لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
عطار نیشابوری
فریدالدین محمد- فرزند ابوبکر متخلص به عطار شاعر و عارف نام آورد سدة ششم و آغاز سدة هفتم هجری است. عطار به سال537 هجری در کدکن نیشابور زاده شد روزگار زندگی او آکنده از فتنه و آشوب بود. ده ساله بود که غزان به خراسان تاختند و نیشابور در این فتنه ویران شد و در پایان راه عمر نیز چراغ زندگیش در حملة مغولان خاموش شد از آغاز کارش آگاهی چندانی در دست نیست اما گفته اند که در شهر خویش دارو فروش بوده است و به گفته خود او، شمار بسیاری از مردم درمان درد خویش را از او می خواسته اند و در این روزهای کسب و کار بوده است که درویشی را بر وی گذارده افتاده است و طی ماجرایی عبرت آموز، فریدالدین به عالم عرفان روی آورده است.
این مایه از تنبه که عطار را دگرگون کرده است در سالهای پایانی روزگار شر و شور جوانی به سراغ بسیاری دیگر از فرهیختگان رفته است و دیده ایم که ناصر خسرو و سنایی نیز بدین بیدار باش، به عالم «آگاهی» راه یافته اند و مولوی نیز از این قبیله بود اما عطار پیش از آن نیز از حقایق عرفانی بی بهره نبوده است، لیکن آن رویداد او را هرچه بیشتر به این وادی سوق داده است و در راه «طلب» چنان شده است که مولوی در اشعار خود، او را تکریم می کند به ابیاتی از این دست
عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم
از فریدالدین عطار، آثار منظوم و منثور بسیار بازمانده است. دیوان او مجموعه ای از قصیده و غزل است. قصیده هایی حکمت آمیز و غزال هایی پر شور. اثر دیگر او «منطق الطیر» است که جهانی از لطف و زیبایی که بهره ای از آن سرگذشت پرشور «شیخ صنعان» است. فریدالدین عطار پرکارترین شاعر پیش از امیر خسرو دهلوی است که مثنوی های با نام های اسرارنامه، الهی نامه، مصیبت نامه، جواهرالذات، وصیت نامه، بلبل نامه، حیدرنامه، اشترنامه، مختارنامه و شاهنامه را به گنجینة ادبیات زبان فارسی افزوده است.
اصولاً آنان که در هر دو زمینة نظم و نثر تلاش می کنند در یکی از این دو زمینه چالاک ترند، یا نظم و یا نثر. اما عطار از آن برگزیدگانست که در هر دو میدان درخشیده است و کسیکه منطق الطیر را بدان زیبایی عرصه داشته است تذکره الالی را رقم زده است. نثر عطار در تذکره الاولیاء است دلکش و پرشور که آمیزه ای است از واژه و آهنگ. سرآغاز هر زندگی نامه، جمله هایی است پرشور و آهنگین، اما نه از آن گونه نثر که واژه ها را در آنها به تنگنا گذاشته باشند در شعر نیز سخن عطار ساده و گیراست و این گیرایی با اشتیاقی پر شور در آمیخته است. شیوه ای که آثار روی را از گفته های شاعران پیشین، امتیاز تمام بخشیده است.
آثار عطار از آغاز پیدایش صنعت چاپ در ایران بارها و بارها به چاپ رسیده است اما در روز و روزگار ما، دیوانش به کوشش زنده یاد سعید نفیسی به سال 1339 از سوی کتابخانة سنایی منتشر شده است و دقیق ترین نسخه از مثنوی منطق الطیر او نسخهای است که به کوشش استاد روانشاد دکتر محمد جواد مشکور عرضه شده است و تذکره الاولیا به تحقیق و کوشش دکتر محمد استعلامی از سوی کتابفروشی زوار به چاپ رسیده است. برخی دیگر از آثار عطار با پژوهش آقای دکتر اشرف زاده منتشر شده است- مرگ عطار در یکی از سالهای 617 یا 618 در حملة مغولان روی داده است و اینک نمونه هایی از اشعار او: از داستان شیخ صنعان- در وصف دختر ترسا
از قضا، دیدند عالی منظری بر سر منظر نشسته دختری
دختر ترسای روحانی صفت در ره روح اللهش صد مغفرت
در بهشت حسن و از پرج جمال آفتاب بود، اما بی زوال
آفتاب از رشک عکس روی او زردتر از عاشقان در کوی او
هرکه دل در زلف آن دلدار بست از خیال زلف او زنار بست
آن که جهان بر لعل آن دلبر نهاد پای در ره نانهاده، سر نهاد
چون صبا از زلف او مشکین شدی روم از او آرزم هندوچین شدی
هر دو چشمش فتنة عشاق بود هر دو ابرویش به خوبی طاق بود
چون نظر بر جان عشاق اوفکند جان به دست غمزه بر طاق او فکند
ابرویش بر ماه، طاقی بسته بود مردمی بر طاق او بنشسته بود
مردم چشمش چو کردی مردمی صید کردی جان صدصد آدمی
روی او، زیر زلف تابدار بود آتشپاره یی بس آبدار… الخ
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
عطار نیشابوری
زندگینامه
فریدالدین ابو حامد محمد بن ابوبکر ابراهیم بن اسحاق عطار نیشابوری، یکی از شعرا و عارفان نام آور ایران در اواخر قرن ششم و اویل قرن هفتم هجری قمری است. بنا بر آنچه که تاریخ نویسان گفته اند بعضی از آنها سال ولادت او را 513 و بعضی سال ولادتش را 537 هجری.ق، می دانند. او در قریه کدکن یا شادیاخ که در آن زمان از توابع شهر نیشابور بوده به دنیا آمد. از دوران کودکی او اطلاعی در دست نیست جز اینکه پدرش در شهر شادیاخ به شغل عطاری که همان دارو فروشی بود مشغول بوده که بسیار هم در این کار ماهر بود و بعد از وفات پدر، فریدالدین کار پدر را ادامه می دهد و به شغل عطاری مشغول می شود. او در این هنگام نیز طبابت می کرده و اطلاعی در دست نمی باشد که نزد چه کسی طبابت را فرا گرفته، او به شغل عطاری و طبابت مشغول بوده تا زمانی که آن انقلاب روحی در وی به وجود آمد و در این مورد داستانهای مختلفی بیان شده که معروفترین آن این است که:
"روزی عطار در دکان خود مشغول به معامله بود که درویشی به آنجا رسید و چند بار با گفتن جمله چیزی برای خدا بدهید از عطار کمک خواست ولی او به درویش چیزی نداد. درویش به او گفت: ای خواجه تو چگونه می خواهی از دنیا بروی؟ عطار گفت: همانگونه که تو از دنیا می روی. درویش گفت: تو مانند من می توانی بمیری؟ عطار گفت: بله، درویش کاسه چوبی خود را زیر سر نهاد و با گفتن کلمه الله از دنیا برفت. عطار چون این را دید شدیداً متغیر شد و از دکان خارج شد و راه زندگی خود را برای همیشه تغییر داد."
او بعد از مشاهده حال درویش دست از کسب و کار کشید و به خدمت شیخ الشیوخ عارف رکن الدین اکاف رفت که در آن زمان عارف معروفی بود و به دست او توبه کرد و به ریاضت و مجاهدت با نفس مشغول شد و چند سال در خدمت این عارف بود. عطار سپس قسمتی از عمر خود را به رسم سالکان طریقت در سفر گذراند و از مکه تا ماوراءالنهر به مسافرت پرداخت و در این سفرها بسیاری از مشایخ و بزرگان زمان خود را زیارت کرد و در همین سفرها بود که به خدمت مجدالدین بغدادی رسید. گفته شده در هنگامی که شیخ به سن پیری رسیده بود بهاءالدین محمد پدر جلال الدین بلخی با پسر خود به عراق سفر می کرد که در مسیر خود به نیشابور رسید و توانست به زیارت شیخ عطار برود، شیخ نسخه ای از اسرار نامه خود را به جلال الدین که در آن زمان کودکی خردسال بود داد. عطار مردی پر کار و فعال بوده چه در آن زمان که به شغل عطاری و طبابت اشتغال داشته و چه در دوران پیری خود که به گوشه گیری از خلق زمانه پرداخته و به سرودن و نوشتن آثار منظوم و منثور خود مشغول بوده است. در مورد وفات او نیز گفته های مختلفی بیان شده و برخی از تاریخ نویسان سال وفات او را 627 هجری .ق، دانسته اند و برخی دیگر سال وفات او را 632 و 616 دانسته اند ولی بنا بر تحقیقاتی که انجام گرفته بیشتر محققان سال وفات او را 627 هجری .ق دانسته اند و در مورد چگونگی مرگ او نیز گفته شده که او در هنگام یورش مغولان به شهر نیشابور توسط یک سرباز مغول به شهادت رسیده که شیخ بهاءالدین در کتاب معروف خود کشکول این واقعه را چنین تعریف می کند که وقتی لشکر تاتار به نیشابور رسید اهالی نیشابور را قتل عام کردند و ضربت شمشیری توسط یکی از مغولان بر دوش شیخ خورد که شیخ با همان ضربت از دنیا رفت و نقل کرده اند که چون خون از زخمش جاری شد شیخ بزرگ دانست که مرگش نزدیک است. با خون خود بر دیوار این رباعی را نوشت:
در کوی تو رسم سرفرازی این است مستان تو را کمینه بازی این است
با این همه رتبه هیچ نتوانم گفت شاید که تو را بنده نوازی این است
مقبره شیخ عطار در نزدیکی شهر نیشابور قرار دارد و چون در عهد تیموریان مقبره او خراب شده بود به فرمان امیر علیشیر نوایی وزیر سلطان حسین بایقرا مرمت و تعمیر شد.
ویژگی سخن
عطار، یکی از شاعران بزرگ متصوفه و از مردان نام آور تاریخ ادبیات ایران است. سخن او ساده و گیراست. او برای بیان مقاصد عرفانی خود بهترین راه را که همان آوردن کلام ساده و بی پیرایه و خالی از هرگونه آرایش است انتخاب کرده است. او اگر چه در ظاهر کلام و سخن خود آن وسعت اطلاع و استحکام سخن استادانی همچون سنایی را ندارد ولی آن گفتار ساده که از سوختگی دلی هم چون او باعث شده که خواننده را مجذوب نماید و همچنین کمک گرفتن او از تمثیلات و بیان داستانها و حکایات مختلف یکی دیگر از جاذبه های آثار او می باشد و او سرمشق عرفای نامی بعد از خود همچون مولوی و جامی قرار گرفته و آن دو نیز به مدح و ثنای این مرشد بزرگ پرداخته اند چنانکه مولوی گفته است:
عطار روح بود و سنایی دو چشم او ما از پی سنایی و عطار آمدیم
معرفی آثار
آثار شیخ به دو دسته منظوم و منثور تقسیم می شود. آثار منظوم او عبارت است از: 1- دیوان اشعار که شامل غزلیات و قصاید و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 5
Sheikh Attar Nayshaburi Tomb, Nayshabur Faridodin Abu Hamed Mohammed-ebne-Abu Bakr Ebrahim Ben Issaq Attar Nayshaburi, the great poet and Gnostic of Iran was born around the year 540 AH and expired in 618 AH. The tomb of this famous poet is located 6 km. west of Nayshabur , near Imamzadeh Mahrooq and the tomb of Khayam .This structure is octagonal in shape with a tile worked onion shaped dome. It has 4 entrances, the northern one is the main entrance. This historical structure has been tastefully adorned with colored (green, yellow and blue) tiles and carvings. The interior site is covered by plaster and has four seats.The Mausoleum is located in a garden covering an area of about 119 sq. m. The grave of the well known painter Kamalol Molk is also situated in a part of this garden.
The city of Nayshabur-the birthplace of world well-known philosopher and poet " Hakim Omar Qayyam" who his poems are translated by Edward Fitzgerald to English-lies in a level plain and is 768 km. from Tehran, but 110 from Mashad. Neyshabur has had an even more checkered history than most ancient Iranian cities. Founded in Sassanian times and named after Shapur, it became the capital of Khorasan after the Arab invasion, and rose to great importance during the tenth century. The Binalood heights are to the north, and other heights run northwest of the city. The railroad of Tehran - Mashad passes through Nayshabur. In the year 31 AH, it was seized by the Ottomans (Osmani) and during the Islamic era held its own as one of the four important cities in the province. The city was so vast that it was called Omol-Belad (mother of cities).
In the Islamic period, this city was of such importance that on their minted coins the names of the ‘Omavi’ Caliphate could be noted. During the reign of the Qaznavian and Saljuqian, Nayshabur was one of the most important cities of Khorassan. In the year (618 AH) Nayshabur was destroyed during the Mongol attack and it was close to Mongol reign that Nayshabur was annexed to the territory of the Sarbedaran rulers. This city has played an important role in attributing to the fields of Iranian art, civilization and philosophy. Moreover this city had a position in the path or route of the Silk Road besides many historical sites.
Places of interest:
*Hakim Omar Khayam Nayshaburi Tomb:One of the eye-catching sites is the garden which envelopes the resting place of the great scholar, mathematician, philosopher and poet, Hakim Omar Khayam. The said garden belonged to him. The exact date of his death have not been specified and it is known to be within the years 506 - 530 AH. Later another monument was erected about 100 m. north of the tomb to commemorate this renowned personality. This structure is a high tomb made of iron and stone, consisting of ten bases, which have geometrical shapes and are connected to each other.
*Sheikh Attar Nayshaburi Tomb:Faridodin Abu Hamed Mohammed-ebne-Abu Bakr Ebrahim Ben Issaq Attar Nayshaburi, the great poet and Gnostic of Iran was born around the year 540 AH and expired in 618 AH. The tomb of this famous poet is located 6 km. west of Nayshabur, near Imamzadeh Mahrooq and the tomb of Khayam.This structure is octagonal in shape with a tile worked onion shaped dome. It has 4 entrances, the northern one is the main entrance. This historical structure has been tastefully adorned with colored (green, yellow and blue) tiles and carvings. The interior site is covered by plaster and has four seats.The Mausoleum is located in a garden covering an area of about 119 sq. m. The grave of the well known painter Kamalol Molk is also situated in a part of this garden.
* Kamal-ol-Molk' Tomb:The tomb of Kamal-ol-Molk, 20th century world’s wellknown realist painter, and also the tomb of Attar, the great 12th to 13th century mystic poet, killed in Neishabur during the Mongol invasion, are located in Neyshabur.
*Nayshabur Jame' Mosque:The building of this mosque is of 9th century AH, and its founder was Pahlavan Ali-e-Nami. The courtyard of this mosque is square shaped, with tall porticos (Shabestan and Mehrab). The altar and place for nocturnal prayers are all paved in stone. Inscriptions from Shah Abbas I (1021 AH) can be observed, the most important of which is in the form of verse. There is also another poetical inscription fixed on the altar. Abbas Qoli Khan Nami was responsible for repairing the mosque and making additions to the focal structure. Three commands declared by Shah Abbas I have been inscribed on stone and this tablet has been fixed to the wall of this mosque. This decree is to do with the taxes and welfare of inhabitants of Nayshabur.
*Imamzadeh Mohammad Mahrooq:This tomb is one of the historical sites which dates back to the 10th century AH. Amazing tile-works of the portico, the entrance to the shrine, including inscriptions which are from Shah Tahmasb I era, are apparent. A stone is installed which belongs to Shah Soltan Hossein Safavid era (1145 AH.) on which the date of 1119 AH. is inscribed. It also indicates that at the end of Safavid era, Mohammad Khan-e-Nami in Nayshabur had made efforts in the construction of a mosque and its Mosalla (praying center). In this mausoleum one of the offspring of Hazrat Moosa Bin Jafar (AS) has been buried. This Imamzadeh is registered in historical records.
Sogol Tehran Tour & Travel Agency takes great pleasure in presenting to you its new high quality, low price package tours & cities sightseeing.
However, for some special cases requiring a Tailor-Made package program, please contact us :
Main Office:
Sogol Tehran Tour & Travel Co.Ltd.
East Wing No.5, 2nd Floor, No.251, North Sohreverdi Ave.Tehran, Iran.
Tel: 0098-21-88849083 to 85
Fax: 00980-21-88813367
E-mail: info@sogol.com
Web: http://www.sogol.com
Abroad Offices:
Toll Free Number : 800-830-9212 C/O Mr. Afshin Sherkat
Canada: sogolca@earthlink.net or info@acevacation.ca .
USA: usa@sogol.com C/O Ms. Nooshin Sherkat
INDIA: India@sogol.com C/O Ms.Shirin Sherkat
Back to Iran Map
Nyshaboor
by omidamini - last update: Jul 13, 2005
Send Photo to a Friend
nyshaboor
Neyshaboor city is 768 km. far from Tehran. It is located in a level plain. There are Binalood heights in the north and other heights in south-West. Its weather is temperate in plain and slightly cold in mountainous region.This city was occupied in the year 652 AD. in the time of Osman and was one of the four large cities of Khorasan in Islam period. This city was so large that was called "Omol-Belad" (mother of cities) . In the Islamic period, this city was in such a greatness position that we can see its name on the coins which were coined in the time of Omavi Caliphate.In the time of Ghaznavian and Saljooghian , Neyshabour was one of the most important cities of Khorasan. In the year 1249 AD. this city was completely destroyed by Mongols attack. Near the end of Mongol Ilkhanan, Neyshaboor was annexed to the territory of Sarbedaran dynasty. This city is one of the centers of Iranian civilization and art. So many poets and thinkers have appeared from this city. Moreover, this city has been in the course of Silk Road. The important historical sites of this city are as follows:Garmab Taghankooh and Shahan Garmab springs,Neyshaboor fire- temple,Tombs of Nezamolmolk Bekravi, Omar Khayam , Sheik Attar, Fazlebn -e-Shazan, andKamalolmolk,Jome? MosqueSeyed Ebrahim and Mahroogh ImamzadehGhadamgah mausoleum.
Send Photo to a Friend
khayam Tomb
The tomb of the poet, mathematican, an astronomer of Iran (d. 517 AH) is located in Hireh cemetery, near the tomb of Emamzadeh Mohammad Mahrooq. The Structure was devastated in different periods. A handsome monument was built on it in the Pahlavi period. In 1959 a new tomb was built by Hooshang Sayhoon Tarrahi and K. Zh. T. Co. in Khayyam Square at the order of the National Monuments Society. Khayyam’s dead body was transferred to the present-day tomb in 19 May 1962. Its National Monuments Registration Number is 1175.12.
Send Photo to a Friend
Attar Nayshaburi Tomb
Its first construction was built by the supreme judge Yahya ebn-e Sa´ed, one of the nobles of Neyshaboor. It fells in ruin in the Timurid period. Later on, a handsome mausoleum was installed on it by Amir Alishir Navai`, the sage minister of Soltan Hossein Bayqara. It was restored and completed thanks to the efforts of the National Monuments Society in 1962. Its tombstone is made of black headstone on which verses in thulth script are carved. Owing to the great dignity of Attar, Cultural Heritage Organization has devoted its efforts to enlarge the Surroundings of the mausoleum. Its National Monuments Registration Number is
Neyshaboor - A Glance on the Cultural,Historical and Touristic Attractions
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
فریدالدین عطار نیشابوری در حدود سال 540 ه.ق. در نیشابور متولد شد . پدر و مادرش تا پایان جوانی وی زیسته اند و هر دو تا حدی اهل زهد وپارسایی بوده اند . خود وی ، ظاهراً مثل پدرش ، پیشه عطاری داشته و در داروخانه خویش طبابت می کرده است و چون از ثروت بهره ای داشته ، مثل دیگر شاعران هرگز ناچار نشده است که شعرا را وسیله ای برای کسب روزی کند . در کودکی و جوانی با علم و ادب آشنا شده است و نشانه های آگاهی از قرآن و حدیث و فقه و تفسیر و طب و نجوم و کلام و ادب در آثار وی به چشم می خورد .
نمی توان فهرست دقیقی از تمام آثار واقعی و موثق او به دست داد . در آثار منسوب به او چندان اختلاف و تنوع هست که همه آنها را نمی توان از یک گوینده دانست . از آن میان ، منطق الطیر ، الهی نامه ، مصیبت نامه و اسرارنامه از هماهنگی برخوردارند و گوینده آنها بی شک عطار است . پندنامه را نیز بیش و کم می توان به همین گوینده منسوب داشت ؛ هرچند که بار دیگر آثار او متفاوت است . خسرونامه ، اشترنامه و جوهرالذات هم از جهت مضمون و هم از لحاظ شیوه بیان به سخن گوینده الهی نامه و منطق الطیر نمی ماند و در صحت انتساب آنها به عطار جای سخن هست . چنانکه مظهرالعجایب ، لسان الغیب ، کنزالاسرار ، مفتاح الفتوح و وصیت نامه بی شک مدت ها بعد از روزگار عطار به وجود آمده اند و آثاری مانند هیلاج نامه ، منصورنامه ، خیاط نامه ، وصلت نامه و بی سرنامه نیز گمان مجعول است و نمی توان آنها را در شمار سخن عطار آورد . بعضی از این آثار را یک شاعر شیعی مذهب ، به نام عطار تونی - که در قرن نهم تجری می زیسته است - ساخته و شاید بعضی هم از آثار عطارهای دیگر باشد .
غیر از این مثنویها ، عطار آثار دیگری نیز دارد . از جمله آن جمله است تذکره الاولیاء که مجموعه ای است که از احوال و اقوال بزرگان صوفیه به نثر نویسنده در تالیف آن از کتابهایی چون کشف المحجوب هجویری ، طبقات الصوفیه سلمی ، رساله قشریه و سایر آثار صوفیه سودها برده است .
مثنویهای عطار پر از قصه ها و حکایات فرعی است و پیداست که قالب قصه و حکایت در نزد شاعر برای بیان مقاصد عرفانی بسیار مورد توجه بوده است . بعضی از این قصه ها ریشه های کهن نیز دارد و نظیر آنها در قصه های نویسندگان و شاعران دیگر هم آمده است .
مهمترین و مشهورترین مثنوی عطار منطق الطیر است که هم از جهت شیوه تلفیق داستان اهمیت خاص دارد و هم از لحاظ نتیجه ای که از آن بدست می آید . منطق الطیر ر واقع یک نوع حماسه عرفانی است شامل ذکر مخاطر و مهالک روح سالک که به رسم قدما از آن به «طیر» تعبیر شده . این مهالک و مخاطر در طی مراحل هفت گانه سلوک که بی شباهت به «هفت خوان» رستم و اسفندیار نیست پیش می آید . منتها این هفت خوان روحانی فقط گذرگاه یک قهرمان بی همانند نیست . روح های مختلفی که به تقریب مناسبات اخلاقی به صورت موسیچه و طوطی و کبک و باز و دراج و عندلیب و طاووس و تذرو و قمری و فاخته و چرخ ومرغ زرین آمده اند ، همه این هفت خوان را در پیش دارند و بدین گونه منطق الطیر حماسه مرغان روح ، حماسه ارواح خداجوی ، و حماسه طالبان معرفت است که مصایب و بلایای آنها در طی این سیر وسفر روحانی خویش ، از آنچه برای جویندگان جاه ، جویندگان زر و زور ، جویندگان نام و آوازه پیش می آید کمتر نیست .
*
تاثیر عطار در سخن سرایان پسین ، بیش از همه در مولانا جلال الدین مشهود است که بسیاری از استانهای او را در مثنوی بازآفرینی کرده و غزلیات زیادی به اقتفای او سروده . شیخ محمود شبستری گلشن راز را - که عمیقترین منظومه عرفان نظری به زبان پارسی است - شمه ای از دکان عطار معرفی کرده است ، هر چند که افزوده که سخن او استراق از کلام عطار نیست. دیگر سخنسرایان پارسی گو نیز کم و بیش با آثار عطار آشنایی داشته و از خوان ذوق و معرفت او بهره برده اند . به خصوص غزلیات وی گاه گاه مورد اقتفای سعدی و امیرخسرو و مولانا و حافظ بوده است . جامی نیز به آثار عطار بسیار نظر داشته و علاوه بر اقتفای غزلیات و قصاید عطار و بهره گیری اطز تذکره الاولیاء ، در تدوین نفحات الانس یکی از قصاید معروف او را شرح کرده است .
*
باما منطق الطیر به اتفاق اهل نظر از برترین مثنویهای عطار است که می توان آن را پیشرو مثنوی جلال الدین رومی و سرچشمه الهام او دانست .
اصل داستان منطق الطیر و بنیان تمثیلی آن که مرغان رارمزی از اصناف آدمیان گرفته و از جان جهان به مرغی بی نشان چون سیمرغ و عنقا تعبیر کرده است ، از ابداعات عطار نیست بلکه ابن سینا و احمد غزالی در این باب بر عطار سبقت دارند و نیز در افسانه های کهن هندوان و ملل دیگر نظایر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 35
عطار
شیخ محمد فریدالدین عطار نیشابوری شاعر و عارف بزرگ قرن ششم هجری قمری میباشد. وی علاوه بر طی مدارج بلند عرفان، داروساز موفقی نیز بود و لقب عطار را به همین مناسبت برای خویش برگزید. منطقالطیر، اسرارنامه، الهینامه، و خسرونامه از آثار بلند اوست.
پدر وی، ابراهیم بن اسحق از اهالی زروند کدکن، روستای خوش آب و هوایی از توابع شهر نامدار نیشابور بود که پدر آندر پدر به شغل داروسازی روزگار سپرده بودند. او فرد سرشناس و خوشنامی بود و خانوادهاش با سربلندی زندگی مینمودند.
هنوز چند ماهی به تولد عطار مانده بود که یکی از دوستان قدیمی و صمیمی ابراهیم (پدر عطار) معروف به حکیم طوسی که داروخانهای در شهر طوس داشت به واسطه اینکه پسری نداشت و در بستر بیماری بسر میبرد ، داروخانهاش را به وی فروخت و چنین شد که ده روز پس ا تولد عطّار در روستای کدکن، آنها عازم طوس گردیدند.
دوستی عمیق حکیم طوسی و پدر عطار در زندگی وی باعث سود بسیاری گردید. زندگی پربار شیخ عطار مقارن با جنگهای مهیب و دهشتناک با مغولان بود و حتی وی درکهنسالی به دست دروند مغولی به قتل رسید. از آنجا که نیشابور دارای محلههای متعدد و مدرسههای بسیار مشهوری بود، در آن روزگار یکی از اهداف دانش دوستان ایران و بسیاری از کشورهای همسایه بود. آن مدارس در علوم روز ، ادب عرب، فقه، تفسیر، تاریخ، شیمی، ریاضی، طب و نجوم سرآمد بودند.
بزرگانی چون فردوسی و خیام نیز برخاسته از همین سرزمیناند. شیخ حمزه نیشابوری نخستین استاد عطار بود که بعد از آموزش مقدمات به وی به پدرش توصیه نمود برای پرورش هوش و استعداد سرشار عطار وی را به مدارس علمیه بفرستد.
وی در کنار علوم عربی به علوم دینی نیز مشغول گردید و پس ازگذراندن دورههای مختلف بتدریج به درسهای عمیقتر پرداخت و فنون ادبی سنگین، علم حکمت، کلام و نجوم را نیز آغاز نمود و این در حالی بود که به تناسب شغل پدری و علاقهاش علم طب و گیاه شناسی را نیز نزد بزرگان آن زمان میآموخت.
مدرسه نظامیه نیشابور که دانشگاه بزرگ زمانه به شمار میرفت شاهد شاگردی عطار نیشابوری بود. عطار بر اثر تشویق پدر و علاقه شخصیاش، دورههای معمول آن زمان را بسیار کوتاهتر از همکلاسیهایش میگذرانید. وی برادر کوچکتری به نام صفر داشت. وقتی عمرش از پانزده گذشت بخش عمدهای از علوم زمان خود را آموخت و در ادب عرب و فهم اسفار و احادیث به مقامی در خور توجه رسید. شانزده ساله بود که نیشابور مورد تاخت و تاز ترکان غز قرار گرفت و آنها پس از تسخیر نیشابور دست نشانده سلطان سنجر را کشته و کتابخانهها و مدرسههای نیشابور را به آتش کشیدند و مردم زیادی مانند استاد وی به قتل رسیدند و عطار برای اولین بار اشعار غمگین سروده و به پدرش عرضه کرد.
پدرش جهت تکمیل و ادامه تحصیل و حفظ و نگهداری فرزند از جنگ، او را به همراه یکی از دوستانش به نام پرکاش به هند رهسپار نمود. موهان پرکاش، تاجر هندی. جهت سوداگری به نیشابور رفت و آمد داشت و پدر عطار با اجیر نمودن چند محافظ پسر را به همراه پرکاش عازم هندوستان کرد. پرکاش، تاجر کهنه کار و وفادار هندی با علاقمندی کامل به عطار، او را تا هند همراهی نمود و به محض رسیدن به ایالات و شهرهای ایرانینشین آن دیار، در اولین فرصت عطار را به دانشمندی ایرانی الاصل، ساکن پنجاب معرفی نمود. حکیم ایرانیالاصل ساکن هند که به پیران رازی معروف بود از پارسیان هند و زرتشتی بود و همانطور که از کنیهاش «رازی» بر میآید اصلش متعلق به «ری» ایران زمین بوده است.
استاد پیران رازی در اولین برخوردش به عطار گفت: « فرزندم باید باور داشته باشی که خداوند هیچ موجودی را عبث نیافریده است ، گیاهان هم که از مخلوقات خدایند و هر کدام یک خاصیت دارند، البته این هنر و علم انسان است که باید بتواند خاصیت گیاهان را کشف کند و اگر نتوانست نباید تصور کند که فلان گیاه یا فلان حیوان بیهوده خلق شده است.» این بزرگترین درس استاد به عطار بود و عطار به عظمت آن پی برد و آنرا عاشقانه پذیرفت.
زندگی عطار خیلی ساده در منزل استاد، محل کار استاد و همراهی استاد برای مراجعه به بیماران خلاصه میشد. این زندگی هر چند در آغاز سخت مینمود، اما کم کم برای وی عادی شد. پس از سه سال ، عطار به حکیمی خبره و آشنا به پیچ و خم کار داروسازی تبدیل شد و رسماً استادش به وی گفت که چیز جدیدی برای آموختن به وی ندارد. عطار شادمان تصمیم گرفت در اولین فرصت به ایران برگدد. به همین دلیل به تجارتخانه پرکاش رفته تا برنامه سفرش به ایران را تنظیم نماید، وی همان روز در محل تجارتخانه به دختری پارسی زبان برمیخورد و سخت شیفتهاش میگردد. او که دیگر بازگشت به وطن را فراموش کرده بود، در جریان جستجوی محبوبش در مییابد که وی دختر عالمشاه رازی عموی پیران رازی است. عاقبت با وساطت پیران رازی از آن دختر که «عهدجهان» نام داشت خواستگاری کرده و با وی ازدواج میکند.
در باب دین عهد جهان، همسر عطار، از آنجا که وی دختر عموی پیران رازی بوده، بیشک از خاندان پارسیان (زرتشتیان ایرانی تبار مقیم هند) است. در این مورد اشاراتی نیز به مسلمان بودن پدرش شده که با توجه به اینکه پدر وی از خاندان پارسیان بوده، مسلمان بودنش بعید بنظر میرسد. هر چند مادر وی زرتشتی بوده ولی از آنجا که وی با عطار که مسلمان سنی و شافعی بوده ازدواج مینماید، از آنجا که در رسوم پارسیان چنین ازدواجی بسیار بسیار نادر و غیر ممکن است شاید مسلمان شدن پدر عهدجهان هم از همین مصادیق محال باشد.