دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

تحقیق در مورد پایان نامه دوران کودکی و نوجوانی امام حسن مجتبی (ع) آقای ع (با فرمت ورد)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 159

 

چکیده

بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسن(ع) نخستین پیشوای درست کرداری است که از خاندان نبوت برای رهنمونی خلق، برخاسته است، میلاد این امام همام در شب نیمه ماه مبارک رمضان سال سوم هجری وقوع یافت، که بر پیامبر و خاندان او مبارک باد. امام حسن(ع) دارای صورتی زیبا(شبیه پیامبر بود) و ویژگی های اخلاقی والایی بود، که کمتر کسی از آنها برخوردار بود او حلیم بود، صبور و، شکیبا و دانشمند بود. با قرآن انس داشت، و در مقابل همه سختی ها استوار بود.

امام(ع) در بسیاری از جنگ های زمان حضرت علی(ع) مانند جنگ جمل و صفین شرکت داشت، و در شجاعت و استقامت بی بدیل بود، و الگوی همگان قرار گرفته بود. امام حسن(ع) بعد از شهادت پدرش علی(ع)، به خلافت مسلمین رسید، ولی دوران خلافت ایشان بسیار کوتاه بود، چه بسا معاویه و همدستانش برای رسیدن به خلافت از هیچ ظلم و ستمی دریغ نمی کردند. امام در برابر آنها قرار گرفت با سپاهی گران، و به مبارزه با آنها پرداخت. ولی معاویه وقتی که دید نمی تواند در برابر امام(ع) و سپاهیان عراق دوام بیاورد، به نیرنگ و فریب فرماندهان سپاهیان پرداخت، آنها را با رشوه های کلانی و وعده های حکومت شهرها و ازدواج بنی امیه به طرف خود کشانید و جاسوسهای زیادی را بین یاران امام فرستاد.

معاویه در نقشه خود موفق شد و نامه ای نوشت برای امام حسن(ع) برای قبول صلح و بیعت امام(ع) با دیدن این شرایط که هم اهل بیت را در خطر نابودی می دید و هم مسلمانات را، صلح با معاویه را پذیرفت و این تصمیم مصلحت مسلمانان بود بعد از اینکه معاویه به خلافت رسید، به تمام شرایط عهدنامه پشت پا زد، و مسلمانان را مورد آزار و اذیت خود قرارداد. تا جایی که برخی از شاعران عرب، ظلم و ستم آنان را به تصویر کشیدند. و صلح، شرایط صلح، حکمت صلح، و برخورد با معاویه را به صورت ادبی بیان کردند.

از لحاظ فرهنگی هم زمان حضرت امام حسن(ع)، زمان سختی بود. معاویه و همدستان به جعل احادیث پرداختند و به ائمه و پیغمبر نسبت دادند، به دشنام گویی علی(ع) در قنوت نمازها پرداختند و اهل بیت را مورد آزارد اذیت قرار دادند.

و شهادت آن حضرت در 28 ماه صفر سال پنجاهم هجری در سن 47 سالگی بوده است.

مقدمه

( بسم الله الرحمن الرحیم )

«رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرکاتُهُ عَلیْکُمْ أهْلَ البَیْتِ، إنَّهُ حَمیدٌ مَجید»

منت خدای را عزّ و جلّ که چراغ را فرا راه این بنده ناچیز گردانید و این اسیر بیغوله های جهل را به مدد الطافش از قعر حضیض رهانید. و درود بی پایان بر رحمت عالمیان و صفوت آدمیان حضرت ختمی مرتبت محّمد مصطفی(ص) و اهل بیت طاهرین او(علیهما السلام) باد، آنانکه باب مدینه علم نبوی و بزرگ راهنمایان طریق سعادت دنیوی و اخروی اند؛ علی الخصوص درود و سلام به پیشگاه آن عصاره عصمت و بازمانده عترت، سرحلقه کریمان و تتمه دور زمان، حضرت بقیة الله الأعظم(أرواحُ العالمینَ لِتُراب مَقدمِه الْفِدَاء).

«یا أیُّهَا العزیزُ مَسَّنَا وَ أهْلَنَا الضُرُّ وجئنا بِبَضَاعَهٍ مُزْجَاهٍ فأوْفِ لَنا الکیلَ و تَصدَّقْ عَلَیْنا، إنَّ اللهَ یَجْزی المُتَصَدِّقینَ»(یوسف/ 88)

«ای عزیز، ما و اهل ما را رنجوری در رسیده، و سرمایه ای ناچیز آورده ایم، پس پیمانه ما را تمام بده و بر ما تصدق کن که خداوند صدقه دهندگان را پاداش می دهد.»

این رساله ای که پیش رویی دارید، مشتمل بر زندگانی امام حسن(ع) و صلح ایشان که در شش فصل تنظیم شده، که این فصل ها عبارتند از: فصل اول شامل کلیات بحت رساله است. فصل دوم، دوران کودکی و نوجوانی امام حسن(ع) است، که به تاریخ ولادت و حسب و نسب و والدین پاک سرشت امام(ع) پرداخته می شود. فصل سوم، مکارم اخلاقی امام حسن(ع) است، که ویژگی های اخلاقی ایشان مورد بررسی قرار می گیرد، و در انتهای این فصل به شهادت امام حسن(ع) می پردازیم. فصل چهارم، اوضاع سیاسی است که در ابتدای این فصل به زندگی معاویه و همدستانش توجه شده و بعد به مسئله بیعت امام حسن(ع) با معاویه می پردازیم. و فصل پنجم، فصل صلح امام حسن(ع) است که در ابتدای این فصل به مسئله صلح در نظر پیغمبر اکرم و حضرت علی(ع) و بعد به انگیزه های صلح امام حسن(ع) و معاویه می پردازیم. و در فصل ششم به مسئله صلح در ادبیات عرب، و در اشعار برخی از شعرا می پردازیم، که آیا صلح امام در اشعار شاعران آمده یا نه؟ چرا امام حسن(ع) صلح با معاویه را پذیرفت و...

امام صادق(ع) در مورد حضرت امام حسن(ع) می فرماید: حسن بن علی پس از آنکه به جانش سوء قصد شد و پیرامونش از در ناسازگاری با وی درآمدند، کار را به معاویه واگذاشت. آنگاه شیعیانش به آن حضرت چنین سلام کردند: «سلام بر تو ای خوار کننده مومنان». حضرت فرمود من خوار کننده مومنان نیستم، بلکه عزت بخش مومنانم. وقتی دیدم شما در برابر دشمن قدرتی ندارید، کار را به او واگذاشتم تا من و شما در میان آنان باشیم: همچنانکه آن فرزانه(خضر) کشتی را سوراخ کرد تا برای صاحبانش باقی بماند، و اینچنین(است حکایت) من و شما تا در میان آنها باقی بمانیم»

چهارچوب کلی این رساله در کل همه اجزای آن یک ارتباط خاصی دارند، صلح امام حسن(ع) در حقیقت با زندگی ایشان و مسائل سیاسی ارتباط تنگاتنگی دارند، که برای آگاهی از مسئله صلح و اهمیت موضوع باید از آغاز زندگانی و رشد بلوغ فکری امام(ع) به آن پرداخت.

از لحاظ ادبی هم شاعران به مسئله صلح به شکل عمیقی نگاه کردند، و به آن پرداخته اند، و می توان گفت که این شاعران، بنی امیه و معاویه و همدستانش را به نحوی در تاریخ بشریت محکوم کردند، که صلح امام حسن(ع) بر حق بوده و برایشان تحمیل شده. اما نمودار کلی که شاعران در شعرهای خود به آن پرداخته اند، بیشتر ظلم و جور ستم معاویه و بنی امیه را به تصویر کشیده اند.

اما در خصوص منابعی که استفاده کرده ایم، کتب فراوانی درباره امام حسن(ع) و صلح ایشان در کتاب خانه ها به چشم می خورد. ولی مشکل اساسی که در این زمینه بود، پراکندگی شعر شاعران عربی است، که کمتر به صلح امام حسن(ع) پرداخته اند. که مجبور شدم برخی از اشعار شاعران را در کتب تاریخی جستجو کنم.

پیشاپیش از اساتید ارجمند و صاحب نظران بزرگوار به واسطه سهوها و لغزشهای این رساله عذر می خواهم، چه بسا من شاگردی بیش نیستم که برای آموختن آمده ام.

در فراهم آمدن این رساله از استاد خوبم، جناب آقای دکتر اکبر غضنفری که مرا در نگارش این رساله راهنمایی کرده اند تشکر و قدردانی می کنم و همچنین از جناب آقای دکتر محمدحسن معصومی استاد مشاور و جناب آقای دکتر جنتی فر مدیر گروه رشته زبان و ادبیات عربی تقدیر و تشکر می کنم. و از پدر و مادرم که صمیمانه مرا در این راه همراهی کردند تقدیر و تشکر فراوان دارم. و برای جملگی ایشان از درگاه حضرت حق، مراتب سلامت و سعادت را مسئلت می نمایم.

أحقرُ الوَرَی و أفقَرُهم

احمد علی جانی

گروه زبان و ادبیات عربی

دانشگاه آزاد اسلامی قم- بهار 1388

فصل اول:

کلیات

1-1. طرح مسأله(موضوع تحقیق)

1-2. سؤالات تحقیق

1-3. فرضیه پژوهشی

1-4. هدف از تحقیق

1-5. روش تحقیق

1-6. محدودیت های تحقیق

1-7. پیشینه تحقیق



خرید و دانلود تحقیق در مورد پایان نامه دوران کودکی و نوجوانی امام حسن مجتبی (ع)   آقای ع (با فرمت ورد)


تحقیق در مورد بلوغ و جوانی (با فرمت ورد)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 14

 

ویژگی های دوران بلوغ

1 – تنوع طلبی :

یکی از صفات و ویژگی های دوران جوانی تنوع طلبی است . جوان مظهر تنوع طلبی و شیفته ی روش های نوین در روزگار خود است . همیشه دنبال چیز های نو و تازه است ، لباس نو ، آرایش نو ، وسیله نقلیه نو و ....... جوان به هر چیز نو با عینک خوش بینی نگاه می کند و شاید این تنوع طلبی مورد توجه دشمنان قرار گیرد و آنها را وادار به مد گرایی افراطی کند . ولی در نهایت ، تنوع طلبی را می توان یک ویژگی مثبت در جوانان دانست زیرا یکسان طلبی خستگی می آورد مثل جاده اتوبانی که برای هر راننده ی ماهری خسته کننده است ولی جاده کوهستانی با تنوع جنگل و دریا و پیچ و خم و ..... ملال آور نیست .

این خصوصیت در خلقت جهان هم قابل مشاهد ه است اگر جهان همه اش دریا بود چی می شد ؟اگر همه اش جنگل بود ، اگر همه ی درختان شبیه هم بود ، اگر همیشه شب بود ، اگر همه انسان ها مرد یا زن بودند، اگر همه زشت یا زیبا بودند ، اگر همیشه سرد یا گرم بود و...... پس جهان هم ،با نوعی تنوع خلق شده است حتی در عبادات ، اگر نماز ما رکوع و سجود و تشهد و قنوت نداشت چقدر خسته کننده بود .

جوان از پوشش یکسان ، از خوراک یکسان ، تفریح یکسان ، آرایش یکسان ، لذت نمی برد و به همین خاطر دنبال تنوع است . اگر ما جوان را با این تنوع ها دیدیم ، او را متهم به بی دینی نکنیم این مطلب مورد تایید مقام معظم رهبری هم هست که فرمودند :

آن کسانی که خیال می کنند نسل جوان فاسد شده ، چون چهار نفر دختر و پسر با لباسی که آنها نمی پسندند ، می بینند که لزوما هم معلوم نیست آنچنان منفی باشد ، اشتباه می کنند . 2

2 – اصلاح طلبی

اصلاح طلبی واژه ی زیبایی است که هم از آن اراده ی باطل می توان کرد وهم اراده ی حق ، آنچه پس از خرداد 76 مطرح شده ، معنای واقعی کلمه اصلاح طلبی نیست چون از آن اراده باطل می کنند . منظور از اصلاحات را اصلاح قران ، دین ، قانون اساسی ، حذف ارزش ها ، اصول و اعتقادات و مقدسات مردم دانسته و مخالفین خود را ضد اصلاحات می نامند در حالیکه هیچ عاقلی با اصلاحات و اصلاح طلبی نمی تواند مخالفت کند .

اولین اصلاح طلبان پیامبران و ائمه معصومین (ع) بودند ، اصلاح طلب واقعی امام حسین (ع) است که فلسفه قیام خود را اصلاح امور امت جدّش می داند ، این خصوصیت در جوانان به شکل دیگری نمود پیدا می کند . در این زمینه مقام معظم رهبری می فرمایند :

جوان به طور طبیعی طالب اصلاح طلبی است . منظور از اصلاح طلبی تعبیر های رایج آن و اصلاح طلبی به عنوان یک پز سیاسی نیست . بعضی زیر نام زیبا و جذاب اصلاح طلبی بدنبال چیزهایی هستند که این فقط جنبه تشریفات در زندگی انسان داشته باشد که این امر نقطه مقابل اصلاح طلبی است . بعضی اسم اصلاح طلبی را می آورند اما مقصودشان اصلاحات آمریکایی است .

3 – عدالت خواهی

یکی دیگر از صفات دوران جوانی عدالت خواهی است . جوان از بی عدالتی و ظلم تنفر دارد و مخالفتش را به هر نحو ممکن اعلام می کند . امروزه پرچمدار مبارزات ضد ظلم در اکثر کشور ها دانشجویان و جوانان اند . در انقلاب شکوهمند ما هم یاران با وفای امام عزیزمان را همین جوانان تشکیل می دادند تا بدست توانمند پیر و مرادشان بتوانند عدالت را در جامعه ظلم زده بگسترانند . در دوران آخر الزمان هم اکثر یاران عدالت گستر جهان ، مهدی موعود را جوانان تشکیل می دهند .

« انّ اصحاب القائم شباب لا کهول فیهم » 3

مقام معظم رهبری به عنوان سمبل عدالت خواهی در این باره می فرمایند : جوان بطور طبیعی خواهان عدالت ، آزادی مشروع و تحقق آرمان های اسلامی است . جوان تصویری از سیمای امیر المومنین (ع) را در ذهن خود دارد که او را به هیجان می آورد و نواقص موجود را با آن مقایسه می کند و طالب اصلاح می شود که این چیز بسیار بر جسته ای است .

4 – الگو پذیری

یکی از ویژگی های دوران جوانی ، حسن الگو پذیری است . جوانان برای تکوین شخصیت روحی و فکری و اجتماعی خویش ، همواره سعی می کنند افرادی را که از نظر مادی و معنوی به کمال رسیده اند الگوی خویش قرار دهند . حال این هنر ماست که بتوانیم برای جوانان الگوی مناسب و خوب معرفی کنیم. قبل از اینکه دشمنان ، الگوی خود را در قالب های گوناگون به جوانان معرفی نمایند .

ما باید علی (ع) ، ائمه اطهار (ع) و حضرت زهرا (س) و حضرت زینب (س) و بزرگان تاریخ را به عنوان الگو به آنها معرفی نماییم که متاسفانه نتوانستیم جوانان تشنه ی الگو پذیر را سیراب نماییم . ما باید حسین فهمیده ها ، حاج همت ها ، بروجردی ها و..... را به جوانان معرفی نماییم اگر این کار را نکنیم ، که نکرده ایم باید شاهد پذیرش الگوهای غلط از طرف جوانان باشیم که عکس هنر پیشه های فاسد را برروی سینه ی خود نصب می کنند .

مقام معظم رهبری می فرمایند :



خرید و دانلود تحقیق در مورد بلوغ و جوانی (با فرمت ورد)


دانلود تحقیق درباره ی نقش پدران در دوران حاملگی 14 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

نقش پدران در دوران حاملگی

آقایان به عنوان یک پدر رل مهمی را بعهده دارند . پدران باید در نظرداشته باشند که سلامتی و آرامش همسرشان به کمک آنها بستگی دارد . محیط آرام و مسرت بخش خانه در رشد و سلامت فرزند آینده شان بسیارموثر است سلامت جسم و روح و رشد احساسات مادری در زن بستگی فراوانی به گرمی و صمیمیت و حمایت شوهر در دوران حاملگی دارد پدران با مهربانی و توجه زیاد به همسر خود می توانند محیطی آرام و پر از محبت را در خانه ایجاد نماید و توجه ز ن حامله برا ی سلامتی او و رشد فرزند آینده بسیارا همیت دارد پدران گاهی می توانند همراه همسران خود نزد پزشک بروند در آنجا نکاتی از پزشک تذکر داده خواهد شد این موارد سبب افزایش اطلاعات پدران خواهد گردید و به این وسیله لذت شرکت در مواظبت و نگهداری از فرزند خود را زا دست نخواهند داد .

حالت روحی بسیار از زنان در دوران حاملگی دائما در تغییر است آنها ممکن است یک موقع خوشحال و در موقع دیگر بسیار حساس و ناراحت باشند و به آسانی و بدون دلیل گریه کنند و یا احساس کسالت و افسردگی نمایند و پدران اگر کمی صبرو حوصله و توجه داشته باشند می توانند بیش از حد به همسرانشان کمک کنند این تغییر احساسات و تغییر وضع روحی همه موقتی است .

سلامتی و آرامش در دوران حاملگی

با مراقبت از خود و پوشیدن لباسهای راحت و مناسب نه تنها شما در دوران حاملگی و کاملا راحت و آسوده خواهید بود بلکه قادر به ادامه ی فعالیتهای اجتماعی خود نیز خواهید شد طرز تغذیه شما در دوران حاملگی برا ی تامین سلامتی خود شما و رشد صحیح نوزادتان بسیار مهم است تحقیقاتی که درباره ی رابطه تغذیه مادر و رشد نوزاد صورت گرفته است نشان می دهد مادرانی که غذای سالم و کافی مصرف کرده اند نوزادشان سالم تر بوده و رشد ونمو آنها بهتر از نوزاد مادرانی است که غذای کافی و مناسب نداشته اند .

منظور از غذای کافی برا ی مادر و نوزاد این نیست که مادر باید دو برابر انچه قبلا می خورده غذا میل کند بلکه زن باردار به غذاهای مخصوص احتیاج دارد که کمک به رشد و نمو نوزاد او نموده و سلامتی خودش را نیز تامین کند اگرشما عا دت به خوردن غذاهای متنوع مانند شیر ؛ گوشت ؛ تخم مرغ‌؛ میوه جات و سبزیجات تازه داشته اید ممکن است تغییرات کمی در غذای شما در دوران حاملگی داده شود بخصوص د راواخر ماههای حاملگی ممکن است مقدار غذاهای ذکر شده افزوده شوند . در اوایل حاملگی ممکن است کم اشتها ویا نسبت به بعضی غذاهایی میل باشید ولی معمولا بعد از ماه سوم حاملگی اشتها بهتر شده وشاید هم بیشتر اوقات میل بسیار به غذا خوردن داشته باشید بعضی زنان در دوران حاملگی ؛ اشتیاق به خوردن غذای مخصوص را پیدا خواهند کرد ولی این زیاد معمول نیست اگر بعد از خوردن سبزیجات و میوه جات تازه از بین ببرید تا بیش از حد لزوم و طبیعی اضافه وزن پیدا نکنید لازم است خوردن غذاهای شیرین و چرب را محدود کنید از خوردن کیک دسرهای مملواز خامه و مواد شیرین پرهیز کنید .

بعضی از زنان باردار فکر می کنند با خوردن غذای کم ؛نوزاد آنا زیاد بزرگ نشده و در نتیجه زایمان آنها آسانتر خواهد بود این فکر هرگز درست نیست محدود کردن غذا باید حتما باید تحت نظر با مشورت پزشک باشد در تمام دوران حاملگی نباید بیش از 12-10 کیلوگرم به وزنتان اضافه شود اضافه شدن وزن دراین محدوده کاملا طبیعی است ولی زنانی که در شروع حاملگی و در حالت عادی اضافه وزن داشته اند لازم است در دوران حاملگی دقت نماید که زیاد اضافه وزن پیدا نکنند .

شیر غذای بسیار مهمی است سعی کنید در طول دوران بارداری روزانه چند لیوان شیر میل کنید شیر حاوی مواد پروتینی لازم جهت رشد و نمو جنین می باشد و نیز دارای کلسیم و فسفر است که هر دو از عناصر بسیار مهم برای رشد و نمو استخوانها و دندان ها می باشد تمام فراورده های شیر نیزبه همان اندازه برای رشد و نمو بچه مفید است .

غذاهایی که حاوی پروتین است برای رشد و نمو و تشکیل عضلات بدن جنین بسیار مهم هستند بنابراین سعی کنید حداقل روزی یک تخم مرغ و دو وعده غذای گوشتی میل نمایید از خوردن پنیر ؛کره ؛ ماهی دردوران حاملگی غفلت نکنید در اواخر دوره حاملگی جنین احتیاح به آهن بیشتری دارد بنابراین سعی کنید حداقل دو هفته یک بار جگر میل کنید جگر منبع آهن و ویتامین های مختلف است .

در دوران حاملگی شما احتیاج به خوردن سبزیجات تازه دارید زیرا سبزیجات منبع ویتامین و مواد معنی لازم برای رشد و نمو جنین هستند و شما می توانید باخوردن سبزیجات و میوه جات علاوه بر رساندن مواد لازم وضروری به بدن سبب رفع اشتهاء بیش از حد و جلوگیری ازاضافه وزن شوید خوردن میوه جات مانند پرتغال گوجه فرنگی ؛ سیب ؛ گلابی و .............. در دوران حاملگی بسیار ضروری است .

مراقبتهای حاملگی

در صورتی که کوچکترین احتمال حاملگی در بین باشد باید هرچه زودتر مراقبتهای ویژه شروع شود این اقدامات بلا فاصله بعد از قطع پریود ماهانه صورت می گیرد مخصوصا در افرادی که احتمال سقط جنین وجود دارد و یا سقطهایی قبلا داشته اند باید هرچه زودتر تحت نظر قرار بگیرند زن بارداری که تحت مراقبت قرار می گیرد در ابتدا شرح حالی از وی گرفته شده و آزمایشات و معاینات فیزیکی صورت می گیرد درابتدا در صورت احتمال وجود حاملگی آزمایش ادرار جهت اثبات حاملگی به عمل می آید . بعد زیر مورد بررسی قرار می گیرند :

- آیا زن آمادگی ادامه حاملگی رادارد؟

- بررسی تمام مسائل از نظراثبات سلامتی زن

- بررسی بیماریهای قبلی مخصوصا در حاملگی های قبلی

- نتیجه و سرانجام حاملگیهای قبلی

-بررسی درمانهای قبلی که صورت گرفته

- بررسی داروهایی که به علت بیماریهای خاص مصرف می کند .



خرید و دانلود دانلود تحقیق درباره ی نقش پدران در دوران حاملگی  14 ص


تحقیق درباره: وقایع دوران خلافت عمر

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 7

 

وقایع دوران خلافت عمر

در این دوران حوادث و وقایعی اتفاق افتاد که اهم آنها در ذیل فهرست می‏شوند.

1 ـ فتوحات که عمر را در کل دوران خلافتش به خود مشغول کرد و ما در عنوان جداگانه‏ای بدان می‏پردازیم.

2 ـ ایجاد دیوان: یکی از مهم‏ترین اقدامات اداری در دوره خلیفه دوم، ایجاد دیوان در سال 51 بود، زمانی که غنائم و درآمدهای دولت زیاد شده و راه مصرفی برای آنها وجود نداشت، صحبت از تقسیم آنها میان مردم شد.برخی اعتراض کردند که تقسیم این پول‏ها مردم را تنبل می‏کند.اما عمر گفت چاره‏ای جز این ندارد، چون فی‏ء زیاد شده و راه مصرفی ندارد.تشکیل دیوان برای کنترل درآمدها، دخل و خرج دولت، شمارش لشکر و معین ساختن حقوق آنان از خمس غنایم و سایر درآمدهایی بود که به دولت می‏رسید.اصل دیوان از ایرانیان بود و دستگاه خلافت با استفاده از خود ایرانی‏ها و نیز خط و زبان پهلوی آن را به راه انداخت.این خط و زبان تا زمان عبد الملک بن مروان، زبان رسمی دیوان بود و پس از آن عربی شد.

در دیوان نام قبایل و افراد نوشته شده و بر حسب موقعیت قبیله‏ای حقوقی به آنها تعلق می‏گرفت.این حقوق معمولا از خمس غنایم جنگ ـ که سهم دولت بود ـ و سایر درآمدهای عمومی مانند جزیه و ...پرداخت می‏شد.ایجاد چنین روشی برای مراقبت از مسایل مالی، به احتمال برگرفته از تجربه‏هایی بود که در ایران و شام در کار بوده است.

در این دیوان، سپاهی عرب بر سپاهی عجم، عرب قحطان بر عرب عدنان، عرب مضر برعرب ربیعه، قریش بر غیرقریش وبنی هاشم بر بنی امیه تقدم داشت وحقوق گروه اول بیش از حقوق گروه دوم بود. تاریخنویسان معروفی مانند ابن اثیر ویعقوبی وجرجی زیدان، در تاریخهای خود نمونه ای از ارقام متفاوت مقرریهای سپاهیان وکارمندان دولت اسلامی را ذکر کرده‏اند. (1) اختلاف ارقام حقوق بهت آور است.حقوق عباس بن عبد المطلب، سرمایه دار معروف، در سال 12000 درهم بود، در حالی که حقوق یک سپاهی مصری در سال از 300 درهم تجاوز نمی‏کرد. حقوق سالانه هر یک از زنان رسول خدا 6000 درهم بود، در حالی که حقوق یک سپاهی یمنی در سال به 400 درهم نمی‏رسید. حقوق سالانه معاویه وپدر او ابوسفیان در سال 5000 درهم بود، در حالی که حقوق یک فرد عادی مکی که مهاجرت نکرده بود 600 درهم بود.

خلیفه، با این عمل، تبعیض نژادی را که از جانب قرآن وپیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محکوم شده بود، بار دیگر احیا نمود وجامعه اسلامی را دچار اختلاف طبقاتی ناصحیح کرد .

چیزی نگذشت که در جامعه اسلامی شکاف هولناکی بروز کرد وزر اندوزان ودنیا پرستان، در تحت حمایت خلیفه، به گرد آوری سیم وزر پرداختند واستثمار کارگران وزحمتکشان آغاز شد .

با اینکه خلیفه وقت اموال گروهی از فرمانداران ودنیا پرستان، مانند سعد وقاص، عمرو عاص، ابو هریره و... را مصادره کرد وپیوسته می‏کوشید که فاصله طبقاتی بیش از حد گسترش پیدا نکند، ولی متأسفانه چون از نخست نظرات واقدامات اقتصادی او غلط وبر اساس برتریهای بی وجه استوار بود، مصادره اموال سودی نبخشید وکاری از پیش نبرد وکار را برای زمامدار آینده، که روحا نژادپرست بود، سهلتر کرد ودست او را در تبعیض بیشتر باز گذاشت.

زراندوزان جامعه آن روز، بر اثر بالا رفتن قدرت خرید، بردگان را می‏خریدند، وآنان را به کار وا می‏داشتند ومجبور می‏کردند که هم زندگی خود را اداره کنند وهم روزانه یا ماهانه مبلغی به اربابان خود بپردازند.وبیچاره برده، از بام تا شام می‏دوید وجانش به لب می‏آمد تا مقرری مالک خود را بپردازد.

ثبت نام افراد در دیوان بر دو پایه بود: یکی نسب قبیله‏ای افراد، و دیگر پیشینه آنان در زمان اسلام آوردن و شرکت در جنگ‏های صدر اسلام.بدین ترتیب نوعی تفاوت و گاه تبعیض میان مردم اعمال می‏شد.سیاست مزبور تا پایان دوره خلافت خلیفه سوم اجرا می‏شد.اما در دوره خلافت امام علی ـ ع ـ اموال مزبور به طور مساوی میان افراد تمامی قبایل بدون ملاحظه سوابق، نوع قبیله و حتی عرب و غیر عرب تقسیم شد.گفته‏اند که خلیفه دوم نیز در لحظه‏های پایانی زندگی گفته بود، اگر زنده بماند، سیاست تساوی را پیشه خواهد گرفت.پیش از او ابوبکر نیز اموال مزبور را به صورت مساوی تقسیم می‏کرد.

البته در اینجا بی‏مناسبت نیست که از سازمان مالی آن دوره مطلع گردیم:

از نظر مالی چند منبع درآمد برای مسلمانان وجود داشت:

در درجه اول زکات به عنوان یک منبع رسمی مالیات اسلامی بود که اجرای آن از سال نهم هجری آغاز شد.این زکات، مربوط به برخی از اموال مردم بود که در شرایطی و به طور سالانه گرفته می‏شد.بیشتر اموالی که زکات شامل آنها می‏شد، عبارت از شتر، اسب، گاو و گوسفند و...بود .موارد مصرف زکات در قرآن مشخص شده بود.عمومی‏ترین مصرف آن، زدودن فقر و فاقه از میان مردم، انجام کارهای خیر و فی سبیل الله بود.

منبع دیگر درآمد غنایم جنگی بود.این غنایم به پنج قسمت تقسیم می‏شد، چهار قسمت آن سهم جنگجویان و یک پنجم نصیب حکومت می‏شد.توسعه فتوحات، منجر به فراوانی غنایم شد.سهم حکومت در خزانه جمع می‏شد و همراه درآمدهای دیگر میان مردم تقسیم می‏گردید.این تقسیم در زمان عمر بر اساس دیوانی عملی گردید که پیش‏تر به آن اشاره کردیم.در درجه نخست، کسانی بیشتر می‏گرفتند که به پیامبر ـ ص ـ نزدیک‏تر بودند.عایشه دوازده هزار درهم در سال می‏گرفت و این بالاترین مبلغ بود.پس از آن از بنی هاشم و دیگران، سپس مهاجران و بعد انصار و همین طور زنان و موالی و غیره که سالانه دویست درهم می‏گرفتند.

اموال مزبور به اندازه‏ای فراوان بود که حکومت، مصرفی جز قسمت میان مردم برای آن نمی‏شناخت .با همه ملاحظاتی که در سال‏های نخست برای رعایت عدالت می‏شد، تفاوت‏هایی که به برخی از آنها اشاره کردیم، وجود داشت.با کمال تأسف در دوره خلیفه سوم این تبعیض‏ها بیشتر شد و کسانی که باید از آنان به عنوان اشراف قریش یاد کرد، سهم بیشتری بردند.عنایت خلیفه و بذل و بخشش‏ها عامل عمده این توزیع ناروا بود.

درآمد دیگر از زمین‏هایی بود که طی فتوحات به دست مسلمانان افتاده بود.خلیفه دوم تصمیم گرفت تا زمین‏ها را دردست صاحبان اصلی آن نگاه دارد و آنان بخشی از درآمد آن را به عنوان خراج به دولت تحویل دهند.این امر، علاوه بر جلب رضایت مردم، درآمد ثابتی را برای دولت به همراه داشت.به علاوه، سپردن آنها به دست جنگجویان با توجه به مشکلات فراوان آن ـ که یکی از آنها ناآشنایی اعراب با زراعت بود ـ به هیچ روی به مصلحت دولت نبود.زمین‏ها در دست مسلمانان و اهل ذمه بود و همه آنها به تناسب مساحت زمینی که دراختیار داشتند، خراج می‏پرداختند.

جزیه یکی دیگر از منابع مالی دولت اسلامی بود که از اهل کتاب گرفته می‏شد.اهل کتاب شامل نصارا، یهود، و زرتشتیانی بود که در سایه حکومت اسلامی زندگی کرده به جای زکات که مسلمانان پرداخت می‏کردند، جزیه می‏دادند.این مالیات به طور سرانه ـ یعنی تعداد افراد، گرفته شده و در زمان‏ها و مکان‏ها، مقداری که گرفته می‏شد، متفاوت بود.از ثروتمندان چهار دینار در سال، از طبقات‏متوسط دو دینار و از طبقات پایین یک دینار به طور نقد و یک جا دریافت می‏شد.

عشریه یا ده یک، مالیات دیگری بود که از تجار غیر مسلمان که وارد کشور اسلامی می‏شدند، گرفته می‏شد.زمانی که خلیفه دوم شنید کفار از تجار مسلمان چنین مالیاتی دریافت می‏کنند، دستور داد تا از مال التجاره آنان ده یک اخذ شود.گفته شده که کفار برخی از مناطق خود پیشنهاد تجارت در بلاد مسلمین را با پرداخت ده یک داشته‏اند و این امر کم کم به صورت مالیات رسمی برای دولت اسلامی درآمد.

در دوره خلفای نخست، به جز سال‏های کوتاهی از خلافت خلیفه سوم، نظارت مالی شدیدی بر اموال بیت المال وجود داشت و از حیف و میل شدن آن به شدت جلوگیری می‏شد.تنها باید گفت سیاست موجود در دیوان که میان سابقه‏داران دیگران و نیز مهاجر و انصار با سایر قبایل، تفاوت‏هایی گذاشته می‏شد، اثرات نامطلوبی را بر دوره‏ها و رخدادهای بعدی گذاشت.

3 ـ از کارهایی که در زمان عمر توسط او انجام شد، جلوگیری از خروج اصحاب پیامبر (ص) از مدینه بود.

از مهمترین مسائل در مورد انتخاب خلیفه، عدم استفاده از بزرگان اصحاب پیامبر (ص) است .یکبار وقتی از او علت اینکار پرسیده شد گفت: نمی‏خواهم آنها را به کار و عمل آلوده سازم، (2) چنانچه وقتی پرسیدند که چرا «ابی بن کعب» را بر سر کار نمی‏نهد گفت نمی‏خواهد او را بکار آلوده سازد. (3) از او پرسیدند که چرا از اهل بدر در جریان امور بهره نمی‏گیرد؟ پاسخ او همان عدم آلوده نمودن آنها به کار بوده است. (4) ابن اثیر نیز عدم استفاده از آنها در امور ولایات را اشاره می‏کند، (5) اما آنچه شعبی یکی از تابعین معروف توضیح می‏دهد چیزدیگری است، او می‏گوید: عمر قصد داشت تا از خروج صحابه‏ئی که خود وزنه‏های مهمی بودند و امکان داشت اگر خارج از مدینه بروند محور مستقلی شوند، جلوگیری کند.عمر فتنه آنها را می‏دانست و لذا آنها را در مدینه محصور کرده بدانها گفت بدترین چیزی که من از آن هراس دارم انتشار شما در شهرهاست. (6)

هنگامی که «زبیر بن العوام» از او خواست تا برای جنگ بیرون رود عمر بدو گفت: من نمی‏گذارم اصحاب محمد (ص) در میان مردم متفرق شده و آنها را به ضلالت بکشند. (7) وقتی از او پرسیده شد که چرا امثال یزید بن ابو سفیان، معاویه، سعید بن العاص و فلان و فلان از طلقاء و فرزندان آنها را بر سر کار مینهی، اما عباس، زبیر و طلحه را بر کنار نهاده‏ئی، عمر گفت اگر اینان در بلاد پراکنده شوند ایجاد فساد می‏کنند. (8)

حسن بصری نیز در علت جلوگیری از خروج مهاجرین از قریش از مدینه جز با اجازه گرفتن و تعیین مدت معین برای بیرون از مدینه بودن، می‏گوید: این بدان جهت بوده که عمر نسبت به آنان بدگمان بوده که مبادا فسادی بر پا کنند (9) احمد امین مصری می‏گوید چون مدینه اهمیت داشته عمر از خروج آنها ممانعت کرده، (10) اما این یک‏نوع تحریف قضایای تاریخی است.

4 ـ مشاطره اموال:

ابن سعد می‏گوید: عمر هر کس را به ولایتی می‏فرستاد اموال او را می‏نوشت و پس از بازگشت هر چه داشت دو نیمه می‏کرده نیمی را برای بیت المال برمی‏داشت و نیمی را به او پس می‏داد (این مشاطره اموال است) ابن سعد می‏افزاید عمر بعضی از اصحاب پیامبر (ص) همچون، سعد بن ابی وقاص ابو هریره، عمر بن العاص، معاویه و...را سر کار می‏نهاد اما کسانی را که از آنها برتر بودند همچون عثمان، علی (ع)، طلحه، زبیر، ابن عوف، و...را رها می‏کرد چرا که آن افراد قوت بر کار داشتند و نسبت به امور بیناتر بودند (11) ؟ ؟ این مشاطره اموال در حقیقت به معنای آنست که والی اموالی را که از بیت المال بوده دزدیده است و باید از او پس گرفت: عمرو بن العاص از جمله کسانی است که اموال او مشاطره شده است (12) ، خلیفه شنید که عامل او در شهر حمص خانه‏هائی ساخته و در بانی نیز بر آن نهاده کس را بفرستاد تا درب خانه او آتش زنند و باز پس از چندی او را بکارش گمارد (13) خلیفه شخصی را به بادیه‏ای فرستاد تا هر کس قرآن نمی‏خواند او را تأدیب کند او نیز شخصی را آنقدر کتک زد تا مرد (14) در حقیقت این قوت اوست؟ ؟ و اموال ابو هریره را که والی در بحرین بود مشاطره کرده و او را متهم به دزدی از بیت المال نمود (15).

همچنین اموال «ابو موسی اشعری» و «حارث بن کعب» نیز مورد مشاطره قرار گرفته است «عتبه بن ابو سفیان» که مسئول جمع آوری زکات در طائف بود اموالش مورد مشاطره قرار گرفت (16). «ابو بکرة» نیز از جمله والیان خلیفه بود وقتی عمر اموال او را مشاطره می‏کرد ابو بکرة می‏گفت اگر همه این مال از آن خداست چرا همه را نمی‏گیری و اگر از ماست پس چرا آنرا می‏گیری (17).

عین همین اعتراض نیز از علی (ع) در مورد عمر نقل گردیده و اضافه شده که تعجب از آنجاست که خلیفه آنها را باز بر سر کارهای اولیه می‏فرستد، وقتی والی خلیفه از یمن برگشت و لباسی زیبا بر تن داشت عمر گفت تا لباس او را در آوردند و باز او را به محل کارش اعزام داشت (18).

ابو هریره بعدها وقتی باز برای کار مورد پیشنهاد قرار می‏گرفت گفت که نمی‏رود چرا که آبرویش ریخته شده اموالش گرفته شده و بر پشت او نیز زده شده است (19) از جمله کسانی که اموالشان مشاطره شد سعد بن ابی وقاص است (20) همان کسی که مردم کوفه نیز از او نزد عمر شکایت کرده و گفتند که نیکو نماز نمی‏خواند (21) بلاذری اسامی کسانی که اموالشان مورد مشاطره قرار گرفته ذکر کرده است! ابو بکره، نفیع بن الحرث، نافع بن الحرث، جز بن معاویه، بشر بن المحتفر که درجندی‏شاپور بوده خالد بن حرث که بر بیت المال اصبهان بوده، قیس بن عاصم، سمرة بن جندب که بر بازار اهواز بود همان بن عدی، مجاشع بن مسعود، که بر زمین بصره و صدقات آن بوده، شبل بن معبد که مأمور رسیدگی به غنائم بوده و ابو مریم بن محرش که در رامهرمز بوده است (22) این مشاطره هیچ مفهومی جز اینکه اینان در نظر خلیفه دزد بیت المال بوده‏اند ندارد.

5 ـ متعه در زمان عمر تحریم شد.

گفتاری از دکتر تیجانی سماوی پیرامون متعه و اینکه متعه در زمان عمر تحریم شد:

نکاح متعه یا ازدواج موقت مدت‏دار، مانند ازدواج دائمی، منعقد نمی‏شود مگر با عقدی که مشتمل بر قبول و ایجاب است به این معنی که زن به مرد بگوید: خودم را در ازدواج تو درآوردم با مهریه‏ای که مقدارش این قدر و این مقدار است و به فلان مدت، سپس مرد بگوید: قبول کردم یا رضایت دادم.

این ازدواج را شرایط و احکامی است که در کتابهای فقهی امامیه وارد شده است، مانند لزوم تعیین مهر و مدت که به هر چه دو طرف رضایت دهند، صحیح است، و حرام بودن این نوع ازدواج با محارم همچنانکه در ازدواج دائم نیز چنین است.وعده نگه داشتن زن صیغه‏ای پس از تمام شدن مدت به اندازه دیدن دو حیض و یا گذشتن چهار ماه و ده روز در حال وفات همسر می‏باشد .

و بر دو طرف متعه هیچ ارث و نفقه‏ای نیست، پس نه زن از مرد ارث می‏برد و نه مرد از زن و اما فرزندی که از ازدواج متعه بدست می‏آید، مانند فرزند ازدواج دائم است چه در حقوق و میراث و نفقه و چه در تمام حقوق مادی و معنوی، و ملحق به پدرش است.

این حکم متعه است با شرایط و حدودش، و خود می‏بینی که هیچ ارتباطی با زنا ندارد چنانکه برخی از جنجال برانگیزان‏می‏پندارند.و اهل سنت نیز مانند برادرانشان از شیعیان متفق القول‏اند بر تشریع این ازدواج از سوی خداوند متعال که در سوره نساء ـ آیه 24 آمده است :

«فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة، ان الله کان علیما حکیما» .

پس چنانکه شما از آنها بهره‏مند شدید (متعه کنید) مهر معین که مزد آنها است واجب است به آنها بپردازید، و باکی نیست بر شما که پس از تعیین مهر به چیزی رضایت دهید و همانا خدا دانا و آگاه است.

و همه قبول دارند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم متعه را جایز دانسته و اجازه دادند و اصحاب در دوران حضرت، تمتع کردند.ولی اختلافشان در این است که آیا این حکم نسخ شده یا نشده است.اهل سنت معتقدند که نسخ شده و حرام شده در حالی که قبلا حلال بوده است، و نسخ در سنت رخ داده است، نه در قرآن ولی شیعیان معتقدند که این حکم نسخ نشده و تا روز قیامت، حلال است.

بنابراین، بحث فقط مربوط می‏شود به نسخ شدن یا نشدن آن.و با بررسی کردن سخنان هر دو گروه، حق برای خواننده روشن می‏شود و بی‏گمان هر جا حق باشد، بدون هیچ تعصب و عاطفه‏ای، از آن پیروی خواهد شد.

دلیل شیعیان که معتقدند این حکم نسخ نشده و تا قیامت پا بر جا است این است که می‏گویند : برای ما ثابت نشده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی کرده باشد و ائمه ما که از عترت طاهره پیامبرند نیز قائل به حلال بودن آن هستند، و اگر نسخی ازسوی پیامبر صورت گرفته بود، قطعا ائمه اهل بیت و در رأس آنان حضرت علی آن را می‏دانستند چرا که اهل بیت از آنچه در درون بیت می‏گذرد آگاهتر از دیگران‏اند.ولی آنچه نزد ما ثابت شده این است که خلیفه دوم عمر بن خطاب آن را نهی کرد و به اجتهاد خودش که علمای اهل سنت نیز بر آن شهادت می‏دهند، تحریم نمود.و ما بهر حال حکم خدا و رسولش را به خاطر رأی و نظر شخصی و اجتهاد عمر، رها نمی‏کنیم و تغییر نمی‏دهیم.این است خلاصه سخنان شیعیان در مورد حلال بودن متعه.و این سخن بحقی است زیرا تمام مسلمانان مأمور به پیروی از احکام خدا و رسولش هستند و هر که خلاف خدا و رسولش حکم کرد، هر قدر هم درجه‏اش بالا باشد، مردود است زیرا در اجتهادش مخالفت صریح با نصوص قرآن و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نموده است.

اما اهل سنت و جماعت معتقدند که متعه حلال بوده و قرآن آن را تأیید کرده و پیامبر به آن اجازه داده و اصحاب هم انجام داده‏اند ولی پس از این، نسخ شده و در نسخ کننده‏اش اختلاف دارند.

برخی می‏گویند که پیامبر پیش از وفاتش آن را نسخ کرد و برخی معتقدند که عمر بن خطاب آن را تحریم نمود و می‏گویند که: سخن او حجت است زیرا پیامبر فرمود: «بر شما باد به سنت من و سنت خلفای راشدین پس از من...» .

آنان که متعه را تحریم می‏کنند به این دلیل که عمر آن را حرام کرده و کار او لازم الاجرا است، ما با اینها بحثی نداریم زیرا فقط از راه تعصب چنین می‏گویند وگرنه چطور می‏شود مسلمانی سخن خدا و رسولش را رها کند و با آنها مخالفت نماید و دنباله‏روی ازانسانی کند که اشتباهش زیاد است.تازه این نوع اجتهاد در موردی ممکن است پذیرفته شود که سخن صریحی از کتاب و سنت نباشد، ولی اگر نصی و سخن صریحی بود، هیچ کس حق انتخاب از پیش خود ندارد «و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله أمرا أن یکون لهم الخیرة من أمرهم، و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا» (23).هیچ مرد مؤمن و هیچ زن مؤمنه‏ای در کاری که خدا و رسولش حکم کرده‏اند را اراده و اختیاری نیست و هر کس مخالفت کند، به گمراهی سختی افتاده است.

و هر که این اصل را قبول ندارد، لازم است که در معلومات خود تجدید نظر کند و مفاهیم شرع را فرا گیرد و قرآن و سنت را بیاموزد چرا که قرآن در همین آیه‏ای که گذشت و در آیات زیاد دیگری اعلام کفر و گمراهی کسی که به قرآن و سنت تمسک نجوید کرده است.

و اما دلیل از سنت نبوی، این هم بسیار است.و به این سخن پیامبر اکرم بسنده می‏کنیم که فرمود: «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة» ـ حلال محمد (ص) حلال است تا روز قیامت و حرام او حرام است تا روز قیامت.

به آنان که می‏خواهند ما را قانع کنند به اینکه کارهای خلفای راشدین و اجتهادهای آنان برای ما لازم الاجراء است می‏گوئیم:

«أتحاجوننا فی الله و هو ربنا و ربکم و لنا أعمالنا و لکم أعمالکم و نحن له مخلصون» (24).

شما با ما در مورد خداوند جدال و بحث می‏کنید، حال آنکه او پروردگارما و پروردگار شما است و ما مسئول اعمال خود و شما مسئول اعمال خویشتن هستید و ما به خدایمان اخلاص داریم .

و بهر حال آنان که این دلیل را می‏آورند، با ادعای شیعه موافقت می‏کنند و خود دلیلی علیه برادرانشان از اهل سنت می‏باشند.بنابراین، ما فقط با آن گروه که معتقدند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود، این حکم را تحریم کرد و قرآن را با حدیث نسخ نمود، بحث داریم.و اینان در سخنان و استدلالهای خود سراسیمه‏اند و اثبات‏هایشان تو خالی است که بر هیچ اساس محکمی، استوار نمی‏باشد و اگر مسلم در صحیحش، نهی از این حکم را آورده است، برای این است که اگر نهی و منعی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده بود، اصحابی که در زمان ابو بکر و قسمتی از زمان شخص عمر، به این حکم، عمل کردند ـ که در صحیح مسلم نیز آمده است (25) قطعا آن را نادیده نگرفته و به آن نهی پایبند می‏شدند.

عطاء گوید: جابر بن عبد الله برای عمره آمده بود، ما به منزلش رفتیم و دوستان سئوالهائی از او کردند، سپس نام «متعه» به میان آمد.جابر گفت: آری! ما در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابو بکر و عمر، به متعه عمل کردیم.

پس اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از متعه نهی کرده بود، اصحاب نمی‏توانستند در دوران ابو بکر و عمر متعه کنند، همانطور که ملاحظه کردید.

بنابراین، حقیقت این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی نکرده و آن را تحریم ننموده است و این نهی فقط از جانب‏عمر بن خطاب بوده، چنانکه در صحیح بخاری آمده است.



خرید و دانلود تحقیق درباره: وقایع دوران خلافت عمر


تحقیق: وقایع دوران خلافت عمر

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 7

 

وقایع دوران خلافت عمر

در این دوران حوادث و وقایعی اتفاق افتاد که اهم آنها در ذیل فهرست می‏شوند.

1 ـ فتوحات که عمر را در کل دوران خلافتش به خود مشغول کرد و ما در عنوان جداگانه‏ای بدان می‏پردازیم.

2 ـ ایجاد دیوان: یکی از مهم‏ترین اقدامات اداری در دوره خلیفه دوم، ایجاد دیوان در سال 51 بود، زمانی که غنائم و درآمدهای دولت زیاد شده و راه مصرفی برای آنها وجود نداشت، صحبت از تقسیم آنها میان مردم شد.برخی اعتراض کردند که تقسیم این پول‏ها مردم را تنبل می‏کند.اما عمر گفت چاره‏ای جز این ندارد، چون فی‏ء زیاد شده و راه مصرفی ندارد.تشکیل دیوان برای کنترل درآمدها، دخل و خرج دولت، شمارش لشکر و معین ساختن حقوق آنان از خمس غنایم و سایر درآمدهایی بود که به دولت می‏رسید.اصل دیوان از ایرانیان بود و دستگاه خلافت با استفاده از خود ایرانی‏ها و نیز خط و زبان پهلوی آن را به راه انداخت.این خط و زبان تا زمان عبد الملک بن مروان، زبان رسمی دیوان بود و پس از آن عربی شد.

در دیوان نام قبایل و افراد نوشته شده و بر حسب موقعیت قبیله‏ای حقوقی به آنها تعلق می‏گرفت.این حقوق معمولا از خمس غنایم جنگ ـ که سهم دولت بود ـ و سایر درآمدهای عمومی مانند جزیه و ...پرداخت می‏شد.ایجاد چنین روشی برای مراقبت از مسایل مالی، به احتمال برگرفته از تجربه‏هایی بود که در ایران و شام در کار بوده است.

در این دیوان، سپاهی عرب بر سپاهی عجم، عرب قحطان بر عرب عدنان، عرب مضر برعرب ربیعه، قریش بر غیرقریش وبنی هاشم بر بنی امیه تقدم داشت وحقوق گروه اول بیش از حقوق گروه دوم بود. تاریخنویسان معروفی مانند ابن اثیر ویعقوبی وجرجی زیدان، در تاریخهای خود نمونه ای از ارقام متفاوت مقرریهای سپاهیان وکارمندان دولت اسلامی را ذکر کرده‏اند. (1) اختلاف ارقام حقوق بهت آور است.حقوق عباس بن عبد المطلب، سرمایه دار معروف، در سال 12000 درهم بود، در حالی که حقوق یک سپاهی مصری در سال از 300 درهم تجاوز نمی‏کرد. حقوق سالانه هر یک از زنان رسول خدا 6000 درهم بود، در حالی که حقوق یک سپاهی یمنی در سال به 400 درهم نمی‏رسید. حقوق سالانه معاویه وپدر او ابوسفیان در سال 5000 درهم بود، در حالی که حقوق یک فرد عادی مکی که مهاجرت نکرده بود 600 درهم بود.

خلیفه، با این عمل، تبعیض نژادی را که از جانب قرآن وپیامبر صلی الله علیه و آله و سلم محکوم شده بود، بار دیگر احیا نمود وجامعه اسلامی را دچار اختلاف طبقاتی ناصحیح کرد .

چیزی نگذشت که در جامعه اسلامی شکاف هولناکی بروز کرد وزر اندوزان ودنیا پرستان، در تحت حمایت خلیفه، به گرد آوری سیم وزر پرداختند واستثمار کارگران وزحمتکشان آغاز شد .

با اینکه خلیفه وقت اموال گروهی از فرمانداران ودنیا پرستان، مانند سعد وقاص، عمرو عاص، ابو هریره و... را مصادره کرد وپیوسته می‏کوشید که فاصله طبقاتی بیش از حد گسترش پیدا نکند، ولی متأسفانه چون از نخست نظرات واقدامات اقتصادی او غلط وبر اساس برتریهای بی وجه استوار بود، مصادره اموال سودی نبخشید وکاری از پیش نبرد وکار را برای زمامدار آینده، که روحا نژادپرست بود، سهلتر کرد ودست او را در تبعیض بیشتر باز گذاشت.

زراندوزان جامعه آن روز، بر اثر بالا رفتن قدرت خرید، بردگان را می‏خریدند، وآنان را به کار وا می‏داشتند ومجبور می‏کردند که هم زندگی خود را اداره کنند وهم روزانه یا ماهانه مبلغی به اربابان خود بپردازند.وبیچاره برده، از بام تا شام می‏دوید وجانش به لب می‏آمد تا مقرری مالک خود را بپردازد.

ثبت نام افراد در دیوان بر دو پایه بود: یکی نسب قبیله‏ای افراد، و دیگر پیشینه آنان در زمان اسلام آوردن و شرکت در جنگ‏های صدر اسلام.بدین ترتیب نوعی تفاوت و گاه تبعیض میان مردم اعمال می‏شد.سیاست مزبور تا پایان دوره خلافت خلیفه سوم اجرا می‏شد.اما در دوره خلافت امام علی ـ ع ـ اموال مزبور به طور مساوی میان افراد تمامی قبایل بدون ملاحظه سوابق، نوع قبیله و حتی عرب و غیر عرب تقسیم شد.گفته‏اند که خلیفه دوم نیز در لحظه‏های پایانی زندگی گفته بود، اگر زنده بماند، سیاست تساوی را پیشه خواهد گرفت.پیش از او ابوبکر نیز اموال مزبور را به صورت مساوی تقسیم می‏کرد.

البته در اینجا بی‏مناسبت نیست که از سازمان مالی آن دوره مطلع گردیم:

از نظر مالی چند منبع درآمد برای مسلمانان وجود داشت:

در درجه اول زکات به عنوان یک منبع رسمی مالیات اسلامی بود که اجرای آن از سال نهم هجری آغاز شد.این زکات، مربوط به برخی از اموال مردم بود که در شرایطی و به طور سالانه گرفته می‏شد.بیشتر اموالی که زکات شامل آنها می‏شد، عبارت از شتر، اسب، گاو و گوسفند و...بود .موارد مصرف زکات در قرآن مشخص شده بود.عمومی‏ترین مصرف آن، زدودن فقر و فاقه از میان مردم، انجام کارهای خیر و فی سبیل الله بود.

منبع دیگر درآمد غنایم جنگی بود.این غنایم به پنج قسمت تقسیم می‏شد، چهار قسمت آن سهم جنگجویان و یک پنجم نصیب حکومت می‏شد.توسعه فتوحات، منجر به فراوانی غنایم شد.سهم حکومت در خزانه جمع می‏شد و همراه درآمدهای دیگر میان مردم تقسیم می‏گردید.این تقسیم در زمان عمر بر اساس دیوانی عملی گردید که پیش‏تر به آن اشاره کردیم.در درجه نخست، کسانی بیشتر می‏گرفتند که به پیامبر ـ ص ـ نزدیک‏تر بودند.عایشه دوازده هزار درهم در سال می‏گرفت و این بالاترین مبلغ بود.پس از آن از بنی هاشم و دیگران، سپس مهاجران و بعد انصار و همین طور زنان و موالی و غیره که سالانه دویست درهم می‏گرفتند.

اموال مزبور به اندازه‏ای فراوان بود که حکومت، مصرفی جز قسمت میان مردم برای آن نمی‏شناخت .با همه ملاحظاتی که در سال‏های نخست برای رعایت عدالت می‏شد، تفاوت‏هایی که به برخی از آنها اشاره کردیم، وجود داشت.با کمال تأسف در دوره خلیفه سوم این تبعیض‏ها بیشتر شد و کسانی که باید از آنان به عنوان اشراف قریش یاد کرد، سهم بیشتری بردند.عنایت خلیفه و بذل و بخشش‏ها عامل عمده این توزیع ناروا بود.

درآمد دیگر از زمین‏هایی بود که طی فتوحات به دست مسلمانان افتاده بود.خلیفه دوم تصمیم گرفت تا زمین‏ها را دردست صاحبان اصلی آن نگاه دارد و آنان بخشی از درآمد آن را به عنوان خراج به دولت تحویل دهند.این امر، علاوه بر جلب رضایت مردم، درآمد ثابتی را برای دولت به همراه داشت.به علاوه، سپردن آنها به دست جنگجویان با توجه به مشکلات فراوان آن ـ که یکی از آنها ناآشنایی اعراب با زراعت بود ـ به هیچ روی به مصلحت دولت نبود.زمین‏ها در دست مسلمانان و اهل ذمه بود و همه آنها به تناسب مساحت زمینی که دراختیار داشتند، خراج می‏پرداختند.

جزیه یکی دیگر از منابع مالی دولت اسلامی بود که از اهل کتاب گرفته می‏شد.اهل کتاب شامل نصارا، یهود، و زرتشتیانی بود که در سایه حکومت اسلامی زندگی کرده به جای زکات که مسلمانان پرداخت می‏کردند، جزیه می‏دادند.این مالیات به طور سرانه ـ یعنی تعداد افراد، گرفته شده و در زمان‏ها و مکان‏ها، مقداری که گرفته می‏شد، متفاوت بود.از ثروتمندان چهار دینار در سال، از طبقات‏متوسط دو دینار و از طبقات پایین یک دینار به طور نقد و یک جا دریافت می‏شد.

عشریه یا ده یک، مالیات دیگری بود که از تجار غیر مسلمان که وارد کشور اسلامی می‏شدند، گرفته می‏شد.زمانی که خلیفه دوم شنید کفار از تجار مسلمان چنین مالیاتی دریافت می‏کنند، دستور داد تا از مال التجاره آنان ده یک اخذ شود.گفته شده که کفار برخی از مناطق خود پیشنهاد تجارت در بلاد مسلمین را با پرداخت ده یک داشته‏اند و این امر کم کم به صورت مالیات رسمی برای دولت اسلامی درآمد.

در دوره خلفای نخست، به جز سال‏های کوتاهی از خلافت خلیفه سوم، نظارت مالی شدیدی بر اموال بیت المال وجود داشت و از حیف و میل شدن آن به شدت جلوگیری می‏شد.تنها باید گفت سیاست موجود در دیوان که میان سابقه‏داران دیگران و نیز مهاجر و انصار با سایر قبایل، تفاوت‏هایی گذاشته می‏شد، اثرات نامطلوبی را بر دوره‏ها و رخدادهای بعدی گذاشت.

3 ـ از کارهایی که در زمان عمر توسط او انجام شد، جلوگیری از خروج اصحاب پیامبر (ص) از مدینه بود.

از مهمترین مسائل در مورد انتخاب خلیفه، عدم استفاده از بزرگان اصحاب پیامبر (ص) است .یکبار وقتی از او علت اینکار پرسیده شد گفت: نمی‏خواهم آنها را به کار و عمل آلوده سازم، (2) چنانچه وقتی پرسیدند که چرا «ابی بن کعب» را بر سر کار نمی‏نهد گفت نمی‏خواهد او را بکار آلوده سازد. (3) از او پرسیدند که چرا از اهل بدر در جریان امور بهره نمی‏گیرد؟ پاسخ او همان عدم آلوده نمودن آنها به کار بوده است. (4) ابن اثیر نیز عدم استفاده از آنها در امور ولایات را اشاره می‏کند، (5) اما آنچه شعبی یکی از تابعین معروف توضیح می‏دهد چیزدیگری است، او می‏گوید: عمر قصد داشت تا از خروج صحابه‏ئی که خود وزنه‏های مهمی بودند و امکان داشت اگر خارج از مدینه بروند محور مستقلی شوند، جلوگیری کند.عمر فتنه آنها را می‏دانست و لذا آنها را در مدینه محصور کرده بدانها گفت بدترین چیزی که من از آن هراس دارم انتشار شما در شهرهاست. (6)

هنگامی که «زبیر بن العوام» از او خواست تا برای جنگ بیرون رود عمر بدو گفت: من نمی‏گذارم اصحاب محمد (ص) در میان مردم متفرق شده و آنها را به ضلالت بکشند. (7) وقتی از او پرسیده شد که چرا امثال یزید بن ابو سفیان، معاویه، سعید بن العاص و فلان و فلان از طلقاء و فرزندان آنها را بر سر کار مینهی، اما عباس، زبیر و طلحه را بر کنار نهاده‏ئی، عمر گفت اگر اینان در بلاد پراکنده شوند ایجاد فساد می‏کنند. (8)

حسن بصری نیز در علت جلوگیری از خروج مهاجرین از قریش از مدینه جز با اجازه گرفتن و تعیین مدت معین برای بیرون از مدینه بودن، می‏گوید: این بدان جهت بوده که عمر نسبت به آنان بدگمان بوده که مبادا فسادی بر پا کنند (9) احمد امین مصری می‏گوید چون مدینه اهمیت داشته عمر از خروج آنها ممانعت کرده، (10) اما این یک‏نوع تحریف قضایای تاریخی است.

4 ـ مشاطره اموال:

ابن سعد می‏گوید: عمر هر کس را به ولایتی می‏فرستاد اموال او را می‏نوشت و پس از بازگشت هر چه داشت دو نیمه می‏کرده نیمی را برای بیت المال برمی‏داشت و نیمی را به او پس می‏داد (این مشاطره اموال است) ابن سعد می‏افزاید عمر بعضی از اصحاب پیامبر (ص) همچون، سعد بن ابی وقاص ابو هریره، عمر بن العاص، معاویه و...را سر کار می‏نهاد اما کسانی را که از آنها برتر بودند همچون عثمان، علی (ع)، طلحه، زبیر، ابن عوف، و...را رها می‏کرد چرا که آن افراد قوت بر کار داشتند و نسبت به امور بیناتر بودند (11) ؟ ؟ این مشاطره اموال در حقیقت به معنای آنست که والی اموالی را که از بیت المال بوده دزدیده است و باید از او پس گرفت: عمرو بن العاص از جمله کسانی است که اموال او مشاطره شده است (12) ، خلیفه شنید که عامل او در شهر حمص خانه‏هائی ساخته و در بانی نیز بر آن نهاده کس را بفرستاد تا درب خانه او آتش زنند و باز پس از چندی او را بکارش گمارد (13) خلیفه شخصی را به بادیه‏ای فرستاد تا هر کس قرآن نمی‏خواند او را تأدیب کند او نیز شخصی را آنقدر کتک زد تا مرد (14) در حقیقت این قوت اوست؟ ؟ و اموال ابو هریره را که والی در بحرین بود مشاطره کرده و او را متهم به دزدی از بیت المال نمود (15).

همچنین اموال «ابو موسی اشعری» و «حارث بن کعب» نیز مورد مشاطره قرار گرفته است «عتبه بن ابو سفیان» که مسئول جمع آوری زکات در طائف بود اموالش مورد مشاطره قرار گرفت (16). «ابو بکرة» نیز از جمله والیان خلیفه بود وقتی عمر اموال او را مشاطره می‏کرد ابو بکرة می‏گفت اگر همه این مال از آن خداست چرا همه را نمی‏گیری و اگر از ماست پس چرا آنرا می‏گیری (17).

عین همین اعتراض نیز از علی (ع) در مورد عمر نقل گردیده و اضافه شده که تعجب از آنجاست که خلیفه آنها را باز بر سر کارهای اولیه می‏فرستد، وقتی والی خلیفه از یمن برگشت و لباسی زیبا بر تن داشت عمر گفت تا لباس او را در آوردند و باز او را به محل کارش اعزام داشت (18).

ابو هریره بعدها وقتی باز برای کار مورد پیشنهاد قرار می‏گرفت گفت که نمی‏رود چرا که آبرویش ریخته شده اموالش گرفته شده و بر پشت او نیز زده شده است (19) از جمله کسانی که اموالشان مشاطره شد سعد بن ابی وقاص است (20) همان کسی که مردم کوفه نیز از او نزد عمر شکایت کرده و گفتند که نیکو نماز نمی‏خواند (21) بلاذری اسامی کسانی که اموالشان مورد مشاطره قرار گرفته ذکر کرده است! ابو بکره، نفیع بن الحرث، نافع بن الحرث، جز بن معاویه، بشر بن المحتفر که درجندی‏شاپور بوده خالد بن حرث که بر بیت المال اصبهان بوده، قیس بن عاصم، سمرة بن جندب که بر بازار اهواز بود همان بن عدی، مجاشع بن مسعود، که بر زمین بصره و صدقات آن بوده، شبل بن معبد که مأمور رسیدگی به غنائم بوده و ابو مریم بن محرش که در رامهرمز بوده است (22) این مشاطره هیچ مفهومی جز اینکه اینان در نظر خلیفه دزد بیت المال بوده‏اند ندارد.

5 ـ متعه در زمان عمر تحریم شد.

گفتاری از دکتر تیجانی سماوی پیرامون متعه و اینکه متعه در زمان عمر تحریم شد:

نکاح متعه یا ازدواج موقت مدت‏دار، مانند ازدواج دائمی، منعقد نمی‏شود مگر با عقدی که مشتمل بر قبول و ایجاب است به این معنی که زن به مرد بگوید: خودم را در ازدواج تو درآوردم با مهریه‏ای که مقدارش این قدر و این مقدار است و به فلان مدت، سپس مرد بگوید: قبول کردم یا رضایت دادم.

این ازدواج را شرایط و احکامی است که در کتابهای فقهی امامیه وارد شده است، مانند لزوم تعیین مهر و مدت که به هر چه دو طرف رضایت دهند، صحیح است، و حرام بودن این نوع ازدواج با محارم همچنانکه در ازدواج دائم نیز چنین است.وعده نگه داشتن زن صیغه‏ای پس از تمام شدن مدت به اندازه دیدن دو حیض و یا گذشتن چهار ماه و ده روز در حال وفات همسر می‏باشد .

و بر دو طرف متعه هیچ ارث و نفقه‏ای نیست، پس نه زن از مرد ارث می‏برد و نه مرد از زن و اما فرزندی که از ازدواج متعه بدست می‏آید، مانند فرزند ازدواج دائم است چه در حقوق و میراث و نفقه و چه در تمام حقوق مادی و معنوی، و ملحق به پدرش است.

این حکم متعه است با شرایط و حدودش، و خود می‏بینی که هیچ ارتباطی با زنا ندارد چنانکه برخی از جنجال برانگیزان‏می‏پندارند.و اهل سنت نیز مانند برادرانشان از شیعیان متفق القول‏اند بر تشریع این ازدواج از سوی خداوند متعال که در سوره نساء ـ آیه 24 آمده است :

«فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضة و لا جناح علیکم فیما تراضیتم به من بعد الفریضة، ان الله کان علیما حکیما» .

پس چنانکه شما از آنها بهره‏مند شدید (متعه کنید) مهر معین که مزد آنها است واجب است به آنها بپردازید، و باکی نیست بر شما که پس از تعیین مهر به چیزی رضایت دهید و همانا خدا دانا و آگاه است.

و همه قبول دارند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم متعه را جایز دانسته و اجازه دادند و اصحاب در دوران حضرت، تمتع کردند.ولی اختلافشان در این است که آیا این حکم نسخ شده یا نشده است.اهل سنت معتقدند که نسخ شده و حرام شده در حالی که قبلا حلال بوده است، و نسخ در سنت رخ داده است، نه در قرآن ولی شیعیان معتقدند که این حکم نسخ نشده و تا روز قیامت، حلال است.

بنابراین، بحث فقط مربوط می‏شود به نسخ شدن یا نشدن آن.و با بررسی کردن سخنان هر دو گروه، حق برای خواننده روشن می‏شود و بی‏گمان هر جا حق باشد، بدون هیچ تعصب و عاطفه‏ای، از آن پیروی خواهد شد.

دلیل شیعیان که معتقدند این حکم نسخ نشده و تا قیامت پا بر جا است این است که می‏گویند : برای ما ثابت نشده که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی کرده باشد و ائمه ما که از عترت طاهره پیامبرند نیز قائل به حلال بودن آن هستند، و اگر نسخی ازسوی پیامبر صورت گرفته بود، قطعا ائمه اهل بیت و در رأس آنان حضرت علی آن را می‏دانستند چرا که اهل بیت از آنچه در درون بیت می‏گذرد آگاهتر از دیگران‏اند.ولی آنچه نزد ما ثابت شده این است که خلیفه دوم عمر بن خطاب آن را نهی کرد و به اجتهاد خودش که علمای اهل سنت نیز بر آن شهادت می‏دهند، تحریم نمود.و ما بهر حال حکم خدا و رسولش را به خاطر رأی و نظر شخصی و اجتهاد عمر، رها نمی‏کنیم و تغییر نمی‏دهیم.این است خلاصه سخنان شیعیان در مورد حلال بودن متعه.و این سخن بحقی است زیرا تمام مسلمانان مأمور به پیروی از احکام خدا و رسولش هستند و هر که خلاف خدا و رسولش حکم کرد، هر قدر هم درجه‏اش بالا باشد، مردود است زیرا در اجتهادش مخالفت صریح با نصوص قرآن و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نموده است.

اما اهل سنت و جماعت معتقدند که متعه حلال بوده و قرآن آن را تأیید کرده و پیامبر به آن اجازه داده و اصحاب هم انجام داده‏اند ولی پس از این، نسخ شده و در نسخ کننده‏اش اختلاف دارند.

برخی می‏گویند که پیامبر پیش از وفاتش آن را نسخ کرد و برخی معتقدند که عمر بن خطاب آن را تحریم نمود و می‏گویند که: سخن او حجت است زیرا پیامبر فرمود: «بر شما باد به سنت من و سنت خلفای راشدین پس از من...» .

آنان که متعه را تحریم می‏کنند به این دلیل که عمر آن را حرام کرده و کار او لازم الاجرا است، ما با اینها بحثی نداریم زیرا فقط از راه تعصب چنین می‏گویند وگرنه چطور می‏شود مسلمانی سخن خدا و رسولش را رها کند و با آنها مخالفت نماید و دنباله‏روی ازانسانی کند که اشتباهش زیاد است.تازه این نوع اجتهاد در موردی ممکن است پذیرفته شود که سخن صریحی از کتاب و سنت نباشد، ولی اگر نصی و سخن صریحی بود، هیچ کس حق انتخاب از پیش خود ندارد «و ما کان لمؤمن و لا مؤمنة اذا قضی الله و رسوله أمرا أن یکون لهم الخیرة من أمرهم، و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا» (23).هیچ مرد مؤمن و هیچ زن مؤمنه‏ای در کاری که خدا و رسولش حکم کرده‏اند را اراده و اختیاری نیست و هر کس مخالفت کند، به گمراهی سختی افتاده است.

و هر که این اصل را قبول ندارد، لازم است که در معلومات خود تجدید نظر کند و مفاهیم شرع را فرا گیرد و قرآن و سنت را بیاموزد چرا که قرآن در همین آیه‏ای که گذشت و در آیات زیاد دیگری اعلام کفر و گمراهی کسی که به قرآن و سنت تمسک نجوید کرده است.

و اما دلیل از سنت نبوی، این هم بسیار است.و به این سخن پیامبر اکرم بسنده می‏کنیم که فرمود: «حلال محمد حلال الی یوم القیامة و حرامه حرام الی یوم القیامة» ـ حلال محمد (ص) حلال است تا روز قیامت و حرام او حرام است تا روز قیامت.

به آنان که می‏خواهند ما را قانع کنند به اینکه کارهای خلفای راشدین و اجتهادهای آنان برای ما لازم الاجراء است می‏گوئیم:

«أتحاجوننا فی الله و هو ربنا و ربکم و لنا أعمالنا و لکم أعمالکم و نحن له مخلصون» (24).

شما با ما در مورد خداوند جدال و بحث می‏کنید، حال آنکه او پروردگارما و پروردگار شما است و ما مسئول اعمال خود و شما مسئول اعمال خویشتن هستید و ما به خدایمان اخلاص داریم .

و بهر حال آنان که این دلیل را می‏آورند، با ادعای شیعه موافقت می‏کنند و خود دلیلی علیه برادرانشان از اهل سنت می‏باشند.بنابراین، ما فقط با آن گروه که معتقدند رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خود، این حکم را تحریم کرد و قرآن را با حدیث نسخ نمود، بحث داریم.و اینان در سخنان و استدلالهای خود سراسیمه‏اند و اثبات‏هایشان تو خالی است که بر هیچ اساس محکمی، استوار نمی‏باشد و اگر مسلم در صحیحش، نهی از این حکم را آورده است، برای این است که اگر نهی و منعی از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمده بود، اصحابی که در زمان ابو بکر و قسمتی از زمان شخص عمر، به این حکم، عمل کردند ـ که در صحیح مسلم نیز آمده است (25) قطعا آن را نادیده نگرفته و به آن نهی پایبند می‏شدند.

عطاء گوید: جابر بن عبد الله برای عمره آمده بود، ما به منزلش رفتیم و دوستان سئوالهائی از او کردند، سپس نام «متعه» به میان آمد.جابر گفت: آری! ما در دوران رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم و ابو بکر و عمر، به متعه عمل کردیم.

پس اگر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از متعه نهی کرده بود، اصحاب نمی‏توانستند در دوران ابو بکر و عمر متعه کنند، همانطور که ملاحظه کردید.

بنابراین، حقیقت این است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از آن نهی نکرده و آن را تحریم ننموده است و این نهی فقط از جانب‏عمر بن خطاب بوده، چنانکه در صحیح بخاری آمده است.



خرید و دانلود تحقیق: وقایع دوران خلافت عمر