لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 44
مدارهای RLC
7-1) RLC سری
شکل (7-1) یک مدار RLC سری را نشان می دهد. با توجه به اینکه امپدانس در سلف به صورت و در خازن به صورت می باشد بنابراین برای محاسبه امپدانس کل مدار RLC سری می توان امپدانس ها را با هم جمع کرد.
شکل7-1 : مدار RLC سری
امپدنس کل از رابطه (7-1) به دست می آید.
(7-1)
و امپدانس به فرم قطبی به صورت زیر خواهد بود.
(7-2)
مثال 7-1
درشکل(7-2) امپدانس کل را به صورت دکارتی و قطبی بنویسید:
حل :
با توجه به اینکه بنابراین مدار بیشتر خاصیت ملخی دارد.
و فرم دکارتی به صورت زیر است:
بنابراین
مثال 7-2
در شکل 7-3 امپدانس کل و جریان مدار را حساب کنید. سپس اختلاف فاز ولتاژ و جریان را محاسبه کنید.
شکل7-3
حل :
امپدانس کل برابر است با :
حال جریان I از قانون اهم به دست میآید:
اختلاف فاز جریان وولتاژ نیز به صورت زیر است:
که همان فاز امپدانس است، بنابراین اختلاف فاز جریان کل ولتاژ کل در هر مدار برابر فاز امپدانس خواهد شد. که ولتاژ به اندازه فاز Z از جریان جلوتر است یعنی اگر فاز امپدانس منفی باشد جریان از ولتاژ جلوتر خواهد بود.
که همان فاز امپدانس است. بنابراین اختلاف فاز جریان کل وولتاژ کل در هر مدار برابر فاز امپدانس خواهد شد. که ولتاژ به اندازه فاز z از جریان جلوتر است. یعنی اگر فاز امپدانس منفی باشد جریان از ولتاژ جلوتر خواهد بود.
7-1-1: فرکانس تشدید
در مدار RLC سری زمانی که باشد امپدانس برابر مقدار مقاومت اصلی خواهد شد و جریان حداکثر خواهد شد. این حالت را حالت تشدید (رزنانس) میگویند و فرکانس که در آن حالت تشدید روی دهد را فرکانس تشدید (fr) می گویند. در حالت تشدید داریم:
(7-3)
برای محاسبه تشدید از رابطه استفاده میکنیم.
(7-4)
مثال 7-3
در شکل (7-4) فرکانس تشدید را پیدا کنید.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
مدارهای ALU
استاد:
واحد محاسباتی، منطقی و شیفت (ALU)
در کامپیوتر، به جای اجرای ریز عملیات بر روی هر ثبات، معمولاً یک سری ثبات به یک واحد مشترک محاسباتی، منطقی و شیفت ALU متصل میگردند. برای اجرای یک ریز عملیات، محتوای ثبات بخصوصی در ورودی ALU مشترک قرار میگیرد. واحد ALU عملیات مربوط را انجام میدهد، و نتیجه به ثبات موردنظر منتقل یشود. چون ALU یک مدار ترکیبی است، بنابراین، انتقال اطلاعات از ثبات منبع، به ALU و وارد کردن نتیجه به ثبات مقصد، در یک پریود پالس ساعت انجام میشود.
مدار محاسباتی
ریز عملیات ریاضی جدول (4-3) را می توان در یک مدار محاسباتی انجام داد. مبنای اولیه این مدار محاسباتی جمع کننده است که با کنترل اطلاعات ورودی به این جمع کننده، میتوان عملیات مختلف ریاضی را انجام داد.
مدار شکل 2 یک مدار محاسباتی چهار بیتی را نشان میدهد. این مدار دارای 4 جمع کننده کامل FA و چهار مالتیپلکسر برای انتخاب عملیات مختلف میباشد. مدار مذکور دارای چهار بیت ورودی A است که مستقیماً به ورودی های X جمع کننده ها وارد میشود و چهار بیت عدد B ، و مکمل آنها نیز به ورودی های 0 و 1 مالتیپلکسرها متصل شده است. در ورودی دیگر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 22
فصل اول
مبانی مدارهای الکتریکی
: مقدمه
اجزا واحدها در سیستم SI به صورت اعشاری است. برای مشخص کردن توان های ده، پیشوندهای خاصی همراه واحدهای این سیستم به کار می رود. این پیشوندها عبارتند از:
پیکو (P و 12-10) کیلو (K و 103)
نانو (n و 9-10) مگا (M و 106)
میکرو گیگا (G و 109)
میلی سانتی (C و 2-10)
1-2 : کمیات اساسی الکتریکی
1-2-1- بار
می دانیم که در یک اتم، الکترون بار منفی و پروتون بار مثبت دارد و بار یک الکترون با بار یک پروتون برابر است. واحد بار الکتریکی کولن (C) است. یک کولن برابر بار 108*24/6 الکترون است. یعنی یک الکترون دارای بار C 19-10*6/1 است.
1-2-2- جریان
بار متحرک نشان دهنده جریان است. جریان در یک مسیر مجزا، مثلاً یک سیم فلزی، علاوه بر مقدار، جهت نیز دارد. جریان، آهنگ عبور بار از یک نقطه در یک جهت خاص است.
پس از مشخص کردن یک جهت مرجع، کل باری که از زمان t=0 به بعد از یک نقطه مرجع در آن جهت عبور کرده را q(t) می نامیم. آهنگ عبور بار در لحظه t برابر است. با کاهش فاصله میتوان نوشت:
(1-1)
جریان، برابر آهنگ زمانی عبور بار مثبت از یک نقطه مرجع در یک جهت مشخص است. جریان را با i یا I نشان میدهیم. بنابراین:
(1-2)
واحد جریان آمپر (A) است. یک آمپر، انتقال بار با آهنگ 1 کولن بر ثانیه را نشان میدهد. برای به دست آوردن باری که در فاصله t0 تا t منتقل شده، میتوان از رابطه 1-3 استفاده کرد:
(1-3)
1-2-3- ولتاژ
هر عنصر را به صورت یک شکل دارای دو پایانه یا دو سر نشان میدهیم. (شکل 1-1)
شکل 1-1 : یک عنصر مداری
فرض کنید جریانی به پایانه A عنصر مداری شکل 1-1 وارد شده و از پایانه B خارج میشود. برای عبور این جریان، باید مقداری انرژی صرف شود. در این صورت می گوییم بین دو پایانه B , A ، اختلاف پتانسیل یا ولتاژ الکتریکی وجود دارد. بنابراین ولتاژ روی یک عنصر، معیاری از کار لازم برای عبور بار از طریق آن است. ولتاژ یا اختلاف پتانسیل بنابر تعریف عبارت است از کار انجام شده برای انتقال بار q از یک نقطه به نقطه دیگر. یعنی:
(1-4)
که در آن v اختلاف پتانسیل بر حسب ولت (v)، w کار انجام شده و q بار الکتریکی است.
1-2-4- توان الکتریکی
توان آهنگ مصرف انرژی است. اگر برای انتقال 1 کولن بار از یک عنصر، 1 ژول انرژی مصرف شود، توان لازم برای انتقال یک کولن بار در ثانیه، یک وات خواهد بود. رابطه توان را میتوان به صورت رابطه 1-5 نوشت:
(1-5) p=v .i
که p توان الکتریکی بر حسب وات (w) است. یعنی یک وات برابر یک ولت آمپر است.
1-2-5- مقاومت
هر عنصر مداری که در آن انرژی تلف شود، معمولاً ولتاژ دو سرش با جریان گذرنده از آن متناسب است. یعنی:
(1-6) V=RI
که R ثابت تناسب است و مقاومت آن عنصر میباشد. واحد مقاومت اهم است و رابطه 1-6 قانون اهم نام دارد.
شکل 1-2 علامت مداری یک مقاومت را نشان میدهد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 5 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مدارهای شناور – حفاظت در برابر شوک الکتریکی
مقدمه : احتمالا موضوع با حداقل درک در ایجاد ایمنی که حفاظت در برابر شوک الکتریکی از مدار شناور یا مجزا شده می باشد .
مدار شناور یا مجزا شده مداری است که اتصالی به مدارهای دیگر یا زمین ندارد . برای هدف این مقاله ، فرض می کنیم که ولتاژ قطب به قطب مدار شناور ولتاژ خطرناک است . چنین مدارهایی بطور رایج بعنوان ولتاژ بالا مدارها را برای کامپیوتر های لپ تاپ تهیه می کنند . شکل 1 مدار شناور یا مجزا را به تصویر می کشاند . منبع انرژی زمینی می باشد . برای هدف این بحث ، مدار ثانویه ولتاژ خطرناک و جریان خطرناک برای جریان محدود می باشد همانگونه که در lec950 تعریف شده است .
مدار ثانویه از تمامی مدارهای دیگر توسط عایق کاربردی ترانسفورماتور مجزا شده است .
اگر چه نشت جریان کمی در امپرانس های نشر عایق های کاربردی وجود دارد . معمولا ، این جریان در محدوده میکروآمپر وجود دارد ، اما ممکن است بیشتر باشد اگر فرکانس جریان در محدوده کیلوهرتز باشد .
ویژگی مدار مجزا شده یا شناور این است که مدار ، از قطب به زمین ، تحت شرایط طبیعی ، مدار جریان محدود می باشد .
ویژگی دیگر مدار مجزا یا شناور این است که دو مسیر جریان شوک همزمان دارد ، یکی قطب به قطب مخالف و دیگری قطب به زمین به قطب مخالف می باشد . اشکال 2A و 2B مسیر جریان شوک را برای دو موقعیت نشان می دهند .
قطب به قطب مخالف : شکل 2A مسیر مدار را نشان میدهد هنگامیکه فردی بطور همزمان دو قطب مدار مجزا یا شناور را لمس می کند . در این موقعیت ، عایقی وجود ندارد ، جریان فقط توسط امپرانس بدن محدود شده است . اگر ما عایق اصلی را میان یک قطب مدار و مرد قرار دهیم ، پس ما از جریان شوک از طریق بدن جلوگیری می کنیم ، شکل 3 را ببینید .
توجه کنید که قطب مخالف هنوز قابل دسترس است . اما ، عایق اصلی از جریان شوک از طریق بدن جلوگیری می کند . ما باید نقص عایق اصلی را در نظر بگیریم . در حالت نقص عایق اصلی ، جریان شوک از طریق بدن عبور خواهد کرد اگر عایقی وجود نداشته باشد . ما چندین امکان برای جلوگیری از جریان شوک داریم ، ما می توانیم دومین عایق را در بالای عایق اصلی قرار دهیم ، بنابراین سیستم عایق دو گانه ایجاد می کنیم . توجه کنید که یک قطب و جریان شناور باید عایق دو گانه یا حفظ شده میان آن و زمین داشته باشد ، در حالیکه قطب دیگر فقط نیازمند عایق عملکردی اجرایی می باشد .
بطور طبیعی ، مرد نباید به قطب مدار شناور دسترسی داشته باشد . می توانیم از جریان قطب به قطب مخالف با جلوگیری از دسترسی همزمان به قطب های BOTH جریان شناور جلوگیری کنیم .
اگر مانع بعنوان عایق اصلی است . در صورت نقص عایق اصلی ، جریان شوک الکتریکی در مرد وجود ندارد . اگر عایق مشابه را گسترش دهیم این میان قطب مخالف و مرد قرار گرفته سپس ما می توانیم قسمت قطب مخالف عایق را بعنوان عایق مکمل تعریف کنیم ( زیرا عایقی میان دومین اتصال بدن ایجاد می کند . )
با تک لایه ای از عایق ، ما طرح عایق مضاعف با حداقل هزینه و دقیق ایجاد کرده ایم .
عایق مشابه نقش عایق اصلی و عایق مکمل را ایفا می کند ؟ شکل 4 را ببندید .
قطب – به – زمین – به – قطب مخالف : شکل 2B مسیر مدار را به تصویر می کشد هنگامیکه مرد بطور همزمان یک قطب جریان مجزا یا شناور و زمین را لمس کند . در این مدار عایق عملکرد میان زمین و قطب مخالف مدار شناور / مجزا قرار گرفته است . جریان با امپرانس عایق عملکردی محدود شده است . سپس عایق عملکردی باید عایق اصلی باشد . شکل 5 را ببینید . اجازه دهید اکنون موقعیت را برای شکست عایق اصلی بررسی کنیم .
اگر مدار کوتاه عایق اصلی داشته باشیم سپس محدودیت جریان نداریم و جریان شوک الکتریکی از طریق مرد می گذرد .
چندین امکان برای جلوگیری از جریان شوک الکتریکی داریم . ما می توانیم دومین عایق را نزدیک عایق اصلی قرار دهیم ، بنابراین سیستم عایق دو گانه ایجاد می کنیم . یا می توانیم قسمت فلزی به زمین متصل شده را میان عایق اصلی و زمین به منظور ایجاد محیط پتانسیل قرار دهیم .
( توجه کنید که نقص عایق عملکردی واقعا جریان را دور از مرد مستقل می کند ) . این ساختار جالب مشابهی همانند حالت قطب به قطب مخالف ارائه می دهد . یک قطب جریان شناور باید عایق دو گانه میان آن و زمین داشته باشد ، در حالیکه قطب دیگر نیازمند عایق عملکردی می باشد . بطور طبیعی ، مرد نباید دسترسی به دو قطب مدار شناور داشته باشد .
فرض کنید که هیچ یک از قطب ها قابل دسترس نیستند . در حالت نقص عایق قطب – به – زمین ، می توانیم از جریان شوک توسط ممانعت از دسترس به هر دو قطب جریان شناور جلوگیری کنیم . از آنجاییکه عایق قطب – به – زمین را بعنوان عایق اصلی تعریف کرده ایم .
می توانیم عایق قطب – به – مرد را بعنوان عایق مکمل تعریف کنیم .
دقیق ترین و کم هزینه ترین راه حل قراردادن عایق مکمل میان مدار و مرد می باشد . شکل 6 را ببینید .
عایق برای حفاظت در برابر شوک الکتریکی : اگر نتایج دو موقعیت را ترکیب کنیم ، قطب به قطب مخالف و قطب به زمین به قطب مخالف ، کشف می کنیم که قرار دادن عایق اصلی میان مدار شناور / مجزا و اجزای هادی قابل دسترسی و میان مدار شناور و زمین عایق مکمل و اصلی در موقعیت واحد ایجاد می کند . شکل 7 را ببینید .
مانع هادی برای حفاظت در برابر شوک الکتریکی . اگر ما مانع غیر هادی را با مانع هادی جایگزین کنیم ، شرایط عایق تغییر می کنند . شکل 8 را ببینید .
مسیر جریانی به مرد وجود ندارد . مسیر جریانی به زمین وجود ندارد . نشت جریان وجود ندارد . عایق اصلی وجود ندارد . عایق مکمل وجود ندارد . در این ترکیب بندی ، مسیر جریان برای شوک الکتریکی وجود ندارد حتی اگر مانع هادی شناور باشد ! این مفهوم مهمی می باشد . مدار های ثانویه دیگر ممکن است نقش مانع هادی را ایفا کنند . اگر آن مدارها نزدیک مدار شناور باشند نسبتا امپرانس پایینی دارند ، سپس عایق عملکردی کافی است و نیازی به عایق اصلی یا مکمل میان جریان شناور و مدارهای ثانویه دیگر نیست .
نتیجه گیری :
دو طرح ساده و مقرون به صرفه را برای حفاظت در برابر شوک الکتریکی از جریان شناور یا مجزا نشان داده ایم .
1- جلوگیری از دسترسی به تمامی قسمت های مدار با ابزار مانع عایق اصلی ، چه عایق هوایی یا عایق جامد ، و عایق جامد یا هوای اصلی میان تمامی قسمت های مدار و زمین وجود دارد .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 7 صفحه
قسمتی از متن .doc :
اجزای مدارهای کنترل و راه اندازی
کنتاکتور :
تا قبل از ساخته شدن کنتاکتور ، اتصالات توسط کلیدهای دستی انجام میگرفت که از انواع مختلف تیغه ای ، زبانه ای و غلطکی بودند که هر کدام مزایایی نسبت به هم دارند .
کلیدهای تیغه ای (اهرمی) :
دارای ساختمان بسیار ساده ای هستند و به صورت کشویی و گردان ساخته میشوند مقدار جریان قطع و وصل توسط این کلیدها بسیار محدود میباشد چرا که در جریانهای بالا قوص بین دو نقطه ایجاد شده و حتی موجب ذوب تیغه ها میشود و در هنگام وصل یا قطع نیز جرقه شدیدی ایجاد میکند .
کلید غلطکی :
ساختمان این کلیدها از یک استوانه عایق تشکیل شده است که توسط کلید حول یک محور به حرکت در می آید . در محلهای مناسب نوارهای هادی بر روی استوانه عایق تعبیه شده است . این کلید نسبت به کلید تیغه ای یک مزیت بزرگ دارد و آن هم اینکه میتوان برای این کلید کار مخصوصی را تعریف کرد و با یک حرکت چندین اتصال را به صورت هم زمان انجام داد .
کلید زبانه ای :
در کلید غلطکی به علت تماس اصطکاکی بین صفحات ، استهلاک کلید بالا است و به همین دلیل از کلید زبانه ای که دارای خصوصیت طراحی است و علاوه بر آن کنتاکتهای آن به صورت عمودی بر روی همدیگر قرار میگیرند استفاده میشود . به دلیل عدم مالش بین دو کنتاکت استهلاک کلید پایین است .
اما با به میدان آمدن کنتاکتور ها تقریباً تمام مصارف کلیدهای ساده از رده خارج شده و کنتاکتور با سرعت و اطمینان بیشتر این میدانها را به دست گرفت . کنتاکتور نسبت به کلیدهای ساده دارای خصوصیات بهتری میباشد که در ادامه آورده شده است :
1- فرمان از چند نقطه
2- فرمان از راه دور
3- تلفات و استهلاک پایین
4- سرعت و امکان گسترش مدار
5- قطع اتوماتیک در صورت قطع برق شبکه
6- اقتصادی بودن
7- امکان طراحی مدار اتوماتیک
8- از نظر حفاظتی کنتاکتورها مطمئن ترند و دارای حفاظت مناسبتر و کاملتر هستند . معمولا بوبین کنتاکتورها در چند ولتاژ مختلف جهت مصارف گوناگون ساخته میشود.
مشخصات پلاک کنتاکتور:
Ith2: جریان دائمی - جریانی است که می تواند در شرایط عادی از کنتاکتهای قدرت کنتاکتور و در زمان نامحدود بدون قطع عبور نماید.
Ith1: جریان هفتگی (قطع و وصل) - جریانی است که با اتصال یک بار در هر هفته از کنتاکتهای کنتاکتور بدون تاثیر در کارکرد کنتاکتور عبور نماید.
Ith: جریان شیفتی (هشت ساعته) - جریانی است که با اتصال یک بار در هر هشت ساعت از کنتاکتهای کنتاکتور بدون تاثیر در کارکرد کنتاکتور عبور نماید.
Ie: جریان نامی - جریان قابل تحمل برای کنتاکتهای اصلی
I1s: جریان اتصال کوتاه - مقدار جریانی است که کنتاکتها می توانند در زمان اتصال کوتاه تحمل نمایند.
Ve: ولتاژ نامی تحمل تیغه ها - مقدار ماکزیمم ولتاژی است که کنتاکتهای کنتاکتور در شرایط کار عادی می توانند تحمل نمایند.
Vi: ولتاژ عایقی بدنه کنتاکتور
Vc: ولتاژ تغذیه - مقدار ماکزیمم ولتاژی است که به بوبین کنتاکتور میتوان اعمال کرد.
طول عمر :
این مشخصه تعداد قطع و وصل های ضمانت شده را با ضرایبی که به اعدادی نسبت داده شده است بیان می کند .
استاندارد کنتاکتورها:
استاندارد آلمان VDE_DIN
استاندارد فرانسه UTE_NF
استاندارد انگلیس B.S
استاندارد کانادا G.S.B
بی متال:
برای حفاظت الکترو موتورها در مقابل اضافه بار بکار می رود. این قطعه از ویژگی میزان انبساط اجسام بهره میبرد . به اینصورت که انبساط در فلز مس بیشتر از روی میباشد و به همین علت وقتی این دو فلز با هم نورد شوند و کاملا با هم تماس داشته باشند باعث خم شدن قطعه تشکیل یافته از این دو فلز میشود و چون مقدار انبساط روی کمتر است خمش به سمت فلز روی خواهد بود .کنتاکتهای اصلی آن در مسیر عبور سه فاز اصلی و بعد از کنتاکتور قرار می گیرند. کنتاکت 95و96 در مسیر فرمان به بوبین کنتاکتور و بطور سری قرار میگیرد تا در موقع اضافه جریان کنتاکتور را قطع نماید.کنتاکت97و98 برای نمایش عملکرد بی متال (خبر) استفاده میشود .
مزایای بی متال نسبت به فیوز فشنگی :
1- در صورت بروز اشکال در یک فاز ، دو فاز دیگر به اضافه مدار فرمان از کار باز می ایستند .
2- هر چه شدت جریان بیشتر شود مقدار حساسیت بی متال نیز بیشتر خواهد شد .
3- در صورتیکه به صورت مداوم 10٪ اضافه بار وجود داشته باشد بی متال بعد از 2 ساعت مدار را قطع میکند .
4- اگر جریان به 10 برابر جریان نامی برسد در کمتر از 2 ثانیه مدار را قطع میکند .
فیوز :
مدار را در برابر اتصال کوتاه حفاظت میکند و در دو نوع تند کار (L) که در روشنایی استفاده میشود و شستی ها:
برای فرمان قطع و یا وصل مدار بکار می روند و به رنگ سبز و یا مشکی برای فرمان وصل ، با کنتاکت باز و برای قطع مدار و با رنگ قرمز ، با کنتاکت بسته ساخته می شوند. البته برخی از شستی ها از کنتاکت باز و بسته جهت مصارف خاص ساخته می شوند.
میکرو سوئیچ :
یک نوع شستی است مانند استپ استارت با این تفاوت که آنها با دست فرمان میگیرند اما میکرو سوئیچ توسط قسمتهای متحرک مدار دستور میگیرد .