لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 52 صفحه
قسمتی از متن .doc :
پیشگفتار:
این تحقیق برای واحد تاریخ سینما (2) دانشکده سینما وتئاتر دانشگاه هنر نوشته شده است. یکی از دغدغه های همیشگی دوستداران سینما مطلع شدن ودنبال کردن راه هایی است که سینما از بدو تولد در نقاط مختلف جهان رفت وتحولاتی است که دچارش شد. یکی از این سرزمین ها که از تاریخ سینمای قابل توجهی برخوردار است کشور هلند است ودر این تحقیق به مطالعه سرگذشت سینما در این سرزمین می پردازیم.
متاسفانه به دلیل عدم پرداخت کافی به این موضوع به خصوص در کشور ما منابع ومواخذ کافی برای پرداختن به این موضوع وجود نداشت وهم چنین به دلیل ضیق وقت امکان بررسی بیشتر در این زمینه میسر نشد. از این جهت در این تحقیق کوتاه نواقص وکمبودهایی وجود دارد.
با توجه به منابع ومرجوعات موجود این تحقیق در چندین بخش تنظیم شده است.بخش اول درباره سرزمین هلند بخش دوم نگاهی به سینمای هلند و بخش سوم نهادها و موسساتی که در این سرزمین در زمینه سینما فعالیت می کنند.
در این تحقیق به منابع مکتوبی مراجعه شده در آخر به آن ها به تفضیل اشاره خواهد شد. عبارات یا واژه هایی که احتمال می رود خواننده با آنها ناآشنا باشد در پاورقی صفحه ها تعریف شده وهمچنین به نقل قول ها وتعاریف به طور جامع پرداخته شده است.
امیدواریم بتوانیم در این چند صفحه کوتاه به طور مناسب به این موضوع پرداخته باشیم و تلاشمان در این باره نتیجه مطلوبی داشته باشد.
شکوفه امین رنجبر
ثناسمیعی اصفهانی
بهار85
مقدمه
سینما از بدو تولد به سرعت در سرزمین های متعدد ومختلفی گسترش یافت وطبق ویژگی ها و خصیصه های این سرزمین ها دچار تحولات وپیشرفت هایی شد که از طرفی مهم واز جهت دیگر جالب و خواندنی هستند.
سینما مانند هر هنری به هر سرزمینی که رفت جزئی از آن شد و یک شخصیت پیدا کرد. اینگونه سینما شد یک سرزمین ، یک ملت.
سینمای هر کشور راه درازی را طی کرده راهی که در آن متولد شده شکل گرفته ،بزرگ شده ،تغییر کرده وروح گرفته است .سینمای کشور هلند هم تاریخ بزرگی دارد.سینمایی که بسیار تحت تاثیر حوادث سیاسی وا جتماعی وعوامل فرهنگی بوده است. سینمایی که مانند دوچشم به تمام تاریخ این سرزمین چشم دوخته و آن را ثبت کرده است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 4
شهید هوشنگ حراتی نام پدر: یوسف تاریخ تولد: 8/4/48 تاریخ شهادت: 2/2/66 محل شهادت:ماووت گلزار شهید: بهشت زینبیه قسمتی از زندگینامه شهید :شهید هوشنگ « حجت» حراتی در تیر ماه سال 1349 در شهرستان رامسر قریه لپاسر در یک خانواده متوسط و مذهبی چشم به جهان گشود وی پس ازگذراندن دوران ابتدایی و راهنمایی وارد دوره دبیرستان گردید شهید حراتی در دوران انقلاب با توجه به اینکه سن کمی داشت. به اسلام و انقلاب علاقه زیادی داشت او در طول شبانه روز هیچوقت از قران و نماز غافل نبود. وی از قاریان قران بود که به صوت شیوه ای خود طنین خانه عطر آگین می کرد شهید حراتی در بسیاری از اوقات کمک حال پدر در امر کشاورزی بود تا خستگی کار را از او بدر آورد و نامبرده چون از دروس مدرسه از استعداد بسیار خوبی برخوردار بود و به بچه های همسایه در درسها کمک می کرد و به آنها قران آموزش می داد و از این کار لذت می برد در بحبوحه جنگ عراق علیه ایران شهید آرام و قرار نداشت و بطور مرتب در پایگاه مقاومت محل خدمت می کرد و شبها درمحل نگهبانی می داد و هیچگاه از این کار خسته نمی شد شهید حراتی دشمن اصلی منافقین کوردل بود وقتی می شنید که منافقین در جایی از کشورمان به انقلاب و بچه های انقلاب ضربه زدند جدا ناراحت می شد و همیشه از خداوند می خواست که منافقین را هدایت کند با شروع جنگ شهید حراتی با توجه به اینکه محل دوران دبیرستان بود و سن کمی داشت ولی همیشه می خواست که در جبهه حضور داشته باشد و این افتخار در چن مرحله نصیب وی گشت، تا اینکه برای بار سوم به جبهه رفت و به ماووت عراق اعزام گشت. در بهار 1366 در ماووت عراق پس از پاتک دشمن نامبرده مفقود گشت و پس از سالها دوری و چشم انتظاری پلاک و استخوان شهید حراتی توسط براران گروه تفحص کشف و به خانواده اش تحویل گردید و پیکر پاکش پس از سالها دوری از وطن در گلزار بهشت زینبیه به خاک سپرده شد. روحش شاد وراهش پر رهرو باد. قسمتی از وصیت نامه شهید:من شهادت در راه خدا را سعادت انسانها می دانم و این درسی است که معلم خون و شهادت و نمونه مجسم آزادی یعنی امام حسین(ع) به ما آموخته است.شهادت از مراتب والای انسان است که از پیامبران و امامان برای ما به ارث گذاشته است، پس باید از این ارث کمال استفاده را ببریم.انانکه نسبت به اسلام و قران و انقلاب بی تفاوتند بیایند و به معراج انسانهای عاشق و خداگونه بنگرند که دنیا برای دنیا پرستان تمام میشود و آخرت برای مومنان و مردان راستین خدا می ماند.
شهید : حسن علیمرادی نام پدر: موسی تاریخ تولد: 24 /١١/1351 تاریخ شهادت: 23/3/1367 محل شهادت : شلمچه گلزار شهید: بهشت زینبیه قسمتی از زندگینامه شهید:بسیجی شهید «حسن علیمرادی» در تاریخ 24/11/51 در خانواده مسلمان وکشاورز در « طالش محله فتوک » دیده به جهان گشود .او ابتدایی را در دبستان «سید مصطفی خمینی »،راهنمایی را در مدرسه «حسن فتوکیان » تحصیل کرد .شش ساله بود که انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) به پیروزی رسید .سالهای نوجوانی او مصادف بود با اوج جنگ تحمیلی وعملیات های مختلف جنگی ،حسن ،همراه با یک گروه زبده رزمی همراه با سپاه (بدر ) ،طالبان وبارزانی به استان کرکوک راق رفت تا در عملیات برون مرزی شرکت کند .هدف عملیات ،زدن دکل های فشار قوی برق ، تخریب پل ها ،ناامن کردن استان کرکوک ،شناسایی پایگاهها ومواضع دشمن (توپخانه ) ،مقر منافقین ،وقطع خطوط انتقال نفت بود .حسن یازده ماه در پایگاه « میثم » مستقر بود وهیچکس از مأموریت او اطلاع نداشت .زبان کردی رابه راحتی صحبت می کرد وبا کردهای شمال عراق به آسانی ارتباط برقرار می کرد .آنها پس از یازده ماه عملیات در داخل خاک عراق به کشور بازگشتند .ولی حسن به کلاس درس نرفت در حالیکه سال دوم نظری بود مجدداً به منظور شرکت در «عملیات بیت المقدس 7 » به جبهه رفت وهمراه همرزمانش به قلب سپاه متجاوز حمله برد تا از اسلام وانقلاب اسلامی حفاظت کند . او در عملیات برون مرزی مورد اصابت مواد شیمیایی قرار گرفته بود واز ناحیه درون آسیب دیده بود .اما هیچ کدام از اینها مانع شد تا او در عملیات «کربلای 5 » در منطقه عملیاتی «شلمچه » شرکت نکند .او همراه با رزمندگان «لشکر 25 کربلا » در منطقه عملیاتی شلمچه شرکت کرد وبه قلب سپاه متجاوز حمله برد ودر تاریخ 23/3/67 در حالی که فقط 16 بهار پشت سر گذاشته بود به دیدار معبود شتافن وپیکرش را در بهشت زینبیه به خاک سپردند . یادش گرامی قسمتی از وصیت نامه شهید:صدام تمام قوانین بین المللی (جنگ ) را زیر پا می گذارد واز مواد شیمیایی استفاده می کند .بیا ای انسان آزاده ،بیا تا ریشه این دیوانه بعثی را از جا برکنیم .این ناحق ،حق گریز را از ریشه بخشکانیم .بیا تا حق را در جهان برقرار سازیم وراه هابیلیان را بر گزینیم واسلام سرسبز وپایدار باقی بماند ونسل آینده ز آن اسفاده کند وباوقار وسرافراز زندگی کند .میدانم زود یا دیر این جهان فانی را وداع می گویم ،پس چه بهتر که مرگ در راه کسی باشد که ما را آفریده است وروح در کالبد ما دمیده وما را اشرف مخلوقات قرار داده است مادر عزیز ،نمی دانم با چه زبانی از تو تشکر کنم که مرا چنین پروراندی تا راهی که حسین (ع) رفت ،بروم .بدان که خداوند اجری عظیم به شما خواهد داد واما پدر عزیز ،زبانم قاصر است که چگونه به فرموده قرآن به شما ،نیکی واحسان کنم وچگونه لط شما را پاسخگو باشم .پس مرا ببخشید وحلالم کنید .برادران عزیز ، وظیفه سنگینی بر دوش شماست اگر قدرت دفاع داری نگذار اسلحه برادرت به زمبن بیفتد وسنگر او خالی شود
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن .doc :
تولد تا مرگ ستارگان
در حدود 75 درصد از ستارگان جزء مجموعه های دوتایی هستند. دوتایی یک جفت ستاره است که دو عضو آن دور یکدیگر در چرخشند. خورشید جزء این ستارگان نیست اما نزدیکترین ستاره به خورشید که پروکسیما سنتوری (قنطورس) نام دارد جزء یک مجموعه چند ستاره ایست که آلفا سنتوری A و آلفا سنتوری B شامل آن می شوند. فاصله خورشید تا پروکسیما بیش از 40 تریلیون کیلومتر معادل 2/4 سال نوریست. ستاره ها در گروههایی به نام کهکشان گرد هم جمع آمده اند. تلسکوپها تا کنون کهکشانهایی را در فاصله 12 بیلیون تا 16 بیلیون سال نوری نشان داده اند. خورشید در کهکشان راه شیری قرار گرفته است و یکی از 100 بیلیون ستاره ایست که در آن می باشد. در جهان بیش از 100 بیلیون کهکشان وجود دارد و تعداد ستاره های هر کدام به طور متوسط 100 بیلیون می باشد. بنابراین بیش از 10 بیلیون تریلیون ستاره در کائنات وجود دارند. اما اگر ما در شبی با آسمان صاف و به دور از نور شهر به آسمان نگاه کنیم، البته بدون کمک تلسکوپ یا دوربین دو چشمی، تنها 3000 ستاره خواهیم دید. ستارگان نیز مانند ما انسانها دوره حیات دارند. آنها متولد می شوند، دورانی را سپری می کنند و در نهایت می میرند. خورشید حدود 6/4 بیلیون سال پیش متولد شد و تا بیش از 5 بیلیون سال دیگر عمر خواهد کرد. سپس شروع به بزرگ شدن می کند تا اینکه به یک غول سرخ تبدیل شود. در اواخر عمر خود، لایه های بیرونی خود را از دست می دهد و هسته باقیمانده که کوتوله سفید خوانده می شود، تدریجا نور خود را از دست خواهد داد تا اینکه به یک کوتوله سیاه تبدیل گردد. ستاره های دیگر به طرق مختلف مراحل عمر خود را سپری خواهند کرد. برخی از آنها مرحله غول سرخ را پشت سر نمی گذارند. به جای آن مستقیما وارد مرحله کوتوله سفید و سپس کوتوله سیاه می شوند. درصد کمی از ستارگان نیز در پایان عمر خود دچار یک انفجار مهیب به نام ابر نواختر می شوند. ستارگان در شب اگر شما شبی به آسمان نگاه کنید متوجه خواهید شد که به نظر می رسد درخشش آنها کم و زیاد می شود و اصطلاحا ستاره ها چشمک می زنند. حرکتی بسیار آهسته نیز در ستارگان آسمان دیده می شود. اگر مکان چندین ستاره را در مدت چند ساعت دقیقا بررسی کنید مشاهده خواهید کرد که همه ستارگان به آرامی به دور یک نقطه کوچک در آسمان در گردشند. چشمک زدن ستارگان و کم و زیاد شدن درخشش آنها به دلیل حرکت جو زمین است. نور ستارگان به صورت پرتوهای مستقیم وارد جو می شوند. حرکت هوا دائما مسیر پرتوهای نور را تغییر می دهد. درخشش ستارگان میزان درخشندگی ستارگانی که نور آنها به ما می رسد به دو عامل بستگی دارد. یک، درخشش واقعی ستاره که در اصل مقدار انرژی نورانیست که از آن متساطع می شود. دو، فاصله ستاره از زمین. یک ستاره نزدیک که کم نور است می تواند بسیار درخشانتر از یک ستاره دور دست اما بسیار درخشان به نظر آید. برای مثال، آلفا سنتوری A بسیار نورانیتر از ستاره ریگل (رجل الجبار) دیده می شود. این در حالیست که آلفا سنتوری A تنها 100.000/1 ریگل انرژی نورانی تولید می کند در عوض فاصله آن از زمین تنها 325/1 فاصله ریگل از زمین است. طلوع و غروب ستارگان وقتی از نیمکره شمالی زمین به آسمان نگاه می کنیم، ستارگان به دور نقطه ای که به آن قطب شمال سماوی می گوئیم بر خلاف جهت عقربه های ساعت در چرخشند. چنانچه در نیمکره جنوبی زمین باشیم و با آسمان نظر اندازیم، ستارگان هم جهت با عقربه های ساعت و به دور نقطه ای که به آن قطب جنوب سماوی می گوئیم، حرکت می کنند. در طی روز، خورشید نیز بر فراز آسمان، همجهت و همسرعت با دیگر ستارگان در گردش است. اما واقعیت این است که حرکتهایی که ما شاهد هستیم بر اثر جابجایی واقعی ستارگان روی نمی دهد، بلکه همه آنها به دلیل حرکت غرب به شرق زمین حول محور خود اینچنین به نظر می آیند. برای ناظری که بر روی زمین ایستاده، زمین ثابت و خورشید و دیگر ستارگان در حال حرکت گردشی به نظر می رسند. اسامی ستارگان اجداد ما شاهد بودند که ستارگان مشخصی بر اساس الگوهایی شبیه به چیزهایی نظیر پیکر انسان، حیوانات و یا اشیاء شناخته شده، در کنار یکدیگر قرار می گیرند. بعضی از این الگوها، که به آنها صور فلکی می گوئیم، یادآور شخصیتهایی اسطوره ای هستند. برای مثال، صورت فلکی اریون (شکارچی) به یاد یک قهرمان اسطوره ای یونانی نامگذاری شده است. امروزه ستاره شناسان از این اسامی باستانی برای نامگذاری علمی ستارگان استفاده می کنند. اتحادیه بین المللی نجوم (IAU)، مجری نامگذاری اجرام سماوی، به طور رسمی 88 صورت فلکی را شناسایی کرده است. این صور همه آسمان ما را پوشانده اند. در بیشتر موارد، برای نامگذاری درخشانترین ستاره در هر صورت فلکی از حرف آلفا (نخستین حرف در الفبای یونانی) در قسمتی از نام علمی آن استفاده می شود. برای نمونه، نام علمی ستاره وگا، درخشانترین ستاره در صورت فلکی لیرا، آلفای لیرا است. حرف بتا به دومین ستاره درخشان در هر صورت فلکی اختصاص دارد و گاما برای سومین ستاره درخشان صور فلکی به کار می رود. به همین شکل در نامگذاری 24 ستاره درخشان در هر صورت فلکی از 24 حرف زبان یونانی استفاده می شود. با تمام شدن 24 حرف، اعداد به کار گرفته می شوند. به دلیل طولانی شدن عدد مربوط به ستارگان کشف شده، IAU از سیستم جدیدی برای نامگذاری ستارگانی که کشف می شوند، استفاده می کند. اغلب اسامی جدید تشکیل شده از حروف اختصاری به همراه گروهی از نشانه ها می باشند. حروف اختصاری، نشانگر نوع ستاره است و اطلاعاتی درباره ستاره بیان می کند. برای مثال، ستاره PSR J1302-6350 یک تپ اختر است، از آنجا که حرف اختصاری PSR در نام آن وجود دارد. اعداد 1302 و 6350 بیانگر موقعیت و مکان این ستاره (بعد و میل آن) در آسمان می باشند. حرف J مبین آن است که مکان ستاره در دستگاه اندازه گیری J2000 اعلام شده است. مشخصات ستارگان هر ستاره دارای پنج مشخصه بارز است. 1) درخشندگی، که ستاره شناسان آن را در واحدی به نام قدر می سنجند. 2) رنگ. 3) دمای سطح. 4) اندازه ستاره. 5) جرم. همه این مشخصات به طور پیچیده ای با هم در ارتباطند. رنگ ستاره بیانگر دمای سطح است و درخشندگی آن به دمای سطح و اندازه وابسته است. جرم ستاره مشخص می کند که ستاره ای با اندازه مشخص چقدر می تواند انرژی تولید کند بنابراین بر دمای سطح تاثیر گذار است. برای اینکه این ارتباطات ساده تر قابل فهم باشند، ستاره شناسان از نموداری به نام هرتزپرانگ-راسل (H-R) استفاده می کنند. این نمودار به یاد ستاره شناس دانمارکی هرتزپرانگ (Hertzsprung) و هنری نوریس راسل (Henry Norris Russell) از ایالات متحده که به طور جداگانه کار می کردند و در سال 1910 آن را ابداع کردند، نامگذاری شد. این نمودار همچنین می تواند به ستاره شناسان در فهم و توضیح چرخه زندگی ستارگان کمک کند. قدر و تابندگی ستاره قدر ستاره یک سیستم شماره گذاری برای تعیین میزان درخشندگی ستارگان است و توسط ستاره شناس یونانی، هیپارکوس، در سال 125 قبل از میلاد ابداع شد. هیپارکوس گروهی از ستارگان را بر اساس میزان درخشندگی آنها که از زمین به چشم می خورد، شماره گذاری کرد. او شماره 1 را به درخشانترین ستارگان اختصاص داد. شماره 2 از آن ستارگان با درخشندگی کمتر از ستارگان قدر 1 شد. و به همین ترتیب به قدر 6 رسید که آنها کم نورترین ستارگان آسمان بودند. امروزه ستاره شناسان به درخشش ستارگان که از زمین رویت می شود، قدر ظاهری می گویند. آنها سیستم هیپارکوس را توسعه دادند تا بتوانند درخشندگی واقعی ستارگان، چیزی که قدر مطلق ستاره نامیده می شود، را نیز با آن بیان کنند. بر اساس دلایل فنی، قدر مطلق یک ستاره برابر است با قدر ظاهری آن، برای ناظری که در فاصله 6/32 سال نوری از ستاره قرار دارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
بررسی علم ژنتیک از تولد تاکنون
علم زیست شناسی، هرچند به صورت توصیفی از قدیمترین علومی بوده که بشر به آن توجه داشته است؛ اما از حدود یک قرن پیش این علم وارد مرحله جدیدی شد که بعدا آن را ژنتیک نامیدهاند و این امر انقلابی در علم زیست شناسی به وجود آورد. در قرن هجدهم، عدهای از پژوهشگران بر آن شدند که نحوه انتقال صفات ارثی را از نسلی به نسل دیگر بررسی کنند ولی به 2 دلیل مهم که یکی عدم انتخاب صفات مناسب و دیگری نداشتن اطلاعات کافی در زمینه ریاضیات بود، به نتیجهای نرسیدند. اولین کسی که توانست قوانین حاکم بر انتقال صفات ارثی را شناسایی کند، کشیشی اتریشی به نام گریگور مندل بود که در سال 1865 این قوانین را که حاصل آزمایشاتش روی گیاه نخود فرنگی بود، ارائه کرد. اما متاسفانه جامعه علمی آن دوران به دیدگاهها و کشفیات او اهمیت چندانی نداد و نتایج کارهای مندل به دست فراموشی سپرده شد. در سال 1900 میلادی کشف مجدد قوانین ارائه شده از سوی مندل، توسط «درویس»، «شرماک» و «کورنز» باعث شد که نظریات او مورد توجه و قبول قرار گرفته و مندل به عنوان پدر علم ژنتیک شناخته شود. در سال 1953با کشف ساختمان جایگاه ژنها (DNA) از سوی جیمز واتسن و فرانسیس کریک، رشتهای جدید در علم زیست شناسی به وجود آمد که زیست شناسی ملکولی نام گرفت.
با حدود گذشت یک قرن از کشفیات مندل در خلال سالهای 1971 و 1973 در رشته زیست شناسی ملکولی و ژنتیک که اولی به بررسی ساختمان و مکانیسم عمل ژنها و دومی به بررسی بیماریهای ژنتیک و پیدا کردن درمانی برای آنها میپرداخت، ادغام شدند و رشتهای به نام «مهندسی ژنتیک» را به وجود آوردند که طی اندک زمانی توانست رشتههای مختلفی اعم از پزشکی، صنعت و کشاورزی را تحت الشعاع خود قرار دهد. پایه اصلی این رشته بر این اصل استوار است که با انتقال ژنی به درون ذخیره ژنی یک ارگانیسم، آن ارگانیسم را وادار می کند - که در شرایط محیطی مناسب برای بیان آن ژن - به دستورات آن ژن که میتواند بروز یک صنعت یا ساختار شدن یک ماده بیوشیمیایی و... باشد، عمل کند. امروزه مهندسی ژنتیک خدمات شایان ذکری را به بشر ارائه کرده که در تصویر دیروز او نمیگنجیده و امری محال محسوب میشد! از برجستهترین خدمات این علم در حال حاضر میتوان موارد زیر را برشمرد: اصلاح نژادی حیوانات و نباتات که باعث بالا رفتن سطح کیفیت و کمیت فرآورده های غذایی استحصال شده از آنان گردیده است. تهیه داروها و هورمون ها با درجه خلوص بالا و صرف هزینه های پایین درمان بیماری های ژنتیکی با ایجاد تغییرات در سلول تخم که از جدیدترین دستاوردهای مهندسی ژنتیک محسوب می شود و بسیار محدود است . پیش بینی محدود بیماری ها در فرزندان آینده یک زوج که از این طریق به زوجهای جوانی که می خواهند با یکدیگر ازدواج کنند. خدمات مشاوره ژنتیک می دهند و آنها را از وضعیت جسمانی فرزندان آینده شان مطلع می سازند. اما اگر بخواهیم دورنمای مهندسی ژنتیک را ترسیم کنیم ، تمامی موارد زیر قابل تصورند: اعضای بدن انسان از قلب گرفته تا چشم و دست و پا به صورت مجزا از طریق مهندسی ژنتیک تولید میشوند و بانکهای اعضای بدن به نیازمندان پیوند عضو، عضو جدید عرضه می کنند و هر فرد می تواند عضوی که دقیقا مشابهت ژنتیکی با خودش را دارد، خریداری کند و از این طریق مشکل دفع پیوند که به دلیل شباهت نداشتن رموز ژنتیکی، فرد دهنده و گیرنده عضو ناشی میشود، مرتفع خواهد شد. در نتیجه آمار مرگ و میر انسان نیز پایین خواهد آمد. تمامی بیماریهای ژنتیکی حتی در دوره جنینی نیز قابل درمان خواهد بود. از جهشهای متوالی عوامل بیماریزا که عامل اصلی فناناپذیر بودنشان است ، جلوگیری به عمل می آید و درصد بالایی از بیماری های شناخته شده ریشه کن خواهد شد. کارتهای شناسایی افراد ژنتیکی خواهد شد که برای هر دو فردی روی کره زمین (بجز 2قلوهای همسان و کلونها) متفاوت خواهد بود و دقیقا هویت هر فرد را تعیین می کنند. مجرمان با گذاشتن کوچکترین اثر بیولوژیکی از خود مثل یک تار مو بسرعت شناسایی خواهند شد. میتوان سرعت رشد موجودات مختلف را افزایش داد که خود این امر مزایای بسیاری را فراهم میآورد که از آن جمله میتوان به پرورش سریع حیواناتی همچون گاو و گوسفند اشاره کرد که میتوانند نیازهای غذایی یک جامعه را تا حد زیادی مرتفع کنند.
به نظر میرسد ژنتیک بخش بسیار عظیمی از آینده را به خود اختصاص خواهد داد و شاید یکه تاز زمان باشد. البته برای این علم جنجال برانگیز پایانی نمیتوان متصور شد. تمامی مواردی که در بالا ذکر شد، از لحاظ نظری امکانپذیر است؛ ولی نیاز به تحقیق، مطالعات و آزمایشات فراوان دارد که بشر بتواند به آنها دست یابد و چون مسلط بودن بر این علم نیاز به پشتوانه قوی علومی همچون بیولوژی سلولی ملکولی، بیوشیمی، فیزیولوژی و آمار و احتمالات دارد، باید زحمات فراوانی برای دستیابی به ویژگیهای این رشته از علم متحمل شد. در آخر ذکر این نکته نیز مهم است که باید قوانین بین المللی سخت و محکمی برای این رشته علمی تبیین کرد تا از انجام آزمایشاتی با نتایج اسفبار که این رشته امکان آن را فراهم می سازد، جلوگیری کرد؛ زیرا آنچه مسلم است این که ژنتیک در حالی که علم بسیار مفیدی برای انسان است ، می تواند در صورت استفاده های غیرمنطقی از آن نسل بشریت را گرفتار عواقب وحشتناکی کند و باعث انقراض او گردد.
ارتباط ژنتیک با سایر علوم
ژنتیک علمی است جدید و تقریبا از اوایل سالهای 1900 میلادی با ظهور علوم سیتولوژی و سیتوژنتیک جنبه علمیتر به خود گرفته است. علم سیتولوژی با ژنتیک قرابت نزدیکی دارد و به کمک این علم میتوان مورفولوژی ، فیزیولوژی و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
آیا ارتباط جنسی در زمان بارداری و تولد فرزند مجاز است؟( پاسخ متخصص به پرسش های شما )
آیا در هنگام حاملگی می توان مقاربت داشت
بسیاری از خانمها در اوّلین مراقبت حاملگی شان این سوال را مطرح می کنند که مقاربت و یا نزدیکی در زمان حاملگی چگونه باید باشد؟ آیا خطری برای جنین ایجاد می کند یا نه؟ البته هر خانمی باید این سوالها را از ماما یا پزشک خود بپرسد ولی بطور کلی، در حاملگیهای بدون مشکل و طبیعی، مقربت خطری ندارد. بطور کلی درزمان بارداری هیچگونه مانعی برای نزدیکی کردن زوج ها وجود ندارد مگر اینکه خانم احساس ناراحتی کند، لکه بینی داشته باشد و یا به هر دلیل دیگری توسط پزشک و یا ماما ازنزدیکی کردن منع شده باشد.
در صورتی که حاملگی طبیعی باشد و خانم احساس راحتی کند، نزدیکی کردن زوج ها می تواند باعث دلبستگی بیشتر پدر و مادر آینده به همدیگر و در آینده، به فرزندشان باشد.
حتی در مواردی که زوج نزدیکی ندارند می توانند از نظر فیزیکی با هم در تماس باشند. ماساژ دادن و نوازش کردن خانم ها در دوران بارداری به آرامش فکری و عضلانی شان کمک می کند بنابر این در نهایت فرزند شادابتری هم خواهند داشت. این کار همچنین باعث می شود که زوج ها پس از تولد فرزندشان هم زودتر به حالت طبیعی زندگی جنسی خود برگردند.
پس از زایمان طبیعی اگر خانم احساس راحتی کند پس از چند روز نزدیکی ممکن است البته این زمان بسته به نوع زایمان و داشتن بخیه یا نداشتن آن متفاوت است. پس از سزارین این دوره ممکن است طولانی تر باشد. سزارین جزو عمل های بزرگ به حساب می آید و فرد باید مراقبتهای بعد از عمل را رعایت کند.
ورزشهایی که عضله های کف لگن را تقویت می کنند می توانند برای پیش، در حین زایمان طبیعی و پس از زایمان بسیار مفید باشند. و باعث می شوند که ماهیچه ها ی واژن در مدت کمتری به حالت طبیعی شان نزدیکتر بشوند.
برخی خانمها در حین بارداری بخصوص سه ماهه اول و تا زمانی پس از زایمان بر اثر تغییرات هورمونی و جسمانی ناشی از بارداری با کاهش میل جنسی روبرو می شوند. تعداد زیادی از خانم ها حس میکنند دیگر به عنوان یک زن برای همسر خود جذاب نیستند. برای برگرداندن میل جنسی خانمها اولین و مهمترین نکته این است که آنها را مجبور به برقراری ارتباط جنسی نکنید که نتیجه عکس دارد. دوم اینکه اگر زوج نزدیکی نمی کنند تماس فیزیکی را قطع نکنند. نوازش کردن و بوسیدن بدن خانم باعث می شود که هورمونهایی که در نهایت باعث میل جنسی می شوند از مغز ترشح بشوند. زوج ها باید با هم در مورد نحوه نگاهداشتن تماس فیزیکی شان در حین بارداری صحبت کنند. اینکه چه کاری را بیشتردوست دارند و چه کاری را کمتر. این کار باعث می شود که زوج به مرور شیوه خاص خودشان راشکل بدهند و از آن در طول زمان لذت ببرند.
با ورود نوزاد به زندگی زوج ها، معمولا رابطه زوجها از حالت دوطرفه بین همسران به حالت رابطه قوی بین مادر و فرزند در میاید و یا اینکه به حالت رابطه مثلثی در میاید که بچه در راس و پدرو مادر در خدمت این نوزاد تازه متولد شده هستند. در هر دو حالت رابطه زوج ها شدیدا تحت شعاع قرار میگیرد. مشارکت در کارهای بچه و خانه راه حل ساده ای برای احیا کردن رابطه زوج ها است. و اینکه آقایان در نظر داشته باشند که مادرنوزاد چند هفته ای بودن کار خیلی راحتی نیست. اکثرا مادرها آنقدر خسته می شوند که حتی اگر میل جنسی هم داشته باشند رمق ندارند که به نزدیکی با شریک جنسی شان بپردازند.
در این شرایط آقایان می تواند احساس ترد شدگی کنند و خود را کنار و کنار تر بکشند تا مسئله ریشه دار شود و یا اینکه با همدلی کردن با همسر خود نهایتا با موفقیت از این مرحله بگذرند. تماس فیزیکی مثل بوسیدن و نوازش کردن برای ابراز علاقه زوج ها بهم نقش مهمی را در این دوران ایفا میکند.
برای زوج هایی که چند سالی از تولد فرزندانشان گذشته ممکن است مسائل دیگری پیش بیاید که مهمترین دلیلش این می تواند باشد که پدر و مادر وقت آزادشان را با فرزندانشان می گذرانند و هرگز فضای خصوصی ندارند تا احساساتشان را با هم در میان بگذارند. این مسئله به مرور باعث می شود که بینشان فاصله بیفتد.
زوج ها در هر مرحله ای از زندگی که هستند باید با هم فضای خصوصی داشته باشند. این کار باعث می شود که مثل یک تیم قوی در مورد زندگی خودشان و تربیت فرزنداتشان عمل کنند. اگر رابطه کلی زوج صمیمی باشد، زندگی جنسی هم به طبع آن همیشه شاداب و پابرجا میماند.
بالا رفتن سن در افرادی که از سلامت عمومی خوبی برخوردارند نباید روی کیفیت رابطه جنسی آن ها اثر منفی داشته باشد. البته باید یادآوری کرد که افراد باید واقع گرا باشند وتوقعات خود را متناسب با شرایط جسمی و سنی خود تنطیم کنند.
خانم ها در دوران یائسگی تغییرات هورمونی را تجربه می کنند که ممکن است منجر به کم شدن میل جنسی و یا خشکی واژن بشود. حالت اول با پیش نوازی و آماده سازی خانمها و در بعضی افراد با هورمون درمانی می تواند تا حد قابل توجهی حل بشود. در مورد خشکی واژن هم استفاده از مواد لغزنده کننده محلول در آب استفاده می تواند خیلی به حل مسئله کمک کند.
در مورد آقایان هم ممکن است میل جنسی و یا نعوظ را به صورتی که در سال های پیش تجربه می کردند نداشته باشند که این لزوما فقط بدلیل افزایش سن نیست.