لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 19
خاتم سازی
هنرهای سنتی ایران، هنرهای اصیل مردمی و نشات گرفته از فطرتی پاک است که از دیر باز در تمامی شئون زندگی مردم رسوخ کرده و به صورت جزئی تفکیک ناپذیر درآمده اند. این هنرها، از گذشته دور تا کنون، بدون تغییرات زیاد باقی مانده اند و اگر به آنها توجه نشود رفته رفته به بوته فراموشی سپرده خواهند شد.
خاتم سازی خاتم سازی یکی از هنرهای با ارزش شرق است. از گذشته خاتم سازی اطلاعات زیادی در دست نیست، زیرا مواد اولیه خاتم اکثرا چسب و چوب است و این دو ماده بر اثر مرور زمان از بین می روند. با این همه در اماکنی که جنبه تقدس داشته و در نتیجه از آنها به خوبی نگه داری شده، به خاتم هایی بر می خوریم که قدمت دویست تا سیصد ساله دارند.
مهمترین مرکز خاتم سازی جهان امروز، ایران است. هر چند در کشورهای هندوستان، سوریه، عراق و فلسطین نیز هنر خاتم کاری وجود دارد، اما به قدمت و ظرافتی که در ایران انجام می شود نیست، در حقیقت این هنر ویژه ایران است. خاتم های ایران در نمایشگاههای جهانی و بین المللی، همواره در رده اول و ممتاز بوده است.
در موزه های جهان، انواع مختلف خاتم های مرغوب ایران وجود دارد؛ از جمله تخته شطرنج خاتم کاری شده ای که در موزه “بناکی” در شهر آتن نگه داری می شود و در زمره بهترین نمونه خاتم عصر صفوی است. شاید بهترین نمونه این هنر در عصر حاضر، میز خاتمی است که در نمایشگاه بروکسل – سال ۱۹۵۸- مدال طلا را نصیب خود کرد. در هنر خاتم سازی از چوبهای گوناگون از قبیل عاج، استخوان، برنج و گاهی طلا و نقره استفاده می شود.
ابتدا چوب، استخوان یا فلز را به صورت منشورهای مثلث القاعده می برند و آنها را بنحوی کنار هم قرار می دهند که برش عرضی آنها دارای اشکال هندسی منظم باشد، زیرا شکل عمومی بیشتر خاتم ها را نقوش هندسی تشکیل می دهد.
بعد این برش ها را در کنار هم و بوسیله سریشم ، روی ورقه نازکی از چوب، می چسبانند و نهایتا ورقه را بر اشیاء گوناگونی مانند میز، صندلی، جعبه، قاب و غیره می نشانند. اخیرا خاتم های خطی نیز ساخته می شود که در آن کلماتی مانند اسماء خداوندی بعنوان نقش ظاهر می شوند.
در خاتم های گرانقیمت، قسمت های فلزی خاتم از طلا یا نقره تشکیل میشود و به جای استخوان در ساخت آنها عاج به کار می رود. مرغوبترین انواع خاتم، به “پره وارو” و “سیم دار” مشهور است. این هنر از دویست سال پیش تا کنون بدون تغییرات زیاد باقی مانده و نمونه کارهای قدیمی و معاصر تفاوت چندانی باهم ندارند.
مواد و مصالح خاتم سازی چوب چوب فوفل، آبنوس، عناب، شاه چوب، آزاد، بقم، نارنج و چوب شمشاد.فلز مفتول های طلایی یا نقره ای، مس، برنج، آلومینیوم.
استخوان استخوان ساق پا و دست شتر یا اسب، عاج فیل، استخوان مصنوعی
رنگ سبز این رنگ از ترکیب نشادر، براده مس و سرکه تهیه می شود. استخوان های بریده شده را در ظرف حاوی محلول رنگی می ریزند و مدت شش ماه در معرض نور خورشید قرار می دهند. امروزه از آنجائیکه تهیه استخوان شتر مشکل است، از چوب نارنج به جای استخوان شتر استفاده می کنند و برای رنگ کردن آن، از رنگ سبز مخصوص رنگرزی پشم استفاده می کنند.
وسایل و ابزار خاتم سازی عبارتند از: رنده، تنگ، اره، سوهان، پرگار، گونیا، چکش، گازانبر، مغار، پرس.
روغنکاری خاتم اصولا سطح یک خاتم به دو علت روغن زده می شود : براق شدن خاتم و حفاظت آن در مقابل رطوبت، گرما و سرما. در گذشته برای این کار روغن جلا یا سندلوس ( شیره درخت کاج ) به کار می رفت. بعد ها از روغن هاویلوکس استفاده شد و امروزه از پلی استر استفاده می کنند.
خاتم از نظر گل تنوع زیادی دارد، از میان آنها می توان به: خاتم پره وارو، پره ای، ابری، نه گلی لایه دار، شش و لوز، بته جقه ای، خیابانی، طاقی، قمی، جناقی و خاتم دورنگ اشاره کرد. از انواع حاشیه نیز می توان حاشیه شش گلی، جویی، بازوبندی، طوره دار، شمسه دار و حاشیه تخمه دار را نام برد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
«موقعیت ایران»
ایران یا بخشهایی از ایران تا اوایل پرمین جزئی از قاره گندوانا بوده است. شواهد نشان می دهد که صفحه ایران نسبت به وضعیت فعلی خود جابجا شده است و بخش سرتاسری عربستان در سمت ایران، حاشیه پالئوتتیس به شمار می رفته است. قسمت اعظم حاشیه مزبور بعداً طی کوهزایی آلپ و زیر راندگی و برخورد عربستان به ایران از بین رفته است.
در حد بین سیلورین و پرمین زیرین، صفحه ایران در شمال شرق گندوانا و در حاشیه جنوبی پالئوتتیس قرار داشته است. بنا به گفته اشامپلی (1978) چین و هند وچین احتمالاً طی پالئوزوئیک از گندوانا جدا شدند یعنی ابتدا چین و در پی آن هند و چین همزمان با ایران یعنی طی پرموکربونیفر از گندوانا مجزا شد. صفحات مزبور به طرف آسیا مهاجرت کرده و سرانجام به آن متصل شدند.
«پالئوتتیس»
لازمه تشکیل هر اقیانوس وجود ریف های بین قاره ای است. البرز به عنوان بخشی از حاشیه قاره ای معرفی شده و 4 مرحله در تشکیل پالئوتتیس مشخص می شود:
برآمدگی مناطقی که بعدها محلی برای تشکیل ریفت شد.
آتشفشان شکافی قابل توجه.
پیش روی دریا بر روی حاشیه جدید و انباشتگی رسوبات در آن از جمله رسوبات تبخیری
برخورد قاره ها و تکتونیک خاصی که در مناطق دورتر در نتیجه این بازشدگی آشکار می شود.
در البرز بر اساس پیش روی و پس روی ها و جغرافیای دیرینه کلی ایران ثابت می شود که البرز طی پالئوزوئیک حالت حاشیه قاره داشته است. چنانکه در دونین زیرین دریایی در چند نقطه در شمال البرز مشاهده شده است.
در البرز شرقی توسعه حاشیه قاره ای مزبور از دونین و بعد از طی یک مرحله آتشفشان شکافی مهم اتفاق افتاد.
برای تعیین سن ریفت و زمان پیدایش کف اقیانوس می توان بر ساس سن قدیمی ترین رسوبات دریایی که با ریفت در ارتباط باشد سن آن تخمین زد.
به نظر می رسد که پیدایش کف اقیانوس پالئوتتیس در اردوویسین انجام شده است پیش روی آب در حاشیه ریفت به طور محلی در طی اروویسین دنبال شد و به طور قطع تا دونین زیرین ادامه داشته است
پیدایش و وفور آتشفشانهای شکافی قبل از رسوبگذاری ماسه سنگ لالون می تواند نشانه ریفت در این زمان باشد. با کوهزایی های هرسی نین که در کربونیفر رخ داده است پالئوتتیس بسته شد.
البرز:
کوههای البرز در شمال ایران و جنوب دریای خزر ، رشته شرقی و غربی نسبتاً پرپیچ و خمی را تشکیل می دهد. سلسله جبال البرز خود جزئی از قسمت شمالی کوهزایی آلپ – هیمالیا است در آسیای غربی. روند ساختمانی کوههای بخش غربی البرز شمال غرب – جنوب شرق است و تا اندازه ای با نوار شمالی زاگرس چین خورده هم جهت است. در حالی که روند ساختمانی کوههای شرقی البرز تقریباً شمال شرق – جنوب غرب بوده و با امتداد گسل بزرگ کویر (گسل درونه) موازی است.
در مورد وضعیت ساختاری البرز دو مدل وجود دارد:
مدل اشتوپلین: ناودیس پیچیده که راندگی های آن شیب به سمت جنوب و حرکت هم سمت جنب است.
ورقه های رورانده روی هم سوار شدند و یک ساختمان طاق شکل ایجاد شده در بخش جنوبی ساختمان راندگیها به سمت جنوب و حرکت هم به سمت جنوب و در بخشهای شمالی راندگیها به سمت شمال و حرکت به سمت جنوب است (مهدی علوی).
در دامنه های جنوبی البرز باید بر اساس مدل اشتوپلین شیب راندگیها به سمت شمال و حرکت به سمت جنوب باشد و بر اساس مدل مهدی علوی شیب به سمت جنوب و حرکت نیز به سمت جنب باشد. در مسیر راندگیها می بینیم که سیب و حرکت هر دو به سمت جنوب اند. در مسیر گرگان هر چه به سمت شمال می رویم مشاهده می کنیم که شیب راندگیها عکس می شود.
توالی چینه ای البرز توسط گسل رورانده ای از سمت شمال به جنوب جابه جا شده اند. این ورقه های رورانده بر خرم یک ورقه منفرد یا بعضاً دوبل هستند. شیب راندگیها در بخش شمالی به سمت شمال و در بخش جنوبی به سمت جنوب است. در بخش جنوبی البرز شیب به سمت جنب و حرکت به سمت جنوب است. آغاز تشکیل البرز در کوهزایی سی مرین و تکامل آن در کوهزایی آلپ است.
«چینه نگاری البرز»
روستای تویه دروار به فاصله km 65 دامغان قرار دارد که یال جنوبی طاقدیس البرز در آن رخنومن دارد ولی یال شمالی توسط گسل قطع شده است. هسته طاقدیس سازند باروت است و زاگروس ، لالون و میلا روی آن قرار دارد و الیکا روی تمام آنهاست که تماس آن راندگی است.
سازند باروت:
شامل شیل، دولومیت، آهک استروماتولیت دار دولومیتی شده است. آهک و دولومیتها باندهای چرتی فراوان دیده می شود و لامیناسیون تیره و روشن دارند. بافت فرسایشی پوست فیلی هم در این سازند دیده می شود.
ماهیت این سازند دولومیتی است ولی سیلت استون و شیل هم دارد. در ابتدای سازند گدازه و توف هم دیده می شود. چرت ها به دلیل اینکه در امتداد خود لایه بندی هستند پس جانشینی (ثانویه) اند که منشأ سیلیس آن ها متفاوت است.
در مقطع تیپ کنتاکت با سلطانیه هم شیب و تدیجی است و در زیر شیل های زاگون به صورت هم شیب قرار دارد. از نظر دیرینه شناسی سن آن را اینفراکامبرین می دانند. از نظر گسترش جغرافیایی این سازند در پهنه وسیعی از البرز مرکزی و زاگرس مرتفع بیرون زدگی داشته و اگر چه از لحاظ لیتولوژی تا اندازه ای مشابه است ولی ضخامت آن از جایی به جای دیگر متفاوت است.
سازند زاگون:
شامل شیل های قرمز سیلت استونی تا ماسه ای دانه ریز و در انتها ماسه سنگهای دانه ریز است. در اخل شیلها لکه های کروی شکل احیایی دیده می شود که وقتی یک ماده آلی داخل شیلها قرار می گیرد آهن سه ظرفیتی را به آهن 2 ظرفیتی تبدیل می کند و رنگ قرمز تبدیل به رنگ سبز می شود و سیمان اطراف را نیز در برمی گیرد و باعث ایجاد لکه های احیایی روشن داخل شیلهی قرمز می شود.
کنتاکت زیرین با باروت هم شیب و بر سطح چینه بندی آخرین لایه های دولومیتی قرار دارد. کنتاکت بالایی با ماسه سنگهای لالون نیز تدریجی است و اولین لایه ای ماسه سنگی دانه درشت ضخیم لایه آغاز سازند لالون است. سن آن اینفراکامبرین انتهایی و یا کامبرین آغازین است.
سازند لالون:
در ایران کامبرین زیرین با سازند لالون شروع می شود. توالی سازند لالون و داهو و معادلهای آن فلوویال است. زاگون و لالون آواری و پیوسته به هم بوده که زاگون رخساره حد واسط دریا و قاره است و چون ژیپس ندارد پلایا نیست و چون دور از فشار است خیلی دانه ریز است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه :
در ابتدای این مبحث لازم است که یک تعریف دقیق وروشنی از اعتیاد بعمل آوریم :
تعریف کامل اعتیاد به مواد مخدر که مورد قبول جهانیان است در سال 1950 توسط کمیته متخصصان تشخیص مواد اعتیاد آور وابسته به سازمان کمسیون بهداشت جهانی، ارائه شد. دراین تعریف ، اعتیاد به مواد مخدر ، مسمومیت حاد یا مزمنی است که حال شخص یا اجتماع مضر است وزائیده مصرف دارویی طبیعی یاصنعتی به شمارمیرود وخصوصیات این حالت عبارتنداز:
- تمنا ونیاز به استعمال دارو وبه دست آوردن آن به هر طریق ممکن
- علاقه شدید یا گرایش به ازدیاد میزان مصرف دارو که به فزون طلبی مشهور است
- وابستگی روانی یا جسمی به آثار داروهای اعتیادآور به گونه ای که وقتی دارو به معتاد نرسد اثرات روانی وجسمی دروی ظاهر می شود.
دراینجا ما به بررسی عوامل زیر می پردازیم :
1- نقش خانوداه در رویکرد به اعتیاد
2- نقش محیط آموزشی در رویکرد به اعتیاد
3- نقش مدرسه در رویکرد به اعتیاد
4- اردوهای کار راهی برای کاهش بحران اعتیاد
5- کنترل عرضه یا کاهش تقاضا
6- نمودهای ظاهری اعتیاد
تاریخچه :
انسان تریاک و ترکیبات تریاکی را از آغاز تاریخ استعمال میکرده است مردمی که در اروپا میزیستند از 4000 سال پیش به کشت تریاک آشنا بودند و از آثاری که از تاریخ تمدن سومریها باقی مانده است چنین برمیآید که آنها نه تنها این ماده مخدر را استعمال میکردند بلکه نامی که برآن نهاده بودند هنوز هم شایع است(گیاه شادیبخش). نوشتههای باستانی چنین نشان میدهد که ترکیبات تریاک در تمام دورههای تاریخ بابل- مصر-یونان- روم استعمال میشده است و حتی در نوشتههای هومر هم از آن نام برده شده است تا قبل از سال 1903 تریاک و کوکائین به صورت خام و اصلی مورد استفاده قرار میگرفت. تریاک را میکشیدند یا به صورت تنطور میخوردند.
در آغاز قرن نوزدهم سرتورنر serturner برای اولین بار الکالوئید فعال تریاک را که همان مرفین است از ماده خام جدا کرد و در مدت 30 سال بعد کدئین، نارکوتین، پاپاورین جدا گردید.
در سال 1914 در آمریکا قانونی گذاشته شد که طبق این قانون از خرید و فروش و استعمال این دارو جلوگیری میکرد ولی متأسفانه برای درمان معتادان در این قانون چارهای پیشبینی نشده بود.
در آمریکا دو بیمارستان بزرگ دولتی مرکزی بنام لگزینگتون و فورتورس وجود دارد که به درمان معتادان میپردازد و بررسی در این زمینه در این بیمارستانها انجام میگیرد و آمار بهبود یافتگان که از طرف این دو بیمارستان منتشر شده بسیار ناامید کننده است زیرا 90% معتادان پس از درمان دوباره بعد از چندی به استعمال ماده مخدر میپردازند.
اعتیاد چیست؟معتاد کیست؟
اعتیاد به عادت کردن خو گرفتن،خو گر شدن و خود را وقف عادتی نکوهیده کردن معنی کرده اند.به عبارت دیگر ابتلا ی اسارت آمیز به ماده مخدر که از نظر جسمی یا اجتماعی زیان آور شمرده شود اعتیاد نام دارد.اصلاح اعتیاد به سهولت قابل تعریف نیست اما عواقب آن به صورتهای مختلف نظیر کم شدن تحمل و وابستگی بدنی هویدا می شود.
در طب جدید به جای کلمه اعتیاد وابستگی به دارو به کار می رود که دارای همان مفهوم ولی دقیق تر و صحیح تر است.
مفهوم در این کلمه آن است که انسان بر اثر کاربرد نوعی ماده شیمیایی از نظر جسمی و روانی به آن وابستگی پیدا می کند. به طوری که بر اثر دستیابی و مصرف دارو، احساس آرامش و لذت به او دست می دهد در حالی که در صورت نرسیدن داروبه خماری،دردهای جسمانی و احساس ناراحتی دچار می شود.
سازمان بهداشت جهانی ماده مخدر را اینگونه تعریف می کنند هر ماده ای که پس از وارد شدن به درونارگانیسم بتواند بر یک یا چند عملکرد تاثیر بگذارد،ماده مخدر است. این تعریف مصرف کنندگان مواد مخدر را افرادی غیر طبیعی و منحرف می دانند و بر اساس آن مخدرهای غیر قانونی مانند هروئین،وال.اس.دی را دربر می گیرد.
در سال 1950 سازمان ملل متحد تعریف زیر را برای اعتیاد به مواد مخدر ارایه کرد.اعتیاد به ماده مخدر عبارت است از مسمومیت تدریجی یا حادی که به علت استعمال مداوم یک دارو اعم از طبیعی یا ترکیبی ایجاد می شد و به حال شخص و اجتماع زیان آور باشد. معتاد کسی است که در اثر مصرف مکدر و مداوم، متکی به مواد و یا دارو باشد. یا به عبارت دیگر قربانی هر نوع وابستگی دارو یا روانی به مواد مخدر معتاد شنا خته می شود.
از نظر آسیب شناسی هر دارویی که پس از مصرف تغییراتی را در انسان به وجود آورد. که از نظر اجتماعی قابل قبول و پذیرش نباشد و اجتماع نسبت به آن حساسیت یا واکنش نشان دهد آن دارو مخدر است و کسی که چنین موادی را مصرف می کند معتاد شناخته می شود. بنابر این معتاد به کسی گفته می شود که در نتیجه استعمال متمادی دارو در بدن حالت مقاومت اکتسابی ایجاد می شود به شیوه ای که استعمال مکدر آن موجب کاسته شدن تدریجی اثرهای دارو به بدن وی می شود. اختلا فات روانی و فیزیکی موسوم به سندرم محرومیت« عوارض و تظاهرات جسمانی و روانی در موقع نرسیدن مواد مخدر به بدن » ایجاد می شود.
شخصیت معتاد:
شخصیت فرد به ساختا ر روانی او بستگی دارد. شخصیت با توجه به برخی عوامل ساختاری ثابت که با پایان بحران بلوغ برای همیشه شکل می گیرد تغییر نمی کند. بین شخصیت و اعتیاد رابطه ای متقابل وجود دارد. یعنی فرد به علت وضع خاص شخصیت و نیاز ها و شکست ها ناتوانی در برخورد با مسائل و ناکامی در زندگی، نداشتن ثبات عاطفی و ناملایمات دیگر وبه اعتیاد روی می آورد و اعتیاد نیز به نوبه خود موجب از بین رفتن انسجام روانی و هیجانی فرد می شود. بدین ترتیب بین اعتیاد و شخصیت دور باطلی است که مبارزه با آن مستلزم تغییر شرایط بیرونی و درونی، یعنی ایجاد اراده و روحیه ای قوی و آسیب ناپذیر است و بالاخره بدلیل فساد بافت های مغزی که از مصرف مواد مخدر بوجود می آید شخص کنترل حرکات خود را از دست داده آمادگی آسیب رسانی به خود و دیگران را پیدا می کند.
از این رو، به موازات افزایش معتادان، سرقتها و انحرافات اجتماعی و اخلاقی نیز روز افزون می شود. بسیاری از محققان مسائل مربوط به اعتیاد « حتی برخی از افراد عادی» بر این باورند که ساختار شخصیت برخی افراد براای پذیرش اعتیاد مساعد تر از دیگران است. اینان می پندارند که زمینه مساعد ذهنی افراد برای پذیرش اعتیاد مزبور شرط اولیه برای ابتلا است و بدین ترتیب مسئله را بیش از حد ساده می کنند تنها مزیت این کار آن است که به قضیه ظاهری روشن و آشکار می دهد.
شناخت شخصیت و ویژگیهای رفتاری معتادان به منظور مبارزه با اعتیاد و. نیز پیش گیری و درمان آن از اهمیت ویژه ای بر خو ردار است، اعتیاد اگر گونه هایی در خلفق و خوی معتاد به وجود می آورد که از احوال ظاهریش می توان به آنها پی برد.
به طور معمول خود معتاد اعتراف می کند که معتاد است و نیاز به ماده مخدر دارد با این حال،برخی تغییرات روانی و اجتماعی و خلق و خوی او می تواند ما را در شنا خت معتاد یاری دهد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چکیده
مسئولیت مدنی در حقوق تعهدات، عنوانی است برای بیان الزام قانونی جبران ضررهای ناروا خواه این ضرر از شکستن پیمان و نقص عهد حاصل آید یا تخطی از تکلیف عمومی احتیاط و عدم ا ضرار به غیر بر این پایه مسئولیت مدنی دو شاخه مهم دارد قراردادی و الزام خارج از قرارداد ضرر ناروا که جبران آن موضوع و هدف مسئولیت مدنی است ضرری است که درمبانی نظری مسئولیت از آن سخن میرود و معیار آن بر مبنای مسئولیت منطبق است.
جبران زیانهای ناروا موکول به آن است که واجد شرایطی باشند از جمله شرایط، شرط (قابلیت پیشبینی متعارف) است که در مسئولیت قراردادی و و قهری مورد گفتگو است.
در میان نظامهای حقوقی گوناگون، لزوم بیشتر پیشبینی زیان در هر موقع مورد پذیرش است (حقوق ایران نیز میتوان نشانههایی از نفوذ قاعده یافت، مهمترین متن قانونی در حقوق موضوعه ایران در بر دارنده قاعده پیشبینی پذیری زیان است قانون مجازات اسلامی است که موارد متعددی از آن متضمن قاعده یاد شده در عرصه مسئولیت قهری است.
در باب مبنای قاعده سخن بسیار است در این رساله «محدود شدن مسئولیت مدنی به قواعد اخلاقی» پیشنهاد شده ، مسئولیت مدنی ریشه در قواعد اخلاق مدنی و اجتماعی دارد و به مرزهایی که این اخلاق معین میکند محدود میگردد. یکی از این مرزها محدود شدن مسئولیت به نتایج منتظر و پیشبینی پذیر اعمال انسان متعارف است.
مقدمه
1- مسئولیت قراردادی:
مسئولیت قراردادی عبارت است الزام عهدشکن به جبران خسارت ناشی از پیمانشکنی. مبنای این تعهد لزوم جبران ضرر ناروا است و منبع این الزام یا عقد یا عرف یا قانون است.
2- مسئولیت خارج از قرارداد: در یک جامعه منظم هر گاه شخصی در اثر فعل یا ترک فعل خود ضرر ناروایی را بر دیگری وارد آورد مکلف به جبران آن است این الزام مسئولیت مدنی است.
3- موضوع و هدف مسئولیت مدنی: موضوع و هدف مسئولیت اعم از قراردادی و غیرقراردادی جبران ضرری است که از رفتار شخص به دیگران وارد میآید و همه ضررها مشمول مسئولیت نیست بلکه فقط آن دسته از زیانها است که ناروا هر دیگری وارد شده باشد.
4- فهم ضرر ناروا: به مفهوم ناروا اتفاق نظر وجود ندارد در حقوق قراردادها ضرر ناروا ضرری است که از نقص عهد به بار آمده و منسوب به پیمان شکن است مبنای ناروایی نیز شکستن حریم و حرمت اصل والای حاکمیت اراده است.
در ضمنا خارج از قرارداد ضرر ناروا نقض هنجارهای اجتماعی یعنی تقصیر است (از دیدگاه پیروان تقصیر) و پیروان نظر به خطر به وجود آمدن محیطی خطرناک را ضرر ناروا میدانند. در نظریه تضمین حق ضرر ناروا نتیجه تزاحم میان حق امنیت و حق اقدام شهروندان است و در حقوق کا من لا ارتکاب خطاهای معین میباشد.
5- قیود ضرر جبران ناپذیر: ضرر ناروا باید قابل جبران باشد از این جهت باید مسلم و مستقیم و ضرری باقی و پابرجا باشد و قید دیگر قابل قابل پیشبینی بودن ضرر میباشد.
6- شرایط قابلیت پیشبینی: در خصوص 3 قید در میان نظامهای حقوقی اتفاقنظر است لیکن خصوص قید (قابل پیشبینی بودن ضرر) اختلاف است.
7- معرفی موضوع
در این رساله قید چهارم (پیش بینی پذیری ضرر) بررسی و مطالعه میگردد.
فصل اول
مبنا و مفهوم قاعده پیشبینی پذیری ضرر
گفتار نخست : قلمرو قاعده
1- جایگاه مرسوم قاعده: مسئولیت قراردادی
8- محدوده مسئولیت: محدودیت خسارات قابل جبران ناشی از پیمانشکنی از شیوهها و مجاری گوناگون حاصل میآید به جز شیوهها که در نظامهای حقوقی بکار گرفته شده عبارتند از: 1- محدود کردن خسارت به استناد و ارجاع به تقصیر مدیون و درجه آن 2- محدود کردن خسارت با سختگیری یا دقت در تشخیص رابطه نسبیت میان ضرر و نقص عهد 3- تاکید به نقش زیان دیده در وقوع ضرر 4- ارتقاء معیار قطعیت ورود زیان 5- لزوم قابل پیشبینی بودن زیان در هنگام قرارداد.
9- اقسام زیانهای حاصل از عهدشکنی: بعضی زیانها نتیجه متعارف دعاوی نقض عهده است و در تمام نظامهای حقوقی زیانهایی که هنگام عقد پیشبینی نمیشدهاند جبرانپذیر نیستند.
10- پیشینه قاعده در حقوق فرانسه و نظامهای مشابه: ماده 1150 قانون مدنی فرانسه. (مدیون مسوول خسارتی که در هنگام عقد پیشبینی نمیکرده یا قابل پیشبینی نبوده نیست، مشروط به آنکه عدم اجرای تعهد ناشی از تقصیر عمومی او نبوده باشد این ماده قانون مدنی فرانسه از نظرات پوتیه حقوقدان آن کشور گرفته شده، او از حقوق رم به این قاعده دست یافت.
11- سابقه قاعده کامن لا: بررسی قاعده پیشبینی ضرر ناشی از نقض عهد در حقوق انگلیس به عنوان نمونهای در نظام مالی، کامن لایی بررسی میشود، در انگلیس این موضوع در ذیل عنوان (دوری زیان) بحث میشود.
دوری زیان مانع جبرانپذیر بودن و نزدیک بودن آن شرط جبرانپذیر بودن است و منظور از دوری زیان اینست که آیا ورود زیان از دیدگاه طرفین قرارداد به طور متعارف «بعید» مینماید یا خیر.
و این همان قابلیت پیشبینی متعارف است که موضوع بحث ما است.
12- حقوق آلمان: نظریه قابلیت پیشبینی زیان قراردادی رسما در حقوق آلمان پذیرفته نشده است، حقوقدانان آلمان از میان نظرات مشهور نظریه سبب اصلی یا متعارف را برگزیده و دادگاه به همین مبنا به دعاوی مسئولیت رسیدگی میکند.
13- حقوق ژاپن: حقوق ژاپن به ویژه در بخش تعهدات بسیار متاثر از حقوق اروپایی است، در حقوق تجارت ژاپن قابلیت پیشبینی ضرر آمده است و قانون مدنی ژاپن نیز حکمی دارد.
14- اسناد بینالمللی و قوانین نمونه
ماده 74 کنوانسیون سازمان ملل متحد درباره قرارداهای بیع بینالمللی کالا مصوب 1980 وین مقرر میدارد:
(خسارت ناشی از پیمانشکنی یکی از طرفین قرارداد مبلغی است معادل مجموع زیانهایی که طرف دیگر در اثر نقض عهد متحمل شده و منافعی که از آن محروم مانده است این خسارت محدود به زیانهایی است که طرف عهدشکن هنگام انعقاد قرارداد پیشبینی کرده است یا با توجه به اوضاع و احوال که از آن مطلع بوده و یا باید مطلع باشد، بایستی به منزله نتیجه ممکن نقض عهد پیشبینی میکرده است.)
بند دوم این ماده ناظر به قاعده پیشبینی پذیری زیان ناشی از نقض قرارداد است به نظر میرسد. ماده 74 کنوانسیون مخلوطی از قاعده فرانسوی و انگلیسی است.
همچنین در سند «اصول قراردادهای بازرگانی بینالمللی» در مقدمه آن نیز قاعده پیشبینی پذیری زیان دیده شده است.
2- گسترش قلمرو قاعده به مسئولیت خارج از قرارداد
15- تردید در اجرای قاعده: در بخش مسئولیت قراردادی شرایط پیشبینیپذیری زیان را دیدیم حال آیا ضمان قهری محدود به زیانهایی است که وقوع آن در نظر عرف منتظر و متوقع است یا آنکه شخص خاطی ضامن تمامی زیانهایی است که از عمل نامشروع او برخاسته است، در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
چکیده
ما رفتار کارتل منابع غیرقابل تجدید را آنالیز می کنیم که پیش بینی می شود که در برخی تاریخها در آینده اجباری شود تا به بازاری با اعضاء چند جانبه oligapolisitic منحل شود که در آن، اعضای آن ناچار هستند بصورت رقبایی با هم رقابت کنند. تحت فرضیه های معقول و مناسب در مورد تابع ارزش شرکتهای خاصی در تعادل oligopolistic که در پی این انحلال می آیند، ما نشان می دهیم که این کارتل، در فاصله زمانی مشابه، مقداری بیشتر نسبت به حالتی تولید می کند که هیچ تهدید تجزیه و انحلالی وجود ندارد و نشان می دهیم که نرخ استخراج آن، تابعی رو به کاهش از دوام (طول عمر) کارتل است، که اوضاع و شرایطی وجود دارند که تحت آن اوضاع و شرایط ، این کارتل، یک مقدار جانبی منفی به موجودی منابع ضمیمه می کند؛ در کدام مورد، نرخ تخلیه به مرور زمان در طول فاز کارتل، رو به افزایش خواهد بود، که در مورد یک تاریخ معین تجزیه و انحلال، سهام تعادلی اختصاص یافته به فاز بعد از کارتل، بصورت تابعی از موجودی اولیه، افزایش می یابد، در حالیکه موجودیهای تعادلی اختصاص یافته به فاز کارتل، در ابتدا افزایش خواهند یافت اما بالاتر از سطح موجودی اولیه کلی، شروع به کاهش می کنند.
واژه های کلیدی : کارتلها ، تجزیه ، منابع طبیعی غیر قابل تجدید
طبقه بندی JEL : L13 , Q3
مقدمه
تئوری استاتیکی کارتلها به ما می آموزد که یک کارتل تشکل می شود تا خروجی مربوط به صنعت oligopolistic یا کاملاً رقابتی را محدود کرده و بدین ترتیب قیمتها و سود را افزایش دهد. این نتیجه به مورد کارتلی گسترش می یابد که با مسئله ای موقتی intertemporal مثل کارتلهای منابع طبیعی مواجه می شود: راجع به صنعت oligopolistic یا کاملاً رقابتی، آن تابع مسیر خروجی است که به مرور زمان، تا زمان اتمام و تخلیه کامل، کاهش می یابد، اما اعمال نیروی انحصاری آن عموماً باعث می شد موجود منابع نسبت به موجودی صنعت oligopolistic یا کاملاً رقابتی، با سرعت کمتری تخلیه می شود. (هاتلینگ ، 1931 ، سویینی ، 1977، پیندیک، 1978، استیگلیتز و داسگوپتا ، 1982) .
نوشته ها و متون تئوریکی در مورد کارتلهای منابع عمدتاً روی مطالعه بازده مسیرهای قیمت گذاری صنعت تا حدی کارتلی با یک ریشه رقابتی، متمرکز شده اند. برخی، روش ناش – کورنات را برای این مسئله، اتخاذ کرده اند (سالانت، 1976؛ لویس واشمالنسی ، 1979؛ اولف و فولی ، 1980)، برخی دیگر روش استاکلبرگ را اتخاذ کرده اند همراه با کارتلی بصورت یک راهنما عمل می کند و با توجه بسیار زیادی که به مشکل عدم انطباق زمانی موازنه حلقه باز در چنین موردی معطوف می شود (گلیبرت ، 1978؛ نیوبری ، 1981؛ اولف، 1982 ، گروت ، ویتاژن و زی اوو Zeeuw ، 1992 ، 2003).
در همه این مقالات ، فرض می شود که این کارتل تا زمانی ادامه می یابد که موجودی منابع تحت کنترل آن، تمام شوند. اما دلایل مختلفی وجود دارند که چرا این نمی تواند، مثال و استدلال باشد: تنظیم کننده ها ممکن اسعت باعث تجزیه یک کارتل شوند یا اعضای کارتل ممکن است در سواری رایگان (تسلط آزاد) روی محدودیتهای بازدهی اعضایی که به هدف آن، وفادار می مانند، شکست بخورد. پس این سؤال پیش می آید که نتایج ولازمه های مسیر خروجی بهینه کارتل چیستند در حالیکه می دانیم که در برخی زمانها در آینده، آن ناچار است به صنعتی oligopolistic تجزیه شود؟ در مورد یک کارتل استاتیکی ، هیچگونه نتیجه ای وجود ندارد: آن به سادگی در مدت وجودش، خروجی (بازده) انحصاری مشابه وقتی که هیچ تجزیه ای صورت نگرفته، ایجاد می کند و سپس صنعت به بازده تعادل oligopoly استاتیک برگشت می کند. اما وقتی که کارتل با مشکلی موقتی intertepcral مواجه می شود، پاسخ ، زیاد آسان نیست، زیرا وضعیت اولیه ای که بعد از تجزیه با oligopolsti مواجه شده به تصمیمات کارتل در طول حیاتش، بستگجی دارد. ما روی کارتلی کردن صنعتی که منبعی غیر قابل احیاء را استخراج می کند، متمرکز می شویم. اینها N شرکت یکسان هستند فرض می شود که موجودی های اولیه، اندازه یکسانی داشته باشند. کارتلی که توسط این N شرکت تشکیل می شود، پیش بینی می شود که بعضی وقتها در آینده، ناچار است تجزیه و منحل شود. بعد از انحلال، همه شرکتها، رقبای کورنات (Cournot) می شوند. به نظر می رسد که تحت چنین اوضاع و شرایطی، این کارتل ممکن است بخواهد موجودی باقیمانده را برای کاهش رقابت و همچشمی آنها از آن تاریخ به بعد، انتخاب کند. هدف این مقاله، مطالعه استدلالهای این، برای مسیر استخراج کارتل می باشد. ما نشان می دهیم که یک کارتلی که تجزیه و انحلالی را پیش بینی می کند را قبل از اینکه موجودیهای منبع تمام شوند، نه تنها برمی گزیند که در طول حیاتش با سرعتی بیش از حالت دیگر تولید کند، به این سرعت، تابعی رو به کاهش از طول عمر کارتل است، بلکه حتی ممکن است بخواهد منبع را با سرعتی روز افزون برعکس آنچه که معمولاً از یک صنعت منبع غیر قابل احیاء تحت توابع سود مقعر، چه کارتلی باشد، چه نباشد، تخلیه و مصرف کند. ضمناً نشان می دهیم که تا چند سطح موجودی اولیه ، هرچه موجودی اولیه بیشتر شود، مقدار موجودی تخلیه شود (مصرف شده) در طول فاز کارتل، بیشتر می شود، اما اینکه بالاتر از این سطح موجودی های اولیه، این رابطه، معکوس می شود: بیشتر موجودیهای اولیه، موجودی تخلیه شده کمتری را در طول فاز کارتل نشان می دهند و بیشتر آن برای فاز بعد از کارتل، باقی مانده است. این مدل در بخش 2، توسعه می یابد. در بخش 3، ما معادله (تعادل) کارتل موقتی و زودگذر را مشخص می کنیم. بخش 4 به برخی ملاحظات و نتایج اختصاص می یابد.
مدل :
ما فرض می کنیم که کارتل باید تقارن اولیه اش را با اختصاص سهمیه هایی برابر به اعضایش در طول فاز کارتل، حفظ کند و برای آسانی بیان، توجهش را به معادلات