لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
فراوردهای نانوتکنولوژی
به لحاظ نظری هر ساختار مولکولی پایداری که قوانین فیزیک و شیمی را نقض نکند قابل پیاده سازی است. و نانوتکنولوژی در واقع پیاده سازی ساختارهای مولکولی با دقت اتمی می باشد.
هرچیزی که در پیرامون ما قرار دارد از اتم ساخته شده است، یعنی می توانیم اتمها را به نوعی کوچکترین واحد سازنده مواد بنامیم. از عصر حجر گرفته تا اعصار بعد از آن (مس، برنز، آهن) که پشت سر هم در زمانهای مختلف پدپد آمده اند و در حال حاضر که عصر سیلیکون هاست، بشر را همواره متوجه این مسئله کرده است که چگونه و با چه اصولی میلیارد ها اتم در کنار هم قرار می گیرند و بطور همزمان یک شکل ماکورسکوپیک بوجود می آید و طبیعت میلیارد ها سال است که این نقش را با ظرافت کامل انجام می دهد و نانوتکنولوژی گامی در راستای توسعه ابزار انسانی برای تسلط بر طبیعت است.
تکنولوژی حاصل از قرن بیستم شاید در حال حاضر خیالی باشد ولی حالات واقعی به خود می گیرد وقتی تصور کنیم در قرن بیست و یکم بشر تا در خواهد بود اجسامی در بالاترین سطح از نظر کیفیت کنترلی تولید کند که حد حساسیت آنها هم اتمی است.
شاید میکروسکوپ STM را که قادر است در سطح اتمی از مواد تصویر برداری کند و در سال 1985 اختراع شد را بتوان اولین محصول نانوتکنولوژی دانست.
کاربردهای نانوتکنولوژی
کشاورزی: حسگر ها(سنسورها) در بسیاری از وسایل الکتریکی- وسایل پزشکی وسایل ایمنی و سیستمهای کنترل آلودگی و شرایط محیطی و کشاورزی کاربرد دارند.
حسگر ها را با پارمترهای فیزیکی نظری (ما و حرکت، شتاب، جریان یا پارامترهای شیمیایی نظیر گازها، یونها و مولکولهای شیمیایی یا فعل و انفعالات مولکولی مدل سازی می کنند.
بکار گیری نانوتکنولوژی در ساخت حسگر ها اجازه اصلاحاتی در عملکرد آنها داده و منجر به کاهش قابل توجهی در اندازه و افزایش قابلیتهای آنها و بکار گیری در بسیاری از وسایل دیگر شده است.
نانوحسگرهای هوشمند در آلودگی خاک و اب های زیر زمینی نقش مهمی را ایفا می کنند. بررسی عملکرد آفت کش های خاک و نحوه عملکرد و حرکت آنها در لابه لای ذرات خاک در این مقیاس، امکان پیش بینی های درستی برای جلوگیری از آلودگی خاک و آب های زیر زمینی می شود.
حسگرهایی که بر روی گیاهان یک مزرعه زراعی پاشیده می شوند و یا بر روی بدن دام توانایی اعلام وجود بیماریها و ویروسها را به کشاورزان دارند.
نانوتکنولوژی بدنبال ساخت حسگرها (کارخانه های کوچکی) است که توانایی تولید مثل و تکثیر خود را داشته باشند. تا کاربرد آنها صرفه اقتصادی داشته باشد.
در صنایع غذایی شرکت غذایی آمریکایی Kralt در این زمینه تحقیقات وسیعی انجام داده است با هدف پیشگامی در کاربرد نانوتکنولوژی در صنایع غذایی است. آنها در پی ساخت غذاهایی با نام Brainy FOOD هستند و بر روی فرضیه های زیر کار می کنند:
مواد غذایی که قابلیت تغییر رنگ، طعم و یا مواد مغزی خود را در جهت سازگاری با ذائقه و سلامت مصرف کننده را دارا هستند.
غشاهایی که می توانند مولکولهای معینی را عمدتا بر اساس شکل و با هدف حذف سموم موجود در مواد غذایی و با تنظیم طعم آنها، از خود عبور دهند.
بسته بندی هایی که ضمن شناسایی فساد محتویات خود، مصرف کننده را نیز از بروز آن آگاه می کنند.
داروسازی: سیستم های دارو رسانی عبارت است از رساندن دارو در زمان معین و با دز کنترل شده با اهداف دارویی خاص در بدن که از سیستم های نانومتری فعال و غیر فعال استفاده می کند.
این کار بنحو چشمگیری ایمنتر و موثر از از پخش دارو در تمام بدن است.
داروسازی موثر عوارض جانبی ناخواسته را کاهش می دهد و دز دارویی کمتری را مصرف می کند و می تواند باعث دلگرمی بیماران در ادامه رژیم مصرف دارویی صحیح گردد.
در آینده حدود 50% تولید دارو (180 میلیارد دلار) متکی بر N.T خواهد بود.
وسایل نانومتری قادر به رساندن مواد به سلولها می باشند- مثلا DNA می تواند برای ژن درمانی و واکسیناسیون، در داخل سلول قرار گیرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
راهکارهای پیشنهادی برای گسترش فرهنگ کار و اشتغال
● مقدمه :
فرهنگ کار به عنوان شیوه زندگی نقش بنیادی وزیر بنایی در ارتقای سطح پویایی جوامع دارد. در مقایسه با مفاهیمی همچون فرهنگ سازمانی، فرهنگ عمومی و نظایر آن، مفهوم فرهنگ کار کمتر تعریف شده است. فراهم آوردن امکان تصمیمگیری براساس عقل و درایت در تمام مراحل زندگی به ویژه از دوران کودکی از جمله بنیانهای اصلی و تأثیرگذار در ایجاد و تقویت فرهنگ کار محسوب میشود. بررسیهای کارشناسان مسایل اجتماعی ایران نشان میدهد که فرهنگ کار در ایران در مقایسه با جوامع پیشرفته در سطح پائینتری قرار دارد. این در حالی است که در جهان پیشرفته با وقوف بیشتر به نقش استراتژیک نیروی انسانی و نگرشهای آن به کار و تولید مفهوم فرهنگ کار از اهمیت فزایندهای برخوردار شده است. زمانی که فرهنگ کار نهادینه گردد کار به عنوان یک ارزش تلقی شده و همه افراد جامعه در سطوح مختلف کار کردن را مسیر توسعه موزون جامعه دانسته و از طریق درست کار کردن به توسعه اقتصادی کمک مینمایند.
● مفهوم فرهنگ
فرهنگ از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکیل یافته است. فر به معنای جلو و بالا آمده است و هنگ در زبان فارسی از ریشه اوستایی «تنگ» و به معنای کشیدن و وزن میباشد. فرهنگ فارسی معین فرهنگ را به معنای علم، دانش و تدبیر آورده است. در فرهنگ بزرگ سخن فرهنگ چنین تعریف شده است: «پدیده کلی پیچیدهای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر و شیوه زندگی که در طی تجربه تاریخی اقوام شکل میگیرد و قابل انتقال به نسلهای بعدی است».
فرهنگ لغات و بستر فرهنگ را به عنوان مجموعهای از رفتارهای پیچیده انسانی که شامل افکار، روش زندگی، گفتار، اعمال و آثار هنری که بر توانایی انسان برای بکارگیری و انتقال دانش به نسل دیگر اطلاق میشود تعریف میکند.
فرهنگ به عنوان یک اصطلاح فنی در نوشتههای انسانشناسان در اواسط قرن نوزدهم وارد شده است. هنگامیکه فرهنگ یک گروه یا جامعه شکل گرفت و به تدریج بهبود یافت افراد آن حوزه فرهنگی، کیفیت تمایلات، ذهنیات و رفتارهای خود را با آن منطبق ساخته و به گونهای رفتار خواهند کرد که هنجارها و ارزشهای فرهنگی شکسته نشده و فردی غیرعادی شناخته نشوند.
با توجه مطالب فوق میتوان گفت: فرهنگ مجموعهای از باورها، اندیشهها و تراوشات فکری بشر در طول تاریخ است که زمینهساز و تداوم بخش رشد و تعالی انسان و شکلگیری هویتی خاص برای او بوده است. فرهنگ مجموعهای تبادلپذیر و به اشتراک گذاشتن از مجموعه داشتهها و پیشینههای جوامع انسانی است که به عنوان سرمایهای قابل انتقال از نسلی به نسل دیگر قابل بررسی است و در عین حال یکی از رایجترین، پیچیدهترین و پرابهامترین مفاهیم است.
● مفهوم کار
کار بخش اساسی زندگی است. ما انسانها احتیاجات مازاد زیادی داریم، مانند لباس، سرگرمی، سفر، تحصیل و دیگر امکاناتی که به آنها عادت کردهایم. کار جدا از موقعیت تکنولوژیکی آن قابل فهم نیست و در مقاطع تاریخی مختلف و فرهنگهای متفاوت شکلهای مختلفی به خود میگیرد. مقایسه کار کشورهای پیشرفته و کشورهای جهان سوم نشان میدهد که نه تنها تکنولوژی کاملاً متفاوت است بلکه روشهای انگیزهدهی و ارتباطات اجتماعی هم تغییر میکند. همین امر نیز صدق میکند اگر ما کار در جهان کنونی را با کار در انقلاب صنعتی، قرون وسطی و امپراطوری ساسانی مقایسه کنیم کار دارای تعاریف چندگانهای است. تعاریف زیادی از جانب متخصصان مختلف و با مکاتب فکری متفاوت ارایه شده است. در فرهنگ فارسی سخن کار چنین تعریف شده است: «آنچه از کسی سر میزند، عمل و دیگر اینکه فعالیتی که شخص به طور روزانه به آن مشغول است و معمولاً بابت آن حقوق دریافت میکند».
استفاده معمول و متداول واژه کار به کار بدنی محدود میشود لیکن این یک معنای عام از واژه کار نیست. لذا هرگونه تعریف علمی از کار باید شامل کوششهای فکری نیز بشود، زیرا در صنایع جدید مغزها به اندازه بازوها مورد احتیاج است. لکن این موضوع نباید سبب شود که کارگران یدی در موقعیت پایینتری از لحاظ استفاده از نعم مادی موجود در جامعه قرار گیرند. کاربرد معمول و متداول کار به طور کلی محدود به موجود انسانی است. لیکن تمام متخصصان کار را به یک شکل تعریف نکردهاند. آدام اسمیت کار را بر طبیعت و انسان هر دو نسبت میدهد و میگوید «طبیعت همراه انسان زحمت میکشد.
امروزه تمام متخصصان اقتصاد واژه کار را عملاً محدود به کار انسان میدانند. بعضی متخصصان اصطلاح کار را برای کوششهای دشوار و پرزحمت به کار میبرند و هر نوع کوششی که خوشی ایجاد کند یا به خاطر لذتی صورت گیرد کار نمیدانند. اقتصاددان انگلیسی (William Stanley Jevons) معتقد است که کار هر نوع تلاش دشوار مغز یا بدن است که به طور جزیی یا کلی با توجه به سود آینده صورت میگیرد. به هر حال مفهوم جدید این است که هر کوششی نیازی را ارضاء نماید یا فایدهای را ایجاد کند کار مولد باید حساب آید، مانند کار هنرپیشه، قاضی، زارع و نویسنده. مسلماً هر نوع کوشش انسان که منظور آن تحصیل مزد باشد کار نامیده میشود لیکن هر کاری مولد نیست. یعنی چیزی تولید نمیکند یا در خدمت تولید قرار نمیگیرد. به هر صورت کار است لیکن کار مولد نیست. در زیر چند تعریف از کار ذکر میگردد.
کار یکی از عوامل تولید که تمام فعالیتهای اقتصادی انسان، اعم از فکری و یدی، تخصصی و غیرتخصصی برای تولید ثروت را در برمیگیرد.
کار میتواند به عنوان انجام وظایفی تعریف شود که متضمن صرف کوششهای فکری و جسمی بوده و هدفشان تولید کالاها و خدماتی است که نیازهای انسانی را برآورده میسازد. شغل یا پیشه کاری است که در مقابل مزد یا حقوق منظمی انجام میشود. کار در همه فرهنگها اساس نظام اقتصادی است که شامل نهادهایی است که با تولید و توزیع کالاها و خدمات سر و کار دارند.
● مفهوم فرهنگ کار
فرهنگ کار را بایستی مقولهای پویا دانست که در جریان صنعتی شدن روند تکاملی خود را طی مینماید. عصاره فرهنگ کار چگونگی تولیدات ملی و میزان آن میباشد که خود بر رفاه اجتماعی اثر میگذارد و تولید به نوبه خود بر فرهنگ کار و روابط اجتماعی اثر شایانی دارد.
فرهنگ کار از فرهنگ سازمانی نشات میگیرد. فرهنگ سازمانی پدیده مبهمی است. برای تصمیمگیری درباره فرهنگ سازمان و فرهنگ کار تشخیص و تفکیک باورهای راهنمای بنیادی از باورهای روزمره ضروری است. در سازمان باورهای راهنمای عالی زمینه ایجاد باورهای عملی و واقعی کار و زندگی را فراهم میآورند. باورهای راهنما به دو دسته تقسیم میشود: باورهای برونی مربوط به نحوه رقابت و نحوه هدایت کسب وکار و باورهای درونی که در خصوص نحوه مدیریت و هدایت سازمان است در ایران اصطلاح فرهنگ کار بارها از سوی افراد بکار رفته، لیکن تعریف مشخصی از آن داده نشده است. چنانچه به اختصار فرهنگ را مجموعه ارشها، باورها و دانشهای مشترک و پذیرفته شده یک گروه دانسته و کار را فعالیتهای اقتصادی منجر به ارزش افزوده در نظر بگیریم فرهنگ کار عبارت است از: مجموعه ارزشها، باورها و دانشهای مشترک و پذیرفته شده یک گروه کاری در انجام فعالیتهای معطوف به تولید و یا ایجاد ارزش افزوده به کلام دیگر اینکه، در وجود کارکنان یک سازمان چه ارزشها و نگرشهایی درونی شده و مورد پذیرش جمعی قرار گرفته است، فرهنگ کاری حاکم بر آن سازمان یا گروه را تبیین میکند. براساس این رویکرد میتوان فرهنگ سازمانی را به عنوان پدیده عاملتری در نظر گرفت که بخشی از آن مربوط به چگونگی انجام کار بوده و به آن فرهنگ کار گفته میشود. بر این اساس هنگامیکه فرهنگ کار در یک سازمان یا جامعه ضعیف ارزیابی میشود این بدین معنا است که کارکنان به انجام کار مفید و مولد تمایل نداشته و در نتیجه فعالیتهای آنها از راندمان و اثربخشی کمتری برخوردار است و منابع به کار گرفته شده حداکثر بازده ممکن را نخواهد داشت.
● عوامل تعیین کننده فرهنگ کار
سوال اساسی این است که چه عواملی یا مولفههایی فرهنگ کار را تشکیل میدهد؟ بطور کلی عوامل بسیاری در شکل دادن به فرهنگ کار موثر هستند نظیر عوامل جغرافیایی، محیطی، اقتصادی و اجتماعی. در ادبیات موضوع به مواردی نظیر میزان آمادگی و توان کاری نیروی انسانی، تسلط کارکنان بر ماهیت شغل، میزان حمایت سازمان از کارکنان، میزان انگیزه و تعهد کارکنان به کارفرما، سازمان و مدیران، کیفیت ارایه بازخوردها، میزان اعتبار و تطابق تصمیمات با قوانین سازمانی، نگرشها و روحیه کار جمعی، اخلاق کاری و غیره اشاره شده است. در کل نه عامل را میتوان برشمرد. این عوامل خود معلول شرایط اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی حاکم، نظم شخصیت، نظام مدیریت و سازمان کاری است. این نه عامل عبارتند از:
۱) احساس مفید بودن سازمانی.
۲) تصویر ذهنی از استعداد کاری خود.
۳) نگرش مثبت به کار.
۴) میزان پذیرش تغییرات و روشهای کاری جدید.
۵) نظام فرهنگی حاکم بر جامعه.
۶) میزان وضوح نقشها و روشهای کار.
۷) میزان عدالت سازمانی.
۸) ارزشهای کار (درونی و برونی).
۹) برخورداری از میزان وجدان کاری بالا.
● ویژگیهای کار
کار دارای ویژگیهای متعددی است که در زیر به مهمترین آنها اشاره میشود:
▪ دایمی و همیشگی بودن کار.
▪ به تولید کالا و خدمات میانجامد.
▪ دستمزدی برای آن در نظر گرفته میشود.
▪ به برقراری تعالی جسمانی و حفظ سلامت روحی و بدنی انسانی منجر میشود.
▪ موجب تقویت روابطاجتماعی و ارضای نیازهای اجتماعی افراد میگردد.
▪ به تزکیه نفس و جلوگیری از مفاسد اجتماعی و اخلاقی منجر میگردد.
▪ وسیلهای برای اندازهگیری نقاط قوت و ضعف انسانها است.
● راهکارهایی جهت ارتقاء فرهنگ کار
بدون شک برای تجزیه و تحلیل و ارتقاء فرهنگ کار در هر سطحی شناخت عوامل موثر بر ارتقاء فرهنگ کار امری حیاتی است. روابط متقابل میان کار، سرمایه و محیط اجتماعی سازمان به شکلی که آنها در یک مجموعه کاملی متوازن و هماهنگ کردن حایز اهمت است. بهبود فرهنگ کار به این امر بستگی دارد که ما چگونه عوامل اصلی سیستم اجتماعی- تولیدی را مشخص میکنیم و به کار میبریم. اصولاً ارتقاء فرهنگ کار تحت تأثیر عوامل متعددی است که در یک طرف آن فرهنگ، ساختار اجتماعی، سیاسی، فنی، مدیریتی جامعه و در طرف دیگر آن ساختار طبیعی و اقلیمی وجود دارد.
عوامل موثر بر ارتقاء فرهنگ کار عبارتند از:
۱) فرهنگ محیط کار مطلوب
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
مدیریت تکنولوژی
مقدمه
مدیریت تکنولوژی یک مبحث بینرشتهای است که علوم، مهندسی، و مدیریت را بههم پیوند میزند. از دیدگاه مدیریت تکنولوژی، تکنولوژی اصلیترین عامل تولید ثروت است و ثروت چیزی بیشتر از پول است که میتواند عواملی همچون ارتقاء دانش، سرمایهی فکری، استفادهی موثر از منابع، حفظ منابع طبیعی و سایر عوامل موثر در ارتقاء استاندارد و کیفیت زندگی را شامل شود. مدیریت تکنولوژی، در واقع مدیریت سیستمی است که خلق، کسب، و بهکارگیری تکنولوژی را ممکن میسازد و شامل مسوولیتی است که این فعالیتها را در راستای خدمت به بشر و برآورده ساختن نیازهای مشتری قرار میدهد. تحقیق، اختراع، و توسعه، اساسیترین مولفههای خلق تکنولوژی و وقوع پیشرفتهای تکنولوژیک هستند. اما در مسیر تولید ثروت، مولفهی مهمتری نیز وجود دارد که همان بهکارگیری یا تجاریسازی تکنولوژی است. به بیان دیگر، مزایای تکنولوژی هنگامی تحقق مییابند که نتیجهی آن به دست مشتری برسد. مشتری میتواند فرد، شرکت، یا یک نهاد دولتی همچون سازمانهای دفاعی باشد. اختراعی که در قفسه نهاده شود، ثروت تولید نمیکند و ایدهای که بروز میکند و به کار بسته نمیشود ـ حتی اگر بهعنوان اختراع به ثبت برسد ـ بازده مالی ندارد. تکنولوژی هنگامی به تولید ثروت منجر میشود که یا تجاری شود و یا در مسیر تحقق اهداف استراتژیک یا عملیاتی یک سازمان به کار بسته شود. تکنولوژی مهمترین عامل در سیستم تولید ثروت است ولی عوامل دیگری نیز در این سیستم دخیل هستند. مثلاً، تشکیل سرمایه و سرمایهگذاری، نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا میکنند. نیروی کار، عامل موثر دیگری در رشد اقتصادی است. مدیریت تکنولوژی دارای ابعاد ملی، سازمانی و فردی است. در سطح ملی یا دولتی (سطح کلان)، مدیریت تکنولوژی به شکلگیری سیاستهای عمومی کمک میکند. در سطح بنگاه (سطح خرد)، به ایجاد و تثبیت بنگاههای رقابتپذیر میانجامد. در سطح فردی، به ارتقاء ارزش فرد در جامعه کمک میکند.
مدیریت تکنولوژی در سطح بنگاه
شورای تحقیقات ملی آمریکا ، مدیریت تکنولوژی را چنین تعریف کرده است: "یک حوزهی بینرشتهای که با طرحریزی، توسعه و پیادهسازی توانمندیهای تکنولوژیک برای شکل دادن و تحقق اهداف استراتژیک و عملیاتی یک سازمان سروکار دارد." مدیریت تکنولوژی به این دلیل یک حوزهی بینرشتهای محسوب میشود که دانش حاصل از رشتههای علوم، مهندسی و مدیریت اجرایی را ترکیب میکند. مدیریت تکنولوژی بر بسیاری از اجزاء کارکردی سازمان همچون تحقیق و توسعه، طراحی، تولید، بازاریابی، مالی، پرسنلی، و اطلاعرسانی تأثیر میگذارد. گسترهی آن، هم مقولات استراتژیک و هم مقولات عملیاتی سازمان را شامل میشود. ابعاد عملیاتی با فعالیتهای روزمرهی سازمان سروکار دارند و ابعاد استراتژیک بر موضوعات بلندمدت متمرکز هستند. سازمان باید به هر دو بعد توجه داشته باشد. بررسیها نشان دادهاند که اکثر مهندسان و مدیران صرفاً به ابعاد عملیاتی و نتایج کوتاهمدت توجه دارند و به مقولات استراتژیک بیتوجه هستند. این کوتهبینی موجب شده است که تأثیرات اقدامات امروز خود را بر آیندهی سازمان نادیده بگیرند. مدیریت تکنولوژی با تأکید بر اهداف استراتژیک سازمان، به حذف این نارسایی از سیستم مدیریت کمک میکند. مدیریت تکنولوژی، مدیران را در تلاشهایشان برای بهبود بهرهوری، افزایش اثربخشی، و تقویت جایگاه رقابتی بنگاه هدایت میکند. در دههی 1970 و 1980، صنایع آمریکا به تدریج جایگاه رقابتی خود را در مقابل محصولات ژاپنی و حتی محصولات برخی دیگر از کشورهای آسیایی از دست دادند. این رویداد، بسیاری از سازمانهای آمریکایی را تحت تأثیر قرار داد و آنها را برآن داشت که رویکردهای گوناگونی را برای کمک به صنایع آمریکا و بازیافت جایگاه رقابتی آنان در پیش گیرند. از میان این سازمانها میتوان به شورای تحقیقات ملی، فرهنگستان ملی مهندسی، بنیاد ملی علوم، بسیاری از سازمانهای صنعتی، و نهادهای آموزشی آمریکا اشاره کرد. تلاش این سازمانها، آنان را متوجه جهان نمود. در گزارش شورای ملی تحقیقات که در سالی 1987 منتشر گردید، پیشنهاد شده بود که باید شکاف دانش و عملکرد را بین مهندسی و علوم از یک طرف، و بین کسبوکار، و کشاندن تکنولوژی در قالب محصولات و خدمات به صفحهی بازار، به تولید ثروت میانجامد. به نظر میرسید که در پارادایمهای صنعتی، سیاستهای دولتی، و نهادهای آموزشی، ارتباط بین تکنولوژی و کسبوکار نادیده گرفته شده است. برنامههای آموزشی در رشتههای مهندسی و مدیریت، و ساختارها و نهادهای صلب مرتبط با آنها، کارایی خود را از دست داده بودند و به بازنگریهای جدی نیاز داشتند. علاوه براین، معلوم شده بود که به برنامههای آموزشی دست اولی نیاز است که مدیران و مهندسان را برای برخورد با تحولات تکنولوژیک و نفوذ در بازارهای جهانی آماده سازد. روشهای جدیدی برای تفکر دربارهی این برنامهها و محتویات آنها پیشنهاد گردید. ظهور برنامههای جدید تخصصی در زمینهی مدیریت تکنولوژی، یکی از دستاوردهای این خودارزیابی است.
مدیریت تکنولوژی در سطح ملی یا دولتی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
بازاریابی کروی
چکیده :
در متون بازاریابی موضوع همیشگی و مورد بحث این است که شرکت ها نه تنها باید به نیازها و خواسته های مشتریان خود ، بلکه به خواسته ها و نیازهای مشتریان مشتریانشان نیز توجه کنند و از این موضوع به عنوان مفهومی از بازاریابی یاد شده است که هدف آن ایجاد و احیای مجدد مفهوم بازاریابی در ورای سطوح سنتی یعنی ، تولید کنندگان ، عرضه کنندگان ، عمده فروشان ، خرده فروشان ، مشتریان و مصرف کنندگان در کانال های بازاریابی است .
تلاش تحقیقات آتی باید بیشتر صرف ایجاد پلی بین سطوح روشن و آشکار خط مشی های آغازین و پایانی کانال های بازاریابی باشد که در این رابطه باید اقتصاد و عوامل بوم شناختی در نظر گرفته شود .
مقدمه : در سال های پایانی 1940 کارایی تولید عامل ضروری برای دستیابی به حفظ عملکرد خوب در عملیات تجاری موفق در بازار محسوب میشد . در دهه 1950 محققان بازاریابی این بحث را مطرح کردند که شرکت ها باید توجه بیشتری به نیازها و خواسته های مشتریان داشته باشند و این راهکار بنیادی اغلب به عنوان مفهوم بازاریابی شناخته شد که یکی از مشهورترین ومهمترین دیدگاه هایی است که در آثار بازاریابی تاکنون پدیدار شده است. Mckitterick عنوان می کند : مهم ترین وظیفه و مهارت بازاریابی این نیست که مشتری را به انجام عملی که در راستای منفعت شرکت است وادار کنیم ، بلکه باید در انجام کاری که در راستای منافع مشتری است ، مهارت داشته باشیم . پس مفهوم بازاریابی به این معنا است که نیازها و خواسته های مشتری باید هدف هر فعالیت و فرآیند بازاریابی باشد. در آن زمان توجه به خواسته های مشتری نوعی تغییر اساسی در دیدگاه های جاری مدیریتی محسوب می شد و دیگر محققان آن زمان نیز با این نظریه موافق بودند . به عنوان مثال Keith نتیجه گیری کرد که توجه ما از مسئله تولید به مشکلات بازاریابی تغییر کرده است و می توانیم از محصول خود ، کالایی که مشتری میخواهد را بسازیم و این فرآیند از عملکرد شرکت تا بازار را شامل میشود . احیای مجدد مفهوم بازاریابی با پدیده ای به نام نزدیک بینی بازاریابی نزدیک ، توامان است . Levitt معتقد است از آنجا که موقعیت فعلی بسیار سود آور است ، بازاریابان این واقعیت را نادیده می گیرند که تغییراتی که دربازار صورت می گیرد ، نیازمند توجه عمیقی است . مفهوم نزدیک بینی بازاریابی نیازمند گسترش مفهوم بازاریابی است . مفهوم آمیخته بازاریابی از دیدگاه های معاصر و جدید است که به وسیله دیگر محققان بسط یافته است و دیگر جنبه های کاربردی آن ، مثل محصول ، توزیع ، فروش را توضیح می دهد . در دهه 1990 دیدگاه مشتری مداری و استفاده از کانال های مشتری محوری در صنایع خودروسازی واژه درست و به موقع (JIT) به کار گرفته شد ، در حالیکه در صنایع منسوجات وخرده فروشی اصطلاح واکنش سریع وبهترین پاسخ به مشتری به منظور افزایش هماهنگی در عملکرد به کار گرفته شد . براساس این دیدگاه مشتری در نقطه شروع دیده میشود و نه در پایان خط Steudeland Desrulle عنوان کرد که در کلاس جهانی بودن به معنای قابلیت عرضه محصولات در بازار ، با کیفیت مطلوبتر و ارزش بیشتر علاوه بر رقابتی بودن است . لذا با توجه به مفهوم فعلی ، موثر بودن بازاریابی ، در دنیای بازاریابی است و علیرغم گستردگی شناخت مفهوم بازاریابی هنوز هم از گویایی کاملی در بیان یکپارچگی ، دوام و چرخه کامل کانال های بازاریابی در گذشته – حال – آینده ناتوان بوده است وبه سطوح مشخصی از کانال های بازاریابی محدود شده است وسعی بر شناسایی کانال های جدید ندارد . لذا واژه مفهوم بازاریابی کروی ابداع شد و هدف آن تجدید حیات مفهوم بازاریابی با بهره گیری از پیوند سطوح پایین و بالا و پیوند مجدد سطوح قبلی و بعدی کانال های بازاریابی است .
بررسی سوابق
مفهوم بازاریابی کروی از رویکردی عمودی و پایین نگر برخوردار است و به سطوح متوالی و منفرد میان عاملین مستقیم و یا غیر مستقیم در کانال های بازاریابی اشاره دارد و علاوه بر آن کاربرد بازار محوری دارد و تمرکزش روی سطوح مشتریان و مشتریان مشتریان و یا مشتریان در بازار است . لذا مفهوم بازاریابی معمولا"
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن .doc :
فصل اول
معادلات گویا، اصم و نامعادله
بخش اول:
تعیین علامت چندجملهایها
تعریف: منظور از تعیین علامت چندجملهای، آن است که بدانیم آن چندجملهای به ازای چه مقادیری برای متغیر آن (x) مثبت یا منفی یا صفر است.
الف) تعیین علامت دو جملهای درجه اول:
ابتدا ریشه آن را بدست میآوریم. سپس در جدول زیر علامت آن را تعیین میکنیم.
+ x1 -
x
موافق ضریب x | مخالف ضریب x
p
مثال) تعیین علامت کنید.
P=10-5x P=-0.1x+7
P=2x+8 p=1-1/2x
ریشه ساده: ریشهای که فرد دفعه در معادله تکرار شود.
ریشه مضاعف: ریشهای که زوج دفعه در معادله تکرار شود.
تذکر 1) در جدول تعیین علامت، در دو طرف ریشه مضاعف یک علامت تکرار میشود.
تذکر 2) عبارت داخل قدر مطلق و عبارت داخل پرانتز با توان زوج دارای ریشه مضاعف میباشند.
مثال) تعیین علامت کنید.
P=|2x-10| P=-|2x+3| P=(4-3x)8
P=(5-3x)7 P=-7x2
تعیین علامت عبارات حاصلضرب یا تقسیم
پس از ریشهیابی، ریشهها را به ترتیب از کوچک به بزرگ در یک سطح و هر عبارت را جداگانه تعیین علامت میکنیم. از حاصلضرب عمودی علائم هر ستون علامت عبارت بدست میآید. ضمن اینکه اگر ریشهای مخرج کسر را صفر کند، در سطر پایین جدول «ن» مینویسیم.
مثال) تعیین علامت کنید.
P=4x(x+3)(2-x) P=(3x+6)(1-2x)
P=[(1-x)3(2x+1)4]/[(-5x|x+2|)] P=[x2(1-2x)]/[(|x+3|)]
P=[x(3x-1)]/[(2-5x)(-x+1)] P=[(3-6x)]/[2x(-x-5)]
ب) تعیین علامت سه جملهای درجه دوم:
ابتدا عبارت را ریشهیابی میکنیم و با توجه به حالتهای زیر، در جدول مربوط به تعیین علامت میشوند.
حالت اول: معادله دو ریشه حقیق متمایز دارد (Δ>0)
+ x1 x1 -
x
موافق a | مخالف a | موافق a
p
حالت دوم: معادله یک ریشه مضاعف دارد (Δ=0)
+ x1 -
x
موافق ضریب a | موافق ضریب a
p
حالت سوم: معادله ریشه ندارد
+ -
x
موافق ضریب a
p
مثال) تعیین علامت کنید.
P=-2x2+5x P=2x2+3x-5
P=4x2+4x+1 P=x2-2x-3
P=1-x+x2 P=2x2-x-x
P=[(x2-7x+12)]/(|x|(1-2x))] P=[(x2-4)]/[(x2-2x)(1-x2)]
ج) تعیین علامت به کمک رسم نمودار:
ابتدا نمودار داده شده را رسم میکنیم. سپس:
به ازای مقادیری که نمودار بالای محور xها قرار میگیرد، علامت آن مثبت؛
به ازای مقادیری که نمودار روی محور xها قرار میگیرد، مقدار آن صفر؛
به ازای مقادیری که نمودار زیر محور xها قرر میگیرد، علامت آن منفی است.
مثال) به کمک رسم نمودار، عبارات زیر را تعیین علامت کنید.
y=-1/2x+1
y=3x-3
y=x2-4x+4
نکته:
شرط آنکه سه جملهای درجه 2 همواره مثبت باشد: a>o, Δ<o؛
شرط آنکه سه جملهای درجه 2 همواره نامنفی باشد: a>o, Δ=o؛
شرط آنکه سه جملهای درجه 2 همواره منفی باشد: a<o, Δ<o؛
شرط آنکه سه جملهای درجه 2 همواره نامثبت باشد: a<o, Δ=o؛
مثال) نشان دهید عبارت –x2+2x-3 به ازای جمیع مقادیر x منفی است.
مثال) حدود m را طوری بیابید که عبارت (1-m)x2+3x-4 همواره مثبت است.
مثال) حدود m را طوری بیابید که عبارت A=x2+mx+1^2 همواره تعریف شده باشد.
مثال) حدود m را طوری بیابید که عبارت P=mx2-3x+15 همواره مثبت باشد.
مثال) حدود m را طوری بیابید که عبارت P=(m-1)x2-2mx+(m-2) همواره منفی باشد.
مثال) حدود m را طوری بیابید که عبارت P=-x2+2x+2m-3 همواره مثبت باشد.
تعیین علامت هر عبارت از هر درجه در یک سطر
ابتدا ریشهیابی و ساده یا مضاعف بودن آن را معلوم و در یک سطر از چپ به راست در جدول قرار میدهیم. سپس از هر عبارت علامت ضرب بزرگترین جمله را درنظر گرفته و در یکدیگر ضرب میکنیم تا اولین علامت جدول از سمت راست معلوم شود. بعد از هر ریشه ساده، علامت را تغییر میدهیم و بعد از هر ریشه مضاعف علامت را تغییر نمیدهیم.