لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 55 صفحه
قسمتی از متن .doc :
به نام خدا
پیشگفتار
انگیزه و هدف از جمعآوری ویژهنامهای بهنام "عراق در آیینه مطبوعات دنیا" عبارت است از:
نخست: شناخت چالشها و مسائل درونی امریکای جدید؛ پروژه قرن نوین امریکایی (1998، PNAC)
دوم: تسری این پروژه و چالشها به کشور همسایهمان عراق.
سوم: دستیابی خوانندگان عزیز چشمانداز ایران به مطالب راهبردی مطبوعات جهان، پیرامون موضوعات یادشده با صرف کمترین وقت و هزینه و بازدهی بالا.
در این ویژهنامه سعی شده بخشی از مطالب مطبوعات جهان، روحیابی و تلخیص شده و یا در بعضی موارد ترجمه کامل آن آورده شود. مثل هژمونی امریکا (ریچارد ب. دوبوف)، ملاحظات الگور درباره عراق، استراتژی امریکا در خاورمیانه (گیلبرت آکار)، آزادی و امنیت (الگور).
در میان مسائل و چالشهای موجود در عراق، آنچه که به نظر من چشمگیرتر است، پارادوکس دموکراسی است؛ زیرا از یکسو آقای بوش و همکاران نئوکان ایشان، خاورمیانه دموکراتیک و دموکراسی در عراق را نوید میدهند، ولی ازسوی دیگر طراحان جنگ و متفکران راهبردی امریکایی، دموکراسی در عراق را آشکارا مخالف منافع امریکا میدانند:
1) ساموئل هانتینگتون 2) جورج سوروس 3) پل ولفوویتز 4) زبیگنیو برژینسکی 5) مادلین آلبرایت 6) جورج دبلیو. بوش.
1ـ ساموئل هانتینگتون: استاد دانشگاه هاروارد، صاحبنظر در عرصه راهبرد، سیاست و فرهنگ، تشثیرگذار در چند و چون سیاست امریکا و نویسنده کتاب "برخورد تمدنها" که در آن گسترش دموکراسی در جهان و احتمال رویارویی تمدن اسلامی و غرب را به تصویر کشیده است. طی گفتوگویی با آقای آنتونی گیدنز (استاد مدرسه عالی اقتصاد لندن و تشثیرگذار در سیاست دولت بلر) در تابستان 1382 که برگردان کامل آن در اطلاعات سیاسی ـ اقتصادی (فروردین و اردیبهشت 1383) آمده است، آشکارا میگوید: "به گفته جولا پالومبارا(Joela Palombara) "دموکراتیزهشدن یعنی غربیشدن." ایکاش این درست بود، ولی حقیقت امر این است که دستکم در مناطقی از جهان اسلام که انتخابات برگزار شده است، گروههای بنیادگرا پیش افتادهاند. آنان تا اندازه زیادی نماینده افکارعمومی هستند. اگر ما بهزودی در عراق انتخابات برگزار کنیم، تردید ندارم که بنیادگرایان شیعه و سنی پیش خواهند افتاد؛ بنابراین گرچه ما همه پشتیبان دموکراسی هستیم، ولی شاید نیاز
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 4 صفحه
قسمتی از متن .doc :
توسعه اقتصادی خاورمیانه
..... خط هوایی کلاس جهانی. در حال حاضر تمایل موردنظر نسبتاً در جهت بخش بخش شدن است.، با ظهور امارات ، به طور نمونه، به عنوان خط هوایی جدای متمرکز در دوبی ،وضعیت خطوط هوایی خلیج به عنوان حامل انتقالی ضعیف شد حمل و نقل جاده ای وسیله اصلی ارتباط ملی در خاورمیانه همانند اکثر بخش های دیگر جهان شد. وابستگی به موتور با احتراق داخلی شاید در یک منطقه عمده صادر کننده نفت ، به همراه مقدار عظیمی از ذخایر جهانی ، نسبتاً مناسب باشد. اکثریت بار از طریق جاده حمل می شود، و تجارت حق ترانزیت یکی از فعالیت های سطحی و روبنایی بخش خصوصی است. جاده ها در خلال سه دهه پیش بسیار بهبود پیدا کرده اند ، و شبکه مسیرهای حمل و نقل دوگانه در دولت های خلیج به ویژه تحت تأثیر شدید قرار دارد.
ارتباطات بر اساس کاملاً ملی در خاورمیانه برنامه ریزی شده است و هیچ سیستم جاده ای بین دولتی مشابه با آن درآمریکای شمالی یا اتحادیه اروپا یافت نمی شود. تجارت و بازرگانی بین منطقه ای اندکی در خاورمیانه به صورت نسبی وجود دارد، گرچه شرح این بیشتر به ساختار اقتصادی مربوط می شود تا این که مربوط به زیر ساخت حمل و نقل باشد. همیشه قابل بحث است که تا چه میزانی فقدان شاهراه های بین دولی صرفاً بازتابنده سطح نازل تجارت درون منطقه ای بوده یا خودش علت حجم محدود می باشد. با اعطاء علاقه در خاورمیانه به بهره برداری کامل حتی تسهیلات محدود ، جهت مورد ثانوی از سبب سازی غیر محتمل به نظر می رسد.
در پی ایجاد دولت اسرائیل ، اتصالات حمل و نقل برفراز زمین تغییر شکل داده و باز داشته شدند. سرزمینی که فلسطین را تشکیل داد در قلب ارتباطات درون منطقه ای واقع بود و اسرائیل مثل یک مانع مابین کشورهای عرب آفریقای شمالی و آسیای غربی عمل کرد. اردن از مدیترانه که تنها معبر دسترسی به دریا از راه عقبه بود ، ارتباطش قطع شد. از آن جایی که اکثریت اردنی ها با بریتانیا همراه بودند و حتی امروز با اتحادیه اروپا این طور هستند ، این راه نامناسب بود و به هزینه های حمل و نقل می افزود ، به همراه بارگیری که بایستی از راه کانال سوئز رد شود. اردن احتمالاً قرار است که به میزان قابل ملاحضه ای از عادی شدن روابط با اسرائیل بهره برد ، چون اگر چه امکانات تجارت دو سویه مستقیم محدود است ، برای انتقال تجارت و توریسم ، بهره های برجسته ای وجود دارد.
ارتباطات جاده ای امکان دارد مناسب تر از ارتباط های راه آهن در یک منطقه بزرگ با جمعیت نا برابر مثل خاورمیانه باشد. هیچ شبکه ریلی بین شهری با سرعت بالا چه درون کشورها یا به صورت منطقه ای وجود ندارد ، و هزینه چنین سرمایه گذاری عظیم می باشد. فاصله نسبتاً کوتاه مابین قاهره و اسکندریه دارای ارتباط خوبی است ولی کیفیت مسیر مابین قاهره و آسوان ضعیف است ، با اولویتی که به کالای غلتان داده می شود. مسیر ارتقاع یافته مدرنی از ریاض تا دمان وجود دارد ، ولی سرمایه گذاری جای دیگر در خطوط آهن در حداقل قرار دارد. سیستم متروی قاهره سرمایه گذاری اساسی نشان داد ، ولی اینکه ، این موضوع اولویت قابل توجیه برای مصر به طور کلی بوده است ، بایستی قابل بحث باشد گرچه برای بالا بردن سرعت دفعات انتقال شهری در پایتخت کمک حتمی کرد.
رشد و تغییرساختاری
وضع زمین و کشاورزی
از نظر تاریخی خاورمیانه نه تنها در اکثر مواد غذایی خود کفایی ندارد ، بلکه برای صادرات مازاد اساسی غلات وجود دارد. منطقه مزبور حاوی برخی از قدیمی ترین مناطق کشاورزی مستقر در جهان می باشد. سرزمین های مرتفع یمن برای کشاورزیش زمین گسترده داشتند ، و دره های نیل و دجله – فرات دارای سیستم های پیچیده آبیاری بوده که به هزاره چهارم پیش از میلاد مسیح بر می گردد. گردش محصول در جهت جلوگیری از فرسودگی خاک در منطقه مزبورپیشتاز بود. آفریقای شمالی برای بیشتر امپراتوری روم جنبه انبار غله را داشت و بخش ساحلی مدیترانه یکی از نخستین مناطق واقع در جهان برای پشتیبانی از تولید میوه و سیفی جات بر اساس معیاری مهم می باشد. نظم تپبیت شده توسط عثمانیان کشاورزی را قادر به شکوفایی کرد و ایمنی اجاره که ثبت زمین پیش آورد مالکان زمین را تشویق به سرمایه گذاری در اصلاح و بهبود مزرعه کرد.
طی سه دهه گذشته خاورمیانه وارد کننده خالص اساسی مواد غذایی شد بخشی به خاطر رشد جمعیت و افزایش بعدی در تقاضا می باشد. افزایش های برجسته ای در بازده کشاورزی به همراه آیش های اضافی در هر هکتار و توسعه در منطقه کشت شده انجام گرفته است ولی تأمین و عرضه اضافه برای غلبه بر کاهش های همراه با کمبود کافی نبوده است. جمعیت مصر هر نه ماه بیش از یک میلیون نفر افزوده شده و تا تغییر قرن امکان دارد متجاوز از 60 میلیون گردد. در ایران حمعیت مزبور از 38 میلیون نفر پیش از انقلاب اسلامی به تقریباً 60 میلیون در کمتر از دو دهه رسید. در این رویداد ها به زحمت حیرت آور است که هر دو کشور نیاز به وارد کردن بخش عظیمی از مواد غذایی شان را داشته باشند علی رغم تلاشهایی که در تشویق سطوح تولید کشاورزی محلیدر سطح بالاتر وجود دارد.
آشکار است که خود کفایی کشاورزی پیشرفت واقع گرایانه برای اکثر اقتصاد های خاورمیانه نمی باشد. چنین هدفی در هر موردی قابل پرسش است. خود کفایی می تواند به طور اساسی در قیمتی تضمین شود ولی با دادن مبنای منبع زمین خاورمیانه هزینه موقعیت امکان دارد قابل ملاحضه باشد. هزینه و سرمایه های صرف شده روی بهبود زمین بودجه زیر ساخت صنعتی را کاهش می دهد. آب مورد استفاده در کشاورزی می تواند توسط تشکیلات تولید کننده استفاده شود. آنها هم امکان دارد تغییرات قیمت گذاری درونی باشند. عربستان سعودی در جهت تولید مازاد غله اساسی برای صادرات قادر بوده استولی تنها با قیمت گذاری بر غلات تولیدی محلی در پنج برابر سطح جهان می باشد.
در مورد سهام بخش ها در درآمد ملی درون کشورها بانک جهانی به جای محصول ناخالص ملی ازناخالص محلی بهره می برد همان طوری که نگرانی با تولید درون کشورها وجود دارد. سهم ساقط شدنی از کشاورزی در CDP اغلب به عنوان نشانه توسعه در نظر است. بخشی از روند تطبیق ساختاری را به جای این که از نظر اقتصادی خسارت داشته باشند نشان می دهد. در صورتی که روش مراحل رشد نسبت به توسعه به کار گرفته شود پس در مراحل اولیه فعالیت های اولیه تولید از قبیل کشاورزی شکل مسلط تولید اقتصادی می باشد. همراه با رشد اقتصادی توسعه فعالیت پردازش و تولید می آید که امکان دارد منجر به تشکیل پایگاه صنعتی برجسته گردد. نقش کشاورزی بنابراین به عنوان نتیجه خود روند رشد امکان نزول داشته حتی اگر به جای آنکه مطلق باشد ، نسبی نشان دهد.
در خاورمیانه سهم کشاورزی در CDP در کشورهایی هم چون مصر و ترکیه ، همان طور که انتظار می رفته با سقوط 11 و 15 درصدی به ترتیب طی دوره 92-1970 همان طوری که شکل 2-3 نشان می دهد کاهش پیدا کرده است در محاسبات کشاورزی مصر تنها 18 درصد CDP به حساب می آید در حالی که در ترکیه سهم مزبور بالغ بر 15 درصد می شود. این ارقام البته به خوبی بالای 5 درصد بوده و کمتر از آن به صورت نوعی از بسیاری کشورهای صنعتی می باشد ولی شکاف مزبور به روشنی کمتر شده بود. حتی در یمن یکی از پائین ترین کشورهای در حال توسعه منطقه سهم کشاورزی به 21 درصد سقوط کرده است و تنها در سودان می باشد که در آن سهم کشاورزی CDP از یک سوم تجاوز می کند.
در مورد پاره ای از دول خاورمیانه افت ها در سهم کشاورزی به مفهوم وابستگی ساقط شدنی بر تولید اولیه نیست ولی صرفاً یک افزایش در سهم نفت است. بایستی قابل بحث باشد در صورتی که به جای گزینی فعالیت اولیه بیشتر فعال برای بهره وری از منبع تجدید شدنی یعنی زمین کشاورزی به راستی توسعه را تشکیل می دهد. این جای گزینی نفت به جای محصول کشاورزی روی داده است نه تنها در دول شبه خشک جزیره عربی در نظر بوده بلکه در کشورهای پرجمعیت تر با بخش های مهم کشاورزی از نظر تاریخی هم در نظر است. اگر چه مصر دولت عضو اوپک به شمار نمی رود و منابع نفتی اش محدودند نفت خام صادرات عمده آن شده است و بزرگترین کمک تنها به CDP می باشد. این است که برای بیشتر کاهش نسبی در سهم بخش کشاورزیش به حساب می آید نه افزایش تولید یا حتی رشد خدمات می باشد.
خاورمیانه یکی از معدود مناطق جهان در حال توسعه می باشد که در آن سهم کشاورزی در CDP در سال های اخیر در پاره ای کشورها بالارفته است. در ایران ، به عنوان نمونه ، سهم کشاورزی از 20 به 23 درصد طی دوره 72-1970 بالا رفت ، همان طوری که شکل 3.2 نشان می دهد ، افزایش مزبور پس از انقلاب اسلامی سال 1979 ، به برجسته ترین صورت در آمد. استرس و فشار هیجانی بیشتری روی تولید کشاورزی افزوده با تشویق آن توسط آزاد سازی قیمت های غذا به جای پرداخت یارانه به بخش صنعتی شهری می باشد که شاه انجام داد. در عربستان سعودی سهم کشاورزی در تولید ناخالص ملی از 6 به 7 درصد در دوره 72- 1970 بالا رفت ، علی رغم اهمیت رشد یابنده CDP نفت در دهه 1970 بود بخشی قیمت های بالای کشاورزی را بازتابانده ، بلکه مزرعه اساسی می تواند یارانه های سرمایه گذاری شده از در آمد نفت را به میان می آورد. این امر نشان می دهد که اعتقاد به این که بین فعالیت اولیه قابل تجدید و استخراجی ، سازشی وجود دارد. موارد تداوم از مورد قبلی می تواند به مورد بعدی کمک کند. الجزایر هم سهم افزاینده ای از کشاورزی داشت نتیجه ای از تلاش های قابل ملاحضه برای برگشت موارد کاهش دهه 1960 در پی ترک مستعمره چیان فرانسوی رخ داد.
این فایل حاوی مطالعه تصویری معماری خاور میانه می باشد که به صورت فرمت PowerPoint در 11 اسلاید در اختیار شما عزیزان قرار گرفته است، در صورت تمایل می توانید این محصول را از فروشگاه خریداری و دانلود نمایید.
فهرست
زیگورات اور
ارگ ساراگون دوم:خرساباد؛حدود
کاخ کاکتوس
فضای داخلی تالار بارگاه؛کاخ کنوسوس
پلان ارگ تیرونز
پلان تالار بارگاه ؛دالان سنگچین در ارگ تیرونز
پلان مقطع گنج خانه اترئوس ؛میسین
دروازه شیران
تصویر محیط برنامه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
در بین کشورهای خاورمیانه ، بی شک هیچ ارتشی به اندازه ارتش اسرائیل برای منطقه خطرناک نیست. این ارتش از نظر ابعاد کمی و کیفی به درجه ای از قدرت رسیده که برای مراقبت از کشوری در ابعاد هندوستان - با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت و 3 میلیون و 500 هزار کیلومتر مربع وسعت - کفایت می کند. این در حالی است که جمعیت سرزمین های اشغالی حدود 6 میلیون نفر و مساحت آن نزدیک به 20 هزار کیلومتر مربع است.
ارتش اسرائیل از نظر امکانات پیشرفته نظامی پس از کشورهای آمریکا ، روسیه ، چین و انگلیس ، پنجمین ارتش قدرتمند دنیاست. حمایت های بی حد و حصر در زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... از اسرائیل ، این رژیم اشغالگر را ظاهرآ به قدرت برتر و شکست ناپذیر منطقه تبدیل کرده است. کشورها و سازمان های بزرگ به همراه شبکه گسترده صهیونیست ها ، از این رژیم جلعی حمایت می کنند.
ارتشی که طی 48 ساعت ، 4 برابر می شود
ارتش اسرائیل انبوهی از تانک ها ، نفربرها ، هواپیماها و موشک ها را در اختیار دارد. اما به علت کمی جمعیت ، از نیروی کافی و مناسب بی بهره است. تعداد نیروهای رسمی ارتش اسرائیل ، 120 هزار نفر است. این جمعیت ، معادل نیروهای یک ارتش متوسط منطقه است ؛ اما همین ارتش ، ظرف مدت 48 ساعت می تواند مبدل به ارتشی 600 هزار نفری شود.
اگر در اسرائیل ، در حال خرید از مغازه ای متوجه شدید که فروشنده یک ستوان توپخانه است و یا راننده تاکسی ، یک تک تیرانداز است تعجب نکنید. این افراد سالی
چند بار با معرفی خود به واحدهای نظامی «کادری» ، تمرین و آموزش دیده و دوباره کار خود را با لباس شخصی ادامه می دهند. در دنیا ، این سیستم تنها متعلق به سوئیس است که اصلآ ارتش ثابتی ندارد. اما اسرائیل علاوه بر این توانایی ، یک ارتش آماده نیز دارد.
بالاترین هزینه سرانه تسلیحاتی
اسرائیل بجز آنکه بالاترین بودجه نظامی خاورمیانه را (بعد از عربستان) دارد ، از هزینه نظامی بالایی نیز برخوردار است. درحالی که کشورهایی مانند ایران و ترکیه ، سرانه نظامی 78 و 126 دلاری در اختیار دارند (تقسیم بودجه نظامی به جمعیت) نگهداری ارتش اسرائیل برای هر شهروند اسرائیلی در سال ، 1698 دلار هزینه در بر دارد. این رقم حتی بسیار بالاتر از رقم های سرسام آور بودجه های اعراب خلیج فارس است که علی رغم جمعیت کم ، بدنبال خرید گرانترین تجهیزات برای ارتش خود هستند.
شکل و نوع سلاح هایی که در ارتش اسرائیل به کار می روند
یکی از عمده ترین کمک های ایالات متحده به اسرائیل ، کمک های تسلیحاتی است. به گونه ای که رژیم صهیونیستی ، همواره از جدیدترین جنگ افزارهای امریکایی سود برده است. این وضعیت در توپ های متحرک ، موشک اندازها ، موشک های هدایت شونده ، ضدهوایی ها ، هواپیماها ، بالگردها و ... به چشم می خورد. ایالات متحده ، بزرگترین تأمین کننده تسلیحاتی اسرائیل است. واشنگتن از بدو تشکیل رژیم
صهیونیستی ، راهبرد برتری نظامی این رژیم را به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای حفظ این رژیم غیرمتجانس برشمرده است.
ارتش اسرائیل از 161 هزار نیروی کادر دائم و 425 هزار نیروی ذخیره برخوردار است. اسرائیل به علت کمی جمعیت ، نمی تواند 30 درصد جمعیت خود را به عنوان ارتش فعال نگه دارد. بنابراین از 6 میلیون نفر جمعیت خود ، تنها به داشتن 161 هزار نیروی آماده بسنده کرده است. سایر افراد ارتش این کشور درحال آماده باش بوده و مشغول فعالیت های روزمره خود هستند.
نیروی زمینی
سیستم های تسلیحاتی و جنگ افزارهای آمریکایی ، به شکل گسترده ای توسط نیروی زمینی ارتش رزیم صهیونیستی به کار می رود. به نحوی که نیمی از تسلیحات مورد استفاده در نیروی زمینی ارتش اسرائیل ، آمریکایی است. علاوه بر این ، باید از سایت موشک های تاکتیکی ، سیستم موشک های هدایت شونده ضدتانک ، هواپیما و دستگاه های مراقبت بسیار پیشرفته آمریکایی نیز نام برد.
ارتش اسرائیل ثابت کرده است که حداکثر برای 14 روز توان جنگیدن مداوم را دارد و طولانی شدن جنگ ، به زیان این رژیم تمام خواهد شد. به دلیل اینکه بسیاری از عملیات های اعجاب آور نظامی اسرائیل ، توسط نیروی هوایی این رژیم صورت گرفته است ، از چشم بسیاری از مردم و حتی کارشناسان ، توان نیروی زمینی اسرائیل دستکم گرفته شده است. حال آنکه این ارتش ، یکی از مکانیزه ترین ارتش های جهان است.
اسرائیل 4200 دستگاه تانک و 6100 دستگاه نفربر زرهی در اختیار دارد که با استفاده از آنها ، به راحتی قادر است صدها هزار سرباز را در کمتر از 48 ساعت منتقل کند. توان قابل ملاحظه زرهی اسرائیل ، به این رژیم اجازه می دهد که در حملات برق آسای خود ، توفیق قابل توجهی داشته باشد. (نفوذ آریل شارون در سال 1973 میلادی به قلب خطوط دفاعی مصر ، به همیل دلیل بود.)
1. لشکر گولانی
لشکر گولانی ، از زبده ترین نیروهای نظامی دنیا - بعد از نیروی ویژه کماندویی آمریکا - هستند. شرایط ویژه بدنی و آموزش های طاقت فرسا ، شرایطی آرمانی و مثال زدنی برای این کماندوها ساخته است. نام گولانی ، لرزه بر اندام سایر نیروهای اسرائیلی می اندازد. چه رسد به ارتش های منطقه. اما همین نیروی زبده و آموزش دیده ، در جنگ 33 روزه از نیروهای حزب الله لبنان شکست سخت و مفتضحانه ای خوردند. به طوری که در جنوب لبنان ، نتوانستند حتی یک متر هم پیشروی کنند و در انتها با برجای گذاشتن تلفات زیاد و جا گذاشتن تجهیزات و امکانات خود ، فرار را بر قرار ترجیح دادند.
2. نیروی زرهی
ستون فقرات نیروی زمینی ، یگان زرهی است. یگان زرهی اسرائیل ، به دلیل در اختیار داشتن پیشرفته ترین تانک آمریکایی (مرکاوا) ، قدرت ویرانگری دارد.
تانک مرکاوا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
در بین کشورهای خاورمیانه ، بی شک هیچ ارتشی به اندازه ارتش اسرائیل برای منطقه خطرناک نیست. این ارتش از نظر ابعاد کمی و کیفی به درجه ای از قدرت رسیده که برای مراقبت از کشوری در ابعاد هندوستان - با بیش از یک میلیارد نفر جمعیت و 3 میلیون و 500 هزار کیلومتر مربع وسعت - کفایت می کند. این در حالی است که جمعیت سرزمین های اشغالی حدود 6 میلیون نفر و مساحت آن نزدیک به 20 هزار کیلومتر مربع است.
ارتش اسرائیل از نظر امکانات پیشرفته نظامی پس از کشورهای آمریکا ، روسیه ، چین و انگلیس ، پنجمین ارتش قدرتمند دنیاست. حمایت های بی حد و حصر در زمینه های سیاسی ، اقتصادی ، نظامی و ... از اسرائیل ، این رژیم اشغالگر را ظاهرآ به قدرت برتر و شکست ناپذیر منطقه تبدیل کرده است. کشورها و سازمان های بزرگ به همراه شبکه گسترده صهیونیست ها ، از این رژیم جلعی حمایت می کنند.
ارتشی که طی 48 ساعت ، 4 برابر می شود
ارتش اسرائیل انبوهی از تانک ها ، نفربرها ، هواپیماها و موشک ها را در اختیار دارد. اما به علت کمی جمعیت ، از نیروی کافی و مناسب بی بهره است. تعداد نیروهای رسمی ارتش اسرائیل ، 120 هزار نفر است. این جمعیت ، معادل نیروهای یک ارتش متوسط منطقه است ؛ اما همین ارتش ، ظرف مدت 48 ساعت می تواند مبدل به ارتشی 600 هزار نفری شود.
اگر در اسرائیل ، در حال خرید از مغازه ای متوجه شدید که فروشنده یک ستوان توپخانه است و یا راننده تاکسی ، یک تک تیرانداز است تعجب نکنید. این افراد سالی
چند بار با معرفی خود به واحدهای نظامی «کادری» ، تمرین و آموزش دیده و دوباره کار خود را با لباس شخصی ادامه می دهند. در دنیا ، این سیستم تنها متعلق به سوئیس است که اصلآ ارتش ثابتی ندارد. اما اسرائیل علاوه بر این توانایی ، یک ارتش آماده نیز دارد.
بالاترین هزینه سرانه تسلیحاتی
اسرائیل بجز آنکه بالاترین بودجه نظامی خاورمیانه را (بعد از عربستان) دارد ، از هزینه نظامی بالایی نیز برخوردار است. درحالی که کشورهایی مانند ایران و ترکیه ، سرانه نظامی 78 و 126 دلاری در اختیار دارند (تقسیم بودجه نظامی به جمعیت) نگهداری ارتش اسرائیل برای هر شهروند اسرائیلی در سال ، 1698 دلار هزینه در بر دارد. این رقم حتی بسیار بالاتر از رقم های سرسام آور بودجه های اعراب خلیج فارس است که علی رغم جمعیت کم ، بدنبال خرید گرانترین تجهیزات برای ارتش خود هستند.
شکل و نوع سلاح هایی که در ارتش اسرائیل به کار می روند
یکی از عمده ترین کمک های ایالات متحده به اسرائیل ، کمک های تسلیحاتی است. به گونه ای که رژیم صهیونیستی ، همواره از جدیدترین جنگ افزارهای امریکایی سود برده است. این وضعیت در توپ های متحرک ، موشک اندازها ، موشک های هدایت شونده ، ضدهوایی ها ، هواپیماها ، بالگردها و ... به چشم می خورد. ایالات متحده ، بزرگترین تأمین کننده تسلیحاتی اسرائیل است. واشنگتن از بدو تشکیل رژیم
صهیونیستی ، راهبرد برتری نظامی این رژیم را به عنوان یکی از مهمترین راهکارهای حفظ این رژیم غیرمتجانس برشمرده است.
ارتش اسرائیل از 161 هزار نیروی کادر دائم و 425 هزار نیروی ذخیره برخوردار است. اسرائیل به علت کمی جمعیت ، نمی تواند 30 درصد جمعیت خود را به عنوان ارتش فعال نگه دارد. بنابراین از 6 میلیون نفر جمعیت خود ، تنها به داشتن 161 هزار نیروی آماده بسنده کرده است. سایر افراد ارتش این کشور درحال آماده باش بوده و مشغول فعالیت های روزمره خود هستند.
نیروی زمینی
سیستم های تسلیحاتی و جنگ افزارهای آمریکایی ، به شکل گسترده ای توسط نیروی زمینی ارتش رزیم صهیونیستی به کار می رود. به نحوی که نیمی از تسلیحات مورد استفاده در نیروی زمینی ارتش اسرائیل ، آمریکایی است. علاوه بر این ، باید از سایت موشک های تاکتیکی ، سیستم موشک های هدایت شونده ضدتانک ، هواپیما و دستگاه های مراقبت بسیار پیشرفته آمریکایی نیز نام برد.
ارتش اسرائیل ثابت کرده است که حداکثر برای 14 روز توان جنگیدن مداوم را دارد و طولانی شدن جنگ ، به زیان این رژیم تمام خواهد شد. به دلیل اینکه بسیاری از عملیات های اعجاب آور نظامی اسرائیل ، توسط نیروی هوایی این رژیم صورت گرفته است ، از چشم بسیاری از مردم و حتی کارشناسان ، توان نیروی زمینی اسرائیل دستکم گرفته شده است. حال آنکه این ارتش ، یکی از مکانیزه ترین ارتش های جهان است.
اسرائیل 4200 دستگاه تانک و 6100 دستگاه نفربر زرهی در اختیار دارد که با استفاده از آنها ، به راحتی قادر است صدها هزار سرباز را در کمتر از 48 ساعت منتقل کند. توان قابل ملاحظه زرهی اسرائیل ، به این رژیم اجازه می دهد که در حملات برق آسای خود ، توفیق قابل توجهی داشته باشد. (نفوذ آریل شارون در سال 1973 میلادی به قلب خطوط دفاعی مصر ، به همیل دلیل بود.)
1. لشکر گولانی
لشکر گولانی ، از زبده ترین نیروهای نظامی دنیا - بعد از نیروی ویژه کماندویی آمریکا - هستند. شرایط ویژه بدنی و آموزش های طاقت فرسا ، شرایطی آرمانی و مثال زدنی برای این کماندوها ساخته است. نام گولانی ، لرزه بر اندام سایر نیروهای اسرائیلی می اندازد. چه رسد به ارتش های منطقه. اما همین نیروی زبده و آموزش دیده ، در جنگ 33 روزه از نیروهای حزب الله لبنان شکست سخت و مفتضحانه ای خوردند. به طوری که در جنوب لبنان ، نتوانستند حتی یک متر هم پیشروی کنند و در انتها با برجای گذاشتن تلفات زیاد و جا گذاشتن تجهیزات و امکانات خود ، فرار را بر قرار ترجیح دادند.
2. نیروی زرهی
ستون فقرات نیروی زمینی ، یگان زرهی است. یگان زرهی اسرائیل ، به دلیل در اختیار داشتن پیشرفته ترین تانک آمریکایی (مرکاوا) ، قدرت ویرانگری دارد.
تانک مرکاوا