لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
1ـ پیش فرضهای فلسفی
انسان مرکب از دو جوهر متمایز روان و تن است . بدن بستری برای رشد و سعادت و یا سقوط و شقاوت جان آدمی است . حقیقت وجودی انسان را روان او تشکیل می دهد
2 ـ مبانی کلامی
حکیمانه بودن خلقت عالم و آدم از مبانی کلامی اخلاق اسلامی است . هدفمند بودن خلقت و تفسیر هدف آن ، در علم کلام صورت می گیرد . هدفت خداوند از خلقت آدم ، رأس هرم اخلاق اسلامی را تشکیل می دهد چنانکه از تعابیر قرآن و روایات بر می آید انسان خلیفه و جانشین خداوند در زمین است . در مظهر مهربانی مظهر رحمت الهی ، در سخاوت مظهر وجود خداوند ، در خشم و غضب مظهر انتقام حق و … این همان مقصدی است که گاه از آن به مقام « خلیفه الهی » و برخی به مقام « لقا و فنا» و عده أی به مقام « قرب الهی» و امثال اینها تعبیر می کنند .
باور به جاودانگی انسان و اعتقاد به حسابرسی اخروی و در نتیجه پاداش و کیفر در آن جهان است . اثبات معاد چگونگی آن و شیوة حسابرسی و پاداش و کیفر در آن روز ، در علم کلام صورت می گیرد و در علم اخلاق به عنوان یکی از پیش فرضهای مسلم و یکی از بنیادهای مستحکم آن است .
3 ـ ابعاد وجودی انسان
حوزة اندیشه و صفات نفسانی و رفتار ، جای داد . بخش اندیشه ای وجود انسان ، عهده دار کشف انواع حقایق و واقعیات است . صفات و ملکات نفسانی آدمی نیروی محرکه او در اعمال و رفتارش و در واقع بیانگر حقیقت و مرتبة وجودی او است . حوزة رفتاری نیز عبارت است از آن بخش از وجود انسان که نمود و بروز خارجی و آشکار دارد .
4 ـ رابطة متقابل ابعاد وجودی انسان
رسول خدا فرمود : « محبت تو نسبت به یک شی تو را نسبت به آن نابینا و گنگ می کند » . امام علی فرمود : هرکه عاشق چیزی شود ، دیده اش را کور سازد و دلش را رنجور . پس به دیدة بیمار بنگرد و به گوش بیمار بشنود . خواهش های جسمانی پردة خردش را دریده ، دوستی دنیا دلش را میرانده ، جان او شیفتة دنیا است و او بندة آن است و به سوی هرکه چیزی از دنیا در دست دارد ، نگران است . هرجا که برگردد در پی آن رود و هرجا روی آرد ، روی بدانجا کند .
ـ تأثیر اندیشه بر صفات نفسانی : هر تغییر و تحول در صفات ملکوتی و نفسانی محتاج علم و اندیشه است .
ـ تأثیر صفات نفسانی بر اندیشه : تأثیر مثبت و شناخت صحیح ، اندیشه ی درست ، فکر درست در سایه ی یک نظارت اخلاقی در زمینه ی مساعد نفسانی میسر خواهد بود . تأثیر منفی محبت انسان نسبت به یک چیز روی فکر انسان اثر می گذارد .
رابطه صفات نفسانی با رفتارها :
هریک از حالات و ملکات نفسانی رفتارهای متناسب با خود را طلب می کند و با اصلاح آنها ، رفتار آدمی نیز اصلاح خواهد شد . قرآن کریم در باب متأثر بودن ظاهر از باطن می فرماید :
این است ( فرایض خدا ) و هرکس شعایر خدا را بزرگ دارد در حقیقت آن ( حاکی ) از پاکی دل ها است .
امام صادق فرمود : فساد ظاهر ناشی از فاسد بودن باطن است و کسی که سرشت و باطن خویش را اصلاح کند خداوند ظاهر او را اصلاح خواهد نمود .
تکرار یک عمل و رفتار می تواند در ایجاد صفت و ملکه نفسانی متناسب با خود تأثیر به سزایی داشته باشد . رسول خدا می فرماید :
آنچه از مداومت بر کار نیک بر می خیزد ، عبارت است از : ترک زشتی ها ، دور شدن از سبک سری ، بیرون آمدن از گناه ، یقین ، عشق به رهایی و رستگاری ، فرمان بردن از خدای بخشنده ، بزرگداشت برهان ، کناره گیری از شیطان ، پذیرش عدل و گفتار حق . اینها از پیگیری در کار نیک به خردمند می رسد .
رابطه اندیشه و عمل
تاثیر عمل بر روی علم و اندیشه تهذیب نفس و ریاضت و تعلم و عمل خالصانه در کنار تعلیم راهی برای رسیدن به حقیقت و معرفت بوده است .
از جمله در قرآن کریم آمده است :
و از خدا پروا کنید و خدا ( بدین گونه ) به شما آمرزش می دهد و خدا به هرچیزی دانا است . ای کسانیکه ایمان آورده اید ، اگر از خدا پروا دارید ، برای شما (نیروی) تشخیص ( حق از باطل ) قرار می دهد .
مفاهیم اخلاقی
مراد از مفاهیم اخلاقی آن دسته از فضایل یا رذایل اخلاقی اند که به صورت صفت و ملکه ای نفسانی بوده و اختصاصی به حوزة خاصی از حوزه های زندگی انسان ندارد ، بلکه بر همة حوزه ها تأثیر گذار است .
صفات نفسانی هدایت گر
اصلی ترین مفاهیمی که به صورت یک صفت نفسانی نیکو و ارزشمند مطرح اند مفاهیم یقین و ایمان اند که یقین در خدمت ایمان عمل می کند.
ایمان
در ساختار اخلاق اسلامی ، ایمان به عنوان عالی ترین صفت نفسانی هدایت گر مورد تأکید فراوان واقع شده و راه هایی که می تواند آدمی را به این صفات نفسانی ارزشمند برساند . همانند تفکر و خواطر و الهامات پسندیده . در مقابل صفات نفسانی معارض و مانع پیدایش ایمان در آدمی ، از قبیل « جهل» اعم از بسیط و مرکب « شک و حیرت» ، « جربزه» و « خاطرات نفسانی نکوهیده» و « وسوسه های شیطانی» همواره مورد مذمت و نهی واقع شده اند .
1ـ ارزش ایمان
پیامبر اسلام در نصایح خود به ابوذر می فرماید :
ای ابوذر ، هیچ چیز در نزد خداوند محبوب تر از ایمان به او و خودداری از آنچه نهی می کند نیست .
امام صادق (ع) نیز در این باره می فرماید :
خداوند دنیا را هم به کسانی میدهد که دوستشان دارد و هم به کسانی که بر آنها غضبناک است ، ولی ایمان را نمی دهد مگر به آنان که دوستشان می دارد .
و هم ایشان در توصیف منزلت و جایگاه مؤمن می فرمایند :
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
[اختلال در خواندن]
ناتوانی های ادراکی
تهیه و تدوین: زهرا خاتون فائقی
مرکز آموزش و توانبخشی مشکلات ویژه یادگیری سبزوار
**************************
ناتوانی های ادراکی
تعریف
ناتوانی های ادراکی شامل نقایص موجود در هماهنگی بینایی- حرکتی، انحرافات بینایی، شنوایی و لامسه، ارتباطات فضایی و سایر متعلقات ادراکی می باشد.
با وجودی که رشته علمی ادراک سالهای متمادی مطالعه شده است، مسئله اختلالات ادراکی در کودکان هنوز هم به خوبی شناخته و فهمیده نشده است زیرا با زمینه هایی مثل حافظه، توجه، تفکر و زبان روابط و مرزهای همپوش دارد. در این مقاله ما تلاش خواهیم کرد به طرح و توصیف بعضی از عمومی ترین اختلالات ادراک بپردازیم.
نظریه های ادراکی- حرکتی
بیشترین تأکید در زمینه ی ناتوانی های یادگیری روی فعالیت های ادراکی- حرکتی بوده است. ادراک به عملیات روانشناختی برای کشف معنی یک احساس اطلاق می شود. ادراک، حرکات شنوایی، بینایی لامسه را سازماندهی، دارای ساختار و تعبیر و تفسیر می کند- کودکانی که ناتوانی ادراکی دارند معمولاً برای تعبیر و تفسیر و پیداکردن معنی محرک های محیطشان دچار مشکل می شوند (1980 Schiff).
از آنجا که اصطلاح «حرکت» به جابه جایی بدن اطلاق می شود وجود ناتوانی در تحول حرکتی می تواند باعث بروز مشکلات در یادگیری تکالیفی که به مهارت های حرکتی ظریف، هماهنگی دست- چشم و تعادل نیازمند هستند، گردد. (Crzhy 1967,7969)
این مشکلات می توانند حرکات را ضعیف کرده روی استفاده و کنترل ماهیچه ها اثر منفی بگذارند و یا می توانند باعث ضعیف در هماهنگی عملکرد حرکتی و ادراکی شوند.
انواع ناتوانی های ادراکی
ناتوانی های افتراقی (بینایی، شنوایی، لامسه، جنبشی، حس پوستی و شکل- پس زمینه)
مشکلات بندش (شنوایی، بینایی و ترکیب صداها)
ناتوانی های بینایی- حرکتی (جانبی شدن، جهت یابی، آگاهی از چپ- راست، هماهنگی بینایی- حرکتی)
مشکلات سرعت ادراکی (بینایی- شنوایی)
ناتوانی های زنجیره سازی
مشکلاتی در مورد وجوه ادراکی
در جا ماندگی
ناتوانی های افتراقی
افتراق فرآیندی است که به وسیله آن انسان به شباهت ها و تفاوت های میان محرک های مربوط به هم واقف می شود. بازشناسی تفاوت ها میان چیزهای دیده شده نظیر حروف یا ترتیبات زنجیره ای، میان تفاوت های آوایی در لغات یا بین اشکالی که به فعالیت ها معنی می دهند. در یادگیری برای فهم و استفاده از کلام شفاهی، خواندن، نوشتن، محاسبه ی مسائل ریاضی، هجی کردن و یا تحویل مهارت های حرکتی، کودکان باید قادر باشند تفاوت های بین آنچه دیده اند، شنیده اند لمس کرده اند یا چشیده و احساس کرده اند را تمیز دهند.
ناتوانی های افتراقی می توانند به شش گروه اصلی طبقه بندی شوند:
1- ناتوانی های افتراقی بینایی: برای درک تفاوت ها بین دو یا چند محرک بینایی نظیر حروف (آ و ب) یا (میخ و سیخ) ناتوان است.
2- ناتوانی های افتراق شنوایی: در کشف تفاوت ها یا مشابهت های بین اصوات صدادار و بی صدا و پایین سیلاب ها یا لغات و در نتیجه فهم زبان شناسی و زبان بیانی و خواندن دچار مشکل هستند.
3- ناتوانی های افتراق لمسی: برای انجام تکالیفی که نیازمند حساسیت لامسه هستند دچار مشکل می شوند تکالیفی مثل (بستن دکمه، نوشتن، استفاده از کارد، چنگال و قاشق).
4- ناتوانیهای افتراق حس جنبشی: اختلالات موجود در افتراق جنبشی باعث اختلال در پس خوراند حسی بدن می شود که نتیجه آن پیداشدن مشکل یادگیری الگوهای حرکتی و بطور کلی در کنترل حرکات بدن خواهد شد. افتراق سی جنبشی برای یادگیری مهارتهای پیشرفته نظیر نوشتن، رقصیدن، دوچرخه سواری و سایر فعالیت ورزشی بسیار مهم است.
5- ناتوانی های افتراق بساوشی: افتراقی بساوشی به درون داد تحریکات لمس و حرکت اطلاق می شود. کودکانی که ناتوانی های لمس و حرکت دارند مشکلات بزرگی برای اجرا و انجام تکالیف حرکتی ظریفی نظیر نوشتن، دستکاری کردن ابزار و وسایل و یادگیری مهارت های انجام حرکت خواهند داشت.
6- ناتوانی های افتراق شکل- پس زمینه: کودک برای تمرکز پیدا کردن روی یک محرک یا انتخاب محرکات بینایی، شنوایی و بساوشی (شکل) در حضور یک محرک رقیب (پس زمینه) مشکل دارد. مثال: برای گوش کردن به صدا و درس معلم (شکل) وقتی که در کلاس یا زمین بازی مدرسه سروصدا هست (پس زمینه) مشکل خواهد داشت.
ناتوانیهای بندش
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
اثربخشی آموزشی
چکیده
ضرورت آموزش به صورت یک امر طبیعی درآمده است. پیشرفت و توسعه سازمانها و موسسات درگرو ارتقای سطح دانش، مهارت، رفتار و بینش منابع انسانی است. برهمین اساس، اکثر سازمانها دوره های آموزش موجود در داخل یا خارج از کشور برای کارکنان خود برگزار میکنند و اجرای هر دوره متضمن سرمایه گذاری هنگفت است لذا آگاهی از میزان اثربخشی دوره های آموزشی و بازدهی حاصل از آنها برای مدیران بسیار بااهمیت است.ارزشیابی یکی از مهمترین مراحل برنامه ریزی آموزشی است که انجام صحیح آن اطلاعات بسیار مفیدی را درباره چگونگی طرح ریزی و اجرای برنامه های آموزشی دراختیار می گذارد و مبنای مفیدی جهت ارزیابی عملکرد آموزشی مراکز آموزشی به دست می دهد.اگر اهداف را به صورت وضع مطلوب سازمان در آینده تعریف کنیم، اثربخشی سازمان عبارت است از درجه یا میزانی که سازمانها به هدفهای موردنظر خود نائل می آیند (ریچارد دفت، 1377)پیتر دراکر صاحبنظر به نام مدیریت، اثربخشی را انجام کار درست تعریف کرده است. تعاریف دیگری همچون اصلاح رویه های مدیریت، کسب موفقیت، تولید ایده های جدید، تقویت ارزشهای سازمانی، تفکرگروهی، مشارکت و مواردی از این قبیل از جمله تعابیری هستند که در مدیریت معادل با اثربخشی به کار می روند (سلطانی، 1380).تعابیری که باتوجه به مفاهیم بالا می توان برای اثربخشی آموزشی ابراز داشت عبارتند از:
!تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی؛
! تعیین نتایج قابل مشاهده از کارآموزان در آموزشهای اجراشده؛
! تعیین میزان انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازمانی آنها؛
! تعیین میزان درست انجام دادن کار که موردنظر آموزش بوده است؛
! تعیین میزان توانایی ایجادشده در اثر آموزشها برای دستیابی به اهداف؛
! تعیین میزان ارزش افزوده آموزشی؛
! تعیین میزان بهبود شاخصهای موفقیت کسب و کار.
مقدمه
مفهوم اثربخشی در مدیریت با تغییر میزان موفقیت نتایج حاصل از کار باید مهمترین هدف مدیر باشد. بازدهی کار یک مدیر نیز باید ازطریق صادره های مدیریت سنجیده شود نه میزان وارده ها یعنی موفقیتهای کاری او، نه مجموعه کارهایی که به وی محول می شود یا در روز انجام می دهد. اثربخشی چیزی است که از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و انجام می دهد. اثربخشی چیزی است که مدیر از راه اعمال صحیح مدیریت به دست می آورد و به صورت بازده کار ارائه می کند. تعریف اثربخشی عبارت است از میزان موفقیت مدیر در زمینه بازدهی و نتایج کاری است که به او محول شده است.
درمورد مفهوم اثربخشی آموزش تعریف جامع و مشخصی وجود ندارد زیرا فرایند دستیابی به آن، کار دشواری است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی اینکه تاحدودی تعیین کنیم آموزشهای انجام شده تاچه حد به ایجاد مهارتهای موردنیاز سازمان به صورت عملی و کاربردی منجر شده است. ارزیابی اثربخشی آموزش یعنی:
تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی، تعیین نتایج قابل مشاهده از کارآموزان در اثر آموزشهای اجراشده، تعیین میزان انطباق رفتار کارآموزان با انتظارات نقش سازمانی، تعیین میزان درست انجام دادن کار که موردنظر آموزش بوده است، تعیین میزان تواناییهای ایجادشده در اثر آموزشها برای دستیابی به هدفها.باتوجه به مباحث بالا باید گفت که اثربخشی آموزش ازطریق بررسی کارایی درون و برونی نظام آموزش سازمانی تعیین می گردد. یعنی اگر بتوانیم کارایی درونی و برونی سیستم آموزش سازمانها را اصلاح کنیم تقریبا اثربخشی آموزش تضمین می شود (ایرج سلطانی، تدبیر).
ارزشیابی
ارزشیابی در لغت به مفهوم یافتن ارزشهاست، درواقع ارزشیابی قسمتی از فرایند بقای انسان است به ترتیبی که پیوسته درصدد ارزشیابی اعمال و تجربه هایی است تا عملکرد آینده، رضایت بیشتری را به دست آورد.
ارزشیابی فرایندی پیچیده است که در جستجوی عوامل مربوط به عملکرد و اثربخشی یک طرح یا پروژه می پردازد تا انجام پذیری آن را تشخیص داده، راه حلهایی برای مشکلات اجرایی بیابد و پروژه ها و طرحهای مفیدتری برای آینده طراحی کند. (درآمدی بر ارزشیابی فعالیتهای آموزشی و ترویجی، 1373)در ارزیابی نظامهای آموزشی معمولا مفاهیم کیفیت، کارایی و اثربخشی موردتوجه قرار می گیرد. کیفیت با کارایی و اثربخشی رابطه مستقیم دارد. کیفیت نظام آموزشی عبارت است از میزان تطابق وضعیت موجود با هریک از حالتهای زیر:
1 – استانداردها (معیارهای ازقبل تعیین شده)؛
2 – رسالت، هدف و انتظارات (CRAFT, 1994).
کیفیت نظام آموزشی را می توان برمبنای هریک از عناصر (عوامل تشکیل دهنده) نظام آموزشی ارزیابی کرد.
عناصر آموزشی عبارتنداز:
! درونداد؛
! فرایند؛
! محصول؛
! برونداد و پیامد.
براساس عناصر نظام آموزشی می توان کیفیت را به شرح زیر مطرح ساخت.! کیفیت دروندادها: عبارت است از میزان تطابق دروندادهای نظام (ویژگیهای رفتار ورودی یادگیرندگان، قابلیتهای مدرسان، برنامه درسی و غیره) با استانداردهای ازقبل تعیین شده و هدفها (انتظارات).
! کیفیت فرایند: عبارت است از میزان رضایت بخشی فرایندهای یاددهی – یادگیری و سایر فرایندها (ساختی، سازمانی و فرایند پشتیبانی).
! کیفیت محصول: عبارت است از اینکه تاچه اندازه بروندادهای واسطه ای نظام (نتایج امتحانات نیمسال تحصیلی، ارتقای از یک دوره به دوره بالاتر و...) رضایت بخش هستند. به عبارت دیگر، میزان رضایت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
طلاق از منظر دین
و
حقوق زن در خانواده
طلاق در اصل رها کردن از روی پیمان و قراردارد است ورها کردن از قید زوجیت نیز طلاق نامیده شده است. و در اصطلاح شریعت، همان مفهوم عرفی رایج میان عقلاء را می رساند که شارع مقدس با شرایط خاصّی امضا کرده وبه معنای گشودن پیوند زناشویی با واژه مخصوص یا اشاره و نوشته ای که جایگزین آن باشد، چه پیوند زناشویی بلافاصله گشوده شود و چه بعد از گذشت زمان معین.
و در اصطلاح حقوق نیز طلاق عبارتست از ایقاعی تشریفاتی که به موجب آن مرد به اذن یا حکم دادگاه، زنی را که به طور دائم در قید زناشوئی اوست رها می سازد.
در این جا سئوالاتی مطرح می شود که :
آیا طلاق فقط در دین اسلام مطرح شده است؟
آیا طلاق در اسلام جایز است؟ اگر پاسخ مثبت باشد پس وضعیت زنان مطلقه چگونه است؟
وظیفه زن ومرد در مدت عدّه چیست؟ بعد از اتمام عدّه چطور؟
با توجهه به آیات و روایات فرزندان چه سرنوشتی پیدا می کنند؟
آیا حد طلاق در اسلام مشخص شده است؟
زن در خانواده از چه حقوقی برخوردار است؟
ابتدا به طور اجمال تاریخچه ی طلاق را بیان کرده آنگاه به بررسی طلاق از منظر دین پرداخته و حقوق زن در خانواده را مورد بررسی قرار می دهیم.
الف- تاریخچه ی طلاق
آنگونه که از قدیمی ترین قانون مدوّن و ساخته ی دست بشر یعنی < قانون حمورابی> استنباط می شود خانواده اساس اجتماعی بوده و مرد قادر بوده در مواردی که زن تا مهلت معینی صاحب فرزند نمی شده وی را طلاق دهد و نیز اگر زنی بیماری مزمن داشت، مرد بدون آنکه او را طلاق دهد می توانست زن دیگری اختیار کند.
در آتن نیز طلاق برای مرد دشوار نبوده و مرد می توانست بدون ارائه دلیل زن خویش را از خانه براند. در مقابل زن نمی توانست به دلخواه، همسر خویش را ترک گوید ولی در صورت ستم شوهر، زن می توانست به < آرخون > مراجعه و تقاضای طلاق کند و با رضایت < آرخون > طلاق زن صورت می گرفت. گاهی نیز طلاق با رضایت طرفین انجام می گرفت، لیکن این توافق باید رسماً طی تشریفاتی در نزد < آرخون > اعلام می شد.
در مصر قدیم نیز شوهر نمی توانست زن خود را طلاق دهد مگر در مورد نازایی و طلاق زن به هر دلیل، شوهر را مکلف می نمود تا قسمت بزرگی از املاک خانواده را به وی واگذارد و در نتیجه طلاق به ندرت اتفاق می افتاد.
در دین زرتشت نیز آیین زناشویی کاری پسندیده و تجرد امری ناپسند و در خور نکوهش بوده است. این تعلیمات به همراه حق برابری زن در زندگی زناشویی موجب می گردید که طلاق امری ناشی از اراده ی بی چون و چرای مرد تلقی نگردد.
در ایران باستان طلاق منوط به رأی دادگاه بود. اگر قاضی دادگاه تشخیص می داد که زوجین می توانند زندگی زناشویی خود را ادامه دهند، آنان را مجبور به زندگی می نمود و شوهر متمّرد را به مجازات سختی محکوم می کرد تا بی جهت متمایل به طلاق نگردد.
در دین یهود نیز طلاق وجود داشته است در صورتی که مرد کجروی در زن خود بیابد برای او نامه ی انفصال (جدایی) بنویسد و به دستش بدهد و از خانه ی خود او را بیرون فرستاده و رهایش سازد.
در انجیل نیز آیات متعددگاه بر عدم قبول مطلق طلاق دلالت دارد (همانند آیات 16:18) و در آیات دیگری از انجیل، طلاق را محدود به زنای یکی از زوجین نموده است(ماندن آیات 15:31) انجیل متی که می گوید: < هر کسی از زن خود مفارقت جوید، طلاق نامه به او بدهد، لیکن من به شما می گویم هر کس به غیر علت زنا، زن را از خود جدا کند باعث زنا کردن او باشد و هر کس زن مطلقه را نکاح کند، زنا کرده باشد.>
ب- طلاق از منظر دین(آیات و روایات)
طلاق بر دو نوع است: 1- طلاق بائن 2- طلاق رجعی
در طلاق بائن شوهر بعد از طلاق حق بازگشت ندارد خواه زن در عدّه باشد یا نباشد که طلاق بائن بر 6 نوع است. در طلاق رجعی مرد می تواند تا وقتی که همسرش در عدّه است به او رجوع کند.
قرآن کریم در آیاتی از سوره طلاق و بقره، نساء و احزاب پیرامون طلاق و مسائل مربوط به آن سخن گفته است. در اسلام آنچه دارای اهمیت است تشکیل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
اداره آموزش و پرورش شهرستان کرج ناحیه 4
دبیرستان حضرت مریم (س)
عنوان پژوهش:
جایگاه آموزش در فرهنگ تواناسازی
پژوهشگر: مینو دارایی
مربی پرورشی مقطع متوسطه
بهار 85
تقدیم به تمام کسانی که در راه غنی سازی فرهنگ پربار ایرانی گام
بر می دارند.
ی عاملان و رهروان قرآن کریم
تقدیم به
رهروان راه حقیقت
و با تشکر از تمامی کسانی که مرا یاری نمودند.