لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 233
فصل اول:
تعریف و مفاهیم پایه و اصول طراحی هتلها
و روند توسعه آن
1-1 بیتوتهی کوتاه جهان و میهمان سرا
هتل خانه ای برای چند روز است. منزلی که زمانی کوتاه در آن بیتوته می کنیم. آیا هتل آرامش و امنیت خانه را برای ما فراهم می کند؟ آیا حس آشنای خانه را دارد و تمامی حس تعلقی را که در طول سالیان دراز به خانه پیدا کرده ایم، یکجا و بی واسطه به ما عرضه می کند؟
وظیفهی هتل چیز دیگری است و کسی در هتل، خانه را باز نمی یابد. مسلماً هیچ مسافری در طی سفر خویش اقامت در یک منزل را به هتلی در همان شهر ترجیح نمی دهد. خانه مکانی ساکن، اما هتل فضائی سیال و شناور است که حسی از تعلیق را به جای تعلق و احساس گمنامی را به جای آشنائی می نشاند. خانه حکایت ابدیت و هتل آنی و زودگذر است. در نهایت خانه معنای ثبات و هتل اهمیت سفر را باز می نمایاند.
هتل پیش از اینکه هتل باشد یک عنصر شهری است و هیچ شهری بدون داشتن دست کم یک هتل یا حتی یک مسافرخانهی بسیار کوچک هم که شده کامل نیست. از این زاویه هتل یک نماد شهری بوده و یا می تواند باشد و بایستی به عنوان سمبلی از هویت شهر عمل کند.
از آنجایی که هتل تنها بنایی از شهر است که مسافرین غریبه حق استفاده و بهره برداری از آن را به طور رسمی دارند، قادر است هویت جمعی شهر را در یک جا گرد آورده و آن را عرضه کند. از طرفی هتل با واژه سفر همراه است. مسافری که به شهر می آید یا از آن گذر می کند نیاز به محلی برای اقامت خویش دارد. هتل باید قابلیت این را داشته باشد که مسافر را در خود بپذیرد. اتاقهای خالی هتل در انتظار میهمان هایی هستند که چون سایه می آیند و می روند. هتل نه مقصد است و نه مبدا، نه آغاز و نه پایان که یک وقفه زمانی و مکانی در طول مسیر سفر است. ورود، خروج و تمام مشخصات فردی مسافر ثبت می شود اما وی همچنان ناشناس باقی می ماند. برخلاف انتظار، این گمنامی دلپذیر است. این جا فضای برخورد نیست. خلائی در گذر زمان است که ما را در افکار و اندیشه های خویش رها می سازد. به داستان یا خوابی می ماند که در آن زمان فشرده شده و مسیری دراز را در زمانی کوتاه سپری می کنیم.
مسافرت در دنیای امروز به عنوان یکی از منابع بزرگ تجارت بین المللی محسوب می شود که نقش مهم و ارزنده ای در اقتصاد کشورها دارد. از طرفی مسافرت تنها یک نیروی اقتصادی قدرتمند نیست بلکه عوامل دیگری نیز می توانند در تقویت و تحکیم آن موثر باشند. مسافرت فعالیتی دو طرفه است که ضمن حفاظت از تاریخ و فرهنگ قدرت تخریب طبیعت را هم به همراه دارد.
هتل به عنوان نماد فیزیکی و معمارانه سفر، می تواند با طرح و برنامه ریزی درست، به رشد کیفی این مقوله کمک شایان توجهی کند. با توجه به اهمیتی که امروزه محیط زیست پیدا کرده است رعایت ابعاد زیست محیطی و پایداری در هتل ها امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.
امروزه طراحی هتل ها غالباً از دست معماران خارج شده است. نه اینکه معماران آن را طراحی نمی کنند بلکه خواسته های کارفرما و ذهنیت کاذبی که از هتل ایجاد شده به شدت تعیین کننده است. این شدت را بخصوص در مناطق توریستی به عینه می توان مشاهده کرد. اصولاً این خاصیت مناطق توریستی است که خوراک بصری کوتاه مدتی را برای جلب توجه مسافران تولید می کنند که حاصل امر کاریکاتورهای مسخ شده از سبکهای مختلف معماری است که درهم ادغام شده و در پوسته های ظاهری بنا خودنمائی می کنند. در واقع طراحی هتل های امروزه به تزئین پوسته ها تقلیل پیدا کرده است.
از هتل در دسته بندی کاربری های شهری به عنوان یک فضای عمومی یاد کرده اند حال آن که بیشتر یک فضای خصوصی است. گوشه و کنار هتل سرشار از فضاهای مکث و شخصی است. هیچ نگاه آشنا یا بیگانه ای سنگینی نمی کند. می توان ساعت ها در لابی هتل لم داد و در افکار و تخیلات خویش غوطه ور شد. دیگران سایه هایی بیش نیستند که شبح وار بدون اینکه دیده شوند می گذرند. هتل بیشتر یک فضای ذهنی است تا اینکه عینی باشد. خاطرات آن هم خاطراتی ذهنی هستند. ممکن است هیچ اتفاق خاصی نیافتد حتی دریغ از یک سلام آشنا اما اقامت در هتل خاطره انگیز است.
بسیاری از هتل های امروزی این ویژگی ها را با امکانات رفاهی بالا تامین می کنند. گرچه این امکانات لازمه یک هتل خوب است اما آن فضای غنی و سرشار ذهنی تنها از عهده قدرت مکان برمی آید که وظیفه معماران است.
حال این سؤال مطرح می شود که چگونه آن فضای رویایی و اسرارآمیز که قابلیت ارتباط بی واسطه با فضا و زمان را داراست خلق می شود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 5
تعریف نظام فنی و اجرایی کشور:
مجموعه اصول، فرآیندها و اسناد مربوط به مدیریت، پدیدآوری و بهرهبرداری طرحها و پروژههای سرمایهگذاری است
ماده 31 قانون برنامه چهارم با عنوان رشد اقتصادی دانایی محور مطرح شده ،با هدف کارآمدی طرح های سرمایه گذاری با توجه به هزینه ،زمان وکیفیت مطرح گردیده است.لذا مطالب زیر قابل دقت وتوجه می باشد:
نظام فنی اجرایی کشور یکی از زیر بنا های رشد اقتصادی دانایی محور میباشد.
مدیریت امور فنی کشور نیاز به یک نظام هدفمند،یکپارچه،سیستمی وفرایندی دارد.
توجه به محیط فعالیت وعوامل ذینفع این محیط از ضروریات دستیابی به اهداف فصل اول قانون برنامه چهارم میباشد.
بنا بر موارد فوق می توان گفت :
نظام فنی و اجرایی کشور مجموعه ای از سیستم همبسته بارویکرد ایجاد یکپارچگی سیاستگذاری و طراحی فرایندهای همسو درجهت تحقق اهداف برنامه های توسعه ای کشور که همانا بهره برداری بهینه از منابع، ایجاد
سیستم و ارائه ضوابط موردنیاز هر یک از مراحل چرخه عمر طرح های سرمایه گذاری با توجه به تنوع آن ها است.
معرفی برنامه عملیاتی کردن نظام
شناسایی فعالیت ها بر اساس الزامات مربوط به هریک از سامانه ها
تعیین نوع فعالیت الف – ب –ج بر حسب میزان مداخله سازمان برای انجام فعالیت
تعیین عوامل اصلی و همکار انجام دهنده فعالیت ها
طراحی سازمان اجرایی بر حسب نوع فعالیت
تعیین چشم انداز زمانی انجام فعالیت ها
تعیین اولویت بندی و روابط بین فعالیت ها
برآورد هزینه
رویکرد فرآیندی:
حصول نتیجه مطلوب از طریق مدیریت فرآیندها
یادآوری : نتیجه مطلوب هنگامی حاصل میشود که فعالیتها و منابع مرتبط با آنها به صورت یک فرآیند مدیریت شوند
رویکرد سیستمی:
شناسایی، درک و مدیریت فرآیندهای مرتبط با هم به عنوان یک سامانه.
یادآوری : شناسایی، درک و مدیریت فرآیندهای مرتبط با هم به عنوان یک سامانه به اثربخشی و کارآیی طرحها و پروژههای سرمایهگذاری در دستیابی به اهداف آن کمک میکند.
رویکرد نتیجهگرا:
جهتگیری لازم در سیاستها، خطمشیهای تدوین اسناد و مدیریت در نظام فنی و اجرایی کشور معطوف به دستیابی به نتیجه و تحقق اهداف برنامهریزی شده طرحها و پروژههای سرمایهگذاری
ماتریس مسوولیتها:
ساختاری است که برای حصول اطمینان از تعیین مسوول مشخص برای هر یک از مولفههای محدوده کار، ساختار اجزای سازمان پروژه را به ساختار اجزای کار ارتباط میدهد.
نظام فنی و اجرایی شامل:
1- سامانه مدیریت (شامل اصول و الزامات مربوط)
2- سامانه پدیدآوری (شامل اصول و الزامات مربوط)
3- سامانه اسناد (شامل اصول و الزامات مربوط)
4-ممیزی نظام فنی اجرایی کشور
ماموریت
نظام فنی و اجرایی کشور با هدف افزایش کارآمدی و اثربخشی طرح ها و پروژه های سرمایه گذاری با رویکرد نتیجه گرا و دستیابی به سیستم کنترل کیفیت ،هزینه وزمان متناسب با شرایط اقتصادی و اجتماعی و اقلیمی کشور اجرای طرحهای سرمایه گذاری را نظم می بخشد.
سامانه مدیریت
تعریف : مفهوم مدیریت، مجموعه فعالیتهای هماهنگ شده برای برنامهریزی، سازماندهی، راهبری، هدایت و کنترل است که به عنوان یکی از سامانههای نظام، ملاک عمل قرار میگیرد.
سابقه نظام فنی و اجرایی
ماده 3 آیین نامه استانداردهای اجرایی طرح های عمرانی مصوب 30 تیر ماه 1352 هیأت وزیران منظور از تعیین استانداردهای اجرایی طرح های عمرانی را ایجاد یک نظام فنی و اجرایی برای این طرح ها معرفی می کند بدین ترتیب سابقه واژگان «نظام فنی و اجرایی» به سال 1352 برمی گردد.
برای اولین بار در سال 1365 مجموعه تحت عنوان اصول نظام فنی و اجرایی در معاونت امور فنی، تدوین و به دولت ارائه شود که به صورت تصویب نامه شماره 7250/ت166 مورخ 17/03/1367 ابلاغ گردید.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
مقدمه
شناخت مکاتب فلسفی وآرای تربیتی از مهمترین مسائلی است که هرمربی،معلم واهل علم ودانش، باید به خوبی ازآنهاآگاه باشند. هدف از این مقاله آمیختن فلسفه با تجارب زندگی وبویژه مسائل تربیتی است. درابتدا تعریف مختصری از فلسفه وسپس مکاتب فلسفی به اختصار توضیح داده شده است. ودرادامه بیشتر به مسائل فلسفه تربیتی ویادگیری که پایه واساس در آموزش وپرورش می باشد ارائه گردیده است.
تعریف فلسفه
فلسفه، تلاشی است برای وحدت دادن به حیات، وزندگی را درکل نگرسیتن.
تعریف فوق بوسیله تعدادی از فیلسوفان والبته نه همه آنها مطرح شده است. به عنوان مثال پیازه فلسفه را به شرح زیر تعریف نموده است.
‹‹ فلسفه به بررسی همزمان بسیاری از نمایه های واقعیت می پردازد تا تصویری کلی از جایگاه انسان درجهان ودرک مقصد زندگی ارائه دهد. درک واقعیت ها به روش های گوناگونی امکان پذیر می باشد ومهمترین رهیافت، تفکر منطقی است. فیلسوف نمایه های متنوعی از واقعیت مشاهده می نماید. آنها را ارزیابی می کند وبعد از تفکری دقیق وسیری عقلانی به موقعیتی فلسفی از جوهره واقعیت طبیعت انسان دست می یابد. روش ورهیافت ضمن کلی بودن، ذهنی می باشد.
کلمه فلسفه از دو کلمه یونانی Philia به معنای دوست داشتن وSophia به معنای خرد، حاصل آمده که به معنای دوستدار خِرد است.
بی شک تفاوت اساسی میان خرد وعلم وجود دارد. خرد راه وروش منطقی وانتقادی فکر کردن است. خردمند کسی است که از قوه قضاوت صحیح برخوردار است ودراظهار نظر دلایل لازم وکافی ارئه می دهد. خردمندانی را می توان یافت که از دانش بسیار بهره ندارند. عشق به خرد جنبه عاطفی وعقلانی راپیوند می زند وفیلسوف از این ویژگی برخوردار است. فیلسوف برای شناخت جهان، هستی: انسان وارزش ها، تلاش می نماید ودربرخورد با هر مسأله ای دردمند می شود وتا شناخت آن؛ سراز پای نمی شناسد.
مقوله های فلسفی
متا فیزیک یا هستی نفاسی
پرسش: چه چیز واقعی است ؟ علت وجودی آموزش وپرورش چیست؟
معرفت شناسی
پرسش: چه چیز حقیقی است؟ آیا می توان انسان را آموزش وتعلیم داد؟
ارزش شناسی
1- زیبایی شناسی
پرسش: چه چیز زیباست؟ آیا آموختن وآموزش امری زیبا ومحبوب است؟
2- اخلاق
پرسش: چه چیز درست است؟ آیا عملکرد انسان نشان دهنده آموزش پذیر بودن آن است؟
سوألات متافیزیک عقلانی ونظری هستندوبیشترجنبه تئوری دارندتا ماهیت ‹‹ عملی ››. پرسش های معرفت شناسی که با این سوأل آغاز می شود ‹‹ چگونه می دانیم؟ ›› جنبه تحلیلی داشته وروش دستیابی به پاسخ های متافیزیک وارزش شناسی درهردو زمینه زیبائی شناسی واخلاق، دستوری هستند. آنها قوانینی برپا دارند که براساس آن قضاوت صورت می گیرد.
ارزش شناسی، پرسش هایی درحیطه درستی ونادرستی، زیبایی ونازیبایی مطرح می کند. سوالات مطرح شده درهر سه مقوله به یکدیگر وابسته اند .
مکاتب فلسفی
مکتب های عمده فلسفی به شرح زیر است:
ایده الیسم، رئالیسم، تامیسم جدید( نئوتامیسم) ، پراگماتیسم و اگزیستانیالیسم.
پنج مکتب فلسفی که برگزیده شده است.
نمایندگان مکتب های قدیم وجدید بوده، تجربی وعقلانی می باشند. فلسفه ایده آلیسم انتخاب شده، زیرا یکی از مکتب های کلاسیک ودر عین حال عقلانی (ذهنی) است . رئالیسم برگزیده شده، زیرا این مکتب بیانگر فلسفه ی کهن، کلاسیک واز سوی دیگر نشانگر دیدگاه های علمی وتجربی است . نئوتامیسم، انتخاب شده، زیرا گویای ترکیبی از مقولات تجربی، عقلانی، عقلانی ومعنوی است . پراگماتیسم نشانگر مکتب فلسفی مدرنی است که به سوی تجربه به خصوص علم انسانی درحرکت است. درحالی که اگزیستانسیالیسم مکتبی جدید با جهت گیری به سوی عقل آگاهی وعواطف است .
فلسفه تعلیم وتربیت
سه نوع رابطه بین فلسفه وتعلیم وتربیت می توان بیان کرد.
1- فلسفه، تعلیم وتربیت دو موضوع مجزا ومستقل تلقی شده وارتباط بین این دو رشته بدین صورت
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
تعریف هویت جنسی
هویت جنسی به معنای احساسی است که یک فرد، چه مذکر و چه مونث از نظر جنسی دارد، یعنی این احساس از 4-3 سالگی به ظهور می رسد، این احساس همراه با GENDER ROLE BEHAVIOR نقش رفتار جنسیتی به مجموعه حالاتی، از رفتار هر دختر و پسری اطلاق می شود که برحسب فرهنگ محیط پیرامونی شخصی خود، خود را زن یا مرد می داند، در سن بحرانی بلوغ از یکسو، نیروی بدنی و ساختمان عضلانی و استخوانی دختر و پسر رشد فوق العاده کرده و از سوی دیگر قوای عقلانی هنوز به مرحله کمال نرسیده اند، در همین ایام هورمون های جنسی، ترشح می شوند و برای مهار خواسته های جنسی اگر از قبل پیش بینی لازم نشده باشد مشکلات بسیاری پدید می آید.در مکاتب الهی هر نوع انحراف و فساد اخلاقی و هر نوع رابطه نامشروع بین دو همجنس که برخلاف قانون طبیعت صورت می گیرد با کمال شدت ممنوع شده چرا که ابتلابه چنین بیماریی پتک سنگینی بر روح هر فرد و هر جامعه ای خواهد بود اما همین ادبیات الهی قادر است که با مساعدت پزشکان و اراده و سعی راسخ خود افراد و با تمسک به ادعیه الهی، هر 3 باهم بر این ضعف و مشکل فائق بیاید.
اختلالات هویت جنسی
اطلاعات زیادی در مورد شیوع اختلالات هویت جنسی در بین کودکان، نوجوانان و بزرگسالان در دست نیست. بیشتر برآوردها براساس شمار افرادی است که خواستار جراحی برای تغییر جنسیت هستند. براساس این تخمینها، بهنظر میرسد که تعداد مبتلایان به اینگونه اختلالات در جنس مذکر بیشتر است. افزون بر نقش غیرقابل انکار هورمونهای جنسی مردانه و زنانه، عوامل روانشناختی اجتماعی نیز هویت جنسی کودک را شکل میدهند. بهگونهای که در عمل، هویت جنسی از تعامل مزاج کودک و نگرشهای والدین پدید میآید. برای مثال، از پسرها انتظار رفتارهای دخترانه (مثل عروسکبازی یا ایفای نقش مادرانه) نمیرود و نیز از دخترها رفتارهای پسرانه (مانند جنگ و گریز یا بازی دزد و پلیس) پذیرفتنی نیست. این نقشهای پسرانه و دخترانه آموخته میشوند. با وجود این، برخی پسرها سرشت ظریف و حساسی دارند و برخی دخترها پرخاشگر و ستیزهجو هستند. فروید مشکلات هویت جنسی را ناشی از تعارضات کودک در مثلث اودیپی میداند و معتقد است تداخل هر چیزی با محبت کودک نسبت به والدِ با جنس مخالف و هماهنگسازی با والد همجنس بر پیدایش هویت جنسی طبیعی اثر میگذارد. کیفیت روابط مادرـکودک در نخستین سالهای زندگی در برقراری هویت جنسی اهمیت فوقالعادهای دارد. مادرها، بهطور طبیعی، آگاهی کودکان خود را از هویت جنسیشان تقویت و تسهیل میکنند و سبب میشوند که آنها به جنسیت خود افتخار کنند. مادر خشن و بیارزشکننده میتواند در رشد هویت جنسی کودک اختلال ایجاد کند. برخی کودکان با این پیام روبهرو میشوند که اگر هویت جنسی مقابل را داشتند، از ارزش بیشتری برخوردار بودند. بهویژه کودکان طردشده و آزاردیده براساس چنین باورهایی رفتار میکنند. گاه نیز اختلالات هویت جنسی براثر مرگ مادر، غیبت طولانی یا افسردگی او ایجاد میشود. در چنین حالاتی ممکن است یک پسربچه از طریق همانندسازی کامل با مادر واکنش نشان دهد؛ یعنی برای جایگزینی، با روش خود تبدیل به مادر شود. نقش پدر هم در سالهای نخستین زندگی مهم است و حضور او بهطور طبیعی به فرایند جداییـ فردگرایی کمک میکند. بدون وجود پدر، ممکن است مادر و کودک کاملاً نزدیک باقی بمانند. پدر، بهطور طبیعی، برای دختربچه نخستین نمونة شیء محبوب (love object) آینده است، ولی برای پسربچه الگوی همانندسازی مردانه است. در موارد شدید اختلال هویت جنسی در کودکان، پسرها از هر دختری دخترانهتر و دخترها از هر پسری مردانهترند. اما بهطورکلی در طیف اختلال هویت جنسی، نمیتوان مرز مشخصی بین کودکان دچار این اختلال و دیگر کودکان قائل شد. دختران دچار این اختلال معمولاً همنشینان پسر را ترجیح میدهند و دلبستگی فراوانی به ورزشها و بازیهای خشن پسرانه دارند. این دخترها علاقهای به عروسک یا مامانبازی ندارند (مگر اینکه نقش پدر یا فرد مذکر دیگری را ایفا کنند)، همچنین علاقهای به داشتن پستان و عادتماهیانه شدن نشان نمیدهند و تأکید دارند که وقتی بزرگ شدند «مرد خواهند شد.اشتغال ذهنی پسران دچار این اختلال معمولاً فعالیتهای قالبی زنانه است و ممکن است ترجیح دهند که لباس دخترانه یا زنانه بپوشند. این پسرها میل شدیدی به شرکت در بازیها و سرگرمیهای دخترانه از خود نشان میدهند. اسباببازیهای موردعلاقة آنها اغلب عروسکهای مؤنث است و معمولاً همبازیهایشان را از بین دخترها برمیگزینند. این پسرها در خانهبازی نقش دختر را بازی میکنند. ادا و اطوار و اعمال و رفتار آنها اغلب زنانه تلقی میشود. آنان معمولاً در بین پسران همسالشان اذیت و آزار میبینند یا حتی از جمع آنها طرد میشوند. ولی دخترها پیش از سن بلوغ بهندرت با چنین مشکلاتی مواجه میشوند. پسران مبتلا به این اختلال ممکن است ادعا کنند که وقتی بزرگ شدند «تبدیل به زن خواهند شد، یک زن واقعی». برخی کودکان، بهدلیل تمسخر بچهها یا فشار مدرسه برای پوشیدن لباسهای قالبی جنس تعیین شدة آنها، از رفتن به مدرسه خودداری میکنند. نکتة مهم آن است که بیشتر کودکان مبتلا آشفتگی ناشی از این اختلال را انکار میکنند، مگر اینکه این وضعیت آنها را در تعارض با خانواده یا همسالانشان قرار دهد.
آیا اختلال هویت جنسی درمانپذیر است؟
پیشآگهی اختلال هویت جنسی به سن آغاز آن و شدت نشانهها بستگی دارد. این اختلال در پسربچهها پیش از سن چهار سالگی آغاز میشود و تعارض با همسالان در اوایل ورود به مدرسه، یعنی حدود هفت یا هشت سالگی روی میدهد. ادا و اطوار بسیار دخترانة آنها ممکن است با بالا رفتن سن کاهش یابد، بهویژه اگر چنین رفتارهایی واکنش اطرافیان را برانگیزد.ممکن است
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
تعریف عرف و عناصر آن در قانون و فقه
الف) تعریف عرف و عناصر آن در قانون در مقدمه کتاب هاى حقوقى، «عرف و عادت» را یکى از منابع حقوق شمرده اند و ماده 3 قانون آیین دادرسى مدنى تصریح مى کند:
چنان که قانون، کامل یا صریح نبوده و یا در قضیه مطروحه اصلاً قانونى وجود نداشته باشد، دادگاه ها باید موافق روح و مفاد قوانین موضوعه کشورى و «عرف و عادت مسلّم» آن قضیه را حلّ و فصل نمایند.
با وجود این، قانون تعریفى از عرف عرضه نمى کند. لیکن علماى حقوق در نوشته هاى خود، عرف را تعریف نموده اند که به برخى از آن ها اشاره مى کنیم:
عرف در لغت به معناى معرفت و شناسایى است، و پس از آن به معناى چیزى که در ذهن شناخته شده و مأنوس و مقبول خردمندان به کار رفته است.(24)
برخى دیگر از نویسندگان آثار حقوقى معتقدند :
عرف قاعده اى است که به تدریج و خود به خود در میان همه مردم یا گروهى از آنان به عنوان قاعده اى الزام آور مرسوم شده است.(25)
با توجّه به تعریف هاى یادشده که برخى از آن ها خالى از اشکال نیست،(26) مى توان ارکان و عناصر عرف را چنین بیان کرد:
1 - عنصر مادى: براى ایجاد عرف لازم است که عادتى در نتیجه تکرار و به مدّت طولانى بین همه مردم یا گروهى از آنان رایج و مرسوم شده باشد.
2 - عنصر روانى: عادتى مى تواند عرف تلقّى شود که افراد به آن انس شدید گرفته باشند و به اعتقاد کسانى که آن را رعایت مى کنند، الزام آور باشد.
لازم به یادآورى است که در قانون مدنى ایران و به تبع آن در کتاب ها و آثار حقوقى، غالباً عرف و عادت با هم به کار برده شده است، و به نظر مى رسد که این دو را مترادف دانسته اند.(27) بنابراین، از نظر قانون، صرف عادتى که با تکرار بین مردم رایج و مرسوم شده و الزام آور شود، «عرف» و یا «عرف و عادت» نامیده مى شود، و لزوماً ملاک پذیرش و الزام آور بودن آن، مقبولیّت از سوى خردمندان و موافق عقل و ذوق سلیم نمى باشد.
ب ) تعریف عرف و ارکان آن در حقوق اسلامى (فقه) دانش مندان اسلامى براى عرف تعریف هاى گوناگون و مختلفى ارائه نموده اند که به اختصار برخى از آن ها را از نظر مى گذرانیم.
ابوحامد محمّد غزالى در تعریف عرف چنین آورده است:
عادت و عرف آن روشى است که به کمک عقل در نفوس رسوخ یافته و طبایع سالم آن را مورد پذیرش قرار دادند.(28)
برخى دیگر از دانش مندان اسلامى، مانند ابوحامد محمد غزالى، گواهى عقول و پذیرش طبایع سلیم را - که از امور ثابت اند - در تعریف عرف اخذ نموده اند. لازمه این تعریف ها این است که عرف نیز امر ثابت و واحدى در هر زمان و مکان باشد؛ پس تعریف عرف با لحاظ عقل و ذوق سلیم و مانند آن جامع و مانع نیست.(29)
عده اى از اندیش مندان اسلامى تعریف جامع ترى از عرف ارائه نموده اند؛ مثلاً استاد شیخ محمد رضا مظفر مى گوید: «عرف یا سیره در اصطلاح عبارت است از استمرار بناى عملى مردم بر انجام یا ترک یک فعل.»(30) در این تعریف عقل سلیم و پذیرش خردمندان تأثیرى در تحقق عرف ندارد. لازم به یادآورى است که در فقه اسلامى «عرف» و «عادت» و «سیره» به یک معنا به کار رفته، همان گونه که در کلام برخى از اندیش مندان، مانند ابوحامد غزالى و استاد شیخ محمد رضا مظفر، تصریح شده است. البته برخى گفته اند که عرف، نوعى از عادت است و عادت معنایى است داراى عنصر تکرار و بدون رابطه تلازم عقلى، که طرح آن در این جا لازم نیست. ضمناً در فقه و اصول، عرف و سیره بیش از عادت به کار برده شده است. به نظر اندیش مندان فقه اسلامى عناصر عرف عبارت اند از:
الف) عمل معین؛
ب ) تکرار آن عمل از سوى همه مردم یا بیش تر آنان؛
ج ) ارادى بودن آن عمل نه غریزى بودن آن (31).
بنابراین، عرف و یا سیره به معناى اعم از دیدگاه فقه (حقوق اسلامى) عبارت است از: روشى که همه مردم یا گروهى از آنان، در نتیجه تکرار بدان خو گرفته اند و آن را عادت و شیوه خود ساخته باشند.
در نتیجه مى توان گفت بین تعریف عرف از نظر قانون و حقوق دانان، و تعریفى که برخى از اندیش مندان اسلامى از عرف نموده اند، هماهنگى و نزدیکى وجود دارد.
نقش عرف، فرهنگ، آداب و رسوم در قانونگذارى حکومت دینى تا چه اندازه است؟آشنایى با نقش «عرف» در فقه و حقوق اسلامى و در قانونگذارى حکومت دینى، نیاز به تعریف عرف، آگاهى از اقسام آن، معیار و ملاک اعتبار و حدود و شرایط آن دارد.تعریف عرف:براى «عرف» معانى و تعاریف مختلفى ارائه شده است. یکى از آنها عبارت است از: «ما تعارفه الناس و ساروا علیه من قولٍ او فعل او ترک و یسمى العادة»؛ ر.ک: منصورى، خلیل رضا، دراسة موضوعیة حول نظریةالعرف و دورها فى عملیةالاستنباط، ص 51. یعنى، «عرف» چیزى است که مردم آن را متعارف نموده و بر اساس آن سیر کردهاند؛ چه از سنخ گفتار باشد یا کردار، انجام عمل باشد یا ترک آن و آن را «عادت» نیز نامیدهاند.البته بین عادت و عرف، تفاوت هایى نیز وجود دارد که در این مختصر مجال ذکر آن نیست. ر.ک: همان، ص 52 - 54، نیز: محمدى، ابوالحسن، مبانى استنباط حقوق اسلامى