لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 32 صفحه
قسمتی از متن .doc :
«پیشگفتار»
خداوند متعال را شکر می کنم که توانسته ام در این ترم تحقیق با راهنمایی استاد خانم مریم رئیس دانا به انجام رسانم. از همه عزیزانی که مرا در گردآوری این تحقیق کمک کردند کمال تشکر را می نمایم.
این تحقیق دارای 5 داستان کوتاه از چهار نویسنده معاصر ایران است که مورد تحلیل قرار گرفته است.
امیدوارم مورد توجه خوانندگان قرار گیرد.
فهرست مطلب
داستان گدا
3
داستان ماهی و جفتش
7
داستان گاو
11
داستان گرگ
15
داستان مهمان ناخوانده
19
ردیف
اسم کتاب
اسم داستان
اسم نویسنده
نوع عشق
اسم شخصیت اول مرد
اسم شخصیت اول زن
1
یادگار خشکسالی های باغ
گدا
غلامحسین ساعدی
عشق پیرزن گدایی کردن و بقچه ای که همراه خود داشت و چیزی که داخل بقچه بود «اونام مثل بزرگتراشون...» ص 383 از خط اول تا آخر پاراگرفا 2
سید اسدالله
خانوم بزرگ
موقعیت اجتماعی مرد
موقعیت اجتماعی زن
خصوصیات ظاهری مرد
خصوصیات ظاهری زن
نتیجه عشق
مکان
زمان
-
گدا
ص 380 پاراگراف اخر از خط سوم تا آخر.
-
-
بازشدن درب بقچه و برملا شدن چیزهای داخل آن.
ص 393 پاراگراف آخر
خونه سید اسدالله در قم
-
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
کیسه صفرا
کیسه صفرا GALLBLADDER: عبارت است از کیسه گلابی شکل کوچکی که میان قطعات مختلف کبدی قرار دارد و صفرای کبد در گرد آمده و تا موقع استفاده از صفرا برای گوارش در آن جا می ماند. برخی اوقات درون کیسه مواد صفراوی رسوب کرده و سنگ صفرا را پدید می آورد که به وسیله عمل جراحی آن را بیرون می آورند.
گلبول های سفید: گلبول های سفید در مغز قرمز استخوان، تیموس، گره های لنفاوی و طحال تولید می شوند. کلیه صفات و خصائص عمومی یک سلول جانوری از قبیل غشاء پلاسمائی سیتوپلاسم، میتوکندری و هسته را داراست و از همه نوع فعالیت های حیاتی مانند تغذیه و تنفس و تحرک برخوردار است. تعداد گلبول های سفید در هر میلی متر مکعب خون انسان، در حدود هفت هزار می باشد.
گلبول های سفید 700/1 تعداد گلبول های قرمز است. بطور کلی گرانولوسیت ها، لنفوسیت ها و مونوسیت ها در گلبول های سفید وجود دارد اما گرانولوسیت ها که 70 درصد از گلبول های سفید خون را تشکیل می دهد دارای سیتوپلاسم دانه دانه و هسته چند قسمتی به هم پیوسته می باشد.
لنفوسیت ها در افراد بالغ در حدود 25 درصد از گلبول های سفید را تشکیل می دهد و بیشتر در دستگاه لنفاوی دیده می شوند.
مونوسیت ها، حرکات آمیبی و خاص بیگانه خواری و قدرت ورود آب میان بافتی دارند.
گلبول های قرمز: به تعداد تقریبی 5 میلیون در هر میلیمتر مکعب خون وجود دارد. از این رو خون یک فرد بالغ که 5 لیتر حجم دارد دارای 25 هزار بیلیون گلبول قرمز است. گلبول های قرمز که در حدود 7 میکرون قطر دارند در مغز قرمز استخوان تولید می شوند. این سلول ها پیش از ورود به خون هسته خود را از دست می دهند و در عوض، مقدار زیادی پروتئین هموگلوبین می سازند که فضای سیتوپلاسم را پر کرده و بیش از 90 درصد از وزن خشک سلول را شامل است.
گلبول های قرمز زنده اند و مواد مختلف را از راه تخمیر تجزیه می کنند. عمر متوسط گلبول های قرمز 125 روز است.
گوش EAR: گوش گذشته از حس شنوایی برای حفظ و ایجاد تعادل بدن آدمی مورد استفاده قرار می گیرد. گوش از سه قسمت مجرا از هم 1- گوش خارجی 2- گوش میانی 3- گوش داخلی تشکیل گشته است.
گوش خارجی عبارت است از لاله گوش و سوراخ هدایت صورت یا سوراخ گوش، در عمق سوراخ گوش پرده صماخ قرار گرفته که به صورت پرده نازک و پهنی است که گوش خارجی را از گوش میانی جدا می کند. 2- گوش میانی از هوا پر شده و دارای استخوان کوچکی به نام استخوان چکشی است. از این گذشته استخوان های سندانی و رکابی در آن قرار گرفته است.
3- گوش داخلی که دارای عضو شنوایی حقیقی است به کار می رود. گوش داخلی دارای سیستم پیچیده ای همراه با حفره های متعدد پر از مایع است. قسمتی از این دستگاهها دارای لوله های نیم حلقوی را تشکیل می دهد که کارش ایجاد حفظ تعادل است.
گوش نیز یکی از اعضاء بسیار جالب بدن است. لاله گوش ب شکل در قیف است که ارتعاشات صوتی را جمع می کند. در داخل هر لاله گوش سوراخی وجود دارد که مجرای سامعه نام دارد.
مجرای سامعه و لاله گوش را گوش خارجی گفته اند. مجرای شنوایی فقط حدود 25 میلیمتر در داخل جمجمه فرو رفته است.
در این قسمت پرده نازکی به نام پرده صماخ گوش وجود دارد که ارتعاشات صوتی وارد گوش خارجی می گردد و پرده صماخ را به ارتعاش در می آورد. در یک طرف پرده صماخ گوش خارجی قرار دارد طرف دیگرش حفره کوچکی می باشد که گوش میانی است. در داخل گوش میانی سه استخوان به نام چکشی، سندانی و رکابی وجود دارد.
دسته استخوان چکشی وصل به پرده صماخ می باشد و ارتعاشش را می گیرد و آن را به استخوانی سندانی و استخوان سندانی آن را به استخوان رکابی می رساند.
استخوان رکابی در سوراخی قرار می گیرد که به گوش داخلی ارتباط دارد، وقتی که استخوان سندانی ارتعاش می یابد، صوت از مایعی به اسم پری لنف و آنگاه از مجرای لابیرنت (مارپیچی) می گذرد که در داخل استخوان کنده شده است، این قسمت را حلزون گوش نام نهاده اند. سلول های شنوایی در حلزون گوش جا دارد و همین سلول ها پیام ها را به تار های عصبی می رساند و پیام به مرکز شنوایی مخ می رسد.حس تعادل در گوش داخلی قرار دارد. چنانچه این حس این حس را از کار بیندازند موجود جاندار قادر به حفظ تعادلش نخواهد بود. دستگاه حس تعادل از سه مجرای کوچک نیم دایره و دو کیسه کوچک پر از مایع به وجود آمده است. کم ترین حرکت بدن، آن مایع را به حرکت در می آورد و انتهای اعصاب را متاثر می کند. این اطلاعات به مغز می رسد تا مغز ماهیچه را به طور خاصی برای حفظ تعادل باز و بسته کند.
لنف LYMPH: عبارت از مایع بیرنگی است که از خون پدید می آید و به وسیله رگ های لنفاوی در بدن جریان می یابد.
ترکیب لنف عبارت از آب، گلبول های سفید خون، مواد غذایی هضم شده و مواد زاید سلول های بدن می باشد؛ از این رو لنف فاقد گلبول های قرمز خون است.
لوزالمعده: عبارت است از غده زرد، صورتی رنگ است که کاملا در مجاورت معده قرار گرفته و در نخستین خمیدگی روده کوچک قرار دارد. غده لوزالمعده دارای دو نوع ترشح است یکی این که به وسیله شیره ای که به روده (دوازدهه) می ریزد و در گوارش خوراک کمک بسیاری می کند و دیگر این که هورمونی به نام انسولین ترشح می کند. انسولین از جزایر کوچکی که در لوزالمعده قرار دارد و به نام جزایر انگرهاس است، ترشح شده و مستقیما به خون ریخته می شود.
ماهیچه: ماهیچه ها که قریب دو سوم وزن بدن را تشکیل می دهند بر دو قسم است: اول ماهیچه های قرمز یا مخطط، که عموما به استخوان ها متصل است و آن ها را به حرکت در می آورند و عمل آن ها ارادی است. دوم ماهیچه های سفید یا صاف، که در دایره لوله گوارش و مثانه و رگ ها وجود دارد و عمل آن ها از اراده انسان خارج است.
ساختمان ماهیچه مخطط: اگر ماهیچه ای دوکی را بنگریم، غلافی پیوندی آن را از بیرون می پوشاند، غلاف پیوندی، از خود انشعاباتی به داخل ماهیچه می فرستد و آن را به خانه های طولی چند تقسیم می کند. در هر خانه طولی، یک دسته تار ماهیچه ای بزرگ جا دارد. هر دسته تار ماهیچه ای بزرگ از چند دسته تار ماهیچه ای کوچک ساخته شده است. هر تار یک سلول ماهیچه ای به شمار می رود.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مسمومیت حاملگی (پرهاکلامپسی و اکلامپسی)
مسمومیت حاملگی (پرهاکلامپسی و اکلامپسی)
مسمومیت حاملگی عبارت است از یک اختلال خطرناک در فشار خون. کارکرد کلیه و دستگاه عصبی مرکزی که ممکن است از هفته 20 بارداری تا روز 7 پس از زایمان رخ دهد.
علائم:
پرهاکلامپسی خفیف:افزایش قابل ملاحظه فشار خون هرچند در محدوده طبیعی قرار داشته باشد.پف کردن صورت، دستها و پاها که در صبح شدیدتر است.افزایش وزن بیش از حد (بیش از 450 گرم در هفته در سه ماهه آخر بارداری).پروتئین در ادرار ـ پرهاکلامپسی شدید:افزایش مداوم فشار خونتورم و پفکردگی مداومتاری دیدسردردتحریکپذیریدرد شکم ـ ا
کلامپسی:بدتر شدن علایم فوقکشیدگی عضلاتتشنجاغما
علل:
ناشناخته. معتقدند ناشی از ماده یا سمی است که جفت تولید میکند
عوامل تشدید کننده بیماری:
تغذیه نامناسبدیابت شیرینسابقه فشار خون بالابیماری کلیوی مزمنحاملگی اول. مسمومیت در یک حاملگی بدان معنی نیست که در حاملگیهای بعدی عود خواهد کرد.سیگار کشیدنسوء مصرف الکلاستفاده از داروهای روانگردانسابقه خانوادگی اکلامپسی یا پرهاکلامپسی
پیشگیری :
مراقبت پیش از تولد مناسب در سرتاسر دوران بارداریدر طول بارداری از سیگار، داروهای روانگردان یا الکل استفاده نکنید.در طول بارداری از یک رژیم غذایی طبیعی و کاملاً متعادل استفاده کنید. در صورت تجویز مکملهای ویتامینی و معدنی پیش از زایمان را مصرف کنید.بدون توصیه پزشک هیچ دارویی از جمله داروهای بدون نیاز به نسخه را مصرف نکنید.
عواقب:
مسمومیت در صورت تشخیص و درمان در طول بارداری، معمولاً ظرف 7 روز پس از زایمان بدون هیچ عارضهای از بین میرود. در موارد نادر کشنده است. اگر مسمومیت باعث زایمان نارس گردد، احتمال زنده ماندن نوزاد به رسیدن بودن آن بستگی دارد. مرگ جنین شایع است.
عوارض :
سکته مغزیافزایش خطر فشار خون بالا بدون ارتباط با بارداری پس از 35 سالگیتشنجادم ریه
درمان :
آزمونهای تشخیصی میتوانند شامل بررسیهای آزمایشگاهی خون، بررسی ادرار 24 ساعته و سایر موارد برای رد کردن عوارض باشند.درمان به شدت بیماری بستگی دارد: مراقبت در منزل برای علایم خفیف، مراقبت در بیمارستان در صورت بدتر شدن شرایط و زایمان زودهنگام در صورت وخامت اوضاع. اکلامپسی به خاطر تشنج به احتمال بیشتری به مراقبت در بیمارستان و زایمان زودرس (غالباً سزارین) نیاز دارد.اگر در منزل هستید، روزانه خود را وزن و آن را ثبت کنید؛ از یک آزمون خانگی برای تعیین وجود پروتئین در ادرار استفاده کنید.
دارو درمانی :
داروهای ضد پرفشاری خون برای کاهش فشار خونضد تشنجها برای پیشگیری از تشنجسولفات منیزیم (داخل وریدی)
بیشتر مواقع استراحت کنید؛ این امر در کنترل مسمومیت مهم است. برای کمک به گردش خون، روی سمت چپ خود استراحت کنید.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
فعالیت های نیکوکارانه
فعالیت های نیکوکارانه براساس تعریف متداول وعرفی آن به اعمالی اطلاق می شود که در جهت خیرخواهی برای کل جامعه و رفع مشکلات اقشار بی بضاعت صورت می پذیرد. آنچنان که تاریخ نیکوکاری گواهی می دهد، قسمت قابل توجهی از این خدمات انسانی به واسطه کمک های مالی به مستمندان انجام می پذیرفته و به طور قطع ریشه دراعتقادات دینی یاری دهندگان داشته است. حتی تا امروز، آمار موجود درباره پرداخت های خیرخواهانه، باورهای مذهبی را عامل نخستین برای انجام این قبیل فعالیت ها در سراسر دنیا می داند. با این وجود نیکوکاری در طول تاریخ، در قالب های گوناگون رخ داده است. به عنوان مثال پرداخت دستمزد به کارگران برای ساختن پارسه (تخت جمشید) را نیز بتوان نمونه ای از کارهای خیرخواهانه به حساب آورد.
فعالیت های نیکوکارانه در ایران بیشتر توسط افراد متمول و با انگیزه های دینی انجام می گرفته است. به این صورت که افراد با احداث چاه، ساختن محل های عمومی از قبیل کاروان سرا ، مسجد، گرمابه، مکتب خانه وهمچنین از طریق وقف اموال، دارائی ها و املاک خود خدمتی به عموم مردم نموده و نام نیکی از خود به جای می گذاشتند. دولت ها نیز با ساخت مجتمع های ویژه ای با نام نظامیه، که مشتمل بر محوطه ای بزرگ در میان و حجره های فراوان در اطراف برای تجارت و یا ارائه خدمات به مردم و مسافران بوده و معمولاً مسجد، محل استراحت، و یا مکتب را نیز شامل می شدند، به عموم مردم خدمت کرده و به این ترتیب به محبوبیت خود نیز می افزودند.
در مناطق کوچک تر، به ویژه در مناطقی که کشاورزی نقش کلیدی در زندگی مردم داشت، افراد خیر با حفر و نگهداشت چاه و قنوات، احداث مسیر های آبیاری از رودخانه، تدارک آب آشامیدنی و ساخت گرمابه های عمومی، نوع دوستی خود را به نمایش گذاشته و به جامعه خود یاری می رساندند .
با پشت سر گذاشتن دوران سنتی، نیکوکاران ایرانی راه های فراوان دیگری را برای یاری رساندن به هم نوعان خود برگزیدند. ساخت مدارس، درمانگاه ها و مؤسساتی برای نگهداری سالخوردگان، از نمونه های جا افتاده و متواتر این رویکرد جدید برای نیکوکاری می باشد. این نوع عملیات خیرخواهانه به همراه فعالیت های دیگر که در چند دهه اخیر در ایران صورت گرفته، از جمله جمع آوری کمک های مردمی از طریق حساب های بانکی در سطح ملی، برگزاری جشن های نیکوکاری برای کمک به خانواده های بی بضاعت هنگام نوروز و همچنین پیش از آغاز مدارس، و یا برگزاری جشن ازدواج برای صدها و حتی هزاران جوان کم درآمد در طول سال، همگی هنوز بر اساس انگیزه های برخواسته از باورهای دینی انجام می شوند. دردوران اخیر و پس از افزایش مهاجرت از ایران و در پی تجمع تدریجی سرمایه در میان ایرانیان موفق ساکن در سایر نقاط جهان، گونه های جدیدتری از یاری رسانی در قالب فعالیت های خیرخواهانه در کنار اشکال سنتی آن، قوت گرفته است.
ایرانیان امروز نه تنها هنوز به کمک به دلایل دینی و شکل های جدید تر آن در قالب کمک به مستمندان داخل کشور، دانشجویان ایرانی ساکن در خارج از کشور، ارائه کمک های مالی در هنگام رخ دادن فجایع طبیعی (مانند زلزله بم)، یاری برای احداث مراکز آموزشی مربوط به ایرانیان (مانند مرکز پژوهش های ایرانی در دانشگاه مریلند)، کمک به پیشبرد دانش و آگاهی درباره ایران (مانند حمایت از پروژه دانشنامه ایرانیکا) و یا کمک به سازمان های غیر انتفاعی (مانند انجمن فن آوری ایرانیان آمریکائی) باور دارند، بلکه پای را فراتر گذاشته و به دنبال دست یافتن به جایگاهی در سطوح بالای فرهنگ نوین نیکوکاری در جهان هستند؛ فرهنگی که بر اساس آن بنیاد های غیر انتفاعی بزرگی با اتکا به پشتوانه مالی از طریق شبکه های ارتباطی، در پی به ارمغان آوردن آسودگی و آرامش برای آینده تمامی انسان ها، مستقل از پیشینه نژادی، ملی، قومی، و دینی می باشند.
به نقل قول از اندرو کارنگی که بی تردید یکی از بنیان گذاران فرهنگ نوین نیکوکاری درآمریکا محسوب می شود: " کسی که ثروتمند می میرد، بی آبرو مرده است!" و شاید به همین دلیل وی تقریباً تمامی دارائی خود را به بنیادهای متعددی اهدا نمود. این بنیاد ها هنوزهم در بسیاری از نقاط جهان به خدمت دهی برای گسترش فرهنگ از طریق دانشگاه، کتابخانه های ملی، و همینطور حمایت از برنامه های آموزشی و پژوهشی مشغول به کار هستند. کارنگی همچنین الگوی شایسته ای برای تمامی افرادی است که قصد دارند ثروت و یا وقت خود را به انجام امور خیرخواهانه اختصاص داده و دین خود را به جامعه جهانی ادا نمایند. امروزه بسیاری از ثروتمندان دنیا با تشکیل مؤسسات و بنیادهای خیریه به خدمت دهی به جامعه مشغول می باشند و برخی از ایرانیان موفق نیز به این گروه پیوسته اند. بنیاد امیدیار و همچنین جایزه انصاری از نمونه های بارز این دسته از فعالیت های نیکوکارانه در میان ایرانیان می باشد. ویژگی جالب این بنیاد ها درتامین نیازهای مالی، تکیه بر یاری افراد و گروه های نیکوکار در سراسر دنیا است. به عبارت بهتر، در فرهنگ نوین نیکوکاری نه تنها یک فرد بلکه مجموعه افرادی که در کنار هم و در طول زمان به حمایت از بنیاد ها و سازمان های تشکیل شده می پردازند از اهمیت بسیاربرخوردار می باشند. دلیل حیات و بقای مؤسسات بزرگی چون برادران راکفلر ، بنیاد کارنگی و یا سوروس نیز چیزی جز حمایت گروه های مختلف و نیکوکاران متعدد در طول زمان نیست.
روز احسان و نیکوکاری
کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند و سپس به دنبال انفاقی که کرده اند منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند پاداش آنان نزد پرودگارشان ( محفوظ ) است و نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند. (سوره بقره آیه 262) انسان در زندگی اجتماعی نیازمند به همکاری و همبستگی با افراد دیگر است و هیچکس نمی تواند به صورت فردی و بریده از اجتماع زندگی کند. خوشبختی افراد هر اجتماع تا حد زیادی بستگی به میزان این همکاری دارد. در جامعه ای که الگوی اسلام و بر اساس وحدت عقیدتی و مکتبی تشکیل می گردد مسلمانان خود را در برابر نیازها، مشکلات و گرفتاری های برادران دینی خود بی تفاوت احساس نمی کنند، بلکه بر خود لازم می دانند که در اینگونه موارد به یاری آنها بشتابند. در ایران اسلامی رسم بر این است که قبل از آغاز سال نو شمسی در آستانه تغییر و تحول طبیعت مردم نیز تغییر و تحولی در وضع زندگی و ظواهر خود بوجود آورده، خانه تکانی کرده، میوه و شیرینی تهیه نموده و برای خود و فرزندان لباسهای نو تهیه می کنند. و با شادی و به استفبال عید نوروز و بهار طبیعت می روند. در این میان، محرومان و مستضعفان که از مکنتی برخوردار نیستند امکان شرکت در این شادی ها کمتر برایشان وجود دارد. و چه بسا روحیه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
غزنویان
دولت غزنوی معروف به دولت آل ناصر یا دولت آل ناصرالدین، یک دولت فارسی زبان نظامی اسلامی بود. این دولت خاستگاه نژادی و پایگاه ملی خواست نداشت، اما در مدت اعتلاء – از اواسط قرن چهارم تا اواسط قرن پنجم هجری – غالبا به عنوان مروج و ناشر اسلام مورد توجه وتایید خلافت بغداد بود. بنیانگذار این دولت ناصر الدین سبکتکین بن قرابجکم، داماد و مملوک البتکین حاجب، معروف به سپهسالار، بود که خود او نیز از غلامان ترک سابق سامانیان محسوب می شد. البته، بعدها نسب نامه ای ظاهرا" مجعول، تبار وی را به پیروز پسریزد گرد سوم ساسانی رساند. ر
تسخیر غزنه (غزنین ، غزنی) و استخلاص آن از دست امرای محلی به وسیله او انجام شد. بدین گونه، این منطقه اسما به قلمرو سامانیان الحاق یافت. اما، به دنبال رویدادهایی که البتکین را از دربار بخارا و ارتباط با سامانیان دور ساخت، غزنه مرکز حکومت مستقل البتکین واقع شد و ارتباط آن با مرکز حکومت و دیوان سامانیان قطع گشت . سالها بعد، وقتی این تختگاه کوچک تحت فرمانروایی ناصر الدین سبکتکین – داماد البتکین – در آمد، زمانی به عنوان یک مرکز جهاد اسلامی، پایگاه " غزوات " سبکتکین و اولاد او در اراضی سند و هند گشت. با این عنوان، فرمانروایان غزنه یا لااقل تعدادی از آنان که در دوره اعتلای دولت آل ناصر در نشر فتوحات اسلامی در نواحی شرقی آن ولایت توفیق بیشتری به دست آوردند، و بدین سبب، بسط و توسعه قلمرو آنان در هر دو جانب شرق و غرب، امکان و سرعت بیشتر یافت. این دولت در حاشیه جنوب شرقی قلمرو سامانیان و در نواحی کوهستانی شرق افغانستان کنونی، در اثر مساعی سبکتکین، به تدریج به صورت یک حکومت مستقل و موروثی و پایدار درآمدر(حدود سال 367 ه.ق). این حکومت در اندک زمان و به خصوص در دوران امارت پسر او – محمد بن سبکتکین – وارث تمام بخش ماوراء النهر (در جانب چپ جیحون) از قلمرو سامانیان شد، هم تمام بخش ماوراء النهر (در جانب راست جیحون) به ایلک خانیان ترکستان رسید، با این حال این دولت، در مجموع بیش از پنچاه سال یا قدری بیشتر ( 432- 382 ه.ق. ) در حوادث تاریخ ایران منشاء تاثیر مرئی و بلا واسطه باقی نماند. در پایان این مدت که منجر به ظهور سلاجقه و انتزاع بخش عمده خراسان از غزنویان گردید، فرمانروایی آل ناصر در غزنه در دوره دوم خودر(432 – 552 ه.ق.) تقریبا به افغانستان کنونی و قسمتی از نواحی سند و پنجاب منحصر ماند. از این تاریخ (432 ه.ق.) تا زمانی که فرمانروایی این سلسله در غزنه ( 552 ه.ق. ) رسید، ارتباط آنان با تاریخ ایران تقریبا به نقش ایشان در ترویج شعر و ادب فارسی در قلمرو خویش و در نشر و نقل فرهنگ و رسوم ایرانی اسلامی در آن نواحی محدود شد. ر
در دوره بالنسبه کوتاه اعتلای این سلسله که در واقع شامل فرمانروایی محمود بن سبکتکین ملقب به یمین الدوله و مسعود بن محمود ملقب به شهاب الدوله ( 421 تا 432 ه.ق.) می شد، غیر از افغانستان کنونی، قلمرو آنان در ایران شامل خراسان، سیستان، گرگان، قومس و حتی ری و نواحی مجاور تا حدود اصفهان و در خارج از ایران و افغانستان کنونی، شامل خوارزم (خیوه، ترکمنستان)، چغانیان (در بخش علیای جیحون) جوزجانان، مرو، بلخ، مروالرود و هرات، و همچنین دره سند و قسمتی از نواحی شرق و شمال شرقی هند ( پنجاب و مولتان ) می شد. ر
با آنکه تمام آنچه در طول زمان، طی جنگها مکرر محمود و پسرش مسعود و پدر محمود، سبکتکین ، در سرزمین هند عاید این فرمانروایان گشت، این سرزمین به قلمرو آنان ملحق نشد. ذکر نام تعدادی از نواحی مفتوحه آنان در ماوراء سند، وسعت حوزه، فعالیت نظامی و جهادی آنان را قابل ملاحظه نشان می دهد، که از آن جمله لاهور (پنجاب)، قنوج (جنوب غربی دهلی)، ویهند (ساحل چب سند)، ماتوره (شمال غربی اگره)، هانسی (شمال غربی هند)، بهاطیه (سند سفلی)، کالنجر (جنوب غربی الله آباد)، گوالیار (جنوب اگره)، نهرواله (گجرات)، سومنات (در گجرات)، باری (ساحل شرقی گنگ)، ناردین (در مغرب رود جیلم) و تانسیر (در شمال دهلی) را می توان یادکرد. از این میان، لااقل فتح پنجاب یک تختگاه تازه در لاهور به آنان داد که چندی، به خصوص در غلبه غوریان بر غزنه، آخرین تختگاه فرمانروایی ایشان گشت. در داخل ایران و افغانستان کنونی هم ذکر تعدادی از شهرهای که با حوادث دوران فرمانروایی آنان مربوط می شد، تصوری از حدود قلمرو ایشان را در مدت اعتلای آنان به دست می دهد. از آن جمله است: غزنه، گردیز، پروان، کابل، بست، قصدار، غور، زمین داور، پوشنگ، هرات، گنج رستاق، بلخ، ترمذ، مروالرود، مرو، طوس، نیشابور، بیهق، سرخس، باورد، نسا، استوار (قوچان)، دهستان، گرگان، طبرستان، ری و اصفهان. ر
چنانکه در تاریخ بیهقی از زبان حره ختلی – خواهر محمود – و از زبان مسعود پسر وی نقل شده است، پادشاهان این سلسله از تمام این گستره واقع در داخل و خارج ایران و افغانستان کنونی، " غزنه " را اصل بلاد و دیگر نواحی را فرع می شمردند. سبب اینکه آنان را غزنویان خوانده اند نیز، تا حدی از همین روست. به هر حال، این مساله ارتباط قلبی آنان را با این پایتخت دیرین خود نشان می دهد.
در بین کسانی از این سلسله که در دوره دوم فرمانروایی قوم ،در تاریخ ایران به سبب تشویق یا ارتباط با اهل ادب شهرت یافته اند، نام ظهیر الدوله ابراهیم ( 492 –450 ه.ق. )، علاءالدوله مسعود سوم ( 508 – 492 ه.ق. ) و یمین الدوله بهرامشاه (547 – 512 ه.ق.) در خور ذکر است. شاعران و نویسندگانی هم، مانند مسعود سعد سلمان ر(فات 515ه.ق.)، ابوالفرج رونی( وفات 525 ه.ق.) و ابوالمعالی نصراله منشی (وفات 555 ه.ق.) نام آنان را در آثار خود مخلد ساخته اند. ر
عنوان سلطان که در مورد یمین الدوله محمود مشهور به خلف بن احمد صفاری و از روی تملق در حق وی به کار رفت و جنبه رسمی نداشت، بعد از وی به پسرش شهاب الدوله مسعود اول نیز رسید. از پادشاهان دوره دوم این سلسله که قسمت عمده قلمرو گذشته از آنان انتزاع شده بود، غالبا ظهیر الدوله ابراهیم و یمین الدوله بهرامشاه در استعمال این عنوان اصرار بیشتر داشته اند. ر
غزنویان قدرت و حیثیت خود را در دوره اعتلاء ، مدیون سرعت تعرض در جنگهای نظامی و قدرت تحرک فوق العاده ارتش خویش بودند. غنایمی هم که از این جنگها عاید سلطان و سردارانش می شد، مایه اصلی حیات این ارتش بودند از این رو ، به مجرد آنکه این جنگها متوقف شد، ارتش متزلزل، و دولت دچار انحطاط گشت . البته ، این جنگها که سلطان را به عنوان " غازی " مورد تقدیر خلیفه بغداد می ساخت، تقریبا هرگز در قلمرو خود وی موجب بسط رفاه و آسایش خلق نمی شد. استمرار این جنگها را – که تنها در عهد سلطان محمود بیش از هفده بار لشکر کشی به دیار هند انجام شد – مایه ناخر سندی عامه و ضعف بنیه مالی دولت می ساخت. از جمله تحمیل مالیاتهای سنگین و بی هنگام که برای تجهیز ارتش در