لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
مقدمه
نقد ادبی در دوره ما ضعیف و بیمار گونه است . آئین روزنامه نویسی رنگی از سبکسری و شتابزدگی بدان بخشیده است. حتی ،پاره ای از واقفان اهل نظر نیز در روزگار ما گمان دارند که در نقادی آنچه بیش از هر چیز ، مایه کار منتقدست ،دلیریست و آنجا که اهل نظر را چنین گمان افتد آن گزافه گویان و لاف زنان که گستاخی و بی شرمی را مایه دلیری می شمارند ،پیداست که از این پندار چه مایه بهره خواهند برد و کدام دلیر گستاخی هست که در نفس خود آن قوت نبیند که بی هیچ بیم و هراسی دعوی دانش و مروت بکند. عجب آن است که امروز در همه کاری تخصصی و تبحری را لازم می شمارند و هیچ کاری نیست که کس در آن بی هیچ صلاحیت به دعوی برخیزد. شاعری جز طبع روان،ذوق آفریننده میخواهد؛و نویسندگی مایه فراوان. آنکه سر پزشکی دارد،بی وقوفی دست به درمان نمی زند و آنکس که می خواهد به معماری دست بیازد قواعد و رموز آن را بدرست می آموزد.
انتقاد را حربه عاجزان نام نهاده اند و جایی که منتقد در آنچه از آن سخن می گوید شناسا و دانا نیست بی شک این نام بر کار او سزاست. زیرا وقتی منتقد در آنچه از آن سخن می گوید خبرت و بصیرت ندارد، جز رشک و بدسگالی برای او چه محرک دیگر می توان شناخت؟ درست است که منتقد باید بر آنچه از عیب و زشتی در یک اثر هست انگشت نهد و نیک و بد را باید از یکدیگر باز شناسد لیکن منتقد راستین آن نیست که در نظر اول زشتیها و ناراستیها را تمیز دهد; منتقد واقعی آن است که نیکیها را نیز کشف کند و زیباییها را بدرست ادراک نماید و این کار البته ذوق همت می خواهد و تنها با دلیری و بیشرمی این کار بر نمی آید و همه پریشانی و بی سامانی که در کار نقد ادبی در روزگار ما هست از همین جاست.
چون نقادی بیک تعبیر لازمه اش قضاوت دربارهآثارادبی است ،و قضاوت درباره آثار ادبی هم بستگی دارد به معرفت و شناخت درست و واقعی آن آثار،ناچار باید اصول و موازینی هم در کار باشد تا این داوری و قضاوت امکان بیابد. اما این موازین و اصول را به آسانی نمی توان به دست آورد و بر آنچه بدست میتوان آورد نیز اعتماد قطعی و کلی نمی توان کرد. سبب این امر نیز این است که هیچ منتقدی از حب و بغض و میل و هوی به کلی خالی و برکنار نیست ازین رو بسا که گزافه گویی و تعصب به خرج دهد و نیک و بد را به میزان دیگر بسنجد چنانکه اگر خود شاعر و ادیب سخن آفرین است طریقه و شیوه خود را بر شیوه ها و طریقه های دیگر ترجیح بدهد و اگر خود ادیب و شاعر سخن آفرین نیست بسا که آن شور و شوق و جذبه و الهام را که در سخن شاعرو نویسنده هست ادراک نکند و ارج و بهای واقعی نبوغ و قریحه خلاق معانی را ناچیز و اندک بشمرد. از این گذشته،آن امری هم که موضوع حکم و قضاوت منتقد سخن سنج هست امری مادی و جسمانی که محدودبه حیز زمان و مکان باشد،و آن را فی المثل مانند اهرام مصری یا ظروف عتیق بابلی بتوان لمس کرد،نیست بلکه آنچه موضوع قضاوت و مورد حکم اوست فقط عبارتست از تاثیری که قرائت اثر ادبی،در طول زمان،در ذهن و خاطر آن باقی نهاده است.
نقد و نقادی که عبارت از شناخت نیک و بد و تمیز بین سره و ناسره است، در همه فنون هنر و در بسیاری از شقوق علوم و معارف بشری هست و اختصاص به آثار ادبی ندارد. معهذا، نقد آثار ادبی این مزیت را بر نقد سایر فنون هنر دارد که به یک تعبیر، از همه آنها مفهومتر و روشنترست. زیرا سایر فنون هنر،چون حجاری و نقاشی امروز برای بسیاری از مردم تا حدی مشکل و نامفهوم می باشند در صورتیکه آثار
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
فرصتهای شغلی در نانو تکنولوژی
همگرایی علوم و فناوری در ابعاد نانو فرصتهایی برای تعلیم و تربیت
معکوسکردن هرم یادگیری میتواند موجب تسریع توسعه نانوتکنولوژی در آمریکا شود.
علم و مهندسی نانو، توانایی کنترل مواد در بنیادیترین سطوح، که شامل ساختارهای اتمی و مولکولی بنیادی تمام سیستمهای زنده و ساختههای دست بشر هستند را فراهم کرده و درک بینظیری از آن بهدست دهد.
اصول و پدیدههای مشابه در سرتاسر ابعاد نانو، نظمی را بهوجود میآورد که منجر به پیوستگی دانش، آموزش و فناوری میشود. اهداف کلیدی نانوتکنولوژی، توسعه داروهای مولکولی، افزایش بهرهوری کار، تعمیم محدودیتهای قابل تحمل و توسعه و افزایش توانایی نیروی انسانی است.
یکی از موانع بزرگ توسعه نانوتکنولوژی آموزش میباشد. در طی10 تا 15 سال آینده، نتایج تحقیقات فناوریهای جدید بهدلیل نداشتن کارکنان آگاه بدون استفاده خواهند ماند. این مقاله در مورد نحوه آمادگی منابع انسانی برای توسعه نانوتکنولوژی بحث خواهد کرد.
ایالات متحده راهبرد چندرشتهای برای توسعه پایههای علمی و مهندسی را به کمک برنامة پیشگامی ملی نانوتکنولوژی ( NNI ) آغاز کرده است. بودجه فدرال برای سال مالی 2003، 770 میلیون دلار است و برای سال 2004 بودجهای معادل 849 میلیون دلار درخواست شده است. سرمایه گذاری سالیانه NNI در زمینة تحقیقات بین رشتهای، با ملزومات آموزشی و اجتماعی در سال 2002 در حدود 30 میلیون دلار برآورد شده بود که در حدود 23 میلیون دلار آن شامل جوایز بنیاد ملی علوم ( NSF ) و بورسیه دانشجویان بوده است.
آنچنانکه سازمانهای دولتی گزارش کردهاند، سرمایهگذاری جهانی روی تحقیق و توسعه نانوتکنولوژی در شش سال گذشته هفت برابر افزایش یافته است یعنی تقریباً از 430 میلیون دلار در سال 1997 به حدود 3 میلیارد دلار در سال 2003 رسیده است. حداقل در 35 کشور نیز فعالیتهای ملی در این زمینه آغاز شده است.
نانوبیوتکنولوژی زمینهای است که به بررسی و درک سیستمهای زنده یا غیرزنده با استفاده از اصول و تکنیکهای زیستی در مقیاس نانو میپردازد و منجر به تولید وسایل و سیستمهای جدید میشود. انتظار میرود در دهة آینده نانوتکنولوژی، بیوتکنولوژی، فناوری اطلاعات و علوم شناختی با هم یکپارچه شوند. این فرآیندها باعث درک مکانیسم حیات مولکولی بافتها در مقیاس نانو میشوند.
سرمایهگذاری در تحقیقات و آموزش نانوسیستمهای زیستی در NNI حدود 15% بودجه مالی سال 2002 تخمین زده شده بود که حدود 8% برای مفاهیم بنیادی، 4% در زمینه پزشکی و نانوادوات زیستی و حدود 3% برای کمک به زیر ساختها بود.
در کل جهان منهای ایالات متحده، سرمایهگذاریهای دولتی در زمینه تحقیق و آموزش نانوبیوتکنولوژی در حدود 6% برآورد شده است. در بخش خصوصی، شرکتهای بزرگ عمدتاً بر روی فراهمکردن مواد شیمیایی و الکترونیکی نانوتکنولوژی تمرکز کردهاند و سرمایه گذاری در صنایع دارویی و نانوسیستمهای زیستی تقریبا 10% برآورد شده است. با این وجود شرکتهای کوچکتر و سرمایهگذاران خطرپذیر توجه بیشتری به این مسئله دارند (حدود 30-40%). از آنجا که نانوبیوتکنولوژی مهمترین بخش سرمایهگذاری در نانوتکنولوژی محسوب میشود شرکتهای کوچک و سرمایهگذاران خطرپذیر پیشگامان آینده نانوتکنولوژی خواهند شد.
اگر چنین موردی وجود داشته باشد ضرورت تعلیم و تربیت آشکارتر میشود. ابتدا، دورههایی برای فناوریهای زیستپزشکی خاص، برای ساخت اسکلت یا پوست برای معالجه معلولان، کشف زودهنگام بیماریها، توسعه دارورسانی هدفمند برای درمان بیخطر سرطان مورد نیاز خواهد بود. سپس شغلهایی برای ساخت نانومواد زیستی و فرآیندهای زیستی نانو بوجود خواهد آمد. همچنین درک بهتر از "طراحی موجود در طبیعت" راه را برای توسعه سیستمهای پیچیده مانند حسگرهای تهدیدات شیمیایی و زیستی، تجزیه سریع خون و تفکیک مغناطیسی سلولهایی که با نانوذرات برچسب خوردهاند، هموار میکند. چیزی که لازم است، آگاهی عمیق از حداقل یک زمینة نانوتکنولوژی، درکنار توانایی برقراری ارتباط و همکاری با سایر رشتههای مرتبط با نانوتکنولوژی و افراد متخصص آن است. به نظر میرسد که نیروهای جوانتر آگاهی بیشتری نسبت به موضوعات نانوبیوتکنولوژیکی داشته باشند. این درحالی است که سازمانهای بزرگتر تحت تسلط افرادی است که فقط اطلاعات محدودی از نانوتکنولوژی دارند
نیاز به دانشمندان و متخصصین نانوتکنولوژی
یک چالش مهم برای توسعه نانوتکنولوژی، آموزش و پرورش نسل جدیدی از نیروهای ماهر چندرشتهای برای رشد سریع این فناوری است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 15 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مدیریت برنامه ریزی
چکیده
برنامه توسعه فردی یک برنامه زمانبندی شده مکتوب برای برآورده شدن نیازهای حرفه ای افراد در جهت رشد و توسعه آنهاست. در این برنامه سعی می گردد تا کارکنان با توجه به توانائیها و قابلیتهای خود، در راستای اهداف سازمان و شغل خویش توسعه یابند و بین نیازهای توسعه فردی و وظایف شغلی خویش ارتباطی پویا برقرار کنند. برنامه ریزی توسعه فردی به عنوان یک «ابزار کاربردی» باعث رشد و ارتقای دانش و مهارت کارکنان ازطریق مشارکت فعال سرپرستان و مدیران می شود که مهمترین ویژگی آن تعامل دو سویه کارکنان و سرپرستان (مدیران) است. در این مقاله مفاهیم مربوط به برنامه توسعه فردی (ضرورت، تعریف، اهداف و مزایا)اشاره می شود و در ادامه فرایند 6 مرحله ای از برنامه توسعه فردی (شناسایی اولویتهای عملکرد، تعیین ارزیابی نیازهای مهارتی و اهداف توسعه ای، شناسایی گزینه های توسعه و انتخاب فعالیتها، در میان گذاشتن اهداف توسعه با سرپرستان و بحث با آنها پیرامون اهداف توسعه ، اجرا ونظارت بر پیشرفت فرایند)، به تفصیل تشریح می گردد.
مقدمهانسان، محور بهره وری است، وکلیه سازمانها با هرنوع ماموریتی که دارند باید بیشترین سرمایه، وقت وبرنامه رابه پرورش انسانها از ابعاد مختلف اختصاص دهند. به گونه ای که انسان سازمانی، در ابعاد مختلف آمادگی ایجاد پرورش و کاربردی کردن بهروری فردی گروهی و سازمانی را دارا باشد. توسعه منابع انسانی در سازمانها به نوعی تعهد و انتظار متقابل و وظیفه دو سویه بین فرد و سازمان مبدل شده است. در چهارچوب این تعهد و انتظار متقابل، کارکنان باید ضمن نشان دادن التزام عملی به انجام وظایفی در راستای اهداف سازمانی، و همچنین رفتار در چهارچوب نظامنامه آن، حقوق متقابلی را نیز برای خود تعریف کنند. از اهم این حقوق می توان به بهره مندی از فرصت توسعة مستمر دانش و مهارت کاری و تکامل جنبه های مختلف شخصیتی کارکنان اشاره کرد. از سوی دیگر سازمان نیز در چهارچوب انتظارات به حق خود از کارکنان می خواهد که با نهایت تلاش و تعهد در راستای تحقق اهداف سازمان گام بردارند(ابیلی، 1382).امروز اغلب سازمانها و افراد موجود در آن با عـــدم اطمینان و تغییرات محیطی مواجه می شوند. بعضی عوامل تأثیر گذار بر سازمانها شامل تقاضا برای کیفیت بیشتر، رشد جهانی شدن اقتصاد و رقابت و افزایش سطوح فناوری است. در چنین وضعیتی سازمانها باید یاد بگیرند که چگونه انرژی های خلاق افراد را آزاد سازند و همچنین آنها باید یاد بگیرند که چگونه به افراد مختلف سازمان احترام بگذارند، تا آنها قادر باشند که عملکرد موفقی در سازمان داشته باشند و بتوانند با همدیگر در راستای اهداف مشترک کار کنند و بتوانند بر مشکلات سازمانی فائق آیند . (Nixon,1994) تفکر سنتی مدیریت در عبارت «من مدیر هستم و این افراد برای من کار می کنند» خلاصه می شد. در این نوع تفکر، جهت دهی و کنترل با اقتدار کامل از طرف سازمان اعمال می شد. در این شیوه اعضای تیم از جهت دهی تعیین شده از طرف مدیران پیروی می کردند و از آزادی عمل کمتری برخوردار بودند و از آنهاخواسته نمی شد که برای گستردگی کارهای روزانه خود فکر کنند. مدیران برای اعضای تیم برنامه ریزی می کردند و تیم ها وابسته به مدیران بودند. در مقابل این تفکر پارادایم دیگری مطرح شد. این تفکر می تواند در عبارت (من مدیر هستم و برای این افراد کاری می کنم) خلاصه شود. زیر بنای این نوع تفکر این است که تیم و اعضای آن از شایستگی لازم برای سازماندهی کار خود برخوردار هستند. حرکت از پارادایم وابستگی به سوی پارادیم توانمند سازی کار ساده ای نیست و آن مستلزم تغییر در طرز تفکر ادراکات و مهارتی مدیران دارد(Wilson, 1996).«برنامه ریزی توسعة فردی» ابزاری است که ازطریق آن کارکنان مجهز به مهارتهای چند بعدی درزمینه شغلی، تخصصی، فکری، تحصیلی وخانوادگی مجهز می گردند که باعث تحقق هدف توسعة منابع انسانی می شود.
تعریف برنامه ریزی توسعه فردی«برنامه ریزی توسعه فردی» سند توافق شده ای بین کارکنان و مدیران سازمان است، که در آن اهداف و برنامه ریزیهای سالانه با محوریت توسعه فردی کارکنان مشخص شده است. در برنامه ریزی توسعه فردی همکاری مؤثری بین کارکنان و مدیران صورت می پذیرد تا در آن «نیازهای آموزشی و رشد کارکنان» به منظور ارتقا شایستگی های و مهارتهای فردی مشخص گردد ( 2002 (Auckland University of Technology,. در این برنامه سعی می گردد تا کـــارکنان با توجه به توانائی ها و قابلیت های خود؛ در راستای اهداف سازمان و شغل خویش توسعه یابند و بین نیازهای توسعه فردی و وظایف شغلی خویش ارتباطی پویا برقرار کنند.یک برنامه توسعه فردی یک برنامه زمان بندی شده مکتوب برای رسیدن به اهداف توسعه ای همسو با برنامه استراتژیک و عملی سازمان می باشد(U.S. Department of Energy, 1999).
اهداف برنامه ریزی توسعه فردیازجمله مهمترین اهداف برنامه ریزی توسعه فردی کارکنان می توان به موارد زیر را برشمرد:-1شناسایی نیازهای توسعه کارکنان به وسیله مقایسه مهارتها و توانمندیهای کارکنان با نیازهای شغلی؛-2شناسایی فرصتهای مسیر شغلی و انتخاب بهترین گزینه آن برای هر فرد؛-3اجرای یک نظام توسعه فردی و تخصصی برای هر یک از کارکنان.مزایای برنامه ریزی توسعه فردی برنامه ریزی توسعه فردی به عنوان یک «ابزار کاربردی» باعث رشد و ارتقای دانش و مهارت کارکنان ازطریق مشارکت فعال سرپرستان و مدیران می گردد که مهمترین ویژگی آن تعامل دو سویه کارکنان
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن .doc :
کندو ( Hive ) :
هر شانه ( Comb )در یک کندو ، عبارت از یک ورقة عمودی مومی است که به قسمت بالا و کنارههای یک حفره بطور
محکم چسبیده است . حجرههای کارگر ( Worker cells ) که در آنها کارگران پرورش مییابند و عسل یا گرده در آنها ذخیره میشود ، عرض این حجرهها تقریباً 5 میلیمتر است و عرض حجرههای نر ( Drone cells ) 6 میلیمتر میباشد و به کار پرورش زنبورهای نر و ذخیره کردن عسل میآید ، حجرههای ملکه ( Queen cells ) بزرگ و عمودی است و شبیه بادام زمینی میباشد و بطرف پایین باز میشود و در طول حاشیه قسمتهای تحتانی ساخته شده و محلی است که برای پرورش ملکه میباشد . موم ( Wax ) به صورت ورقههای کوچکی توسط غدههای موجود در جیبهای ( Pockets ) زیر شکم زنبورهای کارگر ترشح میگردد . شانه یکبار که تشکیل شد برای سالها مورد استفاده قرار میگیرد . حجرهها به منظور استفادة همیشگی نظیف و آراسته نگاهداشتهاند.
زنبوران عسل تقریباً تنها جانورانی هستند که تهویة مطبوع را انجام میدهند . در تابستان زنبورها برای تهویة کندو با بالهایشان شدید باد میزنند تا حرارت داخلی را به منظور پرورش نسل در حدود 33 درجه نگاهدارند و آب اضافی عسل را در حجرههای باز تبخیر سازنند . در هوای گرم و خشک ، زنبورها برای مرطوب ساختن محیط و یا در صورت لزوم رقیق کردن عسل آب به داخل کندو حمل میکنند . در زمستان که ذخیرههای عسل به مصرف غذا میرسد ، زنبور تشکیل دستههای با هم فشرده و متراکمی داده و در اثر حرکات بدن و بالها تولید گرما میکنند . این دستهها در حرارت 14 درجه یا پایین تر تشکیل میشوند و میتوانند حرارت کندو را حتی هنگامیکه هوای خارج در صفر درجه یا پایین تر باشد تا 24 یا 30 درجه بالا ببرند . اجتماع ( کولونیهای ) زنبوران در نتیجه کمیابی شهد یا گرده و تخلیة ذخیرههای عسل در زمستان تقلیل مییابد . زنبورهای بالغ توسط وزغها ( Toads ) ، راسوها (Skunks ) و خرسها خورده میشوند ، علاقة خرس به عسل همیشه ضربالمثل است . دو بیماری خطرناک و منهدم کنندة نسل ، در زنبوران عسل وجود دارد که در صورت عدم مقابله و مبارزه با آنها تلفات سنگین به اجتماعات آنها وارد میشود .
حشرات دیگر :
شکل وعمل اندامها در حشرات بجز تعدادی از حشرات اولیه در بقیة حشرات مشابه است . حیوان بالغ دارای یک جفت شاخک و چشمهای ساده و مرکب میباشد .
قسمتهای مختلف سرباهم جوش خورده است . سینة حشرات دارای سه قطعه میباشد ، و همگی دارای شش پا هستند و بنام شش پایان ( Hexapoda ) نیزنامیده میشوند . شکم این جانوران مشخص و بند بندی است .اعضای راستهها ( Orders ) ، خانوادهها ( Families ) و گونههای ( Species ) گوناگون حشرات از نظر جزئیات ساختمانی و عادات ، اختلافات زیادی با یکدیگر دارند . بسیاری از مشخصاتو کیفیفت ساختمانی آنها مربوط به تغییرات سازگار شدن (Adaptive modifications )حیوان نسبت به شرایط خاص زندگی است که ذیلا شرح داده می شود .
رنگ آمیزی :
رنگ حشرات در نتیجه رنگدانه ها (شیمیایی) یا ساختمان سطحی (فیزکی). یا ترکیبی از اینها حاصل می شود . بعضی از رنگدانه ها دراسکلت خارجی و بقیه در برون پوست یا قسمتهای عمیق تر ، جای گرفته . رنگهای قوس و قزحی بعضی سوسکها ، پروانه ها و غیره از طرز مخصوص تابش نور روی برجستگیها یا ستیغهای میکروسکوپی سطح یا صفا متوازی کیتینی پدید می آید . بسیاری از حشرات رنگ حفاظی دارند به طوری که با محیطهای مجاور خود شباهت پیدا می کنند به عبارت دیگر همرنگی با طبیعت دارند . بعض از حشرات سیار بد طعم است . این حشرات دارای رنگهای مخصوصی هستند به نام رنگ خطر . برخی گونه های بی آزار که دارای طعم زننده نمی باشند رنگ یا شکل ظاهری حشرت دیگر را که مزه یا سمی هستند تقید می نماین . کوتیکول (Cuticle )خارجی غالبا مومی است و به سهولت مرطوب نمی شود . این کیفیت به سود حرات است به همین جهت در مورد مبارزه با گونه های موذی با بعضی مواد شیمیای اشکلتی ایجاد می کند . در بعضی حشرات آبی و سوسکها شکل حیوان متناسب با سنا در آب شده است در سوس حمام (Cockroaches )و غیره که در شکافها زندگی می کنند دارای شکل مخصوص متناسب با محل زندگی آنها ست و در سنجاقکهای (Dragon-fies )تند پرواز به شکل تفنگ می باشد . بدن در بسیاری از حرات دیگر از نظر عادات و روشهای زندگی تواق و سازگاری آشکاری نشان نمی دهد . پوشش مومی بید هی شبانه (Nocturnal moths ) ممکن است آنها را در برابر سرما تا اندازه ای محافظت کند و موهای موجود در بسیاری مگسها و زنبور ها جهت جمع آوری گرده می باشد .
شاخکها (Antennae ) معمولا بارک بوده و دراز یا کوتاهند . در پشه ها معمولی و پروانه های شب شاخکها پردار (Plumed ) است و در انواع سوسکها دارای اشکال مختلفی است . تمام حشرات دارای چشم می باشند وی عض لاروها که به حالت پنهان از نور زندگی می کنند فاقد چشمند و نیز بعضی بالغ ها که در حفره ها یا لانه های موریانه ها و مورچه ها به سر می برند . بع شپشها ی گزنده و سته های غیر جنسی بعضی مورچه ها و اغل موریانه ها نیز فاقد چشم می باشند . قطعات دهانی حشرات دو نوع است یا برخی خرد کردن و جویدن به کار می رود مانند ملخها و یا جهت مکیدن بکار می رود مانند زنبور عسل و در نو مکنده ، عده ای از حشرات که ازخون جانوران دیگر تغذیه می کنند ، مانند ککهای نیش زننده )Bie )و شته ها که نباتات را سوراخ می کنند ، سوراخ کننده(Puncture ) می باشد .
پاهای شرات برسب عملی که انجام می دهد ، تغییرات پیدا می کنند مثلا در سوسک مخطط یا سوسک ببر (Tiger beetles )پاها برای دویدن بکار می رود این سوسک زمین را سوراخ می کنند و از شرات دیگر تغذیه می نمایند . پاها در ککها برای جهیدن است و در حشرات آبی جهت شنا کردن می باشد . آبدزد کها به کمک پاها زمین را سوراخ می کنند . در بعضی حشرات مانند آبروها (water striders ) پا ، جهت سرخوردن می باشد این شرت بدنی باریک دارند و پاهای آنها به طوی است و در آبهای شیرین زندگی می کنند و در سط آب شنا می نمایند .
بالها ، معمولا نازک و غشایی است . بالهای پیشین در قاب باان خت شده و به صورت غلافهایی (Elytra ) در آمده است در راست بالان (Orthoptera )چرم مانند شده و در نیم بالان (Hemiptera ) نیمه قدام بالها ضخیم شده است . در مگسها بالها عقبی تدی به عضوهالتر مانند گردیده است که اندام تعادلی (Balancing organs ) حیوان می باشد بالهای قدامی در بعضی از حشرات تقلیل یافته کوچک شده است . حشرات اولیه (Thysanura,Protura ) ، شپشها ، ککها و بعضی اشکال انگی دیگر فاقد با می باشند در موریانه ها و مورچه ها جز دسته های جنسی بال وجود ندارد . رگبالها نیز در انواع شرات بسیار مختف است . تعداد رگبالها در بعضی شرات بسیار زیاد و در عده ای تقلیل یافته ست .
در جنین بسیاری از شرات ضمایم شکمی موجود است ولی در بالغها دنباله های شکمی (Cerci )و اندامهای جفتگیری موجود است و ضمایمی دیگر وجود ندارد .
عکس
عضلات در حشرات ، متعدد و مرکب است در لارو کرمی شکل حشرات ( Caterpillar ) مخصوصاً لاروکرمی شکل پروانهها تقریباً 2000 عظله وجود دارد . اغلب حشرات از نظر قدرت در
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
عدالت در نهج البلاغه
علی (ع) عدالت را درون انسان و در تلاش انسان برای دوری از هوای نفس جستجو می کند، چرا که بدون این الزام درونی، اصولا الزام به عدالت بیرونی بی معنا است. او محبوب ترین بنده خدا را کسی می داند که خود را بر عدل و دادگری ملزم نموده و نخستین عدل وی در حق خود، نفی هوی و امیال از نفس خویش است.
عدالت از پیچیده ترین موضوعاتی است که اندیشه بشری دربارة آن به تامل و تفکر پرداخته است. پیچیدگی نظری عدالت از یک سو، و دشواری بسیار آن در تحقق عملی از سوی دیگر، عدالت را هم به مفهومی بسیار بغرنج تبدیل کرده است و هم دغدغه ای دائمی و بزرگ برای تمامی بشریت بوده است. شاید در مورد هیچ موضوعی به اندازة عدالت بحث و بررسی نشده است، و شاید بتوان گفت که هیچ موضوعی به اندازه عدالت موضوع اختلاف نظر نیست و تحقق آن در مقام عمل از این هم بغرنج تر است. در اندیشه های مکتوب و غیر مکتوب موجود در ادبیات عربی و اسلامی هم اولین کسی که به موضوع عدالت نگاه ژرفی داشته حضرت علی (ع) است. حضرت علی (ع) هم به پیچیدگی عدالت واقف است و هم به اهمیت آن. درباره پیچیدگی عدالت عبارتی دارد که عصارة تمام نزاعها درباره عدالت است. ایشان می فرمایند: العدل، اوسع الاشیاء فی التواصف واضعیتها فی التاصف یعنی عدل در مقام توصیف بسیار فراخ است، در حالی که در مقام عمل، بسیار تنگ و دشواری این بیان موجز، تبیین از پیچیدگی عدالت است. شاید راز این پیچیدگی و دشواری تحقق عدالت در عمل هم این است که انسانها عدالت را بیشتر بر اساس تمایلات درونی خود و به طور عمده بر اساس منافع خود آن را توصیف می کنند. اما پیچیدگی درک عدالت و تحقق عملی آن مانع از تلاش برای رسیدن به آن نیست، چرا که حضرت علی (ع) معتقد است که به هر حال عرصه عدالت برای همگان عرصة فراختری از عرصه سمتگری است و در این نکتة بسیار مهمی است. حضرت علی (ع) می فرمایند که در عدل وسعت و گشایش است و کسی که اجرای عدالت او را در تنگنا قرار می دهد، ظلم و ستم بر او تنگ تر خواهد آمد! این حکم به چه دلیل است و چرا حضرت علی (ع) چنین اعتقادی را مطرح می کند این بیان معنای عمیقی دارد و آن اینکه هر کس در پناه عدل احساس امنیت نکند، هرگز در دامان ظلم احساس آرامش نخواهد کرد. و این تعببر با عنایت به ایده ها و اندیشه های آن حضرت بهتر قابل درک است که بدان اشاره خواهد شد. در واقع بر همین اساس است که حضرت نه تنها پیروزی نهایی را با عدالت می داند، بلکه معتقد است که سیرة عادلانه هم به حکمت دشمن منتهی می شود(1) حضرت علی عدالت را در حوزه های مختلفی به کار برده است. یکی از این حوزه عدالت در ارتباط انسان با خداست. از نظر امام خداوند متعال در جهان را به لطف خود به سامان آورد و به امر خود از درهم ریختنش نگه داشت و به قدرت خود استواریش بخشید (2). حضرت علی (ع) اساس هستی را عادلانه می دانست که خداوند آن را بر پایه حق آفریده است و حق در تفکر حضرت علی مظهر مفاهیم راستی، پایداری و عدالت است. یعنی هیچ واژة دیگری همانند حق نمی تواند عصاره عدالت وارستی را نشان دهد. حضرت علی جهان هستی را جهانی عادلانه تصور می کند که در آن حق از میان رفتنی نیست و این عدالت در هستی و خلقت، باید در رفتار انسانها هم نمود داشته باشد. در قاموس امام فصل خداوند بر مبنای عدالت است چه در مقام خلقت و چه در مقام رفتار با بندگان خود اینجاست که امام می فرماید: خداوندی که در هر وعده می دهد، صادق است و فراتر از آن است که بر بندگان خود ستم روا دارد. با آفریدگان خود به عدالت رفتار می کند و هر حکم که می دهد از روی عدالت است (3). در این هستی که خداوند انسانها را هم دعوت به عدالت و پیروی از حق کرده است و آنان را از پیروزی از ابلیس که به دلیل معصیت خداوند از درگاه الهی رانده شد، پرهیز می دهد. چرا که عین دوری از حق و عدالت است. اینجاست که امام علی بندگان خدا را از پذیرش امر شیطان بر حذر می دارد. این بندگان خدا بترسید از این که دشمن خدا، شیطان شما را به بیماری خود [تکبر و خود پسندی] دچار گرداند و به ندای خود شما را از جای بر انگیزد.(4) چرا که عدل خداوندی ایجاب می کندکه اطاعت کنندگان شیطان را کیفر دهد و از همین روی حضرت علی (ع) می فرماید: هرگز خداوند انسانی را به بهشت نمی برد که مرتکب عملی شده باشد که فرشته ای را به سبب آن از بهشت رانده است. حکم او بر اهل آسمانها و مردم روی زمین یکسان است. و میان خدا و هیچیک از بندگانش مصالحه ای نیست(5) اینجاست که امام علی هستی و دنیا را محل آزمون می داند. آزمونی که در آن عدالت پیشگان و پیروان حق سر بلند هستند و ستمگران و پیروان باطل در گمراهی هستند و اگر عدالت خداوندی در این دنیا دربارة آنها اجرا نشود، در آخرت قطعاً اجرا خواهد شد. خداوند به انسانها و چه داده است، بر اساس آن آنان را باز خواست خواهد کرد و عدالت را در مورد آنان جاری خواهد ساخت و در این آزمون کسانی سر افرازند که خود عدالت ورزیده اند و تقوی پیشه کرده اند و کسانی پشیمان خواهند شد که از روی تکبر و خود پسندی امر خدا را فرمان نبرده اند. امام علی (ع) عقوبت اخروی را جاری شدن عدالت الهی می داند و معتقد است که: بهشت، پاداش عمل نیکوکاران را کافی است و عذاب آتش، کیفر بدکاران را بسنده است. زیرا خداوند هم انتقام کشنده است و هم یاری دهنده و کتاب خدا هم حجت آورد و هم به داوری کشد.(6) در آخرت کسانی پشیمان هستند که در دنیا از عدالت دروی جسته اند و رفتارشان ستمگرانه بوده است. امام می فرماید: در فردای قیامت آغازگر ستم و ظلم، از پشیمانی دستش را به زندان خواهد گرد.(7) و یا می فرماید ستم بعضی از بندگان بر بندگان دیگر بدون مجازات نمی ماند.(8) چرا که این ارادة خداوند است. بنابراین حضرت علی (ع) خلقت و جریان امور در هستی را کاملاً عادلانه می داند و این عدالت خداوند در رابطه با انسانها هم مصداق پیدا می کند، پس انسانها هم باید در رفتار خود عدالت پیشه کنند، در غیر اینصورت عدالت خداوندی ایجاب می کند که