لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
نقش اعتقادات دینی در تحسین تقویت رفتارهای اجتماعی جوانان و کاهش اختلات روحی و روانی آنها
رسیدن به آرامش, در گرو شـنـاخت اضطراب و نگرانى و مبارزه با علل آن است. از این رو با اسـتـفاده از آیات قرآن و روایات معصومین(ع) و سخنان دانشمندان ریـشـه هـاى نـگرانى را مورد بررسى قرار داده و در بحث راه هاى درمـان نـگـرانى و تحصیل آرامش به یک عامل اساسى که همان تقویت ایـمـان اسـت, اشـاره کـردیـم و از زوایاى مختلف به نقش اضطراب زدایى و آرام بخشى ایمان پرداختیم.
ایمان, انسان را در برابر عوامل تهدیدکننده حیات او به یک موجود غـیـر قابل شکست تبدیل مى کند. در مواردى که دشوارى هاى زندگى, شـخصیت انسان را نشانه مى گیرد, اتکاى به خداوند در روح او اثر عـمیق و غیرقابل انکار مى بخشد. نوع برخورد و وضعیت روانى مردم مـومـن بـا عـکـس العمل و وضعیت روحى افراد مادى و بى ایمان در بـرخـورد با حوادث, قابل مقایسه نیست. به یکى از بانوان مسلمان در مـدیـنـه خبر رسید که در جنگ احد سه تن از عزیزان خود را از دسـت داده اسـت. پس از شنیدن این خبر او براى حمل اجساد کشتگان خـود بـا شترى عازم جبهه احد گردید. پیکر بى جان عزیزانش را بر شـتـرى حمل کرد و به مدینه بازگشت. در نیمه راه به عایشه, همسر رسـول اکـرم(ص) برخورد کرد. همسر پیامبر پرسید: از رسول خدا چه اطـلاعـى دارى؟ ایـن بانوى مصیبت دیده با متانت و آرامش خاصى که از ایـمـان مـحکم و استوارش سرچشمه مى گرفت, پاسخ داد: من مژده اى بـراى شـما دارم و آن این که در جنگ به پیامبر آسیبى نرسیده اسـت و در بـرابـر چـنین نعمت گران قدر و بزرگى هر گونه مصیبتى کـوچـک و قـابل تحمل است. همسر پیامبر از او پرسید: این اجساد, چه کسانى هستند؟ در پاسخ گفت: یکى جسد شوهرم و دیگرى جسد فر زندم و سومى جسد برادرم است و همه را با خود به مدینه مى برم تا به خاک بسپارم. مکاتب مادى هرگز نتوانسته اند چنین زنان و مردان فداکارى تربیت کـنـنـد, حـال این که در تاریخ اسلام از این وقایع زیاد دیده مى شـود. دیل کارنگى مى گوید: (پدرم زیر بار قرض و گرفتارى و فلاکت و بـدبـختى رفته بود که سلامت خود را از دست داد. پزشک به مادرم گـفـت: بیش از شش ماه از عمر پدرم باقى نمانده است; پدرم مکررا تـصـمیم گرفت به وسیله طناب به زندگى خود خاتمه بخشد یا خود را تـسلیم امواج رودخانه کند. سال هاى بعد پدرم براى من تعریف کرد و گـفـت: یـگانه عاملى که در آن موقع من را از انتحار بازداشت, ایـمان راسخ و استوار مادرت بود. او عقیده داشت: اگر خداوند را دوسـت بـداریم و از اوامرش اطاعت و پیروى کنیم, همه کارها اصلاح خـواهـد شـد. حـق بـا مادرم بود; سرانجام همه کارها اصلاح شد[ و ]پـدرم چـهل و دو سال دیگر به خوشى زندگى کرد. دین به من ایمان و امید و شهامت مى بخشد و هیجان و اضطراب و ترس و نگرانى را از من دور مى کند.) کـسـى کـه تلاش گسترده اى دارد وقتى ببیند از کارش قدرشناسى نمى شـود, دچـار رنـج و انـدوه مـى گردد; اما مردان خدا و افراد با ایـمـان هـرگز انتظار پاداش و تشکر از دیگران نداشته و به ثواب اخـروى چـشـم دوخـتـه انـد. سـوره (انـسان) درباره مدح اهل بیت پـیـامـبـر(ص) بـه این جهت نازل شده که آنان بدون هیچ گونه چشم داشـتـى غـذاى خـود را بـه فقیر و اسیر و مسکین بخشیدند و چنین گـفـتـند: (انما نطعمکم لوجه الله لانرید منکم جزاء ولاشکورا; ما تـنـهـا به خاطر خدا به شما غذا مى دهیم و انتظار پاداش و تشکر از شما نداریم.) بـر این اساس على(ع) مى فرماید: (لایزهدنک فى المعروف من لایشکره لک فقد یشکرک علیه من لایستمتع بشىء منه وقد تدرک من شکر الشاکر اکـثـر مـمـا اضاع الکافر والله یحب المحسنین; به خاطر ناسپاسى افـراد, از کـار نـیک مضایقه نکنید, چرا که در عوض گاهى کسى از تـو سـپاس گزارى مى کند که از عمل نیکت بهره اى نبرده و چه بسا اثـر ایـن شـکرگزارى بیش از ناسپاسى افراد ناسپاس است و خداوند نیکوکاران را دوست مى دارد.) ایـمـان, انسان را از منفى گرایى و بدبینى به مردم که خود عامل مـهـم اضطراب است, باز مى دارد. مومن به پیروى از قرآن, بدبینى را از گناهان بزرگ مى داند و کار دیگران را حمل بر صحت مى کند. تـسـلـیم شدن در مقابل قضاهاى حتمى و راضى شدن به مقدرات که از آثـار ایمان است, زندگى را دل پذیر و مطبوع مى سازد. على(ع) مى فـرمـایـد: (انـکم ان رضیتم بالقضاء طابت عیشکم وفزتم بالغناء; اگـر بـه مـقـدرات حتمى راضى شدید, زندگى شما شیرین و گوارا مى شود و از غنا برخوردار مى گردید.) لـسـوفـان و روان شـنـاسان نیز به این اصل مهم تاکید کرده اند; ویـلیام جیمز مى گوید: (حوادث را آن طورى که هست بپذیرید و خود را آمـاده سـازیـد کـه هـمان طور قبولش کنید, زیرا پذیرش آن چه اتـفـاق مى افتد اولین قدم در مغلوب کردن نتایج مصایب و بدبختى هـا است). البته این توصیه ها در پاره اى از موارد با توجه به تـفـاوت روحـیـه افـراد کم و بیش اثر مثبت دارد, ولى هرگز بدون پـشـتـوانـه ایـمان و مذهب در برخورد با حوادث سنگین و دردناک, افـکار پریشان و آشفته آرام نمى گیرد. کسى که متکى به منطق دین اسـت, در نـظـام آفـریـنش هیچ چیز جز اراده خداوند را موثر نمى دانـد و مـعـتـقد است که رنج هاى خارج از اختیار انسان از جانب پـروردگـار مهربان و براى تطهیر قلب و ارتقاى درجه مقدر گردیده اسـت. از ایـن رو هـرگـز اجازه نمى دهد که مصایب و مشکلات, قدرت روحـى او را فـلـج نماید و در هر شرایطى کشتى وجودش را به ساحل آرامـش و صـفـا مـى رسـاند. در روایت است که امام باقر(ع) براى عـیادت از جابر بن عبدالله انصارى به منزل ایشان تشریف بردند و از حـال وى جویا شدند. جابر گفت: حالتى یافته ام که پیرى را بر جــوانـى و بـیـمارى را بـر تـن درستى و مرگ را بر زندگى ترجیح مى دهم. حضرت فـرمـودند: اما ما خاندان پیامبر چنین نیستیم; اگر خداوند بـیـمارى یا تن درستى, جوانى یا پیرى, مرگ یا زندگى را براى ما اراده فرماید, از دل و جان مى پذیریم. باباطاهر مى گوید: یکى درد و یکى درمان پسندد یکى وصل و یکى هجران پسندد من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم آن چه را جانان پسندد به راستى چه عنصرى جز ایمان مى توانست بانوى قهرمان کربلا, حضرت زیـنـب(ع) را در بـرابر انبوه مصیبت ها چنین مقاوم سازد, آن جا کـه مى گوید: (ما رایت الا جمیلا; جز زیبایى ندیده ام). آرامش و وقـار و تـسلط زینب(س) بر روح و کلمات خود آن چنان بود که گویا هیچ اتفاقى نیفتاده است. اسـتاد مطهرى یکى از آثار ایمان مذهبى را آرامش خاطر مى داند و مـى گوید: (انسان فطرتا جویاى سعادت خویش است. از تصور وصول به سـعادت, غرق در مسرت مى گردد و از فکر یک آینده شوم و مقرون به مـحـرومیت لرزه بر اندامش مى افتد, سخت دچار دلهره و اضطراب مى گـردد. آن چـه مـایه سعادت انسان مى گردد. دو چیز است: 1ـ تلاش 2ـ اطـمـینان به شرایط محیط موفقیت یک دانش آموز معلول دو چیزاسـت : سـعـى و تـلاش خـودش[ و] دیـگر مسـاعدت و آمـادگـى محیط مدرسه و تـشـویـق و تـرغـیب و تقدیر اولیاى مدرسه. یک دانش آموز ساعى و کـوشـا اگـر به محیطى که در آن جا درس مى خواند و معلمى که آخر سـال نـمـره مـى دهـد اعتماد نداشته باشد و نگران یک رفتار غیر عـادلانـه بـاشد, در تمام ایام سال دلهره و اضطراب سراپاى وجودش را مى گیرد. امـا تکلیف انسان با خودش روشن است و از این ناحیه اضطرابى[ به او] دسـت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 6
رویکرد جدید مقابله با ایدز در جوانان آمریکایی و اروپایی خویشتنداری پیشه کنید در بریتانیا بارداری در میان دختران مجرد نوجوان یک معضل اجتماعی اساسی محسوب میشود. برخی از روزهای مدرسه برای بسیاری از دانشآموزان تقریبا همه جای دنیا با خمیازه و تاخیر و اخم آغاز میشود. روز چهارشنبه 21 سپتامبر هم حتما به نوعی با همین شرایط برای بسیاری از دانشآموزان مدرسه سنت آگوستین، که مدرسهای وابسته به کلیسای انگلستان در شمال غرب لندن است، آغاز شد. اما آنروز دانشآموزان بزرگتر این دبیرستان مختلط، با استقبال متفاوتی از سوی مسئولان مدرسه روبرو شدند. به آنها گفته شد که یک گروه از جوانان آمریکایی آمده اند تا درباره یک معضل بزرگ اجتماعی و جهانی صحبت و برنامه نمایشی اجرا کنند. دخترها و پسرهای دانش آموز در ابتدا با بیتفاوتی و بیحوصلگی (که واکنشی قابل انتظار از این گروه سنی در جامعه لندن محسوب می شود) حضور و معرفی این گروه را تحمل کردند. تا این که حرفها تمام شد و نمایش شروع شد و هیجان موسیقی جو خواب آلود سالن اجتماعات مدرسه را تغییر داد و چهرهها خندان شد. آنها با حرکات نمایشی، درباره ایدز میگفتند و توضیح میدادند که همه اعضای این گروه برای امتناع از ابتلا به این بیماری مهلک، راه پرهیز از رابطه جنسی تا زمان ازدواج را انتخاب کرده اند.
بر روی لباس اعضای جوان این گروه واژه WAIT (صبر) نوشته شده بود. بنیاد بینالمللی مبارزه با ایدز واشنگتن، که ناظر بر برنامه های این گروه است، با این واژه می خواهد به نوجوانان بگوید که در برقراری رابطه جنسی عجله نکنند. پرهیز از رابطه جنسی (و یا به تعبیری حفظ بکارت تا ازدواج) از سالها پیش در سطح جامعه آمریکایی به عنوان یک ارزش مطرح بوده است. در یک دهه گذشته قریب به 2/5 میلیون جوان آمریکایی در مراسمی به امساک جنسی قسم خورده اند. اما ابعاد تبلیغی این نوع نگرش جنسی تنها به کنترل بیماری ایدز منتهی نمیشود. طرفداران پرهیز در رابطه جنسی میگویند که این روش برای پیشگیری از بارداری دختران نوجوان و انتقال بیماری های مقاربتی هم تنها راه نجات است. اخیرا میزان بارداری نوجوانان آمریکایی 10( تا 14 سال) بهطور بیسابقهای افت کرده است. مسیحیان متعصب آمریکایی ادعا میکنند که ترویج پرهیز از روابط جنسی مسبب این آمار چشمگیر (پایینترین حد از سال )1946 بوده است. اما مراکز تنظیم خانواده آمریکا این نظریه را رد میکنند. به گفته آنها 88 درصد از نوجوانانی که به پرهیز از روابط جنسی تا پیش از ازدواج قسم خورده اند، به قول خود پایبند نمی مانند و در واقع آموزش جنسی و استفاده از کاندوم دلیل کمتر شدن بارداری در این گروه سنی بوده است.
پیروی از الگوی آمریکایی در بریتانیا بارداری در میان دختران مجرد نوجوان یک معضل اجتماعی اساسی محسوب میشود. دولت این کشور در سال 2000 متعهد شد با اجرای برنامه های آموزشی تا سال 2010 میلادی میزان بارداری در نوجوانی را پنجاه درصد کاهش دهد. اما موفقیت آمریکا در پایین آوردن میزان بارداری در نوجوانان که با قدرت گرفتن عقاید مذهبی مصادف شده، بسیاری را در بریتانیا به این فکر واداشته است که شاید پرهیز جنسی تا زمان تاهل، راه درستی برای رفع این معضل در این کشور هم باشد. این گروه عقیده دارند که آموزش جنسی نه تنها کافی نیست بلکه خود محرک نوجوانان برای داشتن روابط جنسی است. مخالفان پرهیز از رابطه جنسی در مقابل میگویند اگر میخواهیم نوجوان را از باردار شدن یا بیماریهای مقاربتی نجات بدهیم باید به او یاد بدهیم که به خاطر همرنگ شدن با همقطارانش تن به رابطه جنسی ندهد و به جای پرهیز و سرکوب امیال جنسی، برای جسم خود ارزش قائل باشد و از آن مراقبت کند. آنطور که از مقالات و بحثهای رسانهای در بریتانیا پیداست موضوع پیروی از الگوی آمریکایی -که در حال حاضر جامعهای مذهبی در غرب قلمداد میشود- برای رفع معضلات اجتماعی، مانند جرم و جنایت و عواقب ناشی از بی بندوباری جنسی بیش از هر زمان دیگر بر سر زبان هاست. این درحالی است که طبق شواهد جامعه شناسی، بریتانیا در عصر کنونی (لااقل در مقایسه با آمریکا) یک جامعه مذهبی تلقی نمیشود. میزان مراجعه کنندگان به کلیسا در این کشور کمتر از دیگر کشورهای غربی است و شهروندان سیاه پوست عمده افرادی هستند که کلیساهای این کشور را در روز دعاگزاری یکشنبه پر میکنند.
تردید مشترک خانوادههای سنتی و مدرن نگرانی از باز شدن چشم و گوش نوجوانان در مسائل جنسی دغدغه بسیاری از پدر و مادرها، چه در غرب و چه در جوامع سنتی است. هریک از این جوامع هم برای محدود نگاه داشتن آسیبهای ناشی از آزادیهای جنسی به عوامل مختلفی متوسل شدهاند. این دغدغه را شاید خانواده های مهاجر مسلمان در کشورهای غربی بیش از سایر گروهها لمس میکنند. بسیاری از آنها همواره میترسند
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 11 صفحه
قسمتی از متن .docx :
جوانان و مدگرایی
نویسنده:محمد صادق شجاعی
مد و مدگرایی پدیده ای است که کمابیش در میان همهى اقشار جامعه وجود دارد، اما دراین میان، جوانان و نوجوانان بیش از دیگران به «مد» اهمیت می دهند و «مدگرا» هستند. امروزه جوانان با گسترش وسایل ارتباط جمعی و فناوری های جدید رایانه ای، ارتباطات گسترده ای با جوامع و فرهنگ های گوناگون یافته اند و موقعیت آنها در شناخت و فهم ارزش ها، باورها و انتخاب هنجارهای مطلوب، پیچیده تر و مشکل تر شده است و چه بسا زمینه های موجود، باعث شده تا جوانان و نوجوانان به رفتارها و هنجارهای متضاد با ارزش های جامعهى خویش رو آورند. یک روز مانتوهای بلند و روز دیگر مانتوهای کوتاه، یک روز آرایش موی سر به سبک آلمانی و روز دیگر موهای بلند واصلاح نشده، زمانی شلوارهای با پاچهى گشاد که روی زمین کشیده می شود، و زمانی دیگر، شلوارهای تنگ و کوتاه، مد می شوند. اگر از این همه افرادی که عادت کرده اند رفتار و نوع و سبک لباسشان را طبق آخرین مدهای رایج تنظیم کنند، بپرسید که به چه علت این کار را کرده اند، یا مثلاً این آرم و کلمهى روی لباس آنها چه کارکردی دارد، به سختی بتوان پاسخ متقاعد کننده ای شنید، جز آن که: «خب، قشنگه!»، «برای این که مده!»، «همه می کنند!» و ...این پاسخ ها گرچه سطحی به نظر می رسند، اما در یک تحلیل روان شناختی نشان دهندهى نوعی از «تعلّق گروهی»، «نوجویی»، «تنوّع طلبی» و گرایش جوانان به «امروزی شدن» است و کاملاً یک پدیدهى طبیعی و نابهنجار در جهت ارضای این نیازها محسوب می شود؛ (1) اما از آن جا که هماره کالای مد شده، شیوه های رفتاری، هنجاری و ارزش های خاصی در بین جوانان و نوجوانان رونق و شیوع می یابد و مد، عاملی می شود برای انتقال هنجار و ارزشی از جامعه ای به جامعه ای دیگر، بررسی زمینه ها و پیامدهای مدگرایی، یکی از موضوعات مهم در جامعهى ما محسوب می شود که این نوشتار، نگاهی است گذرا به همین موضوع.
تعریف مد و مدگرایی
«مد»ها الگوهای فرهنگی ای هستند که توسط بخشی از جامعه، پذیرفته می شوند و دارای یک دورهى زمانی نسبتا ًکوتاه اند سپس فراموش می شوند. (2) بنابراین، «مدگرایی» آن است که فرد، سبک لباس پوشیدن و طرز زندگی و رفتار خود را طبق آخرین الگوها تنظیم کند و به محض آن که الگوی جدیدی در جامعه رواج یافت، از آن یکی پیروی نماید. (3)
گسترهى مد
گسترهى مد به اندازهى گسترهى زندگی انسان است و تمامی شئونات آن را در بر می گیرد. تغییرات مدگونه، در: علوم و فنون نظریه ها، گرایش به جنبه های مختلف علمی، الگوهای تربیتی، سبک منش و رفتار، پوشش، آرایش، محیط آرایی و ... قابل تسرّی است.
پوشاک و آرایش، شاخص کالای مد شونده
با وجود آن که مد و مدگرایی کل گسترهى زندگی اجتماعی را در بر می گیرد، پوشاک و سبک و شیوهى آرایش، شاخص ترین کالای مد شونده محسوب می شود.
عوامل و زمینه های مدگرایی
در یک نگاه کلّی و جامع نگر، مدگرایی را می توان ناشی از عوامل و زیر ساخت های تاریخی، اقتصادی، اجتماعی، و فرهنگی و روان شناختی دانست. ریشه های تاریخی مدگرایی به سال های بسیار دور بر می گردد. با نگاهی به تاریخ ایران، در عصر سلطنت فتحعلی شاه و ناصرالدین شاه که پای ایرانیان به فرنگ باز شد، تا عصر رضا شاه که دورهى حسّاسی را در تاریخ ایران رقم زد، فصل متفاوتی در مدگرایی ایرانیان گشوده شد. از آن زمان که رضا شاه با سلطهى سیاسی بر کشور، نحوه و شکل لباس پوشیدن مردم ایران را تغییر داد، تاکنون، مدهای مختلف در ایران (و بخصوص در بین قشر جوان)، رایج گردیده است.
مدگرایی و غرب گرایی
گرچه مدگرایی و غرب گرایی دو مفهوم جدا از هم و دارای تعاریف متمایز از یکدیگرند، اما سیر تحولات تاریخی- اجتماعی در ایران به گونه ای سرنوشت این دو مفهوم را با هم گره زده است که هرگاه سخن از مدگرایی به میان می آید، مفهوم غرب گرایی نیز به ذهن، تبادر می کند، زیرا پس از رشد تکنولوژی در اروپا، سنّت ها مورد انتقاد قرار گرفت و جامعه به تدریج، اندیشه ها، طرز زندگی و نوع لباس را تغییر داد. همین طور در ایران و کشورهایی نظیر آن، رشد صنعت در رأس شعارها قرار گرفت و خیلی زودتر از آن، نوع تفکر، طرز زندگی و آداب لباس پوشیدن، دستخوش تغییر شد. میل به اروپایی شدن در جامعهى ایرانی باعث شد که به جای بازسازی و نوسازی چارچوب اقتصادی-اجتماعی جامعهى خود، به نماها و نمادها و ظواهر صنعتی شدن توجه کنند که مهم ترین نمای اروپایی شدن، پوشیدن لباس های اروپایی و ترویج مدهای غربی به شمار می رفت. ایرانیان بر این باور شدند که باید خود و فرهنگشان را اروپایی کنند، تا بدین ترتیب از ضعف و عقب ماندگی رهایی یافته، در ردیف کشورهای پیش رفته قرار گیرند. بنابراین «مدگرایی» و «غرب گرایی» در ایران، در یک بستر فکری و دوشادوش هم رشد کرده اند. در حال حاضر نیز بیشترین مدهایی که در جامعه و بخصوص در بین جوانان رایج می شود، برگرفتته از الگوهای غربی با همان انگیزه است.
مد و مدرنیسم
مد و مدگرایی را می توان از جهتی مولود مدرنیسم دانست؛ زیرا مدرنیسم، نگاه نو به عالم و آدم است؛ نگاه و شناختی که برخاسته از زیستن در «اکنون» و گسستن از «گذشته» است و صریحاً با مفهوم سنّت (tradition) در تقابل می افتد. «مدرنیته» که شکل عینیت یافتهى فرهنگ مدرن است همراه و همزاد با گذر از گذشته به حال، نوآوری، تجدّد و سلیقه و مد است. از این رو مدرنیته همواره خود را در ستیز و چالش با کهنگی، رکود، قدمت و سنّت و پیروی از هنجارهای پایدار قرار می دهد و کشش و تمایل آن به سوی تجدّد و نوآوری در فرهنگ و ارزش های اجتماعی است. بنابراین، مدگرایی و نوآوری در تفکر و رفتار (به معنای رایج آن) به عنوان نماد و اندیشهى مدرنیسم قلمداد می شود (4) و از آن جا که جوامع غربی موطن و مظهر مدرنیته و مدرنیسم بوده اند، فرایند مدرنیزاسیون (مدرن سازی) و اشاعهى طرح ها و مدهای نو، در واقع با غربی سازی و غرب گرایی کاملاً هم افق و بلکه معادل خواهد بود، و این، خود می تواند از زاویهى دیگر، رابطهى مدگرایی و غرب گرایی را نشان دهد.
عوامل و زمینه های روان شناختی مدگرایی در جوانان
علاوه بر زیر ساخت های تاریخی و اجتماعی، مدگرایی در بین جوانان از یک سری اصول و سازه های روان شناختی نیز تبعیت می کند و با انگیزه ها و نیازهای چندی در ارتباط است.
1. تنوع طلبی و نوگرایی
جوانی، فصل تازه ای در زندگی و سرآغاز ورود انسان به جهان پرشور و رنگارنگ است که غرایز طبیعی در شکل دهی آن، نقش اصلی را بر عهده دارند. استقلال طلبی، تنوّع دوستی، هیجان خواهی، نقد گذشته و نوگرایی از جمله ویژگی های دوران جوانی است که به شدّت، تمایل به امروزی شدن و نوگرایی به درجات مختلف در هر نوجوان وجود دارد و گواه نیاز وی به شکستن قالب های موجود، فاصله گرفتن از هنجارهای پیشین و رسیدن به هویتی متمایز از کسانی که پیش از او بوده اند و همچنین گرایش به فاصله گرفتن از والدین است. این نیاز، زمانی که نمود بیرونی به خود می گیرد و در رفتار جوان منعکس می شود، به صورت مدگرایی ظاهر می گردد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 24
علل گرایش جوانان و نوجوانان به سوء مصرف مواد اعتیاد آور
تا به حال به این مسئله فکر کردین که چطور یک نفر به مواد مخدر معتاد میشه؟ آیا به نتیجه خاصی هم رسیدین یا نه؟ در این جزوه علل مختلف گرایش جوانها را به مواد اعتیاد آور بررسی می کنیم. بسیاری از جوانها و حتی پدر و مادر ها فکر می کنن که دلیل اعتیاد فرد، اصرار دوستان بوده است. در حالی که این تنها انگیزه سوء مصرف مواد در جوانان نیست. اگر بخواهیم انگیزه های مصرف مواد مخدر جوانها را بشناسیم، فهرست بلند بالایی میشه، نگاه کنین: کنجکاوی، کسب لذت، تسکین درد، فراموش کردن مشکلات، شوخی و خنده، هیجان طلبی یا میل به خطر کردن، احساس بزرگ شدن، پیوستن به گروهی خاص و ... این علل با وجود این که چندان مهم به نظر نمی رسند، باعث اعتیاد میلیونها انسان شده اند. بیشترین علت اعتیاد جوانان در ایران دو عامل کنجکاوی و کسب لذت است. امروزه متخصصین، یک عامل را زمینه ساز اعتیاد نمی دانند و معتقدند عوامل مختلف دست به دست هم میدن و فرد را معتاد می کنن. این عوامل تشکیل شدن از عوامل فردی ( عوامل روانی، زیستی، و بیولوژیک)، عوامل خانوادگی و عوامل اجتماعی، هر کدام از این سه عامل به تنهایی نیز قادرند تا موجب گرایش فرد به اعتیاد شوند. یکی از مهمترین عوامل گرایش جوانان و نوجوانان به مصرف مواد اعتیاد آور کنجکاوی و هیجان طلبی است.
عوامل فردی
فشار های عصبی و بیماریهای روحی: کسانی که دائماً در معرض فشار های عصبی و محیطی قرار دادن، بیشتر از دیگران در معرض خطر گرایش به اعتیاد هستن. موقعیت هایی همانند کنکور، ازدست دادن نزدیکان، شکستهای عاطفی، مالی، شغلی، تحصیلی، انتخاب همسر و ... ممکن است در زندگی هر جوانی پیش آید و اگر شما راه صحیح مقابله با آنها را ندانید، امکان دارد برای دست یابی به تسکین و آرامش مقطعی، به مواد اعتیاد آور روی آورید. از آن جایی که امروزه رابطه بین بیماریهای روانی و اعتیاد به اثبات رسیده، خیلی خوب است که جوانها به جای راه حلهای مقطعی و نادست (توسل به مواد اعتیاد آور ...) به فکر یافتن راه حلهای مناسب برای رفع مشکلات خود باشند. سن بحرانی: سنین شانزده تا بیست و چهار سال، سنین پر خطری برای جوانان محسوب میشن. شخصیت های خاص: بعضی از افراد با خصوصیات شخصیتی خاص خودشان، بیشتر در معرض خطر اعتیاد قرار می گیرن، به طور مثال کسی که به خاطر خجالت و رو در بایستی ، توان نه گفتن به دوستش را نداره، ممکنه با هر تعارف ساده به مصرف مواد آلوده بشه. ممکنه یک نفر در نتیجه کمبود اعتماد به نفس سراغ مواد بره و یا بر عکس اعتماد به نفس بالایی داشته باشه و فکر کنه که با مصرف مواد به هیچ وجه معتاد نمی شه. حالا فردی را تصور کنید که دائما تو خودشه و با کسی حرف نمی زنه. این فرد بدنبال مصرف مواد، اخلاقش عوض میشه و فکر میکنه می تونه مشکل رفتاری خودش را تا آخر عمر با مصرف مواد بر طرف کنه. در صورتیکه اعتیاد به مرور زمان مشکلات او را چندین برابر و چند برابر خواهد کرد. جوانی که دائماً نظرش عوض میشه و در تصمیم گیری ضعیفه، در آن لحظه خاص که باید برای یک عمر زندگیش تصمیم بگیره، اشتباه می کنه و همه چیز خراب میشه. مشکلات جسمانی: بعضی ها برای تسکین درد از مواد مخدر استفاده می کنن. در صورتی که پزشکان با بهره گیری از داروهای مسکن، میتونن طوری درد رو کنترل کنن که فرد به آن داروها وابسته نشه. عدم آگاهی از خطرات مصرف مواد مخدر: گروهی دائماً در حال تبلیغ برای مواد مخدر هستن، برای این که یا رفتار خودشون رو توجیه کنن و یا مواد شون رو بفروش برسونن. ولی اگر جوانها از خطرات و عوارض مصرف مواد واقعاً اطلاع درستی داشته باشن، محاله که هر گونه ماده اعتیاد آوری را مصرف کنن. نگرش مثبت به مواد مخدر: مجموع اطلاعات غلط و باورهای نادرست، موجب میشه که فرد، نگرش و دیدگاه مثبتی نسبت به مصرف مواد مخدر پیدا کنه و زشتی مصرف برایش از بین بره. اینکه ببینیم اطلاعات درست را از کجا بگیریم و از کی بشنویم، اهمیت زیادی داره. مشاغل خاص: بعضی از مشاغل خاص که فعالیت جسمی سنگین و تغییر ساعتهای خواب و بیداری را به دنبال دارن، فرد را مستعد ابتلا به اعتیاد می کنن، کسانی که این مشاغل رو دارن، باید بیشتر مراقب خودشان باشند. اضطراب، افسردگی شدید، پرخاشگری و رفتارهای ضد اجتماعی، زمینه ساز بروز اعتیاد هستند.
عوامل خانوادگی
ممکنه همه خانواده ها، در همه زمینه ها، کاملاً موفق نباشن. ساختار خانوادها همیشه یکسان نیست. بعضی از خانوادها، بی سرپرست و یا تک سرپرست هستن. این چنین خانواده هایی ، معمولاً با مشکلاتی مواجه می شوند. مشکلات و دشواریهای خانوادگی، در شرایط دیگری نیز پیش می آید. مثلاً وقتی که در بین افراد خانواده، فردی معتاد است، تعداد افراد خانواده زیاد هستن و یا روابط خانوادگی متشنج است. اگر چه همه این عوامل مشکل آفرین هستن، اما باید بدانی که برای هر مشکلی یک راه حل درست و منطقی وجود دارد. استفاده از مواد اعتیاد آور ، قطعاً راه حل این مشکلات نیست و بر این دشواری ها خواهد افزود. چنانچه تو با یکی از این مشکلات مواجه هستی به چگونگی رفع آن ها فکر کن، با مشاور مدرسه یا یک بزرگتر مورد اعتماد مشورت کن. مطمئناً راه حل مناسبی برای حل مشکلات خودت پیدا می کنی. اعتیاد راه حل مشکلات نیست. در خانواده های پرتنش روابط عاطفی بین اعضا کاهش می یابد و احتمال گرایش آنان به اعمال بزه کارانه و مواد اعتیاد آور بسیار بیشتر است.
اوقات فراغت و فعالیتهای جایگزین
آیا در زندگیت برنامه ریزی داری؟ اوقات بیکاری ات را چطور می گذرونی؟ اگر برای زندگیت برای اوقات کاری و اوقات بیکاری ات برنامه نداری، مواظب باش ،چون این خودش یک زنگ خطره. به چیزهایی که علاقه داری فکر کن، استعدادهای خودت رابشناس و سعی کن زندگیت را با چیزهایی که تو را سرگرم می کنه و دوستشون داری، پر کنی. مثلاً عده ای از بچه هابه ورزش روی میارن، عده ای دیگر مطالعه در کتابخانه ها و فرهنگسرا ها را ترجیح میدن، بعضی از جوانان به کارهای هنری مثل تئاتر، موسیقی... می پردازن و یا به کلاسهای مختلف میرن. تو چکار می کنی؟ پرداختن به کوه نوردی، شنا، اردو و مسابقات فرهنگی،ورزشی و مطالعه.. می تونه تو را از خطر اعتیاد حفظ کنه. خیلی خوبه که برای هر روزمان، یک برنامه مشخص داشته باشیم و آن را هما ن روز انجام بدهیم.
علل و عوامل بوجودآورنده اعتیاد
در بسیاری از جوامع کنونی،اعتیاد به اشکال گوناگونی بروز کرده است. تا کنون اعتیاد به مواد مخدر، یکی از مشکلات بزرگ بهداشتی بوده، ولی امروزه اعتیاد به قمار، مسائل جنسی و اینترنت نیز به لیست مشکلات بهداشتی اضافه شده است. بسیاری از عوامل دست به دست یکدیگر داده و فرد را به سمت اعتیاد سوق می دهند. اگر علت اعتیاد را فقر بدانیم، معتادان متمول را نادیده گرفته ایم و اگر بیسوادی را مطرح کنیم قشر معتادان تحصیل کرده را نادیده گرفته ایم. پس نمی توان به تنهایی یک عامل را علت ایجاد اعتیاد دانست. به همین دلیل امروزه اعتقاد بر این است که اعتیاد، معلول مشکلات جسمی، روانی و اجتماعی است. بنابراین به یاد بسپاریم: هیچ کس از اعتیاد در امان نیست.
فشارهای روحی و بیماریهای روانی
ارتباط میان برخی بیماریهای روانی و اعتیاد مشخص شده است. به طور مثال فردی که از بیماری افسردگی شدید رنج می برد یا شخصی که رفتار ضد اجتماعی دارد، در معرض خطر اعتیاد است. عدم توجه به رفع فشارهای عصبی-روحی منجربه انباشته شدن احساس اضطراب ونگرانی دائمی در فرد می شود. با بروز این حالت، زمینه استفاده از مواد اعتیادآور برای فرد به وجود می آید و این یعنی شروع اعتیاد. بنابراین با تشخیص به موقع فشارهای روحی با بیماریهای روانی و درمان آنها می توان از احتمال آلودگی به مواد مخدر به میزان قابل توجهی کاست.
عوامل فردی
اگر همه عوامل به وجود آورنده اعتیاد مهیا باشد، باز در نهایت این خود فرد است که برای مصرف مواد تصمیم می گیرد. پس باید توانایی های فردی را ارتقا بخشید تا شخص بتواند در مواقع خطر، خود را از چنگال اعتیاد دور سازد. در بین عوامل فردی حفاظت کننده می توان از مهارت های زندگی یاد کرد. مهارتهای زندگی طیف وسیعی از توانائیها هستند که مسلح شدن به هر یک از آنها شخص را در مراحل مختلف زندگی یاری خواهد داد تا با قدرت بیشتری در برابر مشکلات مقاومت کند. این مهارتها عبارتند از : مهارت حل مشکل، قدرت تصمیم گیری، توانایی نه گفتن، هنر دوست یابی و ... که اگر امروز این مهارتها را به فرزندان خود نیاموزیم، فردا در غیاب ما، در مقابل اصرار دوستان، قدرت مقاومت نخواهند داشت.
سن بحرانی
چرا برخی از والدین از فرزندانشان در سنین کودکی با دقت بسیار پرستاری می کنند ولی در سنین پر خطر شانزده تا بیست و چهار سالگی آنها را در جامعه، بی دفاع رها کرده و تصور می کنند که آنها رشد کافی یافته و از هر گونه خطری به دورند؟ مشاغل سخت: مشاغل نیازمند به انرژی زیاد، همانند کارهای شبانه، نگهبانی در زمان طولانی و رانندگی بین شهری، بیش از سایر شغلها افراد را در معرض گرایش به مواد مخدر قرار میدهند. شخصیت: بدنبال تربیت خانواده، این شخصیت کودک است که آینده او را می سازد. اگر ترسو، خجالتی، سرخورده یا بدون اعتماد به نفس باشد، احتمال گرایش او به اعتیاد نیز بیشتر خواهد شد. کنجکاوی و کسب لذت دو عامل عمده شروع اعتیاد در جوانان ایرانی است. تحقیقات نشان داده است که جوانها، عموماً برای ارضای حس کنجکاوی خود، لذت جویی، تفریح و تفنن، مصرف مواد اعتیاد آور را تجربه می کنند .
عوامل خانوادگی
خانواده های پر تنش: آمار افراد معتاد در خانواده های پرتنش که همیشه درگیر بحث و دعوا می باشند، بیشتر از سایر خانواده هاست. این خانواده ها باید از میزان تنش موجود بکاهند و آگاهی خود را درباره اعتیاد بیشتر کنند و راههای پیشگیری از اعتیاد را نیز بشناسند. خانواده های بد سرپرست، بی سرپرست و تک سرپرست: در این خانواده ها به خاطر عدم وجود یکی از والدین و یا عدم صلاحیت آنان در تربیت فرزندان، احتمال بروز اعتیاد افزایش می یابد. ارتباط کم رنگ عاطفی: وجود پیوندها و ارتباطات عمیق خانوادگی در پیشگیری از اعتیاد نقش بسزایی دارد و هر قدر این روابط به سردی بگراید ، خطر اعتیاد در محیط خانواده نیز افزایش خواهد یافت. مهارت والدین در تربیت فرزندان: اگروالدین به مهارت های لازم در خصوص تربیت فرزندان خود تسلط نداشته باشند. هر گونه ضعف در تربیت، شکل گیری شخصیت آنان را دچار اختلال ساخته و این احتمال وجود دارد که روزی به مواد اعتیاد آور گرایش یابند. تربیت فرزندان بسیار وابسته، سرخورده، و ... هر کدام عواقب و خطرات بسیاری را به دنبال دارد. وجود فرد معتاد در خانواده: حضور فرد معتاد در خانواده خطر بزرگی محسوب می گردد که تمام اعضا آن را تهدید می کند. وظیفه والدین این خانواده ها بسیار سنگین تر از سایرین است. سهل انگاری در توجه به زنگهای خطر: مصرف سیگار یک زنگ خطر بزرگ برای مصرف مواد مخدر است که در صورت سهل انگاری و عدم برخورد قاطع، زمینه اعتیاد را فراهم می سازد. عدم گفتگو پیرامون اعتیاد در خانواده: برخی خانواده ها برای جلوگیری از تحریک حس کنجکاوی در فرزندان خود، از مطرح نمودن مسائل و ارائه اطلاعات صحیح به آنها خودداری می کنند. اگر شما اطلاعات صحیح را به فرزندان خود ندهید، ممکن است اطلاعات غلط را از دوستان خود کسب کنند. برخی والدین، شنونده خوبی نیستند: این امر باعث می شود تا فرزندان حرفهای خود را به دیگران بزنند
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
افسردگی مشکلی در بین جوانان
افـسردگی اختلالی است که قادر است افکار، خلق و خو، احـساسات، رفـتــار، سلامتی جسمانی و روحی شما را تحـت الشـــعاع قرار دهد. هر انسانی در مقاطع خاصی از زنـدگی خود به افسردگی دچار میگردد. نشانه ها و علایمافسردگی عبارتند از:
* غم و اندوه پایدار، اظطراب، احساس پوچی.* احــساس نا امیدی و بدبینی- احساس گناه، احسـاسبی ارزشی و در ماندگی - احساس تیره بختی.* کاهش سطح انرژی و احساس خستگی.* دشواری در تمرکز، یاد آوری و تصمیم گیری-عدم تواناییدر اندیشیدن.* بی خوابی و یا افزایش میزان خواب.* از دست دادن اشتها و کاهش وزن - یا پر خوری و افزایش وزن.* عدم تمایل به ملاقات با دیگران - یا وحشت از تنها ماندن - حضور یافتن در فعالیتهای اجتماعی دشوار و غیر ممکن میگردد.* احساس بی ارزش بودن و نا عادلانه بودن زندگی- احساس شکست- احساس سربار بودن.* از دست دادن علاقه و میل به فعالیتهای معمولی در زندگی و یا سرگرمیهایی که پیشتر برای فرد لذت بخش بوده اند.* بیقراری و بیتابی - زود رنجی و تحریک پذیری- و یا کند شدن حرکات و واکنشها- بی تفاوتی.* افت اعتماد بنفس - سرزنش مدام خود - نگرانی از گذشته و آینده.* مشکلات جسمانی که معمولا به دارو جواب نمیدهند مانند: خارش بدن - تاری دید -تعریق شدید- خشکی دهان- مشکلات گوارشی (یبوست، اسهال - سوء هاضمه)-سردرد - کمردرد.* افکار صدمه زدن به خود و یا دیگران - افکار خود کشی.
انواع افسردگیــــــــــــــــــــــــــــــــ
1- افسردگی اساسی: این نوع افسردگی اختلال در خلق میباشد که معمولا 2 هفته بطول می انجامد. احساس دلتنگی و حزن مفرط و از دست دادن میل و لذت از فعالیتهای دلپذیرو احساس گناه و بی ارزشی از نشانه های آن میباشد. این نوع افسردگی خطرناک بوده و میتواند به خود کشی منجر گردد.
2- افسردگی مزمن: شدت علایم آن از افسردگی اساسی کمتر بوده اما دوره آن طولانی و ممکن است و 2 الی 5 سال بطول انجامد. علایم آن معمولا ناتوان کننده نمیباشد اما در عملکرد مناسب و احساس خوشایندی فرد تاثیر گذار است.
3- اختلال در سازگاری: هرگاه انسان عزیزی را از دست میدهد، شغلش را از دست داده و یا تغییر میدهد، و یا آگاه میگردد که بیماری لاعلاجی دارد کاملا طبیعی است که احساس استرس، اندوه و خشم میکند. اما در نهایت امر افراد خود را با شرایط پدید آمده وفق میدهند. اما برخی قادر به چنین عملی نمیباشند. هنگامی که واکنش فرد به یک موقعیت و یا حادثه سبب افسردگی در وی میگردد به آن اختلال در سازگاری میگویند.
4- اختلال دو قطبی: به تغییرات غیر قابل پیش بینی خلق از شیدایی تا افسردگی اختلال دو قطبی میگویند. در یک زمان فرد رفتار برونگرایی مفرط، پر حرفی، خود بزرگ بین از خود بروز میدهد و در دوره ای دیگر افسرده میگردد.
5- افسردگی فصلی: این نو ع افسردگی معمولا در زمستان شیوع می یابد. علت آن کاهش تابش نور خورشید است.این افسردگی سبب سردرد، تحریک پذیری و کاهش سطح انرژی میگردد.
علل پدید آمدن افسردگیــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
علل پدید آمدن افسردگی نیز گوناگون میباشد :
* وراثت.* محیط های نا ایمن و خطرناک مانند: آلودگی هوا و آب.* محیطهای آشفته مانند: خشونت در خانه و روابط.* درگذشت همسر، فرزند، والدین و دوستان.* ضربه های روحی شدید در کودکی و یا بزرگسالی.* از دست دادن حمایتهای اجتماعی در پی طلاق، دوری از دوستان، قطع رابطه، از دست دادن شغل.* شرایط ناسالم اجتماعی مانند: فقر، بی خانمانی و خشونت در جامعه.* بیماریهای مزمن مانند سرطان، دیابت و ایدز.* شکست و ناکامیها-تجارب ناخوشایند.* تغییرات هورمونی - اختلال در تعادل انتقال دهنده های عصبی همچون سروتونین.* در اثر مصرف برخی داروها مانند داروهای خواب آور، ضد بارداری و کاهنده فشار خون بالا.* استفاده از الکل، مواد مخدر و دیگر داروها.* تغذیه نامناسب مانند کمبود فولات و ویتامین B1 و یا مصرف زیاد مواد قندی و کافئین دار.* ضعف شخصیت، اعتماد بنفش پایین، بد بینی و هم وابستگیها.* استرس . * الگوی تفکرات منفی.* عدم تحرک بدنی و نداشتن تفریح و سرگرمی.* انزوا و گوشه گیری.
اغلب افراد جامعه جوانان را انسان هایی مضطرب و نگران تصورمیکنند؛یعنی افرادی با نوسانات عاطفی و هیجانات شدید و ناگهانی. جوانان با بسیاریازبرخوردهای جدید و فشارهای روانی خصوصاً در اوج دوران بلوغ روبه رو هستند و به این دلیل بعضی از آنان دچار مشکلات زیادی می گردند .
بیشتر مردم بنا به برداشت های شخصی،نوسانات عاطفی جوانان را جزئی ازتغییرات عادی و بخشی از دوره بلوغ می دانند .
با وجوداینمشخص گردیده که تمامی این نوسانات عاطفی نمی تواند ناشی از رشد و پیشرفت در دوره بلوغ و نوجوانی باشد . در حقیقت برای بسیاری از جوانان نشانه هایی مانند ناخوشایند بودن زندگی ، نارضایتی ، سردرگمی ، تنهایی و انزوا ، احساس بی ارزش بودن و رفتارهای ضد اجتماعی و ... ممکن است و یا می تواند نشانه هایی از افسردگی باشد .
سال ها تصور می شد که کودکان و نوجوانان به افسردگی مبتلا نمی شوند . اما در حال حاضر مشخص و تأکید شده است که جوانان هم مانند دیگر افراد ممکن است به بیماری افسردگی مبتلا گردند .
افسردگی حالتی است که به طور آشکار و مشخص با عواملی مانند : نوع زندگی روزانه ، انواع مشاغل اجتماعی ، عادی بودن زندگی روزمره و خوش و بشاش بودن بستگی دارد . متأسفانه در سی سال گذشته سرعت خودکشی در جوانان سه برابر شده است . از سویی دیگر می توان چنین برداشت نمود که افسردگی جوانان به درمان و برنامه های درمانی به شکل رضایت بخش جواب میدهد . به