لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 15
موضوع:
تاریخ فلسفه ی یونان
پارمنیدس ، به ویژه قسمت دوم آن ، شگفت ترین سرنوشت را در میان محاورات افلاطون داشته است . هیچ کس منکر نیست که این محاوره آهنگ الهی دارد عمیقا دیندارانه است و اشارات عرفانی در ان دیده می شود همچنین شگفت نیست که ببینیم از فایدون ، فایدروس یا تیمایوس در این رابطه اسم می برند . اما اینکه استدلال های ضد و نقیض پارمنیدس درباره ی واحد – که دست کم صورتی مغالطه آمیز دارد و از مباحثات قرن چهارم و پنجم قابل انفکاک نیست – را تبیینی از عالی ترین حقایق الهیات بدانیم ، بی تردید یکی از غریب ترین چرخش ها در تاریخ اندیشه ی بشر است . اما نو افلاطونیان مدعی هستند که واحد پارمنیدس همان خدای متعال توصیف ناپذیر و ناشناختی آن هاست ، و همین تصور به مسیحیت قرون وسطی و سپس تر راه یافت و مدت ها بعد وارد فلسفه ی هگل شد .
حتی رهیافت تحلیلی قرن حاضر نیز رقیبانی دارد ، ان گونه که در سخن وال 1926 از وحدت عرفان متعالی و همه ی خدایی حلولی ملاحظه می کنیم و در این نتیجه گیری و ندت 1935 که نو افلاطونیان آن مقدار هم که امروزه غالبا می گویند از افلاطون دور نبودند . مناقشات امروزی ریشه ای بس کهن دارند زیرا خود پروکلوس مفسران را به دو مکتب تقسیم کرده است : مکتب منطقی و مکتب ما بعد الطبیعی .
برای چه چیزهایی صورت داریم ؟
وقتی پارمنیدس نظریه ی سقراط در تقسیم میان صورت ها از یک طرف و چیزهایی که از آن بهره مند هستند از طرف دیگر به طوری که صورتی به نام خود شباهت داشته باشیم که جدا از شباهت های ماست و همین طور در مورد واحد و کثیر و غیره را تایید کرد اولین پرسش را در خصوص قلمرو آنها مطرح ساخت . سقراط علاوه بر آنچه زنون اشاره کرد قبول می کند که صورت هایی برای صفاتی چون زیبا و خوب نیز وجود دارد . او در خصوص انواع و جوهرهای طبیعی ای چون انسان یا آتش تردید دارد و وقتی چیزهای زشت و بی ارزشی چون مو ، گل و کثافات ، مطرح می شوند سقراط احساس می کند یاوه است که برای آن ها نیز صورت های مستقلی ، جدا از جوهرهای محسوس ، اثبات کنند . سقراط اذعان می کند که گاهی این اندیشه مایه ی آزارش می شود که ایا اصل صورت ها را در همه ی موارد صادق بداند یا نه ، اما ، او به چیزهایی روی می آورد که صورت داشتن آن ها را یقینی می داند ، و مطالعه ی خویش را در دایره ی آن ها محدود می سازد . اما ، پارمنیدس این رفتار را معلول جوانی او و فقدان اطمینان وی به نظریاتش می داند وقتی فلسفه ی او پخته تر گشت به هیچ یک از این چیزها به دیده ی اهانت نخواهد نگریست .
این عدم قطعیت درباره ی قلمرو جهان صورت ها را می توان نشانگر گرایش خود افلاطون دانست . از آن جا که مو و گل انواع جوهری ای هستند که صورت و طبیعت مشخصی دارند ، کاملا منطقی است که برای هر کدام صورت جداگانه ای در نظر بگیریم . بی تردید چنین است ، اما صورت هایی که او در مقام یک فیلسوف به آن ها دل بسته است این صورت ها نیستند بلکه صورت ها اخلاقی و ریاضی هستند و نیز صورت های مفاهیم عام تری چون هستی ، همانندی ، اختلاف ، حرکت و سکون که او در سوفسطایی مورد بحث قرار می دهد . این تفسیر به پارمنیدس امکان داد تا برای اولین بار به نکته ای اشاره کند که وقتی افلاطون نظریه ی صور را در محاورات دوباره مورد تامل قرار می دهد ، اهمیت زیادی به ان بد هد ، یعنی تردید درباره کلیت جهت یابی غایت شناختی آن .
دو فقره این نکته را روشن خواهد ساخت :
1) سوفسطایی دیالکتیک یا روش فلسفی وقتی می خواهد از راه کشف خویشاوندی ها به فهم امور دست یابد همه چیز را به یک اندازه محترم می شمارد . به کار افسری اشتغال داشتن و به جمع کردن شپش پرداختن هر دو از انواع شکار شمرده می شوند و پست بودن یکی نسبت به دیگری ربطی به تحقیق ما ندارد .
2) سیاستمدار پس از اشاره ای به سوفسطایی می گوید : پژوهش فلسفی ای از این دست توجهی به مراتب ارزشمندی موضوعات ندارد و موضوعات کوچک تر را به خاطر امور بزرگ تر رها نمی سازد بلکه در هر موردی به شیوه ای که موضوع ایجاب کند ، یک راست در پی حقیقت گام بر می دارد .
وقتی پرسش های پارمنیدس صیغه ی انتقادی به خود می گیرند ، به هیچ وجه وجود صورت ها را مورد تشکیک قرار نمی دهند بلکه فقط رابطه ی آن ها را با این جهان و با خود ما به عنوان متعلقات دانش ما بررسی می کنند چرا که ما به سخنان مردی گوش فرا می دهیم که فلسفه ی خود او فقط وجود معقول را روا می
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 17
تاریخ شاهان ایران از مادها تا عصر پهلوی
سلسلة مادها
(708-550 قبل از میلاد)
مادها اولین حکومت و دولت مستقل ایرانی را تشکیل دادند. اینکه بطور دقیق چه زمانی دولت مادها تشکیل شد معلوم نیست اما آنچه مشخص شده آن است که در زمان اقتدار آشوریان، مادها دولت تأسیس کردند. در ابتدا قبیله های ماد 6 تا بودند که از این میان «پارتاکن ها» جنگجو و دلیر بودند و بر عکس آنها مغ ها، صلح جو و آرام. شش قبیلة مادها همواره در حال نزاع با یکدیگر بودند به همین علت آشوریها می توانستند به راحتی بر آنها تسلط داشته باشند.
مادها دامپرور و کشاورز بودند. این شش قبیله مادی تا زمانی که دیااکو پا به عرصه گذاشت همچنان اختلاف داشتند اما دیااکو آنها را متحد کرد و مقام قضاوت آن ها را بر عهده گرفت. در واقع دیااکو اولین دولت مادها را بنیان نهاد. دیگر پادشاهان ماد به شرح زیر هستند:
فرورتیش (655-633 قبل از میلاد)، هووخ شتر (633-585 قبل از میلاد)، ایخ توویگو (585-550 قبل از میلاد).
سرانجام پارسی ها به فرماندهی کوروش سپاه ایخ توویگو را شکست داد و بدین گونه حکومت مادها به پایان رسید و دوران پادشاهی هخامنشیان آغاز گردید. از پادشاهان ماد کتیبه و دست نوشتة مستقلی بدست نیامده. آنچه دربارة مادها می دانیم از میان کتیبه های بابلی و آشوری استخراج شده است.
دیااکو (دیوکس)
(708-655 قبل از میلاد)
قبیله های مادها شش قبیله بودند که هیچگاه با هم اتحادی نداشته و زیر سلطة آشوریها بودند. مادها توسط آشوریها زمانی طولانی استثمار شدند. سرانجام یکی از بزرگان مادی به نام دیااکو که مقام قضاوت را در میانشان بر عهده داشت، قبایل شش گانه را با هم متحد کرد و اولین دولت مادها را بنیان نهاد. بعد از مدتی دیااکو از کار قضاوت کناره گرفت. بعداز آن دزدی و نا امنی همه جا را فرا گرفت و مادها از وی خواستند تا ریاست را بر عهده بگیرد. دیااکو بعد از اینکه اختیارات تام از آنها گرفت ریاست قبیله اش را بر عهده گرفت. وی ابتدا سربازانی برای حفاظت خود و خانواده اش استخدام کرد سپس در دامنه کوه الوند، شهری بنام اکباتان که همان همدان امروزی (هگمتانه) است را ایجاد کرد. و آن را پایتخت خود قرار دادند، او هفت دیوار که هر کدام یک رنگ داشت در اطراف همدان ایجاد نمود. برجهای دیوارها طلایی رنگ بودند. دوران پادشاهی دیااکو با پادشاهی «سناخریب» سلطان آشوریها مصادف بود. سناخریب که سرگرم جنگ با عیلامی ها و بابلی ها بود به مادها توجه ای نداشت.
از طرفی بدلیل طبع آرامی که دیااکو داشت، با دادن باج و خراج سرزمینش را از حملة آشوریها محفوظ نگاه می داشت.
از کارهای مهم دیااکو متحد کردن قبیله های شش گانة مادها بود. علاوه بر آن به آبادانی شهرها و مناطق مختلف سرزمینش همت گماشت و از میانشان به جمع آوری سپاه مشغول شد تا در صورت لزوم بتواند با دشمنانش جنگیده و آنها را نابود کند. او می خواست دشمن اصلی مادها یعنی دولت آشوری را نابود کند ولی قبل از اینکه بتواند کاری انجام دهد دار فانی را وداع گفت.
در واقع نخستین مردمی که به سرزمین ایران آمدند آریائی ها بودند. آنها حدود 3500 سال پیش به این سرزمین آمدند و در دشتهای سرسبز و سرزمینهای آباد کوهستانی مسکن گزیدند. از آن زمان سرزمین ما، ایران نامیده شد، آریائی ها چند دسته بودند که یکی از آن دسته ها مادها بود. مادها در غرب و شمال غربی ایران ساکن شدند.
هووخ شتر
(633-585 قبل از میلاد)
بزرگترین پادشاه ماد، هووخ شتر بود. او بعد از کشته شدن «فرورتیش» روی کار آمد. فرورتیش که پسر دیااکو بود در تمام مدت 22 سال پادشاهی اش، آرزوی شکست دادن آشوریها را داشت اما موفق به این کار نشد. هووخ شتر (کیاکسار) می دانست که برای شکست آشوریها نیازمند سپاهی منظم با آموزشهای جنگی لازم می باشد. پس چنین کرد و سپس به سرزمین آشوریها حمله کرده و شهر نینوا را تسخیر کرد. اما در همین موقع مجبور شد برای مقابله با حملة «سَکاهها» به کشورش بازگردد. وی شکست سختی از «سَکاهها» خورد و نزدیک به 28 سال سرزمین ماد میدان تاخت و تاز سَکاهها شد. هووخ شتر که دانست با جنگ نمی تواند از پس سَکاهها برآید پس دست به حیله زد. با آنها به ظاهر از در دوستی درآمد و سران شان را به ضیافتی در کاخش مهمان کرد. سپس با سم های قوی آنها را مسموم نموده و فرمان کشتنشان را داد. بعد بدین ترتیب بالاخره سَکاهها از ایران رانده شدند. هووخشتر وقتی خیالش از دست سَکاهها راحت شد، بار دیگر به فکر جنگ با آشوریها افتاد. این بار با پادشاه بابل متحد شد. و هر دو به کمک یکدیگر پادشاه آشوریها را شکست دادند. متصرفات آشوریها در آسیای صغیر (ترکیة امروز) به تصرف مادها درآمد و بابلیها سرزمین شام و فلسطین را از آن خود کردند.
انقراض حکومت چهل سالة آشوریها یکی از حوادث مهم آن دوران بود.
از دیگر وقایع مهم روزگار پادشاهی هووخشتر، فتح «لیدی» بود. لیدی کشوری بود که پادشاهش در آن زمان به اوج قدرت و ثروت رسیده و «سَکاهها» و یونانیها را در جنگ مغلوب کرده بود. هووخ شتر که بعد از غلبه بر آشوریها احساس غرور می کرد با سپاهیانش به مرزهای کشور لیدی حمله برد. اما لشکر قدرتمند لیدی در برابرش مقاومت کرد. این جنگ که شش سال طول کشید سرانجام در 28 مه سال 585 قبل از میلاد کسوف روی داد. طرفین دعوا کسوف را علامت خشم خداوند دانسته و صلح کردند. با وساطت پادشاه بابل رود هالیس مرز بین دو کشور شد و پادشاه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 5
تاریخ هنر خوشنویسی ایران
– خوشنویسی و تذهیب
نمونه های اولیه تا عهد سلجوقیان :در آغاز گسترش اسلام، نیازمبرمی به نوشتن و خوشنویسی وجود داشت. این خواست از یک سو به منظور اشاعه و انتشار کلام الله مجید در میان مردم و از سوی دیگر برای تبلیغات مذهبی سیاسی از جانب حکومت اسلامی بود. خطی که در ابتدا قرآن مجید به آن نوشته می شد. خط کوفی بود. از این رو، تا چندی همین خط برای کتابت نیز مورد استفاده قرار می گرفت. رونویسی از قرآن مجید و انتشار آن در میان مردم، دلیل بارزی بر ارزش گذاری دین مبین اسلام برای خواندن و نوشتن است.خوشنویسی یکی از ارکان اصلی کتاب آرایی به شمار می آید. در قرنهای اولیه هجری کتاب هایی بجز قرآن مجید و کتاب های مذهبی رونویسی یا نگاشته نمی شد. اما رفته رفته، از حدود قرن دوم هجری به بعد، با ترجمه ی آثار یونانی، سریانی و هنری و نیز با پیدایش آثار دانشمندان و متفکران اسلامی، رونویسی و نگارش کتاب های مختلف رایج گردید. و آثار این متفکرین را از مرزهای جهان اسلام نیز پا فراتر نهاد. از این رو، ارزش کتاب آرایی نیز رو به فزونی گذارد.کتاب آرایی نوعی ارزش گذاری بر کتاب بوده است. از این رو نه تنها خوشنویسی و مصور سازی ، بلکه تذهیب و تجلید نیز اهمیت داشته است. همه این هنرها و فنون در ارزش گذاری معنوی کتاب مؤثر بوده اند، و صرفاً کارکرد تزئینی نداشته اند. در قرون اولیه هجری پیش از تذهیب رفته رفته به حواشی و میان سطرها نیز راه می یابد.زرنگاری در ایران سابقه ی کهن دارد. این نکته از برگهای کتاب مانویان آشکار است.خطی که در قرن های اولیه هجری در ایران به آن می نوشتند، خط عربی بوده است. خط عربی به طور عمده به دو شیوه رایج بوده است : یکی خطی که حروفش زاویه دارند.
و دیگری خطی که حروفش قوسی دارند از خط کوفی عربی، در اوایل برای کتابت استفاده می کردند. اما کم کم این خط در کتیبه ها، سردر مسجدها و بر روی گنبدها بکار گرفته شد. خط نسخ عمدتاً برای کتابت بکار گرفته شد. چنانچه حتی امروزه نیز اکثر قرآن مجید را به این خط می نگارند.
در حدود قرن چهارم ه.ق نوعی خط کوفی ایرانی موسوم است. در این خط ، کشیدگی مدها (الف) نسبت به حروف دیگر بیشتر است.
در همین سالها تذهیب نیز رایج شد که بیشتر در آرایش حروف بکار می رفت. آرایش حروف خط کوفی ایرانی رشد بی نظیری کرد، چنانچه گاه بیشتر به نقاشی و حتی یک رمز شبیه است تا به خوشنویسی و در بسیاری موارد خواندن آن کار دشواری بود .
رشد خوشنویسی خط کوفی ایرانی به شدتی پیش می رود که در عهد سلجوقی به شیوه ای خاص می رسد. در همین عصر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 8
تاریخ دیرین ترکان ایران
مقدمه ای بر مبحث ایلامیان بزبان فارسی:
ایلامیان شاخه ای از آن دسته از اقوام خویشاوند و همزبانی بودند که در حدود 5000 سال قبل از میلاد از اسیای میانه به ایران کوچ کردند. ایلامیان در جنوب غرب ایران امروزی ساکن شدند. و بعد از چندین قرن موفق به ایجاد تمدن بزرگی به نام ایلام شدند و دولت عیلام نزدیک به سه هزار سال دوام یافت.ایلامیان تقریبا همزمان با سومری ها دولتشان را که شامل خوزستان, اطراف کوههای بختیاری,لرستان,پشتکوه و انشان یا انزان(فارس) بود تشکیل دادند.پایتختشان شوش بود و اهواز و خایدالو(خرم اباد) از شهرهای مهم شان بود(حقوق تاریخ, صفحه ٨۳, علی پاشا). ولی بعدا سرزمین تحت سلطه شان را تا نواحی مرکزی و شرقی ایران گسترش دادندַخود اهالی ایلام کشورشان را Haltamtu هلتمتو به معنی سرزمین خدا(ئی) می نامیدند. سومری های دشت نشین ناحیه بین النهرین, ان کشور را ایلام(Elam) یعنی کشور کوهستانی و اهالی ان را ایلامی یعنی ساکنین مناطق کوهستانی خطاب میکردند. این نامگذاری را اکدی ها از سومری ها اخذ و از طریق تمدن بابل به تورات رسید که با املای "عیلام" به اعراب و دیگر مسلمین منتقل شد.هخامنشیان مهاجر انان را Huwaja می نامیدند.( دکتر ضַ صدر,پیرامون نام تاریخی کشور"ایلام")دولت مقتدر ایلام از ۳۵۰۰ سال قبل از میلاد تا 645 ق م یعنی به مدت ۳۰۰۰سال تداوم داشت و بیشترین تاثیر را بر فرهنگ اقوام ساکن در ایران گذاشته است.از ایلامیان کتیبه و لوحه های زیادی به جای مانده و بیش از ده هزار لوحه ایلامی در دانشگاه شیکاگو نگهداری میشود و اثاری که تا حال ترجمه شده اطلاعات زیادی راجع به سلسله های شاهی ایلام میدهند ولی اطلاعات راجع به زمان قبل از سارگون اول (2334ق م) شاه اکد کم است.اولین سلسله سراسری ایلام "آوان" نام داشت (2550-2600ق م) و شوشتر کنونی مرکزشان بود.سلسله "سیماش" 12 شاه داشتند و مرکز حکومتشان در شمال خوزستان و جنوب لرستان بود. اوایل حکومتشان همزمان با حاکمیت قوتتی های اذربایجان در بابل بود و تابع انها بودند و اخرین شاه این سلسله "Eparli" بود و این سلسله در سال ۱٨٦۰ق م سرنگون شدַاز حوادث مهم این دوران جنگهای طولانی با سومر-اکد که منجر به انقراض انان و تسلط درازمدت ایلامیان بر بین النهرین شدַسلسله "سوککال ماخ" (۱٨۰۰-۱۵۵۰ق م) : از شاهان معروف این سلسله" shirukduk" میباشد که بابل را مطیع ایلام کردַ در سال ۱٩۵٧ در شمال عراق کتیبه ای از او پیدا شد که اشاره میکند به حمله او به قوتتی هایی که بین دریاچه اورمیه و ایلک باتان(همدان) ساکن بودند ,در ان حمله shirukduk شکست خورده و به شوش برگشته و بعد از مدتی میمیردַ بعد از او برادرش" شیموت-وارتاش" شاه ایلام شدַدوره میانه پادشاهی ایلام( ۱۴۵۰-۱۱۰۰ ق م) دوران زرین ایلام بود. ولی در قرن های ۱۱-٩ ق م به علت کشمکشهای داخلی ایلام فاقد دولت مرکزی بود و همه ایالتها کاملا مستقل بودندַدوران جدید دولت ایلام (٧۴۵-٦۴۵ق م ) از حساسترین دوران در تاریخ دولت ایلام بود,در این دوره کیاکسار شاه ماد همراه با بابل بر علیه آشور میجنگیدند و ایلامیان از این فرصت استفاده کرده دولت خود را تقویت کردنددر این دوران "تیگلات پیلسر" شاه آشور توانست لولوبی ها و هوری ها را مطیع خود ساخته و مستقیما با ایلام همسایه شودַ سارگون دوم در سال ٧۲۲ق م به ایلام حمله کرد ولی شکست خوردַ آشور بنی پال در سال ٦۴۵ به ایلام حمله کرده و " خوم بان کالداش" اخرین شاه ایلام را دستگیر کرد و دولت مرکزی ایلام را منقرض کردند ولی دولت های محلی به عمر خود ادامه دادند و شکست نهایی ایلام با حمله هخامنشیان در سال ۵۴۵ق م انجام گرفتַایلامیان بعد از این شکست دیگر فرصت باز سازی دولت مرکزی خود را نیافتند و بعد از انقراض ماد توسط هخامشیان٬ پارس ها بتدریج اراضی ایلام را ضمیمه امپراطوری تازه تشکیل شده خود کردند و دولت های محلی ایلام تابع انها شدندַایلامیان برای تشکیل دولت مستقل خود حتی در زمان هخامنشیان بارها قیام کردند ولی دیگر موفق نشدنددولت پایداری را ایجاد کنند . داریوش در سال اول حکوتش سه بار برای جنگ با سه نفر از استقلال طلبان ایلام به انجا لشکر کشی کرد و هر سه قیام را با خشونت زیاد سرکوب کرد.داریوش شهرشوش را گرفته و به پایتختی تبدیل کرد و بدین ترتیب حکومت ایلام توسط هخامنشیان از بین رفت ولی ایلامیان مثل یک ملت تا قرن ها به حیات خود ادامه داد. در زمان اشکانیان ٬ ایلامیان حق ضرب سکه خود را داشتند و بارها در زمان اشکانیان برای استقلال خود قیام کردند.
از آنجا که به هیچ وجه حمله آشوریها و حتی حمله هخامنشیان را پایان کار ایلام نمیدانیم٬ بخش مهمی از کتاب را به بررسی تاریخ ایلام در دوره سلوکی ٬ اشکانی و ساسانی اختصاص داده ایم و امیدواریم خواننده مجاب شود که حمله آشور بنی پال و ظهور هخامنشیان پایان کار ایلام نیست که حتی در دوره اشکانی برای استقلال خود می جنگیده اند.( د.ت.پوتس٬ باستان شناسی ایلام٬ مقدمه٬ص۲ ٬ از انتشارات دانشگاه کمبریج٬سال ۱۹۹۹) ایلامیان بر عکس سومریان بعد از انقراض حاکمیتشان در طول عصر های زیادی به زندگی در وطن خود ادامه داده و زبان و تمدن خود را زنده نگه داشتندַزبان ایلامی که به علت شباهت اش با زبان دیگر اقوام (قوتتی ه,کاسسی ها,ַַַ) از زمان Puzur inshushinak پوزور این شوشیناک (۲۲۰۰ ق.م.)زبان مشترک و اداری سراسر ایران بود توانست موقعیت ممتاز خود را تا اوایل ساسانیان حفظ کندַبا ترجمه تعدادی از لوحه های ایلامی نگهداری شده در شیکاگو بطور قطعی ثابت شده است که زبان ایلامی یک زبان التصاقی میباشد و لغات زیادی در ان با ترکی آذری امروزی شبیه یا عین هم هستندַ آکادئمک "مار" ثابت کرد که زبان ماد و ماننا نیز همان زبان ایلامی بودַ زبان ایلامی تا قرن ها بعد از سقوط ایلام اهمیت خود را حفظ کرد , داریوش هخامنشی آن را زبان رسمی و اداری امپراطوری کرد و همه ۳۰ هزار لوحه پیدا شده در تخت جمشید به زبان ایلامی هستند(هنوز هم ترجمه نشده اند)ַ اکادمئک"مار" ثابت کرده است که زبان رسمی و اداری ماد هم ایلامی بود(تاریخ و تمدن ایلام, ص۵), این موضوع بعدا در بخش مربوط به ماد ها شرح داده خواهد شدַ ایلامیان در زمان هخامنشیان, سلوکیان, اشکانیان و ساسانیان زبان خود را نگه داشتند و حتی در دوره بعد از اسلام نیز زبان ایلامی به حیات خود ادامه داد واز طرف تاریخنویسان اسلامی "خوزی" نامیده شد ,برای مثال اصطخری در کتاب"مسالک الممالک" به ان اشاره میکند و تاریخدانان امروزی مثلا دکتر سید محمدعلی سجادی وַַزبان خوزی را همان زبا ن ایلامی میدانندַ این زبان حالا هم در شوش و مناطق عراقی نزدیک به شوش , از جمله شهر "مندلی" و هم چنین در شهر "سنقر" لرستان و اطراف ان و بعضی جاهای دیگر زنده است و زبان عادی و روزمره اهالی میباشد و خودش هم به زبان ترکی اذری امروزی خیلی نزدیک است, انان خودشان را اشکانی مینامند(تاریخ دیرین ترکان ایران,جلد۱, پروفسور ذهتابی)" دمورگان" که سالها در خرابه های شوش کاوشگری کرده بود مینویسد که ایالت فارس حتی بعد از به
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 25
مقدمه
تحولات انقلابی در تاریخ گذشته جهان همواره به تغییر بنیادهای سیاسی و اجتماعی منجر شده است و در میان این انقلابها نهضت های انبیاء بنیادی ترین تحولات را در جوامع بوجود آورده است . از این جهت بررسی حرکت های الهی پیامبران مستلزم رسیدگی به جنبه های عقیدتی این نهضتها می باشد چرا که بعد از حرکت آنان اساس و محتوای دین خود را تشکیل می دهد لذا بررسی و نقش انقلاب و حکومتهایی که بعد از پیامبران بوجود آمده بعنوان محتوای فکری آنان ضرورت پیدا می کند چرا که ما درصدد بررسی علل گسترش اسلام هستیم و قدرت سیاسی این دین مبین که در سیطرة جهان بوجود آورد . از سوئی بررسی این تاریخ علاوه بر اهمیتش از لحاظ فکری خود پدید آورندة نهضت های بسیاری در سطح جهان شده که از این تاریخ سرنوشت ساز تبعیت دارند .
جزوه حاضر خلاصه از کتاب تاریخ تحلیلی اسلام است بقلم فرزانه دانشمند آقای رسول جعفریان که این مهم را بررسی بیشتر می نماید .
والسلام
صه کتاب تاریخ سیاسی اسلام
نقش پیامبر در حیات تاریخی اسلام
حضرت محمد بن عبدا... صلی ا... علیه و آله ، بنیان گذار مکتب اسلام 53 سال قبل از هجرت متولد شد . پدرش هرگز او را به چشم ندید ، و مادرش نیز به سنین خردسالی او درگذشت و او را تنها گذاشت .
پیامبر (ص) تا چندی به سرپرستی عبدالمطلب و پس از آن تحت نظر ابوطالب عموی خود رشد کرد ، و در حالیکه دارای نیکوترین خصائص اخلاقی و انسانی و صاحب شخصیت والای اجتماعی بود در سن 40 سالگی از طرف خداوند به ابلاغ اسلام مأمور شد .
پیامبر (ص) صرف نظر از آنکه مجری احکام الهی بود و از این رهگذر پیروزی های چشمگیری نصیب اسلام کرد ، خود نیز خصال و صفاتی را دارا بود که در توسعة اسلام نقش بسزائی داشتند . ممکن است اصل اجرای دستورات الهی مجرد از جنبه های فردی پیامبر (ص) ملاحظه شود ، اما نحوة اجرای آنها از خصلتهای فردی پیامبر (ص) به حساب می آید .
جنبه های شخصی پیامبر (ص) در رشد اسلام
1- خودی بودن پیامبر (ص) : قوم عرب در آن مقطع از زمان ، گر چه ارتباطات مختصری با ایران و نواحی شامات داشتند اما در مجموع به خود بیشتر مشغول بودند تا دیگران و جامعة آنان جامعه ای بسته و تقریباً بی ارتباط با سایر نقاط بود . مقصود ارتباطی است که در سایة آن تاثیر فرهنگی عمده ای از سایر فرهنگها کسب کنند . جامعه عرب جامعه ای بود که نمی خواست مطالب دیگران را بپذیرد ، احتمالاً آیة «وَلَوْ نَزَّلْناهُ عَلی بَعْضِ الْاَعْجبین فَقْرأهُ عَلَیْهِم ماکانوا بِه مؤمنین» اگر آن را بر برخی غیر عربها نازل کرده بودیم و برایشان می خواند . به آن نمی آورند ، به همین روحیه اشاره دارد .
خداوند پیامبر (ص) را از میان خود آنان برانگیخت ، فردی از همان جامعه که در میان آنان متولد و پرورش یافته و برای آنان خودی بود و نسبت به او غرابتی احساس نمی کردند .
2- شرافت نسبی پیامبر (ص) : قریش از سالها پیش در میان عرب قبیله ای شناخته شده و با اهمیت بود . این اهمیت به دوران قصّی بن کلاب جد پنجم پیامبر و پس از آن به بزرگوارانی چون هاشم و عبدالمطلب مربوط می شد . شخصیت هایی که ریاست مکه و کلیدداری کعبه را به عهده داشتند .
3- گذشته نیکوی پیامبر : پیامبر چهل سال در میان این مردم زندگی کرده بود ، زندگی او خالی از دو روئی و نفاق و بدور از صفات زشت و حالات ناپسند بود ، او هیچ گاه به بت پرستی آلوده نشد و در مقابل بتها سر تسلیم فرود نیاورد و برای آنها قربانی نداد . او نزد دیگران فردی صادق و امین ، و در مقایسه با دیگران فردی برتر به حساب می آمد . ابوطالب (ع) در مورد او ، هنگام ازدواج با خدیجه (ع) گفته بود :
« ثُمَّ اِنَّ ابْنَ اَخی مُحَمَّدَ بْنْ عَبْدِاللّه لایُوزَنُ بِرَجُلٍ مِنْ قُرَیْشٍ اِلّا رَجَعَ ، وَلایُقاسُ بِاَحَدٍ اِلّا عَظُمَ عَنْهُ » برادرزاده ام محمد بن عبدالله با هیچ مردی از قریش سنجیده نمی شود جز آنکه بر او برتری دارد و با هیچکس مقایسه نمی شود مگر آنکه عظیم تر است .
4- نخواندن و ننوشتن : محیطی که پیامبر در آن رشد نمود از مظاهر فرهنگی و تعالی فکر بشری عاری بود ، هیچ اثری از اخلاق و دانش در آن بچشم نمی خورد ، و هیچکس به طور مشخص از علم و فرهنگ بهره ای نداشت ، خواندن و نوشتن که از اولین ابزار کسب دانش و فرهنگ است در جزیره العرب مرسوم نبود ، و در سراسر آن جز خرافات جاهلانه و حرکات زشت کاهنانه چیز دیگری به عنوان فکردیده نمی شد .
آیة قرآن : « قُلْ لَوْ شَاءَ اللّهْ ما تَلَوْ نُهُ عَلَیکُمْ وَلا اَدْریکُمْ بِه ، فَقَدْ لَثْبتُ فیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ اَفَلَا تَعْقِلوُنَ» بگو اگر خدا می خواست من این آیات را بر شما تلاوت نکرده و شما را بدان آگاه نمی ساخت ، من عمری را در میان شما سپری کرده ام آیا تعقل نمی کنید ؟ بدیهی است که اگر قرآن از خود او بود قبل از بعثت نیز باید علامات آن دیده می شد . همه مؤید آن است که «عدم وجود زمینة تربیتی – علمی» شاهدی بر اثبات رسالت رسول خدا بوده است .
5- بعد اخلاقی پیامبر (ص) : عالی ترین و بارزترین خصوصیت زندگی پیامبر (ص) بعد اخلاقی آن است . اخلاقی که او برای ارائة آن و عینیت بخشیدن به آن در جامعه مبعوث شده بود ، آن گرامی قبل از هر چیز مبشر کرداری انسانی و زیباترین سجایای اخلاقی بود، کرداری بحد نه فقط در خانه و در رابطه با بستگان و نزدیکان بلکه در سطح جامعه و نسبت به همه اقشار رعایت می گردید و