لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
دکتر محمد مصدق(1345-1261) نخستوزیر دولت مردمی ایران و یکی از رهبران جنبش ملیکردن صنعت نفت بود. او که از دانشگاه نوشاتل سوییس در رشتهی حقوق درجهی دکترا گرفته بود، توانست بر حق بودن مردم ایران را در موضوع نفت در دادگاه لاهه ثابت کند. اما کودتایی که با پشتیبانی انگلیس و آمریکا و همراهی برخی نیروهای داخلی در 28 مرداد 1332 رخ داد، بازگشت دوبارهی نظام خودکامهی پهلوی و خانهنشینی مصدق را به همراه داشت. با این همه، کار ماندگار او الهامبخش جنبشهای ضد استعماری در منطقه شد.
کودکی و جوانی
محمد مصدق روز 29 اردیبهشت سال 1261 خورشیدی در تهران به دنیا آمد. پدرش میرزا هدایت آشتیانی، وزیر دفتر استیفا(دارایی) در دوران ناصرالدینشاه قاجار بود که گرایش زیادی به میرزاتقیخان امیرکبیر داشت. مادرش ملک تاج خانم(نجم السلطنه) نوادهی عباسمیرزا و بنیانگذار بیمارستان نجمیهی تهران بود. مصدق در خانوادهای پرورش یافت که به اسلام، حضرت محمد(ص) و خاندان پاکش علاقهی فراوان داشتند. میرزا حسنخان اعتماد السلطنه، وزیر انطباعات(چاپ و نشر) ناصرالدین شاه، در روزنامهی خاطرات خود آورده است که هر گاه نشستی از درباریان برگزار میشد و میخواستند در ادامهی کار به هجوگویی و یا نوشیدن شراب بپردازند، میرزا هدایت از آن نشست بیرون میرفت.
مصدق آموزشهای معمول در آن زمان را در تهران فراگرفت و پس از مرگ پدر به مقام استیفای خراسان برگزیده شد. اما از آنجا که به علوم نوین علاقه داشت، کار پدران خود را رها کرد و در مدرسهی سیاسی تهران، که به تازگی برپا شده بود، به ادامهی تحصیل پرداخت. او که در جریان انقلاب مشروطه به جرگهی آزادیخواهان پیوسته بود، پس از آن که محمدعلی شاه مجلس را به توپ بست، زمانی را مانند بسیاری از آزادیخواهان فراری شد و پنهانی زندگی میکرد. سپس از راه روسیه به اروپا رفت و در مدرسهی علوم سیاسی پاریس به فراگیری آموزشهای عالی پرداخت. او پس از دو سال به دلیل بیماری به ایران بازگشت، اما پس از پنج ماه راهی سوییس شد و در نوشاتل در رشتهی حقوق به فراگیری دانش پرداخت. سرانجام در سال 1913 میلادی توانست درجهی دکترای حقوق را دریافت کند و پس از یک دوره کارآموزی، پروانهی وکالت گرفت.
استاندار مردمی
مصدق بیدرنگ به ایران بازگشت و در مدرسهی علوم سیاسی به آموزش حقوق پرداخت. او در سال 1296 خورشیدی به عنوان معاون وزارت مالیه(دارایی) و عضو کمیسیون تطبیق و حوالجات شد. در دورهی نخستوزیری وثوق الدوله با قرارداد 1919 سخت مخالفت کرد و بدر سفر خود به اروپا، بیانههای اعتراضآمیزی در روزنامههای اروپا به چاپ رساند. سرانجام آن قرارداد شکست خورد، وثوقالدوله برکنار شد و مشیرالدوله بر سر کار آمد. مصدق از سوی مشیرالدوله به وزارت عدلیه(دادگستری) برگزیده شده بود، اما در بازگشت به ایران از راه بوشهر به درخواست مردم فارس به والیگری(استانداری)آنجا برگزیده شد و تا کودتای اسفند 1299 خورشیدی در همانجا ماند.
مصدق در دورانی که در فارس بود برای برقراری امنیت و جلوگیری از باجگیری سرمایهداران و زورمداران از مردم کوششهای فراوانی کرد. در همان دوران بود که به یکی از عالمان شیراز به نام آیتالله سید محمد شریف تقوی کمک کرد تا کتابی را که با نام قانون الهی نوشته بود به چاپ برساند. آیتالله تقوی در آغاز کتاب خود از همیاری مصدق چنین یاد کرده است:"چندین سال است که من این کتاب را نوشتهام، اما تا کنون امکان مادی برای چاپ آن نداشتم تا این که آقای دکتر مصدق والی فارس شد." سپس با تمجید و تجلیل از مصدق عنوان می کند که او هزینهی چاپ آن کتاب را پرداخته است.
پس از کودتای سید ضیاءالدین طباطبایی و رضاخان میرپنج، دکتر مصدق از نخستین شخصیتها سیاسی بود که با آن کودتا مخالفت کرد و ابلاغیهی حکومت را در فارس انتشار نداد. کوشش او برای تشویق احمدشاه قاجار به پایداری در برابر کودتا به جایی نرسید و چون میدانست سید ضیاءالدین طباطبایی، نخستوزیر کودتا، به دموکراسی و آزادی باور نداشت، از والیگری فارس استعفا داد. پس از اندکی قوامالسلطنه، نخستوزیر، او را برای وزارت دارایی برگزید، اما مصدق به علت حضور آرمیتاژ اسمیت، مستشار انگلیسی، در آن وزارتخانه از پذیرش آن سرباز زد. اما پس از رفتن مستشار انگلیسی در آبان 1300 خورشیدی با گرفتن اختیارهایی از مجلس شورای ملی به وزارت دارایی رفت. با این همه، دولت قوام چندان دوام نیاورد.
دکتر مصدق در 28 بهمنماه 1300 خورشیدی به استانداری آذربایجان برگزیده شد و تا میانهی سال 1301 خورشیدی در مان جایگاه بود. او کوششهای فراوانی برای آسایش مردم آذربایجان انجام داد، اما کارشکنیهای رضاخان، که در آن زمان وزیر جنگ بود، استعفای مصدق را در پی داشت. در پی استعفای دکتر مصدق، نامهها و تلگرافهای فراوانی از سوی عالمان بزرگ آذربایجان، از جمله میرزا باقر رضی، محمد بن موسی ثقه الاسلام، عبدالحسین حسنی و حاج صادق آقا بزرگ به سوی قوامالسلطنه، رییس الوزرا(نخستوزیر) فرستاده شد که خواستار بازگشت مصدق به جایگاه خود بودند.
نمایندهی آزادیخواه
مصدق در دورهی پنجم مجلس شورای ملی نمایندگی مردم تهران را به دست آورد. در همان دوره بود که موضوع تغییر سلطنت و پادشاه شدن رضاخان، که در آن زمان نخست وزیر احمدشاه و همزمان وزیر جنگ بود، مطرح شد. مصدق که از ویرانیها و گرفتاریهایی که نظام خودکامهی قاجار برای مردم ایران به بار آورده بود، نیک آگاه بود و بزرگترین دستاورد انقلاب مشروطه را تفکیک قوا، به وجود آمدن مجلس شورا و کاستن از دخالت های شاه در کارهای کشور میدانست، از مخالفان سرسخت پیریزی یک نظام خودکامهی دیگر شد. او در جلسه ی نهم آبانماه 1304 خورشیدی در سخنرانی خود در مجلس مخالفت خود را با پادشاه شدن رضاخان این گونه بیان کرد:
"بنده در سال گذشته در حضور آقایان محترم به کلامالله مجید قسم یاد کردم که به مملکت و ملت خیانت نکنم. آن ساعتی که قسم خوردم مسلمان بودم و حالا هم مسلمان هستم و از آقایان تمنا دارم به احترام این فرآن برخیزند و در حضور همهی آقایان شهادت خود را میگویم، اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله. من به این کلام الله مجید قسم یاد کردم و این ساعت هم کلام الله خصم من باشد اگر در عقیدهی خودم یک اختلاف و تفاوتی حاصل کرده باشم. من همان بودم که هستم و امروز هم اگر چیزی بر خلاف مصالح مملکت خود ببینم ناچار میشوم برای حفظ مملکت و حفظ قومیت و بقای اسلام از اضهار عقیده خودداری نکنم."
سپس بدون هراس و ترس از رضاخان، از مردی که همهی نیروی حکومتی آن روزگار را در دست داشت، این گونه از پیریزی یک حکومت خودکامه و ضدآزادی به نمایندگان هشدار داد:
" خوب، اگر ما قائل شویم که آقای رییس الوزرا(سردار سپه) پادشاه بشوند و در کارهای مملکت هم دخالت کنند، شاه هستند، رئیس الوزرا هستند، فرماندهی کل قوا هستند. بنده اگر سرم را ببرند و تکهتکهام بکنند و آقا سید یعقوب هزار فحش هم به من بدهند، زیر بار این حرفها نمیروم. آقای سید یعقوب، شما مشروطهطلب بودید، آزادیخواه بودید. بنده خودم شما را در این مملکت دیدم که بالای منبر میرفتید و مردم را دعوت به آزادی میکردید. حالا عقیدهی شما این است که یک کسی در مملکت باشد که هم شاه باشد، هم رئیس الوزرا باشد، هم حاکم؟ اگر این طور باشد که ارتجاع صرف است. پس چرا خون شهدای راه آزادی را بیخود ریختید؟ چرا مردم را به کشتن دادید؟ میخواستید از دور اول بگویید که ما دروغ گفتیم و مشروطه نمیخواستیم. آزادی نمیخواستیم. یک ملتی است جاهل و باید با چماق آدم شود."
با این همه، فریاد مصدق و آزادیخواهان دیگری مانند مدرس، بهار و فرخی یزدی بینتیجه ماند و رضاخان به پادشاهی ایران رسید. پس از پایان کار دورهی ششم مجلس، همانگونه که پیشبینی میشد، بزرگترین دستاورد انقلاب مشروطه، یعنی آزادی انتخابات، از بین رفت و کسانی به مجلس راه یافتند که فرمانبردار بیچون و چرای رضاخان بودند. بسیاری از آزادی خواهان کشته یا زندانی شدند و مصدق نیز نخستین خانهنشینی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
منوچهر آتشی، در سال ١٣١٠ در دشتستان استان بوشهر، به دنیا آمد. وی تحصیلات ابتدایی
و دورهی اول متوسطه را در بوشهر و حومه گذراند و سپس برای گذراندن دورهی
دانشسرای مقدماتی به شیراز رفت. در سال ١٣٣٣ شمسی آموزگار شد و بعد از مهاجرت
به تهران در رشتهی زبان و ادبیات انگلیسی به تحصیل پرداخت.
آتشی با سرودهی «خنجرها، بوسهها، پیمانها» از کتاب «آهنگ دیگر» در سال ١٣٣٩ به
شهرت رسید. او با زبانی حماسی و پرخاشجو ظهور کرد که با غرابت دشتستانیاش
چشمانداز نوینی در شعر نو «نیمایی» گشود:
اسب سفید وحشیبر آخور ایستاده گرانسراندیشناک سینهی مفلوک دشتهاستاندوهناک قلعهی خورشید سوخته استبا سر غرورش اما دل، با دریغ ریشعطر قصیل تازه نمیگیردش به خویش ...
دربارهی آثار او دو کتاب نوشته شده است؛ اولی با عنوان «منوچهر آتشی» به قلم محمد
مختاری و دیگری «پلنگ درهی دیزاشکن» از فرخ تمیمی. منوچهر آتشی دو سال پیش
برگزیدهی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و امسال نیز برگزیدهی همایش چهرههای
ماندگار بود. او روز یکشنبه ٢٩ آبان ١٣٨٤ بر اثر ایست قلبی در سن ٧٤ سالگی جان سپرد.
روحش شاد و یادش جاودان باد!
سبک شعری:
وی که همواره در دهههای چهل و پنجاه و شصت به سبک نیمایی شعر میسروده در دو دهه
اخیر با گرایش به شعر سپید به طرح دیدگاههای جدیدی در شعر پرداختهاست.
فعالیتها:
وی همچنین از نادر شاعرانی است که پیوستگی را با نسلهای جدیدتر همواره و به طور موکد
حفظ کردهاست و در به اختیار گذاشتن بار دانستههای خود به دانشجویان و شاعران حتی
بسیار نوپا در سرایش شعر اغماض نکردهاست. تالیفات متعدد آتشی به دلیل تجدید چاپ در
زمینه تحلیل و نقد و تفسیر و مجموعههای شعر همواره در دسترس افراد علاقمند است.
منوچهر آتشی از آخرین شاگردان مستقیم نیما یوشیج بود. وی که همواره در دهه های چهل و پنجاه و شصت به سبک نیمایی شعر میسروده در دو دهه اخیر با گرایش به شعر سپید به طرح دیدگاههای جدیدی در شعر پرداخته است. وی همچنین از نادر شاعرانی است که پیوستگی را با نسلهای جدیدتر همواره و به طور موکد حفظ کرده است و در به اختیار گذاشتن بار دانسته های خود به دانشجویان و شاعران حتی بسیار نوپا در سرایش شعر اغماض نکرده است. تالیفات متعدد آتشی به دلیل تجدید چاپ در زمینه تحلیل و نقد و تفسیر و مجموعههای شعر همواره در دسترس افراد علاقمند است. این شاعر و مترجم دوم مهرماه سال ۱۳۱۰در بخش دهرود شهرستان دشتستان در استان بوشهر متولد شد.ودر 29 آبان 1384 درسن 74 سالگی در بیمارستانی درتهران درگذشتآتشی درسال ۱۳۳۹بهتهران آمد و در دانشسرای عالی، به تحصیل پرداخت، در مقطع کارشناسی رشتهزبان و ادبیاتانگلیسی فارغالتحصیل شد.مرحوم آتشی از آخرین شاگردان مستقیم "نیما یوشیج" بنیانگذار شعر نو پارسی بوده است.وی که همواره در دهههای ۵۰ ،۴۰و ۶۰به سبک نیمایی شعر میسرود در دو دهه اخیر با گرایش به شعر سپید به طرح دیدگاههای جدیدی در شعر پرداخت."آهنگ دیگر" سال " ،۱۳۳۹آواز خاک" سال " ،۱۳۴۷دیدار در فلق" سال ۱۳۴۸ ،"برانتهای آغاز" ،"گزینه اشعار" سال ۱۳۶۵و "وصف گل سوری" سال ۱۳۷۰ از جمله آثار این شاعر نامدار ایران است.منوچهر آتشی درگذشت این شاعر معاصر پس از جراحی کلیه در بیمارستان سینا بستری و بهخاطر ناراحتی قلبی به بخش ccu منتقل شده و تحت مراقبتهای پزشکی بود. حال وی از صبح رو به وخامت نهاده بود و طبق اعلام پزشک معالج ساعت 14درگذشت. منوچهر آتشی ـ شاعر و مترجم - دوم مهرماه سال 1310 در دهرود دشتستان متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر به پایان رسانید و به خدمت دولت درآمد. مدتی آموزگار فرهنگ بود و سپس در سال 1339 به تهران آمد و در دانشسرای عالی، به تحصیل پرداخت. او در مقطع کارشناسی رشته زبان وادبیات انگلیسی، فارغالتحصیل شد و در دبیرستانهای قزوین، به امر دبیری پرداخت. آتشی از سال 1333 انتشار شعرهایش را شروع کرد و در فاصله چند سال توانست در شمار شاعران مطرح معاصر درآید. نخستین مجموعه شعر او با عنوان “آهنگ دیگر” در سال 1339 در تهران چاپ شد و پس از این مجموعه، 2 مجموعه دیگر با نامهای “آواز خاک” (تهران، 1347) و ”دیدار در فلق” (تهران 1348) از او انتشار یافت. جز این مجموعههای شعر، داستان “فونتامارا” اثر ایگناتسیو سیلونه را هم به زبان فارسی ترجمه کرد که در سال 1348 بهوسیله سازمان کتابهای جیبی انتشار یافت. علاوه بر مجموعههای ”وصف گل سوری” (1367)، ”گندم و گیلاس” (1368)، ”زیباتر از شکل قدیم جهان” (1376)، ”چه تلخ است این سیب” (1378) و ”حادثه در بامداد” (1380)، ترجمه آثاری چون دلاله (تورنتون وایلدر) و لنین (مایاکوفسکی) نیز در کارنامه ادبی آتشی بهچشم میخورد. ضمن آنکه درباره آثار او 2 کتاب نوشته شده است؛ اولی با عنوان “منوچهر آتشی” به قلم محمد مختاری و دیگری “پلنگ دره دیزاشکن” از فرخ تمیمی. منوچهر آتشی 2 سال پیش برگزیده کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و امسال نیز برگزیده همایش چهرههای ماندگار بود. وی قرار بود تا چندی دیگر یک مجله ادبی منتشر کند.
نخستین مجموعهی شعر او با عنوان “آهنگ دیگر” در سال ١٣٣٩ در تهران چاپ شد
و پس از این مجموعه، دو مجموعه دیگر با نامهای “آواز خاک” (تهران، ١٣٤٧) و
”دیدار در فلق” (تهران ١٣٤٨) از او انتشار یافت. جز این مجموعههای شعر، داستان
“فونتامارا” اثر ایگناتسیو سیلونه را هم به زبان فارسی ترجمه کرد که در سال ١٣٤٨
بهوسیله سازمان کتابهای جیبی انتشار یافت.
علاوه بر مجموعههای ”وصف گل سوری” (١٣٦٧)، ”گندم و گیلاس” (١٣٦٨)،
”زیباتر از شکل قدیم جهان” (١٣٧٦)، ”چه تلخ است این سیب” (١٣٧٨) و ”حادثه در
بامداد” (١٣٨٠)، ترجمهی آثاری چون دلاله (تورنتون وایلدر) و لنین (مایاکوفسکی) نیز
در کارنامهی ادبی آتشی بهچشم میخورد.
ضمن آنکه دربارهی آثار او دو کتاب نوشته شده است؛ اولی با عنوان “منوچهر آتشی”
به قلم محمد مختاری و دیگری “پلنگ درهی دیزاشکن” از فرخ تمیمی.
منوچهر آتشی دو سال پیش برگزیدهی کتاب سال جمهوری اسلامی ایران و امسال نیز
برگزیدهی همایش چهرههای ماندگار بود.
وی قرار بود تا چندی دیگر یک مجلهی ادبی منتشر کند.کارنامهای پربار:
آتشی در گستره شعر معاصر ایران جز برترین ها و پیشکسوتان به شمار می آمد. او تا
سال های آخر عمر نیز چه در سرودن شعر و چه در نقد ادبی و نیز در ترجمه فعال و
کوشا باقی ماند. علاوه بر آثاری که در خبر ایسنا به آنها اشاره شده ، کار تحقیقی
دربارهی ناصرخسرو با عنوان احتمالی «ناصرخسرو در متن دوران خود» در حجمی
250 صفحهیی نیز جز آخرین کارهای آتشی است که به قرار است به زودی انتشار
یابد.
نشر آهنگ دیگر که این کتاب را منتشر می کند، اثر دیگری با ترجمه او را نیز در
نوبت کسب مجوز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی دارد.
”آفتاب، مهتاب“ ترجمه داستانی برای کودکان با تصویرگری اردشیر رستمی است که
آتشی در باره اش گفته بود اصل داستانهای پریان متعلق به کره است و او این کار را
از زبان انگلیسی ترجمه کرده است.
اخیرا نیز مجموعهای پنججلدی از آتشی در بررسی شعرهای نیما یوشیج، احمد شاملو،
مهدی اخوانثالث، فروغ فرخزاد و سهراب سپهری توسط نشر آمیتیس منتشر شد که
عنوانهای آنها عبارت است از: نیما را باز هم بخوانیم، شاملو در تحلیلی انتقادی،
اخوان؛ شاعری که شعرش بود، فروغ در میان اشباح، سهراب؛ شاعر نقشهابه ویژه کار آتشی در مورد شاملو که با اظهارنظرهایی صریح و منتقدانه در باره این
شاعر و مترجم نامدار بود بحث و جدل های بسیاری در محافل ادبی و رسانه ا ی کشور
برانگیخت .
دو سال پیش آتشی در مصاحبه ای گوشه هایی از درک و دریافتش در مورد شعر و جنبه
های مختلف آن را بازگفت که همان زمان در ایران امروز هم انتشار یافت .
منوچهر آتشی از مطرح ترین شاعران معاصر بود . او شاعری طبیعت گراست و در
اشعارش طبیعت زادگاهش بوشهر ( جنوب ) بازتابی آشکار دارد . او آگاه و چیره دست در
ترکیبات نوین و با وسعت کلامی در خور ستایش بود . در ابتدای کار تحت تاثیر شیوه توللی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
اصول جدید استرداد مجرمین
در اجرای اصل استرداد مجرمین شرایطی از لحاظ ماهوی و شکلی لازم است . از لحاظ ماهوی ماهیت جرم و اینکه چه جرایمی قابل استرداد است و چه جرائمی غیر قابل استرداد، بررسی میشود که امروزه در اصول جدید استرداد مجرمین تلاش میشود که دایره جرایم غیر قابل استرداد محدود شود مثلا تبعه یا مجرمین سیاسی یا نظامی را تسلیم نمایند. دیگر از لحاظ صلاحیت دولت تقاضا کننده است که این دولت باید ذینفع باشد. از لحاظ شکلی هم فرستادن تقاضانامه و منضمات آن ضروری است . پس از دریافت تقاضانامه در مواردی شخص بازداشت میشود و حتی در مواردی ضروری و فوری قبل از دریافت تقاضانامه این بازداشت فوری صورت میگیرد پس از تسلیم متهم کشور متقاضی اختیار کامل در محاکمه و مجازات ندارد که البته استثنایی وجود دارد و در اصول جدید پیشنهاد میشود این اصل در مورد تجدید نظر شود. همچنین امروزه در اصول جدید پیشنهاد میشود که جنبه قضایی استرداد بر جنبه سیاسی غالب شود. و در کشورها با وجود تعارض قوانین جزایی در انعقاد معاهدات استرداد انعطاف نشان دهند و چنانچه استرداد به منظور اجرای حکم مجازات باشد، بجای استرداد پیشنهاد میشود حکم مجازات در همان کشور متقاضی عنه اجرا شود. و چنانچه استرداد به منظور تعقیب باشد در روند استرداد تسریع شود.
بررسى مجازات مجرمین سیاسى
چکیده:
اندیشه تفکیک جرایم سیاسى از جرایم عمومى از آغاز تشکیل حکومتها و پیدایش حقوق کیفرى، وجود داشته و هم اینک نیز ادامه دارد، اما آنچه که طى قرون گذشته تاکنون دستخوش تغییر و تحول قرار گرفته، موضوع نحوه برخورد با این دسته از مجرمین بوده است . مساله مقابله با پدیده مجرمانه از اهمیت ویژهاى برخوردار است . مجرمین سیاسى بخش خاصى از مجرمین مىباشند که برخورد با آنها در طول تاریخ، گاه بسیار سختگیرانه و گاهى نیز با ملایمتبوده است . در تحقیق حاضر ابتدا سیر تحول مجازاتهاى مجرمین سیاسى مورد بررسى قرار گرفته، آنگاه به مجازاتهاى پیشبینى شده در قوانین بعضى از کشورها نظیر فرانسه، لبنان، سوریه، عراق و مصر اشاره مىشود و در پایان نیز مجازاتهایى که براى مجرمین سیاسى در قوانین ایران وضع شده است مورد بررسى قرار مىگیرد .
مقدمه
اصولا مجازات داراى سابقهاى طولانى در تاریخ بشرى است و از زمانى که انسانها براى زندگى اجتماعى گرد هم آمدهاند، بزه و جرم نیز وجود داشته و همواره جوامع بشرى براى مقابله با جرایم از حربهاى استفاده کردهاند . مجازاتها در اوایل توسعه حقوق کیفرى بسیار شدید و سبعانه بوده و به اصل شخصى بودن مجازاتها نیز توجهى نمىشده است و مجازاتها بر پایه انتقامجویى استوار بوده است . (2) در دورانهاى قدیم مجازاتها همواره بر پایه دفاع از غرایزى مانند حفظ حیات، حفظ مال و یا دفاع از مقررات قبیلهاى و سنتهاى قومى و مذهبى بوده است که این موضوع امروزه نیز در بعضى از مناطق وجود دارد . بعدها دانشمندانى مانند «گروسیوس» (3) با رد حق انتقامجویى مبناى مجازات را سزاى بدى دانسته و معتقد بودند حق کیفر و مجازات از بدى جرم، ناشى مىشود . این اندیشه از اواخر قرن هفدهم و اوایل قرن هیجدهم از میان رفت و تفکر اصل سودمندى در حقوق ظهور پیدا کرد و وظیفه دولتبر اساس قرارداد اجتماعى، حفظ امنیت و آرامش اجتماعى استوار گشت . (4)
یکى از صاحبنظران علم جرمشناسى مىگوید:
«کیفر همیشه و همهجا واکنش هیات اجتماع علیه عملى است که او را مىرنجاند، اما این واکنش بر حسب سطح فرهنگ بسیار متفاوت است . در حالى که نقش کیفر در جوامع نوین ما، قبلا ارعاب و سزا دادن بود ولى امروزه تامین بازگشتبزهکار به آغوش جامعه است، مع الوصف مفهوم آن در جوامع باستانى کاملا متفاوت است .» (5)
موضوع مقابله با پدیدههاى مجرمانه از اهمیت فراوانى برخوردار است; چه، این مساله در مباحث «سیاست جنایى» ، راههاى مقابله با پدیده بزهکارى را مورد بررسى قرار مىدهد . اصطلاح سیاست جنایى براى نخستین بار در اواخر قرن هیجدهم در آثار «کلاینشرد» و «فوئر باخ» آلمانى که آن را یک هنر قانونگذارى تلقى مىکردند، بکار برده شده است . «کلاینشرد» در تعریف سیاست جنایى مىگوید:
«[سیاست جنایى] عبارت است از شناخت ابزارها و امکاناتى که قانونگذار مىتواند به حسب مقررات خاص حکومت متبوع خود، به منظور جلوگیرى از ارتکاب جرایم و حمایت از حقوق طبیعى شهروندان بیابد .» (6)
لازم به ذکر است که سیاست جنایى هر جامعه با توجه به مکتب فکرى حاکم بر آن تهیه و تدوین مىشود . همچنین بررسى و تجزیه و تحلیل اهداف و فلسفه مجازاتها یکى از مباحثى است که کیفر شناسان به طور گسترده و عمیق به آن پرداختهاند . نظر به این که مجرمین سیاسى در زمره گروه خاصى از مجرمین بوده و داراى هدف اصلاحطلبانه و شرافتمندانه مىباشند، اندیشه تخفیف مجازات نسبتبه آنها رو به گسترش است . در این پژوهش ابتدا به نحو اجمال، سیر تحول مجازاتها نسبتبه مجرمین سیاسى، مورد امعان نظر قرار مىگیرد، سپس مجازاتهاى مجرمین سیاسى در قوانین بعضى از کشورها و همچنین قوانین ایران مورد بررسى قرار خواهد گرفت . بنابراین مطالب مورد نظر در دو گفتار زیر ارائه مىشود:
گفتار اول: سیر تحول مجازاتهاى مجرمین سیاسى
گفتار دوم: مجازاتهاى مجرمین سیاسى
گفتار اول: سیر تحول مجازاتهاى مجرمین سیاسى
بررسى دورههاى مختلف تاریخ علوم کیفرى، نشانگر وجود دو دیدگاه متضاد درباره مجازاتهاى مجرمین سیاسى از نظر برخورد شدید و همراه با شدت عمل، یا برخورد همراه با اغماض و ارفاق مىباشد . امروزه نیز دو دیدگاه مذکور، در سیاست جنایى کشورها وجود دارد . البته اندیشه ارفاق نسبتبه مجرمین سیاسى از طرفداران زیادترى برخوردار است .
دیدگاه اول این است که بر اساس ضررى که از جرایم سیاسى حاصل مىشود، باید مجازاتهاى شدیدترى نسبتبه جرایم عادى درباره مجرمین سیاسى اعمال شود; زیرا ضرر و صدماتى که از جرایم سیاسى بوجود مىآید، متوجه کل جامعه خواهد شد و ضرر آنها متوجه شخص و یا گروه خاصى نخواهد بود; حتى گاهى به حاکمیت دولت از لحاظ بینالمللى نیز لطمه مىزند . دیدگاه دوم آن است که مجرم سیاسى به دنبال اصلاح جامعه بوده و نفع شخصى را در نظر نمىگیرد و داراى انگیزه شرافتمندانه است . از این رو، او مستحق ارفاق است و باید مجازاتهاى خفیفترى دربارهاش اعمال گردد . (7)
اثرات دیدگاه اول از گذشتههاى بسیار دور مورد توجه بوده است و از دوران باستان تا اوایل قرن نوزدهم سختترین مجازاتها و شکنجهها را نسبتبه مجرمین سیاسى اعمال مىکردند . (8) مورخین مجازاتهایى را نسبتبه مجرمین سیاسى نقل کردهاند که از لحاظ شدت و قساوت، همانندى ندارد . سلاطین و شاهان براى حفظ حاکمیت و سلطنتخود به شدیدترین مجازاتها متوسل مىشدند; همچنان که نقل شده است، در قانون امپراطور روم، اموال شخص مرتکب به خیانتبزرگ مصادره مىشده و او را با بدترین شکل ممکن اعدام مىکردند; حتى اگر در زمان حیات نیز به او دسترسى پیدا نمىکردند، مرده او را مورد محاکمه و مجازات قرار مىدادند . همچنین مجازات کسانى که متعرض امپراطور یا نمایندگان و یا یکى از
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن .doc :
اصفهان، مجموعه ی ملک
بازار بزرگ، بازار مخلص
مجموعه ی ملک در جناح غربی بازار اصفهان واقع است. کتیبه ی نمای داخلی سردر مجموعه از احداث آن در عصر مظفرالدین شاه قاجار، به سال 1322، خبر می دهد.
این مجموعه ترکیبی است از سه قسمت اصلی، تیمچه و سرا و بهاربند، و حجره هایی در پیرامون آنها. این سه قسمت در امتداد محوری شرقی- غربی در پی هم نشسته اند؛ و این محور، که محور تقارن هر سه قسمت نیز هست، بر مسیر راسته بازار عمود است. فضای مرکزی هر قسمت کانون تجمع حجره هاست. با آنکه عبور بازارچه ای از حدّ فاصل سرا و بهاربند اتصال آنها را قدری سست کرده است، ظرافت طرّاحی بازارچه به حدی است که ادراک پیوستگی سه قسمت مجموعه را ممکن می سازد.
تیمچه اولین و مهم ترین قسمت مجموعه است. در مسیر ورود از راسته بازار به تیمچه، جلوخانی با نمای گچ بری شده و سپس راهروی کوتاه و کم ارتفاع و متفاوت با بازار زمینه ی لازم را برای ورود به فضایی جدید فراهم می کند و در پی این راهرو، با گشادگی ناگهانی تیمچه رو به رو می شویم. قاعده ی کشکولی شکل فضا، که محور طولی آن عمود بر محور دالان ورودی است، حوضی که بر سر راه در وسط تیمچه قرار دارد، کیفیت و مصالح دیوارها، شکل و تزیینات و نورگیرهای سقف، کیفیت نورپردازی فضا – همه در خدمت این سخن نهایی، یعنی فضای میانه ی تیمچه، است؛ و کمتر کسی است که بتواند بدون مکث از این فضا بگذرد. پله های پای حجره ها نیز صورت سکو یافته اند و بیننده را به نشستن و تامل می خوانند.
فضای میانی تیمچه ارتفاعی معادل دو طبقه دارد و طاق گنبدین بر این ارتفاع افزوده است. این طاق سه قسمت دارد و هر قسمت رسمی بندی ظریفی دارد که به شمسه و روزن میان آن منتهی می گردد. اندازه روزن طاق میانی اندکی بزرگ تر و رسمی بندی آن مفصل تر است. در زیر این روزن، حوضی واقع شده که شکل آن از شکل قاعده ی فضا تبعیت می کند؛ و بدین ترتیب، فضا واجد مرکز شده است. رسمی بندیها، که از پایه های معدودی نشئت می گیرد و رفته رفته تکثر می یابد، در میانه ی راه در سطح طاق گسترده می شود و سپس به شمسه و روزن ختم می گردد؛ و این گونه، شبکه ای سه بعدی طاق و روزن و دیوار و کف را به هم می پیوندد. در بالای قوس حجره های میانه ی طاقها، با توجه به محل استقرارشان، مدوّر و بدون جهت است؛ و به همین سبب، شکل روزنهای مشبک جوانب طاق جهت دار و جناغی است. با این تدابیر، نور و مجاری آن را نیز به خدمت هندسه ی فضا درآورده اند. تزیینات فضا ترکیبی از آجر و کاشی است؛ ولی آنچه بیش از همه در بدو ورود جلب نظر می کند نمای چوبی پرکار حجره ها و کاربندی سقف است. تیمچه از طریق راهرو کوتاهی در مقابل دالان ورودی به صحن سرا مرتبط می شود.
سرا صحنی کوچک با قاعده ی مستطیل دارد که دیوارهای آن با تعبیه ی رواقی دو طبقه مجوّف شده است. بدین ترتیب، علاوه بر سبک کردن بصری حجم و بزرگ جلوه دادن صحن، راه مناسبی به حجره های فوقانی سرا و تیمچه و سایبانی در پیرامون صحن در هر دو طبقه فراهم کرده اند. مجموع این فضای مرکزی و حجره های پیرامون در مستطیل کاملی محاط می شود. بر خلاف معمول، زمین طرح شکلی منظم دارد و حجره ها تک لایه و کم عمق است. راه بیشتر حجره های طبقه پایین از فضای میانی است؛ و ورود به حجره هایی که در جناح غربی واقع شده اند و یک روی در سرا دارند از دو سو ممکن است. در طبقه فوقانی، رواقی دسترس به حجره های جناحهای شمالی و جنوبی و غربی را میسر ساخته و برای حجره های جناح شرقی، پلکانی مستقل، واقع در دالان ورودی، تعبیه شده است.
برای تحکیم هندسه ی حجم در این طرح، تدبیری نو اندیشیده اند: سقف رواق فوقانی در میانه ی هر ضلع صحن حذف گردیده و رواق فوقانی در محل محورهای تقارن نما به شکل هشت تهی شده است. با این تدبیر، بی آنکه در تقسیمات رواق و فضاها تغییر فاحشی پدید آید، از لحاظ بصری تغییر چشم گیری رخ نموده است. این تغییر به اختتام نما و حجم نیز کمک کرده است.
سقف چوبین و مسطح رواقها بر ستونهای استوانه ای سنگی نشسته است. در نمای رواقهای طبقه ی پایین، در بین هر دو ستون، قوسهایی کمانی هست. پنجره بندی نیز در طبقه ی پایین درشت تر و در طبقه ی بالا خردتر است. مصالح نما در طبقه ی پایین رواق آجر و کاشی و گچ با پنجره های چوبی و، در طبقه فوقانی، آجر و کاشی و گچ با پنجره های چوبی است. در وسط صحن، که بدون باغچه است، حوضی بیضی شکل و هماهنگ با شکل کشیده ی صحن قرار دارد.
سرا از طریق دالانی در ضلع غربی صحن به بازارچه ای مرتبط می شود. رو به روی سرا، در آن سوی بازارچه، بهاربند تیمچه ی ملک واقع است، با صحنی مستطیل شکل و باغچه ای در وسط، که حجره هایی در یک طبقه در پیرامون آن نشسته اند. گذشته از دالان پرکار ورودی، بهاربند کیفیت طرّاحی درخور توجهی ندارد و آثار دخل و تصرف بسیار در آن هویداست. صحن در یک گوشه (جنوب غربی) پخی دارد که در پس آن، حجره ای بزرگ با ارتفاعی بیش از دیگر حجره ها و با طاقی مدوّر واقع شده است؛ و حجم بیرونی این طاق در صحن بیش از هر چیز حلب توجه می کند.
اصفهان، مجموعه ی ساروتقی
بازار بزرگ، دروازه ی اشرف، کوچه ی بارو اشرف (گل بهار)
مجموعه ی ساروتقی در بازاری به همین نام قرار گرفته که امروزه به سبب انقطاع از مجموعه ی بازار اصفهان، از رونق گذشته افتاده است؛ اما نام و کیفیت بناها از اعتبار آن در عصر صفویان حکایت می کند. شاخص ترین نقطه ی بر جای مانده از این بازار چارسویی زیبا و اصیل، معروف به ((چارسوی ساروتقی))، است که قاعده ی آن از قاعده ی بازار گشاده تر و طاق آن بلندتر و کاربندی شده است. در شمال آن، درِ مجموعه مورد بحث واقع است و در جنوبش، نیم طاق سردر مانندی با مقرنس زیبای آجری. در کنج این نیم طاق، درِ کوتاه مسجد بسیار کوچکِ مجموعه قرار دارد. این طاق کتیبه ای کاشی به خط ثلث محمد رضا امامی دارد که از احداث بنا در سال 1056، در عهد شاه عباس دوم صفوی، حکایت می کند. بر کتیبه های نستعلیق طرفین در مجموعه نیز، همین تاریخ دیده می شود. میرزا تقی خان اعتمادالدوله، معروف به ((ساروتقی))، از رجال اصلاح طلب عهد شاه عباس اوّل و شاه صفی و شاه عباس دوم و آخرین سمت او وزارت اعظم بود که در همین سمت به قتل رسید. تاریخ کتیبه ی بنا با ایام صدارت او مطابقت می کند و از نام بنا معلوم می شود که مجموعه به امر و حمایت او احداث شده است. حتی با صرف نظر از این شواهد و تواریخ، رنگ و بوی بنا و کمال آن در کل جزء بهترین شاهد بر تعلق آن به عهد صفویان است. این کمال و پختگی، از انتظام کلی طرح و ترکیب و ترتیب فضاها گرفته تا اشکال و ابعاد و تناسبات، مجموعه را از بهترین نمونه های ابنیه ی بازار در ایران کرده است؛ و اگر چه از برادران و اجداد این طرح نمونه های زیادی بر جای نمانده است، می توان اثر آن را در بناهای بازار تا دو قرن بعد نیز مشاهده کرد. متاسفانه بخشهایی از بنا به کلی ویران شده و مابقی رو به ویرانی دارد. در نقاط متعددی از این بنا هم، تصرفات فاحش کرده اند. با توجه به اینکه بناهای بازار عموما به لحاظ موقعیت تجاری و ارزش اقتصادی زمین بیش از دیگر بناهای بازار عموما به لحاظ موقعیت تجاری و ارزش افتصادی زمین بیش از دیگر بناهای قدیمی در معرض تخریب عمدی و سهوی قرار دارد، و به خصوص اینکه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
امداد رسانی و کمکهای اولیه تاریخچهHenry Dunant در 24 ژوین 1984 نام شهر کوچکی به اسم Solferino در استان Mantoue واقع در شمال ایتالیا در تاریخ برای همیشه ثبت شد. این در زمانی بود که ارتش franco-pemontaise به سرکردگی ناپلیون سوم اطریشیان را شکست داد. این جنگ خونین هزاران مجروح داشت که معالجه نکردن انان منجر به مرگشان شد.یک سویسی به نام Henry Dunant که شاهد این تراژدی بود به کمک افراد محلی در صدد کمک به مجروهان برامد. او بدون تعصب و تبعیض به یاری مجروهان هر دو سپاه شتافت. اولین داوطلبین این کمک به مجروهین جنگی فریاد میزدند Tutti fratelli یعنی ما همگی برادریم.Henry Dunant در بازگشت اولین خبر جنگی خود را به نام خاطره ای از سولفرینو نوشت و در ان نفرت انگیز بودن جنگ را خاطر نشان کرد.از ان زمان به بعد هزارن فرد سرباز یا غیر سرباز و زندانیان حق این را یافتند تا برای اینکه لحظات ازمایشهای سخت و دردها کمتر ظالمانه باشند از این حرکت برادرانه یا کمک برخوردار شوند.ایده Henry Dunant منجر به تشکیل کمیته ای 5 نفره در سویس برای بررسی امکانات اجرای عملیات کمک رسانی به مجروحین جنگی شد.یک کنفرانس بین امللی در ژنو انجام شد و 16 کشور که یکی از انها کشور فرانسه بود در این کنفرانس حضور یافتند. انان تصمصم گرفتند که در هر کشور کمیته های کمک رسانی تشکیل دهند و یک نشان و علامت نیز برای این کمیته ها انتخاب کردند : صلیبی سرخ بر زمینه ای سفید.این دولتها همچنین قوانینی بین المللی در مورد اسرای جنگی که در جنگ شرکت نمی کنند وضع کردند که تحت عنوان کنوانسیون ژنو که اولین انها در 22 اوت 1864وضع شد معروفند.جایزه صلح نیز توسط کارخانه دار سویدی (1833-1896) Alfred Bernhard Nobel ایجاد شد و در قوانین ان قید شده بود که این جایزه میبایست هر سال به افرادی که در برادری بین ملت ها سهم بسزایی داشته و تلاش کرده اند اهدا شود.تنها جایزه صلح نوبل در زمان جنگ جهانی اول در سال 1917 به کمیته بین المللی صلیب سرخ اهدا شد و همچنین در سال 1944 این کمیته به خاطر تلاش بی وقفه در طول جنگ جهانی دوم باری دیگر جایزه صلح نوبل را دریافت کرد.در سال 1963 یا صدمین سال تاسیس صلیب سرخ جایزه صلح نوبل به کمیته بین المللی صلیب سرخ و مجمع متحد صلیب سرخ و هلال احمر که امروزه فدراسیون بین المللی مجتمع صلیب سرخ و هلال احمر میباشد تعلق گرفت.
دربرخورد با فرد سرمازده
.
یک متخصص طب اورژانس، از سرمازدگی به عنوان یکی از اورژانسهای پزشکی یاد کرد و افزود: علائم سرمازدگی (عضو سرمازده) مشابه سوختگی است. دکتر حمیدرضا حاتم آبادی، از انگشتان دست و پا، گوش و بینی به عنوان اندامهای در معرض خطر سرمازدگی یاد کرد و افزود: فاکتورهای خطری چون بی پناهی، زندگی در ارتفاعات، بی تحرکی، پوست مرطوب و سوء تغذیه از عوامل خطر برای ابتلا به سرمازدگی است. وی، با بیان این که وزش باد در کاهش میزان درجه حرارت محیطی موثر است، یادآور شد: به عنوان مثال در این صورت، درجه حرارت محیطی با ۱/۱- درجه سانتی گراد و وزش بادی با سرعت ۲۴ کیلومتر در ساعت به ۸/۸- میرسد. دکتر حاتم آبادی، پوشش مناسب دستکش، جوراب، لباس چند لایه و نچسب و پرهیز از مصرف الکل و استعمال دخانیات را در جلوگیری از بروز سرمازدگی موثر عنوان کرد و یادآور شد: علایم سرمازدگی نظیر سوختگی به درجات IV, III , I , II قابل تقسیم است. در درجه I سرمازدگی پوست اندکی متورم و قرمز، در درجه II سرمازدگی سطح پوست تاول زده، ادماتو و کبود میشود، در درجه III تاولهای سیاه رنگ تظاهر و در نهایت اسکار بروز مییابد و بالاخره در درجه IV سرمازدگی به استخوان، تاندون و عروق نفوذ کرده و سبب نکروتیک شدن اندام میشود. این متخصص طب اورژانس، نخستین اقدام در برخورد با فرد سرمازده را باز کردن راههایی هوایی برقراری تنفس و جریان خون عنوان کرد و افزود: در ابتدا باید لباسهای خیس فرد تعویض و به محیط گرم منتقل شود و از ماساژ با برف به عضو سرمازده جدا خودداری شود. وی، مالش عضو یخزده را عاملی برای تخریب بافت عنوان کرد و یادآور شد: دوباره گرم کردن عضو سرمازده هم خطرناک است. دکتر حاتم آبادی، با بیان این که مبتلایان به سرمازدگی به درد دچار میشوند در ادامه بر ضرورت تجویز مسکن مناسب (استامینوفن) تاکید کرد و افزود: عضو یخ زده را میتوان در آب گرمی با درجه حرارت ۴۳ درجه سانتی گراد غوطه ور کرد. متخصص طب اورژانس، با تاکید بر پرهیز از قرار دادن عضو یخ زده در برابر آتش و گرمای خشک گفت: باید مایعات گرم به مصدوم خورانده شود و با مراجعه به مرکز درمانی مناسب، مصدوم از سایر خدمات درمانی از قبیل دریافت آنتی بیوتیک، واکسن کزاز و تتابولین بهرهمند شود.
انچه که صلیب سرخ به هنگام بروز حادثه توصیه میکند :بخش اول1- به هنگام بروز حادثهپیشگیری از بروز حادثه ای جدید در محل از کارهای مهم میباشد.به هنگام بروز حادثه در خیابان یا جاده محل حادثه را همانند تصویر زیر با گذاشتن بالیز محدود کنید. اگر حادثه برق گرفتگی میباشد بلافاصله برق را قطع کنید.حادثه را به پلیس و یا اتش نشانی و پزشک اطلاع دهید. همیشه شماره تلفن ارگانیزمهای اینچنین و سرویس اورژانس بیمارستانها و یا امبولانس را در نزدیکی تلفن و یا در کیف خود داشته باشید. به انان ادرس دقیق محل وقوع حادثه و تعداد نفرات و وضعیت انان و کمکهای اولیه ای را که انجام داده اید را اطلاع داده و فراموش نکنید که شماره تلفن خود را نیز بدهید.2 - امداد و کمکهای اولیه :در صورت بروز خونریزی فرد را به حالت خوابیده نگاهداشته و با قدرت هر چه تمامتر با کف دست به روی محل خونریزی تا رسیدن کمک فشار دهید. فراموش نکنید که برای اینکار از دستکش پلاستیکی یا کیسه پلاستیکی در صورت نداشتن دستکش و یانظایر ان استفاده کنید . این برای پیشگری از سرایت احتمالی بعضی بیماریها توسط خون مبتلا به ان بیماری میباشد. دراز کردن فرد برای جلوگیری از بیهوشی و اغما به دلیل از دست دادن زیاد خون میباشد.سه چیز را همیشه به خاطر داشته باشید :-هرگز مصدوم را ایستاده نگاه ندارید -هرگز سعی نکنید تا جسمی خارجی را که در داخل جراحت میباشد خارج کنید-هرگز ولو مصدوم از شما تقاضا کرد به او اب و غذا ندهید
بخش دومنارسایی و ناراحتی قلبیچگونه متوجه ناراحتی قلبی بشویم؟