لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 110
مقدمه :
بولد وزرهای بزرگ وقوی که در راه سازی مورد استفاده قرار می گیرد و کارهای مختلف و مهمی انجام می دهد شاهد بزرگ علم ودانش مهندسی آن است .وباید گفت سازنده ی آن به خوبی از قوانین مکانیک نسبت آلیاژها1 و فرمولهای فیزیکی با خبر بوده است تمام ساختارهای بشر نیز از هوش واستعداد سازنده آن حکایت می کند وهر چه محصول عالیتر و دقیق تر باشد نشان می دهد که دانش سازنده ی آن کاملتر است .
عظمت واسرار جهان آفرینش با ساختمان یک بولدوزر ، ویا با سایر ساخته های بشر ، قابل مقایسه نیست دقائق بیشماری که از موجودات جهان به کار رفته است علم بی پایان خدا را درنظر ها مجسم می سازد . اکنون در مثال های زیر دقت فرمایید .
نیوتن می گوید ما با مطالعه ی ساختمان گوش و چشم می فهمیم که سازنده ی گوش ، قوانین مربوط به صورت ، را کاملا می دانسته است و سازنده ی چشم از قوانین پیچیده مربوط به نور و رویت باخبر بوده است وازمطالعه در نظام آسمانها به حقیقت بزرگی که آنها را با نظم مخصوص اداره می کند ، پی می بریم2 .
ساختمان و سازمان حیاتی یک خفاش انباشته از شگفتی ها است این حیوان برای این که در تاریکی جوانه راه را بیابد وبه مانعی برخورد نکند ، مانند دستگاه د راداره امواجی3 در فضا پخش می کند در صورتی که مانعی سر راه باشد امواخ بدان برخورد می کند وباز می گردد وبدین ترتیب خفاش راه را باز می یابد .
پوسته یا قشر منحر وسیع ترین قسمت دستگاه عصبی است وبه طور کلی از لایه هایی سلولی بسیار نازک به نظر تفریحی 5/1 تا 4 میلی متر که سراسر چین های آن را پوشانده تشکیل شده و سعتش تقریبا 2400 سانتی متر مربع است درقشر تقریبا 3/9 میلیارد سلول عصبی وجود دارد که در طبقاتی رویهم رفته قرار گرفته اند 4.
حشرات بااینکه کوچک هستند ونیز کارهای شگرفی در آنها بکار رفته است مثلا به جای چشم ساده دارای چشم مرکب هستند چشم مرکب از واحد های بینایی بنام اماتیدی 5درست شده است .
هر یک از واحدهای بینایی مانند یک چشم ساده – از خارج به طرف داخل از قسمتهای قرنیه ، عدسیه وشبکیه تشکیل یافته است .
تعداد اماتیدی در حشرات متفاوت است در « کرم شبتاب » 2500 عدد ودر « آسیابک » از 10000 تا 28000 می باشد 6. حشرات چون قادر نیستند سرخود را حرکت دهند بوسیله این چشم ها می توانند اشیایی را که در پشت یا کنار آنها قرارگرفته است مشاهده کنند .
نمونه های فوق روشن می سازد که سازنده ی جهان یا بینایی کامل و دانش بی پایان است به خلقت و آفرینش جهان زده است اکنون این سوال پیش می آید که آیا خدا پس از آفرینش جهان بر همه چیز
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 70
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع:
از کودکی پیامبر (ص) تا اتمام غدیر
استاد مربوطه:
دکتر اکبری عزیز
گردآورنده:
قدرت احمدی ترم آخر مهندسی عمران
مردم مدینه ورسول اکرم(ص)
مردم مدینه دو قبیله بودند به نام اوس و خزرج که همیشه با هم جنگ داشتند . یک نفر از آنها به نام اسعد بن زراره مىآید به مکه براى اینکه از قریش استمداد کند . وارد مى شود بر یکى از مردم قریش .
کعبه از قدیم معبد بود گو اینکه در آن زمان بتخانه بود و رسم طواف که از زمان حضرت ابراهیم معمول بود هنوز ادامه داشت. هرکس که مىآمد , یک طوافى هم دور کعبه مى کرد . این شخص وقتى خواست برود به زیارت کعبه و طواف بکند , میزبانش به او گفت : ( مواظب باش ! مردى در میان ما پیدا شده , ساحر و جادوگرى که گاهى در مسجد الحرام پیدا مى شود و سخنان دلرباى عجیبى دارد . یک وقت سخنان او به گوش تو نرسد که تو را بى اختیار مى کند . سحرى در سخنان او هست. اتفاقا او موقعى مى رود براى طواف که رسول اکرم در کنار کعبه در حجر اسماعیل نشسته بودند و با خودشان قرآن مى خواندند . در گوش این شخص پنبه کرده بودند که یکوقت چیزى نشنود . مشغول طواف کردن بود که قیافه شخصى خیلى او را جذب کرد . ( رسول اکرم سیماى عجیبى داشتند ). گفت نکند این همان آدمى باشد که اینها مى گویند ؟ یک وقت با خودش فکر کرد که عجب دیوانگى است که من گوشهایم را پنبه کرده ام . من آدمم , حرفهاى او را مى شنوم , پنبه را از گوشش انداخت بیرون .
آیات قرآن را شنید . تمایل پیدا کرد . این امر منشأ آشنایى مردم مدینه با رسول اکرم ( ص ) شد . بعد آمد صحبتهایى کرد و بعدها ملاقاتهاى محرمانه اى با حضرت رسول کردند تا اینکه عده اى از اینها به مکه آمدند و قرار شد در موسم حج در یکى از شبهاى تشریق یعنى شب دوازدهم وقتى که همه خواب هستند بیایند در منا , در عقبه وسطى , در یکى از گردنه هاى آنجا , رسول اکرم ( ص ) هم بیایند آنجا و حرفهایشان را بزنند . در آنجا رسول اکرم فرمود من شما را دعوتمى کنم به خداى یگانه و . . . و شما اگر حاضرید ایمان بیاورید , من به شهر شما خواهم آمد . آنها هم قبول کردند و مسلمان شدند , که جریانش مفصل است . زمینه اینکه رسول اکرم ( ص ) از مکه به مدینه منتقل بشوند فراهم شد . این اولین حادثهبود . بعد حضرت رسول ( ص ) مصعب بن عمیر را فرستادند به مدینه و او در آنجا به مردم قرآن تعلیم داد . اینهایى که ابتدا آمده بودند , عده اندکى بودند , به وسیله این مبلغ بزرگوار عده زیاد دیگرى مسلمان شدند و تقریبا جو مدینه مساعد شد . قریش هم روز بروز بر سختگیرى خود مى افزودند , و در نهایت امر تصمیم گرفتند که دیگر کار رسول اکرم را یکسره کنند . در ( دارالندوه ( تشکیل جلسه دادند , که این آیه قرآن یکسره اشاره به آنهاست .
ولادت و دوران کودکى
ولادت پیغمبر اکرم به اتفاق شیعه و سنى در ماه ربیع الاول است , گو اینکه اهل تسنن بیشتر روز دوازدهم را گفته اند و شیعه بیشتر روز هفدهم را , به استثناى شیخ کلینى صاحب کتاب کافى که ایشان هم روز دوازدهم را روز ولادت مى دانند . رسول خدا در چه فصلى از سال متولد شده است ؟ در فصل بهار . در السیرة الحلبیة مى نویسد : ولد فى فصل الربیع در فصل ربیع به دنیا آمد . بعضى از دانشمندان امروز حساب کرده اند تا ببینند روز ولادت رسول اکرم با چه روزى از ایام ماههاى شمسى منطبق مى شود , به این نتیجه رسیده اند که دوازدهم ربیع آن سال مطابق مى شود با بیستم آوریل , و بیستم آوریل مطابق است با سى و یکم فروردین . و قهرا هفدهم ربیع مطابق مى شود با پنجم اردیبهشت . پس قدر مسلم این است که رسول اکرم در فصل بهار به دنیا آمده است حال یا سى و یکم فروردین یا پنجم اردیبهشت . در چه روزى از ایام هفته به دنیا آمده است ؟ شیعه معتقد است که در روز جمعه به دنیا آمده اند , اهل تسنن بیشتر گفته اند در روز دوشنبه . در چه ساعتى از شبانه روز به دنیا آمده اند ؟ شاید اتفاق نظر باشد که بعد از طلوع فجر به دنیا آمده اند , در بین الطلوعین .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 66
بسم اللّه الرحمن الرحیم
أثر الاسلام و المسلمین فی الأندلس
استاد مربوطه:
الدکتور ابویسانی
محقق:
زینب صمیمی
عام 88-1387
الحضاره الاسلامیه تغزو اوربا و توقظها
انتقلت الحضاره الاسلامیه الی أوربا، وأیقظتها من سباتها، سواء فی ذلک الحضارهالفّریه أو الحضاره العمرانیه، و تم نقل هذه الحضاره بطریق الطلاب الأوربیین الذین التحقوابالجامعات الاسلامیه فی قرطبه و اشبیلیه و مالقه و غرناطه ثم عادوا الی بلادهم یحملونأفانین من العلم و المعرفه و الحکمه، أو عن طریق المحجنین و هم المسلمون الذین کانوابعیشون فی کنف الممالک المسیحیه قبل سقوط غرناطه، أو عن طریق المستعربین و همالمسیحیون الذین کانوا یعیشون فی کنف الحکم السلامی، و ظلوا هم و أولادهم مصابیحهدی لأوربا بعد انتهاؤ ملک المسلمین، و کذلک عن طریق الموریسکیین و هم المسلمونالذین أرغموا علی ترک الاسلام أو علی الأقل التظاهر بذلک بعد سقوط غرناطه.
و سنذکر فیما یلی نماذج من المعارف التی نقلت من الحضاره الاسلامیه لأوربا، وأغلب ما نذکره مقتبس من کتاب «الفکر الاسلامی: منابعه و آثاره» الذی قمت بترجمته منالانجلیزیه و به تفصیل کاف عن هدا الموضوع فلیرجع الیه من یشاء.
من الفکر الاسلامی للفکر الغربی فی الفلک:
هناک مؤلفات أربعه لأبی معشر، و کذلک الجدول الفلکی الذی صنعه الخوارزمی، و قدترجمها کلها للغه اللاتینیه أدلارد الباثی و یوحنا الاشبیلی أما الجدول الفلکی الذی صنعهالبتانی، فقد ترجمه الی اللاتینیه، ثم أعاد ترجمته بعد ذلک ألفنسو العاشر و ترجم جراردالکرمونی کتاب الهیئعه لابن جابر و قد نشرت هذه الترجمه سنه 1534، و قد سجل هذاالکتاب تقدما واضحا و أدخل تحسینات کبیره علی أبحاث بطلیموس، و قد ترجمت الیاللاتینیه أبحاث أخری کثیره فی الفلک کتبها البحاثه المسلمون أمثال أبی بکر و القابسی والبتانی و الفرغانی و غیرهم، و قد کان لهذه الأبحاث أثر واضح فی تقدم هدا العلم بأوربا،فمن المسلم به أن الجداول الفلکیه التی وضعها و أکملها العاشر لم تکن الاتجدیدا للفکرالاسلامی فی علم الفلک و مثل ذلک یقال عن جداول التی اتخذت أساسا لها ما کتبه المسلمونو بخاصه ما کتبه الزرقالی، و کذلک مؤلفات التی کانت فی الحقیقه اقتباسا من جداولالزرقانی، و قد حلت الجداول الفلکیه التی صنعها المسلمون محل جداول الیونان و الهنود وأغنت عنها، و قد شاع استعمالها حتی وصلت الصین، و انتقع بثقافه الفلکیین المسلمین بدلیلأنه أورد فی کتابه اقتباسات من الزرقانی و البتانی. و بجانب هذا نجد اللغات الأوربیهتستعمل بعض الألفاظ الفلکیه العربیه مثل المأخوذه من السموت و المأخوذه من کلمه ناظرمما یؤکد تراثا اسلامیا ضخما تسرب الی أوربا المسیحیه.
من الفکر الاسلامی للفکر الغربی فی الریاضه:
و قد الی معاهد المسلمین بأسبانیا کثیر من التلامیذ الذین أصبحوا فیما بعد أساتذه وقاده فی الدراسات الریاضیه و الطبیه، و من بین هؤلاءأدلارد الباثی و مورلی النور فلکی. وکان هؤلاء یعودون الی بلادهم لیعلموا أقوامهم ما تلقوه من أساتذتهم المسلمین، کما کانوایترجمون أهم ما کتبه الباحثون المسلمون، فقد ترجم أدلارد سالف الذکر کتاب الخوارزمیعن النظریه الهندیه فی الحساب و الاحصاء، و قد حملت هذه الترجمه للغرب - بجانب هذهالنظریه - الأرقام التی سمیت فی الغرب بالأرقام العربیه، أما الأرقام الغباریه فقذ قلت الیالغرب بواسطه جربرت الذی تلقی ثقافته فی أسبانیا أیضا قبل أن یحتل منصب البابویهباسم سلفوستر الثانی (999-1003 م) و لم تستعمل هذه الأرقام فی الغرب قبل منتصفالقرن الثالث عشر، و کان استعمالها علی ید لونردوفیبانوسی، و قد تلقی هذا دراسته أیضاعلی ید مدرس مسلم، و مؤلفات لونردو کانت حجر الأساس فی الریاضه عند الأوربیین، وقد حوت هذه المؤلفات النسب المثلثیه السته التی وضعها الریاضیون المسلمون، و مثل هذایقال عن مؤلفات التی کان واضحا أنها کررت ما قدمه العرب من دراساه فی الریاضه. أماالمؤلفات الریاضیه التی کتبها أستاذ الریاضیات فی فینا فی القرن الخامس عشر فقد اعتدمتأکثر الاعتماد علی أبحاث الزرقالی، ولجورج هذا تلمیذ اسمه أصبح فیما بعد أستاذا فی ولهبحث فی الریاضیات نشر أکثر من مره خلال القرن السادس عشر، و یعتبر أول بحث
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 66
بسم اللّه الرحمن الرحیم
أثر الاسلام و المسلمین فی الأندلس
استاد مربوطه:
الدکتور ابویسانی
محقق:
زینب صمیمی
عام 88-1387
الحضاره الاسلامیه تغزو اوربا و توقظها
انتقلت الحضاره الاسلامیه الی أوربا، وأیقظتها من سباتها، سواء فی ذلک الحضارهالفّریه أو الحضاره العمرانیه، و تم نقل هذه الحضاره بطریق الطلاب الأوربیین الذین التحقوابالجامعات الاسلامیه فی قرطبه و اشبیلیه و مالقه و غرناطه ثم عادوا الی بلادهم یحملونأفانین من العلم و المعرفه و الحکمه، أو عن طریق المحجنین و هم المسلمون الذین کانوابعیشون فی کنف الممالک المسیحیه قبل سقوط غرناطه، أو عن طریق المستعربین و همالمسیحیون الذین کانوا یعیشون فی کنف الحکم السلامی، و ظلوا هم و أولادهم مصابیحهدی لأوربا بعد انتهاؤ ملک المسلمین، و کذلک عن طریق الموریسکیین و هم المسلمونالذین أرغموا علی ترک الاسلام أو علی الأقل التظاهر بذلک بعد سقوط غرناطه.
و سنذکر فیما یلی نماذج من المعارف التی نقلت من الحضاره الاسلامیه لأوربا، وأغلب ما نذکره مقتبس من کتاب «الفکر الاسلامی: منابعه و آثاره» الذی قمت بترجمته منالانجلیزیه و به تفصیل کاف عن هدا الموضوع فلیرجع الیه من یشاء.
من الفکر الاسلامی للفکر الغربی فی الفلک:
هناک مؤلفات أربعه لأبی معشر، و کذلک الجدول الفلکی الذی صنعه الخوارزمی، و قدترجمها کلها للغه اللاتینیه أدلارد الباثی و یوحنا الاشبیلی أما الجدول الفلکی الذی صنعهالبتانی، فقد ترجمه الی اللاتینیه، ثم أعاد ترجمته بعد ذلک ألفنسو العاشر و ترجم جراردالکرمونی کتاب الهیئعه لابن جابر و قد نشرت هذه الترجمه سنه 1534، و قد سجل هذاالکتاب تقدما واضحا و أدخل تحسینات کبیره علی أبحاث بطلیموس، و قد ترجمت الیاللاتینیه أبحاث أخری کثیره فی الفلک کتبها البحاثه المسلمون أمثال أبی بکر و القابسی والبتانی و الفرغانی و غیرهم، و قد کان لهذه الأبحاث أثر واضح فی تقدم هدا العلم بأوربا،فمن المسلم به أن الجداول الفلکیه التی وضعها و أکملها العاشر لم تکن الاتجدیدا للفکرالاسلامی فی علم الفلک و مثل ذلک یقال عن جداول التی اتخذت أساسا لها ما کتبه المسلمونو بخاصه ما کتبه الزرقالی، و کذلک مؤلفات التی کانت فی الحقیقه اقتباسا من جداولالزرقانی، و قد حلت الجداول الفلکیه التی صنعها المسلمون محل جداول الیونان و الهنود وأغنت عنها، و قد شاع استعمالها حتی وصلت الصین، و انتقع بثقافه الفلکیین المسلمین بدلیلأنه أورد فی کتابه اقتباسات من الزرقانی و البتانی. و بجانب هذا نجد اللغات الأوربیهتستعمل بعض الألفاظ الفلکیه العربیه مثل المأخوذه من السموت و المأخوذه من کلمه ناظرمما یؤکد تراثا اسلامیا ضخما تسرب الی أوربا المسیحیه.
من الفکر الاسلامی للفکر الغربی فی الریاضه:
و قد الی معاهد المسلمین بأسبانیا کثیر من التلامیذ الذین أصبحوا فیما بعد أساتذه وقاده فی الدراسات الریاضیه و الطبیه، و من بین هؤلاءأدلارد الباثی و مورلی النور فلکی. وکان هؤلاء یعودون الی بلادهم لیعلموا أقوامهم ما تلقوه من أساتذتهم المسلمین، کما کانوایترجمون أهم ما کتبه الباحثون المسلمون، فقد ترجم أدلارد سالف الذکر کتاب الخوارزمیعن النظریه الهندیه فی الحساب و الاحصاء، و قد حملت هذه الترجمه للغرب - بجانب هذهالنظریه - الأرقام التی سمیت فی الغرب بالأرقام العربیه، أما الأرقام الغباریه فقذ قلت الیالغرب بواسطه جربرت الذی تلقی ثقافته فی أسبانیا أیضا قبل أن یحتل منصب البابویهباسم سلفوستر الثانی (999-1003 م) و لم تستعمل هذه الأرقام فی الغرب قبل منتصفالقرن الثالث عشر، و کان استعمالها علی ید لونردوفیبانوسی، و قد تلقی هذا دراسته أیضاعلی ید مدرس مسلم، و مؤلفات لونردو کانت حجر الأساس فی الریاضه عند الأوربیین، وقد حوت هذه المؤلفات النسب المثلثیه السته التی وضعها الریاضیون المسلمون، و مثل هذایقال عن مؤلفات التی کان واضحا أنها کررت ما قدمه العرب من دراساه فی الریاضه. أماالمؤلفات الریاضیه التی کتبها أستاذ الریاضیات فی فینا فی القرن الخامس عشر فقد اعتدمتأکثر الاعتماد علی أبحاث الزرقالی، ولجورج هذا تلمیذ اسمه أصبح فیما بعد أستاذا فی ولهبحث فی الریاضیات نشر أکثر من مره خلال القرن السادس عشر، و یعتبر أول بحث
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 70 صفحه
قسمتی از متن .doc :
بسمه تعالی
جزوه
بهداشت و ایمنی کار
هنرستان کار دانش
(بزرگسالان شهید مصطفی خمینی ورامین)
فهرست مطالب
بخش اول-کلیات بهداشت
فصل 1- سلامتی و بیماری
فصل دوم2- بهداشت فردی
1-2 بهداشت فردی
2-2 بهداشت عمومی
فصل 3- بهداشت حرفه ای
1-3 کلیات بهداشت حرفه ای و تاریخچه
2-3 عوامل زیان آور محیط کار
1-2-3 عوامل زیان آور فیزیکی
2-2-3 عوامل زیان آور شیمیایی
3-3-3 عوامل زیان آور بیولوژیکی
فصل 4- ارگوئومی
فصل 5- تسهیلات بهداشتی کارگاه
بخش دوم :ایمنی
فصل 6-حوادث
رسول اکرم(ص):
(افضل النعم الصحه)
بالاترین نعمت ها سلامتی است.
تعریف:سلامت از نظر سازمان جهانی بهداشت (W.H.O) سلامت عبارت است از:
تامین رفاه کامل جسمانی ، روانی اجتماعی و نه فقط نبودن بیماری و نقص عضو.
به این ترتیب نمی توان کسی را که تنها بیماری جسمی ندارد فرد سالم دانست،بلکه شخص سالم کسی است که از سلامت روان نیز برخوردار بوده و از نظر اجتماعی در آسایش باشد بنابراین می توان گفت تندرستی یا سلامتی سه بعد دارد:
بعد جسمانی 2. بعد روانی 3. بعد اجتماعی
این سه بعد در یکدیگر تاثیر می گذارد. گاه یک بعد تسلط و نفوذ بیشتری در ابعاد دیگر دارد و گاه نیز امکان دارد دو بعد یا هر سه بعد نسبت به یکدیگر تاثیر متقابل داشته باشند.
ارتباط ابعاد جسمی،روانی،اجتماعی
بعد اجتماعی - بعد روانی – بعد جسمانی
بهداشت : علم و هنر دستیابی به سلامت را بهداشت می گویند.
برای تامین سلامتی در یک جامعه باید بهداشت را هم بصورت فردی و هم بصورت عمومی رعایت نمود و هر گامی که در این راستا برداشته شود،گامی در مسیر عبادت و جلب رضای خدا و عدم نیاز به بیگانگان و در نهایت باعث توسعه اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی خواهد گردید.
تعریف بیماری: بیماری حالتی است ناخوشایند دارای نشانه ها و خصوصیات مشخص که ممکن است همه یا قسمتی از بدن را فرا گیرد.
طیف تندرستی و بیماری:
مردم را همیشه نمی توان به دو دسته کلی بیمار و سالم تقسیم کرد افراد جامعه را می توان بر حسب حالت تندرستی یا شدت بیماری در گروهای زیر قرار داد.
افرادی که از تندرستی کامل برخور دارند.
افرادی که دارای بیماری غیر آشکار هستند.
افرادی که دارای بیماری خفیف هستند.
افرادی که بیماری با علائم و شدت متوسط در آنها وجود دارد.
افرادی که دارای بیماری شدید هستند.
افرادی که مبتلا به بیماری کشنده هستند.
افرادی که به عللی نظیر ضعف و پیری،ناتوانی و بیماری،فوت می کنند.
نمودار طیف تندرستی و بیماری
تندرستی
بیماری غیر
بیمار
بیمار
بیماری
بیماری
مرگ
کامل
آشکار
ضعیف
متوسط
شدید
کشنده