لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
اقتصاد کلان کینزین
اعتقاد اصلی کینزین این بودکه ذاتاً اقتصادهای بازار بی ثبات هستند توجه کینزین به نفوذ روحهای حیوانی در سرمایهگذاری به گرایش تصمیم گیران خصوصی بر می گردد که خوش بینی زیادی را به همراه دارند و در سرمایه گذاری و تولید توسعه هایی را ایجاد می کنند.
بسیاری از نظریه پردازان چرخه تجارت معتقدند که این موضوع ناشی از فطرت و ذات ماهیت بشری می باشد که البته هرچه پیشرفت بالاتر باشد، سقوط نیز عمیق تر خواهد بود. کارخانه هایی که تولید بیش از حد داشته و توسعه یافته اند در طول تغییرات شدید جهت گروهبندی مجدد، طرح فهرست اموال و غیره پیش از آنکه آمادگی ادامه این نوسان شدید داشته باشند، به زمان کافی نیاز دارند که بیش از حد توسعه یافته و خرج نموده اند در طول نوسان شدید گروه بندی مجدد کرده اند و صاحبان فعالیت ها احتمالاً دیون خود را پیش از آنکه عرابة هزینه نمودن خوش بینانه را دوباره خواستار شوند، پرداخت نموده اند.
در فصل 9، بخشی را پیرامون شباهت ثبات سازی اقتصاد کلان بهمراه گراف از چرخه تجارت، آغاز نمودیم که نشان دهنده عدم ثبات در CTDP در طول زمان می باشد. شکل مذکور بعنوان شکل (a)26/12 تکرار شده است. در حال حاضر می توان مشاهده کرد که این موضوع به مدلی که توسعه داده ایم شباهت بسیاری دارد. چرخه های تجارت را می توان بعنوان یک اصل ایجاد شده بواسطه منحنی ADE مشاهده نمود که بصورت همیشگی در حال حرکت می باشد که در اطراف و خارج می تواند به عنوان سرمایه گذار و مصرفکننده مورد اطمینان در رشد و افول نوسانات مطرح باشد.
همانگونه که در شکل (b)26/12 رئوس بواسطه نقطه A و قاعده ها بواسطه نقطه B در هردو گراف نشان داده شده اند. در این میان سطح CTDP در حال نوسان می باشد اما در وضعیت اشتغال کامل نمیایستد. اگر جهان به این روش کار نماید، دولت به کاهش رئوس و افزایش تقاضا در قاعدهها عمل می کند و در نتیجه منحنی ADE ثابت تر مانده که بواسطه تقابل نوسانات در تقاضای مستقل خصوصی می باشد.
شکل 26/12 چرخه های تجارت
اگر کارخانه ها و صاحبان فعالیت ها به موضوعات متغیر اعتماد و دقت، مغرور باشند علم اقتصاد بمنظور نوسان میان رئوس (نقطه A) و قاعده ها (نقطه B) گرایش اصولی خواهد داشت.
این رویکرد چرخه های تجارت همیشگی، دیدگاه جهانی متفاوت اصولی می باشد که به آن تأکید زیادی نمیکنیم که البته می تواند از آن دسته چرخه هایی باشند که کاهش علم اقتصادی را در معادله اشتغال کامل فرض می کند. کینز به این باور که پدیده اقتصاد کلان می تواند از طریق فرض رفتار منطقی و خوش بینانه از سوی افراد تشریح شود که با قیاس نمونه های بازارهای فردی در اقتصاد کلان صورت میگیرد، معتقد نمیباشد.
وی به عوامل مهم اقتصاد کلان، از جمله موجهای مقیاس خوش بینانه و بدبینانه، یا روش C در بازار حوادث بتواند بازارهای دیگر واقع شود و تنها در سطح تا اندازه ای فردی توصیف شوند، معتقد بود. فرضیه وی در زمینه روحهای حیوانی پیشنهاد می کند که می بایستی تا حدودی بخواهیم پدیده اقتصاد کلان جهانی واقعی را درک نماییم می بایستی تا حدودی به این فرضیه افراد همواره بطور عقلانی عمل می کنند مشکوک باشیم.
در مدل سنتی چرخه های تجارت کینزیان هیچ چیزی یک اقتصاددان را برای مواجهه با رویدادهایی همچون آمادگی در برابر شوک ها و موضوعات مرتبط با قابلیت پایدار فراهم نمی کند. این موضوعات به مدل هایی نیاز دارند که تا اندازه ای منعطف باشند و موضوعات جدیدی را به هنگامی که افزایش می یابند مورد خطاب قرار دهد. چنین مدل هایی در زمینه فهم بهترین می باشند و اقتصادها را به عنوان عامل در تنوع نیروها درنظر می گیرد و اکثر اوقات بسیاری از نیروهای ویژه ای که منتظر راهبری در موقعیت سنتی معادله اشتغال کامل می باشند را در خود غرق می کند.
مبحث سوالات:
در بعضی دوایر اقتصاد کلان کینزین ها معروف می شود سپس به سادگی معادل اقتصاد کلان کلاسیکها قرار می گیرد، با فرض اضافه دستمزد پایین و نگهداری برای نشان داد قیمت تعدیل شده "دشواری دستمزدها" (در پیوست می بینیم که کلاسیکها و کینزینها ترکیب شده است). از تعریف تئوری مذکور کینزینها، صحت آن را توضیح دهید.
شما فکر کنید و تعریف بهتری را درباره واقعیت اقتصادی تئوری اقتصاد کلان کینزینها و کلاسیک ها ارائه دهید.
5- آیا پایداری و ثبات سازی قابل مجادله هستند؟
چهار فصل اخیر بر نحوه سطح بالای تقاضا که برای حمایت سطح خارجی ضروری می باشند تأکید کردهاند که نگهدارنده درآمد در سطوح بالا و عدم اشتغال در سطوح پایین می باشد. سه هدف وجود دارد که هدفمندسازی نسخ اقتصاد کلان و استانداردهای زندگی و ثبات سازی از آنجمله هستند. همانگونه که در فصل اول عنوان شد، اجرای قابلیت پایدارسازی مالی، اجتماعی، محیط شناسی نیز مهم می باشند.
1-5- اهداف و فرضیه های آزمون
با درنظر گرفتن نمونه های ایجاد شده در ارزش صورت به نظر می رسد که اهداف ثبات سازی به ویژه هدف بیکای سطح پایین و قابلیت سازی محیطی اهداف پایدار در مجادله مستقیم می باشند. به نظر می رسد که ثبات سازی به حفظ سریع نرخ استحاله مواد یعنی تغییر مواد و منابع انرژی به کالا و خدمات مصرفی، همانگونه که از طریق CTDP سنجیده شده است، بیانجامد. مصرف ، سرمایهگذاری، هزینه ها و مخارج دولت، و نیز صادرات صرف به ایستایش در سطح بالا نیاز دارند که می بایستی وقف مدل های مذکور باشند تا سطح زیاد تقاضا را ایجاد و به نوبه خود اشتغال کامل را پشتیبانی نمایند.
قابلیت پایدار سازی محیطی بواسطه نرخ های بالای استحاله مواد تجدید شده است که منابع تجدیدنشدنی را به انتها می رساند یا به آهستگی تجدیدشدنی می باشند و سایر موارد از جمله تغییر در قله جهانی و انقراض گونه ها را منجر می شود. واضح است که هر حرکت جدی به سوی قابلیت پایدارسازی محیطی، مصرف کمتر بویژه در منابع انرژی سوخت فسیلی را می طلبد. شوک ذخیره نفتی دهه 1970 ضرب المثل «اطلاع رسانی به رقیب در زمینه کارهای آتی خود » با توجه به محدودیت های ظرفیتی هشداری را برای جوامع مطرح میکند که می بایستی به یک اقتصاد قابل پایدار هدفمند شوند، بدین معنا که بحران برای اقتصادی در مقیاس بالا، ضرر درآمد و عدم اشتغال را در پی خواهد داشت؟
در پی این مجادله آشکار ناشی از ساده انگاری، فرضیه هایی در گسترش نمونه اقتصاد کلان خود ایجاد میکنیم. این فرضیه ها ممکن است صحیح نباشد، این مجادله ممکن است به اندازه ای که به نظر میآید، بزرگ نباشد. برای مثال، در مدل های توسعه یافته فصل 9، فرض نمودهایم که اشتغال بیشتر همیشه بهتر است، زیرا درآمد پولی برای مردم به همراه دارد و عدم اشتغال، پرهیجان و تضعیف کننده روحیه میباشد. سطوح بالای سراسری تولید برای نگهداشتن اشتغال بالا، ضروری می باشند. تنها سطوح مصرف، سرمایهگذاری، مخارج و هزینه های دولت و صادرات حرف مهم هستند. ترکیب این مخارج برحسب انواع کالا و خدمات تولید شده و یا روش تولید به کار رفته در محصول GTPD مهم نیستند.
2-5- به راستی از اشتغال چه می خواهیم؟
بدون شک نیاز به شغل و عدم توانایی در یافتن شغل می تواند خیلی سخت و دشوار در زمینه بیکاری باشد. علاوه بر نبود درآمد که می تواند یک کارگر و خانواده اش را به فقر و کار سخت واقعی بیندازد بیکاری، واپس زنیهای روانشناختی شدیدی را موجب می شود. غالباً مردم فسردگی و تضعیف روحیه را به هنگامیکه خواستار آن نمی باشند احساس می کنند.
مطالعه تأثیر تغییرات چرخه تجارت در سلامت و روحیه، بدون ابهام نشان میدهد که نرخهای خودکشی در خلال رکود اقتصادی افزایش می یابد. بوضوح، یک جامعه انسانی و بشری می باید تاحدی که ممکن است چنین ضرری را در حداقل نگهدارد. در پس تسکین چنین اوضاعی، چیزی را که از اشتغال ملی میخواهیم به وضوح کمتر می باشد. اینکه آیا همواره بهتر است که به ازاء هرکار و فعالیتی، میان درآمدهای مردم و سلامت و رفاه آنها بررسی می شوند و می بینیم که ارتباط بقدر محکمی که غالباً فرض می شده است، مثبت نمی باشد. چیزی را که حتی پرهیجان تر می باشد، این است که همیشه به نظر نمی رسد که اشتغال و اقدامات رفاهی در طول چرخه تجارت به طور مثبت با یکدیگر مرتبط شده باشد.
در حالی که همانگونه که در بالا اشاره شد در خلال رکود اقتصادی خودکشی ها افزایش می یابند و نرخهای مرگ و میر کلی کاهش می یابد و وقتی که اقتصاد در کشورهای صنعتی شده نوسانات اقتصادی دچار رشد می شود به نظر عقلانی نمی رسد این موضوع را به تبع آن بوضوح مشاهده خواهیم کرد.
در جایی که اقتصاد به خوبی اجرا می شود نرخ ها افزایش می یابند، اما حقایق مرتبط با جمعیت به طور کلی (نه فقط جمعیت بیکار) می تواند به شرح این موضوع کمک نماید. برای مثال، در خلال شغلهای ساختاری، نوساناتی که برخی از آنها در اقتصاد خطرناکترین به حساب می آیند احتمالاً بطور ویژه افزایش مییابند در خلال این نوسانات، بسیاری از افراد جدید و بی تجربه در صنایعی از جمله صنایع تولیدی و رانندگی کار مینمایند و علیالخصوص افراد بی تجربه در شغل، آسیب دیده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
اقتصاد فروش، تراکم و وضعیت ثبت در بیست کارخانه صنعتی
از جو.اس. بایِن
از زمانیکه حرکت تلفیق کردن شرکتها در اواخر قرن نوزدهم آغاز شد، اقتصاددان های آمریکایی بطور مجدد در حیطه ای علاقه مند بوده اند که در آن اندازه بزرگ برای کارآیی تجاری لازم است. آیا حرکت تلفیقی لازم بود، آیا قاعده استدلالی از لحاظ اقتصادی توجیه پذیر بود، آیا این آن صنعت تلفیق شده بدون از دست دادن کارایی خود می تواند به گزینه های کوچکتر تبدیل شود؟ این مقوله پیوسته سؤال حائز اهمیت برای دانشجویان تاریخ صنعتی اخیر و خط مشی مخالف تشکیل اتحادیه های بزرگ صنایع معاصر بوده است. در سه دهة گذشته با این تفکر که کارخانه یا اندازه شرکت به کارآیی ساختار یا ختم در هزینه متوسط بلندمدت یا نمودارهای ترازی مربوط می شود اختصاص های بیشتری وجود داشته است و تحقیقاتی پیرامون اشکال و موقعیت های آن نمودارهای ترازی در صنایع متفاوت و قراردادن کارخانه های موجود و شرکت ها روی آنها وجود داشته است.
از دیدگاه اقتصاددان، اقصاددان شایسته، دانش بخاطر نمودارهای ترازی خود در صنایع خاص مشخصاً بدون اهمیت است. فقط کوتاه اندیشی ممکن است یادگیریش را بدون هدف بزرگتر مبنی بر اینکه چگونه یک کارخانه باید پیوستگی های زیادی داشته باشد تا کمترین هزینه تولیدی را داشته باشد یا یک شرکت اتومبیل چند ماشین مسافربری باید داشته باشد تاهزینه های تولیدی خود را به حداقل کاهش دهد. اما استنباطهای بدست آمده از این دانش ممکن است به چندین روش حائز اهمیت باشد.
اول، تناسب برونداد کلی صنعتی که یک کارخانه یا شرکت باید داشته باشد تا با کارایی منطقی حدی را مشخص سازد که در آن تراکم سازی در آن صنعت با ادامه دادن کاهش هزینه های تولیدی بهینه می شود. در هر صنعتی معیارهای حداقلی کارخانه یا شرکت که برای کمترین هزینه های تولیدی نیاز است. وقتی این معیارها بعنوان درصدهای معیار یا ظرفیت کلی صنعت بیان می شود و بصورت نمودارهای ترازی در ظرفیت های کوچکتر یکی می شوند تا معیار تراکم سازی کارخانه ها یا شرکت ها را که برای کارآیی منطقی در صنعت لازم هستند را تعیین کند.
دوم، همان رابطه کفایت تولیدی در تناسب بازار توسط کارخانه یا شرکت در هر صنعتی ارائه می شودتأثیر عمیقی روی رقابت بالقوه یا روی جابجایی شرکت های جدید برای وارد شدن به صنعت دارد. اگر یک کارخانه یا شرکت لازم شود کسر قابل محسوسی برونداد صنعت را داشته باشد که بطور منطقی دارای کفایت باشد اقتصادهای معیاری هیچ بازدارنده ای را به ثبت سوای نیازهای سرمایه ای مطلق ارائه نمی دهد. ولی اگر یک کارخانه یا شرکت باید به برونداد صنعتی بطور حائز اهمیت اضافه شود تا کارآیی داشته باشد و در صورتی که با اضافه شدن اندک بطور نسبی کارآیی نداشته باشد، ثبت در عیار دارای کفایت قیمت های فروش صنعتی را پائین تر می آورد یا باعث واکنش های نامناسب توسط شرکت های تأسیس شده می شود. در صورتیکه ثبت در معیارهای کوچکتر ممکن ایت باعث یک داوطلب حضور هزینه ای قابل ملاحظه ای داشته باشد در این وضعیت شرکت های تأسیس شده ممکن است قیمت ها مقداری بیشتر از سطح رقابتی بدون جذب کردن ثبت داشته باشند. در کل“وضعیت ثبت” از طریق معیاری که در آن شرکت های تأسیس شده می توانند بالای سطح رقابتی بدون اینکه ثبت مشکل تر شود اندازه گیری می شوند و آن بعنوان نسبتی از برونداد شرکت ایده آل در افزایش های بروندادی صنعتی می باشد.
سوم، مقدار پول لازم برای سرمایه گذاری در یک کارخانه یا شرکت دارای کفایت که از طریق اندازه آن تعیین می شود روی موجودیت لزوم سرمایه ای برای ثبت جدید تأثیر خواهد گذاشت. وقتی جریان های تساوی حقوق و سرمایه قرضی در یک دامنه ای برای سرمایه گذاری بخش لازم باشد آنها یا بطور مطلق محدود می شوند یا بطور مثبت به نرخ سود مربوط می شوند و دلارهای لازم برای تأسیس یک کارخانه دارای کفایت یا شرکت مشخصاً روی وضعیت ثبت در صنعت تأثیر خواهد گذاشت. در آخر، مقایسه ای از معیارهای کارخانه ها و شرکت های موجود در هر صنعت با کارآیی ترین معیارها مشخص خواهد کرد که آیا کارخانه ها یا شرکت ها دارای کفایت اندازه ای خواهند بود یا آیا الگوی مقایسه ای موجود با کارآیی منطقی همخوانی دارد یا خیر. آیا تراکم کارخانه یا شرکت فراتر از حد لزوم می باشد، فراتر از حد مورد اندازه است یا از نقطه نظر کفایت تولیدی به اندازه کافی نیست؟ دانش پیرامون نمودارهای معیاری قبلا به جواب نیاز دارد.
گرچه اطلاعات پیرامون رابطه کفایت در معیار دارای مقداری اهمیت است. از طریق تحقیق غیرتجربی نسبتاً چیز اندکی در این دانش توسعه وجود داشته است. اقتصاددان ها اساساً به تخصص های ترجیحی و تعمیم های کیفی در معیارگسترده متکی بوده اند.
یک دیدگاه رایج آمریکایی این است که اقتصادهای کارخانهای در معیاربزرگ خیلی وجود دارد و کفایت کارخانه ها به بزرگی که ساخته می شوند ممکن است واگذار شود اما اقتصادهای فراتر شرکت های چند کارخانه ای وجود ندارد و اگر وجود داشته باشد از لحاظ پولی در محدودیت شاخص هستند و بنابراین بعنان موضوعی از خط مشی اجتماعی توجیه پذیری ندارند. در حالت غایی آن بحث این است که افزایش اندازه شرکت فراتر از موردی که یک کارخانه دارای کارآیی بطور نرمال باعث کاهش هزینه ها نمی شود و بنابراین نمودار معیاری تقریباً برای بعضی موارد فراتر از این نقطه بصورت افقی است. دیدگاه بریتانیایی عمده که توسط نویسنده هایی مانند ؟؟ ،فلورانس و ای. ای،
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
تخمین مدل و استنتاج آماری
بررسی ایستایی (ساکن بودن) سری های زمانی
قبل از تخمین مدل، به بررسی ایستایی می پردازیم. می توان چنین تلقی نمود که هر سری زمانی توسط یک فرآیند تصادفی تولید شده است. داده های مربوط به این سری زمانی در واقع یک مصداق از فرآیند تصادفی زیر ساختی است. وجه تمایز بین (فرآیند تصادفی) و یک (مصداق) از آن، همانند تمایز بین جامعه و نمونه در داده های مقطعی است. درست همانطوری که اطلاعات مربوط به نمونه را برای استنباطی در مورد جامعه آماری مورد استفاده قرار می دهیم، در تحلیل سریهای زمانی از مصداق برای استنباطی در مورد فرآیند تصادفی زیر ساختی استفاده می کنیم. نوعی از فرآیندهای تصادفی که مورد توجه بسیار زیاد تحلیل گران سریهای زمانی قرار گرفته است فرآیندهای تصادفی ایستا می باشد.
برای تاکید بیشتر تعریف ایستایی، فرض کنید Yt یک سری زمانی تصادفی با ویژگیهای زیر است:
(1) : میانگین
(2) واریانس :
(3) کوواریانس :
(4) ضریب همبستگی :
که در آن میانگین ، واریانس کوواریانس (کوواریانس بین دو مقدار Y که K دوره با یکدیگر فاصله دارند، یعنی کوواریانس بین Yt و Yt-k) و ضریب همبستگی مقادیر ثابتی هستند که به زمان t بستگی ندارند.
اکنون تصور کنید مقاطع زمانی را عوض کنیم به این ترتیب که Y از Yt به Yt-k تغییر یابد. حال اگر میانگین، واریانس، کوواریانس و ضریب همبستگی Y تغییری نکرد، می توان گفت که متغیر سری زمانی ایستا است. بنابراین بطور خلاصه می توان چنین گفت که یک سری زمانی وقتی ساکن است که میانگین، واریانس، کوواریانس و در نتیجه ضریب همبستگی آن در طول زمان ثابت باقی بماند و مهم نباشد که در چه مقطعی از زمان این شاخص ها را محاسبه می کنیم. این شرایط تضمین می کند که رفتار یک سری زمانی، در هر مقطع متفاوتی از زمان، همانند می باشد.
آزمون ساکن بودن از طریق نمودار همبستگی و ریشه واحد
یک آزمون ساده برای ساکن بودن براساس تابع خود همبستگی (ACF) می باشد. (ACF) در وقفه k با نشان داده می شود و بصورت زیر تعریف می گردد.
از آنجاییکه کوواریانس و واریانس، هر دو با واحدهای یکسانی اندازه گیری میشوند، یک عدد بدون واحد یا خالص است. به مانند دیگر ضرایب همبستگی، بین (1-) و (1+) قرار دارد. اگر را در مقابل K (وقفه ها) رسم نماییم، نمودار بدست آمده، نمودار همبستگی جامعه نامیده می شود. از آنجایی که عملاً تنها یک تحقق واقعی (یعنی یک نمونه) از یک فرآیند تصادفی را داریم، بنابراین تنها میتوانیم تابع خود همبستگی نمونه، را بدست آوریم. برای محاسبه این تابع میبایست ابتدا کوواریانس نمونه در وقفه K و سپس واریانس نمونه را محاسبه نماییم.
که همانند نسبت کوواریانس نمونه به واریانس نمونه است. نمودار در مقابل K نمودار همبستگی نمونه نامیده می شود. در عمل وقتی مربوط به جامعه را ندایم و تنها را براساس مصداق خاصی از فرآیند تصادفی در اختیار داریم باید به آزمون فرضیه متوسل شویم تا بفهمیم که صفر است یا خیر. بارتلت (1949) نشان داده است که اگر یک سری زمانی کاملاً تصادفی یعنی نوفه سفید باشد، ضرایب خود همبستگی نمونه تقریباً دارای توزیع نرمال با میانگین صفر و واریانس می باشد که در آن n حجم نمونه است. براین اساس می توان یک فاصله اطمینان، در سطح 95 درصد ساخت. بدین ترتیب اگر تخمینی در این فاصله قرار گیرد، فرضیه(=0) را نمی توان رد کرد. اما اگر تخمینی خارج از این فاصله اعتماد قرار گیرد می توان صفر بودن را رد کرد.
آزمون دیگری نیز بصورت گسترده برای بررسی ایستایی سریهای زمانی بکار میرود که به آزمون ریشه واحد معروف است. برای فهم این آزمون مدل زیر را در نظر بگیرید:
Yt = Yt-1+Ut
Ut جمله خطای تصادفی است که فرض می شود بوسیله یک فرآیند تصادفی مستقل (White Noise) بوجود آمده است. (یعنی دارای میانگین صفر، واریانس ثابت و غیر همبسته می باشد).
خواننده می تواند تشخیص دهد که معادله فوق، یک معادلخ خود رگرسیون مرتبه اول یا AR(1) می باشد. در این معادله مقدار Y در زمان t بر روی مقدار آن در زمان (t-1) رگرس شده است. حال اگر ضریب Yt-1 برابر یک شود مواجه با مساله ریشه واحد می شویم. یعنی این امر بیانگر وضعیت غیر ایستایی سری زمانی Yt می باشد. بنابراین اگر رگرسیون زیر را اجرا کنیم:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 36
تولید ناخالص داخلی
تولید ناخالص داخلی یا GDP یکی از مقیاسهای اندازهٔ اقتصاد است. تولید ناخالص داخلی ارزش کل کالاها و خدمات نهایی تولید شده در کشور در یک بازهٔ زمانی معین است که با واحد پول جاری آن کشور اندازهگیری میشود.
در این تعریف منظور از کالاها و خدمات نهایی، کالا و خدماتی است که در انتهای زنجیر تولید قرار گرفتهاند و خود آنها برای تولید و خدمات دیگر خریداری نمیشوند.
محاسبهٔ تولید ناخالص ملی
تولید ناخالص ملی در کشورهای مختلف در سال ۲۰۰۵
روشهای مختلفی برای محاسبهٔ تولید ناخالص ملی وجود دارد. محاسبهٔ مجموع ارزش افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند.
محاسبه با نگرش مصرف به این شکل است:
تولید ناخالص داخلی = مصرف خصوصی + سرمایهگذاری + مصارف دولتی + (صادرات - واردات)
تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی
تا سال ۱۹۸۰ در ایالات متحده از کلمهٔ تولید ناخالص ملی استفاده میشد. هرچند تولید ناخالص ملی و تولید ناخالص داخلی تفاوتهای جزئی دارند. در محاسبهٔ تولید ناخالص ملی درآمد افراد خارج از کشور که به کشور باز فرستاده میشود با تولید ناخالص ملی جمع میشود و درآمد افراد خارجی مقیم آن کشور که درآمد خود را به خارج میفرستند از آن کاسته میشود.
مدیرکل امور اقتصادی بانک مرکزی:
تولید ناخالص ملی در سال 1383 به 1382 تریلیون ریال رسید ۸۴/۲/۱۹ - ۱۶:۲۷ - آسیا
کل تولید ناخالص ملی کشور طی سال گذشته به یک هزار و 382 تریلیون ریال رسید.
بهگزارش ایلنا، دکتر محمد هادی مهدویان، مدیرکل امور اقتصادی بانک مرکزی، در سمینار نظارت در صنعت بانکداری، با بیان این که نظام مالی و بانکی کشورها طی دهههای اخیر دچار تحولات عمیقی شده است، تصریح کرد: بخش عمدهای از این تحولات به دلیل تغییر فضای مقرراتی و قانونی ناظر فعالیتهای موسسات مالی و بانکی از بابت پوشش ریسک فعالیت و توسعه نقش این موسسات در فرآیند تجهیز و تخصیص منابع مالی بوده است.
وی افزود: بخش دیگری از این تحولات ناشی از نوآوری ، ابداع ، معرفی فناوری اطلاعات و ارتباطات است.
دکتر مهدویان اظهارداشت: تحولات و بحرانهای اقتصادی و مالی جدید، تغییرات در فضای مقرراتی، ارتباطات مالی و بانکی قوی بین کشورها و پیشرفت سریع تکنولوژی ارتباطات وضعیتی را ایجاد کرده است که براساس آن باید شرایط و مقررات ناظر فعالیت این گونه موسسات بهطور مستمر و انعطافپذیر مورد بازنگری قرار گیرد.
وی، با اشاره به اینکه در اقتصاد ایران طی دهههای اخیر نقش نظام بانکی در توسعه اقتصاد ملی به لحاظ تامین منابع مالی سرمایهگذاری و سرمایه در گردش واحدهای تولیدی گسترش یافته است، تصریح کرد: نهادهای بازار سرمایه در اقتصاد ایران متناسب با رشد اقتصادی کشور بود که دلیل آن عدم توسعه نهادها ، ابزارها و مکانیزمهای پوشش خطر و نااطمینانی در اقتصاد کشور است.
مدیرکل امور اقتصادی بانک مرکزی، گفت: رهایی نظام بانکی از مالکیت و مدیریت دولت در سایه آزادسازی نیروهای عرضه و تقاضا به منظور ایجاد شتاب در تجهیز منابع، بازیافت تسهیلات بانکها، کفایت سرمایه ، تنظیم قوانین و مقررات صورت خواهد گرفت.
وی، با بیان اینکه شتاب بخشیدن به فرآیند تجهیز و سرمایهگذاری در اقتصاد ملی با ورود بخش خصوصی امکانپذیر خواهد شد، افزود: افزایش سرمایهگذاری خالص و ناخالص و سهم بانکها در تجهیز منابع مالی سرمایهگذاری در دهه اخیر افزایش چشمگیری داشته است.
دکتر مهدویان، با بیان اینکه طی سال گذشته کل تولید ناخالص ملی کشور 1382 تریلیون ریال بوده است، تصریح کرد: حجم تجهیز منابع مالی سرمایه گذاران در سال گذشته580 هزار میلیارد ریال، در بخش ماشینآلات 397 میلیارد ریال، جبران استهلاک 164 هزار میلیارد ریال و 20هزار میلیارد ریال نیز صرف سایر امور شده است.
وی ادامه داد: سهم عمده این منابع یعنی 327 هزار میلیارد ریال از سوی بانکها به عنوان تسهیلات پرداخت شده است.
70 درصد تولید ناخالص ملی کشورها متاثر از فناوری اطلاعات است
دبیر شورایعالی اطلاعرسانی، گفت: اندیشمندان و نخبگان کشور دچار یک غفلت بزرگ شدند و در این شرایط مبهوت چالشهای سیاسی و اجتماعی شده و از وظیفهی اصلی خویش غافل ماندهاند.
به گزارش خبرنگار سرویس فناوری اطلاعات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، در همایش فرهنگ، فناوری اطلاعات و ارتباطات و توسعه، مهندس جهانگرد با اشاره به برگزاری اینگونه همایشها، گفت: از نظر من برگزاری این همایشها جایگاه ویژهای در برنامهی توسعهی آیندهی ایران دارد و اگر بگویم که این موضوع به عنوان مهمترین و شایستهترین مطلبی است که در بخش اندیشهی کشورها باید به آن پرداخته شود سخن گزافی نگفتم.
وی، با اشاره به اینکه برنامهی توسعهی چهارم کشور تاکید ویژهای در بکارگیری ICT دارد، گفت: فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان موتور توسعه در برنامههای بلند مدت و میان مدت ایران مطرح است و در این میان تعریف ICT، قلمروهای آن و تاثیر و تاثیراتی که میتواند داشته باشد از مهمترین موضوعات آن است.
وی با اشاره به پدیدهی اینترنت، گفت: با واسطهی شدت نفوذی که این پدیده در جامعهی ما داشته ما ضمن تهدید انگاری در تمام شئون جامعه به تدریج فرصتی پیدا کردیم تا به فرصتهای آن نگاه کنیم و نوعی فرصت انگاری در مورد این موضوع به وجود آمد.
وی، ادامه داد: در مواجهه با پدیدههای جدید با دو رویکرد تهدیدانگاری و شیفتگی روبرو هستیم که این دو رویکرد احتیاج به تدبیر و تدبر دارد تا به بهرهمندی از فرصتها دست یابیم، بنابراین نیاز داریم پدیدهی جدید و چالشهای آن را بشناسیم تا بتوانیم چگونگی رفتارمان را در اتخاذ مواضع پیدا کنیم.
دبیر شورای عالی اطلاعرسانی با بیان اینکه انسان به عنوان تار و پود فعالیتها و ICT به عنوان محمل کار محسوب میشود، اظهار داشت: از سال 1983 و 1984 به بعد پدیدهی کامپیوتر در سیستمهای مخابراتی به کار گرفته شد و در حقیقت پیوندی بین کامپیوتر و مخابرات به وجود آمد که با این پیوند در حقیقت وارد عصر اطلاعات شدیم و پدیدهی شبکه حاصل این پیوند بود.
وی، در ادامه تاکید کرد: توسعه در بهکارگیری IT در بخشهای مختلف اجتماعی و اقتصادی امروز به سطحی از پیچیدگی و نفوذ رسیده که برآورد میشود که اگر کشورها از این موضوع غفلت کنند در حقیقت از مبحثی که نزدیک به 70 درصد تولید ناخالص ملی را متاثر شناخته غافل شدهاند که این موضوع در دههی آینده مشکل ساز خواهد بود.
جهانگرد، سرمایهی انسانی را مهمترین چالش توسعه عنوان کرد و افزود: در کشورهای شبیه ما نیروی انسانی مهارت بسیار کمی دارد و فرار مغزها نیز یک پدیدهی عمومی در بین کشورهای مختلف است و این در حالی است که خروج یک نفر فارغالتحصیل در سطح دکتری از کشوری موجب جابجایی یک میلیون دلار فرصت است.
وی در ادامه یادآور شد: کشور آمریکا به این مبحث توجه جدی داشته و امروز این کشور به عنوان منبع تعامل جهانی در بحث ارتباطات شده و در حقیقت امروزه هاب مبادلهی اطلاعات و ارتباطات جهان آمریکاست.
وی، گفت: شکل گیری برنامهی توسعهی ICT (تکفا) در کشور سبب ایجاد یک نگاه توسعهیی و همه جانبه در بکارگیری ICT شده است. نهادسازی، فعالیتهای جاری و مطالعات بنیادین
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
اقتصاد درایل بختیاری
درشهریورماه 1320 عشایر بختیاری کوچ بزرگ و جمعی خود را آغاز کردند و روستاهائی که طی این سالها بوجود آمده بودند بدست فراموشی سپرده شدند و اکنون ازبعضی اطاقهای آنها فقط برای انبار استفاده میشود. با این کوچ جمعی تمام افراد خانواده در امر دامپروری شرکت جستند و توصعه دامپروری افزون شد. و تقویم کار سالانه و فصل ییلاق و قشلاق ایل بصورت منظم درآمد.
درحال حاضر ییلاق طوایف بختیاری در غرب استان اصفهان و قشلاق آنها درشرق استان خوزستان است و درة بازفت و کوه زردکوه حدفاصل آن. طوایف بختیاری از گرمسیر به سردسیر و بالعکس را باید از راههای طولانی و صعبالعبور بگذرند. بعنوان مثال مسیری که طایفه باباهای از گرمسیر تا سردسیر و یا بالعکس همراه با دام طی میکند 170 کیلومتر است، و دامها در منطقه سردسیر برای تعلیف درحدود 30 کیلومتر ـ یعنی از کوهرنگ تا دامنههای زردکوه ـ و در گرمسیر در حدود 120 کیلومتر ـ یعنی از لالی (نزدیک مسجد سلیمان) تا شعبیه (نزدیک اهواز) ـ نقل مکان میکنند. تقویم زمانی این نقل مکانها بشرح زیر است: از پانزدهم آذرماه تا اول فروردینماه درشعبیه (اهواز) هستند.
از اول فروردینماه تا اول اردیبهشتماه در راه هستند تا به کوهرنگ برسند. از پانزدهم تیرماه تا اول مهرماه در دامنههای زردکوه هستند. از اول مهر تا پانزدهم آبانماه در راه هستند تا به گرمسیر برسند. از پانزدهم آبانماه تا 15 آذرماه در لامردان و لالی هستند. طبق مقرراتی که درایل بختیاری وجود دارد و بصورت یک سنت پایدار باقیمانده است درطول مسیر کوچ حدامثر زمان توقف عادی در منزلگاههای مسیر کوچ که مراتع دیگران است 24 ساعت میباشد. اگر گرفتاری از نوع دزدی اموال و دام پیش آید میتوانند 48 ساعت توقف کنندو اگر مریض داشته باشند میتوانند یک هفته دریک جا بمانند و در تمام این مدت توقف، دامها از مراتع همین منزلگاهها بهره خواهند برد. البته ایل درطول مسیر توقفهای کوتاه مدت یک یا دو ساعته نیز دارد که به وارسی گلهها میپردازند که دامی مفقود نشده ویا به گلهای دیگر نرفته باشد.
گفتیم که اساس اقتصاد در ایل، دام و تولیدات دامی است، مالیاتی نیز که چرخ رهبری ایل را در گذشتهها میگردانده است از فرآوردههای دامی گرفته میشده تا حدی که در بافت اجتماعی و سیاسی ایل نیز اثر گذاشته است. کمااینکه طریقه گرفتن مالیات از فردفرد ایل موجب پیدایش دو گروه جدا ازهم بنامهای هفتلنگ و چهارلنگ شده است.
ایل بختیاری را خوانین وقت براساس میزان تولید فرآورده های دامی و بهتر و بدتر بودن مراتع و وسعت آن و کم و زیادبودن تعداد دام و همچنین تعداد نفراتی که درایل قدرت کارآئی در امر تولید دامی و پرورش آن داشتهاند،برای گرفتن مالیات آن را به دو بخش تقسیم کردهاند. از یک بخش که دام زیادتر ومراتع بهتر داشته مالیات بیشتری میگرفتهاند و ازبخش دیگر مالیات کمتر.
واحد گرفتن مالیات دامی که در زمان سلطنت رضاشاهکبیر دریافت آن ملغی گردید درایل، مادیان تعیین شده است، و هر مادیان چهارلنگ (چهارپا) دارد. برای هر رأس مادیان سالانه مقداری پول معین بعنوان مالیات گرفته میشده است (طی سالهای متمادی از 10 ریال تا 30 ریال).
نسبت گرفتن مالیات ازبخش غنیتر ایل به مقیاس زیر بوده است: 20 رأس میش = یک رأس مادیان و برای هر رأس مادیان که چهارلنگ محسوب میشده بعنوان مثال 10 ریال مالیات سالانه. 20 رأس بز = یک رأس مادیان = 10 ریال مالیات سالانه. 4 رأس گاو = یک رأس مادیان = 10 ریال مالیات سالانه. 4 رأس خر = یک رأس مادیان = 10 ریال مالیات سالانه. یک رأس مادیان = یک رأس مادیان = 10 ریال مالیات سالانه. این جدول اساس گرفتن مالیات برای غنیترین گروه ایل بوده است و چون یک رأس مادین آنها برابر با واحد گرفتن مالیات دامی یعنی چهارلنگ محسوب میشده بنام چهارلنگ هم معروف شدهاند.
گروه دیگر که قدرت مالی کمتری داشتهاند همین مقدار مالیات را به اندازه هفتلنگ مادیان میدادهاند، یعنی دو رأس مادیان (هشتلنگ) منهای یک لنگ، یعنی هفتلنگ و بهمین نام هم معروف شدهاند. بدین معنی که اگرکسی از گروه هفتفنگ 7 رأس مادیان داشت، درست باندازه 4 رأس مادیان گروه چهارلنگ مالیات میداد و این نسبت در مورد سایر حیوانات نیز بوده است،مطابق با جدول زیر:
رأس بز = یک مادیان = 10 ریال مالیات سالانه.
35 رأس میش = یک مادیان = 10 ریال مالیات سالانه.
7 رأس گاو = یک مادیان = 10 ریال مالیات سالانه.
7 رأس خر = یک مادیان = 10 ریال مالیات سالانه.
یک رأس مادیان + سهلنگ مادیان دیگر یعنی 7 لنگ مادیان = یک رأس مادیان = 10 ریال مالیات سالانه. و میبینیم که مثلأ در گوره چهارلنگ برای 20 رأس میش سالانه 10 ریال مالیات گرفته میشود، درصورتیکه در گروه هفت لنگ برای 35 رأس میش سالانه همان 10 ریال گرفته میشده است. البته حیوانان نازا مثل قاطر و حیوانات نر و برهها و بزغالهها و میشهائی که درآن سال نازا (قصر) بودهاند ـ یعنی کلیه حیواناتی که تولید مثل نمیکردهاند ـ ازاین مالیات دامی مستثنی بودهاند و در موقع سرشماری دامها (باصطلاح خودشان موقع "شاخکردن") به حساب نمیآمدهاند. درمورد همین مالیات گرفتن،خوانین بدلائل سیاسی در خود ایل، و نزدیکی و دوری طایفهها به خوانین، بین طوایف فرق گذاشتند؛و امتیازاتی دادند و امتیازاتی گرفتند. مثلأ بعدها؛ دو رأس مادیان طایفه بابا احمدی یک رأس محسوب شد، و 4 رأس مادیان طایفه بهداروند یک رأس، و یک رأس مادیان طایفه باباهادی یک رأس به حساب آمد. هرچند که طایفه باباهادی جزو طوایف هفت لنگ است نه چهارلنگ.
گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام میگرفت و علاوه براینکه این کلانتران ازطرف خوانین از پرداخت مالیات معاف بودند،بعد ازهر آمارگیری و گرفتن مالیات، 4 رأس بره، 4 رأس میش، چهارمن روغن، 60 تومان پول و 100 تا 200 من گندم حق کلانتری دریافت میداشتند.
بطوریکه ذکر کردیم گرفتن مالیات دامی از افراد ایل درزمان رضاشاه ملغی شد ولی نامهای هفتلنگ و چهارلنگ روی دوگروه ایل بختیاری همچنان باقی ماند و درایل دو سازمان جدا ازهم بوجود آورد.
مرتع
مهمترین مسئلهای که برای عشایر دامدار بختیاری وجود دارد مراتع سرسبز برای تعلیف دامهایشان میباشد. همین عامل سبب کوچ عشایر میگردد وییلاق و قشلاق رفتنشان و نظامی خاص ازنظر تقویم زمانی برای توقفهای پیدرپی در مراتعی که علف برای تغذیه دامهایشان درآنجا فراوان باشد. اسناد مالکیت خطی (بنچاقها) که برای اراضی بختیاری در دست بزرگان فامیل است، نشان میدهد که هرکدام از "تش tac "ها (کوچکترین واحد سازمانی ایل که حالت سازمان یافته خود را حفظ کرده است) دارای مرتع و زمین مشخصی است و حتی یک وجب ازخاک بختیاری وجود ندارد که بدون سند مالکیت باشد.
این بنچاقها اغلب ممهور به مهر خوانین است و محدوده زمینهای تش را بخوبی مشخص کرده است. چنین بنظر میرسد که خوانین این زمینها را به دلایل سیاسی و پرداخت حقوق دیوانی بصورت تیول و یا صوردیگر از فرمانروایان و پادشاهان وقت گرفته و سپس هرقطعه بزرگی ازآنرا به شخص معینی که در نظام فرمانروائی او به ایل نقش مؤثری داشته است،فروخته، و یا به مدت طویلی واگذار میکرده است. این زمین درطول تاریخ دربین اولاد آن شخص که بصورت "تش" مستقلی در