لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
فنون دیگری برای جمع آوری محصول Partial
چندین تکنیک دیگر برای اصلاح ساختار درختان CSA معرفی شده است که از کنتورهای 302 برای رسیدن به طرح منظم تر و Lass arebconsuming استفاده می کند. چنین ساختارهای درختی اصلاح شده ممکن است مستلزم تعداد بیشتری از سطوح CSA با تأخیر کلی بیشتر باشد. دو نمونه از این فنون بعداً تشریح می شود. نمونة اول، درختان تأخیر موازنه شده [24] ( همچنین با 19 رجوع شود) را تعیین می کند در حالیکه نمونة دوم، درختان پلکان واژگون را تعیین می کند [15] . شکل 13- 6 ساختار bit – slices را برای دو تکنیک نشان می دهد و آنها را با Wallace tree bit8slice متناظر مقایسه می کند. تمام bit – slices در شکل 13- 6 برای 18 operands است که ممکن است بوسیله الگوریتم بزرگ مضاربه ای پایه تولید شود. در این مورد، 18 مثلث واژگون در شکل 13-6 3و 2 هستند و اعداد روی این کنتورها، تأخیر تجربه شده توسط operands داده را نشان می دهند. بنابر این ع پس از اینکه نتایج 2~ 64 توسط Wallae و درختان پلکان واژگون تولید شدند، درخت متوازن مستلزم ~ AFA است.
توجه کنید که تمام 3 ساختار درختی ، شامل 15 Carries حاصل بیرون رونده و 15 حاصل وارده شونده هستند و هر حامل بیرون رونده در مسیر حامل وارد شوندة خود قرار دارد، برای اینکه با bit – slices مجاور ، متصل شود. حاملان وارد شونده با کنتورهای مختلف (3 و 29 ronted درگیر می شوند، برای اینکه تمام داده ها به یک کنتور قبل یا در زمان لازم معتبر هستند . تنها برای درختان متوازن تمام 15 حامل وارد شوندهه هنگامی که لازم هستند به طور کامل تولید می شوند چون تمام مسیرها متوازن هستند در 2 درخت دیگر، کنتورهایی وجود دارد که تمام حاملان وارد شوند به طور همزمان تولید نشوند. برای مثال، منتور پایینی در درخت پلکان واژگون ، حاملان وارد شونده ای دارد که تأخیرهای مرتبط،44 و54 هستند.
3 ساختار درختی همچنین در تعداد مسیر کشی لازم بین bit – slices مجاور متفاوت هستند، این در عوض بر مساخت طرح اثر می گذارد. درخت Wallae مستلزم 6 مسیر سیم کشی است، پلکان واژگون و درخت متوازن به ترتیب مستلزم 3 و 2 مسیر هستند. به رابطة trabeoff لاینفک بین اندازه و سرعت توجه فرمائید. درخت Wallae، پائین ترین تأخیر کلی را تضمین می کند اما بیشترین تعداد مسیرهای سیم کشی است.
درخت متوازن، از سوی دیگر، مستلزم کمترین تعداد مسیر سیم کشی است اما بیشترین تأخیر کلی را دارد. درختان متوازن و پلکان واژگون ساختار منظمی دارند و می توانند به روش قانونمندی طراحی شوند این به سختی از شکل 13- 6 دیده می شود، اما از شکل 13- 6 که ساختار کامل دو درخت را مانند آن درخت Wallae متناظر نشان می دهد می توان نتیجه گیری کرد. آجرهای ساختمان درختان متوازن و پلکان واژگون، با خطوط منظم و برخی انحرافات آنها می توانند از 1241 و [15] مشخص شوند. در هنگام تعیین طرح نهایی یک درخت SCA، باید دقت شود تا اطمینان حاصل شود که سیم ها، داده ها را به Carry – Save adder با طولی تقریباً مشابه وصل می کنند، در غیر اینصورت مسیرهای متوازن تأخیر دیگر متوازن نخواهند بود.
برای مثال ، یک درخت CSA را برای 27 محصول operands بدست آمده از bit – 53 افزاینده با استفاده از الگوریتم اصلاح شدة پایة Booth 4، یک درخت CSA از کمپرسورهای 2 و 4 نشان داده شده در شکل 15- 6 ساخته می شود و طرح متناظر در شکل 15 – 6 (ب) 1251 نشان داده شده است. توجه کنید که کمپرسور پائینی (13# در وسط قرار دارد، برای اینکه کمپرسورهای 11# و 12# در فاصله نسبتاً مشابهی از آن هستند. کمپرسور 11# در عوض سیم هایی با طول مشابه از 8# و 9# و ... دارد.)
5 - 6 واحد افزودن مضرب ترکیبی (FMA)
یک واحد FMA، ضرب A * B زیر را فوراً بوسیله یک محصول اضافی و operand سوم (C) انجام می دهد برای اینکه محاسبه A * b + C یک عمل واحد و منفرد انجام می گیرد. واضح است که چنین واحدی قادر به انجام ضرب تنها با قرار دادن C=0 و جمع (یا تفریق) تنها با قرار دادن برای مثال B=1 می باشد.
یک واحد FMA می تواند زمان کلی استخراج ضرب زنجیره ای 0 را کاهش دهد وسپس عملیات تفریق را اضافه نماید. یک مثال برای این مورد زمانی که این ضرب و جمع زنجیره ای مفیدند، در ارزیابی چند اسمی an * n + a , -1 * n-1 + … + aa از طریق
{(GX + an -1) X + an -2} X + … است. از سوی دیگر ، ضرب مستقل و عملیات جمع نمی توانند به موازات هم انجام گیرند.
مزیت دیگر یک واحد FMA در مقایسه با افزاینده و جمع کنندة مجزا، زمان اجرای عملیات نقطة شناور است، چون گرد کردن تنها یکبار برای نتیجه A * B + C انجام می گیرید نه دوبار (ضرب وسپس برای جمع). چون گرد کردن ممکن است خطا های محاسبه را نشان دهد، کاهش تعداد گرد کردن ها ممکن است اثر مثبتی بر خطای کلی داشته باشد. در طرح گزارش شده در 1141، این صحت اضافی زمانی مفید بود که به طور صحیحی خارج قسمت را در تقسیم بر الگوریتم متناوب گرد کند. (رجوع شود به بخش 2 – 8).
شکل 16- 6 اجرای یک واحد FMA را برای محاسبات نقطة شناور نشان می دهد. در اینجا C , B , A قابل توجه هستند در حالیکهE c ,Eg , Eaبه ترکیب نمونه های operands هستند درخت CSA تمام محصولات نسبی را تولید می کند و جمع آوری Carry – Save را برای تولید 2 نتیجه ای که سپس با operand مرتب شدة C به طور صحیح جمع می شود. جمع کنندة 3 operands را می پذیرد و بنابر این، ابتدا باید آنها را به 2 (با استفاده از کنتورهای 2 و 3) کاهش دهد و سپس افزایش حمل – تکثیر را انجام می دهد. مراحل طرح و نرمال سازی و گرد کردن سپس انجام می گیرند. طرح نشان داده شده در شکل 16- 6 ، 2 تکنیک را برای کاهش زمان اجرای کلی بکار می برد. ابتدا، مدار مهم پیش بینی کنندة صفر، از تکثیر استفاده می کند و علائم تولید شده توسط adder را برای پیش بینی نوع تغییری که در مرحله پس از نرمال سازی مورد نیاز است، تولید کند. این مدار به موازات خود جمع عمل می کند برای اینکه تأخیر مرحلة نرمال سازی کوتاه تر است. ثانیاًو مهمتر اینکه ، مرتب کردن C برجسته در Ea + Eg – Ec به موازات ضرب A و B انجام می گیرد. به طور معمول، یک جمع نقطة شناور، ما اهمیت operand کوچک تر را مرتب می کنیم. این دلالت دارد بر اینکه اگر محصول AXBکوچکتر از C باشد. باید محصول را پس از تولید، تغییر دهیم و تأخیر اضافی را نشان دهیم. ترجیح می دهیم همیشه C را مرتب کنیم حتی اگر بزرگتر از AXB باشد، تا تغییر به موازات ضرب باشد. برای رسیدن به این ، باید اجازه دهیم که C به راست یا چپ تغییر کند (مسیری که به ترتیب با مثبت یا منفی بودن نتیجة Ea + EB – Ec دیکته می شود). اگر اجازه بدهیم C به چپ تغییر کند باید عدد کلی Bits در adder افزایش یابد. برای مثال ، اگر تمام operands، اعداد نقطة شناور در قالب طولانی IEEE هستند، ترتیب ممکن C در رابطه با محصول AXB به صورت زیر نشان داده می شود.
این ترتیب برای 53 – 2 EA + EB – EC 2 53 است. اگر 54 2 EA + Eg – EC باشد، بیت های C بیشتر به راست تغییر کرده اند، جایگزین بیت چسبنده می شود و اگر 54-5 EA + ED – EC باشد تمام بیت های A * B جایگزین یک بیت چسبنده می گردند. بنابر این penaity جریمة کلیع 50 درصد افزایش
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
بررسی اندیشههای شهید مدرس از نظر سیاستگذاری عمومی16 پژوهشگر: دکتر حمیدرضا ملک محمدی (استادیار دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران(چکیده: نوشتار حاضر با محور قراردادن یکی از شخصیتهای مهم سیاسی ایران ـ شهید مدرسـ در دورانی که مجلس مقننه به تازگی در ایران ایجاد شده بود، به نقش واسطهای او در چارچوب سیاستگذاریهای کشور میپردازد. مدرس و سیاستگذاری عمومی، نگاهی دوباره به فعالیتهای این شخصیت سیاسی از چارچوب دانش سیاستگذاری است. الف – مفاهیم اولیه سیاستگذاری عمومی یکی از رشتههای تازه تأسیس علوم سیاسی است که در ارتباطی تنگاتنگ با سایر علوم قرار دارد و به کار تنظیم عملکرد عوامل تصمیم گیرنده در یک کشور، با هدف بهینه سازی شرایط عمومی اجرای تصمیمات و نیل به اهداف از پیش تعیین شده میآید. سیاستگذاری عمومی را با تعاریفی گوناگون شناسانیدهاند که از آن میان، برخی تعاریف ساده، کوتاه، اما پر معنا همچون: ‹‹علم عمل عمومی›› یا ‹‹علم دولت در عمل1››، از جایگاهی ویژه برخوردار است. پدیدهی سیاستگذاری عمومی از نگاه نظری و مفهومی بر پایههایی چند گانه بنا نهاده شده است. از این رهگذر، مفاهیمی همچون: مرجعیت در ابعاد کلان و غیر کلان، واسطهگری و واسطهها و سرانجام، چرخهی سیاستگذاری عمومی، از جمله ارکان اصلی در این دانش به حساب میآیند2 مرجعیتها در واقع دلایل وجودی و اثباتی سیاستها هستند و سیاستها با ارجاع به آنها معنا مییابند و توجیه میشوند. بنابراین تغییر سیاستها در وهلهی نخست، مستلزم تغییر در مرجعیت آنهاست. مرجعیتها در نگاه غیر کلان، به مرجعیت یک قسمت، یک بخش یا یک حوزهی خاص مثلا کشاورزی ، صنعت و نظیر آن باز میگردد و در نگاه کلان، مجموعهی سیستم یا نظام کلی را در بر میگیرد. بنابراین، مرجعیت یک سیاست، به سیاستگذاری مربوط به آن، معنا میبخشد و به چرایی شکلگیری یک سیاست (به آن شکلی که وجود دارد) پاسخ میدهد. واسطهها، از دیگر ارکان سیاستگذاری محسوب میشوند. اینها بازیگرانی هستند که به دلیل وجود یک سیاست یا اجرای آن، به یکدیگر مرتبط میشوند. واسطهها در ارتباط مستقیم با مرجعیت سیاستها هستند. کار واسطهها، بوجود آوردن تصاویری است که درک یک مسأله از طریق گروههای موجود در یک جامعه و سپس توصیف راه حلهای مناسب آن را امکانپذیر میسازد، بنابراین واسطهها با موقعیت استراتژیکی خود در نظام تصمیمگیری، سازندگان چارچوبی علمی هستند که بر اساس آن، بحثها و گفت و گوها در مورد مسائل مختلف سیاستی صورت میپذیرد و در نهایت به اتخاذ یک تصمیم یا مجموعهای از تصمیمات منتهی میشود و سرانجام، مرجعیتی برای یک سیاست تعیین گشته یا تغییر مینماید. بنابراین نقش واسطهها در تصمیم گیریها، نقشی کم بدیل و بی مانند است زیرا آنها، دیدگاه خویش را به تصمیم گیران منتقل مینمایند و آنگاه بر تصمیمات اتخاذ شده تأثیر میگذارند. سرانجام، چرخهی سیاستگذاری عمومی، جان کلام دانش سیاستگذاری عمومی است. از خلال این چرخه که شامل مراحلی همچون: شناسایی مسأله، تحلیل و گسترش برنامه، اجرای برنامه، ارزیابی برنامه و پایان برنامه است 3، مشکلات پیدا و نهان مراجع درک میشوند، مشکلات به مسائل تبدیل میگردند، حل مسائل به شیوههای گوناگون، مورد توجه و ارزیابی قرار میگیرد، فرایند تصمیم سازی فعال میشود، تصمیم اتخاذ شده به اجرا در میآید و در نتیجه، فعالیتهای یاد شده، مورد ارزیابی و سپس تأیید یا اصلاح و تغییر قرار گرفته و چرخه به فعالیت خود ادامه میدهد. فعالان اصلی این چرخه؛ تصمیم گیران رسمی و غیر رسمی در جامعه هستند که به صورت فردی یا گروهی، مسائل را تا سطح ورود به تقویم سیاستگذاری، یعنی برنامهی کاری تصمیم گیران اصلی و فعال سازی فرایند تصمیم سازی، پیش میبرند. ب – زمینه ظهور بازیگرانی نوین در دوره پیش از مشروطیت ، به دلیل عدم تمایز ساختاری در عرصهی قدرت و انباشت مجموعهای متنوع از قدرت در فردی واحد با عنوان پادشاه، سیاستگذاری، قالبی کوچک مییافت و تا حد تصمیم گیری فردی که در نهایت، تناسب تصمیم با مقتضیات زمانی و مکانی در آن سنجیده میشد، تنزل میکرد. مشاورانی همچون صدر اعظمها، آنهم به شرطی که خوش فکر و پاک نهاد بودند، شاید میتوانستند مطلوب و مثبت را بر تصمیمات شاه بر جای گذارند و تصمیمگیران بیرونی یعنی قدرتهای بزرگ و نمایندگان آنها بویژه سفرای روسیه و انگلستان، نفوذ و تأثیر خود را به گونهای دیگر بر تصمیمات کلان کشوری تحمیل میکردند. از این رهگذر، مرجعیت کلان سیاستها، جایی در دستان این بازیگران محدود و کم شمار بود و نهادهای برخاسته از مردم و متکی به آنها یا اساسأ وجود نداشت، چنان کم رنگ بود که در سایهی تعیین کنندگان مرجعیتهای کلان، چیزی به حساب نمیآمد. با ظهور جنبش مشروطه خواهی، به عنوان حرکتی تفکیک طلب در قوای کشوری و بر هم زنندهی انباشت قدرت در نقاطی مشخص و محدود، زمینههای دخالت عامهی مردم از نگاهی کلان و منتخبان آنها رد مجلس شورا، به شکلی خاص، در سیاستگذاری کشور فراهم آمد. پیش از این، سرزمین ایران، تا آن زمان که اسناد تاریخی حکایت دارند، تجربهگر تجربهای مستمر از پادشاهیهای خودکامه و اقتدارگرا بود. مرجعیتهای کلان و غیر کلان، فارغ از دغدغهی اندیشیدن به حقوق ملت، از جمله حق حضور در تعیین سرنوشت خویش، تعیین میشد. در این حال، آمیزهای از کم خردی، بی مسئولیتی و قدرت طلبی پادشاهی خود سر از یک سو و نکته سنجی، آیندهنگری و هوشمندی قدرتهای بزرگ صاحب منافع در منطقه، خطوط اصلی چهرهی مرجعیت کلان سیاستگذاری را در ایران ترسیم میکرد. ظهور پدیدهی مجلس با ادعای داشتن حق برتر در تعیین مرجعیت کلان سیاستها در جامعه، بی شک میتوانست در تعارضی پر حرارت، با انگیزهها و رویکردهای نظام پادشاهی و منافع قدرتهای خارجی قرار گیرد. از این رهگذر زمینههای ظهور بازیگرانی نوین فراهم آمده بود. اینک حاضران در مجلس یعنی نمایندگان مردم، ایفاگر مهمترین نقشها در این زمینه محسوب میشدند. این افراد اگر چه نمایندگان و برگزیدگان مردم بودند، اما خود، به واسطههایی تبدیل میگردیدند که زبان عمومی جامعه را به زبان قابل فهم برای دیگر عوامل مؤثر در تصمیم سازی تبدیل کرده و با وارد کردن مسائل حوزههای گوناگون به تقویم سیاستگذاری ، راه را برای یکی از پراهمیتترین مسائل در عرصهی سیاستگذاری عمومی ، یعنی تنظیم رابطهی کلان – غیر کلان هموار میساختند. در چنین شرایطی است که مدرس، گام در مجلس گذارده و به عنوان یکی از وکلای مردم ، تا 5 دوره در این منصب به فعالیت میپردازد.ج – مدرس ؛ واسطهای در سیاستگذاری عمومی کار واسطهگری در سیاستگذاری عمومی با سه مؤلفهی اصلی در ارتباط است. این سه مؤلفه یعنی:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
فرصتهای شغلی در نانو تکنولوژی
همگرایی علوم و فناوری در ابعاد نانو فرصتهایی برای تعلیم و تربیت
معکوسکردن هرم یادگیری میتواند موجب تسریع توسعه نانوتکنولوژی در آمریکا شود.
علم و مهندسی نانو، توانایی کنترل مواد در بنیادیترین سطوح، که شامل ساختارهای اتمی و مولکولی بنیادی تمام سیستمهای زنده و ساختههای دست بشر هستند را فراهم کرده و درک بینظیری از آن بهدست دهد.
اصول و پدیدههای مشابه در سرتاسر ابعاد نانو، نظمی را بهوجود میآورد که منجر به پیوستگی دانش، آموزش و فناوری میشود. اهداف کلیدی نانوتکنولوژی، توسعه داروهای مولکولی، افزایش بهرهوری کار، تعمیم محدودیتهای قابل تحمل و توسعه و افزایش توانایی نیروی انسانی است.
یکی از موانع بزرگ توسعه نانوتکنولوژی آموزش میباشد. در طی10 تا 15 سال آینده، نتایج تحقیقات فناوریهای جدید بهدلیل نداشتن کارکنان آگاه بدون استفاده خواهند ماند. این مقاله در مورد نحوه آمادگی منابع انسانی برای توسعه نانوتکنولوژی بحث خواهد کرد.
ایالات متحده راهبرد چندرشتهای برای توسعه پایههای علمی و مهندسی را به کمک برنامة پیشگامی ملی نانوتکنولوژی ( NNI ) آغاز کرده است. بودجه فدرال برای سال مالی 2003، 770 میلیون دلار است و برای سال 2004 بودجهای معادل 849 میلیون دلار درخواست شده است. سرمایه گذاری سالیانه NNI در زمینة تحقیقات بین رشتهای، با ملزومات آموزشی و اجتماعی در سال 2002 در حدود 30 میلیون دلار برآورد شده بود که در حدود 23 میلیون دلار آن شامل جوایز بنیاد ملی علوم ( NSF ) و بورسیه دانشجویان بوده است.
آنچنانکه سازمانهای دولتی گزارش کردهاند، سرمایهگذاری جهانی روی تحقیق و توسعه نانوتکنولوژی در شش سال گذشته هفت برابر افزایش یافته است یعنی تقریباً از 430 میلیون دلار در سال 1997 به حدود 3 میلیارد دلار در سال 2003 رسیده است. حداقل در 35 کشور نیز فعالیتهای ملی در این زمینه آغاز شده است.
نانوبیوتکنولوژی زمینهای است که به بررسی و درک سیستمهای زنده یا غیرزنده با استفاده از اصول و تکنیکهای زیستی در مقیاس نانو میپردازد و منجر به تولید وسایل و سیستمهای جدید میشود. انتظار میرود در دهة آینده نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات و علوم شناختی با هم یکپارچه شوند. این فرآیندها باعث درک مکانیسم حیات مولکولی بافتها در مقیاس نانو میشوند.
سرمایهگذاری در تحقیقات و آموزش نانوسیستمهای زیستی در NNI حدود 15% بودجه مالی سال 2002 تخمین زده شده بود که حدود 8% برای مفاهیم بنیادی، 4% در زمینه پزشکی و نانوادوات زیستی و حدود 3% برای کمک به زیر ساختها بود.
در کل جهان منهای ایالات متحده، سرمایهگذاریهای دولتی در زمینه تحقیق و آموزش نانوبیوتکنولوژی در حدود 6% برآورد شده است. در بخش خصوصی، شرکتهای بزرگ عمدتاً بر روی فراهمکردن مواد شیمیایی و الکترونیکی نانوتکنولوژی تمرکز کردهاند و سرمایه گذاری در صنایع دارویی و نانوسیستمهای زیستی تقریبا 10% برآورد شده است. با این وجود شرکتهای کوچکتر و سرمایهگذاران خطرپذیر توجه بیشتری به این مسئله دارند (حدود 30-40%). از آنجا که نانوبیوتکنولوژی مهمترین بخش سرمایهگذاری در نانوتکنولوژی محسوب میشود شرکتهای کوچک و سرمایهگذاران خطرپذیر پیشگامان آینده نانوتکنولوژی خواهند شد.
اگر چنین موردی وجود داشته باشد ضرورت تعلیم و تربیت آشکارتر میشود. ابتدا، دورههایی برای فناوریهای زیستپزشکی خاص، برای ساخت اسکلت یا پوست برای معالجه معلولان، کشف زودهنگام بیماریها، توسعه دارورسانی هدفمند برای درمان بیخطر سرطان مورد نیاز خواهد بود. سپس شغلهایی برای ساخت نانومواد زیستی و فرآیندهای زیستی نانو بوجود خواهد آمد. همچنین درک بهتر از "طراحی موجود در طبیعت" راه را برای توسعه سیستمهای پیچیده مانند حسگرهای تهدیدات شیمیایی و زیستی، تجزیه سریع خون و تفکیک مغناطیسی سلولهایی که با نانوذرات برچسب خوردهاند، هموار میکند. چیزی که لازم است، آگاهی عمیق از حداقل یک زمینة نانوتکنولوژی، درکنار توانایی برقراری ارتباط و همکاری با سایر رشتههای مرتبط با نانوتکنولوژی و افراد متخصص آن است. به نظر میرسد که نیروهای جوانتر آگاهی بیشتری نسبت به موضوعات نانوبیوتکنولوژیکی داشته باشند. این درحالی است که سازمانهای بزرگتر تحت تسلط افرادی است که فقط اطلاعات محدودی از نانوتکنولوژی دارند
نیاز به دانشمندان و متخصصین نانوتکنولوژی
یک چالش مهم برای توسعه نانوتکنولوژی، آموزش و پرورش نسل جدیدی از نیروهای ماهر چندرشتهای برای رشد سریع این فناوری است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
مقدمه :
در ابتدای تشکیل سپاه پاسداران سه گروه به این نام وجود داشت و در پادگانهای مختلف مثل مقر ساواک در سلطنت آباد (پاسداران فعلی) پادگان قصر فیروزه (اکنون در اختیار نیروی هوایی ارتش قراردارد) و در پادگان لویزان فعال بود که بادستور امام خمینی این سه سپاه در هم ادغام و یکی شدند که مقر اصلی آن به عنوان ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در خیابان پاسداران قرار داشت.
اولین فرمانده سپاه پاسداران جواد منصوری از اعضای قدیمی حزب ملل اسلامی و گروه حزب الله پیش از انقلاب بود که بعدا از سپاه به وزارت خارجه رفت و اکنون سفیـر ایران در چین است. پس از او عباس آقازمانی مشهور به (ابوشریف) که او نیز از اعضای حزب ملل اسلامی و از مـوسسیـن و اعضای اصلی گروه حزب الله در ایران در سالهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی و دارای چندین سال سوابق مبارزاتی با رژیم پهلوی در داخل و خارج ایران بود، فرماندهی سپاه و فرماندهی عملیات آن را بر عهده گرفت . وی بعدها به سمت کاردار و سفیر ایران در کشور پاکستان منصوب شد و پس از اتمام دوران ماموریت در پاکستان و بازگشت از آن کشور ، به منظور تحصیل دروس حوزوی مدتی به قم رفت و بعد از آن در برخی کشورهای اسلامی اقامت گزید . بعد از ابوشریف، سپاه برای مدتی به شورای فرماندهی سپرده شد.
اولین فرمانده سپاه پس از شورای فرماندهی ، محسن رضایی است که در ۲۸ سالگی توسط روحالله خمینی به این سمت منصوب شد (تا قبل از این انتخاب فرمانده سپاه با شورای انقلاب اسلامی بود) سرلشکر محسن رضائی (دبیر کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام) برای مدت ۱۸ سال فرماندهی این نهاد را بر عهده داشت ولی در سال ۱۳۷۷ (۱۹۹۸ میلادی) از فرماندهی سپاه استعفا کرد و قائم مقام او سرلشگر سید یحیی صفوی مشهور به رحیم صفوی از سوی آیت الله سید علی خامنهای به این سمت منصوب شد. در ۱۰ شهریور ماه ۱۳۸۶ دوره مسئولیت ۱۰ ساله وی در فرماندهی سپاه به پایان رسید و آیت الله سید علی خامنهای به جای وی سرتیپ پاسدار محمدعلی جعفری فرمانده سابق نیروی زمینی سپاه را به فرماندهی سپاه پاسداران برگزید و او را از درجه سرتیپی به درجه سرلشگری ارتقا داد.
ساختار فرماندهی سپاه به شکلی است که در راس آن فرمانده کل قرار دارد پس از او جانشین یا قائم مقام قرار میگیرد و پس از او نیز رئیس ستاد مشترک حائز اهمیت است که به طور مستقیم با فرمانده کل در بالا و با فرماندهان نیروهای پنج گانه در پایین مرتبط است. فرمانده کل سپاه مستقیما توسط رهبری انتخاب میگردد و جانشین و فرماندهان ستاد مشترک و نیروها به پیشنهاد فرمانده کل و با تصویب و حکم رهبری انتخاب میشوند. دو ساختار دیگر در سپاه به نامهای حوزه نمایندگی ولی فقیه و سازمان حفاظت اطلاعات وجود دارد که اولی کاملاً مستقل از ساختار فرماندهی و مستقیما زیر نظر رهبری قرار دارد و دومی نیز تقریباً مستقل از فرماندهی است و فرمانده آن را رهبری با پیشنهاد فرمانده سپاه انتخاب میکند و فرمانده آن مستقیما با دفتر عمومی حفاظت اطلاعات در دفتر رهبری و شخص رهبر مرتبط است و به او گزارش میدهد
سپاه پاسداران نیرویی بود که بیشتر در زمینه نیروی نظامی زمینی فعالیت می کرد تا آنکه جناب محمد حسن خداوردی در جلسه شورای عالی سپاه بحث ایجاد یگان هوایی را برای اولین بار مطرح کرد و شهید کلاهدوز که در آن زمان قائم مقام سپاه بود گفت اگر سپاه نیروی هوایی داشته باشد باید نیروی دریایی نیز در اختیار داشته باشد و تصویب شد که یگان ترابری هوایی,دریایی,زمینی در سپاه ایجاد شود و جناب محمد حسن خداوردی در سال 1359 مسوولیت تشکیلات هوایی سپاه در را در اختیار گرفت.
به دلیل اینکه نیروی هوایی بیشتر شبیه به یک یگان کوچک بود گوشه ای از فرودگاه مهرآباد را گرفت و در آنجا فعالیت می کرد.سپس هواپیماهایی سبکی مانند سسنا,توربو کماندو و چیفتن را که از آنها استفاده ای نمی شد در اختیار گرفتند و برای آموزش خلبان تعدادی از افراد را به مرکز آموزش علوم و فنون هوایی فرستادند که در زمینه خلبان و امور فنی آموزش ببینند.همچنین سپاه فاقد هواپیما بزرگ بود و به همین دلیل تعدادی از Falcon- 20 شرکت آسمان را گرفت همچنین تعدادی نیز از نیروی دریایی و هلال احمر در اختیار گرفت (البته به صورت موقت) که بعدها تعدادی از این هواپیما به ناوگان سپاه اضافه شد.
تعدادی از هواپیماهای O-2 در ژاندارمری بودند با آمدن هواپیما پیشرفته که شاه ایران خریداری کرده بود این هواپیما از رده خارج شدن و سپاه آنها را در اختیار گرفت و سپاه تواست با کمک تکنسین هایی که از شرکت هما و آسمان گرفته بود آنها را اورهال کامل کند و سامانه های را روی این هواپیماها نصب کردند که می توانست در عملیات های هوایی از آن استفاده نمود.
نیروی هوایی سپاه که رو به ترقی بود و علاقه مند به فعالیت های بالگردی هم بود و با موافقت فرمانده سپاه برای داشتن نیروی بالگردی این نیرو مجهز به بالگرد نیز شد که تعدادی از افرادی که خلبانی هواپیما را خوانده بودند و علاقه مند به خلبانی هلیکوپتر نیز بودند آموزش های لازم را برای خلبانی بالگرد نیز دیدند و سپاه با هماهنگی که با انرژی اتمی کرد توانست دو فروند بالگرد Bell-206 را از این سازمان بگیرد.همچنین وزارت نفت نیز در آن زمان دارای 4 فروند بالگرد Bell-206 بود که از آنها استفاده ای زیادی نمی کرد به همین دلیل سپاه این بالگرد ها را در اختیار گرفت.
سپاه پاسداران نیرویی بود که بیشتر در زمینه نیروی نظامی زمینی فعالیت می کرد تا آنکه جناب محمد حسن خداوردی در جلسه شورای عالی سپاه بحث ایجاد یگان هوایی را برای اولین بار مطرح کرد و شهید کلاهدوز که در آن زمان قائم مقام سپاه بود گفت اگر سپاه نیروی هوایی داشته باشد باید نیروی دریایی نیز در اختیار داشته باشد و تصویب شد که یگان ترابری هوایی,دریایی,زمینی در سپاه ایجاد شود و جناب محمد حسن خداوردی در سال 1359 مسوولیت تشکیلات هوایی سپاه در را در اختیار گرفت.
به دلیل اینکه نیروی هوایی بیشتر شبیه به یک یگان کوچک بود گوشه ای از فرودگاه مهرآباد را گرفت و در آنجا فعالیت می کرد.سپس هواپیماهایی سبکی مانند سسنا,توربو کماندو و چیفتن را که از آنها استفاده ای نمی شد در اختیار گرفتند و برای آموزش خلبان تعدادی از افراد را به مرکز آموزش علوم و فنون هوایی فرستادند که در زمینه خلبان و امور فنی آموزش ببینند.همچنین سپاه فاقد هواپیما بزرگ بود و به همین دلیل تعدادی از Falcon- 20 شرکت آسمان را گرفت همچنین تعدادی نیز از نیروی دریایی و هلال احمر در اختیار گرفت (البته به صورت موقت) که بعدها تعدادی از این هواپیما به ناوگان سپاه اضافه شد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
سیستم DNS
( Domain name system )
DNS یا " سیستم نامگذاری حوزه " ، یک روش سلسله مراتبی است که بانک اطلاعاتی مربوط به نامهای نمادین حوزه و معادل IP آنها را روی کل شبکه اینترنت توزیع کرده است و هر ایستگاه می تواند در یک رول منظم و سلسله مراتبی آدرس IP معادل با ایستگاه مورد نظرش را در نقطه ای از شبکه اینترنت پیدا کند؛ این سیستم در سال 1984 معرفی شد .
در DNS ، کل آدرسهای اینترنت درون بانکهای اطلاعاتی توزیع شده ای هستند که هیچ تمرکزی روی نقطه ای خاص از شبکه ندارد . روش ترجمه نام بدین صورت است که وقتی یک برنامه کاربردی مجبور است برای بر قراری یک ارتباط ، معادل آدرس IP از یک ماشین با نامی مثل cs.ucsb.edu را بدست بیاورد، قبل از هر کاری یک تابع کتابخانه ای را صدا می زند؛ به این تابع کتابخانه ای “ تابع تحلیلگر نام “ گفته می شود . تابع تحلیلگر نام ، یک آدرس نمادین راکه بایستی ترجمه شود، بعنوان پارامتر ورودی پذیرفته و سپس یک بسته در خواست به روش UDP تولید کرده و به آدرس یک سرویس دهنده DNS ( که به صورت پیش فرض مشخص می باشد ) ارسال می کند . همه ماشینهای میزبان ، حداقل باید آدرس IP از یک سرویس دهنده DNS را در اختیار داشته باشند . این “ سرویس دهنده محلی “ پس از جستجو، آدرس IP معادل با یک نام نمادین رابر می گرداند . “ تابع تحلیلگر نام “ نیز آن آدرس IP را به برنامه کاربردی تحویل می دهد. با پیدا شدن آدرس IP ، برنامه کاربردی می تواند عملیات مورد نظرش را ادامه بدهد .
همانگونه که اشاره شد بانک اطلاعات که اسامی حوزه اینترنت را تعریف کرده ، متمرکز نیست بلکه روی کل اینترنت توزیع شده است . حال باید دید اسامی اینترنت چگونه سازماندهی می شود تا نهایتأ بتوان روش جستجو روی یک بانک اطلاعاتی توزیع شده را توضیح داد . اسامی نمادین زیر را در نظر بگیرید:
WWW.president.ir یا WWW.bristol.edu
بدیهی است که نامهای حوزه همانند مثالهای بالا بدون مسمی و دلیل انتخاب نمی شوند بلکه اطلاعاتی ارزشمند برای جستجو در بانک اطلاعاتی توزیع شده نامهای نمادین در خود دارند. بگونه ای که مشهود است یک نام حوزه از چند بخش مجزا که با علامت “.” از هم تفکیک شده ، تشکیل می شود . هر کدام از این بخشها که “ سطح “ نام دارد به یک قسمت از بانک اطلاعاتی توزیع شده اشاره می نماید که به محدودتر شدن فضای جستجو کمک می کند .
برای تحلیل یک نام حوزه، سطوح از سمت راست به چپ تفکیک می شوند و در یک روند سلسله مراتبی، سرویس دهنده متناظر با آن سطح پیدا می شود . فعلأ از بالاترین سطح که در سمت راست نام حوزه قرار می گیرد شروع می کنیم . نامهای حوزه به هفت منطقه عمومی و حدود صد و اندی منطقه کشوری تقسیم بندی شده است . حوزه سطح بالا بدین معناست که شما با یک نگاه ساده به انتهای آدرس نمادین ، می توانید ماهیت آن نام و سرویس دهنده متناظر با آن را حدس بزنید . یعنی اگر انتهای نامهای حوزه متفاوت باشد منطقه جستجو برای یافتن آدرس IP معادل نیز متفاوت خواهد بود. هفت حوزه عمومی که همه آنها سه حرفی هستند عبارتند از:
.org , .net , .mil , .int , .gov , .edu , .com
نامهای حوزه بسیار زیادی در اینترنت تعریف شده اند که هیچیک از حوزه های سه حرفی هفتگانه را در انتهای آنها نمی بینید. معمولا در انتهای این آدرسها یک رشته دو حرفی مثل .ir یا .nl قرار گرفته است . این رشته دو حرفی مخفف نام کشوری است که آن آدرس و ماشین صاحب آن نام ، در آن کشور واقع است . هر حوزه می تواند به زیر حوزه های کوچکتری تقسیم شود . بعنوان مثال نامهای مربوط به حوزه ژاپن با مخفف .jp به دو حوزه کوچکتر تقسیم می شود: .ac.jp یا .co.jp که اولی یک موسسه علمی و دانشگاهی و دومی یک موسسه بازرگانی یا تجاری را در ژاپن تعیین می نماید؛ یعنی محل جستجو برای ترجمه یک نام متفاوت خواهد بود . بعنوان مثال آدرس زیر بسادگی قابل تحلیل است :