لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
مسیر شغلی خود را انتخاب کنید
چکیده
شناخت مهارتهای قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامهریزی شغلی است. مقاله حاضر توضیح میدهد که این مهارتها چه هستند و کمکهایی را برای تشخیص و افزایش میزان مهارتها و استفاده از آنها در به دست آوردن یک موقعیت شغلی مناسب ارائه مینماید. انواع مهارتها، شامل مهارتهای فنی، مهارتهای اکتسابی و مهارتهای قابل انتقال، تشخیص مهارتهای قابل انتقال، موجودی مهارتها، عناوین شغلی، روش کار را با مهارتها و به روز نگه داشتن مهارتها رئوس مطالب این مقاله را تشکیل میدهند.
منبع : روزنامه همشهری، یکشنبه 23 مرداد 1384، سال سیزدهم، شماره 3773، صفحه 10.
کلیدواژه : مسیر شغلی؛ مهارت؛ مهارتهای قابل انتقال؛ برنامهریزی شغلی
1- مقدمه
بسیاری از افراد تصمیمهای شغلی خود را از طریق مشاهده دنیای اطراف و تلاش برای تطابق خودشان با این دنیا اتخاذ میکنند. این امر مخالف کاری است که واقعاً باید انجام شود.
بهترین مسیر شغلی فرایندی است که از درون آغاز میشود (یک نوع تکامل خودآگاهی). شما میبایست از مهارتها، استعدادها، تواناییها، امکانات و ویژگیهای منحصر بفردتان آگاه شوید چون این خودآگاهی چرخهای است که فرد را به سمت یک شغل رضایتبخش هدایت میکند.
شناخت مهارتهای قابل انتقال یک قدم اساسی در برنامهریزی شغلی است. مقاله حاضر توضیح میدهد که این مهارتها چه هستند و کمکهایی را برای تشخیص و افزایش میزان مهارتها و استفاده از آنها در به دست آوردن یک موقعیت شغلی مناسب ارائه مینماید.
2- انواع مهارتها
مهارتها را میتوان به عنوان سرمایه منحصر به فرد هر شخص تعریف نمود. سه گروه از مهارتها وجود دارند. مهارتهای فنی، مهارتهای اکتسابی و مهارتهای قابل انتقال. مهارتهای فنی تخصص گرایی درون یک رشته خاص را مطرح میکند و فرد را قادر میسازد که یک شغل به خصوص را داشته باشد؛ مانند طراحی یک فرایند شیمیایی، عملیات ساخت تجهیزات و مانند آن. مهارتهای اکتسابی ریشه در ویژگیهای شخصی یک فرد مانند انعطافپذیری، کنجکاوی، قدرت تصمیمگیری و بهینه سازی دارد. مهارتهای قابل انتقال مهم ترین نوع مهارتها در توسعه مسیر شغلی است. این مهارتها را میتوان از حرفهای به حرفه دیگر و از یک حوزه صنعت به حوزه دیگر منتقل کرد. شناخت مهارتهای قابل انتقال اولین قدم در خودآگاهی و برنامهریزی شغلی است. این مهارتها در هفت مقوله جای میگیرند:
ارتباطات: نگارش، گفت وگو، گوش دادن، آموزش، مشورت، متقاعد سازی، مدیریت، تبلیغ و بیان احساسات
خلاقیت: تجسم، ذهنی سازی، ابداع، ایجاد، بداهه پردازی، تعبیر و تفسیر و استفاده از تواناییهای هنری
تحقیق: جمع آوری، ارزیابی و طبقه بندی اطلاعات
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 19
کارآفرینی مبتنی بر علم
3-2 الگوی مطالعه کارآفرینی مبتنی بر علم
در قسمت قبل ضرورت توجه به کارآفرینی مبتنی بر علم تاریخچه شکل گیری آن در دنیا و بعضی از مفاهیم و رویکردها در رابطه با آن، مورد بحث و بررسی قرار گرفت. در این قسمت سعی میشود الگویی برای مطالعه کارآفرینی مبتنی بر علم ارایه شود.
الگوهای که تاکنون در رابطه با کارآفرینی مبتنی بر علم ارایه شدهاند، بر محور چهار کلید واژه بنگاه مشتق از دانشگاه، دانشگاه کارآفرینی، تجاری سازی تحقیقات دانشگاهی و دانشگاه نوآور شکل گرفتهاند. هر یک از این الگوها تنها جزیی از سیستم وسیع و پیچیده کارآفرینی مبتنی بر عمل را مورد توجه و تاکید قرار دادهاند. در این قسمت ضمن اشاره به بعضی از الگوهای گذشته، سعی میشود یک الگوی جامع و پویا از کارآفرینی مبتنی بر علم ارایه شود. این الگو، سیستم کارآفرینی مبتنی بر علم نامیده میشود. طبق این الگوی کارآفرینی مبتنی بر علم زیرسیستمی از سیستم کارآفرینی به مفهوم عامل است.
در ادامه مقاله مولفههای مهم سیستم کارآفرینی مبتنی بر علم از نظر کارکردی در قالب نهادها، فرایند و ستانده به اختصار تشریح میشود. با توجه به اینکه تا وقتی فرایند کارآفرینی روشن نباشد نمیتوان نهاد و ستاندههای سیستم کارآفرینی را تعیین کرد،ابتدا فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم بررسی میشود. لذا در این قسمت از مقاله در رابطه با این موضوع بحث خواهد شد، به بحث نهادهها و ستاندههای کارآفرینی مبتنی بر علم در قسمتهای سوم و چهارم پرداخته خواهد شد.
1-3-2فرایند کارآفرینی مبتنی بر علم
کارآفرینی به مفهوم عام فرایندی است که طی آن فرصتهای تجاری برای تولید کالا و خدمات آینده کشف، ارزیابی و بهرهبرداری شود. این فرآیند شامل تمام وظایف، فعالیتها و اعمالی است که در راستای کشف و بهرهبرداری از فرصت تجاری جدید و تاسیس سازمان جدید انجام میشود. در کل دو نوع فرایند کارآفرینی را میتوان از هم تمییز داد: کارآفرینی فرد و کارآفرینی سازمانی. اگر فرایند کارآفرینی به وسیله فردی مستقل از سازمان خاص سازماندهی شود، فرایند کارآفرینی فردی نامیده میشود. کارآفرینی فردی سابقهای به طول عمل بنگاه اقتصادی دارد.
کارآفرینی سازمانی خود بر دو نوع است: کارآفرینی در سازمان و کارآفرینی توسط سازمان. کارآفرینی در سازمان به معنی آغاز فعالیت اقتصادی جدید یا دیگر گرایشات و فعالیتهای نوآوری توسط فردی یا گروهی از افراد به عنوان عضوی از سازمان، در دورن سازمان موجود است. این سازمان، سازمان مادر نامیده میشود. به فرد یا افرادی که به فعالیت کارآفرینی اقدام کرده است، کارآفرین سازمانی گفته میشود. کارآفرین سازمانی در سازمانهای بزرگ مانند دانشگاه همچون یک کارآفرین مستقل عمل میکند و بنگاههای اقتصادی جدیدی را بر مبنای محصول جدید، خدمات جدید یا فرایند جدید ایجاد مینماید. البته دانشگاه یا سازمان مادر در ستانده کارآفرینی با کارآفرین یا کارآفرینان شریک است و آنان را در زمینههای مختلف اقتصادی و فنی حمایت میکند. بنگاه نوپایی که توسط کارآفرین سازمانی تاسیس میشود بنگاه مشتقه نامیده میشود.
کارآفرینی توسط سازمان که کارآفرینی شرکتی نیز نامیده میشود، به این معنی است که سازمان به عنوان یک شخصیت حقوقی اقدام به ایجاد فعالیت جدید اقتصادی (بنگاه جدید، کارخانه جدید یا اداره جدید) میکند. در این حالت یک تیم کارآفرینی وجود دارد. این تیم متشکل از مدیر میانی سازمان، مخترع یا صاحب ایده و سرمایهدار مخاطره پذیر است. در این حالت سازمان مالک ستانده کارآفرینی است. البته مخترع یا صاحب ایده و سرمایهدار مخاطرهپذیر نیز در آن سهم دارند.
در کارآفرین مبتنی بر علم نیز هر دو نوع کارآفرینی قابل تصور است. اما کارآفرینی سازمانی از جایگاه بالاتری برخوردار است. در دانشگاههای کشورهای پیشرفته هر دو حالت از کارآفرینی سازمانی سابقه دارد. کارآفرینی در دانشگاههای تحقیقاتی ایالات متحده آمریکا عمدتا از نوع کارآفرینی توسط سازمان است. در حالی که کارآفرینی در اکثر دانشگاههای اروپا از نوع کارآفرینی در سازمان است.
در واقع کارآفرینی مبتنی بر علم یک فراینده یادگیری، تکاملی است که در دانشگاه یا توسط دانشگاه (به عنوان سازمان) شکل میگیرد. اعضای دانشگاه (اعضای هیات علمی یا دانشجویان یا کارکنان) و مدیریت دانشگاه و سرمایهگذار خطرپذیر خارج از دانشگاه سه بازیگر اصلی در فرایندکارآفرینی مبتنی بر علم هستند. اعضای دانشگاه معمولا در یکی از نقشهای مخترع یا کارآفرین ظاهر میشوند. مدیریت دانشگاه نیز به نمایندگی از شخصیت حقوقی دانشگاه ممکن است در یک یا چند نقش از نقشهایی مانند کارآفرین، سرمایهگذار، شکل دهنده و حمایت کننده فرایند کارآفرینی ظاهر شود. در بعضی از دانشگاهها
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 16 صفحه
قسمتی از متن .doc :
راکت فضایی
یکی از دیرینهترین آرزوهای بشر در طول زمان سفر به فضا بوده است. البته سالها این موضوع آرزویی دست نیافتنی و افسانهای فرض میشده است تا اینکه بالأخره این انسان معجزهگر به نیروی عقل و خرد و خلاقیت خویش توانست به کرهی ماه گام نهد و این آرزوی دیرین خود را به عمل تبدیل کند.قدرتی که اینبار به یاری بشر آمد تا با آن فضا را فتح کند،قدرتی به نام راکت بود.
یک راکت، وسیله، موشک و یا هواپیمایی است که با بیرون دادن گاز از ته خود به جلو حرکت می کند. راکت ها بیشتر برای مقاصد نظامی، حمل ماهواره ها به مدارها، سفرهای فضایی و برای پژوهش دیگر سیارات استفاده می شوند.راکت ها پیشینه ای طولانی دارند و در برخی از کتاب ها، حتی تاریخ هزار ساله برای آنها ثبت شده است. راکت ها وسایلی بودند که انسان را در قرن 21 برای اولین بار به کره ماه رساندند و هم اکنون هم توریسم فضایی تنها با کمک این وسایل انجام می شود.
تاریخچهکلمه راکت از کلمه Rocchetta ایتالیایی گرفته شده که نام یک ترقه بسیار ابتدایی است که توسط موراتوری در سال 1379 ساخته شد.نخستین فناوری های ساخت راکت توسط چنگیزخان مغول هنگامی که روسیه و قسمت هایی از شرق و مرکز اروپا را فتح کرد ابداع شد. البته خود چنگیزخان هم هنگامی که شمال چین را فتح کرد از طریق چینی ها به این فناوری رسید و به سرعت متخصصین راکت سازی چینی را به استخدام خود درآورد و برای اولین بار در سال 1241 میلادی در جنگ سجو از تسلیحات راکت مانندی استفاده کرد.البته در آن زمان راکت به معنی وسیله ای بود که با مواد منفجره پرتاب می شد و بدون هدایت مسیرش را طی می کرد. مسلمانان هم برای اولین بار در دنیا و به دست خودشان راکت ساختند و علیه شاه لوئیس نهم فرانسوی در سال1268 میلادی استفاده کردند.اما دو دانشمند یکی از بلوک شرق و دیگری از بلوک غرب بودند که با ساختن راکت هایی عصر فضا را رقم زدند. کورولوف از شوروی و فون براون دانشمند نازی بعد از جنگ به استخدام آمریکا درآمدند. از تلاش های موازی آنها بود که الان سفرهای فضایی میسر شده. آن دو همیشه آرزو داشتند که با هم همکار بودند.
اما دست رسی به فضا پیچیدگی و مشکلات خاص خود را دارد. راه یابی به فضا پیچیده است، چرا که باید با بسیاری از مشکلات روبرو شد. مثلا: وجود خلا در فضا ، مشکلات گرما و حرارت ، مشکل ورود مجدد به زمین ، مکانیک مدارها ، ذرات و باقی ماندههای فضا ، تابشهای کیهانی و خورشیدی و طراحی امکانات برای ثابت نگه داشتن اشیاء در بی وزنی.
ولی بزرگترین مشکل ایجاد انرژی لازم برای بالا بردن فضاپیما از زمین است که برای درک این موضوع باید به بررسی طرز کار موتورهای موشک پرداخت.
اولین بار موتور راکت توسط آلمانیها برای پرتاب بمبها به سوی دشمن در جنگ جهانی دوم بکار گرفته شد. این موتورها با سوخت جامد کار میکردند که امروزه نیز با گذشت چندین دهه باز هم مورد استفاده قرار میگیرند.
به هرحال ساختن یک موتور، بدون هیچ عضو دواری که در وسایل نقلیه موجود مورد استفادهاند، به گونهای که قادر باشد با سرعتی بسیار بالا از کمند جاذبه زمین گریخته و به دیگر نقاط فضا برود آنچنان ساده و معمولی نیست و دارای پیچیدگیهای خاص خود میباشد که بحث دربارهی هر جزء آن و نوشتن از هر کدام، مطالعات زیادی را میطلبد. ولی در این مقاله ما بیشتر به کلیات و معرفی نحوه عملکرد موتور راکت به صورت تئوری میپردازیم که امید است مورد استفاده قرار گیرد.
فنون پرتاب راکت جهت بررسی و آشنایی کامل با آن سالیان زیادی مطالعه و پرداختن به مباحث زیادی را میطلبد که ما در این مقاله سعی به پرداختن به همهی جزئیات آن را نداریم.
این مقاله در برگیرنده توابع اولیه و اصلی مطالعهی تئوری راکت با آدرسدهی قوانین فیزیکی حاکم بر حرکت و پیشرانش، پارامترهای مهم اجرا و عملکرد در راکت، تکنیکهای مختلف پیشرانش در راکت، و انواع سوخت و پیشرانهای مورد استفاده در راکت میباشد.
مختصری دربارهی پیشرانش(جرم عکس العملی)
راکتها نیز همانند سایر انواع پیشرانهای دیگر هستند که مطابق قانون سوم نیوتن با تبادل ممنتم توسط تعدادی جرم عکسالعملی و با مصرف انرژی تولید نیروی پرتاب و حرکت به جلو میکنند.
ولی راکتها از آن نظر که جرم عکسالعملی مورد نیاز خود را با خود حمل میکنند با سایر انواع وسایل نقلیه متفاوتند. بنابراین بینیاز به محیط اطراف بوده و مستقل از آن عمل میکنند. (Self contained)
سایر انواع وسایل نقلیه جهت تأمین جرم عکسالعملی به محیط اطراف خود نیازمندند. اتومبیلها از زمین استفاده میکنند و هواپیماها و قایقها از آب و قایقهای بادبانی از باد. راکتهایی که اغلب با آنها آشنایی داریم، راکتهای شیمیایی هستند که جرم عکسالعملی آنها مخلوط سوخت و اکسیژن میباشد. در راکتهای شیمیایی، جرم عکسالعملی همان منبع انرژی نیز هست. راکتهای شیمیایی معمل، آن دسته از موتورهای احتراق داخلی هستند که مخلوط سوخت و اکسیژن را در یک محفظه احتراق سوزانده و گاز تولیدی با گرما و فشار زیاد را به سوی یک نازل شتاب میدهند. ولی در راکتهای الکتریکی و هستهای که در ادامه درباره آن صحبت خواهد شد، پیشران (جرم عکسالعملی) اساساً جرمی راکد و فاقد نیروی جنبش میباشد که توسط موتور به آن حرارت و شتاب داده میشود و سوخت و پیشران جدای از هم عمل میکنند.
همانند سایر وسایل نقلیه، راکتها شامل یک سری اجزاء اساسی مشابهی مانند یک ساختمان که در آن یک سری تیرهای حمال (framework) تعبیه شده است و سایر اجزاء را در خود جای داده و محافظت میکند، سیستم رانش که نیروی لازم را جهت حرکت وسیله نقلیه فراهم میکند، منبع انرژی تهیه توان لازم برای نیرو بخشیدن به سیستم نقلیه، سیستم راهبری جهت کنترل جهت، و در نهایت و مهمتر از همه «در حقیقت دلیل اصلی داشتن سیستم حمل و نقل» بار مفید؛ میباشند. (نمونههایی از بار مفید از قرار زیر میباشد:
مسافران، اسباب و ادوات یا منابع علمی و وسایل مورد نیاز در سفر؛ وقتی که یک راکت به عنوان جنگافزار جهت تخریب هدف مورد استفاده قرار میگیرد و ما آن را موشک مینامیم بار مفید آن کلاهک میباشد.)
فیزیک راکت
همان طور که میدانید آقای اسحاق نیوتن، قوانین اصلی حرکت را ثبت کرده است که این قوانین وسیلهای است که ما آنالیز قوانین حرکت راکتها را با آن انجام میدهیم.
این قوانین برای آنالیز اولیه حرکت همه وسایل نقلیه با محرک راکت اعمال میشوند. بر جتهای گازی که برای کنترل وضعیت بکار میروند، راکتهای کوچک که برای مراحل مختلف جدایی موشک بکار میروند، برای تصحیحات حفظ مسیر گلولهها و برای راکتهای بزرگ که جهت حمل ماهواره به مدار زمین استفاده میشوند و ...
قانون اول نیوتن: (اینرسی)
هر شیئی تمایل به ادامه حرکت یکنواخت خود در خط راست دارد. مگر اینکه توسط اعمال یک نیرو مجبور به تغییر وضعیت شود.
قانون دوم نیوتن: (ممنتم)
وقتی که یک نیرو به جسمی وارد میشود، تغییرات زمانی ممنتم، هم جهت با نیروی اعمال شده میباشد.
قانون سوم نیوتن: (عمل و عکسالعمل)
برای هر عملی عکسالعملی برابر او نظر بزرگی و مخالف از جهت میباشد.
با تحلیل کردن این سه قانون در تئوری راکتها میتوان نحوه رانش آن را تفسیر و ساده سازی کرد:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
مقدمه
زنبور عسل شاید تنها حشره اهلی جهان باشد که انسان نتواسته است در نوع زندگی آن تغییری ایجاد کند زنبور عسل به صورت اجتماعی زندگی می کند. هر یک از اجتماعات زنبور عسل در محیطی بسته به نام کندو به سر می برند و افراد ساکن در هر کندو همچون جوامع بشری به طبقاتی تقسیم می شوند و هر طبقه انجام وظایف خاصی را به عهده دارد.
کارگران زنبوران ماده ای هستند که در اثر تغذیه خاص در مراحل نوزادی و شفیره ای که به وسیله کارگران بالغ اعمال می شود دارای دستگاه تولید مثل با رشد ناقص هستند. کارگران تمامی کارهای داخل و خارج کندو را بر عهده دارند از قبیل جمع آوری غذا، پرورش نوزاد، محافظت و نگهبانی کندو در مقابل مهاجمین، نظافت، ساختن شان و ...
زنبوران نر تنها افراد ذکور کلنی هستند وکاری جز بارور کردن ملکه ندارند. غذای این زنبوران بوسیله کارگران داده می شود.
ملکه زنبور ماده ای است با دستگاه تناسی کاملا تکامل یافته که به عنوان یک ماشین تخم گذاری انجام وظیفه می کند و ژنوتیپ او ژنوتیپ همه افراد کلنی را تا حد زیادی مشخص می کند. ملکه ها به تنهایی قادر به تشکیل کلنی و حتی تغذیه خود نیستند. زنبوران عسل در تغلیظ شهد مهارت زیادی دارند و این عمل را به قدری دقیق انجام می دهند که شهد تغلیظ شده (عسل) غیر قابل فساد می شود، زنبوران عسل حجره های پر شده از شهد تغلیظ شده را بالایه ای از موم می پوشانند تا از هر نوع آلودگی درامان بمانند و در زمان نیاز بتوانند ازعسل ذخیره شده استفاده کنند. البته برخلاف تصور عموم که سودآوری اقتصادی زنبور عسل را فقط در تولیدات مستقیم آ ن جستجو می کنند، باید اذعان نمود که تولیداتی نظیر عسل، موم، ژله شاهانه و گرده در مقایسه باسود آوری زنبور عسل از جنبه گرده افشانی قابل مقایسه نبوده و تولیدات ذکر شده حداکثر 20% ارزش اقتصادی زنبور را شامل می شوند و 80% درصد سودآوری زنبور عسل مربوط به گرده افشانی گیاهان گلدار برای بدست آوردن محصولی خوب و مرغوب از محصولاتی نظیر درختان میوه، آفتابگردان، سویا، کلزا و ... است. همچنین در بذرگیری از گیاهان علوفه ای دگرگشن مانند یونجه، اسپرس وانواع شبدرها وجود زنبور عسل کاملا ضروری است.
بالاخره ضروری است که بدانیم پرداختن به زنبور عسل بدون توجه به اعضای زیادی آن یعنی مادرهای خوب و متناسب با شرایط محیطی و اب و هوایی آن، کار بیهوده ای خواهد بود. اصلاح نژاد زنبور عسل از قدم های مهم در اقتصادی کردن این ضعف می باشد. برای اصلاح نژاد هر توده زنبور عسل داشتن برنامه های به نژادی بر اساس پارامترهای ژنتیکی از مهمترین ابزار می باشد.
معرفی ملکه زنبور عسل و خصوصیات رفتاری آن
ملکه قلب کلنی است زنبورداران حرفه ای معتقدند که تهیه ملکه های خوب و نگهداری از آنها کار مشکلی است. این موضوع به ویژه به دلیل ضرورت داشتن کلنی های پرجمعیت و قوی و کوتاه بودن فصل استحصال عسل اهمیت دارد. همچنین زنبورداران معتقدند که ملکه های پرورش یافته محلی بهتر از ملکه های وارداتی هستند.
ملکه انواع مختلفی دارد و اختلاف بین انها از چگونگی تغذیه و رفتار با آنها در دوره لاروی ناشی می شود. در حالیکه زنبورداران تفاوت اندازه ملکه را مد نظر قرار می دهند، محققین تعداد تخم های یک ملکه را ملاک قرار می دهند. در کلنی زنبور عسل ملکه علاوه بر وظیفه تخم گذاری، ترشح فرمون هایی را به عهده دارد که با پخش این مواد نظم اجتماعی در کندو را سبب می شود. دانش ما هنوز از ماهیت و نوع مواد مترشحه از ملکه که باعث ایجاد یک سلسله رفتارهای خاص در بین زنبورهای یک کلنی می شود، ناقص است و در این مورد نیاز به تحقیقات بیشتری است. اما می دانیم که ترشح برخی مواد شیمیایی توسط ملکه عامل نظم اجتماعی در درون کندو می باشد. هر کلنی زنبور عسل دارای یک ملکه است وغیر از این حالت، یعنی حالات دو ملکه ای و سه ملکه ای حالت استثنا هستند. ملکه معمولا عمری طولانی تر نسبت به سایر اعضای کلنی دارد و می تواند دو تا پنج سال زندگی کند ولی طول عمر ملکه بیشتر از پنج سال نادر است.
در زنبورداری تجارتی معمولا ملکه ها هر یک تا دو سال یکبار عوض می شوند. طولانی تر بودن عمر ملکه در مقایسه با زنبوران کارگر مزرعه رو، به احتمال بسیار قوی به دلیل تغذیه ملکه از مواد مغذی تر کندو، داشتن یک زندگی آرام و پراستراحت در مقایسه با فعالیت شدید زنبوران کارگر است.
نکته دیگر اینکه زنبوران کارگر و ملکه از لحاظ جنسی همگی ماده اند واز لحاظ ژنتیکی بین آنها هیچ تفاوتی وجود ندارد. قرارگرفتن هر یک از لاروهای ماده در حجره مخصوص ملکه و پرورش خاص آن لارو با غذای مخصوص (ژله شاهانه یا ژله سلطنتی) سبب تبدیل آن لارو به ملکه می شود. این وضعیت به زنبورداران اجازه می دهد تا با انتقال لارو یا تخم هایی که در حجره های کارگری وجود دارند به حجره ای که مصنوعا برای ملکه می سازند و بعدا در کندوهای بدون ملکه قرار می دهند، ملکه های زیادی پرورش دهند.
در عمل پیوند زدن Grafting ، از لاروهای ماده باسن کمتر از 3 روز استفاده می شود. هر چه سن نوزادی که برای ملکه شدن انتخاب می شود کمتر باشد بهتر است. معمولا نوزادانی که سن آنها بیشتر است، وقتی تبدیل به ملکه شدند، ممکن است صفات کارگری بروز دهند و پس از یکی دو ماه تخم گذاری آن ها قطع شود.
تاریخچه پرورش ملکه
در حدود دو قرن پیش در سال 1761 شیراچ اعلام کرد که زنبوران عسل می توانند از نوزاد کارگر، ملکه بوجود آورند. یک قرن بعد، دو زنبور دار دیگردیویس در 1874 و لارچ در 1876هر کدام اعلام کردند که در پیوندزدن حجرات ملکه موفق شده اند. لارچ کلمه پیوند را به معنی جابجا کردن نوزاد کارگر به حجره های فنجانی شکل ملکه به کار برد.
مدتی بعد در 1887 هنری الی و دولتیل اولین روش تجاری تکثیر و پرورش ملکه را ابداع نمودند. این دو محقق اولین کسانی بودند که تکنیک های پرورش و ابزار کار را توسعه دادند و زنبوران کارگر را بر آن داشتند که حجرات کارگری را بزرگ کرده و تعدادی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
پارسَه ( تخت جمشید ) Persepolis
هخامنشیان همچون نیاکان خود عادت به کوچ کردن داشتند ، و معمولاً همه سال را در یک جا به سر نمیبردند، بلکه بر حسب اقتضای آبوهوا، هر فصلی را در یکی از پایتختهای خود سر میکردند. در فصل سرما ، در بابل و شوش اقامت داشتند ، و در فصل گرمی ِهوا به همدان میرفتند که در دامنه کوه الوند بود و هوای تازه و خنکی داشت .
این سه شهر « پایتخت » به معنی اداری و سیاسی و اقتصادی بودند، اما دو شهر دیگر هم بودند که « پایتخت آئینیِ » هخامنشیان به شمار میرفتند، یکی پاسارگاد که در آنجا آیین و تشریفات تاجگذاری شاهان هخامنشی برگزار میشد، و دیگری « پارسَه » که برای پارهای تشریفات دیگر به کار میآمد.
این دو شهر « زادگاه » و « پرورشگاه » و به اصطلاح « گهواره » پارسیان به شمار میرفت، و گور بزرگان و نامآوران آنان در آنجا بود و اهمیت ویژهای داشتند؛ به عبارت دیگر، اینها مراکز مذهبی ایرانیان هخامنشی بودند، مانند اورشلیم و واتیکان، که نظر به اهمیت آیینی خود، مرکز ثقل بسیاری از حوادث بودهاند. البته از این دو تختجمشید بیشتر اهمیت داشته است و به همین دلیل، اسکندر مقدونی آن را به عمد آتش زد تا گهواره و تکیهگاه دولت هخامنشی را از میان ببرد.
نام راستین این شهر پارْسَهْ بوده است که از نام قوم پارسی آمده است و آنها ایالت خود را هم به همان نام پارس میخواندند. پارسه به همین صورت در سنگ نوشته خشیارشا بر جرز درگاهای « دروازه همه ملل » نوشته شده است، و در لوحههای عیلامی مکشوفه از خزانه و باروی تختجمشید هم آمده است. یونانیان از این شهر بسیار کم آگاهی داشتهاند، به دلیل این که پایتخت اداری نبوده است، و در جریانهای تاریخ سیاسی، که مورد نظر یونانیان بوده، قرار نمیگرفته. به علاوه، احتمال دارد که به خاطر احترام ملی و آئینی شهر پارسه، خارجیان مجاز نبودهاند به مکانهای مذهبی رفت وآمد کنند و در باب آن آگاهیهایی به دست آورند؛ همچنان که تا پایان دوره قاجار، سیاحان اروپایی کمتر میتوانستند در باب مشاهد و امامزادههای ایرانی تحقیق کنند. بعضی گمان کردهاند که در برخی از نوشتههای یونانی از پارسه به صورت پارسیان «persain» و یا شهر پارسیان نام رفته است، اما این گمان مبنای استواری ندارد.
پِرسِه پُلیس ( پرسپولیس )
نام مشهور غربی تختجمشید ، یعنی پِرْسِهْ پُلیْس (Perse Polis) ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پْرسهْپُلیْس و یا صورت شاعرانه آن پِرْسِپْتوُلیْس Persep tolis لقبی است برای آِتِنه، الهه خرد و صنعت و جنگ، و «ویرانکننده شهرها» معنی می دهد.این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم ق.م. در چکامه مربوطه به پارسیان، به حالت تجنیس و بازی با الفاظ، در مورد «شهر پارسیان» به کار برده است (سُوکنامه پارسیان، بیت 65). این ترجمه نادرست عمدی، به صورت سادهترش، یعنی پرسه پلیس، در کتب غربی رایج گشته و از آنجا به مردم امروزی رسیده است. خود ایرانیان نام «پارسه» را چند قرن پس از برافتادنش فراموش کردند چون کتیبهها را دیگر نمیتوانستند بخوانند و در دوره ساسانی آن را «صدستون» میخواندند. البته مقصود از این نام، تنها کاخ صدستون نبوده است، بلکه همه بناهای روی صفه را بدان اسم میشناختهاند. در دورههای بعد، در خاطر ه مردم فارس، «صدستون» به «چهلستون» و «چهلمنار» تبدیل شد. جُزَفا باربارو، از نخستین اروپاییانی که این آثار را دیده است (سال 1474 میلادی)، آن را ِچْلمِنار (چهلمنُار) خوانده است. پس از برافتادن هخامنشیان خط و زبان آنها نیز بتدریج نامفهوم شد و تاریخ آنان از یاد ایرانیان برفت، و خاطره شان با یاد پادشاهان افسانهای پیشدادی و نیمه تاریخی کیانی درهم آمیخت، و بنای شکوهمند پارسه را کار جمشید پادشاه افسانهای که ساختمانهای پرشکوه و شگرف را به او نسبت میدادند دانستند و کمکم این نام افسانهای را بر آن بنا نهادند.
صفه ی پارسه
تختجمشید بر روی صفهای بنا شده است که کمی بیشتر از یکصد و بیستو پنج هزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متکی به صخرهای است که از سمت شرق پشت به کوه میترا یا مهر (= کوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و غرب در درون جلگه مرودشت پیش رفته و شکل آن را میتوان یک چهار ضلعی دانست که ابعاد آن تقریباً چنین است: 455 متر در جبهه غربی ، 300 متر در طرف شمالی ، 430 متر در سوی شرقی و 390 متر در سمت جنوبی کتیبه بزرگ داریوش بر دیوار جبهه جنوبی تخت، صریحاً گواهی میدهد که در این مکان هیچ بنایی قبل از وی موجود نبوده است.
کارهای ساختمانی تختجمشید به فرمان داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م آغاز شد. اول از همه میبایست این تخت بسیار بزرگ را برای برآوردن کوشک شاهی آماده سازند: بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معینی که مورد نظرشان بود، تراشیدند و کوتاه و صاف کردند و گودیها را با خاک و تختهسنگهای گران انباشتند، و قسمتی از نمای صفه را از صخره طبیعی تراشیدند و بخشی دیگر را با تختهسنگهای کثیرالاضلاع کوه پیکری که بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و برای آنکه این سنگهای بزرگ بر هم استوار بمانند آنها را با بستهای دم چلچلهای آهنی به هم پیوستند و روی بستها را با سرب پوشانیدند (این بستهای فلزی را دزدان و سنگربایان کنده و بردهاند؛ تنها تعداد کمی از آنها را بر جای ماندهاند). این تخته سنگها یا از سنگ آهکی خاکستری رنگی است که از کوه و تپههای اطراف صفه استخراج میشده و یا سنگهای آهکی سیاهی شبیه به مرمر است که از کانهای مجدآباد در 40 کیلومتری غرب تختجمشید میآوردهاند. خرده سنگها و سنگهای بیمصرف حاصل از تراش و تسطیح صخره را نیز به درون گودها ریختند. شاید در همین زمان بوده است که با آب انبار بزرگ چاه مانندی در سنگ صخره و در دامنه کوه مهر (= کوه رحمت) به عمق 24 متر کندند.
پس از چند سال، صاف کردن صخره طبیعی و پر کردن گودیها به پایان رسید و تخت هموار گشت. آنگاه شروع به برآوردن شالوده بناها کردند و در همان زمان دستگاه آب دَرکُنی تختجمشید را ساختند بدین معنی که در دامنه آن قسمت از کوه رحمت که مشرف بر تخت است آبراهههایی کندند و یا درست کردند، و سر این آبراههها را در یک خندق بزرگ و پهن، که در پشت دیوار شرقی تخت کنده بودند، گذاشتند تا آب باران کوهستان از راه آن خندق به جویبارهایی در جنوب و شمال صفه راه یابد و به دَر رَوَد. بدینگونه خطر ویرانی بناهای روی تخت ناشی از سیلاب جاری از کوهستان از میان رفت، اما بعدها که این خندق پُر شد آب باران کوهستان قسمت اعظم برج و باروی شرقی را کند و به درون محوطه کاخها ریخت و آنها را انباشت، تا این که در هفتاد سال گذشته؛ باستانشناسان این خاکها را بیرون ریختند و چهره بناها را دوباره روشن ساختند. بر روی خود صفه، آبراهههای زیرزمینی کندهاند که از میان حیاط و کاخها میگذشت و آب باران سقفها از راه ناودانهایی که مانند لوله بخاری و با آجر و ملاط قیر در درون