لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .docx ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 6 صفحه
قسمتی از متن .docx :
پیامبر اسلام و چالش منافقان
نویسنده: محسن کریمیمنبع : اختصاصی راسخون
چکیده :یکی از جریانات مهم که اقدامات وفعالیتهایش در صدر اسلام بسیارمشهود بود ،جریان نفاق بود.بخش بزرگی از گرفتاری های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم در صدر اسلام از ناحیه این جریان بود؛زیرا این جریان در عرصه های گوناگون علیه جامعه نوپای اسلامی دست به ایجاد توطئه ودسیسه می زد.در نتیجه بیشترین اوقات رسول گرامی اسلام،صرف خنثی سازی این دسیسه ها وتوطئه ها می شد.اگرچه پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم به مدینه این جریان،دارای تشکل وانسجام بیشتری گردیده وبه توطئه گری،دسیسه سازی وکار شکنی علیه اسلام ،پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ومسلمانان پرداختند.اماردپای آن رادر دوران مکی نیز می توان یافت وشواهد معتبر ،وجود نفاق در مکه را تأئید می نماید.از طرفی جریان نفاق،پدیده ایست که اختصاص به عصر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم ندارد.در این نوشتار ،پس از تعریف نفاق به بررسی زمان شکل گیری جریان نفاق ،فعالیتهای منافقان در برخی از غزوات ونحوه برخورد پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم با آنان می پردازیم.مقدمه :مسأله منافقان از ورود پیامبرصلی الله علیه و اله به مدینه شکل گسترده تری به خودگرفت . ورود پیامبر صلی الله علیه و اله به این شهر با اقبال مردم روبرو شد و بنابراین برخی از افراد مخالفت آشکار را به صلاح خود ندیدند و راه نفاق و دورویی پیشه کردند . اینان با نفوذ در صفوف مسلمانان به کارشکنی و اخلال می پرداختند و به هر نحو ممکن سعی در تضعیف جبهه مسلمانان داشتند . در این میان عواملی چند به حفظ نظام نوپای اسلامی کمک کرد . نقش اساسی پیامبر صلی الله علیه و اله و فداکاری و اطاعت اصحاب ایشان در مقابله با چالش منافقان فصلی قابل تأمل در تاریخ اسلام است . در این مقاله سعی شده با شرح واقعه ، کارشکنی و اهمال کاری منافقان را به تصویر کشیم و در پی آن تصمیمات و اقدامات پیامبر صلی الله علیه و اله و نیز عملکرد مسلمانان در خنثی کردن توطئه ایشان را بررسی کنیم . منابع اصلی این تحقیق ، مغازی اثر محمد بن عمر واقدی ، سیرة ابن هشام و طبقات ابن سعد می باشد. نیز آیاتی از قرآن مجید در شرح وقایع آورده شده است .فصل اول: نفاقتعریف نفاق:معنای لغوی نفاق:نفاق به معنای پنهان کردن کفر وتظاهر به اسلام وایمان یک واژه اسلامی است که برای اولین بار به این معنا در قرآن کریم واحادیث به کار رفته است.معنای اصطلاحی نفاق:در تعاریف اصطلاحی نفاق نیز گفته شده است که نفاق،تظاهر به ایمان است در حالی که در باطن ایمان نداشته باشد(1)بنابر این منافق کسی است که در دل خدا را قبول ندارد اما متظاهر به خدا پرستی است،قرآن وپیامبر صلی الله علیه و اله را قبول ندارد اما متظاهر به احترام به قرآن وپیامبر صلی الله علیه و اله است(2)
خاستگاه وزمان شکل گیری:
در باره خاستگاه وزمان شکل گیری جریان نفاق به طور کلی دو نظریه ابراز شده است:الف .عده ای خاستگاه جریان نفاق را مدینه دانسته وآغاز شکل گیری آن را پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و اله به مدینه وتشکیل حکومت اسلامی در آنجا می دانند .آنان برای اثبات مدعایشان استدلال می کنند که ریشه نفاق ورزیدن دو عامل ترس از اظهار هویت وطمع به مال اندوزی است،بنابراین از آنجا که مسلمانان پیش از هجرت یک گروه اقلیت ،محکوم وتحت سلطه مشرکین قریش در مکه بودندوقدرت نظامی ویا مالی کافی نداشتند تا کسی از آنان بترسد یا به اموال انان چشم طمع بدوزد،از این رو برای مبارزه با آنان ،نیاز به نفاق ورزیدن وپنهان کاری نبود.اما پس ا آنکه پیامبر صلی الله علیه و اله به مدینه هجرت کرد ومسلمانان قدرت یافتند،عده ای که هنوز نور اسلام در قلبهایشان نتابیده بود ،یا از ترس اسلام ویا از روی طمع به مال ومنال دنیا به نفاق روی آوردند.ب.نظر دیگر آنست که جریان نفاق،ابتدا در مکه شکل گرفته است.علامه طباطبایی وگروهی دیگر از محققین از طرفداران این نظریه محسوب می شوند؛آنان معتقدند که علت اصلی نفاق ورزیدن،همیشه ترس از قدرت حاکم ویا طمع رسیدن به مال ومنال دنیایی نیست تا نتیجه بگیریم که از آنجایی که مسلمانان در مکه قدرت ویا مال کافی نداشتند، از این رو انگیزه ای برای نفاق ورزیدن هم وجود نداشت. علامه طباطبایی با رد این نظریه که تنها ترس وطمع ،منشأنفاق باشد،رسیدن به قدرت را نیز یکی از علل وانگیزه های روی آوردن به نفاق دانسته واظهار می دارد:(بسیاری از منافقین را می بینیم که در مجتمعات بشری دنبال هر دعوتی می روند ودور هر صدایی را می گیرند،بدون اینکه از مخالف خود هر قدر نیرومند باشد ،پروایی بکنند ونیز اشخاصی را می بینیم که در مقام مخالفت با مخالفین خود بر می آیند وعمری را با خطر سپری می کنند وبه امید رسیدن به هدف بر مخالفت خود اصرار هم می ورزند تا شاید هدف خود را که رسیدن به حکومت است به دست آورده،نظام جامعه را در دست بگیرند ومستقل در اداره آن باشند ودر زمین غلو کنندورسول خدا صلی الله علیه و اله هم از همان اوایل دعوت فرموده بود که اگر به خدا ودعوت اسلام ایمان بیاورید،ملوک وسلاطین زمین خواهید شد.با مسلم بودن این دو مطلب،چرا عقلا جایز نباشد که احتمال دهیم بعضی از مسلمانان ،قبل از هجرت به همین منظور ،مسلمان شده باشند،یعنی به ظاهر اظهار اسلام کرده باشندتاروزی به آرزوی خود که همان ریاست واستعلاء است،برسند...ونیز ممکن است بعضی در ایتدا بدون هدف شیطانی مسلمان شده باشند اما در اثر پیش آمدهایی ،در باره حقانیت دین اسلام به شک افتاده ومرتد شده باشند،اما این اعتدال خود را از دیگران پنهان بدارند(3)این نظریه با دقت در اوضاع وشرایط حاکم در صدر اسلام نزدیکتر به واقعیت به نظر می رسد؛زیرا با پیشگویی هایی که در مورد آینده اسلام صورت می گرفت،کسانی را که آرزوی رسیدن به قدرت داشتند،وادار نموده باشد تا به ظاهر به اسلام بگروند تا در آینده با در دست گرفتن رهبری جهان اسلام به آرزوی خویش دست یابند،در مورد منافقان مکه احتمال وجود این عامل بسیار زیاد است.بنابراین می توان ادعا کرد که پیدایش نفاق در مکه بوده است،اگر چه پس از هجرت پیامبر صلی الله علیه و اله به مدینه بود که به صورت یک جریان متشکل در آمده ودست به اقدامات وفعالیتهای خطر ناک وتخریبی علیه اسلام وپیامبر صلی الله علیه و اله زدند.فصل دوم: بررسی برخی از غزواتغزوۀ بنی قینقاع (624 م– 2 ق) :در غزوۀ بنی قینقاع مسلمانان قلعه ایشان را پانزده روز محاصره کردند تا سرانجام بنی قینقاع تسلیم فرمان پیامبر صلی الله علیه و اله شدند . پیامبر صلی الله علیه و اله دستور داد تا آنها را ببندند . عبدالله ابن ابی که هم پیمان بنی قینقاع بود شتابان به نزد پیامبر صلی الله علیه و اله آمد و گریبان پیامبر صلی الله علیه و اله را گرفت و گفت :« ای محمد ، نسبت به دوستان من نیکی کن» . پیامبر صلی الله علیه و اله با چهره ای بر افروخته و خشمگین به او فرمود :« وای بر تو رهایم کن(4)»گفت :«رهایت نمی کنم تا نسبت به دوستانم دستور به نیکی دهی(5)» .ابن اُبی خود به یهودیان بنی قینقاع گفته بود که در قلعه حصاری شوند و وعدۀ یاری داده بود(6) ولی هیچ کمکی از او به یهودیان نرسید . به هر حال پیامبر صلی الله علیه و اله به واسطۀ اصرار عبدالله ابن اُبی از کشتن یهودیان بنی قینقاع صرف نظر کرده به آنها سه روز مهلت داد تا مدینه را ترک کنند(7). در این واقعه می بینیم که پیامبر صلی الله علیه و اله علی رغم پیروزی و قدرت بر خیانتکاران سخت نگرفته و نه تنها از رفتار بعضی از منافقان همچون ابن اُبی چشم پوشید بلکه به خواسته گستاخانه آنها پاسخ مثبت داده مایه دلگرمی آنان شد . هر چند حوادث بعدی گواه آنست که آنها قدر این مهربانی و بزرگواری را ندانستند .غزوۀ احد (625 م - 3ق):در جنگ احد پیامبر صلی الله علیه و اله با اصحابش مشورت کرد که در داخل یا خارج از شهر به جنگ بپردازند و خود آن حضرت مایل بود تا در داخل شهر بمانند . از جمله عبدالله ابن اُبی منافق اصرار داشت تاکه در داخل شهر بمانند ولی با اصرار برخی از اصحاب به ویژه نوجوانانی که در بدر حضور نداشتند و مشتاق بودند پیامبر صلی الله علیه و اله آنها را با خود به جنگ ببرد قرار بر آن شد که از مدینه خارج شوند . صبح روز احد عبدالله ابن اُبی که موافق بیرون رفتن نبود با پیروان خود از منافقان که جمعیت آنها ثلث سپاه اسلام بود به شهر باز گشتند در حالیکه می گفتند :« محمد با رأی ما مخا لفت کرد و سخن این مردم گوش داد و ما بی جهت خود را به کشتن نمی دهیم»(8). پس از بازگشت مسلمانان به مدینه و تحمل مصیبت احد، شهر مدینه به غم و اندوه فرو رفته بود . دلهای بعضی از اصحاب مملو از بغض و کینه نسبت به عده ای از منافقان بود که جنگ را ترک کرده بود ند و می گفتند : باید آنها را بکشیم و جماعتی می گفتند نباید آنها را بکشیم در این میان پیامبر صلی الله علیه و اله با توجه به آیه قرآن « چرا شمادربارة منافقان دو فرقه شدید آنها در باطن کافرند و خدا آنها را به کیفر اعمال زشتشان باز گرداند .»(9)مسلمانان را از بحث وجدل دربارة منافقان باز داشت و از اختلاف احتمالی میان صفوف مسلمین جلوگیری کرد .غزوة بنی نضیر (م625- 4ق):بنی نظیر ،دومین قبیله یهودی در مدینه است که در اوائل سال چهارم هجری از مدینه اخراج شدند.واقعه از آنجا آغاز شد که یک نفر از مسلمانان به نام عمروبن امیه دو نفر از قبیله بنی عامل را که به گمان اینکه کشتار معلمان قرآن (فرستادگان ومبلغان پیامبر صلی الله علیه و اله به سرزمین نجد)به وسیله قبیله بنی عامر صورت گرفته است،راکشت.این واقعه در حالی صورت گرفت که تنها یک نفر از قبیله بنی عامر در این کشتار شرکت داشت(10)وقتی پیامبر صلی الله علیه و اله از ماجرا آگاه شد تصمیم گرفت که خون بهای دو نفر را هر چند مشرک بودند بپردازد.میان قبیله بنی نضیر وقبیله بنی عامر پیمان اتحاد ودوستی برقرار بود.پیامبر صلی الله علیه و اله به خاطر همین پیمان ،رهسپار سرزمین بنی نضیر شد تا از آنان در پرداخت دیه دو مقتول بی گناه عامری کمک بگیرد.آنان با چهره بازبا درخواست او موافقت کردندولی پیامبر صلی الله علیه و اله که در کنار دیواری نشسته بود ،احساس کرد که وضع دگرگون شده است ورفت وآمدهای مشکوکی صورت می گیرد از این جهت به اوضاع بد بین شد وبا آمدن فرشته وحی از موضوع توطئه برای قتل خویش با خبر گردید.در این شرایط پیامبر صلی الله علیه و اله با یاران خود به مدینه بازگشتندودر ماه ربیع الأول سال چهارم هجری فرمان جهاد صادر نمودند.پس از آشکار شدن خیانت بنی نضیر و قصد آنها برکشتن رسول خدا صلی الله علیه و اله پیامبر صلی الله علیه و اله به آنها دستور داد که ظرف ده روز از مدینه خارج شوند . یهودیان بارهای خود را بستند و آماده حرکت و ترک مدینه شدند . در این هنگام عبدالله ابن اُبی کسی را نزد حیی بن اخطب رئیس بنی نضیر فرستاد و به آنها وعدة یاری داد(11) خداوند نیز در این اقدام منافقین اشاره دارد .« آیا ندیدی منافقینی را که به برادرانشان از اهل کتاب که کافر شدند گفتند اگر اخراج شویم با شما خارج می شویم و در بارة شما از هیچ کس اطاعت نمی کنیم و اگر با شما جنگ شود شمارا یاری می کنیم و خداوند گواهی می دهد که آنها دروغگو هستند»(12) .حیی نیز که از پیغام ابن اُبی به طمع افتاده بود دستو ر داد تا در قلعه حصاری شوند . پیامبر صلی الله علیه و اله قلعه را محاصره کرد و پانزده شبانه روز طول کشید . سرانجام یهود که دیدند از ابن اُبی و دیگر هم پیمانانشان هیچ کمکی نرسید ، تسلیم شده مدینه را ترک کردند(13) در این واقعه با وجود رسوایی منافقان هیچ گونه اعمال خشونتی از طرف پیامبر نسبت به آنها ذکر نشده است .غزوة مریسیع یا بنی مصطلق (627 م – 5 ق) :پس از جنگ مریسیع برسرچاهی نزاعی بین یک مهاجروانصاردرگرفت . مهاجر سیلی برصورت مرد انصاری زدکه از چهرة اوخون جاری شد.انصاری قبیلة خزرج وهم پیمانان خود را به یاری طلبید و مرد مهاجری نیز قریش را به یاری طلبید . نزدیک بود که غائله بالا گیرد.که با میانجی گری برخی از بزرگان ، مرد انصاری از حق خود گذشت و غائله پایان یافت(14) همین که عبد الله ابن اُبی از ماجرا آگاه شد خشمگین شده ندا داد :«ای بنی اوس برادرتان را یاری دهید» ! به خدا سوگند مثل محمد مانند آن مثلی است که می گوید :« سُمن کلبَکَ یأکلک » سگت را فربه کن تا تو را بخورد .من حاضر باشم و چنین شود و غیرتی از خود نشان ندهم .به خدا چون به مدینه رسیم عزیزان مدینه افراد خوار ( مهاجران ) را از آن بیرون خواهند کرد(15)زید بن ارقم که نو جوانی بود ، سخنان عبدالله بن ابی را به پیامبر صلی الله علیه و اله گزارش داد .عبدالله بن ابی نزد پیامبر صلی الله علیه و اله آمد و زید را تکذیب کرد . قوم زید بن ارقم را سرزنش می کردند تا اینکه سورة منافقین بر پیامبر صلی الله علیه و اله نازل شد و راستی زید بن ارقم ،آشکار شد(16)عمر بن خطاب نزد پیامبر آمد و پیشنهاد داد تا گردن ابن ابی را بزنند . اما پیامبر صلی الله علیه و اله این کار را صلاح ندانست و با وجود گرمای شدید فرمان حرکت داد در حالی که تا هوا خنک نمی شد حرکت نمی کرد. پس تمام آن روز و شب را به حرکت ادامه دادند و هیچ کس شتر اش را نگه نمی داشت . مگر برای قضای حاجت یا نماز گزاردن. در هنگام حرکت برای گفت وگو مطلبی جز داستان ابن اُبی نبود . ولی پس از اینکه بی خوابی و خستگی شدید بر آنها غالب شد آن موضوع را فراموش کردند(17)در این واقعه نیز پیامبر صلی الله علیه و اله با حسن تدبیر خویش آرامش را به اردوی مسلمانان باز گرداندوجلوی بر افروخته شدن آتش نزاع ودرگیری را که توسط منافقان بوجود آمده بود خنثی نمودند. غزوة تبوک (630 م – 9 ق) : پیامبرخدا صلی الله علیه و اله در این جنگ بر خلاف جنگهای قبل هدف خود را در جنگ با رومیان بیان داشت ، هوا به شدت گرم بود و وقت برداشت محصول بود . بنابراین منافقان زیادی دست به کارشکنی زدند . آنها در خانه سویلم یهودی اجتماع کرده و نقشه می کشیدند که چگونه مردم را از همراهی پیامبر بازدارند . پیامبر صلی الله علیه و اله پس از اطلاع از این جریان دستور داد خانه سویلم را آتش زدند (18)عبدالله ابن ابی همراه با لشکر خود در ثنیة الوداع اردو زد وهم پیمانان منافق ویهودی او هم همراهش بودند در این محل منافقان لشکر ابن ابی ،مسلمانان را از جنگ با رومیان می ترساندند و سختی راه و گرمای هواراگوشزدمی کردند .ابن ابی می گفت :« محمد جنگ بارومیان را بازی پنداشته است گویی هم اکنون می بینیم که فردااصحاب محمد صلی الله علیه و اله همگی اسیر به طنابها پیچیده اند»(19). به هر حال با حرکت پیامبر صلی الله علیه و اله به سوی تبوک عبدالله بن ابی و همراهانش راه مدینه پیش گرفتند و از یاری پیامبر صلی الله علیه و اله و مسلمانان سر باز زدند(20)خداوند در قرآن پیامبر صلی الله علیه و اله ومسلمانان را دلداری می دهد تا از نیامدن آنها غمی به دل راه ندهند. « اگر این منافقین با شما خارج شوند در کار شما اخلال می کنند و در جستجوی بلایی برای شما هستند و جاسوسانی در میان شما می شوند(21)»برخی از منافقان نزد پیامبر صلی الله علیه و اله می آمدند و با بهانه های مختلف اجازه می گرفتند تا در مدینه بمانند و به جنگ نروند . پیامبر صلی الله علیه و اله هم با مهربانی و گذشت خود و از طرفی با دانستن این مطلب که آمدن آنها فایده ای برای اسلام و مسلمانان ندارد ،به آنها اجازه می داد . خداوند نیز این مطلب را در قرآن ذکر می کند . «خدا تو را ببخشاید چرا به آنها اجازه دادی تا اینکه برایت مشخص شود چه کسی راست می گوید و چه کسی دروغ می گوید »(22)فصل سوم:اقدامات پیامبر صلی الله علیه و اله در بازگشت از غزوه تبوک
مسجد ضرار
در هنگام عزیمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله به تبوک بعضی از منافقان خدمت حضرت آمدند وابراز داشتند ای رسول خدا ما برای بیماران وپیران وافراد زمین گیری که نمی توانند برای نماز به مسجد جامع بیایند وبخصوص در شبهای زمستان سردی هوا ودوری راه مانع حضور آنها در مسجد قبا است،مسجدی ساخته ایم ومیل داریم شما بدانجا بیایی وبا خواندن یک نماز در مسجد آن را افتتاح نمایید.پیامبر صلی الله علیه و اله فرمودند:«من اکنون در جناح سفر هستم واگر انشا ءالله از این سفر بازگشتم بدانجا خواهم آمد».بعد از غزوه تبوک در حالی که رسول خدا صلی الله علیه و اله در راه بازگشت به مدینه بودند فرشته وحی بر رسول خدا صلی الله علیه و اله نازل گشت ورسول الله صلی الله علیه و اله به دستئر پروردگار متعال از همان خارج شهر وقبل از ورود به مدینه،دو نفر از قبیله عمربن عوف را فرستاد تا آن مسجد را که خدای تعالی «مسجد ضرار»نامید ویران کنندواین بنای به ظاهر مقدس را که به صورت مرکز دسته بندیهای سیاسی وکانونی برای ایجاد دو دستگی میان مسلمانان بود را با خاک یکسان کند.منافقان از آن پس نتوانستند مرکزی برای خود تشکیل دهند وپس از دو ماه نیزمرگ رئیس وبزرگ منافقان عبد الله بن ابی پیش آمد ویکسره تشکیلات آنها را بهم زد(23)طلب آمرزش پیامبر صلی الله علیه و اله برای ابن ابی :به هنگام بیماری عبدالله بن ابی که منجر به مرگش شد . پیامبر صلی الله علیه و اله به عیادت او رفت . ابن ابی از پیامبر صلی الله علیه و اله خواست تا پیراهن زیرین خود را کفن او کند و برایش استغفار کند. پیامبر صلی الله علیه و اله نیز پذیرفت . پس از مرگ عبدالله بی ابی پیامبر صلی الله علیه و اله بر خاست تا بر او نماز بخواند . عمربن خطاب از پیامبر صلی الله علیه و اله خواست که بر ابن ابی نماز نگذارد. پیامبر صلی الله علیه و اله فرمود : این کار در اختیار من گذاشته شده است . اگر بدانم در صورتی که بیش از هفتاد بار استغفار کنم آمرزیده می شود. این کار را می کردم. آری خداوند در قرآن پیامبر صلی الله علیه و اله را مخیر داشته تا برای منافقان استغفار کند یا نکند و ذکرکرده که درهرصورت باهفتاد بار استغفار نیز آنها را نخواهد بخشید(24).اما پیامبر رحمت صلی الله علیه و اله با تمامی دشمنی های عبدالله بن ابی در حق رسول الله صلی الله علیه و اله ، به تشییع جنازة او می رود و این مسلمان نمارا نیز از مهر ودعای خیر خود محروم نمی کند . شاید دیگران پند گیرند و دلهای سنگشان به سوی پیامبر صلی الله علیه و اله واسلام نرم گردد . برخورد پیامبر با متخلفین جنگ تبوک :در بازگشت از تبوک پیامبر صلی الله علیه و اله برخوردی متفاوت با سه تن از متخلفین داشت . اینان مراره بن ربیع ، هلال بن اُمیه و کعب بن مالک بودند که ازهمراهی پیامبر صلی الله علیه و اله در جنگ تبوک خود داری کردند و هرسه معترف بودند که هیچ عذری بر این تخلف نداشتند . پیامبر صلی الله علیه و اله از میان همه تخلف کنندگان فقط گفتگو و معاشرت با این سه تن را ممنوع کرد . بنابراین مسلمانان حتی جواب سلام آنها را نمی دانند و حتی زنانشان از آنها دوری کردند . این سه مرد ، جزء نیکو کاران بودند و در سختی عجیبی گرفتار آمده بودند. هلال بن امیه چندان گریست که مشرف به مرگ شد و از خوردن غذا هم خودداری می نمود . گاه دو یا سه روز پیاپی روزه می گرفت و هیچ خوراکی نمی خورد . به هر حال هرسه در تنهایی خویش از خدا طلب عفو و قبول توبه می کردند و به سختی روزگار می گذراندند. پنجاه روز بدین صورت گذشت تا خداوند با نزول آیه ای خبر پذیرش توبة این سه را به پیامبر صلی الله علیه و اله ابلاغ کرد(25)«و بر آن سه تن که تخلف ورزیدند تا آنکه زمین با همه پهناوری بر آنها تنگ شد و بلکه از خود دلتنگ شدند و دانستند که از غضب خدا جز به لطف او پناهی نیست ، پس خدا بر آنها باز لطف کرد تا توبه کنند(26). »قصد منافقین در ترور پیامبر صلی الله علیه و اله : در قسمتی از راه بازگشت از تبوک منافقان کمر به قتل پیامبر صلی الله علیه و اله بستند و تصمیم گرفتند پیامبر صلی الله علیه و اله را از بالای گردنة کوه به پایین بیندازند . پیامبر صلی الله علیه و اله از تصمیم آنها آگاه شد پس به مردم گفت: شما از پایین گردنه عبور کنید که هم آسان تر وهم گشاده تر است؛ و خود از بالای گردنه عبور کرد و به دین وسیله خواست منافقان را از دنبال کردن خود بازدارد . با این حال افسار شترش را به عمار یاسر داد و به حذیفه بن یمان فرمودند تا از پشت سرمراقب ایشان باشد . در گردنه منافقان حمله کردند تا شاید پیامبر صلی الله علیه و اله به دره سقوط کند . پیامبر صلی الله علیه و اله حذیفه را دستور داد به آنها حمله برد و با چوب دستی خود ،آنها را دفع کند . منافقان از ترس اینکه شناخته
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 60
جمهوری اسلامی ایران
سازمان آموزش و پرورش خراسان رضوی
آموزش و پرورش منطقه تبادکان
عنوان تحقیق :
سال پیامبر اعظم
محمّد
(صلی الله علیه واله)
محققین:ناهید کیوان ،نجمه خانی،مریم جوانمرد
دبیر راهنما:سرکار خانم کاظمی
نام آموزشگاه :
دبیرستان دخترانه نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد
سال تحصیلی 86-1385
سال پیامبر اعظم
محمّد
(صلی الله علیه واله)
محققین:
ناهید کیوان،نجمه خانی،مریم جوانمرد
دبیر راهنما:
سرکار خانم کاظمی
تقدیر و تشکر
به نام خداوند یکتا
ابتدا از خداوند منان سپاس گذاریم که ما را یاری نمود تا در مورد پیامبر عظم الشأن اسلاممان قدم برداریم و اطلاعات جمع آوری شده را در اختیار عموم شیفتگان آن حضرت قرار دهیم.
همچنین از تمام کسانی که ما را در این راه پر خیر و برکت یاری نمودند به ویژه سرکار خانم مریم کیوان ،جناب آقای حامد عابدی و دوست عزیزمان خانم مریم جوانمرد که ما را در گردآوری و تنظیم این مجموعه یاری نمودند و همچنین تمامی مسئولین دبیرستان دخترانه نمونه دولتی آرمیتا مصلی نژاد که راهنما و یاور ما بودند کمال تشکر و قدردانی را داریم .
این اثر را به تمامی کسانی که می خواهند و دوست دارند در راه پیامبر اعظم (ص) قدم بردارند و همچنین به ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد و رهبر فرزانه و عظیم الشأن انقلاب اسلامی که با فهم ، درایت و بینش اسلامی خود سال 1385 را به نام سال پیامبر اعظم (ص) نامگذاری نمودند تا تمامی مسلمانان با سیره آن حضرت آشنا شوند تقدیم می کنیم.
چکیده مطالب
نامگذاری سال 1385که از سوی رهبر عظم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیة الله خامنه ای صورت گرفت و ایشان در این مورد با صراحت اعلام کردند:" در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم (ص) از همیشه زنده تر است ".
در فصل اول این تحقیق با:
با زمینه نامگذاری سال 1385 به نام پیامبر اعظم (ص)
بعد داخلی این نامگذاری
بعد خارجی این نامگذاری
پیام های نامگذاری سال 1385 به نام پیامبر اعظم (ص)
5- نیاز بشر به مکتب نبوی و ضرورت الگو پذیری از آن حضرت
و در فصل دوم این تحقیق با :
خاستگاه توحیدی سیره نبوی آشنا خواهیم شد.
پیشگفتار
پس از حمد و ثنای الهی و درود فراوان بر خاتم پیامبران حضرت محمّد مصطفی (ص) و تحیّت و ثنا بر آن حجت باقی که با استقرار حکومت جهانی اسلام ،بشریت را از ضلالت و گمراهی نجات خواهد بخشید جای شکر است که عصر تجدید حیات اسلام و برافراشتن مجدد پرچم توحید به دست فرزند راستین خاندان عصمت طهارت علیه السلام را درک نمودیم . سزاوار است بهترین دعای خیر را بدرقه راه آن رهبر عالی مقام جهان اسلام ،حضرت امام خمینی(ره) نماییم که منشأ خیر و برکات فراوان برای عصر ما گردید.
اهمیت این موضوع به این دلیل جایگاه ویژه ای که پیامبر اعظم (ص) برای مسلمانان دارد و همه ما نسبت به این موضوع احترام بسیاری قائل هستیم.
فهرست مطالب
مقدمه ...................................................................................
زمینه های نامگذاری سال1385به نام پیامبر اعظم(ص)............................
مقدمه.......................................................................................
بعد داخلی...................................................................................
(راهبرد آمریکا و غرب در مواجهه با ایران هسته ای)..............................
بعد خارجی.....................................................................................
1.جهان اسلام...........................................................................
2.عرصه بین المللی....................................................................
پیام های نامگذاری سال1385 به نام پیامبر اعظم(ص)..............................
1. پیام وحدت ...........................................................................
2 .اقتداء به پیامبر اعظم (ص)در حکومت داری...................................
3.الگو دهی به ملت انقلابی...........................................................
نیاز بشر به مکتب نبوی و ضرورت الگو پذیری از آن حضرت............... 1.اخلاقی...................................................................................
2.سیاسی.................................................................................... 3.فرهنگی................................................................................... 4.اقتصادی. .................................................................................
5.علمی.......................................................................................
6.نظامی...................................................................................
مقدمه
یا ایها انبی انا ارسلناک شاهداً ومبشراًونذیراً
وداعیا الی الله باذنه وسراجا منیرا
(احزاب:45و46)
ای پیامبر!ما تو را {به سمت}گواه و بشارت گر
و هشدار دهنده فرستادیم و دعوت کننده به سوی
خدا به فرمان او و چراغی تابناک .
نام گذاری سال 1385از سوی رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی حضرت آیه الله خامنه ای دام ظله به نام مبارک بنیان گذار اسلام حضرت محمد بن عبد الله (ص)این فرصت را در اختیار همه پیروان و شیفتگان مکتب آسمانی آن حضرت در سطح جهان قرار داد تا با بازگشت به اصالت و هویت اسلامی و الهی خویش تحت زعامت و رهبری آخرین و برترین فرستاده الهی حیاتی دوباره از سنخ حیات محمدی(ص)و علوی(ع) در کالبد خویش و جامعه بدمند وبا دستمایه قرار دادن سنت و سیره نبوی و پشتوانه 23 سال تلاش و مبارزه و الگو گیری از تجربه ده سال حکومت اسلامی در مدینه الرسول و فزون بر 25 سال حفاظت و حراست و نشر و توسعه این میراث گرانقدر از سوی جانشینان معصوم وی به پاسداری و گسترش آیین الهی و حفظ و نشر ارزشها و دستاوردهای به یادگار مانده از آن گرامی و اهل بیت پاکش همت گمارده و در عرصه های بین اللملی حضوری فعال و تاثیرگذار داشته باشند.
این فرصت برای یکایک ملت ایران به ویژه حاکمان و دولتمردان که افتخار بر پایی نظام و حکومتی بر آمده از حکومت اسلامی محمدی(ص) را در این سرزمین دارند مغتنم تر است چون هم خود نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران را نماد و مظهر نظام حکومتی صدر اسلام می دانند و هم جهانیان اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان چنین نگاه و نگرش به جمهوری اسلامی ایران دارند. بنابراین در شرایط امروزی سرنوشت اسلام گره خورده به سرنوشت جمهوری اسلامی به گونه ای که موفقیت یا خدای نخواسته شکست جمهوری اسلامی در عرصه های مختلف فردی ، اجتماعی ، داخلی ، خارجی ، فرهنگی ، سیاسی ، اقتصادی و نظامی موفقیت و شکست اسلام ناب تلقی می شود. و اینکه مقام معظم رهبری با صراحت اعلام می کنند:((در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم(ص) از همیشه زنده تر است)) به جهت رویکرد اسلام مدارانه و پیامبر گرایانه نظام مقدس جمهوری اسلامی در عرصه های داخلی و بین المللی است.
در این تحقیق که پیش رو دارید با این نگرش و رویکرد تنظیم و سامان یافته که بتواند در پاسخ به خواسته مقام معظم رهبری در جهت اعتلای کلمه توحید و ترویج سیره نبوی و الگوگیری از آن حضرت در زندگی فردی و اجتماعی ،گامی هر چند کوچک بردارد و خوانندگان و مخاطبان آن ،به ویژه بسیجیان محمدی نسب و علوی تبار و نیز فرماندهان و مربیان محترم در عینیت بخشی آموزه های آن در وجود خود و نیز نشر و نهادینه سازی سیره نبوی در جامعه ،دین خود را به رسول اعظم (ص) ادا و موجبات سربلندی و اعتلای هر چه بیشتر اسلام و کلمه توحید را فراهم کنند و با عمل و تخلق به اخلاق نبوی ،دل حجة بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف را شاد و زمینه ظهور آن حضرت را فراهم نمایند.
این تحقیق شامل دو فصل است که نخست به زمینه های نامگذاری سال 1385 به نام پیامبر اعظم(ص) سپس ضرورت تأسی به سیره پیامبر(ص)و الگو گیری از آن حضرت اشاره رفته است. الگو گیری از سیره رسول خدا (ص) در دو بعد فردی و اجتماعی ، راههای ترویج سیره نبوی در سطح جامعه از دیگر عناوین این تحقیق می باشند.
دلیل انتخاب این موضوع این بود که افراد دیگر را با جهان اسلام و سیاست آن آشنا سازیم و مردم را آگاه کنیم که چقدر این مطلب برای هر مسلمانی ضروری است که درباره جامعه خود بداند.
روش ما روش کتابخانه ای است که بتوانیم این اثر را در اختیار شما خوانندگان محترم قرار دهیم و هدف ما از این کار فقط و فقط به خاطر احترام و جایگاه ویژه ای که پیامبر اعظم (ص) از آن برخوردار است و برای مردم میهن مان انجام دادیم.در این تحقیق ما از راهنمائیهای سرکار خانم کاظمی دبیر مربوطه و دوست خو بمان خانم زینب شفاهی استفاده کردیم.
به امید آنکه این اثر نا چیز در پیشگاه پیامبر اعظم(ص)مقبول افتد و خوانندگان محترم از آن بهره مند گردد.
1.زمینه های نامگذاری سال 1385به نام پیامبر اعظم(ص)
و نیرنگ زدند و نیرنگ زدیم و آنان نفهمیدند.پس بنگر فرجام
نیرنگ شان چه شد.ما آنان و بستگان شان را هلاک کردیم.
(نمل:51-50)
مقدمه
در پرتو انقلاب اسلامی ایران موج بیداری اسلامی سراسر کشورهای مسلمان نشین را فراگرفته و سردمداران غرب را به وحشت انداخته است.شکست مارکسیسم، ناتوانی لیبرال دموکراسی در پاسخگویی به نیازهای انسان امروز، خلا معنویت، خشونت، بحرانهای اجتماعی و اخلاقی و متزلزل شدن بنیان مدرنیته غربی، عطش نسل امروزی را به معنویت و دین افزون کرد است.
با چنین روندی آینده از آن دین حق و دین باوران است.طبیعی است این روند مرگبار غرب و صهیونیست های حاکم بر آن را وادار به عکس العمل کند. روزنامه یولندز پستن (jyllands posten) دانمارکی به بهانه چهارمین سالروز حادثه 11 سپتامبر مسابقه ای به نام ((برداشت آزاد از دین اسلام و پیامبر (ص))) ترتیب داد و از کاریکاتوریست های غربی خواست تا طرح های خود را ارسال کنند.دوازده کاریکاتور موهن درباره پیامبر خدا(ص)در این روزنامه و سایر روزنامه های کشورهای اروپایی از جمله نروژ ، سوئد ، ایتالیا ، فرانسه ، اسپانیا و آلمان به چاپ رسید. آنان در این حرکت تلاش کردند پیامبر والامقام اسلام(ص)را تروریست و حامی تروریست ها معرفی کنند و کتاب آسمانی او را کتابی تروریستی بنمایانند .
دنیای اسلام در برابر این اهانت ساکت ننشست اعتراضات مسلمانان و تظاهرات علیه این اقدام پلید روز به روز در کشورهای اسلامی اوج گرفت و حتی در کشورهای اروپایی با واکنش اعتراض آمیز مسلمانان و آزادگان این کشورها مواجه شد.ضمن آنکه مسلمانان جهان به طور خود جوش کالاهای دانمارکی و برخی کشورهای غربی را تحریم کردند.گردانندگان این صحنه نا بخردانه پس از مواجهه با موج اعتراضات امت مسلمان و خشم عمومی آنان برای انحراف افکار عمومی از این موضوع از یک سو و تکمیل توطئه خود از سوی دیگر نیرنگی دیگر به کار بستند و با اجیر کردن تعدادی تروریست حرم مطهر امامان هادی(ع)و عسکری(ع)در سامرا را به آتش کینه کشیدند.دشمن در برابر این توطئه ها به دنبال آن بود که حرمت رسول خدا(ص)را بشکند و اسلام و مسلمانان را تحقیر کند و در دنیای اسلام جنگ فرقه ای و قبیله ای راه بیندازد و از نفوذ روز افزون اسلام و تمدن آن به جهان جلوگیری کند و استقامت قلب جهان اسلام یعنی ایران را در دستیابی به فناوری هسته ای در هم بشکند.
در چنین شرایطی رهبر آگاه موقع شناس و هوشمند انقلاب اسلامی حضرت
آیت الله العظمی خامنه ای با تدبیری حکیمانه و هدایت گرانه سال 1385 را سال پیامبر اعظم(ص) نام گذاشت و با تبدیل تهدید یاد شده از سوی دشمن به فرصت احیای نام پیامبر اعظم(ص)توطئه و مکر دشمن را خنثی کرد.آنچه در ادامه این فصل می آید بررسی زمینه های این نامگذاری در ابعاد داخلی و خارجی پیام های آن و سپس نیاز بشر امروز به مکتب نبوی و ضرورت الگو پذیری از آن حضرت است.
بعد داخلی
1.مصادف شدن اوایل سال 1385 با سالروز رحلت رسول اعظم (ص):
تقارن اوایل سال جدید با سالروز ارتحال نبی اکرم (ص)و ضرورت احیای نام و مکتب و سیره آن حضرت یکی از انگیزه های نامگذاری بود.رهبر معظم انقلاب در این باره به ویژه به جفایی که نسبت به حرمت پیامبر اکرم(ص)صورت گرفت اشاره می کنند و اعلام می دارند که در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم از همیشه زنده تر است.
2.مواجهه استکبار جهانی با فناوری هسته ای ایران (درس آموزی از پیامبر اعظم (ص) برای ایستادگی در مقابل استکبار جهانی)
سران حاکم بر آمریکا و اروپا به بهانه اینکه ایران ممکن است به بمب اتمی دست یابد به طور جدی به مقابله با جمهوری اسلامی ایران برآمده اند در حالی که ایران نگرانی عمیقی در این باره دارد.جمهوری اسلامی در منطقه ای است که روسیه، هند، پاکستان و به ویژه اسرائیل غاصب به سلاح های اتمی مجهز است .
با وجود این موقعیت جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده است ه به دنبال سلاح اتمی نیست و بیش از سه سال است که تاسیسات هسته ای خود را در معرض بازدید لحظه به لحظه آژانس بین المللی انرژی اتمی و اروپا ییان قرار داده است و بازرسان آژانس بین المللی انرژی اتمی 2050 نفر روز به از تاسیسات هسته ای ایران بازدید کرده اند که درباره هیچ کشوری سابقه ندارد و مذاکرات بسیار طولانی برای متقاعد ساختن کشورهای اروپایی جهت اعتماد سازی انجام داده است . اما آنان به دلیل مخالفت با اسلام ناب محمدی (ص) و جلوگیری از پیشرفت ملت ایران به انواع و اقسام کارشکنی ها روی آورده اند و بر خلاف صریح مفاد آژانس بین المللی انرژی هسته ای NPT و پروتکل الحاقی می خواهند :
ایران را از دست یابی به چرخه سوخت بومی هسته ای محروم سازند.
از فناوری هسته ای ایران و دانش آن جلوگیری کنند.
در حالی که به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی :
تلاش برای دستیابی به فناوری هسته ای و دیگر فناوری هایی که ایران را به اوج قله علم نزدیک می کند امری واجب و وظیفه ای ملی است.
راهبرد آمریکا و غرب در مواجهه با ایران هسته ای
دنیای استکباری غرب به ویژه آمریکاییان به دلیل نا خشنودی از نظام جمهوری اسلامی ایران از ابتدای پیروزی طرح های مختلفی برای سرنگونی نظام اسلامی آزمایش کرده اند و به لطف خداوند با استقامت و پایداری ملت ایران تا کنون جز شکست نصیب شان نشده است. آنچه هم اکنون برای ملت ایران به ویژه در بحث انرژی هسته ای پی می گیرند از سه محور اساسی برخوردار است:
اول . ایجاد اجماع جهانی علیه ایران:در این باره تلاش آنها جلب نظر کشورهای مختلف جهان برای قرار گرفتن در کنار آمریکا و اروپا است.کوشش آنها در تغییر نظر چین و روسیه تاکنون بی نتیجه مانده است ؛ اما همچنان تلاش ها در سطوح مختلف دیپلماتیک تداوم دارد.
دوم. ایجاد اپوزسیون داخلی برای جمهوری اسلامی :آنان در از این طریق می خواهند با تجمیع نارضایتی ها و افزایش نا فرمانی مدنی و تشدید اختلافات ،تحریک قومیت ها و برخوردهای مذهبی فرقه ای ،پایگاهی داخلی برای کمک به عملیات تغییر رژیم در ایران داشته باشند.
سوم. تنگ کردن محاصره ایران با حضور نظامی در همسایگان ایران مانند عراق،افغانستان و کشورهای خلیج فارس ترکیه و آذربایجان(سیاست سدّ نفوذ (continment) آمریکاییان درقبال دولت طالبان در افغانستان و صدام در عراق نیز ضمن ایجاد اجماع جهانی علیه حکومت های آنان به ویژه از پایگاههای داخلی مخالف بهره گرفتند .در افغانستان اتحاد شمال و در عراق ،معارضین عراقی . با وجود شکاف بین ملت و دولت در رژیم طالبان و صدام تا زمانی که آمریکاییان از پایگاه داخلی برخوردار نشده بودند و نظر اتحاد شمال و معارزین عراقی را جلب نکردند ،نتوانستند اقدامی بکنند. درباره ایران نیز آنان ا سیاست صبر درصدد زمینه سازی برای اقدام علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی اند، غافل از آنکه ایران ، افغانستان و یا عراق نیست.
ایران ،اولاً از رهبر هوشیار و مسئولانی با کفایت برخوردار است؛ثانیاً ملت و دولت با هم متحدند و بارها در راهپیمایی های مختلف آن را به جهانیان نشان داده اند؛ ثالثاً تلاش غربیان برای اپوزسیون داخلی به نتیجه نرسیده است ؛رابعاً اجماع جهانی غرب نیز تا کنون ثمر نداده است.
تلاش دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی یادآور اقدام کفار و مشرکان صدر اسلام در ایجاد جنگ احزاب علیه دولت اسلامی پیامبر اعظم (ص) است.
در برخورد با نظام نوپا امّا مستحکم پیامبر اعظم (ص)وقتی مشرکان و کفار و اهل کتاب مدینه و اطراف به جایی نرسیدند ،در جنگ احزاب یا خندق تلاش کردند اجماع مخالفان علیه پیامبر اعظم(ص) را به دست آورند.از سوی دیگر در درون مدینه نیز با به کارگیری عناصر خود دولت قدسی رسول خدا(ص) را به خیال خود شکست دهند.
قرآن کریم شرایط آن روز را چنین وصف میکند :
یاد کنید که [در جنگ احزاب ]دشمن از بالا و پایین بر شما حمله ور شد و یاد کنید هنگامی که چشم ها حیران و جان ها به گلو رسید و بر خدا گمان های [بد] بردید. آنجا بود که مؤمنان امتحان شدند و سخت لرزیدند.
در آن روزگار منافقان و بیماردلان تهمت فریب بر رسول خدا (ص) زدند و نفوذی های آنان همنوا با جنگ روانی دشمن اهل را ترساندند و اجماع احزاب، فشار و محاصره مدینه از بیرون و کارشکنی منافقان و یهودیان از درون ، دشمن را به نتیجه نرساند و با وجود شکست کفار و مشرکین هنوز، آن پیمان شکنان گمان می برند شهر خدا و رسول (ص)در محاصره است.
درست در چنین شرایطی است که خداوند از اسوه بودن رسول خود یاد می فرماید«لقد کان لکم فی رسول الله اُسوة حسنة َُُُ»
امروز نیز دنیا استکبار غرب همه تلاش خود را برای ایجاد اجتماع جهانی علیه ایران و تحمیل جنگ احزابی نوین به کار بسته است .منافقان ستون پنجم دشمن نفوذی ها و مریض قلبان داخل را با عنوان حمایت از دموکراسی و آزادی و حقوق بشر حمایت مالی می کنند و با تصویب میلیونها دلار اعتبار مالی در کنگره آمریکا و دولت آن با تحریک قومیت ها و جنگ مذهبی درونی درصددند پایگاه ضد انقلاب داخلی را تقویت کنند و البتّه به لطف الهی تا کنون شکست سنگینی را متحمل شده اند. بر این اساس بر درایت و هوشیاری رهبر معظم انقلاب اسلامی در نام گذاری امسال باید آفرین گفت و همان گونه که فرمودند: درس استقامت و پایداری و پیروی از آن اسوه نیکو را باید در پیش گرفت. آن حضرت و پیروانش مأمور به استقامت و از نزدیکی به دشمن نهی شده بودند؛ زیرا نتیجه تسلیم و نزدیکی به دشمن عذاب الهی و خذلان است ،امّا نتیجه پایداری در برابر دشمن نصرت الهی، امدادهای غیبی و پیروزی است:
و اِن تصبروا وتتقوا لا یضٌرّکم کیدهم شیئاً.
بلی ان تصبروا و تتقوا و یأتوکم من فورهم هذا یمددکم ربکم بخمسة ءالف من الملئکة مسوّمین.
و اگر شما صبر پیشه کنید و پرهیزگار باشید، از مکر دشمنان به شما هیچ آسیبی نخواهد رسید ...آری اگر شما صبر و پرهیزگاری پیشه کنید، چون دشمنان شتابان و خشمگین بر شما وارد شوند ، برای حفظ و نصرت شما پنج هزار فرشته را بـا پرچمی که نشان مخصوص سپاه اسلام است به مدد شما می فرستد.
3 .ایجاد درگیری های مذهبی – قومی از سوی دشمنان :
اخیراً شاهد برخی اقدامات تروریستی و تحریک آمیز بر استان های مختلف مرزی ایران از جمله خوزستان،سیستان و بلوچستان ، کردستان، کرمان و آذربایجان بودیم . این اقدامات به ظاهر با انگیزه های مذهبی (شیعه و سنی )و قومی (کرد ،عرب،بلوچ و ترک)صورت می گیرد؛امّا ریشه در حمایت آمریکا و غرب از این در گیری ها دارد.دشمن به سوء استفاده از اعتقادات افراطی برخی افراد ساده دل و یا با کمک بعضی معاندان و وابسته گان تلاش می کند به اختلافات مذهبی و فرقه ای بین مسلمانان دامن بزند و شیعه را دشمن سنی و سنی را دشمن شیعه معرفی می کند درحالی که آنان دو برادر از خانواده محمدی اند. طبیعی است که دو برادر در برخی مسائل جزئی و فردی با یکدگر اختلاف نظر داشته باشند.در شرایطی که دشمن برای از بین بردن توان مسلمانان به واگرایی بین آنان دامن می زند،ما باید به هم گرایی امت نبوی بیندیشیم و به آن عمل کنیم.تأکید بر مبانی مشترک اعتقادی بین مسلمانان از جمله ،توحید، نبوت،معاد،قرآن،قبله واحد،شخصیت عظیم پیامبر(ص)،اعتقاد به منجی آخرالزمان و مانند آن ، ضرورت احیای اسلام در جهان امروز و عزت و قدرت مسلمانان در سطح جهانی و در یک کلام سرنوشت مشترک ما را بر آن می دارد تا از توطئه اختلاف افکنی و برادر کشی در بین مسلمانان جلوگیری کنیم.
پیامبر (ص) عالی ترین محور و وحدت بین مسلمانان است و رهبر انقلاب با هوشیاری ضرورت تمسک به راهبرد وحدت و جلوگیری از تفرقه را ا توجه به اقدامات دشمن به همه مسلمانان اعلام کرده اند.
بعد خارجی
1.جهان اسلام
جهان اسلام امروز از موقعیت خاصی برخوردار است و با بیش از 55 کشور با جمعیتی فراتر از 5/1 میلیارد نفر با امکانات و منابع خدا دادی فراوان ، موقعیت ژئوپلتیک ،ژئواستراژیک و ژئواکونومیک از جمله قدرتهای بزرگ دنیا است که به دلیل ضعف در انسجام و وحدت ،فقدان رهبری آن ،مشکلات اقتصادی، سیاسی،اجتماعی ،فرهنگی ،نظامی و امنیتی،آن گونه که شایسته است جایگاه خود را در جهان نیافته است.
تفرقه و اختلاف و فقدان رهبری واحد دو مشکل اساسی امروز جهان اسلام است.در صورت حل این مشکل بنیادی قدرتی هماورد دنیای اسلام در جهان وجود ندارد.استعمار فرانوین قرن 21 به رهبری امریکا و اروپا نیز به خوبی این نکته را دریافته است.لذا تمام تلاش خود را برای عدم شکل گیری رهبری واحد اسلامی درسطح جهان اسلام و وحدت مسلمانان در کشورهای اسلامی به کار بسته است.آنچه غرب را به وحشت انداخته دو عامل زیر است:
اول- قدرت گری روز افزون طرفداران انقلاب اسلامی ایران در منطقه به ویژه در کشورهایی نظیر لبنان،عراق و فلسطین (با پیروزی حماس )که با ساز و کار دموکراسی روی کار آمده اند.
دوم- بیداری اسلامی :دوران کنونی دوران بیداری اسلامی است و به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی:
دنیای اسلام بیدار شده و شعار حاکمیت اسلام در همه کشورهای اسلامی جایگاه نخست را در میان جوانان،دانشگاهیان و روشنفکران این کشورها یافته – ایران اسلامی که پروراننده و به عمل آورنده اندیشه مردم سالاری دینی است، روز به روز قوی تر و پیشرفته تر شده. اسلام ناب که امام خمینی (ره) آن را پیراسته از التقاط و انحراف و جمود و تحجّر معرفی کرد در عرصه سیاسی بسیاری از کشورها امتداد یافته و در شرق و غرب دنیای اسلام، ریشه دوانیده است.
با توجه به واقعیت یاد شده،غرب از بیداری و جنبش رو به گسترش جهان اسلام به رهبری ایران به وحشت افتاده است به ویژه اینکه الگوی مردم سالاری دینی یا جمهوری اسلامی با ارائه مدلی از حکومت بر اساس فرهنگ اسلامی و اقتضائات روز آنان را دچار سر در گمی کرده است.
غربیان،که می خواهند لیبرال دموکراسی را به عنوان آلترناتیو حکومت ها در جهان اسلام معرفی و به زعم خود عراق را به ویترین دموکراسی تبدیل کنند ،مدل موفق جمهوری اسلامی را بر نمی تابند ،چون الگویی متعلق به جهان اسلام و غیر وارد اتی از غرب است.آنان به شیوه های مختلف در حوزه های سیاسی ،اقتصادی،اجتماعی، فرهنگی و نظامی در تلاشند از بیداری اسلامی و قدرت جمهوری اسلامی در دنیای اسلام جلوگیری کنند و دموکراسی وابسته به غرب را جایگزین مردم سالاری دینی نمایند.
مسلمانان در پرتو انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) به جای لیبرالیسم ،اسلام را بر گزیدند و به جای لیبرال دموکراسی مردم سالاری دینی الگو و آرمان آنهاست . بیداری اسلامی در جهان اسلام آینده اسلامی را نوید میدهد . آینده مشترکی که غرب اشغالگر و استکباری در آن جایی ندارد.
قطعاً انتخاب امسال به عنوان سال پیامبر اعظم(ص) ،که با استقبال اندیشمندان و مسلمانان جهان رو به رو شده است، نقشی اساسی در خنثی کردن توطئه مشترک صهیونیست ها،کفار،متحجّران و تاریک اندیشان دارد تا همه مسلمانان در محور آن ریسمان محکم الهی یعنی رسول خدا (ص)گرد هم آیند و وحدت و انسجام خود را روز افزون کنند.این ابتکار:
- اخوت ،انسجام و یکپارچگی مسلمانان را در سطح دنیای اسلام تقویت می کند.
- محبت و علاقه به انقلاب اسلامی ایران را افزایش داده، عمق استراتژیک جمهوری اسلامی را در جهان اسلام توسعه می دهد.
- لزوم درس گیری از آن اسوه حسنه به ویژه اخلاق، تربیت، استقامت،ایمان و جهاد نبوی برای مسلمانان جهان را یاد آور می شود.
- صدمات روحی ناشی از توهین به مقدسات اسلامی به ویژه رسول اعظم (ص) را جبران می کند.
- مسلمانان را به بازگشت به اسلام نبوی(ص) و الگوهای رفتاری پیامبر اعظم(ص)در همه ابعاد اخلاقی، سیاسی، فرهنگی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی فرا می خواند.
- با تقویت خود باوری در بین مسلمانان از انفعال و خود باختگی آنان در برابر دنیای استکباری غرب جلوگیری نموده .روح امید و نشاط و حرکت به جلو و آینده درخشان اسلامی را در مسلمانان زنده می کند.
2.عرصه بین المللی
درباره شرایط ین المللی تأثیر در نامگذاری امسال به دو زمینه مهم اشاره کرد:
تلاش جدید دشمنان برای اسلام زدایی و تحریف چهره نورانی اسلام.
توهین روزنامه دانمارکی و دیگر روزنامه های غربی به ساحت پیامبر اسلام از صحنه جوامع غربی توجه می کنیم.آنان بر خلاف شعارهای آزادی خواهانه و تساهل و تسامح، مظاهر اسلام را بر نمی تابند .مثلا ً علی رغم آنکه مبانی دموکراسی غربی افراد در انتخاب نوع پوشش آزادند،حجاب زنان و دختران مسلمان را تحمّل نمی کنند و مسلمانان را به دلیل رعایت شعائر اسلامی از حقوق اولیه مانند تحصیل در مدارس باز میدارند. آنان از گرایش وسیع مردم در غرب به اسلام وحشت کرده اند، لذا با تبلیغات گسترده سعی دارند چهره نورانی اسلام را تخریب کنند، این اقدام به ویژه پس از واقعه یازدهم سپتامبر 2001 میلادی شدت گرفت. آنان با سوء استفاده از انفجار برج های دوقلوی سازمان تجارت جهانی (W.T.O) در نیویورک مسلمانان را عامل آن معرفی کرده، اسلام را دین خشونت ،تعصب کور و ترور تبلیغ کردند. براین پایه مسلمانان نیز بی منطق،حسود،متحجّر،خشن و تروریست معرفی شدند و با این زمینه سازی ،اسلام زدایی را با عنوان مبارزه با تروریسم پی گرفتند.در کنار اسلام زدایی محور دیگر اقدام آنان تحریف اسلام با ارائه اسلام آمریکایی بود. آنان تلاش کردند بر خلاف مسلمانان اسلام ،آن را موافق با سکولاریسم (جدایی دین از سیاست) ،نظام سرمایه داری ،ارتباطات نامشروع زن و مرد و مانند آن را معرفی کنند.
با توجه به این اقدامات ضروری می نمود تا مردم در اروپا و آمریکا به این حقیقت پی ببرند که اسلام نه دین استبداد،ترور و عقب ماندگی است نه دین سکولار ،تلورانس،تکثر گرا و مانند آن و شناخت این حقیقت جز با رجوع به کانون بعثت اسلام یعنی پیامبر اعظم (ص) نا ممکن بود . رهبر شایسته انقلاب اسلامی با نامگذاری امسال همگان را اعم از مسلمانان و غیر مسلمانان به سر چشمه هدایت الهی رهنمون شدند تا اسلام ناب را از منشأ اصلی و سر چشمه فیّاض آن در یافت کنند و دریابند که اسلام بنیادی ترین نیاز جوامع امروز و رحمت برای همه جهانیان است.
زمینه دیگر نامگذاری امسال به توهین روزنامه دانمارکی و دیگر روزنامه های غربی به ساحت قدسی رسول خدا(ص) ،در سال گذشته بر می گردد.
نو محافظه کاران حاکم بر آمریکا و اروپا که از احیای اسلام و گرایش روز افزون به آن وحشت افتاده اند و منافع نا مشروع خود را در ایجاد جنگی جدید علیه اسلام و ایران می بینند،در قالب انتشار کاریکاتور های حضرت محمّد(ص) (Mohammad Cartoons) به تحریک احساسات مذهبی اروپائیان بر آمده، در صددند با سرباز گیری جدید،به زعم خود نبرد تمدنهای هانتینگتون(The clash of civilizations ) را تحقق بخشیده ، جنگ صلیبی جدیدی بین تمدن غرب و اسلامی به راه اندازد .
بی گمان حمله به مسلمانان و کشورهای اسلامی نیازمند زمینه سازی افکار عمومی در غرب است . بخشی از این زمینه سازی ها پس از حادثه یازده سپتامبر 2001 ایجاد شد و رسانه های غربی با صحنه سازی ،تنفر از اسلام را در بین آمریکاییان و اروپائیان پراکندند؛ امّا به دلیل هوشیاری مسلمانان آن گونه که می بایست دشمن به اهداف خود نرسید . این بار سناریوی دیگری به اجرا در آمد .
پس از آمریکا نوبت به اروپا بود تا تحریک احساسات علیه اسلام در آن تعمیق شود؛دانمارک،نروژ،فرانسه و آلمان وبا کارگردانی صهیونیست های حاکم در آمریکا و انگلیس.
نو محافظه کاران آمریکایی و انگلیسی که محوریت شرارت جهانی علیه مسلمانان را ر عهده دارند،برای اینکه اروپا عملا ً به آنان بپیوندد و در جنگ علیه اسلام و ایران یاری شان دهد،نیازمند تحریک احساسات و عواطف اروپائیان بودند .
بر این اساس کاریکاتور های فتنه انگیز بیلدر برگ(The Bilderberger group ) که از پنجم تا هشتم می 2005 در باواریا برگزار شد، ارائه گردید.در این نشست نو محافظه کارانی چون مایکل لدین ،ریچارد پرل،ویلیام لوتی و همچنین اعضای خانواده های سلطنتی هلند ،بلژیک ،اسپانیا،مقامات بلند پایه ناتو از جمله دبیر کل آن ،بانک داران بین المللی ،راکفلر و هنری کسینجر و اندرز الدرپ(رئیس شرکت نفت و گاز طبیعی دانمارک )حضور داشتند. نتیجه این نشست انتشار کاریکاتورهای موهنی بود که از طریق همسر اندرز الدرپ صورت گرفت .
اندرز الدرپ شوهر مرت الدرپ است که مدیر عامل شرکت نشر دانمارکی است و کاریکاتور های موهن برای اولین بار در یکی از روزنامه های تحت مالکیت او به نام یولاندز پستن در سپتامبر 2005 منتشر شد.
از سوی دیگر فلمینگز (Flemming Rose) سردبیر روزنامه یولندز پستن که دستور چاپ کاریکاتور ها را صادر کرده است از نزدیکان نو محافظه کاران صهیونیست ها است که ضرورت بسیج اروپا برای جنگ تمدن ها علیه جهان اسلام سخن می گوید .
شواهد حاکی است ،طراحان و ناشران کاریکاتور های توهین آمیز نسبت به ساحت مقدس رسول خدا(ص) به دنبال اهداف زیر هستند :
تحریک نژاد پرستان اروپایی علیه اسلام و مسلمانان؛
سرباز گیری برای حمایت از جنگ آمریکا و انگلیس علیه ایران ؛
بسیج اروپائیان برای جنگ تمدنها علیه جهان اسلام (جنگ های صلیبی جدید)؛
احیا و تقویت دشمن با اسلام در اروپا و آمریکا
توطئه یاد شده ما را بر آن می دارد تا با هوشیاری بیشتر نسبت به حوادثی این چنینی توجه داشته باشیم . آمریکاییان و اروپائیان گمان می کنند به دلیل برتری های فناوری و تسلیحاتی که در حال حاضر در جهان دارند تا دنیای اسلام خود را باز نیافته است و ایران اسلامی رهبری جهان اسلام را در دست نگرفته و تمدن اسلامی احیا نشده است،باید سلطه و غلبه خود را بر جهان اسلام (در شرایط ضعف روسیه پس از فرو پاشی شوروی و تا ابر قدرت شدن چین )محکم کنند.
وحشت سرمایه داران غربی و صهیونیست ها از رشد و گسترش اسلام در اروپا و آمریکا که منافع نا مشروع و ظالمانه آنان را به خطر انداخته است ، باعث شده تا چهره نورانی اسلام را با عبارات موهنی چون تروریسم ، استبداد تئوکراتیک و مانند آن تخریب کند و همه اینها را با عنوان آزادی بیان توجیه نمایند. واقعیت این است که اسلام عزیز در قلب اروپا و آمریکا در حال گسترش است و عمق استراتژیک اسلام تا آنجا گسترش یافته است . بنابراین ،خطر برای دشمنان اسلام جدی است. آنان با انتشار کاریکاتور ها در دو سطح اهداف خود را دنبال می کنند:
اول.سطح داخلی(اروپا و آمریکا)
غربیان با ایجاد زمینه برای سرکوب مسلمانان در اروپا و آمریکا و با جنگ افروزی مذهبی(بین اسلام ،مسیحیت و یهود ) در صددند تا با تحریک افکار و احساسات طرفین از آنجا که خود را قدرت غالب می دانند از سویی از گرایش غربی ها به اسلام جلوگیری کنند و از سوی دیگر زندگی در غرب را برای مسلمانان تنگ نموده ،از هویت یابی مسلمانان جلوگیری کرده در فرهنگ خود استحاله کنند و در صورت عدم موفقیت در این زمینه مسلمان کشی را در اروپا و آمریکا رواج دهند.
دوم.سطح بین المللی
در این سطح آنان به جنگ دینی یا تمدنی با مسلمانان می اندیشند و در پی جنگ جهانی صلیبی علیه مسلمانان اند. به ویژه در رابطه با دنیای اسلام،ایران برای آنان از اهمیت خاصی برخوردار است؛ زیرا با پیروزی انقلاب اسلامی ،اسلام احیا شده است .اسرائیل در خطر جدی قرار گرفته ؛مسلمانان در سراسر جهان هویت خود را بازیافته ،احساس خود باوری و افتخار می کنند و حرکت رو به جلوی دنیای اسلام منافع نا مشروع سرمایه داران صهیونیست جهانی را در جهان اسلام و خاورمیانه به خطر انداخته است.
پیشرفت های ایران در فناوری نظامی ،تسلیحاتی ،سلول های بنیادی و به ویژه انرژی هسته ای آنان را به وحشت انداخته است.آنان دو سر چشمه را در معرض هجوم ناجوانمردانه خود قرار داده اند.
اول.اسلام و کانون نورانی همیشه جاوید آن یعنی پیامبر اعظم(ص)با انتشار کاریکاتور ها.
دوم.نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان حامی و احیاگر اسلام در عصر جدید،با حمله به مقدسات شیعی مانند حرم امام هادی (ع) و امام حسن عسکری(ع) ،و اتهامات نقض حقوق بشر ، تروریسم، دستیابی به سلاح هسته ای ،نبود آزادی و مانند آن.
عجیب این است که اقدامات موهن خود را با نام آزادی بیان توجیه می کنند و عجبا کسانی که سبب مقام شامخ رسالت را آزادی بیان می دانند حاضر نیستند حتی کوچکترین انتقاد و تحقیقاتی درباره واقعه کاذب هولوکاست و اسرائیل بشنوند.اندیشمندان بزرگی چون روژه گارودی و دیگران را محاکمه می کنند،از ایران می خواهند نه تنها از انرژی هسته ای و فناوری آن بلکه حتی از تحقیقات هم دست بردارد. بدین سان بربریت قرون وسطی دوباره به اروپا و غرب بازگشته است.
پیامهای نامگذاری سال 1385 به نام پیامبر اعظم (ص)
بی گمان نامگذاری امسال از سوی رهبر انقلاب اسلامی دارای پیام های ارزشمندی به ملت ایران و مسلمانان جهان است و همانگونه که ایشان فرمودند ، این پیام را باید با همه وجود و با همه دل دریافت کنیم و به اقتضای آن پیش برویم و جامعه ما از فرد و مجموعه باید روز به روز خود را به آنچه پیامبر (ص) برای آن کمر همت بست و آن تلاش و مجاهدت را مبذول کرد،نزدیک کند. بر این اساس چند سر فصل از آن را به عنوان سرمشق کارها بیان می کنیم.
پیام وحدت
معظم له با عنایت به لقب ((اعظم)) که بیشتر در گفتمان برادران اهل سنت به کار می رود،پیام وحدت بخش دین را به همه مسلمانان ایران و جهان ابلاغ کرده اند؛در حالی که دنیای استکباری غرب در جبهه ای واحد به نبرد علیه اسلام
و مسلمانان روی آورده است و با انواع تهاجم فرهنگی،سیاسی، امنیتی و نظامی به ویژه پس از یازده سپتامبر 2001 میلادی.اقدامات خود را تشدید کرده است و به ساحت مقدس رسول خدا (ص) جفا نموده و برای جلوگیری از همدلی ،هم گرایی و اتحاد مسلمانان تلاش دارد جنگ های مذهبی و قومی در مناطق مسلمان نشین بپا کند ،ضروری است تا با تمسک به جایگاه بلند رسول اعظم(ص) مسلمانان اتحاد ،انسجام و یکپارچگی خود را تحکیم نموده،با بنیان مرصوص به مقابله با دشمن و دفاع از کیان اسلام برخیزند.
رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی برای جلوگیری از توطئه دشمن با نامگذاری امسال این ندای قرآن را به گوش مسلمانان رسانید که (( وَاعتَصٍمٌوا بِحَبلِ الله جمیعاً و لا تَفَرّقوا؛ به ریسمان محکم خداوند چنگ زنید و متفرّق نشوید ))
2.اقتدا به پیامبر اعظم (ص)،در حکومت داری
با روی کار آمدن دولت دکتر محمود احمدی نژاد و طرح شعار ((دولت اسلامی)) ضرورت اصلاح انحرافات گذشته در ساختار دولت با توجه به اقدامات انحرافی اصلاح طلبان دوم خردادی بیش از پیش احساس می شود .شرایط جدید فرصت مناسبی بود برای دستیابی به دولت اسلامی که بیشترین بهره را باید از آن گرفت و بی گمان عالی ترین الگوی دولت اسلامی دولت پیامبر اعظم (ص) است.
نامگذاری امسال این پیام را به دولتمردان جمهوری اسلامی می دهد که اگر در پی ایجاد دولت خالص اسلامی هستند ، باید به نبی اکرم (ص) اقتدا کنند. سیره سیاسی آن حضرت را در امور داخلی و خارجی و بین المللی سرلوحه کار خود قرار دهند.سیره اخلاقی ، اقتصادی ، سیاسی ،فرهنگی و نظامی پیامبر(ص) را به عنوان سند چشم انداز نهایی دولت اسلامی بنگرند ، هر چه می توانند برای آن تلاش کنند و مشکلات کشور را حل کنند. نامگذاری هدایت گرانه امسال برای دولت مردمی یعنی سال خیزش و حرکت بزرگ و رو به جلو.
رهبر معظم انقلاب اسلامی می فرمایند:
اینکه ما در یک چنین سالی با این نام قرار داریم ، تکلیف بزرگی را برگردن ما میگذارد .ملت و دولت ما در این سال، باید طوری عمل کنند که با حکمت نبوی ، با علم نبوی ،با حکومت نبوی ،با عدالت نبوی، با اخلاق و کرامت نبوی،با فروتنی و عزت نبوی و با جهاد و رحمت نبوی هماهنگ باشد. اینها البته کار یک سال نیست ؛کما اینکه پیغمبر اعظم ،پیغمبر یک سال نیست ،همه سال ها سال اوست . همه تاریخ ،متعلق به اوست. ولی این به معنای این است که ما را در راه ساختن آن چنان جامعه ای،آن چنان دنیایی و آن چنان تمدنی که هدف پیامبر اعظم بود،امسال باید یک خیزش ،یک حرکت بزرگ و یک گام بلند داشته باشیم .سال پیامبر اعظم ،سال نگاه ها بلند ،سال امید ، سال کار،سال مجاهدت،سال خدمت و سال طراحی های هوشمندانه برای آینده کشور است. سال حرکت به پیش است .
3. الگو دهی به ملت انقلابی
با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1357 به رهبری امام خمینی (ره) ملت بزرگ ایران با رویکردی حکومتی و نظامند برای تحقق اسلام ناب محمدی میکوشد و تا کنون مراحل مختلف حرکت به سوی جامعه و تمدن اسلامی را با محوریت پیامبر و جانشینان آن حضرت با موفقیت پیموده است.
ادامه این راه جز با تمسک به آن اسوه حسنه ممکن نیست؛ زیرا الگویی برتر از رسول اعظم(ص) وجود ندارد. نیاز ملت ما به آن حضرت با توجه به رسالت اسلامی که بر عهده گرفته است،بیش از بیش است ؛چنان که رهبر معظم انقلاب بر این نکته تأکید می کند:
در این مقطع زمانی یاد و نام مبارک پیامبر اعظم (ص) از همیشه زنده تر است و این یکی از تدابیر حکمت و الطاف خفیه الهی است. امروز امت اسلام و ملت ما بیش از همیشه به پیغمبر خود نیازمند است. به هدایت او،به بشارت و اندرز او و به پیام و معنویت او، و به رحمتی که او به انسانها درس داد و تعلیم داد.امروز درس پیغمبر اسلام برای امتش و برای همه بشریت درس عالم شدن ،قوی شدن ،درس اخلاق و کرامت ،درس رحمت،دری جهاد و عزت و درس مقاومت است. پس نام امسال به طور طبیعی نام مبارک پیامبر اعظم است در سایه این نام و این یاد ملت ما درس های پیغمبر را باید مرور کند و آنها را به درس های زندگی و برنامه های جاری خود تبدیل کند.
پیامبر خدا (ص) الگو سر مشق برای همه ملت های مسلمان به ویژه ملت ایران است. به فرموده رهبر معظم انقلاب اسلامی می بایست پیام نامگذاری امسال را با همه دل دریافت کنیم و به اقتضای آن پیش برویم نه اینکه فقط سال را متبرّک کنیم . برخی از سر فصل هایی که باید سرمشق کارها قرار گیرد عبارتند از :
تکمیل مکارم اخلاق:یعنی خود را در صفات نیکو تابع پیامبر خدا کنیم و صفات زشت را کنار بگذاریم.
استقامت و ایستادگی در مقابل دشمن: یعنی در مقابل فریب ها و تهدیدهای دشمن و سختی و دشواری راه بایستیم تا به قلّه پیروزی برسیم.
2.نیاز دشمن به مکتب نبوی و ضرورت الگو پذیری از آن حضرت
برای درک نیاز بشر امروز به مکتب نبوی و الگو گیری از آن حضرت ضروری است با توجه به گنجایش نوشته به اختصار نگاهی به جهان فعلی در ابعاد اخلاقی،سیاسی ،فرهنگی،اقتصادی، علمی و نظامی بیندازیم و بحث بیشتر در این باره را به فرصتی فراخ تر وا گذاریم.
1.اخلاقی
جهان امروز با وجود همه پیشرفت های مادی،در بحران اخلاقی به سر می برد. هرچند اوضاع کشورهای اسلامی نسبت به کشورهای غربی بهتر است، اما آنها نیز از مشکلات اخلاقی فراوانی رنج می برند. گسترش رذایل اخلاقی در جوامع غربی و از بین رفتن فبح بسیاری از آنها،خشونت،سکس،دروغ،ناهنجاری های خانوادگی ،افزایش طلاق و روزافزون شدن شمار فرزندان نامشروع به گونه ای که در جوامع مهم اروپایی مانند سوئیس و سوئد به حدود 50 درصد می رسد، گسترش همجنس بازی و به رسمیت شناختن آنها ،سوء استفاده جنسی از کودکان،همه حاکی از ابتذال اخلاقی جهان امروز است. طبق نظر یکی از جامعه شنا سان آمریکایی ،که حقایق را از درون جوامع به ظاهر ایده آل لیبرال دموکراسی ارائه می کند ،یکی از پر رونق ترن بازارها،بازارهای فحشای کودکان در آمریکا و کانادا است. طبق گزارش وزارت کار آمریکا دلیل این کار،کسب درآمد بیشتر ،به دست آوردن غذا و مانند آن است و این کودکان در معرض خطر ایدز و سایر بیماری های آمیزشی یا سوء استفاده های جسمانی سبعانه قرار دارند و از آثار سوء آن تا آخر عمر – که ممکن است کوتاه باشد – رنج می برند.
سیاسی
در این بعد جهان امروز از مشکلات و معضلات عدیده ای رنج می برد ، نظام سلطه جهانی به رهبری لیبرال سرمایه داری غرب در فرصت ناشی از فروپاشی شوروی سابق،تلاش می کند نظام تک قطبی خود را به عنوان نظم نوین جهانی در جهان مستقر سازد، نظامی که رهبری هرم قدرت در آن با آمریکا و در مرحله بعدی اروپا و ژاپن و کشورهایی همانند آن باشد و آمریکا سلطه بلامنازع خود را بر جهان بگستراند . در راستای راهبرد هژمونی طلبی آمریکا در جهان ،نو محافظه کاران حاکم بر غرب هزاران انسان بی گناه را در افغانستان و عراق به خاک و خون کشیده اند و با اشغال این کشور ها نه تنها آزادی و امنیت برای مردم به ارمغان نیاورده اند ،بلکه با شکنجه های وحشتناک زندانهای ابوغریب و مانند آن روی جنایت کاران تاریخ را سفید کرده اند ،آنان همچنین برنامه های زیر را در مسیر نقشه های شیطانی خود در جهان پی می گیرند:
ایجاد جنگ تمدنها با تبلیغ اینکه تمدن اسلام و مسیحیت با یکدیگر نا سازگارند و از این طریق جنگ بین ادیان را در پی می گیرند و ایجاد شکاف،اختلاف و تعارض بین ادیان الهی در عمل آنان مشاهده می شود.
دامن زدن به اختلافات مذهبی در کشورهای اسلامی ،ایجاد اختلاف بین شیعه و سنی با تحریک افراطیون و تلاش برای راه انداختن برادر کشی میان مسلمانان .
تجزیه کشورهای اسلامی و تحریک اقلیت های قومی (تقویت احساسات ناسیونالیستی ،پان عربیسم ،پان ترکسیم ،کردستان بزرگ ،ترکستان بزرگ، عربستان و مانند آن) با عنوان فدرالی یا ایجاد کشور مستقل .
دخالت نامشروع در کشورهای مختلف جهان از کوبا و پاناما گرفته تا افغانستان ،عراق و ایران و سوریه ،گرجستان ،آذربایجان و اوکراین و مانند آن و کوشش برای ایجاد نافرمانی مدنی و انقلابهای مخملی (به نفع آمریکا ) جهت سرنگونی حاکمیت در کشورها و گسترش سلطه خود و همچنین طرح اصلاحات آمریکایی در خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا .
حمایت بی چون و چرا و بدون منطق از رژیم اشغالگر قدس،اسرائیل غاصب و حمایت از کشتار بی رحمانه و نسل کشی صهیونیست ها در فلسطین ،حمایت از تروریسم دولتی اسرائیل و کشتار زنان و کودکان بی پناه و بی گناه این کشور .
مخالفت جدی و اساسی با حکومت اسلامی و مردمی در جهان اسلام به ویژه نظام جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای براندازی این نظام یا تغییر رفتار و وابسته کردن آن با انواع تهدیدها،محاصره اقتصادی و نظامی ،تهاجم فرهنگی و فشار سیاسی – دیپلماتیک .همچنین باید از مخالفت آمریکا و اروپا با دولت خودگردان فلسطین پس از حاکمیت حماس که با آرای مردم روی کار آمده، یاد کرد و تلاش آنها برای تغییر مسیر حاکمیت و انتخابات مردمی در عراق.
فرهنگی
در این تلاش دنیای مادی غرب برای تحمیل فرهنگ خود بر کل جهان را شاهدیم .آنان با عنوان جهانی سازی(Golobalization) غربی سازی دنیا را پی می گیرند. رهبر معظم انقلاب اسلامی از سالها پیش درباره تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی غرب هشدار داده است .آنان درصدند در همه ابعاد فرهنگ ، جوامع را تحت تأثیر خود قرار دهند.
نکته حائز اهمیت در این زمینه آن است که اگر رسول خدا (ص) در زمان بعثت ،مأموریت اصلی اش اطاعت از خدا و اجتناب از طاغوت بود و براین اساس به مخالفت با شرک و کفر ،بتان و بت پرستان برخاست ،امروز نیز هر چند بخش اعظم دنیا را پیروان ادیان الهی اداره می کنند،اما علاوه بر اینکه در بین خود آنها تحریف و خرافات راه یافته ،در بخش مهمی از دنیا هنوز هم بت پرستی رواج دارد. از جمله می توان به کشورهای هند،ژاپن و نپال اشاره کرد. مکاتب انحرافی ،الحادی و التقاطی نیز بخش دیگری از افکار جهانیان را به خود مشغول ساخته است. درست است جهان فعلی با سرعت بعثت ک
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
ومقدمه
زن انسانی است شریک زندگی مرد و هر دو چون کشتی و کشتی بان هستند که با همکاری یکدیگر کشتی را به ساحل نجات برسانند. اسلام برای زن ارج و حق و قوانین معتدلی مقرر فرموده تا زندگی مشترک در سلیقه های مختلف و نیروهای متضاد درونی و خواسته ها و تمایلات نفسانی و اصطکاک منافع و مضار با اعتدال مطلوب پایان یابد آن خالقی که بشر را آفرید و زن را به آرامش و آسایش خاطر مرد و کارخانه تولید مثل و انسان سازی خلق کرد خداوند است که بر طبق استعداد و ظرفیت و خواسته های غریزی و طبیعی برای مرد و زن محدودیت های تشریعی و تمایلات قائل شد تا با آزادی مطلق موفقیت های خود را از دست ندهند.
اسلام نظر به این دقایق لطیف داشته که به زن و مرد توصیه و تاکید فرمود باید در محدوده عفاف در حرکت باشند و نسبت به هم طبق تعلیمات عالیه قرآن عمل کنید. اگر مرد یک لحظه از حال زن غفلت نماید ویا زن یک لحظه در وظیفه و کار شوهرداری و بچه داری سهل انگاری کندحیات فردی و اجتماعی آنهابه خطر می افتد.
اسلام روابط نامشروع جنسی را حرام و در صورت ثبوت و شهود زنا معلق به هشتاد تازیانه و برجرم سنگباران است نموده تا عفت عمومی زن در جامعه محفوظ بماند و زن مسلمان مطلقا مورد تهمت قرار نگیرد.
عده زنان پیامبر اسلام (ص):
در تعداد زنان پیامبر اختلاف است. برخی 11 تن دانسته اند:
ام حبیبه رمله 2- ام سلمه هنه 3- جویریه 4- حفصه
5- خدیجه 6- زینت بنت حجش 7- زینت هلالیه 8- سوده
9- صفیه 10- عایشه 11- میمونه
با همه اینها زفاف شده و نه تن ایشان از خدیجه و زینب هلالیه در حین وفات آن حضرت زنده بودند.
برخی تعداد ازدواج را 12 نفر نوشته اند و ریحانه بنت یزید را که از قبیله بنی نضیر است و از اسراء بوده و بدان حضرت اختصاص یافته و پس از آن ادا کردن تزویج فرمود.
بعضی شماره ازدواج را 15 نفر دانسته و جمعی 18 نفر نوشته اند. طبری در اعلام الوری 21 زن گفته که ام شریک، اسماء، سینا، عالیه، عمره، فاطمه، قتلیه، لیلی و ملیکه را افزوده و زنی که بدون نام پدرش شکایت به پیغمبر نمود که شوهرش به علت کسالت طلاق داده در حالی که اصلاً مریض نشده است. پیغمبر او را هم گرفت.
ولی آن چه مسلم است با 11 زن شرط زفاف به عمل آورده و بقیه موهبه النفس بوده یا مواصلت نشده است.
علامه مجلسی 22زن برای پیغمبر نقل نموده است که با 12 نفر زفاف نموده و با 10 نفر دیگر زفاف نشده است و در حین وفات فقط 9 نفر زنده بوده اند.
سی زن:
علامه برهان الدین حلبی در سیره الحبیبه می نویسد:
پیغمبر سی زن خطبه کرد که برخی خود را عرضه داشتند و تقاضای همسری نمودند. بعضی خود را به پیغمبر خدا هبه کردند و برخی را که کنیز بودند آزاد ساخته و به مناسبت قومیت با قبایل بزرگ و خویشاوندی که جلب محبت نماید تا اسلام آورند و بعضی را به امر خدای بزرگ سبب پیشرفت اسلام و خواهش خاندان آنها در حباله نکاح آورد.
از این 30 زن با 13 زن همبسته شدند و بقیه افتخار خویشاوندی و نسبت او را حفظ می کردند و افتخار داشتند و در حقیقت تمام این زنها در ده سال مدینه بود و با آن گرفتاریهای شگفت انگیز که در 84 جنگ داشتند بنابراین این جنبه شهوت و هوسرانی نبود بلکه از نظر مصالح اجتماعی و دینی و پیشرفت اسلام به امر خدا این زنان را خطبه و نکاح می کرده است.
برخی زنان پیامبر را 15 برخی 18 بعضی 21 نفر را نوشته اند تا 22 نفر هم ذکر شده که با 13 زن همبستر شد که آنها عبارتند از:
خدیجه، 2- ام سلیمه، 3- میمونه، 4- زینت بنت حجش، 5- ماریه قبطیه، 6- عایشه، 7- حفصه، 8- ام حبیبه، 9- سوده، 10- جویریه، 11- صفیه، 12- ام شریک، 13- زینت بنت خزیمیه بوده اند و بقیه خدمتگذار موهوبی بوده اند.
رسول خدا پس از رحلت 9 زن در خانه داشت:
عایشه، 2- حفصه، 3- ام سلمه، 4- سوده، 5- زینب، 6- میمونه، 7- ام حبیبه، 8- صفیه، 9- جویریه که نکاحیه بوده اند.
ام شریک و ماریه پس از پیغمبر زنده بودند.
زنانی که قبل از رحلت دور شدند:
عالیه، 2- قتلیه، 3- فاطمه دختر ضحاک، 4- شیشاً،5- اسماء بنت شراجیل، 6- ملیکه لبثیه، 7- عمره بنت یزید، 8- لیلی بنت حطیم.
امهات المؤمنین:
لقبی که پیغمبر به زبان عربی به زنان خود داد برای 11 نفر بود:
خدیجه، 2- عایشه، 3- حفصه دختر عمر، 4- ام حبیبه، 5- ام سلمه، 6- سوده بنت زمعه، 7- زینت بنت حجش، 8- زینب الهلالیه، 9- میمونه، 10- جویریه، 11- صفیه.
6نفر از قریش 4نفر از عرب و یک نفر از اسرائیلیه.
در حین رحلت پیغمبر 9 نفر زن باقی مانده بودند و دو نفر، زینب و خدیجه از دنیا رفته بودند.
حدیجه بنت خویلد را در مکه عقد بست در 25 سالگی خود در چهل سالگی خدیجه.
عایشه بنت ابی بکر پس از خدیجه در مکه عقد بست و سال اول هجرت در مدینه زفاف نمود.
سوده بنت زمعه را پس از خدیجه در مکه عقد بست و قبل از عایشه زفاف کرد و او از بنی بخار بود.
ام سلمه بنت ابی امیه در مدینه در شوال سال 4 تزویج کرد، نامش رمله یا هند بنت ابی امیه بود و در 84 سالگی وفات نمود.
حفصه بنت عمر را در ماه مبارک رمضان سال 3 تزویج کرد.
ام حبیبه بنت ابی سفیان سال 7 عقد بست.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
پیامبر اکرم (ص) نماد اخلاق است
پیامبر اکرم(ص) در شرایطی به بعثت رسید که انواع فسادهای اخلاقی فراگیر شده بود، آن حضرت با بهره گیری از اخلاق ویژه خود، مکارم اخلاقی را به گونه ای اعجاب انگیز گسترش داد و امروز نیز برای جهانیان نماد اخلاق است .
حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب قم در گفتگو با خبرنگار مهر با اشاره به لزوم بعثت نبی اکرم (ص) اظهار داشت: در عصر جاهلیت مبعوث شدن حضرت محمد (ص) بسیار لازم و ضروری بود، چرا که در این دوران اعراب می بایست صفات زشت و ناپسند را در خود کشته و صفات مثبت و پسندیده را طراحی کنند و آن را به کار گیرند.
وی با اشاره به ویژگیهای سعه صدر، دلسوزی و رأفت حضرت محمد (ص) گفت: قرآن بارها به این ویژگیهای حضرت محمد(ص) اشاره کرده و بر اصرار نبی اکرم بر هدایت مردم شهادت داده است .
رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب قم یاد آور شد: پیامبر اکرم (ص) زمانی که تفاخر، غرور، تکبر، حیله، نیرنگ و انواع فسادهای اخلاقی و تکثر طلبی فزونی گرفته بود، زمانی که دختران را زنده به گور می کردند، به بعثت رسید و تحولاتی اساسی و بسیار چشمگیر ایجاد کرد.
حجت الاسلام سید ابوالحسن نواب با بیان اینکه پیامبر مبارزات خود را با صفات منفی شروع کرد، افزود: پیامبر چنان در این زمینه از اخلاق بهره گرفت که وقتی عرب از در می آمد، نمی دانست کدامیک از حاضران پیامبر است و کدامیک یار او . پیامبر با رفتار خود به گونه ای فوق العاده با تفاخر و غرور مبارزه و همه را به تعجب وا می داشت .
وی گفت: با مطالعه اخلاق جاهلیت می توان دریافت که پیامبر(ص) صفات بد را رفع و در مقابل صفات خوب را جایگزین و بنیانگذاری کرد، حضرت محمد(ص) مکارم اخلاقی را به گونه ای اعجاب انگیز گسترش داد.
رئیس مرکز مطالعات و تحقیقات ادیان و مذاهب قم اظهارداشت: اخلاق پیامبر از آن جهت اعجاب انگیز بود که در شرایطی که اعراب در عصر جاهلیت در اوج فساد و زشتی زندگی می کردند حضرت محمد (ص) دست دخترش را می بوسد.
ویژگیهای اخلاقی رسول خدا(ص)
گروه دین و اندیشه: رسول اکرم(ص) به عنوان خاتم پیامبران از ویژگیهای خاصی برخوردار هستند که آگاهی از آنها برای هر انسان مسلمانی ضروری بوده، شناخت بهتر پیامبر اسلام و ویژگیهای بارز مسلمانی را موجب شده، عشق به آموزه های اسلام را افزایش داده و چهره واقعی اسلام و مسلمان را تبیین خواهد کرد .
به گزارش خبرگزاری مهر، در میان ویژگیهای رسول خدا (ص) هیچ چیزی مهمتر از اخلاق آن حضرت نیست. این ویژگی همان چیزی است که خداوند، رسول خود را به دان ستوده و فرموده است: « انک لعلی خلق عظیم »، تو بهترین خلق و خو را داری. و خود رسول (ص) هم فرموده است که برای احیای مکارم اخلاقی مبعوث گشته است و تازه مسلمانان نیز وقتی وصف آن حضرت را برای دیگران می گفتند، مهمترین ویژگی دعوتش را همین می دانستند که: «و یأمر بمکارم الاخلاق».
حضرت بعدها هم در آموزههای خود روی اخلاق تکیه بسیاری داشت و می فرمود: خداوند کریم است، کرامت و ارزشهای اخلاقی (معالی الاخلاق) را دوست دارد و جای دیگر هم فرمود: سنگین ترین چیز در ترازوی مؤمن در روز قیامت «حسن خلق» است و فرمود: بهترین دوست من از میان شما، کسی است که بیشترین دوستی را با مردم دارد و به همین قیاس رابطه غیر دوستانه .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 25
اخلاق پیامبر اعظم (ص) و ازدواج
گردآورنده : حامد رحمانی ( دانشجوی رشته برق دانشگاه آزاد اسلامی بجنورد و عضو باشگاه پژوهشگران جوان )
آدرس پستی : بجنورد – خ طالقانی غربی – خ صمدیه لبّاف – کوچه ی گلهای 12 پلاک 11
آدرس الکترونیکی : hamed-Rahmani@bojnourdiau.ac.ir
چکیده : در این مقاله مطالبی در مورد نظرات و سخنان پیامبر اعظم در مورد ازدواج خواهم خواند که در چندین بخش مختلف جمع آوری و تفکیک شده است.
ابتدا و در شروع کار مطالبی را در تشویق و ترغیب جوان به ازدواج خواهید خواند و فواید ازدواج نیز در آن ذکر شده است و در ادامه به بحث ازدواج می پردازیم و موارد لازم یک همسر خوب و مواردی که در امر لازم است رعایت شود خواهید خواند .
بعد از اقدام به این امر فرخنده باید به حفظ آن پرداخت زیرا به دست آوردن امری شاید آسان باشد اما حفظ آن مشکل است . که در این مقادیر با توصیه های پیامبر (ص) در دوام ازدواح آشنا می شویم و در ادامه مواردی در مورد حقوق و وظایف زن در ازدواج ذکر شده است .
در آخر مقاله هم روزنه ای تاریخی در ازدواج های پیامبر باز شده است و از نظر تاریخی نیز به این مسائل پرداخته شده است .
کلمات کلیدی :
ازدواج ، پیامبر اعظم (ص)، همسر
1) مقدمه:
در آغاز کلام می خواهم از کسی صحبت کنم که در تعریفش ظرف مکان وزمان نمی گنجد، همانطور که در حیث آمده است که اگر نور محمد (ص) نبود آسمان و زمین را نمی آفریدم. همانطور که می دانید زمین با آن همه وسعت و پهناوریش تمام برکات و سرمایه های موجود در بدن دارد بالا سر آن آسمان وجود دارد که اگر آسمان و خوردشید با آن نور عالم تاب نباشد حتماً هیچ موجود زنده ای در کره خاکی قادر به اقدام زندگی نمی باشد. کسی که خدا درباره اش چنین لطف کرده باشدو در سوره اسراء آمده که پیامبر(ص) در شب معراج به عرش فرا می خواند که حتی با وسیله پیشرفته امروزه و یا صد سال دیگر امکان پذیر نباشد. چه باید گفت، به قول شاعر اگر آب دریا نتوان کشید- به قدر تشنگی باید چشید من هم در حد بضاعت قلمم چند سطری را در مورد اشرف مخلوقات به رشته تحریر در می آورم. شاید بتوانم قطره ای از دریای بی کران را توصیف کرده باشد.
همانطورکه میدانید پیامر اکرم(ص) الگو و نمونه بشریت در تمام صفات می باشد چه در خانواده و یا در مورد ازدواج. در مورد خانواده خیلی سفارش های فراوان دارد که اگر به تمام سفارشات وی عمل شود افرادش سعادت مند می شوند و حتی در مرد ازدواج نیز توصیه ها و سفارشات فراوان دارد که جوانان و خانواده ها گرامی اگر به کار ببندند شاید هیچ گونه مشکلی در راه جوانان وجود نداشته باشد. ولی متأسفانه در عصر ما بعضی مسائل را تحریف کرده اند.
سپاس خدای را که تیر های اندیشه درباره شگفتی های آفرینش اوبه جایی نرسد، و عقل و خرد به هنگام تفکر در بدایع نخستینش جز آنکه سرگردان و متحیر بماند، راه به جایی نبرد، در صورتی که همواره نعمتهای لطیف اوبرای جهانیان یکی پس از دیگری، چه بخواهند و چه نخواهند استمرار دارد؛ و از جمله الطاف زیبایش آن است که از آب بشری را آفرید و او را وابسته و خویشاوند قرار داد و بر مخلوقات شهوت را مسلط کرد تا بدان وسیله نا خواسته وادار به تولید مثل شوند واز این راه به حکم جبر و بدون اختیار نسلشان باقی بماند؛ وانگهی مسئله انساب را مهم شمرده و به آن اجر نهاده است و بدان وسیله زنا را حرام داشته و به خاطر منع وجلوگیری از آن این عمل را سخت زشت شمرده و ارتکاب آن را هرزگی و کار زشت دانسته است و مردم را به ازدواج دعوت کرده و به صورت امری مستحب و فرمانی الهی بر آن تشویق کرده است.
پاک ومنزه است خداوندی که مرگ را بر بندگان مقرر فرموده و بدان وسیله آنان را محکوم به مرگ و در هم شکستگی کرده و از طرفی بذر نطفه ها در زمین رحم ها پراکنده ساخته و افراد جدیدی از آن به وجود آورده و آن را وسیله جبران مرگ قرار داده است، تا آنان را آگاه کند که دریای مقدرات او از لحاظ سود و زیان، خیر و شر، دشوار و آسان، پیچیده و گسترده، برای جهانیان فیض بخش است. و درود بر محمد(ص) که برای بیم و امید دادن برانگیخته شده است و بر آل و اصحاب او، درودی که حسابگران از عهده شمارش و اندازه آن بر نیایند وسلامی فراوان بر ایشان باد!
باری، براستی که ازدواج پشتوانه دین و خوار کننده شیاطین و در مقابل دشمن خدا دژ استواری است و وسیله زیاد شدن افرادی است که سرور انبیاء(ص) بدان وسیله بر دیگر پیامبران مباهات می کند.بنابر این چقدر بجاست که وسایل ازدواج را فراهم و آداب و سنن آن را حفظ کنند. از این رو باید اهداف و نیازمندی های آن را شرح و فصول و ابواب آن را تفضیل داد وآن مقدار از احکام نکاح را که دارای اهمیت است در پنج بخش بیان می شود.