لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 25
نگرش اقتصادی به روابط عمومی
مقدمه
روابط عمومی تمنیات و آرزوهایی دارد تا خود را به صورت حرفهای درآورد. فرهنگ روابط عمومی ابزاری است که میتواند به انجام این وضعیت کمک کند؛ ولی طبیعت دوره تحصیلات و منظور از مواد درسی، موضوعات مورد مشابهی است که در این باره اغلب بین دانشگاهیان و کارورزان اختلافنظر وجود دارد.
در بریتانیا دولت صریحا آموزش حرفهای را تشویق میکند؛ بنابراین لازم است آموزش به طور روزافزون در خدمت مشاغل و تقاضاهای صنعتی باشد.این مقاله در جستوجوی ارتباط بین روابط عمومی، آموزش و تحقیق است. این بحث شامل دید عمیق به پیشرفتهای آموزش روابط عمومی در بریتانیا در مقایسه با پیشرفتهای ایالات متحده و اروپاست.
حرفهای کردن روابط عمومی
حصول حالت حرفهای برای روابط عمومی مهم است، زیرا که با چنین شناختی میتوان به احترام و آرزوهای اجتماعی نایل آید و به خوبی تشخیص آشکار تبلیغات از واقعیت را آسان کرد.
در ادبیات روابط عمومی که با مفهوم حرفهای بودن در ارتباط است، تمایل قویای وجود دارد تا آن را به عنوان چیزی تلقی کند که به طور انفرادی به کار برده میشود تا اینکه شغل تلقی شود.
این پرسش که چه حدی از اکثریت موردنیاز است و چه راه آسانی برای بیرون راندن مناظرات از پرسشهای مهمی که درباره نقش روابط عمومی در جامعه به نظر میرسد، افق دید را وسیعتر میکند؛ شیوه «گرونیگ» و «هانت» _ که منحصرا در اینجا به کار گرفتهاند _ شبیه است به آنچه که در حوزه روابط عمومی تا حد پرسشهایی درباره رفتار انفرادی تنزل پیدا میکند. این گونه نیست که چنین تقربی برای خودش طرفداری نداشته باشد، مساله در عدم وجود جایگزینهایی است که شکاف اصلی را در ادبیات جامعهشناسی روابط عمومی ایجاد میکنند. بدون شک این شکاف در موقع خود توسط دانشجویان روابط عمومی (که دارای زمینه یا علاقهمند به جامعهشناسی، سیاست و مطالعات مردمی هستند و آنان در پاسخگویی به چنین سئوالاتی بهتر عمل کنند، مجهز میکند) پرخواهد شد.
روابط عمومی در ایالات متحده آمریکا یک بنیان علمی و نیز یک اجتماع حرفهای و مجموعهای از اخلاقیات نظام یافته برای شتاب دادن به کار است و کارورزان روابط عمومی با انجام امتحانات و یک شیوه گزارش تخلفات شامل بازنگری و انتقاد کردن نیز زیرساختی برای افزایش منابع روابط عمومی و فرهنگ و مواد درسی معین در سطح دانشگاه ارایه میدهند.دیگران فقط روابط عمومی را _ هر چند که پیش از آن به صورت حرفهای عمل کرده باشند _ گاهی کلید محک نادیدهای که از ادبیات جامعهشناسی بروز میکند، توصیف میکنند. برای مثال اگر چه روابط عمومی اغلب به دلیل جدید بودن، شغل پنداشته شده و آنچنان که باید جدی گرفته نمیشود. به عنوان یک قانون دانشگاهی، تاریخ عملکرد حرفهای روابط عمومی را میتوان به طور منطقی از سال 1923 _ یعنی زمانی که «ادوارد برنی»(Ed Bernay) اولین کتاب خود درباره روابط عمومی را منتشر و عنوان اولین واحد درسی در دانشگاه را تدریس کرد _ مشخص کرد.
نشریات ثبت شده درباره توصیههای آموزشی در حوزه روابط عمومی تحت تاثیر تجربیات آمریکاییها بوده است و تا اندازهای این موضوع بازتاب این واقعیت است که تا این تاریخ دو مجله دانشگاهی در روابط عمومی، یعنی «مروری بر روابط عمومی» و مجله «تحقیق در روابط عمومی» در آمریکا پایهگذاری شدهاند و به طور وسیعی به تحقیق آمریکایی و جهتگیریهای دانشگاهی اشاره دارند.
موسسه روابط عمومی (IPR) دوره امتحانات خود را در سال 1950 دایر کرده و با به کار گماردن استادانی از گروه مطالعات مدیریت و پلی تکنیک نایبالسلطنه لندن، اولین امتحان متوسط در جولای 1957 برگزار کرده است.بعدها در سال 1950 کمیته فرهنگی موسسه روابط عمومی نخستین گزارش را درباره جنبش اولیه هواداری در بخش دانشگاهی در دانشگاه شفیلد _ جایی که در آن یک کرسی روابط عمومی وجود داشت _ و در لندن مدرسه اقتصاد، (جایی که در آن سخنرانیهایی درباره آگهیهای تبلیغاتی انجام میشد) و در کالج «کیل» (که بعدا دانشگاه شد) جایی که قرار بود که یک کرسی در رشته ارتباطات در آن دایر شود، ارایه کرد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 26 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مدیریت تعارض
تعارض پدیده ای است که آثار مثبت و منفی روی عملکرد افراد و سازمان ها دارد،.استفاده صحیح و مؤثر از تعارض موجب بهبود عملکرد و ارتقای سطح سلامتی سازمان می گردد و استفاده غیر مؤثر از آن موجب کاهش عملکرد و ایجاد کشمکش و تشنج در سازمان می شود.استفاده مؤثر از تعارض مستلزم شناخت و درک کامل ماهیت آن و همچنین علل خلق کننده و کسب مهارت در اداره و کنترل آن است که البته امروز به عنوان یکی از مهمترین مهارت های مدیریت به شمار می آید. توانایی برخورد با تعارض و اداره آن، در موفقیت مدیران سازمان ها نقش ارزنده ای دارد. اگر تعارض ها سازنده باشند، موجب بروز افکار نو و خلاق می شوند و زمینه تغییر و نوآوری و تحول سازنده را در سازمان فراهم می سازند و در نهایت به مدیریت کمک می کنند تا به اهداف سازمانی خویش نائل آید.
در این مقاله سعی بر آن است تا مفهوم تعارض، دیدگاه های سنتی، روابط انسانی و تعاملی و انواع تعارض را تبیین و به مدیران سازمان ها کمک کند تا با مهارت های مدیریت تعارض آشنا و در مواقع لزوم آن را به کار گیرند.
مفهوم تعارض
در فرهنگ لغات فارسی، تعارض به معنای متعرض و مزاحم یکدیگر شدن، باهم خلاف کردن و اختلاف داشتن معنی شده است.رابینز در تعریفی می گوید: «تعارض فرآیندی است که در آن، شخص الف به طور عمدی می کوشد تا به گونه ای بازدارنده سبب ناکامی شخص در رسیدن به علایق و اهدافش گردد.»
وی توضیح می دهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک یا آگاهی (Perception)، مخالفت(Opposition)، کمیابی (Scarcity) و بازدارندگی (Blockage) نشاندهنده ماهیت تعارض هستند.
سایر وجوه مشترک تعریف های واژه تعارض عبارت از مخالفت، نزاع، کشمکش، پرخاشگری و آ شوب است.
جایگاه تعارض در مدیریت
بنابر آنچه که گذشت نتیجه می گیریم آنچه که تعارض را ایجاد می کند، وجود نظرات مختلف و سپس ناسازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است. درک نظرات مختلف به مدیران کمک می کند تا شیوه مناسبی را برای حل تعارض انتخاب کنند.با توجه به سیر پیشرفت مکاتب فکری مدیریت در طول سالهای اخیر، سه نظریه متفاوت در مورد تعارض در سازمان ها وجود دارد.نخستین دیدگاه اعتقاد دارد که باید از تعارض دوری جست چرا که کارکردهای زیانباری در درون سازمان خواهد داشت، به این دیدگاه نظریه سنتی تعارض(تئوری یگانگی) می گویند.
دومین دیدگاه، نظریه روابط انسانی است که تعارض را امری طبیعی می داند و در هر سازمانی پیامدهای حتمی و مسلمی خواهد داشت، ضرری ندارد و به طور بالقوه نیروی مثبتی را برای کمک به عملکرد سازمان ایجاد می کند.
و سومین نظریه و مهمترین دیدگاه اخیر، مبنی بر این است که تعارض نه تنها می تواند یک نیروی مثبت در سازمان ایجاد کند، بلکه همچنین یک ضرورت بدیهی برای فعالیت های سازمانی به شمار می آید که به این نگرش، نظریه تعامل تعارض می گویند.
نظریه سنتی
بر اساس این نظریه، هیچ تضادی در سازمان وجود ندارد. چون سازمان را یک مجموعه هماهنگ و منسجم می داند که برای یک منظور مشترک به وجود آمده است. از این رو از کارکنان زیر دست هیچ انتظار اعتراض به تصمیمات مدیریت نمی رفت و اگر چنین می شد، آن را یک ضد ارزش تلقی می کردند و خود به خود از سیستم خارج می شد.در این نظریه، تعارض یک عنصر بد و ناخوشایند است و همیشه اثر منفی روی سازمان دارد. تعارض را با واژه هایی چون ویران سازی، تعدد، تخریب و بی نظمی مترادف می داند و چون زیان آور هستند، لذا باید از آنها دوری جست و در نتیجه مدیر سازمان مسئولیت دارد سازمان را از شر تعارض برهاند. این نحوه نگرش به مسئله تعارض از سال ۱۹۰۰ تا نیمه دوم دهه ۱۹۴۰ بوده است.
نظریه روابط انسانی
این نظریه تعارض را یک پدیده طبیعی و غیرقابل اجتناب در همه سازمان ها می داند که با موجودیت آن در سازمان موافق است. همچنین طرفداران مکتب مزبور عقیده دارند که تعارض را نمی توان حذف یا از بین برد، حتی در موارد زیادی تعارض به نفع سازمان است و عملکرد را بهبود می بخشد. نظریه روابط انسانی از آخرین سالهای دهه ۱۹۴۰ تا نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ رواج داشت.
نظریه تعامل
در حال حاضر تئوری تعارض حول محور دیدگاهی می چرخد که، آن را مکتب تعامل می نامند. اگرچه از دیدگاه روابط انسانی باید تعارض را پذیرفت ولی در مکتب تعامل بدین سبب پدیده تعارض مورد تأیید قرار می گیرند که یک گروه هماهنگ ، آرام و بی دغدغه، مستعد این است که به فطرت انسانی خویش برگردد، یعنی احساس خود را از دست بدهد، تنبلی و سستی پیشه کند و در برابر پدیده تغییر، تحول و نوآوری هیچ واکنشی از خود نشان ندهد.
نقش اصلی این شیوه تفکر درباره تعارض این است که این پدیده مدیران سازمان ها را وادار می کند که در حفظ سطحی معینی از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدی نگه دارند که سازمان را زنده، با تحرک، خلاق و منتقد به خود نگه دارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 25 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مدیریت
از ویکی ویدیا ، دایره المعارف – آزاد
پرسش به جستجو ، پژوهش
برای استفاده دیگر ، به مدیریت مراجعه کنید ( بدون ابهام )
مدیریت – عبارتهای ساده است که به معنی عمل گردآوری و وارد کردن مردم برای انجام دادن اهداف – مورد نظر ، مدیریت تشکیل شده است . از طراحی کردن ، سازمان دهی ، جمع آوری منبع ، رهبری کردن و یا هدایت کردن و کنترل کردن یک سازمان ( گروهی از یک ماهیت یا موجودیت دیگر مردم ، و یا تلاش برای هدف به اجرا درآوردن مقصودی . منبع ( جمع آوری ، مواجه است با گسترش ، و استادانه به فال گرفتن منابع انسانی ، منابع مالی ، منابع تکنولوژیکی و منابع طبیعی و . )
مدیریت را همچنین می توان به فرد و یا افرادی عطف داد که عمل – مدیریت کردن را به اجرا در می آورند .
مفاد ( زمینه ها یا محتویات ) :
بررسی
-1 چشم اندازه ( زمینه ) تئوریکی
2- ماهیت کار مدیریتی
توسعه تاریخی
1- هنر جنگ سان – تی – زو
2- شاهزاده « نیکلو ماکیاول »
3- « ثروت – ملل ، آدام المیت »
4- قرن نوزدهم
5- قر ن بیستم
6- قرن بیست و یکم
موضوعات – مدیریت
1- عملکردهای اصلی مدیریت
2- تشکیل سیاست تجاری
1-2-3 چگونه سیاستها و استراتژی ها را به اجرا درآوریم .
2-2-3 توسعه سیاستها و استراتژی ها
3-2-3 در کجا سیاستها و استراتژی ها در فرآیند طراحی تناسب دارند .
3-3 سطوح مدیریتی و سلسله مراتب
4- نواحی و طبقه بندی ها و به اجرا درآوردن – مدیریت
5- نیز – مراجعه کنید .
6- مراجع
7- اتصالات – خارجی
بررسی ها ( توضیحات )
فعل مدیریت کردن از واژه ایتالیایی masneggiare بدست آمده ( سرکار داشتن با – بویژه یک اسب ) . که در عوض از کلمه لاتین mannus ( هند ) ، مشتق می شود . واژه فرانسوی mesnagement بر توسعه یافتن در معنی واژه انگلیسی مدیریت در قرون هفدهم و هجدهم ، تاثیر داشته است .
چشم انداز تئوریکی :
مری پارکر – فولت ( 1933 – 1868 ) ، کسی که موضوعی را در اوایل قرن بیستم نوشت ، مدیریت را به عنوان هنر گردآوری کردن کارهای انجام شده توسط مردم تعریف کرده است . فرد همچنین می تواند فکر کند در عملیاتی بودن – مدیریت به عنوان عمل بررسی و سنجش کیفیت در یک اصول – منظمی و انطباق دادن برخی طرحهای – اساسی ، و یا به عنوان عملکردهای انجام شده برای رسیدن به هدف ، از قبل تعیین شده . این حتی در وضعیتهایی به کار برده می شود ، جایی که طراحی کردن به اجرا در نمی آید . از این پرسپکتیو مرد فرانسوی به نام هنری – فایول ، مدیریت را تشکیل شده از چند عملکرد ، پنداشته است :
1- طراحی کردن
2- سازماندهی
3- رهبری کردن
4- تشریک مساعی کردن
5- کنترل کردن
با این وجود ، برخی از مردم ، این تعریف را در حالی مفید یافته اند که بسیار کوته فکرانه است . عبارت « مدیریت » چیزی است که مدیریت انجام داده که در سطح گسترده ای رخ می دهد و پیش بینی کردن مشکل تعریف مدیریت را ، ماهیت – انتقال یافته تعاریف ، و اتصال دادن عملکردهای مدیریتی با ماهیت موجودیت مجموعه صنفی ( کادر ) و یا طبقه – مدیریتی ، می باشد .
یک عادتی که توسط آن مدیریت را معادل «« مدیریت – بازرگانی » دانسته ، و بنابراین مدیریت را در مکانهای خارج از بازرگانی دانسته ، و برای مثال در خیرات و در بخش عمومی . خیلی واقعیت گرایانه ، با این وجود ، هر سازمان می بایستی کار خودش را مدیریت کند ، فرآیند های مردمی ، فن آوری و غیر را ، برای اینکه مفید واقع شدن آن را به حداکثر برساند . با این وجود ، بسیاری از مردم به دانشکده های – دانشگاهی عطف و رجوع کرده ، که مدیریت را به عنوان یا مثل « مدارس – تجاری » ، آموزش می دهند . تعدادی از موسسه ها ( مثل مدرسه تجاری هاروارد ، از آن اسم استفاده می کنند ، در حالی که موسسه های دیگر ( مثل مدرسه – مدیریت یال ) واژه انحصاری تر « مدیریت » را استفاده می کنند . ( به کار می بندد ) .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 26
مدیریت تعارض
تعارض پدیده ای است که آثار مثبت و منفی روی عملکرد افراد و سازمان ها دارد،.استفاده صحیح و مؤثر از تعارض موجب بهبود عملکرد و ارتقای سطح سلامتی سازمان می گردد و استفاده غیر مؤثر از آن موجب کاهش عملکرد و ایجاد کشمکش و تشنج در سازمان می شود.استفاده مؤثر از تعارض مستلزم شناخت و درک کامل ماهیت آن و همچنین علل خلق کننده و کسب مهارت در اداره و کنترل آن است که البته امروز به عنوان یکی از مهمترین مهارت های مدیریت به شمار می آید. توانایی برخورد با تعارض و اداره آن، در موفقیت مدیران سازمان ها نقش ارزنده ای دارد. اگر تعارض ها سازنده باشند، موجب بروز افکار نو و خلاق می شوند و زمینه تغییر و نوآوری و تحول سازنده را در سازمان فراهم می سازند و در نهایت به مدیریت کمک می کنند تا به اهداف سازمانی خویش نائل آید.
در این مقاله سعی بر آن است تا مفهوم تعارض، دیدگاه های سنتی، روابط انسانی و تعاملی و انواع تعارض را تبیین و به مدیران سازمان ها کمک کند تا با مهارت های مدیریت تعارض آشنا و در مواقع لزوم آن را به کار گیرند.
مفهوم تعارض
در فرهنگ لغات فارسی، تعارض به معنای متعرض و مزاحم یکدیگر شدن، باهم خلاف کردن و اختلاف داشتن معنی شده است.رابینز در تعریفی می گوید: «تعارض فرآیندی است که در آن، شخص الف به طور عمدی می کوشد تا به گونه ای بازدارنده سبب ناکامی شخص در رسیدن به علایق و اهدافش گردد.»
وی توضیح می دهد که در این تعریف، مفاهیم ادراک یا آگاهی (Perception)، مخالفت(Opposition)، کمیابی (Scarcity) و بازدارندگی (Blockage) نشاندهنده ماهیت تعارض هستند.
سایر وجوه مشترک تعریف های واژه تعارض عبارت از مخالفت، نزاع، کشمکش، پرخاشگری و آ شوب است.
جایگاه تعارض در مدیریت
بنابر آنچه که گذشت نتیجه می گیریم آنچه که تعارض را ایجاد می کند، وجود نظرات مختلف و سپس ناسازگاری یا ضد و نقیض بودن آن نظریات است. درک نظرات مختلف به مدیران کمک می کند تا شیوه مناسبی را برای حل تعارض انتخاب کنند.با توجه به سیر پیشرفت مکاتب فکری مدیریت در طول سالهای اخیر، سه نظریه متفاوت در مورد تعارض در سازمان ها وجود دارد.نخستین دیدگاه اعتقاد دارد که باید از تعارض دوری جست چرا که کارکردهای زیانباری در درون سازمان خواهد داشت، به این دیدگاه نظریه سنتی تعارض(تئوری یگانگی) می گویند.
دومین دیدگاه، نظریه روابط انسانی است که تعارض را امری طبیعی می داند و در هر سازمانی پیامدهای حتمی و مسلمی خواهد داشت، ضرری ندارد و به طور بالقوه نیروی مثبتی را برای کمک به عملکرد سازمان ایجاد می کند.
و سومین نظریه و مهمترین دیدگاه اخیر، مبنی بر این است که تعارض نه تنها می تواند یک نیروی مثبت در سازمان ایجاد کند، بلکه همچنین یک ضرورت بدیهی برای فعالیت های سازمانی به شمار می آید که به این نگرش، نظریه تعامل تعارض می گویند.
نظریه سنتی
بر اساس این نظریه، هیچ تضادی در سازمان وجود ندارد. چون سازمان را یک مجموعه هماهنگ و منسجم می داند که برای یک منظور مشترک به وجود آمده است. از این رو از کارکنان زیر دست هیچ انتظار اعتراض به تصمیمات مدیریت نمی رفت و اگر چنین می شد، آن را یک ضد ارزش تلقی می کردند و خود به خود از سیستم خارج می شد.در این نظریه، تعارض یک عنصر بد و ناخوشایند است و همیشه اثر منفی روی سازمان دارد. تعارض را با واژه هایی چون ویران سازی، تعدد، تخریب و بی نظمی مترادف می داند و چون زیان آور هستند، لذا باید از آنها دوری جست و در نتیجه مدیر سازمان مسئولیت دارد سازمان را از شر تعارض برهاند. این نحوه نگرش به مسئله تعارض از سال ۱۹۰۰ تا نیمه دوم دهه ۱۹۴۰ بوده است.
نظریه روابط انسانی
این نظریه تعارض را یک پدیده طبیعی و غیرقابل اجتناب در همه سازمان ها می داند که با موجودیت آن در سازمان موافق است. همچنین طرفداران مکتب مزبور عقیده دارند که تعارض را نمی توان حذف یا از بین برد، حتی در موارد زیادی تعارض به نفع سازمان است و عملکرد را بهبود می بخشد. نظریه روابط انسانی از آخرین سالهای دهه ۱۹۴۰ تا نیمه دوم دهه ۱۹۷۰ رواج داشت.
نظریه تعامل
در حال حاضر تئوری تعارض حول محور دیدگاهی می چرخد که، آن را مکتب تعامل می نامند. اگرچه از دیدگاه روابط انسانی باید تعارض را پذیرفت ولی در مکتب تعامل بدین سبب پدیده تعارض مورد تأیید قرار می گیرند که یک گروه هماهنگ ، آرام و بی دغدغه، مستعد این است که به فطرت انسانی خویش برگردد، یعنی احساس خود را از دست بدهد، تنبلی و سستی پیشه کند و در برابر پدیده تغییر، تحول و نوآوری هیچ واکنشی از خود نشان ندهد.
نقش اصلی این شیوه تفکر درباره تعارض این است که این پدیده مدیران سازمان ها را وادار می کند که در حفظ سطحی معینی از تعارض بکوشند و مقدار تعارض را تا حدی نگه دارند که سازمان را زنده، با تحرک، خلاق و منتقد به خود نگه دارد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 25
مدیریت
از ویکی ویدیا ، دایره المعارف – آزاد
پرسش به جستجو ، پژوهش
برای استفاده دیگر ، به مدیریت مراجعه کنید ( بدون ابهام )
مدیریت – عبارتهای ساده است که به معنی عمل گردآوری و وارد کردن مردم برای انجام دادن اهداف – مورد نظر ، مدیریت تشکیل شده است . از طراحی کردن ، سازمان دهی ، جمع آوری منبع ، رهبری کردن و یا هدایت کردن و کنترل کردن یک سازمان ( گروهی از یک ماهیت یا موجودیت دیگر مردم ، و یا تلاش برای هدف به اجرا درآوردن مقصودی . منبع ( جمع آوری ، مواجه است با گسترش ، و استادانه به فال گرفتن منابع انسانی ، منابع مالی ، منابع تکنولوژیکی و منابع طبیعی و . )
مدیریت را همچنین می توان به فرد و یا افرادی عطف داد که عمل – مدیریت کردن را به اجرا در می آورند .
مفاد ( زمینه ها یا محتویات ) :
بررسی
-1 چشم اندازه ( زمینه ) تئوریکی
2- ماهیت کار مدیریتی
توسعه تاریخی
1- هنر جنگ سان – تی – زو
2- شاهزاده « نیکلو ماکیاول »
3- « ثروت – ملل ، آدام المیت »
4- قرن نوزدهم
5- قر ن بیستم
6- قرن بیست و یکم
موضوعات – مدیریت
1- عملکردهای اصلی مدیریت
2- تشکیل سیاست تجاری
1-2-3 چگونه سیاستها و استراتژی ها را به اجرا درآوریم .
2-2-3 توسعه سیاستها و استراتژی ها
3-2-3 در کجا سیاستها و استراتژی ها در فرآیند طراحی تناسب دارند .
3-3 سطوح مدیریتی و سلسله مراتب
4- نواحی و طبقه بندی ها و به اجرا درآوردن – مدیریت
5- نیز – مراجعه کنید .
6- مراجع
7- اتصالات – خارجی
بررسی ها ( توضیحات )
فعل مدیریت کردن از واژه ایتالیایی masneggiare بدست آمده ( سرکار داشتن با – بویژه یک اسب ) . که در عوض از کلمه لاتین mannus ( هند ) ، مشتق می شود . واژه فرانسوی mesnagement بر توسعه یافتن در معنی واژه انگلیسی مدیریت در قرون هفدهم و هجدهم ، تاثیر داشته است .
چشم انداز تئوریکی :
مری پارکر – فولت ( 1933 – 1868 ) ، کسی که موضوعی را در اوایل قرن بیستم نوشت ، مدیریت را به عنوان هنر گردآوری کردن کارهای انجام شده توسط مردم تعریف کرده است . فرد همچنین می تواند فکر کند در عملیاتی بودن – مدیریت به عنوان عمل بررسی و سنجش کیفیت در یک اصول – منظمی و انطباق دادن برخی طرحهای – اساسی ، و یا به عنوان عملکردهای انجام شده برای رسیدن به هدف ، از قبل تعیین شده . این حتی در وضعیتهایی به کار برده می شود ، جایی که طراحی کردن به اجرا در نمی آید . از این پرسپکتیو مرد فرانسوی به نام هنری – فایول ، مدیریت را تشکیل شده از چند عملکرد ، پنداشته است :
1- طراحی کردن
2- سازماندهی
3- رهبری کردن
4- تشریک مساعی کردن
5- کنترل کردن
با این وجود ، برخی از مردم ، این تعریف را در حالی مفید یافته اند که بسیار کوته فکرانه است . عبارت « مدیریت » چیزی است که مدیریت انجام داده که در سطح گسترده ای رخ می دهد و پیش بینی کردن مشکل تعریف مدیریت را ، ماهیت – انتقال یافته تعاریف ، و اتصال دادن عملکردهای مدیریتی با ماهیت موجودیت مجموعه صنفی ( کادر ) و یا طبقه – مدیریتی ، می باشد .
یک عادتی که توسط آن مدیریت را معادل «« مدیریت – بازرگانی » دانسته ، و بنابراین مدیریت را در مکانهای خارج از بازرگانی دانسته ، و برای مثال در خیرات و در بخش عمومی . خیلی واقعیت گرایانه ، با این وجود ، هر سازمان می بایستی کار خودش را مدیریت کند ، فرآیند های مردمی ، فن آوری و غیر را ، برای اینکه مفید واقع شدن آن را به حداکثر برساند . با این وجود ، بسیاری از مردم به دانشکده های – دانشگاهی عطف و رجوع کرده ، که مدیریت را به عنوان یا مثل « مدارس – تجاری » ، آموزش می دهند . تعدادی از موسسه ها ( مثل مدرسه تجاری هاروارد ، از آن اسم استفاده می کنند ، در حالی که موسسه های دیگر ( مثل مدرسه – مدیریت یال ) واژه انحصاری تر « مدیریت » را استفاده می کنند . ( به کار می بندد ) .