دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

مقاله درباره محمد علی فروغی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

محمد علی فروغی

تولد: 1254 هجری شمسی

وفات: پنجم آذرماه 1321 هجری شمسی

محمد علی فروغی که در اواخر دوران قاجاریه به لقب " ذکاءالملک " شهرت داشت، اولین و آخرین رئیس الوزرای رضا شاه و اولین نخست وزیر محمد رضا شاه است؛ که هم در جریان انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و هم در جریان انتقال سلطنت از رضا شاه به پسرش نقش مهمی ایفا کرد. محمد علی فروغی فرزند یکی از ادبا و شعرای دوران سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به نام محمد حسین ملقب به ذکاءالملک بود که در اشعار خود " فروغی " تخلص می کرد. محمد علی در سال 1254 هجری شمسی متولد شد و تحت سرپرستی پدرش که در آن زمان در وزارت انطباعات ناصرالدین شاه شغل مترجمی داشت، نخست زبانهای فارسی و عربی و فرانسه و سپس علوم ریاضی و طبیعی را فرا گرفت و در دوازده سالگی وارد مدرسهً دارالفنون شد.

محمد علی ابتدا به خواست پدر به تحصیل در رشته پزشکی و داروسازی پرداخت، ولی چون علاقه و استعداد لازم برای ادامه تحصیل در این رشته را نداشت از پدر خواست که با تغییر رشته تحصیلی او به ادبیات و فلسفه موافقت نماید. محمد علی در این رشته به سرعت پیشرفت کرد و با اهتمام در فراگرفتن هر دو زبان فرانسه و انگلیسی، به مطالعه و ترجمه آثار ادبی و فلسفی و تاریخ از هر دو زبان پرداخت.

فروغی در بیست سالگی در وزارت انطباعات به شغل مترجمی استخدام شد و همزمان با کار در وزارت انطباعات در مدرسه علمیه که حاج مخبرالسلطنه مدیریت آن را به عهده داشت به شغل معلمی پرداخت. فروغی کار معلمی را با تدریس علم فیزیک آغاز کرد و بعد از مدتی تدریس در مدرسه علمیه، در مدرسه دارالفنون به تدریس تاریخ پرداخت.

پدر فروغی، محمد حسین ذکاءالملک در سال 1275 دست به انتشار یک روزنامه هفتگی به نام "تربیت" زد و پسرش هم در این روزنامه به کار ترجمه و نگارش مقالات فلسفی و سرگذشتهای تاریخی مشغول شد. چند سال بعد هنگام تاسیس مدرسه علوم سیاسی در سال 1278 ذکاءالملک به تدریس ادبیات فارسی در این مدرسه پرداخت و پسرش محمد علی نیز دست به کار ترجمه کتابهائی برای تدریس در این مدرسه زد. اولین کتابهایی که به ترجمه محمد علی فروغی به چاپ رسید، دو کتاب معروف "ثروت ملل" و "تاریخ ملل مشرق زمین" بود که فروغی در سنین بین 25 و 26 سالگی آنها را ترجمه کرده بود. در سال 1281 هجری شمسی ذکاءالملک به ریاست مدرسه علوم سیاسی انتخاب شد و پسرش را برای معاونت مدرسه و استادی تاریخ برگزید.

بعد از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل اولین مجلس شورای ملی، صنیع الدوله رئیس مجلس، محمد علی فروغی را به ریاست دبیرخانه مجلس انتخاب کرد و فروغی علاوه بر سرپرسیت امور اداری و مالی مجلس، نظامنامه داخلی مجلس را نیز با استفاده از نظامنامه های مجالس اروپایی تنظیم و تحریر نمود. فروغی در عین حال به معلمی مدرسه سیاسی و ترجمه مقالاتی برای روزنامه پدرش هم ادامه می داد. محمد حسین ذکاالملک در سال 1286 درگذشت و محمد علی شاه قاجار لقب ذکاءالملک را به پسرش تفویض نمود. محمد علی ذکاءالملک ریاست مدرسه علوم سیاسی را هم از پدر به ارث برد و از خدمت در مجلس کناره گیری نمود. 

محمد علی ذکاءالملک در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی که بعد از خلع محمد علی شاه از سلطنت انجام گرفت از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در سال 1289 در سن 35 سالگی به جای مستشارالدوله صادق به ریاست مجلس انتخاب گردید. ترقی سریع ذکاءالملک و انتخاب او را به ریاست مجلسی که اکثریت قریب به اتفاق وکلای آن مسن تر از او بودند، به عضویت او در تشکیلات فراماسونری و ارتباط وی با رجال معروف آن زمان که در اولین لژ فراماسونری در ایران عضویت داشتند نسبت دادند. 

جوانترین رئیس مجلس شورای ملی، در سیاست آن روز ایران هم نقش بسیار مهمی ایفا نمود و انتخاب ناصرالملک به عنوان نایت السلطنه بیشتر نتیجه تلاش و کوشش او بود. محمد علی ذکاءالملک ضمن تصدی ریاست مجلس، معلمی احمد شاه را هم به عهده گرفت و ناصرالملک نایب السلطنه احمد شاه اداره امور دربار را هم عملاً به عهده او گذاشته بود. 

در دوران فترت بین مجلس دوم و مجلس سوم ذکاءالملک در کابینه صمصام السلطنه بختیاری نخست به وزارت مالیه و سپس به وزارت عدلیه منصوب شد و در دوران تصدی وزارت عدلیه قانون اصول محاکمات حقوقی را به موقع اجرا گذاشت. در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی ذکاءالملک مجدداً از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و کار وزارت عدلیه را رها کرد، ولی بعد از مدتی با قبول ریاست دیوان عالی تمیز از وکالت مجلس استعفا داد و در کابینه های مستوفی الممالک و میرزا حسن خان مشیر الدوله مجدداً تصدی وزارت عدلیه را به عهده گرفت. ذکاءالملک مدتی نیز ریاست دیوان عالی کشور را به عهده داشت تا این که در سال 1298 هجری شمسی برابر با 1919 میلادی همراه مشاورالممالک انصاری وزیر خارجه وقت برای شرکت در کنفرانس صلح ورسای به پاریس رفت. 

مسافرت مشاورالملک انصاری و هیئت همراه او به پاریس، مصادف با حکومت وثوق الدوله و امضای قرارداد 1919 بین ایران و انگلیس بود، که ایران را عملا به صورت تحت الحمایه انگلیس درآورد. انگلیسیها در کار هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلح کارشکنی می کردند و دولت وثوق الدوله هم هیئت را به حال خود گذاشته بود. فروغی در آن زمان نامه ای بوسیله ابراهیم حکیمی ( حکیم الملک ) به تهران فرستاد که یکی از اسناد سیاسی مهم تاریخ معاصر ایران بشمار می آید. در این نامه فروغی می نویسد:  

ر     " شش ماه می گذرد که ما از تهران بیرون آمد و قریت پنج ماه است که در پاریس هستیم... به کلی از اوضاع مملکت و پلتیک دولت و مذاکراتی که با انگلیس کرده اند و می کنند و نتیجه ای که می خواهند بگیرند و مسلکی که در امور خارجی دارند بی اطلاعیم و یک کلمه دستورالعمل و ارائه طریق، نه صریحاً، نه تلویحاً، نه کتباً، نه تلگرافاً، نه مستقیماً، نه به واسطه به ما نرسیده، حتی جواب تلگرافهای ما را به سکوت می گذارند. سه ماه است از رئیس الوزراء دو تلگراف نرسیده. استعفا می کنم قبول نمی کنند، دو ماه است برای پول



خرید و دانلود مقاله درباره محمد علی فروغی


تحقیق درباره؛ محمد علی فروغی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

محمد علی فروغی

تولد: 1254 هجری شمسی

وفات: پنجم آذرماه 1321 هجری شمسی

محمد علی فروغی که در اواخر دوران قاجاریه به لقب " ذکاءالملک " شهرت داشت، اولین و آخرین رئیس الوزرای رضا شاه و اولین نخست وزیر محمد رضا شاه است؛ که هم در جریان انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و هم در جریان انتقال سلطنت از رضا شاه به پسرش نقش مهمی ایفا کرد. محمد علی فروغی فرزند یکی از ادبا و شعرای دوران سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به نام محمد حسین ملقب به ذکاءالملک بود که در اشعار خود " فروغی " تخلص می کرد. محمد علی در سال 1254 هجری شمسی متولد شد و تحت سرپرستی پدرش که در آن زمان در وزارت انطباعات ناصرالدین شاه شغل مترجمی داشت، نخست زبانهای فارسی و عربی و فرانسه و سپس علوم ریاضی و طبیعی را فرا گرفت و در دوازده سالگی وارد مدرسهً دارالفنون شد.

محمد علی ابتدا به خواست پدر به تحصیل در رشته پزشکی و داروسازی پرداخت، ولی چون علاقه و استعداد لازم برای ادامه تحصیل در این رشته را نداشت از پدر خواست که با تغییر رشته تحصیلی او به ادبیات و فلسفه موافقت نماید. محمد علی در این رشته به سرعت پیشرفت کرد و با اهتمام در فراگرفتن هر دو زبان فرانسه و انگلیسی، به مطالعه و ترجمه آثار ادبی و فلسفی و تاریخ از هر دو زبان پرداخت.

فروغی در بیست سالگی در وزارت انطباعات به شغل مترجمی استخدام شد و همزمان با کار در وزارت انطباعات در مدرسه علمیه که حاج مخبرالسلطنه مدیریت آن را به عهده داشت به شغل معلمی پرداخت. فروغی کار معلمی را با تدریس علم فیزیک آغاز کرد و بعد از مدتی تدریس در مدرسه علمیه، در مدرسه دارالفنون به تدریس تاریخ پرداخت.

پدر فروغی، محمد حسین ذکاءالملک در سال 1275 دست به انتشار یک روزنامه هفتگی به نام "تربیت" زد و پسرش هم در این روزنامه به کار ترجمه و نگارش مقالات فلسفی و سرگذشتهای تاریخی مشغول شد. چند سال بعد هنگام تاسیس مدرسه علوم سیاسی در سال 1278 ذکاءالملک به تدریس ادبیات فارسی در این مدرسه پرداخت و پسرش محمد علی نیز دست به کار ترجمه کتابهائی برای تدریس در این مدرسه زد. اولین کتابهایی که به ترجمه محمد علی فروغی به چاپ رسید، دو کتاب معروف "ثروت ملل" و "تاریخ ملل مشرق زمین" بود که فروغی در سنین بین 25 و 26 سالگی آنها را ترجمه کرده بود. در سال 1281 هجری شمسی ذکاءالملک به ریاست مدرسه علوم سیاسی انتخاب شد و پسرش را برای معاونت مدرسه و استادی تاریخ برگزید.

بعد از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل اولین مجلس شورای ملی، صنیع الدوله رئیس مجلس، محمد علی فروغی را به ریاست دبیرخانه مجلس انتخاب کرد و فروغی علاوه بر سرپرسیت امور اداری و مالی مجلس، نظامنامه داخلی مجلس را نیز با استفاده از نظامنامه های مجالس اروپایی تنظیم و تحریر نمود. فروغی در عین حال به معلمی مدرسه سیاسی و ترجمه مقالاتی برای روزنامه پدرش هم ادامه می داد. محمد حسین ذکاالملک در سال 1286 درگذشت و محمد علی شاه قاجار لقب ذکاءالملک را به پسرش تفویض نمود. محمد علی ذکاءالملک ریاست مدرسه علوم سیاسی را هم از پدر به ارث برد و از خدمت در مجلس کناره گیری نمود. 

محمد علی ذکاءالملک در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی که بعد از خلع محمد علی شاه از سلطنت انجام گرفت از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در سال 1289 در سن 35 سالگی به جای مستشارالدوله صادق به ریاست مجلس انتخاب گردید. ترقی سریع ذکاءالملک و انتخاب او را به ریاست مجلسی که اکثریت قریب به اتفاق وکلای آن مسن تر از او بودند، به عضویت او در تشکیلات فراماسونری و ارتباط وی با رجال معروف آن زمان که در اولین لژ فراماسونری در ایران عضویت داشتند نسبت دادند. 

جوانترین رئیس مجلس شورای ملی، در سیاست آن روز ایران هم نقش بسیار مهمی ایفا نمود و انتخاب ناصرالملک به عنوان نایت السلطنه بیشتر نتیجه تلاش و کوشش او بود. محمد علی ذکاءالملک ضمن تصدی ریاست مجلس، معلمی احمد شاه را هم به عهده گرفت و ناصرالملک نایب السلطنه احمد شاه اداره امور دربار را هم عملاً به عهده او گذاشته بود. 

در دوران فترت بین مجلس دوم و مجلس سوم ذکاءالملک در کابینه صمصام السلطنه بختیاری نخست به وزارت مالیه و سپس به وزارت عدلیه منصوب شد و در دوران تصدی وزارت عدلیه قانون اصول محاکمات حقوقی را به موقع اجرا گذاشت. در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی ذکاءالملک مجدداً از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و کار وزارت عدلیه را رها کرد، ولی بعد از مدتی با قبول ریاست دیوان عالی تمیز از وکالت مجلس استعفا داد و در کابینه های مستوفی الممالک و میرزا حسن خان مشیر الدوله مجدداً تصدی وزارت عدلیه را به عهده گرفت. ذکاءالملک مدتی نیز ریاست دیوان عالی کشور را به عهده داشت تا این که در سال 1298 هجری شمسی برابر با 1919 میلادی همراه مشاورالممالک انصاری وزیر خارجه وقت برای شرکت در کنفرانس صلح ورسای به پاریس رفت. 

مسافرت مشاورالملک انصاری و هیئت همراه او به پاریس، مصادف با حکومت وثوق الدوله و امضای قرارداد 1919 بین ایران و انگلیس بود، که ایران را عملا به صورت تحت الحمایه انگلیس درآورد. انگلیسیها در کار هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلح کارشکنی می کردند و دولت وثوق الدوله هم هیئت را به حال خود گذاشته بود. فروغی در آن زمان نامه ای بوسیله ابراهیم حکیمی ( حکیم الملک ) به تهران فرستاد که یکی از اسناد سیاسی مهم تاریخ معاصر ایران بشمار می آید. در این نامه فروغی می نویسد:  

ر     " شش ماه می گذرد که ما از تهران بیرون آمد و قریت پنج ماه است که در پاریس هستیم... به کلی از اوضاع مملکت و پلتیک دولت و مذاکراتی که با انگلیس کرده اند و می کنند و نتیجه ای که می خواهند بگیرند و مسلکی که در امور خارجی دارند بی اطلاعیم و یک کلمه دستورالعمل و ارائه طریق، نه صریحاً، نه تلویحاً، نه کتباً، نه تلگرافاً، نه مستقیماً، نه به واسطه به ما نرسیده، حتی جواب تلگرافهای ما را به سکوت می گذارند. سه ماه است از رئیس الوزراء دو تلگراف نرسیده. استعفا می کنم قبول نمی کنند، دو ماه است برای پول



خرید و دانلود تحقیق درباره؛ محمد علی فروغی


دانلود تحقیق درباره ی پیشگیری و غلل معلولیت

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

مقدمه محمد علی علینژاد

زندگی هریک از ما زمانی که عمل لقاح (ترکیب سلول جنسی نروماده) صورت پذیرد شروع خواهد شد، و احیاناً تا زمان پیری ادامه خواهدیافت در طی این مدت مهارت‌های تازه ای کسب می‌کنیم و جنبه‌های مختلف شخصیت دگرگونی حاصل می‌شود. در آغاز زندگی همه افراد به یکدیگر شبیه اند و بین دو جنین تفاوتی مشاهده نمی‌شود. ولی در جریان رشد آدمی‌به تدریج تفاوتهای از نظر وضع ظاهری و جنبه‌های مختلف رفتاری مشاهده می‌شود. این تفاوت حتی در هنگام تولید نیز محسوس است چنانکه اگر دو نوزاد را با یکدیگر مقایسه کنیم آنهااز لحاظ رنگ مو و چشم قدو وزن و اندام تفاوت‌های دیده می‌شوند. بعضی از نوزادان فعال تر از نوزادان دیگر می‌باشند بعضی‌ها بیشتر گریه می‌کنند و برخی اشتهای بیشتر نسبت به دیگری دارند. به مرورزمان به پیش می‌رویم کودک به سن بالاتر می‌رسد تفاوت‌های آنها بیشتر مشهودتر است عواملی مانند وراثت و محیط تاثیر در رشد و یاعدم رشد کودک بازی می‌کنند عامل وراثت و محیط عوامل موثر درایجاد تفاوت انسانها هستند البته این عامل در ارتباط متقابل هم از خصوصیات جسمی‌قبلی فرد نقش موثری دارد. که در ادامه بحث به مسائل و نقش این عوامل در معلولیت و رشد انسان بیشتر توضیح خواهیم داد.

وراثت:

هر یک از ما زندگی را با سلول کوچکی که اندازه آن از یک ته سنجاق کوچکتر است شروع می‌کنیم بیشتر صفات ارثی از والدین به فرزندان منتقل می‌شود از همین سلول کوچک منتقل می‌گردد. صفات ارثی چون ویژگی برخی مانند قد، ساختار استخوانی، رنگ مو،‌چشم، غیره اینها صفات ارثی هستند که از طریق والدین به فرزندانشان منتقل می‌گردد.

محیط:‌

کودکی که پابه جهان هستی می‌گذارد به میزان زیادی از محیط زیست خود تاثیر می‌پذیرد عوامل که از خارج بر روی ارگانیزم فرد اثر می‌گذارد یا از داخل بعد از تشکیل تخمک بر روی نوزاد موثر است محیط به دو بخش، محیط داخلی و محیط خارجی تقسیم بندی می‌شود.

محیط داخلی:

هسته هر سلول همراه با کروموزومهای داخل آن به وسیله ماده ژلاتینی به نام سیوپلاسم احاطه شده است بدلیل اینکه سیتوپلاسم بر روی ژن‌ها اثر می‌گذارند به آن محیط داخلی سلول می‌گویند در واقع تعیین اینکه ارگانیزم بدن چه باید باشد توسط وراثت و سیتوپلاسم انجام می‌گیرد با آزمایشی که بر روی حیوانات صورت گرفته سیتوپلاسم سلول را بدون اینکه هسته آن تغییر کند، تغییر می‌داند. نتیجه آن بوجود آمدن موجود زنده بصورت کاملاً نابه هنجار بوده جنین شناسان موقعیت بعضی از سلول‌ها رانسبت به سلول دیگر تغییر می‌داند متوجه می‌شوند که وقتی جای سلول را عوض می‌کنند این سلول خصوصیات دیگری را که با عمل تازه آن متناسب است پیدا می‌کند وجود این نوع توانائی خاص در بعضی از سلولهای که طبق آن می‌توانند جانشین سلولهای دیگر شوند نشان می‌دهد که عامل وراثت در همه سلولها بطور یکسال وجود دارد. ولی ساختمان واقعی یک سلول و اینکه تبدیل به چه سلول خواهد شد به روابط او با سلول دیگر بستگی دارد. اگر سلول در یک محل از مجموعه سلولهاقرار گیرد جسم سلولی تبدیل به نسج مغزی می‌شود. و اگر همان سلول در محل دیگر از مجموعه سلولها قرار گرفته باشد جسم سلول آن مبدل مکانیزم بینائی می‌گردد. هورمونها تاثیر مهمی‌بررشد کلی موجود زنده می‌گذارد. بسیار از نقص در هنگام تولد نوزاد نتیجه فعالیت زیاد یا کم غدد درون ریز است و همچنین خصوصیات شیمیایی خون کودک عامل موثری در رشد یا عدم رشد او در طی دوره حیات فرد تاثیر گذار خواهد بود.

محیط خارجی:

تغذیه را کودک در رحم از طریق بند ناف صورت می‌پذیرد. (محیط خارجی قبل از تولد) و رشد طبیعی نوزاد تاثیر به سزای دارد. چنانکه مایعی که اروگانیزم را در بر گرفته دارای حرارت مناسب خصوصیات شیمایی لازم را نداشته باشد رشد جنین هم کامل نخواهد بود. نوزاد بعد از تولد وارد یک محیط خارجی نا آشنا می‌شود که از محیط داخلی وسیع تر است که در آن برخوردهای متنوع مادی و اجتماعی بسیاری وجود دارد. که شامل زبان آداب رسوم و غیره اشاره نمود. در صورت شرایط مادر کاملاً مناسب به دنیا آمدن نوزاد باشد کودکی سالمی‌بدنیا خواهد آمد در غیر اینصورت نوزا د در هنگام بدنیا آمدن دچار مشکلات عدیده ای خواهد شد.

روابط متقابل محیط و وراثت:



خرید و دانلود دانلود تحقیق درباره ی پیشگیری و غلل معلولیت


تحقیق در مورد تحقیق دکتر علی شریعتی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 22 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

بنام خدا

نام تحقیق : دکتر علی شریعتی

محقـق : مهرناز باقـرزاده یـزدی

نام استاد : جناب آقای سنگتراش

زندگی‌ و آرای‌ دکتر علی‌ شریعتی‌

طرحی‌ از زندگی‌ شریعتی‌ در سن‌ 35 سالگی‌ در سال‌ 1347، علی‌ شریعتی‌ کتابی‌ نوشت‌ به‌ نام‌: «کویر: تاریخی‌ که‌ در صورت‌ جغرافیا نمایان‌ شده‌ است‌.» در مقدمه‌ این‌ کتاب‌ آمده‌ است‌: در فرار به‌ تاریخ‌، از هراس‌ تنهایی‌ در حال‌، برادرم‌ عین‌ القضات‌ را یافتم‌ که‌ در آغاز شکفتن‌ - به‌ جرم‌ آگاهی‌ و احساس‌ و گستاخی‌ اندیشه‌- در 33 سالگی‌ شمع‌ آجینش‌ کردند. که‌ در روزگار جهل‌، شعور، خود، جرم‌ است‌ و در جمع‌ مستضعفان‌ و زبونان‌، بلندی‌ روح‌ و دلیری‌ دل‌، و در سرزمین‌ غدیرها -به‌ تعبیر بودا- «خود جزیره‌ بودن‌» (اروپا) گناهی‌ نابخشودنی‌ است‌. نه‌ سال‌ بعد از نگارش‌ این‌ کتاب‌، پس‌ از گذراندن‌ یک‌ دوره‌ی‌ پربار فکری‌ چهار ساله‌ و یک‌ دوره‌ی‌ پرمشقت‌ پنج‌ ساله‌، شریعتی‌ در خرداد 1356 بدرود حیات‌ گفت‌. وی‌ کار نوشتن‌ را در سال‌ 1331 در سن‌ 19 سالگی‌ با نگارش‌ «مکتب‌ واسطه‌» و ترجمه‌/ نگارش‌ «ابوذر غفاری‌، خداپرست‌ سوسیالیست‌» (2) آغاز کرد. در همان‌ سال‌ به‌ دلیل‌ مخالفت‌ با دولت‌ قوام‌ و حمایت‌ از مصدق‌ به‌ زندان‌ افتاد. این‌ زمان‌، آغاز ورود او به‌ عالم‌ مبارزه‌ سیاسی‌ بود. او که‌ فرزند یک‌ متفکر- فعال‌ سرشناس‌، یعنی‌ محمد تقی‌ شریعتی‌ بود، تا بیش‌ از این‌ معطوف‌ به‌ عرفان‌ انزوایی‌ بود. پس‌ از کودتای‌ 28 مرداد 32، در تأسیس‌ جمعیت‌ زیرزمینی‌ «نهضت‌ مقاومت‌ ملی‌» خراسان‌ مشارکت‌ کرد. در سال‌ 1332 نامه‌ کاشف‌ الغطاء به‌ کنفرانس‌ بحمدون‌ را که‌ مضمون‌ ضد استعماری‌ داشت‌ ترجمه‌ کرد. در سال‌ 1334 در روزنامه‌ خراسان‌ در مقاله‌ای‌ با عنوان‌ «چرا دانشمندان‌ قلم‌ به‌ دست‌ نمی‌گیرند؟» نقد تندی‌ از وضعیت‌ فرهنگی‌ کرد، و مسئول‌ یک‌ برنامه‌ هفتگی‌ با همین‌ مضامین‌ در رادیو شد. در همین‌ سال‌ وارد دانشکده‌ ادبیات‌ مشهد شد و کتابی‌ نوشت‌ به‌ نام‌ «تاریخ‌ تکامل‌ فلسفه‌». در سال‌ 1335 برای‌ درس‌ اخلاق‌ کلاسهای‌ چهارم‌، پنجم‌ و ششم‌ یک‌ کتاب‌ درسی‌ نوشت‌ که‌ تا سال‌ 1341 هفت‌ بار تجدید چاپ‌ شد. در سال‌ 1336 به‌ همراه‌ 16 تن‌ از اعضا و پیروان‌ نهضت‌ مقاومت‌ دستگیر و در تهران‌ زندانی‌ شد. در سال‌ 1337 کتاب‌ «فی‌ نقدوالادب‌» نوشته‌ی‌ محمد مندور، نویسنده‌ی‌ معاصر مصری‌، را برای‌ رساله‌ی‌ لیسانس‌ خود ترجمه‌ کرد. پس‌ از فارغ‌ التحصیلی‌ با کسب‌ رتبه‌ی‌ اول‌ توانست‌ بورس‌ ادامه‌ تحصیل‌ دریافت‌ کند و عازم‌ فرانسه‌ شود. در سوربن‌ پاریس‌ در بخش‌ ادبیات‌ و علوم‌ انسانی‌ (قرون‌ وسطی‌ و تاریخ‌ اسلام‌) شروع‌ به‌ تحصیل‌ کرد.  در اوایل‌ ورود به‌ پاریس‌، در سال‌ 1338، «کتاب‌ نیایش‌» الکسیس‌ کارل‌ را ترجمه‌ کرد. در دوران‌ تحصیل‌ در پاریس‌، با انقلابیون‌ الجزایری‌ همکاری‌ می‌کرد و یکبارهم‌ به‌ زندان‌ افتاد. با دانشجویان‌ ایرانی‌ از طریق‌ نوشتن‌ مقالات‌ و مدیریت‌ ماهنامه‌ی‌ «ایران‌ آزاد» به‌ طور فعال‌ همکاری‌ داشت‌. در اواخر 41 یا اوایل‌ 42 نقد تندی‌ بر انقلاب‌ سفید نوشت‌ و به‌ همین‌ دلیل‌ حکم‌ جلب‌ او در تهران‌ صادر شد.(شریعت‌ رضوی‌، ص‌: 88 ) در این‌ دوران‌ با سارتر و فانون‌ مصاحبت‌ داشت‌. او در کلیسای‌ ژزویتهای‌ پاریس‌ یک‌ سخنرانی‌ ارائه‌ کرد که‌ در سال‌ 1963 در مجموعه‌ای‌ به‌ نام‌ Dedat sur Ia vie cin temi de Mahomet با مقدمه‌ چاپ‌ شد. همچنین‌ فصل‌ آخر از کتاب‌ La Sainte (مدینه‌ طاهره‌) ژان‌ ایزوله‌ را ترجمه‌ کرد که‌ در سال‌ 1342 در ایران‌ چاپ‌ شد. در سال‌ 1960 خلاصه‌ی‌ کتاب‌ «ادب‌ چیست‌؟» اثر ژان‌ پل‌ سارتر را ترجمه‌ کرد که‌ در مجله‌ی‌ هیرمند مشهد به‌ چاپ‌ رسید. در سال‌ 1961 نیز مقدمه‌ سارتربر «دوزخیان‌ روی‌ زمین‌»، اثر فانون‌ را ترجمه‌ کرد. 



خرید و دانلود تحقیق در مورد تحقیق دکتر علی شریعتی


تحخقیق؛ محمد علی فروغی

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 10

 

محمد علی فروغی

تولد: 1254 هجری شمسی

وفات: پنجم آذرماه 1321 هجری شمسی

محمد علی فروغی که در اواخر دوران قاجاریه به لقب " ذکاءالملک " شهرت داشت، اولین و آخرین رئیس الوزرای رضا شاه و اولین نخست وزیر محمد رضا شاه است؛ که هم در جریان انتقال سلطنت از قاجاریه به پهلوی و هم در جریان انتقال سلطنت از رضا شاه به پسرش نقش مهمی ایفا کرد. محمد علی فروغی فرزند یکی از ادبا و شعرای دوران سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه به نام محمد حسین ملقب به ذکاءالملک بود که در اشعار خود " فروغی " تخلص می کرد. محمد علی در سال 1254 هجری شمسی متولد شد و تحت سرپرستی پدرش که در آن زمان در وزارت انطباعات ناصرالدین شاه شغل مترجمی داشت، نخست زبانهای فارسی و عربی و فرانسه و سپس علوم ریاضی و طبیعی را فرا گرفت و در دوازده سالگی وارد مدرسهً دارالفنون شد.

محمد علی ابتدا به خواست پدر به تحصیل در رشته پزشکی و داروسازی پرداخت، ولی چون علاقه و استعداد لازم برای ادامه تحصیل در این رشته را نداشت از پدر خواست که با تغییر رشته تحصیلی او به ادبیات و فلسفه موافقت نماید. محمد علی در این رشته به سرعت پیشرفت کرد و با اهتمام در فراگرفتن هر دو زبان فرانسه و انگلیسی، به مطالعه و ترجمه آثار ادبی و فلسفی و تاریخ از هر دو زبان پرداخت.

فروغی در بیست سالگی در وزارت انطباعات به شغل مترجمی استخدام شد و همزمان با کار در وزارت انطباعات در مدرسه علمیه که حاج مخبرالسلطنه مدیریت آن را به عهده داشت به شغل معلمی پرداخت. فروغی کار معلمی را با تدریس علم فیزیک آغاز کرد و بعد از مدتی تدریس در مدرسه علمیه، در مدرسه دارالفنون به تدریس تاریخ پرداخت.

پدر فروغی، محمد حسین ذکاءالملک در سال 1275 دست به انتشار یک روزنامه هفتگی به نام "تربیت" زد و پسرش هم در این روزنامه به کار ترجمه و نگارش مقالات فلسفی و سرگذشتهای تاریخی مشغول شد. چند سال بعد هنگام تاسیس مدرسه علوم سیاسی در سال 1278 ذکاءالملک به تدریس ادبیات فارسی در این مدرسه پرداخت و پسرش محمد علی نیز دست به کار ترجمه کتابهائی برای تدریس در این مدرسه زد. اولین کتابهایی که به ترجمه محمد علی فروغی به چاپ رسید، دو کتاب معروف "ثروت ملل" و "تاریخ ملل مشرق زمین" بود که فروغی در سنین بین 25 و 26 سالگی آنها را ترجمه کرده بود. در سال 1281 هجری شمسی ذکاءالملک به ریاست مدرسه علوم سیاسی انتخاب شد و پسرش را برای معاونت مدرسه و استادی تاریخ برگزید.

بعد از صدور فرمان مشروطیت و تشکیل اولین مجلس شورای ملی، صنیع الدوله رئیس مجلس، محمد علی فروغی را به ریاست دبیرخانه مجلس انتخاب کرد و فروغی علاوه بر سرپرسیت امور اداری و مالی مجلس، نظامنامه داخلی مجلس را نیز با استفاده از نظامنامه های مجالس اروپایی تنظیم و تحریر نمود. فروغی در عین حال به معلمی مدرسه سیاسی و ترجمه مقالاتی برای روزنامه پدرش هم ادامه می داد. محمد حسین ذکاالملک در سال 1286 درگذشت و محمد علی شاه قاجار لقب ذکاءالملک را به پسرش تفویض نمود. محمد علی ذکاءالملک ریاست مدرسه علوم سیاسی را هم از پدر به ارث برد و از خدمت در مجلس کناره گیری نمود. 

محمد علی ذکاءالملک در انتخابات دوره دوم مجلس شورای ملی که بعد از خلع محمد علی شاه از سلطنت انجام گرفت از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و در سال 1289 در سن 35 سالگی به جای مستشارالدوله صادق به ریاست مجلس انتخاب گردید. ترقی سریع ذکاءالملک و انتخاب او را به ریاست مجلسی که اکثریت قریب به اتفاق وکلای آن مسن تر از او بودند، به عضویت او در تشکیلات فراماسونری و ارتباط وی با رجال معروف آن زمان که در اولین لژ فراماسونری در ایران عضویت داشتند نسبت دادند. 

جوانترین رئیس مجلس شورای ملی، در سیاست آن روز ایران هم نقش بسیار مهمی ایفا نمود و انتخاب ناصرالملک به عنوان نایت السلطنه بیشتر نتیجه تلاش و کوشش او بود. محمد علی ذکاءالملک ضمن تصدی ریاست مجلس، معلمی احمد شاه را هم به عهده گرفت و ناصرالملک نایب السلطنه احمد شاه اداره امور دربار را هم عملاً به عهده او گذاشته بود. 

در دوران فترت بین مجلس دوم و مجلس سوم ذکاءالملک در کابینه صمصام السلطنه بختیاری نخست به وزارت مالیه و سپس به وزارت عدلیه منصوب شد و در دوران تصدی وزارت عدلیه قانون اصول محاکمات حقوقی را به موقع اجرا گذاشت. در انتخابات دوره سوم مجلس شورای ملی ذکاءالملک مجدداً از تهران به نمایندگی مجلس انتخاب شد و کار وزارت عدلیه را رها کرد، ولی بعد از مدتی با قبول ریاست دیوان عالی تمیز از وکالت مجلس استعفا داد و در کابینه های مستوفی الممالک و میرزا حسن خان مشیر الدوله مجدداً تصدی وزارت عدلیه را به عهده گرفت. ذکاءالملک مدتی نیز ریاست دیوان عالی کشور را به عهده داشت تا این که در سال 1298 هجری شمسی برابر با 1919 میلادی همراه مشاورالممالک انصاری وزیر خارجه وقت برای شرکت در کنفرانس صلح ورسای به پاریس رفت. 

مسافرت مشاورالملک انصاری و هیئت همراه او به پاریس، مصادف با حکومت وثوق الدوله و امضای قرارداد 1919 بین ایران و انگلیس بود، که ایران را عملا به صورت تحت الحمایه انگلیس درآورد. انگلیسیها در کار هیئت اعزامی ایران به کنفرانس صلح کارشکنی می کردند و دولت وثوق الدوله هم هیئت را به حال خود گذاشته بود. فروغی در آن زمان نامه ای بوسیله ابراهیم حکیمی ( حکیم الملک ) به تهران فرستاد که یکی از اسناد سیاسی مهم تاریخ معاصر ایران بشمار می آید. در این نامه فروغی می نویسد:  

ر     " شش ماه می گذرد که ما از تهران بیرون آمد و قریت پنج ماه است که در پاریس هستیم... به کلی از اوضاع مملکت و پلتیک دولت و مذاکراتی که با انگلیس کرده اند و می کنند و نتیجه ای که می خواهند بگیرند و مسلکی که در امور خارجی دارند بی اطلاعیم و یک کلمه دستورالعمل و ارائه طریق، نه صریحاً، نه تلویحاً، نه کتباً، نه تلگرافاً، نه مستقیماً، نه به واسطه به ما نرسیده، حتی جواب تلگرافهای ما را به سکوت می گذارند. سه ماه است از رئیس الوزراء دو تلگراف نرسیده. استعفا می کنم قبول نمی کنند، دو ماه است برای پول



خرید و دانلود تحخقیق؛ محمد علی فروغی