لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
پارسَه ( تخت جمشید ) Persepolis
هخامنشیان همچون نیاکان خود عادت به کوچ کردن داشتند ، و معمولاً همه سال را در یک جا به سر نمیبردند، بلکه بر حسب اقتضای آبوهوا، هر فصلی را در یکی از پایتختهای خود سر میکردند. در فصل سرما ، در بابل و شوش اقامت داشتند ، و در فصل گرمی ِهوا به همدان میرفتند که در دامنه کوه الوند بود و هوای تازه و خنکی داشت .
این سه شهر « پایتخت » به معنی اداری و سیاسی و اقتصادی بودند، اما دو شهر دیگر هم بودند که « پایتخت آئینیِ » هخامنشیان به شمار میرفتند، یکی پاسارگاد که در آنجا آیین و تشریفات تاجگذاری شاهان هخامنشی برگزار میشد، و دیگری « پارسَه » که برای پارهای تشریفات دیگر به کار میآمد.
این دو شهر « زادگاه » و « پرورشگاه » و به اصطلاح « گهواره » پارسیان به شمار میرفت، و گور بزرگان و نامآوران آنان در آنجا بود و اهمیت ویژهای داشتند؛ به عبارت دیگر، اینها مراکز مذهبی ایرانیان هخامنشی بودند، مانند اورشلیم و واتیکان، که نظر به اهمیت آیینی خود، مرکز ثقل بسیاری از حوادث بودهاند. البته از این دو تختجمشید بیشتر اهمیت داشته است و به همین دلیل، اسکندر مقدونی آن را به عمد آتش زد تا گهواره و تکیهگاه دولت هخامنشی را از میان ببرد.
نام راستین این شهر پارْسَهْ بوده است که از نام قوم پارسی آمده است و آنها ایالت خود را هم به همان نام پارس میخواندند. پارسه به همین صورت در سنگ نوشته خشیارشا بر جرز درگاهای « دروازه همه ملل » نوشته شده است، و در لوحههای عیلامی مکشوفه از خزانه و باروی تختجمشید هم آمده است. یونانیان از این شهر بسیار کم آگاهی داشتهاند، به دلیل این که پایتخت اداری نبوده است، و در جریانهای تاریخ سیاسی، که مورد نظر یونانیان بوده، قرار نمیگرفته. به علاوه، احتمال دارد که به خاطر احترام ملی و آئینی شهر پارسه، خارجیان مجاز نبودهاند به مکانهای مذهبی رفت وآمد کنند و در باب آن آگاهیهایی به دست آورند؛ همچنان که تا پایان دوره قاجار، سیاحان اروپایی کمتر میتوانستند در باب مشاهد و امامزادههای ایرانی تحقیق کنند. بعضی گمان کردهاند که در برخی از نوشتههای یونانی از پارسه به صورت پارسیان «persain» و یا شهر پارسیان نام رفته است، اما این گمان مبنای استواری ندارد.
پِرسِه پُلیس ( پرسپولیس )
نام مشهور غربی تختجمشید ، یعنی پِرْسِهْ پُلیْس (Perse Polis) ریشه غریبی دارد. در زبان یونانی، پْرسهْپُلیْس و یا صورت شاعرانه آن پِرْسِپْتوُلیْس Persep tolis لقبی است برای آِتِنه، الهه خرد و صنعت و جنگ، و «ویرانکننده شهرها» معنی می دهد.این لقب را آشیل، شاعر یونانی سده پنجم ق.م. در چکامه مربوطه به پارسیان، به حالت تجنیس و بازی با الفاظ، در مورد «شهر پارسیان» به کار برده است (سُوکنامه پارسیان، بیت 65). این ترجمه نادرست عمدی، به صورت سادهترش، یعنی پرسه پلیس، در کتب غربی رایج گشته و از آنجا به مردم امروزی رسیده است. خود ایرانیان نام «پارسه» را چند قرن پس از برافتادنش فراموش کردند چون کتیبهها را دیگر نمیتوانستند بخوانند و در دوره ساسانی آن را «صدستون» میخواندند. البته مقصود از این نام، تنها کاخ صدستون نبوده است، بلکه همه بناهای روی صفه را بدان اسم میشناختهاند. در دورههای بعد، در خاطر ه مردم فارس، «صدستون» به «چهلستون» و «چهلمنار» تبدیل شد. جُزَفا باربارو، از نخستین اروپاییانی که این آثار را دیده است (سال 1474 میلادی)، آن را ِچْلمِنار (چهلمنُار) خوانده است. پس از برافتادن هخامنشیان خط و زبان آنها نیز بتدریج نامفهوم شد و تاریخ آنان از یاد ایرانیان برفت، و خاطره شان با یاد پادشاهان افسانهای پیشدادی و نیمه تاریخی کیانی درهم آمیخت، و بنای شکوهمند پارسه را کار جمشید پادشاه افسانهای که ساختمانهای پرشکوه و شگرف را به او نسبت میدادند دانستند و کمکم این نام افسانهای را بر آن بنا نهادند.
صفه ی پارسه
تختجمشید بر روی صفهای بنا شده است که کمی بیشتر از یکصد و بیستو پنج هزار متر مربع وسعت دارد. خود صفه برفراز و متکی به صخرهای است که از سمت شرق پشت به کوه میترا یا مهر (= کوه رحمت) داده است و از شمال و جنوب و غرب در درون جلگه مرودشت پیش رفته و شکل آن را میتوان یک چهار ضلعی دانست که ابعاد آن تقریباً چنین است: 455 متر در جبهه غربی ، 300 متر در طرف شمالی ، 430 متر در سوی شرقی و 390 متر در سمت جنوبی کتیبه بزرگ داریوش بر دیوار جبهه جنوبی تخت، صریحاً گواهی میدهد که در این مکان هیچ بنایی قبل از وی موجود نبوده است.
کارهای ساختمانی تختجمشید به فرمان داریوش بزرگ در حدود 518 ق.م آغاز شد. اول از همه میبایست این تخت بسیار بزرگ را برای برآوردن کوشک شاهی آماده سازند: بخش بزرگی از یک دامنه نامنظم سنگی را مطابق نقشه معماران، تا ارتفاع معینی که مورد نظرشان بود، تراشیدند و کوتاه و صاف کردند و گودیها را با خاک و تختهسنگهای گران انباشتند، و قسمتی از نمای صفه را از صخره طبیعی تراشیدند و بخشی دیگر را با تختهسنگهای کثیرالاضلاع کوه پیکری که بدون ملاط بر هم گذاشتند برآوردند و برای آنکه این سنگهای بزرگ بر هم استوار بمانند آنها را با بستهای دم چلچلهای آهنی به هم پیوستند و روی بستها را با سرب پوشانیدند (این بستهای فلزی را دزدان و سنگربایان کنده و بردهاند؛ تنها تعداد کمی از آنها را بر جای ماندهاند). این تخته سنگها یا از سنگ آهکی خاکستری رنگی است که از کوه و تپههای اطراف صفه استخراج میشده و یا سنگهای آهکی سیاهی شبیه به مرمر است که از کانهای مجدآباد در 40 کیلومتری غرب تختجمشید میآوردهاند. خرده سنگها و سنگهای بیمصرف حاصل از تراش و تسطیح صخره را نیز به درون گودها ریختند. شاید در همین زمان بوده است که با آب انبار بزرگ چاه مانندی در سنگ صخره و در دامنه کوه مهر (= کوه رحمت) به عمق 24 متر کندند.
پس از چند سال، صاف کردن صخره طبیعی و پر کردن گودیها به پایان رسید و تخت هموار گشت. آنگاه شروع به برآوردن شالوده بناها کردند و در همان زمان دستگاه آب دَرکُنی تختجمشید را ساختند بدین معنی که در دامنه آن قسمت از کوه رحمت که مشرف بر تخت است آبراهههایی کندند و یا درست کردند، و سر این آبراههها را در یک خندق بزرگ و پهن، که در پشت دیوار شرقی تخت کنده بودند، گذاشتند تا آب باران کوهستان از راه آن خندق به جویبارهایی در جنوب و شمال صفه راه یابد و به دَر رَوَد. بدینگونه خطر ویرانی بناهای روی تخت ناشی از سیلاب جاری از کوهستان از میان رفت، اما بعدها که این خندق پُر شد آب باران کوهستان قسمت اعظم برج و باروی شرقی را کند و به درون محوطه کاخها ریخت و آنها را انباشت، تا این که در هفتاد سال گذشته؛ باستانشناسان این خاکها را بیرون ریختند و چهره بناها را دوباره روشن ساختند. بر روی خود صفه، آبراهههای زیرزمینی کندهاند که از میان حیاط و کاخها میگذشت و آب باران سقفها از راه ناودانهایی که مانند لوله بخاری و با آجر و ملاط قیر در درون دیوارهای ستبر خشتی تعبیه کرده بودند، وارد آبراهههای زیرزمینی میشد و از زیر دیوار جنوبی به دشت و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
« سنگهای تزئینی در ساختمانی »
سنگ جسمی است طبیعی که از اجتماع یک یا چند کانی تشکیل شده است . سنگ یکی از مصالح اصلی در ساخت و ساز می باشد که در اکثر کارهایی که در مهندسی عمران ، راه ، راه آهن و بندر انجام می شود مورد استفاده قرار میگیرد . مهمترین موارد استفاده سنگ را می توان به شرح زیر گروه بندی کرد :
الف) سنگهایی که به شکل بلوک در ساختمان سازی ، سدها ، باراندازها ، دیوارهای جان پناه و از این قبیل استفاده می شوند .
ب) سنگهایی که برای مصارف تزئینی و نمای ساختمان استفاده می شوند .
ج) سنگهایی که برای سنگفرش ، کف و سقف ساختمانها استفاده می شوند .
● عوامل مؤثر برای انتخاب سنگ ساختمانی وتزئینی
در ابتدای طرح باید کاربرد موردنظر مشخص باشد و سایر عوامل با توجه به آن تعیین شوند . به طور کلی عوامل مهم در انتخاب سنگ ساختمانی مناسب عبارتند از: قیمت ، رنگ ، دوام و مشخصات فنی .
▪ رنگ :
این عامل بیشتر از دید معماران مهم است ، اگرچه مهندسان نیز حتما روی رنگ سنگ نظر دارند . معمولا رنگهای روشن نسبت به رنگهای تیره ترجیح داده می شوند . این موضوع خصوصا در سنگهای آهکی مهمتر است زیرا اکثر رنگهای تیره سنگهای آهکی در نمای بیرون ساختمان بر اثر نور خورشید و آلودگی هوا دوام ندارد . رنگ سنگ از ویژگیهایی است که از نظر اقتصادی نیز بسیار مهم است . سنگهایی با رنگ سبز ، لاجوردی و قرمز که کمیاب هستند دارای ارزش بیشتری می باشند . گاهی فاصله دید در تشخیص رنگ سنگ اهمیت دارد . یک گرانیت با دانه بندی متوسط که دارای فلدسپاتهای صورتی است ، در فاصله دور با این ویژگی دیده نخواهد شد . همچنین یک قطعه چند رنگ از آن ، در فاصله دور به صورت تک رنگ در خواهد آمد . بنابراین باید تک رنگ یا چند رنگ بودن سنگ را در فاصله ای حدود ۲۰ تا ۵۰ سانتی متر از چشم موردنظر قرار داد .
رنگ سنگهای آذرین و دگرگونی سیلیکاتی در ارتباط با رنگ فلدسپاتهای تشکیل دهنده است که برحسب نوع آن می تواند رنگهای صورتی ، کرم ، قرمز ، سبز و سفید را به خود بگیرد .
در سنگهای رسوبی ، کانیهای اصلی معمولا بیرنگ هستند ( مانند کوارتز و کلسیت ) اما وجود مقدار اندکی از ناخالصی ها باعث رنگی شدن این سنگها می شود که از مهمترین آنها کربن و اکسیدهای آهن است . رنگهای سیاه و آبی بر اثر وجود کربن آلی و رنگهای سبز و قرمز و زرد می تواند بر اثر وجود اکسیدها و هیدروکسیدهای آهن به شرح زیر به وجود آید : ثبات رنگ سنگها یکی از ویژگیهای مهم و کاربردی آنهاست . رنگ بعضی از سنگها تغییر می کند و آنهایی که از مواد آلی ( خاکستری و سیاه ) تشکیل یافته اند ، تغییرات بیشتری خواهند داشت . رنگ سیاه یک گابرو با وجود کانیهای پیروکسن با دوام است ، اما رنگ سیاه سنگ آهک که دارای مواد هیدروکربور می باشد با دوام نیست . رنگ صورتی یک گرانیت حاصل از فلدسپاتها با دوام است ، اما رنگ سبز ماسه سنگ اگر بر اثر وجود ترکیبات آهن باشد بادوام نخواهد بود. ثبات رنگ سنگ بستگی به مکانی که سنگ در آن به کار می رود دارد . سنگ آهک سیاه اگر در داخل ساختمان به کار رود ، رنگ آن برای مدت زیادی تغییر نمی کند اما اگر در بیرون در معرض شرایط جوی خاص مخصوصا با رطوبت زیاد قرار بگیرد . تغییر رنگ آن بسیار سریع رخ می دهد . رنگ بعضی از سنگها وقتی که در معرض شرایط جوی قرار گیرند تغییر می کند وو یا حتی از بین می روود . سنگ آهکهای خاکستری به مرور زمان سفید می شوند ، آهکهای سیاه به خاکستری یا خاکستری زرد کم رنگ میل می کند . در ماسه سنگها و رس ها رنگ لاجوردی و سبز که بر اثر سولفور آهن به وجود می آید ، به وسیله اکسیداسیون ابتدا به زرد مایل به سبز و سپس به زرد یا قرمز تبدیل می شود .
یکی از علل دیگر در تغییرات رنگ که کمتر مورد توجه قرار می گیرد وجود کانیهای ناپایدار است که به سهولت به کانیهای دیگر تبدیل می شوند ..تغییرات رنگ در سنگهای سفید نیز رخ می دهد . معمولا این سنگها کدر می شوند و بر اثر فعل و انفعالات شیمیایی در مجاورت رطوبت لکه هایی در سطح آنها به وجود می آید . فرسودگی این نوع سنگ ها بیشتر در شهرهای صنعتی و اقلیم های گرم و مرطوب پدید می آید ، در صورتی که در هوای خشک و تمیز دوام این نوع سنگها بیشتر خواهد بود ، کدر شدن سنگ در سطح آن یکنواخت نیست و در محل درزه ها و حفره ها بیشتر است . از علل دیگر تغییر رنگ در سنگها شورده زدگی است که به صورت لکه های سفید رنگ سطح آن را می پوشاند . این لکه ها معمولا از ذرات کربنات کلسیم یا سولفات کلسیم تشکیل شده ، و گاهی با کلرورها و نیتراتها نیز همراهند . شوره زدگی پیش از آنکه به نوع سنگ مورد استفاده مربوط باشد ، به بی توجهی در نصب آن برمی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 34
ریجنالیسم ( REGIONALISM )
ماهیت :
ریجنالیسم عنوان مکتبی در معماری است که در دهه های 1960-1970 شکل گرفت . کلمه ریجنالیسم از واژه انگلیسی Region که به معنای منطقه است ***و معادل فارسی آن منطقه گرایی است و در واقع معماری است که به متن و زمینه و شرایط محیطی و فرهنگی توجه می کند و یکی از شاخه های معماری پست مدرن است که شباهت های زیادی با معماری بومی ( محلی ) دارد و در این مکتب چون فرهنگ و خصوصیات و شرایط اقلیمی با عبور از هر منطقه به منطقه ای دیگر فرق می کند و شکلی تازه می یابد باید معماری هم تغییر کند چون در واقع معماری هم بر آمدی از آنهاست و با جهت گیری نسبت به شعارهای دوران مدرن ادامه یافت .
اهداف :
معماری هر منطقه باید متناسب با آن منطقه باشد که در آن بوجود آمده است .
هویت ***با استفاده از اشکال ومصالح و نهادهای محلی .
استفاده از امکانات محلی ( مانند مصالح بوم ***, تکنیکهای محلی و... ) .
مبارزه علیه استعمار و استعمار زدایی .
نقد معماری مدرن به ویژه معماری بین المللی ( به خصوص جهت گیری که نسبت گذشته و هویت محلی داشتند )
پست مدرنیسم) بستر و منشا ریجنالیسم (
معماری پست مدرن که در دهه های 50 و70 قرن بیست میلادی و همزمان با افول معماری مدرن و در جهت گیری مقابل با آن شکل گرفت . با شعارهایی چون توجه به متن , زمینه , ساختار , رشد همه جانبه , تاریخ , بستر فرهنگ و سنن و ... به وجود آمد . این محلات در بخش معماری و شهر سازی بیشتر متوجه خشکی و ساده گرایی افراطی سبک انترناسیونالیسم یا جهان وطنی بود که به مخالفت با هر گونه مفاهیم و ارزشهای سنتی و قومی است . بر عقل گرایی افراطی )راسیونالیسم ) استوار بود که به شیوه به این اهداف می رسیدند که همین دو شیوه هم بعدها در معماری رجینالیسمی مورد توجه قرار گرفت
گرایش به فرم و ظاهر Gray post modern
گرایش به محتوا White post modern
یکی از عناصر مورد اختلاف مدرن و پست مدرن در نحوه برخورد با سنن است و از جمله مشکلات ناشی از افراط در این سبک می توان به عواملی همچون سنت گرایی تا حد عتیقه پرستی , رجعت به گذشته های ارناستالیستی ( اصالت تزئینات ) , تنوع طلبی مجاهد و حصر ... توجه کرد . بعدها باعث به وجود آمدن معماری بومی و محلی و ریجنالیستس در دامان خود شد و بستر مناسب برای شکل گیری آنها بود که در بعضی موارد اشتراکات زیادی با هم دارند .
سبک بین الملل ) نقطه مقابل ریجنالیسم(
این سبک در سال 1932 با انتشار کتابی توسط جانسون و هیچکاک آغاز یافت .
امروزه فقط وفقط یک نظام با قواعد ثابت وجود دارد تا تز سبک معاصر یک واقعیت بسازد و در عین حال به اندازه کافی انعطاف پذیر باشد تا قابلیت پذیرفتن تفسیرهای فردی را داشته باشد و تحول عمومی را موجب شود .
این سبک سه اصل اساسی دارد :
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 11
آفتاب دهی خاک ( soil solarization )
مقدمه:
بیماریهای خاکزی و آفات خسارات بسیار زیادی را در زمینهای کشاورزی و محصولات کشاورزی در دنیا بوجود می آورند.در مورد گیاهان جالیزی و میوه ها و … برخی از بیماریهای خاکزی علفهای هرز و نماتد بطور نسبی با آفتکش ها، قارچکش ها و علف کشها در خاک کنترل شده اند مانند متیل بروماید کلر، کلرین و .
اما استفاده از ضدعفونی کننده های خاک برای کنترل آفات همیشه آثار زیانباری برروی جانوران و انسان داشته است و باعث شده که علاوه بر هزینه بالا و پیچیده بورن روشهای آفت زدایی اثرات سمی مهم برروی گیاهان و خاک بجا بگذارد.
Soil solarizationیک روش غیر شیمیایی است که بسیاری از آفات و پاتوژنهای خاکزاد را کنترل می کند. از این تکنیک ساده انرژی حرارتی خورشید جذب میشود و تغییرات فیزیکی و شیمیایی و بیولوژیک در خاک بوجود می آید. صفحات پلاستیکی شفاف از جنس پلی اتیلن برروی سطح خاک مرطوب در ماههای گرم تابستان گذاشته می شود و درجه حرارت خاک را به سطحی می رساند که برای بسیاری از پاتوژنهای خاکزاد گیاهی و بذر علفهای هرز و نماتدها و جوانه های گیاهان انگل و کنه های ساکن در خاک کشنده است.
این روش برای گیاهان جالیزی و یکساله بهترین نتایج بهتری را داشته است. هرچه کرت بزرگتر باشد کنترل مؤثرتر است.
مناطق بزرگتر از 30 اینچ بهتر جواب می دهد زیرا کرتهای کوچکتر از 30 اینچ دارای یک اثر مسیریابی در لبه های خارجی دارند.
عملیات soil solarization:
soil solarizationدر کارونیای جنوبی بخوبی انجام میشود. بهمین دلیل هرچه درجه حرارت در ماههای تابستان بالاتر باشد و هر چقدر پلاستیک را بمدت بیشتری در جای خود بگذاریم به نتایج بهتری می رسیم. مدت زمان طولانی لازم است تا نتایج قابل قبولی برای از بین بردن علفهای هرز مقاوم بدست آید.
Soil solarizationشامل 5 مرحله می باشد که می بایست همه را بدقت و بترتیب انجام دهیم.که شامل مراحل زیر است:
1-آماده سازی خاک
اولین گام در انجام فرایند soil solarizationشخم زدن بستر زمین و آماده سازی آن برای کشت می باشد تا بعد از عملیات soil solarization از تغییر دادن و بهم زدن خاک جلوگیری شود. چنانچه بعدأ خاک را شخم زدیم دانه های علفهای هرز را به سطح خاک می آوریم و این در شرایطی است که بذر برخی از علفهای هرز که در عمق می باشند از بین نرفته اند.
بهترین نتایج فقط تا عمق 3-2 اینچ بالایی سطح خاک بدست می آید بهتر است تجهیزات آبیاری و کودها را قبل از soil solarization به خاک اضافه کنیم.
بسیار مهم است که منطقه ای که می خواهد عملیات soil solarization روی آن انجام صاف باشد و از دانه های علفهای هرز و باقیمانده، گیاهان و کلوخ پاک باشد زیرا این مواد باعث می شود که پلاستیک از سطح زمین بلند شود و حداکثر میزان حرارت موقعی بدست می آید که پلاستیک به سطح زمین نزدیک باشد و باید از بوجود آمدن محفظه های هوایی بوسیله کلوخ های بزرگ و شکافهای عمیق در سطح زمین جلوگیری کرد. سطح خاک باید مسطح و نرم شود و یک سطح صاف بوجود آید تا در زمان آبیاری آب بطور یکنواخت در خاک نفوذ کند و آنرا مرطوب سازد.
2- آبیاری خاک
خاک باید بخوبی آبیاری شود و چون باعث می شود که ارگانیسمها به حرارت حساس تر شوند و به علاوه رطوبت باعث میشود که گرما سریع تر و در عمق بیشتری در خاک نفوذ کند.
خاک را می توان پس از گذاشتن لوله های پلاستیکی بوسیله روش آبیاری قطره ای آبیاری کرد.
آبیاری در زیر سطح پلاستیکی معمولاً آفت ها را کمی زودتر و بمقدار بیشتری کنترل می کند.
آبیاری بارانی، قطره ای بهترین نتایج را دارند. آبیاری باید بمقداری انجام که آب روی خاک نایستد و تماماً نفوذ کند.
3- کندن شیار ( گودال )
می بایست یک گودال به عمق 8-6 اینچ دور تا دور محیط کرت خود حفر کنیم که برای قرار دادن لبه های پلاستیک درون آن مورد استفاده قرار میگیرد.
4- پوشاندن
سطح خاک را با پلاستیکی که توسط اشعه uv تشعشع دید را می پوشانیم. این پلاستیک ها می بایست شفاف باشند ( نه سیاه و نه رنگی ) و دارای ضخامت 4-1 متر می باشند.
پلاستیک را تا آنجا که ممکن است می کشیم و وقتی کاملاً در محل خود قرار گرفت گودال را از خاک پر می کنیم و لبه های پلاستیک را می پوشانیم.
این کار باعث میشود که پلاستیک در جای خود ثابت بماند و از رفتن هوا به زیر آن یا دزیدن و حرکت هوا در زیر آن جلوگیری می کند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 23
XSLT چیست ؟ ( بخش اول )
XSLT، از کلمات eXtensible Stylesheet Language :Transformation اقتباس و زبانی برای تبدیل یک سند XML به نوع دیگر است . تکنولوژی فوق توسط کنسرسیوم وب با هدف اولیه تبدیل یک سند XML به نوع دیگر، طراحی شده است . XSLT ، دارای قابلیت های بمراتب بیشتری بمنظور تبدیل یک سند XML به HTML و سایر فرمت های مبتنی بر متن است . بدین ترتیب می توان تعریف کامل تری در رابطه با تکنولوژی فوق را بصورت زیر ارائه داد :
تعریف XSLT
XSLT ، زبانی بمنظور تبدیل ساختار یک سند XML است .
جرا سندهای XML نیازمند تبدیل می باشند ؟XML ، روشی ساده و استاندارد بمنظور مبادله داده های ساختیافته بین برنامه های متفاوت کامپیوتر است . بخشی از موفقیت XML جهت نیل به خواسته فوق ، به نحوه نوشتن و خواندن این نوع فایل ها بر می گردد . با استفاده از یک ادیتور متنی می توان بسادگی و بسرعت اقدام به نوشتن یک سند XML ،خواندن و اعمال تغییرات در آنان نمود. فراموش نکنیم که مهمترین هدف XML ، ارتباط بین سیتستم های متفاوت نرم افزاری بوده و در این راستا به دو نیاز حیاتی بخوبی جواب داده است : تفکیک داده از نمایش ( ارائه ) . نیاز به تفکیک اطلاعات از جزئیات نمایش بر روی یک دستگاه خاص همواره مورد نظر طراحان و پیاده کنندگان بوده است . خواسته فوق ، بموازات رشد دستگاههای مبتنی بر اینترنت به یک ضرورت حیاتی تبدیل شده است . سازمان ها و موسسات ارائه دهنده اطلاعات باارزش ، تمایل به عرضه اطلاعات خود بر روی مرورگرهای وب و سایر دستگاهها نظیر تلویزیون و یا تلفن های مبتنی بر WAP را دارند . بدین ترتیب دامنه استفاده از اطلاعات صرفا" به مرورگرهای وب محدوده نبوده و دستگاههای متفاوت مبتنی بر تکنولوژی اینترنت را شامل می گردد . ارسال داده بین برنامه ها . ارسال اطلاعات از سازمانی به سازمان دیگر بدون در گیر شدن در جزئیات ، همواره از آرزوهای بزرگ طراحان و پیاده کنندگان سیستم های نرم افزاری بوده است .
دو خواسته فوق هیچگونه تعارضی با یکدیگر ندارند ، مثلا" یک لیست قیمت کالا را می توان بر روی صفحه ، نمایش و در همان زمان از آن بعنوان ورودی در سایر برنامه ها استفاده کرد . یکی دیگر از مزایای اساسی XML ، یکپارچگی بین دنیای سندها و داده ها است . بدین ترتیب می توان از یک روش خاص بمنظور عرضه ساختار داده ها ( صرفنظر از اینکه اطلاعات توسط انسان و یا ماشین استفاده می گردد) ، بهره گرفت . صرفنظر از اینکه داده های XML سرانجام توسط انسان و یا یک برنامه نرم افزاری دیگر استفاده می گردند ، به این نکته مهم می بایست اشاره گردد که بندرت داده ها به همان صورت که دریافت می گردند، استفاده خواهند شد. در این راستا لازم است که داده ها در ابتدا به یک فرمت دیگر تبدیل گردند . تبدیل XML به Html ، متداولترین کاربرد استفاده از XSLT است . پس از تبدیل داده ها به فرمت Html ، امکان نمایش آنها در هر مرورگری فراهم خواهد شد . بنابراین جایگاه "تبدیل " در رابطه با ارائه و نمایش داده ها ، به تغییر فرمت سندهای XML به سایر فرمت های متداول نظیر Html برمی گردد .XSLT در این رابطه بخوبی پاسخگو بوده و با استفاده از قوانین موجود قادر به تبدیل نوع یک سند به نوع دیگر با توجه به نیازهای مربوطه خواهد بود .
بمنظور ارسال اطلاعات بین برنامه های متفاوت، می بایست قادر به تبدیل داده ها از مدل استفاده شده توسط یک برنامه به مدل استفاده شده توسط برنامه دیگر باشیم . بمنظور تامین اطلاعات مورد نیاز یک برنامه ،از فرمت های متفاوت استفاده می گردد . یک فایل حاوی داده های جداشده توسط ویرگول ، یک اسکریپت SQL ، یک پیام HTTP و یا مجموعه ای از توابع مربوط به یک اینترفیس خاص برنامه نویسی ، نمونه هائی در این زمینه می باشند . بموازات رشد تجارت الکترونیکی مبتنی بر XML ، نقش XSLT در تبدیل داده ها بین برنامه ها ی متفاوت ، بسیار حائز اهمیت شده است .در این راستا استانداردهای متعددی وجود دارد . مثلا" در صنعت روزنامه نگاری از یک فرمت خاص برای مبادله اطلاعات، نسبت به صنعت تلویزیون استفاده می گردد .در برخی حالات دیگر ممکن است ، تمایل به استخراج یک آدرس خاص از یک لیست ثبت سفارش و الحاق آن به لیست صورتحساب را داشته باشیم . بهرحال ، استخراج و ترکیب داده ها از یک مجموعه اسناد XML و ایجاد اطلاعات مورد نیاز برای سایر اسناد XML ، یک ضرورت بوده و XSLT در این راستا ابزاری مناسب است .
XSLT چگونه یک سند XML را تبدیل می نماید ؟برای تبدیل یک سند XML و ایجاد خروجی مورد نظر، دو مرحله متفاوت را می بایست دنبال نمود :
اولین مرحله ، شامل یک تبدیل ساختاری است . در این حالت داده ها از ساختار استفاده شده در یک سند XML ، به ساختاری دیگر که تامین کننده خروجی مورد نیاز است ، تبدیل خواهند شد .
دومین مرحله، ایجاد فرمت مورد نیاز است . ساختار جدید به فرمت مورد نظر نظیر Html و یا PDF تبدیل و در خروجی نمایش داده خواهد شد .
در رابطه با دومین مرحله ، در بخش قبل موارد لازم بیان گردید : ساختمان داده ئی که از اولین مرحله بدست می آید، می تواند بعنوان یک HTML ، یک فایل متن و یا یک سند XML دیگر در خروجی ارائه گردد . خروجی Html ، امکان نمایش مستقیم اطلاعات در یک مرورگر و یا تغذیه به یک برنامه پیشرفته واژه پرداز را دارا است . خروجی مبتنی بر متن ، امکان فرمت دهی داده ها را با یک روش قابل قبول بمنظور استفاده توسط سایر برنامه ها فراهم می نماید . با تبدیل یک سند XML به نوع دیگر که خود نیز از نوع XML خواهد بود ، امکان استفاده مستقیم آن برای سایر برنامه هائی که قادر به دریافت داده های خود بصورت XML می باشند ، فراهم می گردد . مثلا" یک تبدیل کننده XSLT ، ممکن است میزان فروش ماهیانه را بعنوان یک سند XML اخذ و یک منحنی هیستوگرام را بصورت XML در خروجی ایجاد نماید .
در مرحله اول ( تبدیل ) ، عملیات لازم در خصوص ایجاد خروجی با فرمت مناسب انجام خواهد شد . در مرحله فوق عملیاتی نظیر : انتخاب داده ، گردآوری و گروه بندی داده ها ، مرتب سازی داده ها و انجام عملیات محاسباتی ( نظیر تبدیل اینچ به سانتیمتر ) صورت می پذیرد. نحوه انجام عملیات فوق به چه صورت است ؟ قبل از عرضه XSLT ، امکان پردازش سندهای XML ، صرفا" از