لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
مراسم تدفین درمصرباستان:
آفریقای شمالی منطقه ای خشک وگرمسیراست که بیشترمساحت آن راصحراهاوکویرههای خشک تشکیل داده است.امارودنیل نعمتی است که به این منطقه عطاشده است واین مکان رابه سرزمین مصرداده است که دراین منطقه ساکن شوندویکی ازبزرگترین تمدن های جهان راپدیدآوردند.خاک سیاه رنگ وغنی ازموادمعدنی مصرهمراه بابارندگی های سالانه وآبگیری سدهای کوچک وبزرگ به کشاورزان مصری این مکان رامی دهدکه سالانه دوباربه کشت محصولات خوداقدام کنند.درمصرباستان زمانی که اجسادخودرادفن می کردندهمواره نگران بودندکه مباداسیلاب هااجسادراباخودببرند.بازماندگان متوفی سعی می کردندمردگان رادرزمین هایی مرتفع وبخش های خشک وکویری دفن کنندچراکه خشکی کویرهاسبب خالی از آب ورطوبت بودومانع رشدباکتری های تجزیه گرمی شدوبه این ترتیب اجسادطبیعی مومیایی می شدند.درعصرپیش ازساخت اهرام مصری هااجسادرابه صورت طبیعی وباکمک خاک خشک کویرهامومیایی می کردندومعتقدبودنداجسادنبایدمتلاشی شوندوهمیشه بایدسالم باشند.امااین شیوه نیزمشکلاتی رابه همراه داشته چراکه اجسادتنهاازخطرمتلاشی شدن براثررطوبت درامان بودنداماحیوانات وجانوران خاکی ویاوجوددزدان وسارقانی که برای ربودن جواهرات واشیاگران قیمت دفن شده به همراه اجسادسبب نابودی قبرهاوبدن مردگان می شدندهمچنان مشکل بزرگ به شمارمی رفت.مصریان باستان حدودپنج هزاروپانصدهزارسال قبل برای مراقبت وحفظ اجسادمردگان خودبدن انهارادرسبدهای بسیاربزرگ جعبه های چوبی ویاقبرهای زیرزمینی که باسنگ پوشیده شده بودنددفن می کردندکه این شیوه درطول سالهای بعدوحضورفراعنه به شکل های دیگری تبدیل شد.درفاصله ی سالهای2150تا2650پیش ازمیلادمصریان اجسادمردگان رابه صورت مصنوعی مومیایی می کردندوبااستفاده ازکتان ونمک وچسب وگچ این عمل راانجام می دادند.مصریان درابتدابرای حفظ بدن آنهارادرلایه های بسیاری ازکتان می پیچیدندوحتی صورت رابه صورت بسیاردقیقی پنهان می کردندوموهاواندام های دیگرهمچون چشم هاوریش هارانمایان می ساختند.دراین شیوه از مومیلیی ازنمک خاصی که ناترون نامیده می شودوبه صورت طبیعی درمصروجوددارداستفاده می شده که این نمک همانندخاک داغ وخشک کویرعمل می کرده وقبل ازآنکه اجسادرابالایه های کتان بپوشانندآنهارادرون این نمک قرارمی دادندوپس ازتمام اعضای داخلی بدن ازجمله شش هاومعده وروده هاراخارج می کردندتاباعث فسادبدن نشوندوسپس آنهاراجداگانه خشک کرده ودرون چهارکوزه درپوش دارقرارمی دهندکه درکناربدن مومیایی دراتاقی که اورادفن می کردندقرارمی گرفته است.درفاصله ی سالهای 1570تا1070پیش ازمیلادمسیح بهترین شیوه های مومیایی وجودداشت.دراین دوره به منظورمومیایی کردن اجسان مردگان درخانه های مخصوصی به نام خانه زیبایی اجسادراشستشومی دادندوبااستفاده ازمیله های فلزی بلندنی مانندازطریق سوراخ بینی مغزمتوفی شده راخارج می کردندکه البته همیشه باموفقیت همراه نبوده وگاهی تمام یابخشی ازمغزباقی می ماند.بعدازخارج کردن مغزباکمک همان وسیله وازراه بینی صمغ یازرین رابه درون حفره تخلیه شده واردمی کردند.بعدازانجام این کارمعده وروده هاوشش های مرده رانیزخارج می کردندکه البته برای این کارشکافی رادردیافراگم ایجادمی کردند.مصری هابااعتقادبه اینکه قلب مرکزاحساسات ودیگرویژگی هابوده ان رادرون بدن باقی می گداشتندواگربه صورت تصادفی همراه بادیگراعضای داخلی ازبدن خارج می شددوباره ان رابه جای اول خودبازمی گرداندندسپس اعضای خارج شده راخشک کرده وبعدازانکه بانمک ناترون انهارااغشته می کردند درپارچه کتانی پیچیده ودرون کوزه های دردارقرارمی دادند وبرروی انهاصمغ داغ می ریختند.بعدازاین کاربدن تخلیه شده راباالکل که به شکل شراب بوده می شستندوبعدازاغشته کردن بانمک تاترئن به صورت قبل ان رابالایه های کتابی می پیچیدند.سطح بدن جسدبایدبامخلوتی ازروغن های مختلف نمک سه نوع صمغ وعطروادویه پوشانده می شد.سوراخ های بینی جسدراباتامپون پرمی کردندوگاهی برای چشم هانیزهمین کارراانجام می داندوگاهی به جای چشم های دراورده شده ازپیازاستفاده می کردنداماتمام بدن بایدباصمغ پوشیده می شودتاباجذب کامل رطوبت سبب محکم شدن پوست شود.درفاصله ی سالهای 1898تا1881پیش ازمیلادبسیاری ازمومیایی های سلطنتی که متعلق به سلسله پادشاهی جدیدبودنددردومخفیگاه یافت شده اندکه ظاهرادرتوسطرهبران مذهبی انهاحدودسیصدسال قبل به این مکان انتقال داده شده اندکه سبب شده اطلاعات بسیارباارزشی ازمشهورترین فرمانروایان مصری به دست اید.هم اکنون مومیایی ستی اول که یکی اززیباترین نوع ازاین مومیایی هااست دراتاق مومیایی های سلطنتی موزه قاهره وجودداردوی پدررامسس دوم بزرگترین فرعون مصربوده که سال های بسیاری رابازکاوت وقدرت پادشاهی کرده است.بدن بسیاری ازمومیایی های دوران سلطنتی سلسله بیست ویک وبیست ودوم رنگ شده ودارای طرح ونقش هستندبه طوری که بدن زنان رابارنگ زردپوشانده اندوصورت انهاراارایش کرده اندوبدن مردان رانیزبارنگ قهوه ای متمایل به قرمزطراحی کرده اند.همیشه این مومیایی هاهمراه باجواهرات واشیاء گران قیمت دفن می شدندودرطول قرن هابارهاتوسط سارقان ویاکشیشانی که قصدجابه جایی تابوت هاراداشتندغارت شده اندهمین امرسبب اسیب های بسیاربه اجسادمومیایی هاشده است.
مومیایی های طبیعی
جسدیک مرده به چه سرعت متلاشی می شود؟
هنگامی که انسان می میردوآنگونه که درآلمان واروپامتداول است برطبق آداب وسنن مسیحیان به خاک سپرده می شودقبل ازآنکه تابوت رادردرون گوربگذارندپدرروحانی این کلمات همیشگی وقدیمی راادامی کندپس ازانکه خدای قادرمتعال اراده کرده است روح این بنده ی خدمتکارخودرابگیرماجسم اورابه عناسرواگذارمی کنیم:ازخاک به خاک:ازخاکستربه خاکستروازغباربه غبار:بااین جمله ی مقرون به حقیقت وواقعیت کلیسامی خواهدیک حقیقت بسیارساده ودرعین حال تلخ رابه یاداوردحقیقتی که مابسیارمشتاقیم ان راطردکنیماینکه درحقیقت زندگانی همه ی ماپایانی داردوبدن مادرپایان زندگی تجزیه خواهدشدوبه مداربزرگ چرخه ی طبیعت بازخواهدگشت.این تجزیه ی طبیعی جسدبازگشتن به خاک خاکستروغبارجریانی تدریجی ومداوماست که درطول سال هاانجام می شودطی این جریان ابتداقسمت های نرم بدن ازبین می روندجگرکلیه هاروده هامغزوماهیچه هاپسازان نوبت نسوج شکل پذیرفراخواهدرسیدغضروف هارگ هاوپی هاومفصلهاودرنهایت مقاوم ترین قسمت بدن اسکلت نیزازهم می پاشندوتجزیه می شود.زمانی که برای طی این مراحل لازم است ازسرزمینی تاسرزمین تقارت است.درواقع این زمان می توانددرهرمحل وحتی درهرگورستانی وگوری متفاوت باشدمیانگین زمانمراحل تجزیه ی جسدبرای اروپای مرکزی به شرح زیر است:
قسمت های نرم_3تا4سال نسوج اتصالی_5تا7سال اسکلت_ده هاسال
همانطورکه قبلاگفته شددراین میانگین زمانهاتفاوتهاواستثناهای زیادی وجودداردمثلااسکلت هامی توانندمیلیونهاسال دوام اورند.اکتشافات استخوان های جنجال بر انگیزمربوط به انسان های ماقبل تاریخ درافریقاواسیااین مطلب راثابت کرده است.ودرموارداستثنایی نیزگاهی جسدی به طورکامل سالم باقی می ماندکه به ان مومیایی طبیعی می گویند.
چراجنازه پس ازمرگ متلاشی می شود؟
تجزیه ی جسدقبل ازهرچیزدراثرعملکردباکتری هااست.این موجودات بسیارکوچک تک سلولی ازهمان اغازاحتضاروغلبه ی تدریجی مرگ ازمکان های طبیعی زندگی خودازداخل بدن به بیرون هجوم می اورند.ازدهان مجاری تنفسی روده والت تنفسی پس ازان ازمحیط خارج نیزبه داخل جسدهجوم می اورندودران فعل وانفعالاتی شیمیایی بیشماری رابه جریان می اندازند.فعل وانفعالاتی که کارشناسان برحسب اینکه درانهااکسیژن مصرف شودویانه تحت عنوان واژه های تخصصی{تجزیه ی}تعفنی(بااکسیژن)و{تجزیه ی}تخمیری(بدون اکسیژن)جمع بندی می کنندبه طورجزءبه جزءتلاشی وتجزیه ی جسدبستگی به شرایط بسیاردیگری نیزدارد.مثلابه نوع باکتری هایی که درکارسهیم هستندبه سن مرده به حرارت خارج به رطوبت هواوغیره...بنابراین باکتری هانخستین دروی همرفته ومهمترین نابودکننده ی اجسادهستند.اماتنهانابودکننده هانیستند.قبل ازهرچیزدرتدفین مردگان بدون پوشش یافقط درپوششی ازپارچه {کفن}به خاک سپرده می شوندجانوران کوچکی که زیرزمین زندگی می کنندودرانجاموادغذایی خودرابه سادگی به جسدبرسانندوازان تغذیه کنندالبته دراروپاکه تابوت های سرپوشیده ی چربی به کاربرده می شوداین عمل باتاخیرانجام می گیرد.
مومیایی طبیعی چگونه می تواندایجادشود؟
اگرانسان به خطرهایی فکرکندکه هرجسدازجانب باکتری هاوجانوران کوچک باانهاروبه روست به نسختی می تواندتصورکندکه چگونه یک چنین خلقت وصورت اسیب پذیری می تواندبدون کمک انسانی حفظ شودچگونه می تواندتبدیل به مومیایی طبیعی شودبااین وجوداین امرامکان پذیراست زیرادرطبیعت شرایطی وجودداردکه باکتری هایی مهاجم درونی وبیرونی راباتمام دستیاران وهمکاران جانوریشان چنان سریع متوقف می کندکه هرچنداین باکتری هاکارانهدامی خودرامی توانندشروع کنند.امامجبورندان رابدون موفقیت مداوم متوقف کنند.دوشرط بازدارنده ومومیایی زاازمهمترین شرایط هستندسرمای مداوم وخشکی مداوم.باکتری هاوجانوران کوچکی که صحبت ازانهادرمیان است ازجانوران خونسردهستندیعنی حرارت سلولی یاحرارت بدن انهاباتوجه به حرارت محیط خارج افزایش یاکاهش می یابد.جانوران خونسرددراثرسرمانیروی متحرک خودراازدست داده ودیگرقادربه تولیدمثل نیستندبنابراین اگرجسدانسان دریک منطقه ی خیلی خشک مثلادرزمین داغ کویربه خاک سپرده شودالبته درلحظات نخست باکتری هامانندهمیشه ازقسمت های درونی بدن به داخل جسدکه هنوزمرطوب است هجوم می برندامابعدباافزایش خشکی جسدحملات مهاجمین متوقف می شودنتیجه ی این روندکه تنهاپس ازچندهفته تکمیل می شودیک مومیایی خشک طبیعی است شکلی سبک وشکننده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
بسم الله الرحمن الرحیم
موضوع تحقیق
شهیدایت الله سیدحسن
مدرس
فهرست:
1.ولادت وتحصیلات ............................................. 3
2.دوران تدریس ....................................................4
3.در عرصه پژوهش ............................................. 5
4.مدرس دیانت درعرصه سیاست …......................... 6
5.باتلاق استعمار .................................................. 7
6.تیرگی وتباهی ................................................... 8
7.شهادت ........................................................... 9
8.سخنان ........................................................... 10
9.تألیفات ........................................................... 10
10.حکایت هایی از زبان سرخ مدرس ...................... 10
ولادت و تحصیلات
شهید سیدحسن مدرس بر حسب اسناد تاریخى و نسب نامه اى که حضرت آیه الله العظمى مرعشى نجفى (ره ) تنظیم نموده از سادات طباطبایى زواره است که نسبش پس از سى و یک پشت به حضرت امام حسن مجتبى علیه السلام مى رسد. یکى از طوایفى که مدرس گل سرسبد آن به شمار مى رود طایفه میرعابدین است این گروه از سادات در دهکده ییلاقى ((سرابه )) اقامت داشتند. سید اسماعیل طباطبائى (پدر شهید مدرس ) که از این طایفه محسوب مى گشت و در روستاى مزبور به تبلیغات دینى و انجام امور شرعى مردم مشغول بود، براى آنکه ارتباط طایفه میرعابدین را با بستگان زواره اى قطع نکند تصمیم گرفت از طریق ازدواج پیوند خویشاوندى را تجدید و تقویت کرده ، سنت حسنه صله ارحام را احیا کند. بدین علت نامبرده دختر سیدکاظم سالار را که خدیجه نام داشت و از سادات طباطبایى زواره بود به عقد ازدواج خویش درآورد. ثمره این پیوند با میمنت فرزندى بود که به سال 1278 ق . چون چشمه اى پاک در کویر زواره جوشید. پدر وى را حسن نامید. همان کسى که مردمان بعدها از چشمه وجودش جرعه هایى نوشیدند. پدرش غالبا در ((سرابه )) به امور شرعى و فقهى مردم مشغول بود ولى مادر و فرزند در زواره نزد بستگان خویش بسر مى بردند تا آنکه حادثه اى (1) موجب شد که پدر فرزندش را که شش بهار را گذرانده بود در سال 1293 به قمشه نزد جدش میرعبدالباقى ببرد و محله فضل آباد این شهر را به عنوان محل سکونت خویش برگزیند. این در حالى بود که میرعبدالباقى قبلا از زواره به قمشه
مهاجرت کرده و در این شهر به فعالیتهاى علمى و تبلیغى مشغول بود.(2) سیدعبدالباقى بیشترین نقش را در تعلیم سیدحسن ایفا نمود و او را در مسیر علم و تقوا هدایت کرد و به هنگام مرگ در ضمن وصیت نامه اى سیدحسن را بر ادامه تحصیل علوم دینى تشویق و سفارش نمود زمانى که سیدعبدالباقى دارفانى را وداع گفت مدرس چهارده ساله بود.(3) وى در سال 1298ق . به منظور ادامه تحصیل علوم دینى رهسپار اصفهان گردید و به مدت 13 سال در حوزه علمیه این شهر محضر بیش از سى استاد را درک کرد.(4) ابتدا به خواندن جامع المقدمات در علم صرف و نحو مشغول گشت و مقدمات ادبیات عرب و منطق و بیان را نزد اساتیدى چون میرزا عبدالعلى هرندى آموخت . در محضر آخوند ملامحمد کاشى کتاب شرح لمعه در فقه و پس از آن قوانین و فصول را در علم اصول تحصیل نمود. یکى از اساتیدى که دانش حکمت و عرفان و فلسفه را به مدرس آموخت حکیم نامدار میرزا جهانگیرخان قشقایى است .(5) مدرس در طول این مدت در حضور آیات عظام سیدمحمد باقر درچه اى و شیخ مرتضى ریزى و دیگر اساتید در فقه و اصول به درجه اجتهاد رسید و در اصول آنچنان مهارتى یافت که توانست تقریرات مرحوم ریزى را که حاوى ده هزار سطر بود، بنگارد. شهید مدرس چکیده زندگینامه تحصیلى خود را در حوزه علمیه اصفهان در مقدمه شرح رسائل که به زبان عربى نگاشته ، آورده است . وى پس از اتمام تحصیلات در اصفهان در شعبان 1311 ق . وارد نجف اشرف شد و پس از زیارت بارگاه مقدس نخستین فروغ امامت و تشرف به حضور آیه الله میرزاى شیرازى در مدرسه منسوب به صدر سکونت اختیار
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
قضاوت د ر اسلام
مقدمه:
موضوع قضا از موضوعات بسیار مهم و حساسی است که در حقوق اسلام از اهمیت فوق العاده ای برخوردار بوده وبه همین دلیل فقهای اسلامی پیرامون آن قلمفرسایی ها داشته و سعی نموده اند تا ناگفته ها به حداقل برسد و در این راستا از منظرهای گوناکون به موضوع قضا پرداخت شده در مقاله حاضر سعی میشود این امر مهم را با عنایت به نامگذاری سال جاری به اسم مبارک پیامبر گرامی اسلام با تلفیقی از شئون پیامبر عظیم الشان اسلام یعنی شان قضاوت حضرتش به رشته تحریر در آوریم باشد که مورد استفاده علاقمندان و مورد رضایت حضرتش قرار گیرد .
تعریف قضا :
قضا در لغت برمعانی بسیاری اطلاق شده است :
1- به معنی حکم و فرمان : شاهد قرانی ‹‹ الله یقضی بالحق ›› سوره غافر آیه 20
خداوند به حق حکم می کند .
2- به معنی خلق و پدید آوردن : شاهد قرآنی ‹‹ فقضیهن سبع سماوات ›› سوره فصلت آیه 12
خداوند آن آسمانها را بصورت هفت طبقه آفرید .
3- به معنی امر : شاهد قرآنی ‹‹ و قضی ربک الا تعبدوا الا ایاه ›› سوره اسرا ایه 23
وخدایت چنین امر نموده که جز او را نپرستید .
4- به معنی اراده : شاهد قرآنی ‹‹ اذا قضی امرا فانما یقول له کن فیکون ›› سوره آل عمران آیه 47
و زمانی که خدا کاری را اراده کند تنها می گوید که باش و آن ایجاد خواهد شد .
برای لفظ قضا معانی دیگری نیز هست ولی چون مبنای مقالات بر اختصار است لذا از ذکر آنان صرف نظر نموده و به معنای مربوط به موضوع و مبحث قضا قناعت می نماییم. همانطوریکه مشخص است اولین معنی بهترین معنی برای قضا می باشد که مورد تایید صاحب قاموس نیز می باشد .صاحب قاموس می گوید " قضا بر وزن سما به معنی حکم و فرمان و فصل خصومت است "
قضا دراصطلاح شرع :
فقهای اسلام در مقام تعریف قضا تعبیر های مختلفی دارند که به بعضی از آن تعریفات ، اشکال گردیده ، به نظر می رسد تعریف کم اشکال تر این است که گفته شود " قضا اعمال ولایت شرعی است در جهت حکم بین مردم هنگام نزاع و خصومت و فیصله دادن بین آنان و همچنین حکم نمودن در مصالح عمومی با شروط مقرره است "
بنا براین تعریف ، صرف حکم نمودن بین مردم و رفع خصومت در عرف متشرعه قضا نامیده نمی شود چنانکه صرف ولایت شرعیه نیز قضا خوانده نمی شد بلکه حقیت قضا ترکیبی است از اعمال ولایت مذکوره در طریق حکم بین مردم برای رفع خصومات و حکم در مصالح عمومی با شروط و قیود مربوط .
قضا به همین معنی است که موردتجلیل و تکریم در قرآن کریم و روایات گردیده و از مناصب و مواهب الهی به پیامبران صلوات الله علیهم به حساب آمده است ، در آیه 26 از سوره مبارکه ص چنین می خوانیم :
‹‹ یا داود انا جعلناک خلیفة فی الارض فاحکم بین الناس بالحق ››
یعنی ای داوود در روی زمین تورا خلیفه الله و جانشین قرار دادیم پس بین مردمان حکم به حق نما
با اندک توجهی در آیه شریفه روشن می گردد که منصب حکم و قضاوت به حق بین مردم یک شاخه از شاخه های شجره مبارکه خلیفه اللهی است زیرا جمله ‹‹ فاحکم بین الناس بالحق ›› متفرع بر ‹‹ جعلناک خلیفة ›› شده و ظاهرا حدیث معروف از امیر المومنین (ع) در باب عظمت منصب قضا که به شریح فرمودند
‹‹ قد جلست مجلسا لا یجلسه الا نبی او وصی او شقی ››
یعنی بر مقامی جلوس کرده ای که جلوس نمی کند در چنین مقامی مگر پیامبر یا وصی او یا کسی که بد بخت و تابع هوی است . از همین آیه کریمه اتخاذ و استنباط شده است .
تفاوت قضا از سایر احکام شرعیه :
دادرسی را نمی توان مانند سایر احکام شرعیه مانند امر به معروف و نهی از منکر ، حکمی شرعی و در شمار احکام شرعی دانست چه قضا چنانکه از حدیثی که ابی خدیجه از حضرت صادق (ع) نقل نموده ، به معنی ولایت و امارت می باشد .
امام (ع) می فرماید : ‹‹ فانی قد جعلته حاکما فتحاکموا الیه ››
من اورا حاکم بر شما قرار دادم لذا ترافع به نزد وی برید.
و بدین جهت قضا آن سلطه و ولایت و قدرتی است که از طرف امام و اولی الامر به دادرسان اعطا و واگذار شده است . ولایتی که در تعریف قضا ذکر شده است عمومیت دارد یعنی شامل ولایت پیامبر (ص) و ائمه طاهرین سلام الله علیهم اجمعین و کسانی که از طرف ایشان منصوبند می باشد .
شئون پیامبر(ص) :
پیامبر گرامی اسلام دارای سه شان اساسی بود:
1- شان رسالت 2- شان قضاوت 3- شان حکومت
شانی از شئون پیامبر گرامی اسلام که با بحث ما مرتبط است شان قضاوت آن حضرت است که در اینجا به تشریح آن می پردازیم .
پیامبر گرامی اسلام علاوه بر مقام رسالت وحکومت مقام دیگری نیز دارد که آن مقام ، مقام قضاوت و داوری بین مردم است. قضاوتهم مقامى است که باید از ناحیه خدا به کسى داده شود که بتواند در میانمردم داورى بکند. داورى یعنى مردم از لحاظ حقوق اجتماعى اختلاف پیدامىکنند، مقامى باید در اجتماع باشد که احقاق حق بکند، یعنى به آنموضوع رسیدگى بکند و طبق قانون خاصى راى و حکم بدهد. پیغمبر ازناحیه خدا، تنها پیغمبر نبود، بلکه قاضى هم بود. هم پیغمبر بود و همقاضى. اینها فى حد ذاته قابل تفکیک است. قضاوت هم خود یک مقاممقدس دیگرى است. قاضى را هم باید خدا تعیین کرده باشد. این آیهاى کهدر قرآن است:
«فلا و ربک لا یؤمنون حتى یحکموک فیما شجر بینهم ثم لا یجدوا فی انفسهمحرجا مما قضیت و یسلموا تسلیما» سوره نسا آیه 65
نه چنین است ؛ به پرودگارت سوگند، که ایمان (واقعى ) نمى آورند مگر زمانى که در مشاجرات و نزاع هاى خود، تو را داور قرار دهند، ودر دل خود هیچ گونه احساس ناراحتى از قضاوت تو نداشته باشند (و در برابر داورى تو) کاملاً تسلیم باشند.
مربوط به مقام قضاوت رسول اکرم است نه مقام پیامبرى او. معناى آیهاینست که مردم باید در مقابل قضاوت تو تسلیم بشوند یعنى اینجور نباشندکه وقتى نزد تو مىآیند توقع داشته باشند که تو جانب آنان را بگیرى. مثلا دونفر هر دو مسلمان، اما یک نفر مسلمان با سابقه، مسلمان مهاجر، مسلمانى کهمال و زن و بچه خودش را گذاشته و آمده، و یک نفر که تازه اسلام آورده، دریک موضوع اختلاف دارند، مىآیند نزد تو. احتمالا آن مسلمانى که سابقهزیادى دارد توقع دارد که پیغمبر جانب او را بگیرد. یا یک نفر مسلمان و یکنفر غیرمسلمان که در پناه مسلمین است و با مسلمین پیمان دارد، در یکموضوع مالى اختلاف پیدا مىکنند، خدمت پیغمبر مىآیند. یک وقت ممکناست این مسلمان توقع داشته باشد که پیغمبر جانب او را بگیرد. نه، اینایمان نیست. ایمان آن وقتى ایمان است که وقتى پیغمبر را حکم قرار دادند،داور و قاضى قرار دادند، در مقابل حکم او تسلیم بشوند.
شان نزول آیه :
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
قانون دیوان عدالت اداری
فصل اول ـ تشکیلات
ماده1 ـ در اجراء اصل یکصد و هفتاد و سوم (173) قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران به منظور رسیدگی به شکایات، تظلمات و اعتراضات مردم نسبت به مأمورین و ادارات و آئیننامههای دولتی خلاف قانون یا شرع یا خارج از حدود اختیارات مقام تصویبکننده، دیوان عدالت اداری زیرنظر رئیس قوه قضائیه تشکیل میشود.
ماده2ـ دیوان عدالت اداری که در این قانون « دیوان» نامیده میشود، در تهران مستقر میباشد. تعیین تعداد شعب دیوان، به پیشنهاد رئیس دیوان و تصویب رئیس قوه قضائیه است.
ماده3ـ قضات دیوان باید دارای پانزده سال سابقه کار قضائی باشند. در مورد قضات دارای مدرک کارشناسی ارشد یا دکترا در یکی از گرایشهای رشته حقوق یا مدارک حوزوی معادل، داشتن ده سال سابقه کار قضائی کافی است. تبصره ـ قضات شاغل در دیوان و قضاتی که حداقل پنج سال سابقه کار قضائی در دیوان دارند، از شمول این ماده مستثنی هستند.
ماده4ـ رئیس دیوان که با حکم رئیس قوه قضائیه منصوب میشود، رئیس شعبه اول دیوان نیز میباشد و به تعداد مورد نیاز معاون و مشاور خواهد داشت. قضات دیوان بهپیشنهاد رئیس دیوان و یا حکم رئیس قوه قضائیه منصوب میشوند.
ماده5 ـ تشکیلات قضائی و اداری دیوان توسط رئیس دیوان پیشنهاد و به تصویب رئیس قوه قضائیه میرسد.
ماده6 ـ بودجه دیوان در ردیف مستقل ذیل ردیف بودجه قوه قضائیه منظور خواهد شد.
ماده7ـ هر شعبه دیوان دارای یک رئیس و دو مستشار خواهد بود. ملک در صدور رأی، نظر کثریت است. آراء صادره توسط شعب دیوان قطعی است.
ماده8 ـ در صورت مرخصی یا عدم حضور رئیس شعبه به مدت بیش از دو هفته متوالی، یکی از دادرسان علیالبدل با ابلاغ رئیس دیوان جایگزین وی میشود. همچنین هرگاه رئیس شعبه اول در رأی شرکت نداشته باشد، با ابلاغ وی یکی از دادرسان علیالبدل در رسیدگی و صدور رأی مشارکت مینماید.
ماده9ـ تعدادی کارشناس از رشتههای موردنیاز دیوان که حداقل دارای ده سال سابقه کار اداری و مدرک کارشناسی یا بالاتر باشند، به عنوان مشاور دیوان تعیین میشوند.
در صورت نیاز به مشاوره و کارشناسی، به درخواست شعبه، پرونده به مشاور یا مشاوران ارجاع میشود. شعبه پس از ملاحظه نظر مزبور مبادرت به صدور رأی مینماید.
تبصره1ـ مشاوران موضوع این ماده لازم است علاوه بر شرط علمی و سابقه کار مندرج در این ماده، دارای شرایط مذکور در بندهای (1) تا (4) ماده واحده قانون شرایط انتخاب قضات مصوب14/2/1361 نیز باشند.
تبصره2ـ مشاوران مزبور پس از احراز صلاحیت با حکم رئیس قوه قضائیه بهصورت استخدام رسمی یا قراردادی منصوب میشوند و حقوق و مزایای آنان برابر با حقوق و مزایای دادرسان علیالبدل دیوان خواهد بود.
ماده10ـ به منظور تجدیدنظر در آراء شعب دیوان در مواردی که در مواد بعدی این قانون مشخص شده است، شعب تشخیص دیوان از یک رئیس یا دادرس علیالبدل و چهار مستشار تشکیل میشود و ملک در صدور رأی، نظر موافق حداقل سه عضو است.
شعب تشخیص علاوه بر صلاحیت مذکور در این ماده، صلاحیت رسیدگی به سایر پروندهها را نیز دارند.
ماده11ـ هیأت عمومی دیوان به منظور ایفاء وظایف و اختیارات مندرج در این قانون، با شرکت حداقل دو سوم قضات دیوان به ریاست رئیس دیوان و یا معاون قضائی وی تشکیل میشود و ملک در صدور رأی، نظر کثریت اعضای حاضر میباشد.
تبصره ـ مشاوران موضوع ماده (9) این قانون میتوانند با دعوت رئیس دیوان بدون حق رأی، در جلسات هیأت عمومی شرکت کرده و در صورت لزوم نظرات کارشناسی خود را مطرح نمایند.
ماده12ـ به منظور اجراء احکام صادره از شعب دیوان، واحد اجراء احکام زیرنظر رئیس دیوان یا یکی از معاونان وی تشکیل میشود و تعدادی دادرس علیالبدل اقدام بهاجراء احکام صادره مینمایند.
فصل دوم ـ صلاحیت و اختیارات دیوان
ماده13ـ صلاحیت و حدود اختیارات دیوان به قرار زیر است:
1ـ رسیدگی به شکایات و تظلمات و اعتراضات اشخاص حقیقی یا حقوقی از:
الف ـ تصمیمات و اقدامات واحدهای دولتی اعم از وزارتخانهها و سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی و شهرداریها و تشکیلات و نهادهای انقلابی و مؤسسات وابسته به آنها.
ب ـ تصمیمات و اقدامات مأموران واحدهای مذکور در بند (الف) در امور راجع به وظایف آنها.
2ـ رسیدگی به اعتراضات و شکایات از آراء و تصمیمات قطعی دادگاههای اداری، هیأتهای بازرسی و کمیسیونهایی مانند کمیسیونهای مالیاتی، شورای کارگاه، هیأت حل اختلاف کارگر و کارفرما، کمیسیون موضوع ماده (100) قانون شهرداریها، کمیسیون موضوع ماده (56) قانون حفاظت و بهرهبرداری از جنگلها و منابع طبیعی و اصلاحات بعدی آن منحصراً از حیث نقض قوانین و مقررات یا مخالفت با آنها.
3ـ رسیدگی به شکایات قضات و مشمولین قانون استخدام کشوری و سایر مستخدمان واحدها و مؤسسات مذکور در بند (1) و مستخدمان مؤسساتی که شمول این قانون نسبت به آنها محتاج ذکر نام است اعم از لشکری و کشوری از حیث تضییع حقوق استخدامی.
تبصره1ـ تعیین میزان خسارات وارده از ناحیه مؤسسات و اشخاص مذکور در بندهای (1) و (2) این ماده پس از تصدیق دیوان به عهده دادگاه عمومی است.
تبصره2ـ تصمیمات و آراء دادگاهها و سایر مراجع قضائی دادگستری و نظامی و دادگاههای انتظامی قضات دادگستری و نیروهای مسلح قابل شکایت در دیوان عدالت اداری نمیباشد.
ماده14ـ در صورتی که تصمیمات و اقدامات موضوع شکایت، موجب تضییع حقوق اشخاص شده باشد، شعبه رسیدگیکننده، حکم مقتضی مبنی بر نقض رأی یا لغو اثر از تصمیم و اقدام مورد شکایت یا الزام طرف شکایت به اعاده حقوق تضییع شده، صادر مینماید.
تبصره ـ پس از صدور حکم براساس ماده فوق، مراجع طرف شکایت علاوه بر اجراء حکم، مکلف به رعایت مفاد آن در تصمیمات و اقدامات بعدی خود میباشند.
ماده15ـ در صورتی که شکی ضمن طرح شکایت خود یا پس از آن مدعی شود که اجراء اقدامات یا تصمیمات یا آراء قطعی یا خودداری از انجام وظیفه توسط اشخاص و مراجع مذکور در ماده (13)، سبب ورود خسارتی میگردد که جبران آن غیرممکن یا متعسر است، شعبه رسیدگی کننده در صورت احراز ضرورت و فوریت موضوع، برحسب مورد دستور موقت مبنی بر توقف اجراء اقدامات، تصمیمات و آراء مزبور یا انجام وظیفه، صادر مینماید.
تبصره ـ دستور موقت تأثیری در اصل شکایت ندارد و در صورت رد شکایت یا صدور قرار اسقاط یا ابطال یا رد دادخواست اصلی، ملغیالاثر میگردد.
ماده16ـ در صورتی که حداقل یکی از دو قاضی یا دو قاضی از سه قاضی صادرکننده رأی، متوجه اشتباه شکلی یا ماهوی در رسیدگی خود شوند، ضمن اعلامنظرمستند و مستدل مکتوب، پرونده را جهت ارجاع به شعبه تشخیص به دفتر رئیس دیوان ارسال مینمایند.
تبصره ـ صدور حکم اصلاحی در مورد سهوالقلم یا اشتباه محاسبه و یا رفع ابهام که توسط شعبه صادرکننده رأی انجام میشود، مشمول این ماده نمیباشد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
قانون اساسی
قانون اساسی عالیترین سند حقوقی یک کشور و راهنمایی برای تنظیم قوانین دیگر است. قانون اساسی تعریف کنندهٔ اصول سیاسی، ساختار، سلسله مراتب، جایگاه، و حدود قدرت سیاسی دولت یک کشور، و تعیین و تضمین کنندهٔ حقوق شهروندان کشور است. هیچ قانونی نباید با قانون اساسی مغایرت داشته باشد.
به عبارت دیگر، قانون اساسی قانون تعیین کننده نظام حاکم است، قانونی که مشخص می کند قدرت در کجا متمرکز است، روابط این قدرت حاکم با آزادی ها و حقوق افراد ملت چگونه است و این قوای حاکمه اعم از قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه چه اقتدارات و مسئولیت هایی در برابر ملت دارند.
علاوه بر این قانون اساسی مضامینی مانند پرچم ملی، سرود ملی، نشان ملی، پایتخت کشور و اصول حاکم بر سیاست های اقتصادی، برنامه های فرهنگی و روابط خارجی کشور را مورد توجه قرار می دهد.
مفهوم «قانون اساسی» برگرفته از واژهٔ فرانسوی « کُنستیتوسیون» (Constitution) است و در دوران جنبش مشروطه با همین لفظ فرنگی اما به معنای «مشروطیت» بکار میرفته است.[۱][۲][۳][۴][۵][۶][۷] امروزه واژه «قانون اساسی» در فارسی برای اشاره به قانون اساسی دولتهای حاکم (مثل ایران یا فرانسه)، زیرمجموعه دولتها (مانند ایالتهای آلمان، آمریکا یا هند) یا ابَردولتها (مانند اتحادیه اروپا) بکار میرود، در مورد نهادهای دیگر مانند اتحادیهها و احزاب سیاسی، معمولا از واژهٔ «اساسنامه» استفاده میشود.
قدیمیترین قانون اساسی ملی که هنوز اجرا میشود در سال ۱۶۰۰ میلادی نوشته شده و متعلق به جمهوری سان مارینو در جنوب اروپا است.
فهرست مندرجات
۱ قانون اساسی ایران
۱.۱ قانون اساسی مشروطه
۱.۲ قانون اساسی جمهوری اسلامی
۲ پیشینه تاریخی قانون اساسی
۲.۱ دوران باستان
۲.۱.۱ میانرودان و غرب آسیا
۲.۱.۲ یونان باستان
۲.۱.۲.۱ تفاوت قانون عادی با قانون اساسی
۲.۲ پس از مسیحیت و اسلام
۲.۲.۱ قانون اساسی در امپراتوری روم
۲.۲.۲ نخستین قانون جامع در ژاپن
۲.۲.۳ قانون شهر مدینه در دوره پیامبر اسلام
۲.۲.۴ قانون بزرگ صلح سرخپوستان آمریکای شمالی
۲.۳ قرون وسطی
۲.۳.۱ قانون ماگنا کارتا و حکومت مشروطه سلطنتی در انگلستان
۲.۳.۲ قانون قبطی در مصر و اتیوپی
۲.۳.۳ قانون اساسی سان مارینو
۲.۳.۴ قانون مستعمراتی کنتیکت در آمریکا
۲.۴ پس از عصر روشنگری در اروپا
قانون اساسی ایران
قانون اساسی مشروطه
قانون اساسی مشروطه اولین قانون اساسی ایران بود که در ۱۴ ذیقعده ۱۳۲۴ هجری قمری به امضای مظفرالدینشاه رسید. این قانون ۵۱ ماده داشت که عموماً مربوط به طرز کار مجلس شورای ملی و مجلس سنا میشد، به همین دلیل در آغاز به نظامنامه نیز مشهور بود.
این قانون بعد از موفقیت مشروطهخواهان در گرفتن فرمان مشروطه و با عجله تهیه شده بود و در آن ذکری از حقوق ملت و سایر ترتیبات مربوط به رابطه اختیارات حکومت و حقوق ملت نبود. بنابراین «متمم قانون اساسی» تهیه شد و به تصویب مجلس رسید و محمدعلیشاه نیز آن را در ۲۹ شعبان ۱۳۲۵ هجری قمری امضا کرد و به رسمیت رسید.
این قانون و متمم آن تا سال ۱۳۵۷ که حکومت پادشاهی در ایران برافتاد، قانون اساسی ایران بود.
قانون اساسی جمهوری اسلامی
قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران پس از پیروزی انقلاب در سال ۱۳۵۷ تهیه شد، و پس از دریافت رای اکثریت در همهپرسی روزهای ۱۰ و ۱۱ فروردین ماه سال ۱۳۵۸ هجری خورشیدی به رسمیت رسید.
پیشینه تاریخی قانون اساسی
دوران باستان
میانرودان و غرب آسیا
منشور کوروش پادشاه هخامنشی
در اکتشافات باستانشناسی در میانرودان در سال ۱۸۷۷ میلادی، ارنست سارزک باستانشناس فرانسوی شواهدی را از وجود نوعی قانون باستانی دادگستری در تمدن سومریان (۲۳۰۰ سال پیش از میلاد) کشف کرد. هیچ مدرک و نوشتهٔ منسجمی از این قانون کشف نشده است، اما از شواهد اینطور برمیآید که در بر اساس آن، بیوگان و یتیمان مالیات کمتری پرداخت میکردند، و قانون آنها را در برابر رباخواری ثروتمندان پشتیبانی میکرده است.
بطور کلی در دوران باستان حکومت بر اساس نوعی قانون کلّی در منطقه میانرودان و غرب آسیا معمول بوده است. قدیمیترین قانون مکتوب کشف شده در جهان قانون اور-نامو که حدود ۲۰۵۰ تا ۲۱۰۰ سال پیش از میلاد به دستور یکی از پادشاهان شهر اور روی لوح