات موسوم است، و.... هر یک از این کنشها و فعالیتها ی که شما ا نجا م می د هید یک ارتباط نامیده میشود. بنابه شرایط و مناسبات در هر یک از این برخوردها رفتار خاصی را پیشه میکنید. و بواقع کنش شما هدفمند است و در یک ارتباط عقلانی قرار میگیرید و انتخاب کنش تصادفی نیست، یعنی اینکه شما در عملتان و ارتباطتان هدفی را دنبال میکنید؟ حال این سئوالها مطرح میشود که: چرا ارتباط برقرار میکنید؟ هدف ارتباط چیست؟ و در حقیقت برقراری اینگونه ارتباطات محتاج چه پیش زمینههای قبلی و اهداف پیشین است؟چرا ارتباط برقرار میکنید؟ ( قابل ذکر است که موارد ششگانه ز یر از کتاب “The Dynamics of Human Communication” نوشته Gaile. Myers & Michele T. Myers ترجمه شده است.) 1) ارتباط برقرار میکنید تا خود را بهتر بشناسید و خود را کشف کنید. ارتباط برقرار میکنید تا در یابید که در برخورد با دیگران چگونه باشید و در حقیقت مهمترین مرکز توجه در ارتباط، خود شما هستید و باید هم باشید و از این بودن نباید احساس شرمندگی کرد.2) ارتباط برقرار میکنید تا دیگران را بیشتر بشناسید و از شک و تردید دربارة اطرافیانتان بکاهید. اغلب کارهایی که دیگران صورت میدهند و یا در مورد آنها اظهار نظر میکنند شما را تحت تاثیر قرار میدهد و مایل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 43
دانشگاه آزاد اسلامی مشهد
تحقیق بر سه موضوع و عنوان:
درس شناخت مأخذ
زیر نظر استاد ارجمند:
سرکار خانم دکتر دلبری
تهیه و تنظیم:
مریم فرهنگ
دانشجوی کارشناسی ارشد
رشته تاریخ و تمدن و ملل اسلامی
نیم سال اول تحصیلی 88- 87
تحقیقی بر کتاب حبیب السیر فی اخبار افراد بشر به « زبان فارسی»
ترجمه دعای فرج:
بارالها: در این هنگام و برای ولی امرت امام زمان حجه بن الحسن را که درودهایت برا او و پدرانش باد سرپرست و نگهدار و رهبر و یاور رهنما و نهبان باش تا ؟؟ را به فرمان او درآوری و تا دیر زمان بهره مندش گردانی.
غیاث الدّین فرزند همام الدّین محمدالحسین مشهور ربه خواند میر (880-941 یا 942 یا 943 ه.ق) که بیشتر با نامهای خواندمیر، خوند میر، خوندامیر، خواند امیر و آخوند امیر شناخته شده، یکی از تاریخنگاران بزرگ و نامور زبان پارسی در پایان سده نهم و آغاز سده دهم هجری بوده که در روزگار فرمانروایی تیموریان هرات و هند می زیسته است.
پدرش همام الدّین محمّد فرزند برهان الدّین شیرازی، مدّتی در دستگاه میرزا سلطان محمود (900- 857 ه ق/ 1945 – 1453 م) فرزند میرزا ابوسعید گورگانی وزارت داشت و در هرات می زیست. وی دختر می خواندمیر به پاس احترام از استاد و پدربزرگ خود پیوسته از میرخواند به عنوان حضرت مخدومی ابوی یاد کرده است و همین عنوان موجب اشتباه برخی تاریخنگاران شده است که او را فرزند میرخواند بدانند، در حالی که وی در حبیب السّیر در ضمن شرح حال سیّد برهان الدّین خاوند شاه، درباره چگونگی قرابت خویش با مولف روضه الصّفا می نویسد:
نسب شریف آن حضرت به چهار واسطه به خاوند شاه سیّد اجل بخاری که در سلک اعاظم سادات ماوراء النّهر انتظام داشت، اتصال می یابد و سلسله آبا و اجداد سیّد اجل به زید بن امام زین العابدین- علیهما السلام- منتهی می گردد، و پدر عالی گهر امیر خاوند شاه، کمال الدّین محمود نام داشت و چون سیّد محمود به ریاض رضوان انتقال نمود، سیّد خاوند در صغر سن
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 40
شناخت مختصرى از زندگانى امیرالمومنین على (ع)
حضرت على (ع) در سیزده رجب سال 30 عام الفیل در کعبه به دنیا آمد مادرش فاطمه بنت اسد و پدرش ابوطالب نام داشت. در بیست و یکم ماه رمضان سال 40 هجرى در شهر کوفه به درجه شهادت رسید. قبر مطهرش در نجف اشرف قرار دارد/
بخشهاى زندگانى على (ع)
با توجه به اینکه امیرمومنان ده سال پیش از بعثت پیامبر (ص) دیده به جهان گشود و در حوادث تاریخ اسلام هموارده در کنار پیامبر اسلام (ص) قرار داشت و پس از درگذشت آن حضرت نیز سى سال زندگى نمود، مىتوان مجموع عمر 63 ساله او را به پنج بخش زیر تقسیم نمود: 1- از ولادت تا بعثت پیامبر اسلام، 2- از بعثت تا هجرت پیامبر به مدینه، 3- از هجرت تا درگذشت پیامبر اسلام، 4- از رحلت پیامبر اسلام تا آغاز خلافت آن حضرت،5- دوران خلافت آن بزرگوار/
1- از ولادت تا بعثت پیامبر اسلام ص
چنانکه اشاره کردیم، اگر مجموع عمر على (ع) را به پنج بخش تقسیم کنیم، نخستین بخش آن را زندگى امام پیش از بعثت پیامبر تشکیل مىدهد. مقدار عمر امام در این بخش از ده سال تجاوز نمىکند زیرا زمانى که على (ع) دیده به جهان گشود، بیش از سى سال از عمر پیامبر نگذشته بود و پیامبر در چهل سالگى به رسالت مبعوث گردید، بنابراین على (ع) در موقع بعثت پیامبر بیش از ده سال نداشت.
در آغوش پیامبر
على (ع) در این دوره که دوره حساس شکلگیرى شخصیت و دوره پذیرش تربیتى و روحى او بود، در خانه حضرت محمد (ص) و تحت تربیت او به سربرد. مورخان اسلامى در این زمینه مىنویسند:
یک سال، قحطى بزرگى در مکه رخ داد. در آن زمان ابوطالب عموى پیامبر داراى عائله زیاد و هزینه سنگینى بود. حضرت محمد (ص )به عموى دیگر خود «عباس» که از ثروتمندترین افراد بنى هاشم بود، پیشنهاد کرد که هر کدام از ما یکى از فرزندان ابوطالب را به خانه خود ببریم تا فشار مالى ابوطالب کم شود، عباس موافقت کرد، و هر دو نزد ابوطالب رفتند و موضو(ع) را با او در میان گذاشتند. ابوطالب با این پیشنهاد موافقت کرد. در نتیجه عباس، «جعفر» و حضرت محمد ص «على» را به خانه خود برد. على (ع) همچنان در خانه آن حضرت بود تا آنکه خداوند او را به نبوت مبعوث فرمود و على (ع) او را تصدیق کرد و از او پیروى نمود. پیامبر اسلام (ص) پس از گرفتن على (ع) فرمود: همان را برگزیدم که خدا او را براى من برگزید
از آنجا که حضرت محمد (ص) در سنین کودکى - پس از درگذشت عبدالمطلب - در حانه عمویش ابوطالب و تحت کفالت او بزرگ شده بود، مىخواست با تربیت یکى از فرزندان او، زحمات وى و همسرش فاطمه بنت اسد را جبران کند و از میان فرزندان او نظر به على (ع) داشت/ على (ع) در دوران خلافت خود، در خطبه «قاصعه» به این دوره تربیتى خود اشاره نموده و مىفرماید:«شما (یاران پیامبر) از خویشاوندى نزدیک من با رسول خدا و موقعیت خاصى که با آن حضرت داشتم آگاهید و مىدانید موقعى که من خردسال بودم، پیامبر مرا در آغوش مىگرفت و به سینه خود مىفشرد و مرا در بستر خود مىخوابانید به طورى که من بدن او را لمس مىکردم، بوى خوش آن را مىشنیدم و او غذا در دهان من مىگذارد/
من همچون بچهاى که به دنبال مادرش مىرود، همه جا همراه او مىرفتم، هر روز یکى از فضائل اخلاقى خود را به من تعلیم مىکرد و دستور مىداد که از آن پیروى کنم.
2- از بعثت تا هجرت پیامبر
دومین قسمت از زندگانى على (ع) را بخش از بعثت تا هجرت به مدینه تشکیل مىدهد که از نظر زمانى سیزده سال مىشود. این بخش از زندگانى امام شامل یک سلسله خدمات و مجاهدات درخشان و اقدامات بزرگ و برجسته على (ع) در راه پیشرفت اسلام مىباشد که در تاریخ اسلام نصیب کسى جز او نشده است/
نخستین کسى که اسلام آورد
نخستین افتخار على (ع) در این دوران پیشگام بودن وى در پذیرفتن اسلام، و یا به عبارت صحیحتر، ابراز و اظهار اسلام دیرینه خویش است زیرا على (ع) از کوچکى یکتاپرست بود و هرگز آلوده به بت پرستى نبودتا اسلام او به معناى دست کشیدن از بت پرستى باشد (در حالى که در مورد سایر یاران پیامبر چنین نبود/پیشگام بودن در پذیرفتن اسلام، ارزشى است که قرآن مجید روى آن تکیه کرده و صریحا اعلام نموده است که کسانى که در گرایش به اسلام پیشگام بودهاند، در پیشگاه خدا ارزش والایى دارند، آنجا که مىفرماید: «و پیشگامان، پیشگام، آنان مقربانند.» توجه خاص قران به موضو(ع) «سبقت در گروش به آیین اسلام» به حدى است که حتى کسانى را که پیش از فتح مکه ایمان آورده و جان و مال خود را در راه خدا بذل نمودهاند، ز افرادى که پس از پیروزى مسلمانان برمکیان، ایمان آورده و جهاد کردهاند، برتر شمرده است چه رسد به کسانى که پیش از هجرت و در سالهاى نخست ظهور اسلام، مسلمان شدهاند، آنجا که مىفرماید:
«کسانى از شما که پیش از پیروزى (فتح مکه) در راه خدا انفاق کردند و سپس به جهاد پرداختند، با کسانى که بعد از آن در راه خدا انفاق و جهاد کردند، یکسان نیستند، بلکه آنان در پیشگاه خدا مقامى برتر دارند و خداوند به هر دو وعده نیک داده است...»
علت برترى امیان مسلمانان پیش از فتح مکه (که در سال هشتم هجرى صورت گرفت) این است که آنان در موقعى ایمان آورند که اسلام در جزیره العرب به اوج عظمت نرسیده بود و هنوز پایگاه بت پرستان یعنى شهر مکه به صورت دژ شکست ناپذیرى باقى بود و خطرهایى از هر طرف جان و مال مسلمانان را تهدید مىکرد. البته مسلمانان پس از مهاجرت به مدینه و گرایش اوس و خزرج و قبایل اطراف مدینه به اسلام، از پیشرفت و ایمنى نسبى برخوردار بودند و در بسیارى از درگیریهاى نظامى غالب و پیروز مىشدند، ولى خطر هنوز بکلى برطرف نشده بود. بنابراین در صورتى که گروش به اسلام و بذل مال و جان در چنین شرائطى، از ارزش خاصى برخوردار باشد، قطعا اظهار ایمان و اسلام در آغاز دعوت پیامبر که قدرتى جز قدرت قریش و نیرویى جز نیروى بت پرستان در کار نبود، ارزش بالاتر و بیشترى خواهد داشت. از این نظر سبقت در اسلام در میان یاران پیامبر، از افتخارات مهم بشمار مىرفت/
با این توضیح میزان ارزش پیشگامى على (ع) در اسلام بخوبى روشن مىگردد/
دلائل پیشگامى على (ع) در اسلام
دلائل و شواهد پیشگامى على (ع) در متون اسلامى به قدرى فراوان است که بیان همه آنها از حد گنجایش این کتاب بیرون است ولى به عنوان نمونه تعدادى از آنها را ذیلا مىآوریم:
الف- پیش از همه، خود پیامبر اسلام (ص) به پیشقدم بودن على (ع) تصریح کرده و در میان جمعى از یاران خود فرمود:
«نخستین کسى که در روز رستاخیز با من در کنار حوض (کوثر) ملاقات مىکند پیشقدمترین شما در اسلام، على بن ابى طالب است.»
ب - دانشمندان و محدثان نقل مىکنند:
حضرت محمد (ص) روز دوشنبه به نبوت مبعوث شد و على (ع) فرداى آن روز (سه شنبه) با او نماز خواند.
ج- امام در خطبه «قاصعه» مىفرماید: «آن روز اسلام جز به خانه پیامبر و خدیجه راه نیافته بود و من سومین نفر آنها بودم. نور وحى و رسالت را مىدیدم، و بوى نبوت را مىشنیدم.»
د- امام در جاى دیگر از سبقت خود در اسلام چنین یاد مىکند:«خدایا من نخستین کسى هستم که به سوى تو بازگشت، و پیام تو را شنید و به دعوت پیامبر تو پاسخ گفت و پیش از من جز پیامبر اسلام کسى نماز نگزارد.»
ه' على (ع) مىفرمود: من بنده خدا و برادر پیامبر و صدیق اکبرم، این سخن را پس از من جز دروغگوى افترأ ساز، نمىگوید. من هفت سال پیش از مردم با رسول خدا نماز گزاردم .
و- عفیف بن قیس کندى مىگوید:من در زمان جاهلیت بازرگان عطر بودم. در یکى از سفرهاى تجارتى وارد مکه شدم و مهمان عباس (یکى از بازرگانان بزرگ مکه) شدم، در یکى از روزها در مسجدالحرام در کنار عباس نشسته بودم، در این هنگام که خورشید به اوج رسیده بود، جوانى به مسجد در آمد که صورتش همچون قرص ماه نورانى بود، نگاهى به آسمان کرد و سپس رو به کعبه ایستاد و شروع به خواندن نماز کرد، چیزى نگذشت که نوجوانى خوش سیما به وى پیوست و در سمت راست او ایستاد. سپس زنى که خود را پوشانده بود، آمد و در پشت سر آن دو نفر قرار گرفت و هر سه با هم مشغول نماز و رکوع و سجود شدند/من (از دیدن این منظره که در مرکز بت پرستان، سه نفر آیین دیگرى غیر از مرام بت پرستى را برگزیدهاند) در شگفت ماندم، رو به عباس کرده و گفتم: حادثه بزرگى است! او نیز این جمله را تکرار کرد و افزود: آیا این سه نفر را مىشناسى؟ گفتم: نه. گفت: نخستین کسى که وارد شد جلوتر از هر دو نفر ایستاد، برادر زاده من محمد بن عبدالله (ص)، و دومین فرد، برادرزاده دیگر من على بن ابى طالب (ع)، و سومین شخص همسر محمد است. و او مدعى است که آیین وى از طرف خداوند نازل شده است و اکنون در روى زمین، جز این سه نفر کسى از این دین پیروى نمىکند.(17)
این قضیه بخوبى نشان مىدهد که در آغاز دعوت پیامبر اسلام (ص) غیر از همسرش خدیجه، تنها على (ع) آیین او را پذیرفته بوده است/
3- از هجرت تا وفات پیامبر (ص)
على (ع) برادر پیامبر (ص)
اخوت اسلامى و پیوند برادرى از اصول اجتماعى آیین اسلامى است. پیامبر اسلام به صورتهاى مختلف و گوناگون در ایجاد و استوار ساختن این پیوند، کوشش نموده است. از آن جمله پس از ورود به مدینه تصمیم گرفت میان مسلمانان مهاجر و انصار پیمان برادرى منعقد سازد، به این منظور روزى در اجتما(ع) مسلمانان بپاخاست و فرمود: «تآخوا فى الله اخوین اخوین»: در راه خدا، دو تا دوتا برادر شوید. آنگاه مسلمانان دوبدو دست یکدیگر را به عنوان برادرى فشردند و بدین ترتیب وحدت و همبستگى بین آنان استوارتر گردید/البته در این پیمان نوعى هماهنگى و تناسب افراد با یکدیگر از نظر ایمان و فضیلت و شخصیت اسلامى رعایت مىشد. این معنا با دقت در وضع و حال افرادى که با هم برادر شدند بخوبى روشن مىگردد/
پس از آنکه براى هر یک از حاضران برادرى تعیین گردید، على (ع) که تنها مانده بود، با چشمان اشکبار به حضور پیامبر عرض کرد: بین من و کسى پیوند برادرى برقرار نساختى. پیامبر فرمود: تو برادر من در دو جهان هستى. (25)آنگاه بین خود و على (ع) عقد برادرى خواند.(26)این موضوع میزان عظمت و فضیلت على (ع) را بخوبى نشان مىدهد و روشن مىسازد که وى تا چه حد به رسول خدا نزدیک بوده است.
در جبهههاى جنگ
زندگى على (ع) از هجرت تا وفات پیامبر، شامل حوادث و رویدادهاى فراوان بویژه فداکاریهاى بزرگ آن حضرت در جبهههاى جنگ است. پیامبر اسلام پس از هجرت به مدینه، بیست و هفت «غزوه»(27)با مشرکان و یهود و شورشیان داشت که على (ع) در بیست و شش غزوه از این غزوات شرکت داشت و فقط در غزوه «تبوک» به علت حساسیت شرائط که بیم آن مىرفت منافقان در غیاب پیامبر در مرکز حکومت اسلامى دست به توطئه بزنند، به دستور پیامبر (ص) در مدینه ماند. از آنجا که بررسى همه این غزوات از حد گنجایش این کتاب بیرون است، ما براى نمونه تنها نقش على (ع) را در چهار جهاد بزرگ در زمان پیامبر (ص) ذیلا منعکس مىکنیم:
الف - در جنگ بدر
مىدانیم که جنگ بدر نخستین جنگ کامل العیار میان مسلمانان و مشرکان بود و به همین دلیل نخستین آزمایش نظامى بین طرفین به شمار مىرفت و از این پیروزى هر یک از طرفین در این جنگ بسیار مهم بود/
این جنگ در سال دوم هجرت رخ داد. پیامبر (ص) در این سال آگاهى یافت که کاروان بازرگانى قریش به سرپرستى ابوسفیان، دشمن دیرینه اسلام، از شام عازم بازگشت به مکه است، و چون مسیر کاروان از نزدیکیهاى مدینه رد مىشد،پیامبر اسلام با 313 نفر از مهاجران و انصار به منظور ضبط کاروان به سوى منطقه بدر که مسیر طبیعى کاروان بود، حرکت کرد/ هدف پیامبر ازاین حرکت آن بود که قریش بدانند خط بازرگانى آنها در دسترس نیروهاى اسلام قرار دارد و اگر آنها از نشر و تبلیغ اسلام و آزادى مسلمانان جلوگیرى کنند، شریان حیات اقتصادى آنان به وسیله نیروهاى اسلام قطع خواهد شد/از طرف دیگر ابوسفیان چون از حرکت مسلمانان آگاهى یافت، با انتخاب یک راه انحرافى از کنارههاى دریاى سرخ، کاروان را بسرعت از منطقه خطر دور کرد و همزمان با این عمل، از سران قریش در مکه استمداد کرد/به دنبال استمداد ابوسفیان، تعداد 950 تا 1000 نفر از مردان جنگى قریش به سوى مدینه حرکت کردند. در روز 17 رمضان این گروه با مسلمانان رو در رو قرار گرفتند، در حالى که نیروى شرک سه برابر نیروى اسلام بود/در آغاز نبرد، سه تن از دلاوران قریش که تا دندان مسلح بودند، به نامهاى: «عتبه» (پدر هند، همسر ابوسفیان) برادر بزرگ او «شیبه» و «ولید» (فرزند عتبه) فریاد کشان به وسط میدان جنگ آمدند و هماورد خواستند. در این هنگام سه نفر از دلاوران انصار براى نبرد با آنان وارد میدان شدند و خود را معرفى کردند. قهرمانان قریش که از جنگ با آنان خوددارى نموده فریاد زد: اى محمد! افرادى که از اقوام ما، همشان ما هستند، براى جنگ با ما بفرست/در این هنگام رسول خدا (ص) به «عبیده بن حارث بن عبدالمطلب»، «حمزه بن عبدالمطلب» و «على بن ابیطالب (ع) »دستور داد به جنگ این سه تن بروند، این سه مجاهد شجا(ع)، روانه رزمگاه شدند و خود را معرفى کردند. آنان هر سه نفر را براى مبارزه پذیرفتند و گفتند: همگى همشان ما هستند. از این سه تن «حمزه» با،«شیبه»، «عبیده» با «عتبه» و «على» که جوانترین آنها بود، با «ولید»، دایى معاویه، روبرو شدند و جنگ تن به تن آغاز گردید. «على» و «حمزه» هر دو، هماورد خود را بسرعت به قتل رساندند ولى ضربات متقابل میان «عبیده» و «عتبه» هنوز ادامه داشت و هیچ کدام بر دیگرى غالب نمىشد، از این رو «على» و «حمزه» پس از کشتن رقیبان خود، به کمک، «عبیده» شتافتند و عتبه را نیز به هلاکت رساندند.
على (ع) بعدها در یکى از نامههاى خود به معاویه با اشاره به این حادثه نوشت: شمشیرى که آن را در یک جنگ بر جد تو(عتبه) و دایى تو(ولید) و برادرت حنظله فرود آوردم، هم اکنون نزد من است.
پس از پیروزى سه قهرمان بزرگ اسلام بر دلاوران قریش که اثر خرد کنندهاى در روحیه فرماندهان سپاه شرک داشت، جنگ همگانى آغاز شد و منجز به شکست فاحش ارتش شرک گردید، به طورى که هفتاد نفر اسیر گشتند/
در این جنگ بیش از نیمى از کشته شدگان با ضربت شمشیر على (ع) از پاى درآمدند/ مرحوم شیخ مفید، سى و شش تن از کشه شدگان مشرکین در جنگ بدر را نام مىبرد و مىنویسد:«راویان شیعه و سنى به اتفاق نوشتهاند که این عده را على بن ابى طالب (ع) شخصا کشته است، بجز کسانى که در مورد قاتل آنان اختلاف است و یا على در کشتن آنان با دیگران شرکت داشته است.»
شجاعت بى نظیر در جبهه احد
روحیه قریش بر اثر شکست در جنگ بدر سخت افسرده شد، و براى گرفتن انتقام کشته شدگان خود و جبران این شکست بزرگ تصمیم گرفتند با نیروى فراوان و مجهز به مدینه حمله کنند/
عوامل اطلاعاتى پیامبر اسلام (ص) تصمیم قریش را در این زمینه به آن حضرت گزارش کردند. پیامبر براى مقابله با دشمن شوراى نظامى تشکیل داد. گروهى از مسلمانان نظر دادند که بهتر است ارتش اسلام از مدینه بیرون رود و در بیرون شهر با دشمن بجنگد/پیامبر با هزار نفر مدینه را به سوى کوه احد در سمت شمال شهر ترک گفت/در بین راه سیصد نفر از هوادان عبدالله بن ابى، منافق مشهور، به تحریک وى به مدینه بازگشتند و تعداد نیروهاى اسلام به هفتصد نفر کاهش یافت. بامداد روز هفتم شوال از سال سوم هجرت در دامنه کوه احد دو لشکر در برابر هم صف آرایى کردند/پیامبر اسلام پیش از آغاز جنگ، با یک دید نظامى، میدان جنگ را مورد بررسى قرار داد و نظرش به نقطهاى جلب شد که ممکن بود دشمن در گرماگرم جنگ از آن نقطه نفوذ کرده از پشت سر به مسلمانان حمله کند. از این نظر افسرى بنام «عبدالله بن جبیر» را با پنجاه نفر تیرانداز روى تپهاى مستقر ساخت تا از رخنه احتمالى دشمن از آن نقطه جلوگیرى کنند و دستور داد به هیچ وجه نباید آن نقطه حساس را ترک کنند و چه مسلمانان پیروز شوند و چه شکست بخورند/از طرف دیگر در جنگهاى آن زمان، پرچمدار، نقش بسیار بزرگى داشت و از اینرو پرچم را همیشه به دست افرادى دلیر و توانا مىسپردند. استقامت و پایدارى پرچمدار و اهتزاز پرچم در رزمگاه، موجب دلگرمى جنگجویان بود، و برعکس، کشته شدن پرچمدار و سرنگونى پرچم مایه تزلزل روحى آنان مىگردید، به همین جهت پیش از آغاز جنگ به منظور جلوگیرى از شکست وحى سربازان، چند نفر از شجاعترین رزمندگان به عنوان پرچمدار تعیین مىگردید/در این جنگ نیز قریش به همین ترتیب عمل کردند، و پرچمدارانى از قبیله «بنى عبدالدار» که به شجاعت معروف بودند، انتخاب کردند ولى پس از آغاز جنگ پرچمدار آنان یکى پس از دیگرى به دست تواناى على (ع) کشته شدند و سرنگونى پى در پى پرچم باعث ضعف و تزلزل روحى سپاه قریش گردید و افرادشان پا به فرار گذاشتند/از امام صادق (ع) نقل شده است که فرمود: «پرچمداران سپاه شرک در جنگ احد نه نفر بودند که همه آنها به دست على (ع) به هلاکت رسیدند».
ابن اثیر نیز مىگوید: «کسى که پرچمداران قریش را شکست داد، على (ع) بود.»
به روایت مرحوم شیخ صدوق، على (ع) در احتجاجهاى خود در شوراى شش نفرى که پس از مرگ عمر، جهت تعیین خلیفه تشکیل گردید، روى این موضو(ع) تکیه نمود و فرمود:
شما را به خدا سوگند مىدهم آیا در میان شما کسى جز من هست که نه نفر از پرچمداران بنى عبدالدار را (در جنگ احد) کشته باشد؟
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 111 صفحه
قسمتی از متن .doc :
فصل اول
شناخت شهرستان و حوزة نفوذ روستا
ـ شناخت و ارزیابی وضع موجود
ـ مطالعات جغرافیایی و اقلیمی شهرستان
ـ بررسی موقعیت شهرستان د رکشور
شهرستان شیراز یکی از شهرستانهای استان فارس است که در قسمت مرکزی این استان واقع شده و مرکز آن شهر شیراز است. این شهرستان با وسعتی بیش از 10537 کیلومتر مربع،5/8 درصد کل مساحت استان فارس را به خود اختصاص داده است. از شمال به سپیدان و مرودشت، از جنوب به فیروزآباد و جهرم،از شرق به استهبان،فسا و نیریز و از غرب به ممسنی و کازرون محدود میشود و دارای 7 شهر خرامه،زرقان،سروستان،شیراز و کوار،داریان و لپویی است. همچنین این شهرستان به 6 بخش و 22 دهستان تقسیم شده و متشکل از 5/5 آبادی دارای سکنه و 290 آبادی خالی از سکنه میباشد.
در شمال و جنوب جلگه شیراز دو رشته کوه به موازات یکدیگر قرار گرفته است، کوههای شمالی به وسیله دره هائی تنگ نامیده میشوند از یکدیگر جدا میکردند. ارتفاع این شهرستان از سطح دریا 1540 متر است و تراکم نسبی جمعیت در این شهرستان 111 نفر در کیلومتر مربع میباشد. شهرستان شیراز به علت مرکز استان بودن و وجود دانشگاه آثار و ابنیه تاریخی و بقاء متبرکه و… در کشور ایران از اهمیت خاصی برخوردار است.
شهرستان شیراز بر روی جلگه وسیعی که دارای 15 کیلومتر عرضی و 130 کیلو متر میباشد واقع شده است این شهرستان بین 52 درجه و 3 دقیقه تا 53 درجه و35 دقیقه طول شرقی از نصف النهار گوینویچ و 28 درجه و 58 دقیقه تا 29 درجه و 55 دقیقه عرض شمالی از خط استوا واقع شده ارتفاع متوسط آن سطح دریا 154 متر است.
ـ ویژگیهای اقلیمی:
میزان بارندگی شهرستان شیراز در سال 1379 بالغ بر 5/195 بالغ بر 5/195 میلیمتر در آذر ماه و حداقل آن 3% میلیمتر در اردیبهشت ماه بوده است.
دما: معدل حداقل دمای شهرستان 5/12 درجه سانتیگراد و معدل حداکثر 9/26 درجه همچنینحداکثر مطلق درجه حرارت 6/40 درجه سانتیگراد و حداقل دما 4/5 – درجه سانتیگراد به ترتیب در ماههای تیر و بهمن بوده است تعداد روزهای یخبندان در سال 79 ، روز به شرج زیر میباشد:
(2 روز در ماه آذر،روز در ماه دی،12 روز در ماه بهمن و 1 روز ماه اسفند ) میباشد.
مأخذ : کتاب سیمای اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی شهرستان سال 79
ـ خاکشناسی :
خاکهای منطقه شیراز رسوبی است مواد متشکله آن از متلاشی شدن سنگها و کوههای داخلی و اطراف منطقه بوجود میآید و توسط رودخانهها و سیلابها و آبهای آبیاری در منطقههای مختلف رسوب پیدا کرده است. گچ بصورت بلور در زمینهای جنوبی دشت شیراز دیده شده است . در این خاکها مواد گچها بصورت بلورهای زیاد همراه نمک وجود دارد مقدار این اراضی 19700 هکتار یا 16% کل اراضی است، بیشتر خاکهای منطقه خیلی عمیق است و خاکهای خوبی دارند ولی در پای کوههای و نزدیک رودخانهها و مسیلها عمق خاک زراعی کم بوده و در زیر دارای طبقات شن و سنگ است .
ـ پستی و بلندی :
مهمترین ارتفاعات شهرستان عبارتند از :