لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
ساختار نظام قدرت منطقه ای در آفریقا
چکیده :
شناخت و تعیین کشورهای کانونی و پیرامونی در مناطق مختلف جغرافیایی کمک شایانی برای بررسی و آگاهی از ساختار نظام قدرت منطقه ای می کند. برای شناخت اینگونه کشورها نیاز به رده بندی بر اساس قدرت ملّی آنها می باشد. با تعیین سطح و وزن ژئوپلیتیکی هر یک از کشورها می توان سطوح قدرت ملّی آنها را مورد سنجش قرار داد. سنجش قدرت ملّی کشورها مستلزم ارزیابی و محاسبه مؤلّفه ها و عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، سرزمینی، نظامی، فرهنگی و علمی کشورها می باشد که محاسبه مجموع امتیازات عوامل مذکور نشانگر میزان و سطح قدرت ملّی و تعیین جایگاه آنها در میان کشورها و در سطح منطقه ای و قاره ای می باشد. شناخت و درک اهمیت قاره آفریقا در ابعاد مختلف اقتصادی، سیاسی، سرزمینی و ..... در بدو ورود به هزاره سوّم و بذل توجّه به کشورهای محوری و قطب آن، کمک مؤثّری در تدوین برنامه های کارآمد در زمینه های مختلف هر یک از کشورها از جمله جمهوری اسلامی ایران نموده و میزان موفّقیت، صرفه جویی در وقت و هزینه ها و رسیدن به اهداف را محقق خواهد نمود. مقاله حاضر ضمن برشماری پتانسیلها و عوامل مهم ژئوپلیتیکی تأثیرگذار در جایگاه هر یک از کشورها، سعی در شناخت کشورهای مهم و مؤثّر در سطوح منطقه ای و قاره ای آفریقا دارد.
واژگان کلیدی: ژئوپلیتیک – آفریفا – قدرت منطقه ای – روابط بین الملل – نظام قدرت
مقدمه:
قاره آفریقا با دارا بودن 54 کشور با ویژگیهای متفاوت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، طبیـعی و غیـره نمونه های بارز و پیچیده ای از رقابتها، کنشها و واکنشها، جستجوی ایفای نقش محلی، منطقه ای و قاره ای توسط کشورها را در میان قاره های جهان ارائه می دهد. اگر چه ریشه ها و ردپاهای این مسائل را به خوبی می توان در دوران استعمار و آثار و عملکرد آن در قاره فوق یافت ولی درک اهمّیت قاره آفریقا از سوی قدرتها و سایر کشورهای جهان و به تبع آن علاقه مندی به برقراری روابط و بهره مندی هرچه بیشتر از مزایا و پتانسیلهای مختلف آفریقا از سوی آنها، تلاش کشورهای مختلف قاره برای کسب هرچه بیشتر قدرت در سطوح مختلف را سبب گشته و خود بر پیچیدگی و وخامت این رقابتها می افزاید. بطوری که میزان کسب قدرت و افزایش وزن و منزلت ژئوپلیتیکی کشورها، اقتدار، تأثیر گذاری، منافع بیشتر و گسترش حوزه نفوذ در ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و در مقیاسهای منطقه ای و قاره ای برای آنها در بر خواهد داشت. از سوی دیگر برای کشورهای سایر قاره ها که در پی تنظیم و بسط روابط با کشور های آفریقا بوده و بخش عمده ای از منافع ملّی خود را در این قاره می جویند با مسئله و مشکل اولویت بندی و درجه بندی این کشورها در سیاست خارجی خود مواجه می باشند. از آنجا که عنصر قدرت در کیفیت شکل دهی به تعاملات دولتها در جهان کنونی بویژه در قاره آفریقا نقش عمده ای را ایفا می کند، مقاله حاضر در پی شناخت ساختار نظام قدرت منطقه ای در آفریقا می باشد.
با روی آوری و اقبال کشورهای مختلف جهان برای شکل دادن به نظامهای منطقه ای، مفاهیم، دیدگاهها و الگوهایی درباره نحوه شکل گیری قدرت در این نظامها مطرح گردیده است. اگرچه کیفیات رفتاری و نحوه تعاملات آنها با یکدیگر از اهمّیت قابل توجّه ای برخوردار است امّا تعیین و سطح بندی قدرتهای درجه 1، درجه 2 و ..... منطقه ای خود کمک شایانی به بررسی دیدگاهها و الگوهای فوق می نماید. روش تعیین و سطح بندی قدرتهای منطقه، مستلزم شناخت کشورهای کانونی و پیرامونی می باشد. برای شناخت سطوح قدرت کشورها در یک رابطه سلسله مراتبی، سنجش وزن ژئوپلیتیکی و قدرت ملّی آنها ضروری است. دولتی که بیشترین وزن را داشته باشد قدرت تراز اوّل منطقه محسوب می شود که در جایگاه رهبری و کنترل منطقه ای قرار گرفته و در امور منطقه اعمال نفوذ می کند. سطوح پایین تر قدرت جانب احتیاط را رعایت کرده و با توجّه به این واقعیت روابط خود را با او تنظیم می کنند.(حافظ نیا، کاویانی، 1383 : 81).
اگر چه در خصوص موضوع تحقیق نظریه ها و تئوریهای مستقل و مستقیمی ارائه نگردیده است ولی به لحاظ ساختاری و پایه ای، چهارچوبهای نظری و تئوریکی متعدد و مستدلی در ارتباط با سلسله مراتب قدرت، حوزه های نفوذ، مرکز و پیرامون و … .. وجود دارد که می توان به موارد زیر اشاره کرد:
فردریک راتزل(1904- 1844) به نقش دو عامل وسعت و موقعیت کشورها در سیاست و قدرت آنها پرداخته و برای رشد فضای کشورها قوانین وضوابطی را مطرح کرد که به قوانین هفتگانه معروفند.(حافظ نیا، 1379 :229)
سائل بی کوهن، جغرافیدان معاصر آمریکایی، نظریه سیستم ژئوپلیتیک جهانی را در دو بعد توزیع قدرت و ساختار فضایی ارائه داد و سیستم ژئوپلیتیک جهانی را بر پایه موقعیت و قدرت کشورها درنظام جهانی تبیین کرد. وی عواملی را که بر قدرت و نقش هر یک از اجزاء سیستم، نظیر دولتها و کشورها، تاثیر می گذارند، اینگونه بر می شمارد:
1- عوامل و تحولات داخلی، نظیر ساخت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و فن آوری.
2- عوامل خارجی، تجارت خارجی، روابط سیاسی، پایگاههای نظامی، هم پیمانان خارجی، مسئله مهاجرت و … .. که به توسعه و کنش متقابل بین کشورها و دولتها و همبستگی آنها به عنوان اجزاء سیستم کمک می کند.
3- نیروهای داخلی که در خارج حضور دارند.
کوهن تجزیه سیستمهای درون گرا را ناشی از افزایش درجه انتروپی (حجم ارتباطات کمتر) آنها می داند. وی بر اساس الگوی درجه انتروپی، کشورهای جهان را در سال 1991م.سطح بندی نموده است و برخی را با کمترین درجه نظیر آمریکای شمالی و برخی را با بیشترین درجه انتروپی نظیر آفریقای جنوب صحرا و یا آمریکای جنوبی می داند. الگوی او بر اساس ده عامل،میزان پس انداز، تولید کشاورزی، تولید صنعتی، صادرات، تحقیقات توسعه ای، تعداد دانشمندان، مهندسان، کاهش دیون و بدهیهای خارجی، مبادله علمی، تعداد اختراعات و در چهار سطح تشکیل می دهد. شامل: سطح خیلی بالا، بالا، متوسط و سطح پایین.(حافظ نیا، 1379 : 6-335).
او معتقد است کشورهای جهان را از حیث سطوح قدرت در پنج گروه می توان دسته بندی کرد:
1- قدرتهای درجه اول که در یک بعد یا تمام ابعاد در سطح جهان عمل می کنند، شامل: آمریکا، اروپا، روسیه، چین، ژاپن.
2- قدرتهای درجه دوم که در سطح یک منطقه جغرافیایی عمل می کنند ودارای ابعاد زیر هستند:
- تلاش می کنند خود را به عنوان هسته و مرکز منطقه مطرح کنند.
- از جهت اقتصادی و ارتباطی تلاش می کنند به گره مواصلاتی و مرکز منطقه تبدیل شوند.
- نفوذ نظامی را در منطقه دنبال می کنند.
- تلاش می کنند جلوی قدرتهای جهانی در آن منطقه را بگیرند.
- خواستهای برتری جویانه در کل منطقه دارند، هرچند توفیق زیادی را به همراه نداشته باشد.
3- قدرتهای درجه سوم، کشورهایی هستند که در حوزه های کوچکتری در منطقه ژئوپلیتیکی با هم رقابت دارند. این رقابتها در زمینه های ایدئولوژیکی و سیاسی یا در اختیار گرفتن منابع منطقه است
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 45
مقدمه
تاکنون کسی نتوانسته است یک ساختار مطلوب سرمایه ارائه کند ولی در عین حال برای دستیابی به چنین الگویی،تحقیقات، مطالعات و آزمونهای زیادی انجام شده است که نتایج آنها قابل توجه است.
شرکتها به منظور بیشینه نمودن ثروت سهامداران خود می بایست بازدهی حقوق صاحبان سهام را به حداکثر برسانند و به این منظور می بایست اقدام به حداقل نمودن هزینه های شرکت بنمایند. میانگین موزون هزینه سرمایه شرکت یکی از هزینه هایی است که همواره به منظور حداقل نمودن هزینه های شرکت توجه مدیران را به خود جلب نموده است بگونه ای که مدیران مالی با استفاده از اهرم مالی همواره سعی در به حداقل رساندن هزینه های مالی شرکت داشته اند، طراحی ساختار سرمایه ای که بتواند این هزینه را به حداقل برساند یکی از اصلی ترین وظایف هر مدیر مالی کاردان در واحدهای اقتصادی است.
به طور کلی شرکتها به منظور تأمین منابع مالی به منظور اجرای پروژه های سودآور دو راهکار پیش رو دارند:
تأمین مالی از طریق حقوق صاحبان سهام
تأمین مالی از طریق بکارگیری اهرم مالی و ایجاد بدهی
بکارگیری هر یک از راهکارهای بالا و یا هرگونه ترکیبی از آندو بیانگر الگوی ساختار سرمایه شرکت ها میباشد. مباحث تئوریک بدنبال یافتن راهکاری به منظور رسیدن به نقطه تعادلی میان بدهی و حقوق صاحبان سهام به عنوان منابع مالی شرکت ها میباشد.
بکارگیری هر کدام از این راهکارها دارای محاسن و معایب خاص خود میباشد. راهکار اول همانگونه که در فصلهای بعد نشان خواهیم داد معمولاً باعث کاهش بازدهی هر سهم میشود و راهکار دوم نیز علی رغم اینکه در ابتدا ارزش شرکت را افزایش خواهد داد، ولی با استفاده بیش از حد از آن ریسک مالی شرکت افزایش یافته، در اثر افزیاش بازدهی مورد انتظار سهامداران و وام دهندگان، نرخ مؤثر بدهی شرکت و در نتیجه هزینه های مالی آن افزایش خواهد یافت.
روند تاریخی
1- شروع قرن بیستم
آرتوردوینگ در نخستین سالهای قرن بیستم در رابطه با ادغام و توسعه شرکتها کتابی را منتشر نمود. وی در تحلیل های خود پیرامون بالا بودن نرخ ورشکستگی شرکتها، وامهای سنگین را عامل اصلی ورشکستگی شرکت ها دانست، در نتیجه در کتاب خود به این نتیجه رسید که نوع ساختار سرمایه و تصمیماتی که درباره تأمین مالی گرفته میشود از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. کتابهایی را که دوینگ پس از آن دوباره مدیریت مالی شرکت ها نوشت الگویی را به دست داد که در حال حاضر به مدیریت مالی سنتی مشهور است.
2- دهه 1920
در این دهه صنایع عمده و بزرگ شروع به رشد و توسعه نمودند. شرکتهای بزرگ برای اعمال کنترل اقدام به خرید شرکتهای کوچکتر و ادغام آنها نمودند. در این دوره حاشیه سود بالا رفت ولی کاهش میزان موجودیها و پایین آمدن قیمتها در 21-1920 باعث شد مساله
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
ساختار سازمان
تغییر و تحول ساختاری همواره در نظام دولتی کشور به عنوان یک راه حل اساسی مورد توجه بوده و دولتها در دوره های مختلف کوشیده اند تا از این طریق نظام اداری را متحول ساخته و اصلاح نمایند. تغییرات تشکیلاتی متعدد و متنوع نشانگر این گرایش متولیان ساختار کلان دولت است. اما نکته ای که در این میان مغفول مانده است کارکرد ساختار دولت است. در حالی که همه نظرها متوجه ساختار میباشد، نحوه عملکرد و کارکردهای ساختار فراموش می شوند. مشکل سازمانهای اداری کشور قبل از آنکه ناشی از نقص ساختاری باشد، حاصل بی انگیزگی نیروی کار، فرهنگ سازمانی کارگریز، و شیوههای ناکارآمد انجام امور... می باشد. مدیران سازمان و مدیریت در دولت به جای آنکه پی جوی علل بی انگیزگی کارکنان، اصلاح روشهای کار و ترویج فرهنگ تقدس کار باشند که اقداماتی دشوار و دیربازده می باشد، بلافاصله از ساده ترین و در دسترس ترین راه حلها که همانا تغییرات تشکیلاتی است استفاده کرده و با این اقدام نوید اصلاح نظام اداری را به همگان می دهند. تغییرات تشکیلاتی از قبیل ادغام، حذف و تقسیم سازمانها و جابجایی پستهای سازمانی اگر باتوجه به عملکردها و فرهنگ حاکم بر آنها صورت نگیرد، فاقد ارزش بوده و صرفاً نشانگر تغییراتی صوری و بیحاصل در اصلاح نظام دولتی است. فرضاً ادغام دو وزارتخانه، بدون آنکه در وظایف آنها تجدیدنظری صورت گیرد، یا برخی از وظایف آنان حذف شود، یا در روشهای کار و نگرش کارکنان تحولی بوجود آید؛ جز آنکه سازمانی بزرگتر، دارای لختی و کندی بیشتر و غیرقابل کنترل بوجود آورد، نتیجه دیگری نخواهد داشت. هرگاه تاکید بر تغییرات ساختار تشکیلاتی قرار گیرد و از عملکردها و فرهنگ سازمانی که روح تشکیلات را می سازد، غفلت شود نتایجی که موردنظر است حاصل نخواهد شد.نکته مهم دیگری که در اصلاح نظام اداری و تغییرات ساختاری باید در نظر داشت تعریف علمی ساختار سازمانی از طریق شناسایی اجزا متشکله آن است. ساختار سازمانی در نمودار تشکیلاتی سازمان خلاصه نمی شود. بلکه شامل میزان پیچیدگی، میزان رسمیت و میزان تمرکز یا عدم تمرکز سازمانی است. پیچیدگی نشان دهنده میزان تنوع و تعدد وظایف سازمان بوده و هرقدر ماموریتها متنوع تر و پیچیده تر باشند و تقسیم کار در سازمان بیشتر باشد، سازمان از پیچیدگی بیشتری برخوردار است. میزان رسمیت در ساختار گویای آن است که تا چه حد مقررات و قوانین و دستورالعمل ها در سازمان جاری هستند و تا چه میزانی کارها براساس استانداردها و ضوابط از پیش تعیین شده صورت می گیرند. هرقدر سازمان دارای قوانین و مقررات بیشتری برای انجام امور باشد، میزان رسمیت آن بالاتر خواهد بود. تمرکز و عدم تمرکز نیز نشان دهنده میزان تفویض اختیار به سطوح پایین سازمان در تصمیم گیری هاست. هرگاه واحدهای سازمانی از اختیارات بالایی در تصمیم گیری برخوردار باشند. سازمان غیرمتمرکز بوده و در حالتی که تمام تصمیمات در راس هرم سازمانی انجام شود، درجه تمرکز ساختاری بالاست.باتوجه به مطالب گفته شده می توان نتیجه گرفت که اصلاح ساختاری صرفاً تغییر پستهای سازمانی و شکل تشکیلاتی نیست، بلکه تغییر و اصلاح در سه جزء متشکله ساختار، یعنی پیچیدگی، رسمیت و تمرکز است که تحول ساختاری را بوجود می آورد. اگر مسئولان ساختار سازمانی کلان کشور مایلند اصلاح ساختاری صورت گیرد، باید از حیطه وظایف سازمانهای دولتی بکاهند و وظایف آنها را به دیگر بخشها و بویژه به سازمانهای غیردولتی بسپارند.باید قوانین و مقررات دست و پاگیر را تعدیل کرده و انعطاف پذیری ضوابط را هدف اصلاح ساختار قرار دهند و سرانجام با تفویض اختیارات بیشتر به واحدهای تابعه میزان تمرکز سازمانی را کاهش دهند و همه اینها مستلزم «اعتماد» نظام دولتی به مردم و سایر بخش های جامعه می باشد. تا زمانی که جو بی اعتمادی بر روابط مردم و سازمانهای دولتی سایه افکنده باشد و بدبینی سازمانها به مردم همچنان ادامه داشته باشد، نمی توان امید هیچ اصلاح ساختاری موثری داشت و تغییرات تشکیلاتی، تلاش بیهوده ای است که بنیادهای نظام اداری را اصلاح نکرده و موجب هیچگونه بهبودی نخواهد شد.بدین ترتیب اصلاحات ساختاری مستلزم بوجودآوردن فضای اعتماد در جامعه می باشد و قبل از آنکه اصلاحات جنبه ساختاری داشته باشند، وجه فرهنگی آنها قابل توجه است. تحولات ساختاری موخر بر تحول فرهنگی است، ایجاد فضای اعتماد در جامعه از کنترلهای سازمانی و مآلاً وظایف دولت خواهد کاست و ایجاد دولتی کوچک و کارآمد را ممکن خواهد ساخت. کاهش وظایف دولت، واگذاری و حذف برخی وظایف، کاهش مقررات و قوانین، و تفویض اختیار به واحدهای سازمانی که تماماً نشانگر اصلاح ساختاری است زمانی تحقق می یابد که «اعتماد» روابط دولت و مردم را شکل داده باشد. البته سازمانها باید تاوانهایی برای جاری شدن اعتماد در جامعه بپردازند و وقوع برخی رخدادها نباید آنها را از ترویج فرهنگ اعتماد متقابل و تفاهم و همدلی با مردم باز دارد.امید آنکه با تحول فرهنگی در جامعه ای که واجد بنیادهای فرهنگی قوی و مستحکم است، اصلاحات ساختاری به سهولت انجام شده و کشور از بسیاری مشکلات ساختاری و تشکیلاتی رهایی یابد.
دکتر غفاریان: به نام خدا، با اجازه دوستان با بیان مقدمه ای کوتاه وارد بحث میزگرد میشویم؛ تعامل تجاری کشور با جهان تدریجا" افزایش می یابد و این امر فضای کسب و کار را به سمت رقابتی شدن به پیش می برد. برنامه دولت برای عضویت در WTO، افزایش سالانه 30 درصد حجم واردات و نیز حضور ملموس تر شرکتهای خارجی در بازارهای ایران، این روند را به خوبی نشان می دهد. علاوه بر این، برخی از سازمانها و مدیران کم کم درصدد برآمده اند تا در بازارهای جهانی نقش موثرتری را ایفا و به نوعی فضای رقابتی را تجربه کنند. اگرچه این روند تدریجی و آهسته است، ولی به صورت مشخصی نشان می دهد که فضای رقابتی شرکتهای ایرانی روز به روز جدی تر و فشرده تر می شود. در عرصههای فولاد، خودرو، پوشاک، وسایل صوتی – تصویری و صنایع غذایی این پدیده به راحتی ملموس است و نشان می دهد که فضای رقابتی به مراتب پیچیده تر از فضای کسبوکار گذشته است و به مدیرانی با هوشیاری و توانمندی بیشترنیاز دارد.
اهمیت استراتژیواقعیت این است که در فضای رقابتی بقا و رشد شرکتها مستلزم داشتن مزیت رقابتی است و رویکردی که می تواند برای سازمانها مزیت رقابتی خلق کند استراتژی است. به نظر میرسد که در چنین گذاری از فضای کم رقابت به فضای پررقابت، از فضاهای کم چالش، به فضای پرچالش، انجام بحثی راجع به استراتژی در محیط کشور مفید خواهدبود وبه همین لحاظ موضوع این میزگرد تدبیر به استراتژی اختصاص پیدا کرده است. امیدوارم با مشارکت این جمع، پاسخهای راهگشایی برای دغدغه های پیش روی مدیران در این مقطع زمانی حاصل شود. ترکیب حاضر، با حضور مدیران عامل اجرایی و همچنین افراد آکادمیک و مشاورین ترکیب موثری است که می تواند پوشش کاملی بر ابعاد مختلف مباحث ایجاد کند.من مقدمه را درهمین جا پایان می برم و از دوستان خواهش می کنم که با سوال آغازین جلسه یعنی «چگونگی وضعیت استراتژی در میان سازمانها و شرکتهای ایرانی» میزگرد را شروع کنند، به علاوه به این موضوعات هم اشاره داشته باشند که آیا حرکتهای استراتژیک در سازمانهای ایرانی شروع شده است و آیا اصولا" موازین استراتژی در رفتار و شیوه تفکر مدیران ما امروز شکل گرفته است یا نه؟
دکتر کیانی: این که اصولا" استراتژی درمیان سازمانهای ایرانی چقدر مطرح شده درحال حاضر می شود گفت که توجه مدیران به این امر به مراتب بیش از گذشته است. مقایسه میزان توجه مدیران در حوزه های مختلف ازجمله موضوعات آموزشی، مطالعه کتاب و مجله نشان می دهد که توجه در حوزه استراتژی بالاست. انتشار کتب و مجلات در این زمینه سهم بسیار زیادی در توسعه این توجه داشته است. ولی اینکه سازمانها در این زمینه چقدر استراتژیک می اندیشند و مدیران تاچه اندازه توانسته اند استراتژی ها را در سازمانهایشان پیاده کنند خیلی عقب هستیم.
رویکرد کلاسیکاین عقب ماندگی به علل مختلفی برمی گردد. یکی از مهمترین آنها دیدگاه سازمانها به امر برنامه ریزی و مشخصا" موضوع استراتژی است. این دیدگاه متاسفانه توسط بعضی از آموزشهای رایج و همچنین کتابهای منتشره ترویج می شود. براساس این دیدگاه (کلاسیک) تصوری که سازمانها از
استراتژی و برنامه ریزی استراتژیک دارند تفاوت چندانی با آنچه در گذشته و یا اکنون انجام می دهند ندارد.البته من معتقدم سازمانهایی هستند که در حوزه استراتژی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 16
ساختار اثر انگشت بر پایه ماوراءصوت
این مقاله شرح می دهد طراحی یک دوربین ماوراء صوت را برای دیدن نزدیک این کار حاصل سالها تلاش در Optel ltd می باشد.
خلاصه
این مقاله به شرح طراحی دوربین ماورای صوت می پردازد با حد تفکیک 0.1 nm. دوربین امکان مشاهده ساختارهای اشیاء جامد را می دهد و مناسب است برای finger ridge ( یا الگوی حاصل از اثر انگشت) این وسیله می تواند انجام دهد تشخیص biometric اشخاص را ( برای تأیید دسترسی) برای تمام دیگر ساختارها که از آن موج ماوراء صوت تغییراتی در نزدیکی سطح دارد قابل استفاده است هم طبیعی هم مصنوعی برای ثبت اطلاعات مقاله توصیف می کند دوربین رایج را و پدیدة فیزیکی پشت عملکرد آن را چشم انداز های توسعه آیندة وسیله
مقدمه
در طی سالیان اخیر بخش جدیدی را در مهندسی علوم تاسیس شد که تولیدات آن احتمالاً بازار زیادی خواهند داشت در آینده که biometrics نامیده می شود. Sioneer های این وسایل جدید که اجازه تشخیص اشخاص را بوسیله خصوصیات بیولوژیکی آناه می دهند: صدا، رنگ چشم یا الگوی iris. هر چند بیشتر امیدها در امکان تشخیص اثرانگشت می باشد ( که در الگوی اثر انگشت دیده می شود ) با دانستن اینکه اثر انگشت اشخاص در طول زندگی عوض نمی شود. تماس با یک سطح دیگر بسیاری از سرمایه داران امید دارند بتوانند بسازند یک «بداند» چه کسی آن را فشرده است و کدام انگشت استفاده شده است برای باز کردن در که قطعاً اجازه خواهد به ورود افرادی معدودی وا ین همان چیزی است که باید به آن دست یافت.
سیستم های تصویربرداری لبة الگوی انگشت همراه با اهداف نویر مورد تحقیق بوده است برای سالیان درازی آنها تصویری زنده را نشان می دهند از انگشت بدون نیاز جوهر و کاغذ که در قدیم استفاده می شد توسط پلیس ها از زمان Galtom کسب داده های نوری دارای اشکالات زیادی است. تصویر اثر انگشت دارای تمایز بسیار پایینی است و ساده تر است تا اینکه لبه های الگو را. روش های مورد استفاده در بازتاب سطح بسیار حساس هستند نسبت به چربیها، کثیفی و آب. سرسکه نسبتی مشکل است برای خلق و نتایج خوبی برای اثرات انگشت علاوه بر این در هیچ روشی نمی توان تصمیم گرفت که آیا شیء مورد مشاهده انگشت واقعی است؟ یک بدل است و یا یک پیش باقیمانده انگشت روی حسگر . توصیف عمومی تصویر برداری نوری در (6) آمده است.
از اینرو شگفت نیست که توجه زیادی بوده است در روش هایی که شامل تصویربرداری الگوی لبه می باشند. برای مثال Constatine روش خازنی را پیشنها کرده است. که بعداًتوسط Siemens , Theasan توسعه یافت.
تاکنون تنها نمونههای آزمایشی ارائه شده بود و در مورد روش آن رانشی وجود نداشت.
چشم اندازهای توسعه وسایل مافوق صوت
در سال 1986، نویسنده این مقاله روش بر پایه کسب پیشنهاد داد. این رویکرد اجازه می دهد تشخیص بین کپی را از واقعی. و حساس نسبت به چربی و گریس، همچنین چشم اندازی کاملاً نوین و باورنکردنی در مورد طراحی وسیله ای که واکنش می دهد یا سطح نیز ممکن می باشد که قادر است به تصمیم گیری در مورد اینکه انگشت کجا قرار داده می شود آن را تشخیص می دهد و جابجایی های آن را ثبت کند. چنین وسیله ای هر بخش تحرکی را شناسایی می کند ومی تواند جایگزین کند صفحه کلیدهای امروزه، موس و سیستم های تشخیص اثرانگشت را، اگر چه این پایان کاربردهای آن نیست، ارزشمند است بدانیم که عملی است وسیله ای بسازیم که کوچک، ارزان است و در یک دکمه جا می شود و این سیستم خصوصیات منحصر به فردی خواهد داشت و ما را قادر می سازد به طراحی سیستمی برای تشخیص ( از طریق شبکه) که غیرقابل جعل است، حتی نشستن در نقطهای دور افتاده امکانات نامحدودی دارد برای حمل بسیاری از مقالات در توصیف روش ها چاپ شدند که به آنها پاسخ داده شده است و تعداد کمتری از تپنت ها هستند ( دارندگان آنها وحقوق تجاری این وسیله متعلق به Vadnt ) است. این کار با هدف ارائه مختصری از روش های اصلی، نوشته شده است که در کارهای قبلی شرح داده نشده اند. این مقاله به مقصود ارائه قرائت عینی « آرشیوهای اکوستیک»
ایده طرز عملکرد دوربین های مافوق صوت به دلیل پدیده ای که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته بود، اکنون ممکن می باشد ( تا جایی که ما می دانیم ) در قوانین زیر خلاصه می شود:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 30 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ساختار وترکیب سنگهای آسمانی :
از زمانی که شهاب سنگها شکل گرفتند باطی مراحل گوناگون در بسیاری از سیارات گوناگون ، اساساً آنها از نظر فیزیکی مختلف ودارای خصوصیات متفاوت شیمیایی هستند . برخی از شهاب سنگها ، مخصوصاً انواع اولیه که به طور کلی بر عکس انواع و اقسام سنگهای یافت شده درکره زمین هستند به آسانی قابل شناسایی هستند . هر چیز ، انواع دیگر شهاب سنگها ، مخصوصاً سنگ الماس برون ذرات گرد ، تولید شدند توسط همین نوع مراحل آتشین که در سیاره زمین اتفاق افتاد و شناسایی آنها خیلی مشکل است . خصوصیات گوناگون نشان با مثال روشن شد ، توضیح کوتاه انواع گوناگون شهاب سنگها در این بخش خواهیم پرداخت .
«کندریت اولیه»
به طور کلی این نوع از شهاب سنگها خاکستری تیره یا قشر سیاه رنگ دارد و روشن خاکستری رو شن می باشند ترکیب مختلف ساختاری در سطوح شکسته شده دیده می شود . شاید یکی از انواع برجسته اینها کندرولها هستند . در سطح شکسته شده این بخشها با اندازه های کوچک اجسام کروی شکل بوجود می آید و شبیه تخم مرغهای کوچکی است که نیمی از آن درون خاک است . «کندرولها »ترکیبات دوم «کندریت های اولیه را می پوشانند که آنها دانه های کوچکی هستند ، اغلب نرم ، متخلخل و خاکستری رنگ مثل اسفنج می مانند که به آن ماترین (جای پیدایش ) می گویند کرندریت ها به طور معمول نمی توان به حال تعادل در آورد که توسط «کندرولها » پوشش شده اند (بیش از 80 درصد حجم آن را پوشیده اند ) زمانی که کندریتهای کربن دار در یک ایستا هستند (بیش از 30 درصد حجم را تحت پوشش قرار داده است ) ودر برخی موارد به طور کلی از مواد «ماتریس تشکیل شده است «کندرولها و مواد ماتریس » توسط مواد کانی زبرجد و ماده معدنی بلوری و سفید (پیروکسین ) چیره شده اند . چون این مواد چگایشان شبیه به بیشتر کانیها در قشر سیاره زمین است . “کندریتها” اولیه به طور غیر معمول سنگین وزن نیستند . هر چند آنها دارای دانه های پراکنده کوچک مواد مذاب هستند که پدیدار خواهند شد به عنوان لکه ها و نقاط براق و روشن در روی زمین یا در بخش شکسته شده این دانه های مواد مذاب مخصوصاً دیده می شوند در برخی “کندریتهای” مادی که به حالت تعادل در نیامده اند . اجزاء سوم کندریتهای اولیه در بر داشتن جسم نسوز و سخت است . برخی از این چیزها کوری شکل هستند ، مثل کندرولها ، اما به طور نمونه آنها فاقد شکل مشخص هستند و بنابراین آنها را آمیبی شکل می نامند در بر داشتن جسم نسوز که شامل مواد کانی به رنگ روشن هستند مثل فلدسپار (جوهریست که در بسیاری از سنگهای خروجی پیدا می شود ) ، بنابراین آنها اغلب شبیه قطعات سفید رنگ جاسازی شده در ماتریس خاکستری هست . و فور این مواد نسوز در انواع گوناگون “ کندریتهای ” اولیه موجود است .
اغلب آنها به طور کامل غیر موجودند در حالی که موازنه به طور معمول صورت نگیرد اما