لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مد چیست؟ طبق نظریه "جرج سیمل"، مد همان تغییر غیر متمرکز جنبه های فرهنگی زندگی است و از یک تنش اساسی و پایه ای در وضعیت اجتماعی انسان ها ناشی می شود. از یک طرف هر کدام از ما تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و از طرف دیگر دوست داریم نسب به دیگران متفاوت باشیم. طبیعی است که بعضی از مابیشتر تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و در اصل به متحد الشکل شدن و یا وفق دادن خود با دیگران اهمیت زیادی می دهیم در حالی که بعضی دیگر دوست دارند از بقیه افراد متمایز باشند و به عبارتی مایلند با دیگران تطابق نداشته و مجزا از سایرین به حساب بیایند.جریان مد به هر دوی این تمایلات توجه می کند و برای این که بتواند خوب کار کند باید دل هر دو گروه را به دست آورد. "سیمل" که نظریات او درباره مد همچنان مورد استفاده قرار می گیرد معتقد است هر دوی این تمایلات افراطی به ماهیت انسان بر می گردد. انسان ها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند و از طرف دیگر از او متمایز باشند. چشم به زندگی دیگران دوخته اند تا مثل آن ها عمل کنند و از طرفی مایلند نسبت به همان آدم ها تفاوت داشته باشند و همین مسأله است که بحث مد و مدگرایی را مطرح کرده است. مد یکی از راه های مختلف زندگی است که ما به کمک آن می خواهیم خود را در جامعه و فعالیت های اجتماعی وارد کرده و با همگونی با سایر انسان های اطرافمان به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنیم ضمن این که دراوج این همگونی دوست داریم که از آن ها متمایز هم باشیم. یعنی دو نیروی مخالف در زندگی ما مدام کشمکش ایجاد می کنند: نیروی اجتماعی زندگی کردن و نیروی غیر اجتماعی بودن، که البته در اکثر مواقع بین این دو نیرو تعادلی وجود ندارد و مشکلات از همین جا شروع می شود. در اصل مد همان تأثیر این دو نیروی متضاد در درون انسان هاست اما مد و مدگرایی تا به حال تنها در یکی از قطب های مخالف عمل کرده و به عبارتی همیشه به نحوی وارد عمل شده است که فقط یکی از این دو سر طیف مطرح شده و دیگری سرکوب شده اند. فرد مدگرا یا مدام خود را شبیه دیگران در می آورد یا تمام سعی و تلاش او آن است که با دیگران فرق داشته باشد. در حقیقت وقتی مد جدید گسترش پیدا می کند بتدریج افت کرده و به پایین ترین حد خود می رسد؛ علت آن است که هر لحظه تعداد بیشتری از افراد از آن پیروی می کنند و بعد از مدتی دیگر مد مورد نظر به صورت یک امر عادی در می آید که تنوع قبلی را ندارد. آدم های برتر یا از همه بهتران گروه هدف و کسانی که از مد نان می خورند اقشاری از جامعه هستند که بیشتر در چشم هستند. این کار دو دلیل دارد اول این که گروه های پایین جامعه چندان نمی توانند از مد پیروی کنند، دوم این که گروههای طبقاتی ثروتمند جزو افرادی هستند که همیشه اکثر چشم ها به آن ها دوخته شده و همه می خواهند شبیه آن ها باشند. به عبارتی مد در ابتدا برای گروه های برتر اجتماعی در نظر گرفته می شود تا مابقی افراد ازآن ها تقلید کنند و در این میان افرادی که در این کار فعالیت می کنند در آمد کسب کنند. یکی از معایب مد دقیقاً از همین مسأله ناشی می شود زیرا مد باعث ایجاد طبقه بندی غیرمنطقی و نا معقول جامعه می شود. بعضی افراد جزو گروه های پایین در نظر گرفته می شوند که باید عیناً از گروه های برتر اهل مد پیروی کنند و این مسأله هیچ وقت برعکس نمی شود. مد باعث بروز اختلاف طبقات جامعه به صورت ناعادلانه می شود و خود این طبقه بندی باعث به حرکت در آمدن بیشتر جریان مد می شود. به عنوان مثال فرض کنید دختران طبقه بالای اجتماعی در یک جامعه لباسی را که بتازگی طراحی شده بپوشند بزودی دختران طبقات پایین تر اجتماعی که آرزوی پوشیدن آن لباس را دارند طالب آن لباس می شوند و این تقاضا باعث می شود بازار و تولیدکنندگان، لباس مورد نظر را با قیمت های پایین تری وارد بازار کنند تا مابقی افراد هم قدرت خرید آن را داشته باشند و در کل فروش آن ها بیشتر شود. بعد از مدتی همه طبقات این لباس را می توانند تهیه کنند و دیگر لباس مورد نظر برای طبقه بالا یک امتیاز منحصر به فرد تلقی نمی شود در نتیجه آن ها دنبال یک لباس جدید می گردند تا دوباره از سایرین متمایز شوند و مد جدید مطرح می شود این مد جدید، فروش جدید و در آمد های سرشار تازه را درپی خواهد داشت. این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند و در نتیجه مدگرایان هیچ وقت با رکود یا مشکلاتی از قبیل فروش وسایل و لباس ها مواجه نمی شوند زیرا افراد ظاهر بین جامعه نمی گذارند آب در دل آن ها تکان بخورد. آگاهی و شناخت از تأثیرات خوب و بد مد گروهی از افراد با خلق روش ها و یا راهکارهای جدید و معین فرهنگی می خواهند خود را ازدیگران متمایز کنند و دیگران را وادار کنند که آن ها را تحسین کرده و به حال آن ها غبطه بخورند. مد فقط به لباس محدود نمی شود و گستره ای طبیعی از رفتارها را در بر می گیرد. طرز نشستن، طرز صحبت کردن و راه رفتن، مدل مو، فرم چیدن وسایل منزل، نوع و جنس ظروف و ... آیا تا به حال فکر کرده اید چرا گروهی از افراد همیشه می خواهند به این ترتیب متمایز باشند؟همانطور که گفتیم متفاوت بودن از خصوصیات انسان هاست. معمولاً وقتی این تمایز ریشه عمیقی در افکار و عواطف انسان ها داشته باشد کاملا پسندیده است. تمایز گروه علما، ادبا، دانشمندان، محققان، فرهیختگان علمی، هنری، فرهنگی و افراد نیکوکار همیشه تحسین بر انگیز بوده است چراکه اولاً آنها با این تمایز روش معتدل و پسندیده ای را در زندگی طی می کنند که روی خود و دیگران تأثیرات عمیق و مطلوبی می گذارد ثانیاً در ادامه، کار آن ها به یک جریان معقول همراه با دور اندیشی وابسته است که در نهایت تأثیری دایمی روی ذهن فرد و به دنبال آن روی رویه زندگی او می گذارد که باتغییر فصل تغییر نمی کند. پیروی دائمی و بدون تعقل از پدیده مد آشفتگی ذهنی شدیدی به دنبال دارد. فرد تا مدت ها در پی کسب آن است و بعد از رسیدن به آن برایش کهنه می شود و با توجه به پدیدۀ جدید ارائه شده دوباره دست به کار می شود تا آن را به دست بیاورد. عمدۀ وقت، هزینه و تفکر او صرف این موضوع می شود. جالب آن است که بسیاری از افراد مد جدید پیشنهادی را اصلاً دوست ندارند و فقط برای این که از قافله عقب نمانند آن را می پذیرند!نکته مهم دیگر آن است که تفاوت فرهنگ ها و جوامع در این مسأله درنظر گرفته نمی شود به عبارتی جریان مد با ساختاری یکسان در جوامع مختلف وارد شده و تفاوتی نمی کند بلکه نحوه گسترش آن متفاوت است. مسلماً در بعضی فرهنگ ها و جوامع بعضی جریانات مد قابل قبول نیست و افرادی که از آن پیروی می کنند ناچارند علاوه بر صرف وقت و هزینه گزاف با افراد جامعه خود نیز در بیفتنددر اصل فردی که کاملاً از مد پیروی می کند تصور می کند در محیط زندگی خود از دیگران متمایز است امامسأله این است که ردۀ اجتماعی حقیقی او هنوز با توجه به تمامی ابعاد زندگی اجتماعی تعیین می شود نه مد. این مسأله را خود فرد هم می داند و به همین دلیل مدام در تلاش است که خود را نشان دهد اما نحوۀ مطرح کردن او کاملاً ابتدایی، ظاهری و سطحی است درنتیجه ماندگاری لازم را ندارد. جالب است بدانید که پیروی دائمی از مد حس حسادت افراد را تحریک و تا حدی تقویت می کند. وقتی مد محور اصلی زندگی فرد باشد تمام مدت به زندگی دیگران چشم دوخته است تا وسائل جدید را شناخته و تهیه کند و اگر این امکان برایش فراهم نشود مشغولیت ذهنی شدیدی پیدا می کند و این حس حسادت امان او را می برد بخصوص که جریان مد و تغییرات آن بسیار سریع و کوتاه مدت است و این فواصل کم باعث ایجاد فشار مالی و ذهنی زیاد به فرد می شود. در مواجهه با مد جدید چه باید کرد؟ در مورد مد معمولاً قضاوت های عجولانه ای صورت می گیرد که صحیح نیست. دراصل، ماهیت وجود مد و تغییر و تنوع اصلاً اشتباه نیست. خداوند حس زیبایی دوستی را در سرشت ما قرار داده است بنابراین تمامی خصوصیات ذاتی انسان ها ماهیت خوبی دارند و استفاده ناصحیح از این خصوصیات است که جلوۀ بدی پیدا می کند. به طور مثال ثروت و تمکن مالی از نظر ثروت و نحوه صرف آن بسیار مهم است اگر برای مصارف پیش پا افتاده خرج شود عملاً هدر دادن نعمتی است که به انسان تعلق گرفته و اگر صحیح به کار رود ما را در رسیدن به اهداف بزرگ تر کمک خواهد کرد. وقتی جریان مد به راه می افتد گروه کثیری از انسان ها عین هم عمل می کنند و به عبارتی تنوع عقاید و سلیقه ها از بین می رود. این کار در اصل یک اهانت محسوب می شود چرا که به فرد القا شده که تو نمی توانی سلیقه خودت را اعمال کنی و این ما هستیم که برای تو و جمع کثیری از افراد همانند خودت تصمیم می گیریم. یک انسان سالم و دارای حیات نمی تواند قبول کند که دیگران بدون درنظر گرفتن سلیقه او سبکی برایش در نظر بگیرند و او بدون چون و چرا آن را بپذیرد! جالب آن است که خود صاحبان مد می دانند مد یک انگیزش کوتاه مدت اجتماعی است و به این دلیل به سرعت در تلاشند که بعد از یک عمر کوتاه یک پدیده جدید دیگری را پیشنهاد کنند. بهتر است که با ظهور یک طرح و سبک جدید در هر زمینه ای آن را سبک و سنگین کنیم و با وضعیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود تطبیق دهیم و یا حتی در مواردی خودمان با سیلقۀ زیبا و دوست داشتنی خود مواردی به آن اضافه یا از آن کم کنیم و آن وقت آن را در زندگی پیاده کرده و به کار بندیم. ما می توانیم حتی در مواردی مد جدید را اصلاً نپذیریم چون هیچ تناسبی باروحیه و وضعیت زندگی ما ندارد. اگر یک بار این مسأله را امتحان کنید احساس غرور و شعف می کنید چراکه شما بر یک جریان از پیش تعیین شده و هدفدار که تمایل دارد شما را تحت کنترل خود در آورد کاملاً غلبه کرده اید. این
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
تولد و جوانی در سال ۱۲۷۸ هجری قمری (حدود ۱۲۴۰ خورشیدی) در روستای کچوی اردستان به دنیا آمد. در جوانی به قمشه و اصفهان رفت و به حوزه علمیه وارد شد. بعد به نجف رفت و هفت سال در درس ملامحمدکاظم خراسانی و سیدمحمد کاظم یزدی حاضر شد. پس از بازگشت به اصفهان در مدرسه «جده کوچک» فقه و اصول تدریس کرد. مشروطه در جنبش مشروطه به مشروطه خواهان پیوست و از موسسان «انجمن ملی» در اصفهان بود. در دوره دوم مجلس شورای ملی که پس از استبداد صغیر برپا شد، به عنوان یکی از پنج مجتهد طراز اول به نمایندگی از علما شرکت کرد. قرارداد ۱۹۱۹ مدرس در جریان مطرح شدن قرارداد ۱۹۱۹ به شدت با این قرارداد مخالفت کرد. ولی در جریان بحث اعتبارنامه نصرتالدوله که از امضا کننذگان آن قرارداد و متهم به رشوه گیری از انگلیس بود از او دفاع کرد. رضاشاه او، همراه دکتر مصدق، از معدود نمایندگان مجلس پنجم بود که با انقراض سلسله قاجاریه و شاه شدن رضاخان مخالفت کرد. اما وقتی رضاشاه به سلطنت رسید سعی کرد با او مدارا کند. به همین دلیل در مجلس ششم هم به نمایندگی از مردم تهران شرکت کرد. اما در پایان این دوره مجلس رضا شاه که انتخابات با نظر او انجام میشد، مدرس را از نمایندگی محروم کرد. اعتراض او به جایی نرسید و کمی پس از گشایش مجلس هفتم دستگیر و تبعید شد. مرگ روز ۱۰ آذر ۱۳۱۶ در تبعید گاه خود در کاشمر درگذشت. او از مهر ماه ۱۳۰۷ در بازداشت و تبعید حکومت رضاشاه بود. گفته میشد گروهی از ماموران نظمیه، مدرس را به دستور مقامات شهربانی به قتل رسانده اند. این گروه پس از سقوط رضاشاه در دادگاهی که برای رسیدگی به اتهامات رئیس و ماموران نظمیه تشکیل شد، به قتل مدرس اعتراف کردند. با اینهمه جرئیات و انگیزه این قتل هنوز معلوم نیست.
آیتالله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری بود که یاد مبارزات و پایمردی های او در مقابل استبداد و استعمار خصوصا رضاخان پهلوی جاودان مانده است. روز ده آذر سالروز شهادت این بزرگمرد تاریخ معاصر به دستور رضاخان است. این نوشتار نگاهی دارد به زندگینامه شهید سید حسن مدرس. شهید مدرس و عده ای از نمایندگان اقلیت مجلس پنجم شورای ملی آیتالله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری در 1287 ق در سرابه اردستان به دنیا آمد.
پدرش سید اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمدباقر درچهای خواند و سپس برای تکمیل تحصیلات خود در 1311 ق عازم نجفاشرف گردید و در مدرسه صدر ساکن شد. سیدحسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه کارگری میکرد و از آن راه امرار معاش مینمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در 1324 ق، در سی و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سکونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، سادهزیستی، صراحت کلام و مبارزه آشتیناپذیر وی با متنفذان و مالکان بزرگ اصفهان بود که همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح میدادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با کمک حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشکیل داد و با مشروطهخواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همکاری داشت.با دعوت و همکاری مدرس، نیروهای مشروطهخواه بختیاری به رهبری صمصامالسلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شکست دادند و حکومت آن شهر را در دست خود گرفتند و بهعنوان غرامت خسارات خود، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند که این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصمام السلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدیدنظر نمود، اما آنان همچنان توطئه میکردند و دوبار به او سوءقصد نمودند که مدرس از آنها جان سالم به در برد. همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ـ مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ بهعنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترک گفت. در ذیحجه 1329 ق دولت روسیه تزاری به بهانة حضور شوستر امریکایی ـ که امور مالیه کشور را برعهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لکن مجلس تحتتأثیر چهرههایی مانند مدرس به شدت با آن مخالفت کرد. در رمضان 1332 ق که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بیطرفی کرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بیطرفی وارد کشور شدند به زدوخورد با یکدیگر پرداختند. در محرم 1334 ق بیستوهفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب کردند و آنان ناگزیر به غرب کشور رفته و از راه کرمانشاه، کرند و قصرشیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب میکردند و زدوخوردهایی نیز میان آنان در میگرفت. مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظامالسلطنه تشکیل دادند که در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات کردند. در شعبان 1336 ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ که نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.در ذیقعده 1337 ق، وثوقالدوله قرارداد ننگین 1919 را با انگلستان منعقد ساخت که براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار میگرفت. وثوقالدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دستنشاندگان خود به تصویب برساند اما براثر مخالفتهای مدرس در مجلس و افکار عمومی، مجلس قرارداد مذکور را رد کرد و وثوقالدوله به ناچار از کار برکنار گردید. پس از کودتای سوم اسفند 1299 که توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 28
گزارش کار آموزی
مهندسی کشاورزی – زراعت و اصلاح نباتات
مکان : مد یریت جهادکشاورزی شهرستان گنبد ( واحد حفظ نباتات )
استادکارآموزی :مهندس علی فرساد
تهیه کننده :بهروز سمیعی
فهرست مطالب :
مقدمه وتشکر................................................................................................ 1
مبارزه بیولوژیک ...........................................................................................2
مبارزه با کنه درمزارع سویا.............................................................................. 4
طرح مبارزه با مگس زیتون ............................................................................. 4
مبارزه با آفت کرم قوزه پنبه ...............................................................................5
مبارزه با آفات وبیماریهای برنج در منطقه ..............................................................5
مبارزه بابیماری خطرناک بلاست .......................................................................6
مبارزه باتریپس پنبه ........................................................................................6
مبارزه برعلیه بلایت باکتریایی ...........................................................................8
علائم بیماری ........................................................................................... ....8
مدیریت بیماری ........................................................................................... 10
گزارش روزانه کارآموزی ................................................................................11
مقدمه وتشکر :
حمد وسپاس ایزد منان راکه باالطاف بیکران خودقدرت بیان و نوشتن رابه من آموخت .
کارآموزی ، همانطور که از نامش پیداست ، یعنی کارآموختن وهنری یادگرفتن .معمولاً دانشجویان در پایان تحصیلات دانشگاهی خود واحدی را با نام کارآموزی می گذرانند که مطابق با رشته دانشگاهی خوددریک واحد صنعتی یا اداری مشغول بکارمی شوند و بصورت عملی تمامی دروسی که بصورت تئوری گذرانده اند درآن واحدبصورت عملی کارمیکنند .ودر پایان کارملزم هستند گزارشی از فعالیت خود درآن واحد را ارائه دهند .
اینجانب نیز بعنوان یک دانشجوی سال آخر رشته کشاورزی ملزم به گذراندن این واحد دانشگاهی بودم.فعالیت کاری من بمدت 45 روز درمدیریت جهادکشاورزی شهرستان گنبدکاوس(واحدحفظ نباتات ) بودوفعالیت کاری این واحد دررابطه با مبارزه شیمیایی و بیولوژیکی باآفات وبیماریهاوعلفهای هرز مزارع بود که نکات بسیارقابل توجه ومفیدی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 20 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مد چیست؟ طبق نظریه "جرج سیمل"، مد همان تغییر غیر متمرکز جنبه های فرهنگی زندگی است و از یک تنش اساسی و پایه ای در وضعیت اجتماعی انسان ها ناشی می شود. از یک طرف هر کدام از ما تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و از طرف دیگر دوست داریم نسب به دیگران متفاوت باشیم. طبیعی است که بعضی از مابیشتر تمایل داریم از دیگران تقلید کنیم و در اصل به متحد الشکل شدن و یا وفق دادن خود با دیگران اهمیت زیادی می دهیم در حالی که بعضی دیگر دوست دارند از بقیه افراد متمایز باشند و به عبارتی مایلند با دیگران تطابق نداشته و مجزا از سایرین به حساب بیایند.جریان مد به هر دوی این تمایلات توجه می کند و برای این که بتواند خوب کار کند باید دل هر دو گروه را به دست آورد. "سیمل" که نظریات او درباره مد همچنان مورد استفاده قرار می گیرد معتقد است هر دوی این تمایلات افراطی به ماهیت انسان بر می گردد. انسان ها از یک طرف دوست دارند عین همسایه خود عمل کنند و از طرف دیگر از او متمایز باشند. چشم به زندگی دیگران دوخته اند تا مثل آن ها عمل کنند و از طرفی مایلند نسبت به همان آدم ها تفاوت داشته باشند و همین مسأله است که بحث مد و مدگرایی را مطرح کرده است. مد یکی از راه های مختلف زندگی است که ما به کمک آن می خواهیم خود را در جامعه و فعالیت های اجتماعی وارد کرده و با همگونی با سایر انسان های اطرافمان به سمت یک زندگی اجتماعی حرکت کنیم ضمن این که دراوج این همگونی دوست داریم که از آن ها متمایز هم باشیم. یعنی دو نیروی مخالف در زندگی ما مدام کشمکش ایجاد می کنند: نیروی اجتماعی زندگی کردن و نیروی غیر اجتماعی بودن، که البته در اکثر مواقع بین این دو نیرو تعادلی وجود ندارد و مشکلات از همین جا شروع می شود. در اصل مد همان تأثیر این دو نیروی متضاد در درون انسان هاست اما مد و مدگرایی تا به حال تنها در یکی از قطب های مخالف عمل کرده و به عبارتی همیشه به نحوی وارد عمل شده است که فقط یکی از این دو سر طیف مطرح شده و دیگری سرکوب شده اند. فرد مدگرا یا مدام خود را شبیه دیگران در می آورد یا تمام سعی و تلاش او آن است که با دیگران فرق داشته باشد. در حقیقت وقتی مد جدید گسترش پیدا می کند بتدریج افت کرده و به پایین ترین حد خود می رسد؛ علت آن است که هر لحظه تعداد بیشتری از افراد از آن پیروی می کنند و بعد از مدتی دیگر مد مورد نظر به صورت یک امر عادی در می آید که تنوع قبلی را ندارد. آدم های برتر یا از همه بهتران گروه هدف و کسانی که از مد نان می خورند اقشاری از جامعه هستند که بیشتر در چشم هستند. این کار دو دلیل دارد اول این که گروه های پایین جامعه چندان نمی توانند از مد پیروی کنند، دوم این که گروههای طبقاتی ثروتمند جزو افرادی هستند که همیشه اکثر چشم ها به آن ها دوخته شده و همه می خواهند شبیه آن ها باشند. به عبارتی مد در ابتدا برای گروه های برتر اجتماعی در نظر گرفته می شود تا مابقی افراد ازآن ها تقلید کنند و در این میان افرادی که در این کار فعالیت می کنند در آمد کسب کنند. یکی از معایب مد دقیقاً از همین مسأله ناشی می شود زیرا مد باعث ایجاد طبقه بندی غیرمنطقی و نا معقول جامعه می شود. بعضی افراد جزو گروه های پایین در نظر گرفته می شوند که باید عیناً از گروه های برتر اهل مد پیروی کنند و این مسأله هیچ وقت برعکس نمی شود. مد باعث بروز اختلاف طبقات جامعه به صورت ناعادلانه می شود و خود این طبقه بندی باعث به حرکت در آمدن بیشتر جریان مد می شود. به عنوان مثال فرض کنید دختران طبقه بالای اجتماعی در یک جامعه لباسی را که بتازگی طراحی شده بپوشند بزودی دختران طبقات پایین تر اجتماعی که آرزوی پوشیدن آن لباس را دارند طالب آن لباس می شوند و این تقاضا باعث می شود بازار و تولیدکنندگان، لباس مورد نظر را با قیمت های پایین تری وارد بازار کنند تا مابقی افراد هم قدرت خرید آن را داشته باشند و در کل فروش آن ها بیشتر شود. بعد از مدتی همه طبقات این لباس را می توانند تهیه کنند و دیگر لباس مورد نظر برای طبقه بالا یک امتیاز منحصر به فرد تلقی نمی شود در نتیجه آن ها دنبال یک لباس جدید می گردند تا دوباره از سایرین متمایز شوند و مد جدید مطرح می شود این مد جدید، فروش جدید و در آمد های سرشار تازه را درپی خواهد داشت. این چرخه همچنان ادامه پیدا می کند و در نتیجه مدگرایان هیچ وقت با رکود یا مشکلاتی از قبیل فروش وسایل و لباس ها مواجه نمی شوند زیرا افراد ظاهر بین جامعه نمی گذارند آب در دل آن ها تکان بخورد. آگاهی و شناخت از تأثیرات خوب و بد مد گروهی از افراد با خلق روش ها و یا راهکارهای جدید و معین فرهنگی می خواهند خود را ازدیگران متمایز کنند و دیگران را وادار کنند که آن ها را تحسین کرده و به حال آن ها غبطه بخورند. مد فقط به لباس محدود نمی شود و گستره ای طبیعی از رفتارها را در بر می گیرد. طرز نشستن، طرز صحبت کردن و راه رفتن، مدل مو، فرم چیدن وسایل منزل، نوع و جنس ظروف و ... آیا تا به حال فکر کرده اید چرا گروهی از افراد همیشه می خواهند به این ترتیب متمایز باشند؟همانطور که گفتیم متفاوت بودن از خصوصیات انسان هاست. معمولاً وقتی این تمایز ریشه عمیقی در افکار و عواطف انسان ها داشته باشد کاملا پسندیده است. تمایز گروه علما، ادبا، دانشمندان، محققان، فرهیختگان علمی، هنری، فرهنگی و افراد نیکوکار همیشه تحسین بر انگیز بوده است چراکه اولاً آنها با این تمایز روش معتدل و پسندیده ای را در زندگی طی می کنند که روی خود و دیگران تأثیرات عمیق و مطلوبی می گذارد ثانیاً در ادامه، کار آن ها به یک جریان معقول همراه با دور اندیشی وابسته است که در نهایت تأثیری دایمی روی ذهن فرد و به دنبال آن روی رویه زندگی او می گذارد که باتغییر فصل تغییر نمی کند. پیروی دائمی و بدون تعقل از پدیده مد آشفتگی ذهنی شدیدی به دنبال دارد. فرد تا مدت ها در پی کسب آن است و بعد از رسیدن به آن برایش کهنه می شود و با توجه به پدیدۀ جدید ارائه شده دوباره دست به کار می شود تا آن را به دست بیاورد. عمدۀ وقت، هزینه و تفکر او صرف این موضوع می شود. جالب آن است که بسیاری از افراد مد جدید پیشنهادی را اصلاً دوست ندارند و فقط برای این که از قافله عقب نمانند آن را می پذیرند!نکته مهم دیگر آن است که تفاوت فرهنگ ها و جوامع در این مسأله درنظر گرفته نمی شود به عبارتی جریان مد با ساختاری یکسان در جوامع مختلف وارد شده و تفاوتی نمی کند بلکه نحوه گسترش آن متفاوت است. مسلماً در بعضی فرهنگ ها و جوامع بعضی جریانات مد قابل قبول نیست و افرادی که از آن پیروی می کنند ناچارند علاوه بر صرف وقت و هزینه گزاف با افراد جامعه خود نیز در بیفتنددر اصل فردی که کاملاً از مد پیروی می کند تصور می کند در محیط زندگی خود از دیگران متمایز است امامسأله این است که ردۀ اجتماعی حقیقی او هنوز با توجه به تمامی ابعاد زندگی اجتماعی تعیین می شود نه مد. این مسأله را خود فرد هم می داند و به همین دلیل مدام در تلاش است که خود را نشان دهد اما نحوۀ مطرح کردن او کاملاً ابتدایی، ظاهری و سطحی است درنتیجه ماندگاری لازم را ندارد. جالب است بدانید که پیروی دائمی از مد حس حسادت افراد را تحریک و تا حدی تقویت می کند. وقتی مد محور اصلی زندگی فرد باشد تمام مدت به زندگی دیگران چشم دوخته است تا وسائل جدید را شناخته و تهیه کند و اگر این امکان برایش فراهم نشود مشغولیت ذهنی شدیدی پیدا می کند و این حس حسادت امان او را می برد بخصوص که جریان مد و تغییرات آن بسیار سریع و کوتاه مدت است و این فواصل کم باعث ایجاد فشار مالی و ذهنی زیاد به فرد می شود. در مواجهه با مد جدید چه باید کرد؟ در مورد مد معمولاً قضاوت های عجولانه ای صورت می گیرد که صحیح نیست. دراصل، ماهیت وجود مد و تغییر و تنوع اصلاً اشتباه نیست. خداوند حس زیبایی دوستی را در سرشت ما قرار داده است بنابراین تمامی خصوصیات ذاتی انسان ها ماهیت خوبی دارند و استفاده ناصحیح از این خصوصیات است که جلوۀ بدی پیدا می کند. به طور مثال ثروت و تمکن مالی از نظر ثروت و نحوه صرف آن بسیار مهم است اگر برای مصارف پیش پا افتاده خرج شود عملاً هدر دادن نعمتی است که به انسان تعلق گرفته و اگر صحیح به کار رود ما را در رسیدن به اهداف بزرگ تر کمک خواهد کرد. وقتی جریان مد به راه می افتد گروه کثیری از انسان ها عین هم عمل می کنند و به عبارتی تنوع عقاید و سلیقه ها از بین می رود. این کار در اصل یک اهانت محسوب می شود چرا که به فرد القا شده که تو نمی توانی سلیقه خودت را اعمال کنی و این ما هستیم که برای تو و جمع کثیری از افراد همانند خودت تصمیم می گیریم. یک انسان سالم و دارای حیات نمی تواند قبول کند که دیگران بدون درنظر گرفتن سلیقه او سبکی برایش در نظر بگیرند و او بدون چون و چرا آن را بپذیرد! جالب آن است که خود صاحبان مد می دانند مد یک انگیزش کوتاه مدت اجتماعی است و به این دلیل به سرعت در تلاشند که بعد از یک عمر کوتاه یک پدیده جدید دیگری را پیشنهاد کنند. بهتر است که با ظهور یک طرح و سبک جدید در هر زمینه ای آن را سبک و سنگین کنیم و با وضعیت فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی خود تطبیق دهیم و یا حتی در مواردی خودمان با سیلقۀ زیبا و دوست داشتنی خود مواردی به آن اضافه یا از آن کم کنیم و آن وقت آن را در زندگی پیاده کرده و به کار بندیم. ما می توانیم حتی در مواردی مد جدید را اصلاً نپذیریم چون هیچ تناسبی باروحیه و وضعیت زندگی ما ندارد. اگر یک بار این مسأله را امتحان کنید احساس غرور و شعف می کنید چراکه شما بر یک جریان از پیش تعیین شده و هدفدار که تمایل دارد شما را تحت کنترل خود در آورد کاملاً غلبه کرده اید. این
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تولد و جوانی در سال ۱۲۷۸ هجری قمری (حدود ۱۲۴۰ خورشیدی) در روستای کچوی اردستان به دنیا آمد. در جوانی به قمشه و اصفهان رفت و به حوزه علمیه وارد شد. بعد به نجف رفت و هفت سال در درس ملامحمدکاظم خراسانی و سیدمحمد کاظم یزدی حاضر شد. پس از بازگشت به اصفهان در مدرسه «جده کوچک» فقه و اصول تدریس کرد. مشروطه در جنبش مشروطه به مشروطه خواهان پیوست و از موسسان «انجمن ملی» در اصفهان بود. در دوره دوم مجلس شورای ملی که پس از استبداد صغیر برپا شد، به عنوان یکی از پنج مجتهد طراز اول به نمایندگی از علما شرکت کرد. قرارداد ۱۹۱۹ مدرس در جریان مطرح شدن قرارداد ۱۹۱۹ به شدت با این قرارداد مخالفت کرد. ولی در جریان بحث اعتبارنامه نصرتالدوله که از امضا کننذگان آن قرارداد و متهم به رشوه گیری از انگلیس بود از او دفاع کرد. رضاشاه او، همراه دکتر مصدق، از معدود نمایندگان مجلس پنجم بود که با انقراض سلسله قاجاریه و شاه شدن رضاخان مخالفت کرد. اما وقتی رضاشاه به سلطنت رسید سعی کرد با او مدارا کند. به همین دلیل در مجلس ششم هم به نمایندگی از مردم تهران شرکت کرد. اما در پایان این دوره مجلس رضا شاه که انتخابات با نظر او انجام میشد، مدرس را از نمایندگی محروم کرد. اعتراض او به جایی نرسید و کمی پس از گشایش مجلس هفتم دستگیر و تبعید شد. مرگ روز ۱۰ آذر ۱۳۱۶ در تبعید گاه خود در کاشمر درگذشت. او از مهر ماه ۱۳۰۷ در بازداشت و تبعید حکومت رضاشاه بود. گفته میشد گروهی از ماموران نظمیه، مدرس را به دستور مقامات شهربانی به قتل رسانده اند. این گروه پس از سقوط رضاشاه در دادگاهی که برای رسیدگی به اتهامات رئیس و ماموران نظمیه تشکیل شد، به قتل مدرس اعتراف کردند. با اینهمه جرئیات و انگیزه این قتل هنوز معلوم نیست.
آیتالله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری بود که یاد مبارزات و پایمردی های او در مقابل استبداد و استعمار خصوصا رضاخان پهلوی جاودان مانده است. روز ده آذر سالروز شهادت این بزرگمرد تاریخ معاصر به دستور رضاخان است. این نوشتار نگاهی دارد به زندگینامه شهید سید حسن مدرس. شهید مدرس و عده ای از نمایندگان اقلیت مجلس پنجم شورای ملی آیتالله سیدحسن مدرس از علما و نمایندگان برجسته، مبارز و ضد استبدادی مجلس شورای ملی ایران در قرن چهاردهم هجری در 1287 ق در سرابه اردستان به دنیا آمد.
پدرش سید اسماعیل از سادات طباطبایی بود. در شش سالگی به همراه پدرش به قمشه رفت و نزد پدر بزرگش میر عبدالباقی درس خواند و پس از درگذشت میر عبدالباقی در شانزده سالگی برای ادامه تحصیلات به اصفهان رفت.
بعد از گذراندن مقدمات، به فراگیری دروس سطح پرداخت و در ضمن معقول را نزد میرزا جهانگیرخان قشقایی آموخت. دروس خارج فقه و اصول را نیز نزد استادانی چون شیخ مرتضی ریزی و آقا سیدمحمدباقر درچهای خواند و سپس برای تکمیل تحصیلات خود در 1311 ق عازم نجفاشرف گردید و در مدرسه صدر ساکن شد. سیدحسن مدرس در طول دوران تحصیل در نجف روزهای پنجشنبه و جمعه کارگری میکرد و از آن راه امرار معاش مینمود. وی به مدت هفت سال از محضر درس آخوند خراسانی و سیدمحمدکاظم طباطبایی یزدی استفاده کرد و به درجه اجتهاد نایل شد و در 1324 ق، در سی و هفت سالگی از راه اهواز و بختیاری، به اصفهان وارد شد و در آن شهر در منزلی محقر سکونت گزید.
مدرس به زودی در میان مردم اصفهان مشهور گردید. بزرگترین عامل اشتهار وی، سادهزیستی، صراحت کلام و مبارزه آشتیناپذیر وی با متنفذان و مالکان بزرگ اصفهان بود که همواره منافع خود را بر همه چیز ترجیح میدادند. او در جریان جنبش مشروطیت به حمایت از آن برخاست و در دوران استبداد صغیر با کمک حاج آقا نورالله اصفهانی، انجمنی مخفی بر ضد مستبدان تشکیل داد و با مشروطهخواهان بختیاری مخفیانه در تماس بود و همکاری داشت.با دعوت و همکاری مدرس، نیروهای مشروطهخواه بختیاری به رهبری صمصامالسلطنه، قوای دولتی را در اصفهان شکست دادند و حکومت آن شهر را در دست خود گرفتند و بهعنوان غرامت خسارات خود، در صدد گرفتن مالیات از مردم برآمدند که این امر با انتقاد و اعتراض شدید مدرس مواجه شد. صمصمام السلطنه نیز وی را دستگیر و تبعید نمود اما به خاطر اعتراض علما و مردم او را به شهر بازگرداند و در وضع مالیات تجدیدنظر نمود، اما آنان همچنان توطئه میکردند و دوبار به او سوءقصد نمودند که مدرس از آنها جان سالم به در برد. همزمان با تشکیل دوره دوم مجلس شورای ملی، مدرس از سوی آخوند خراسانی و شیخ عبدالله مازندرانی ـ مطابق اصل دوم متمم قانون اساسی ـ بهعنوان یکی از مجتهدان طراز اول به مجلس شورای ملی معرفی گردید و از سوی مجلس نیز پذیرفته شد و به ناچار اصفهان را به قصد تهران ترک گفت. در ذیحجه 1329 ق دولت روسیه تزاری به بهانة حضور شوستر امریکایی ـ که امور مالیه کشور را برعهده داشت ـ به دولت ایران اولتیماتوم داد و متعاقب آن، قشون روس وارد بندر انزلی شد و تا قزوین پیشروی کرد. گرچه دولت این اولتیماتوم را پذیرفت لکن مجلس تحتتأثیر چهرههایی مانند مدرس به شدت با آن مخالفت کرد. در رمضان 1332 ق که جنگ جهانی اول شروع شد، دولت ایران رسماً اعلام بیطرفی کرد اما قوای روسیه، انگلیس و عثمانی، بدون توجه به این بیطرفی وارد کشور شدند به زدوخورد با یکدیگر پرداختند. در محرم 1334 ق بیستوهفت نفر از نمایندگان مجلس و گروهی از رجال سیاسی و مردم عادی به منظور مقابله با تجاوزات روس و انگلیس به ایران، به طرف قم حرکت کردند و در آن شهر «کمیته دفاع ملی» را تشکیل دادند و یک هیأت چهار نفری را برای اداره امور برگزیدند که مدرس یکی از آنان بود. قوای روس، مهاجران را تعقیب کردند و آنان ناگزیر به غرب کشور رفته و از راه کرمانشاه، کرند و قصرشیرین خود را به اسلامبول رساندند. در همه مسیرهای داخل ایران، نیروهای روس مهاجران را تعقیب میکردند و زدوخوردهایی نیز میان آنان در میگرفت. مهاجران در تبعید، دولتی به ریاست نظامالسلطنه تشکیل دادند که در آن مدرس، وزیر عدلیه و اوقاف بود. مدرس در اسلامبول، در مدرسه ایرانیان آن شهر به تدریس پرداخت و اعضای دولت در تبعید نیز با سلطان عثمانی ملاقات کردند. در شعبان 1336 ق و با پایان یافتن جنگ جهانی اول، مدرس به همراه دیگر مهاجران به تهران بازگشت و در مدرسه دینی سپهسالار ـ که نیابت تولیت آن را داشت ـ به تدریس پرداخت و در نظام اداری و آموزشی آن، تحولی به وجود آورد.در ذیقعده 1337 ق، وثوقالدوله قرارداد ننگین 1919 را با انگلستان منعقد ساخت که براساس آن اختیار امور مالی و نظامی دولت ایران در دست مستشاران انگلیسی قرار میگرفت. وثوقالدوله تصمیم داشت تا این قرارداد را در مجلس به وسیله طرفداران و دستنشاندگان خود به تصویب برساند اما براثر مخالفتهای مدرس در مجلس و افکار عمومی، مجلس قرارداد مذکور را رد کرد و وثوقالدوله به ناچار از کار برکنار گردید. پس از کودتای سوم اسفند 1299 که توسط رضاخان و سید ضیاءالدین طباطبایی صورت گرفت، بسیاری از آزادیخواهان دستگیر شدند. از جمله آنان