لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 7
آناتومی بینی
آناتومی یا تشریح به معنای مطالعه ساختمانی اندامهای تشکیل دهنده بدن موجودات است. بینی (Nose) اولین قسمت گذرگاه تنفس است. بینی شکل هرمالقاعده را دارد که قسمت فوقانی آن استخوانی و قسمت تحتانی آن غضروفی است. حفرههای بینی ، هوا را قبل از رسیدن به ریهها صاف ، گرم و مرطوب میسازند.
دید کلی
اصلیترین راه ورود هوا به دستگاه تنفسی ، بینی است. 3/2 بخش تحتانی حفره بینی پهنتر از بخش فوقانی بوده و بوسیله مخاط تنفسی ضخیم پرعروقی پوشیده شده است. و 3/1 فوقانی آن ، که باریکتر است، بوسیله مخاط بویایی رنگ پریدهای پوشیده شده و محل قرار گیری گیرندههای بویایی میباشد. استخوان بینی (Nasal bone) ، استخوانی است زوج و مستطیلی که در طرفین خط واسط و در زیر استخوان پیشانی قرار گرفته است و اندازه و شکل آن در افراد مختلف ، متغیر است.
ساختمان بینی
بخش خارجی بینی (external nose)
بخش خارجی ناحیه برآمده و سطحی است که در ناحیه صورت وجود دارد و شامل دو بخش است:
بخش استخوانی ، شامل استخوانهای بینی و زایده پیشانی فک بالا.
بخش غضروفی که شامل تعدادی غضروف بهم چسبیده است.
بخش داخلی یا حفره بینی (Nasal Cavity)
از سوراخهای خارجی بینی (Nostrils) در جلو تا سوراخهای عقبی بینی (Choanae) امتداد داشته و توسط یک دیواره میانی بینی به دو نیمه چپ و راست تقسیم میگردد. ابعاد تقریبی هر حفره بینی شامل ارتفاع 5 سانتیمتر ، طول 5 - 7.5 سانتیمتر و پهنا از نزدیکی کف 1.25 سانتیمتر و پهنای سقف بینی در یک حفره حدود 2 میلیمتر است. هر حفره شامل جدار تحتانی ، جدار فوقانی ، جدار داخلی و جدار خارجی است. در تشکیل هر جدار بخشهای زیر شرکت دارند:
جدار تحتانی از زائده کامی استخوان ماگزیلا و صفحه افقی استخوان کامی.
جدار فوقانی از جلو به عقب ، استخوان پیشانی و استخوان اسفنوئید شرکت دارند.
جدار داخلی از استخوان خیش ، تیغه عمودی استخوان غربالی و غضروف تیغه بینی تشکیل شده است.
جدار خارجی دارای سه برجستگی به اسامی شاخکهای فوقانی ، میانی و تحتانی میباشد.
در عقب حفره بینی ، سوراخ شیپور استاش قرار دارد که بینی را با گوش میانی مرتبط میسازد. مخاط پوشاننده حفرههای بینی به داخل گوش میانی و سینوسها نیز کشیده شده و التهاب این مخاط را در داخل سینوسها ، عارضه سینوزیت را ایجاد میکند.
حفره بینی از لحاظ بافت شناسی و وظایف آن
قسمت قدامی بینی ، دهلیز نامیده میشود که اپی تلیوم آن در امتداد با پوست و دارای موهای زبر و کوتاه ، غدد چربی و غدد عرق میباشد. قسمت خلفی حفره بینی توسط اپی تلیوم تنفسی پوشیده شده و بدین جهت ، ناحیه تنفسی نیز نامیده میشود. در زیر اپی تلیوم ناحیه تنفسی آستر قرار گرفته که حاوی غدد مختلط سروزی و موکوسی و اجسام تورمی (Swell bodies) است.
اجسام تورمی شبکههای وریدی وسیع و تغییر یافتهای میباشند که در عمق آستر شاخکها در ناحیه تنفسی قرار گرفتهاند و ضمن عبور هوا باعث گرم شدن آن میگردند. تجمع خون در اجسام تورمی بطور متناوب باعث انسداد یکی از مجاری بینی میشود که این امر مانع از خشک شدن مخاط تنفسی در اثر عبور هوا میشود و آن را سیکل بینی نیز مینامند. در بیماریهای تنفسی مانند زکام ، اجسام تورمی هر دو مجرای بینی متسع شده و سبب گرفتگی بینی میشوند.
علاوه بر اجسام تورمی ، سیستم عروق غنی و سازمان یافته این ناحیه در گرم کردن هوای دم نقش مهمی دارد. بافت همبند آستر همچنین حاوی سلولهای لنفاوی ، مالت سل و پلاسما سل میباشد که آنتی بادیهای مترشحه بوسیله آنها مخاط بینی را در مقابل آنتی ژنها و میکروبهای مهاجم ، حفاظت میکند. مخاط تنفسی بینی فاقد زیر مخاط میباشد.
ناحیه بویایی حفره بینی
سقف حفره بینی ، قسمت فوقانی دیواره بینی و سطح شاخکهای فوقانی توسط اپی تلیوم بویایی پوشیده شده است. اپی تلیوم بویایی منظره مطبق کاذب دارد و متشکل از سه نوع سلول میباشد که عبارتند از: بویایی ، پشتیبان و قاعدهای.
سلولهای بویایی (Olfactory Cells)
نورونهای دوقطبی و دارای هسته مدور هستند که دندریت آنها در قسمت انتهایی متسع شده و وزیکول بویایی را بوجود میآورد. از وزیکولهای بویایی 8 - 6 مژه ثابت خارج و بطور افقی در سطح اپی تلیوم قرار میگیرد. اکسونی که از انتهای تحتانی سلول بویایی خارج میشود. بدون میلین بوده ، ولی پوشیده با سلول شوان میباشد که همراه با اکسون سایر سلولها ، عصب بویایی را بوجود میآورند. عصب بویایی پس از عبور از استخوان پرویزنی (ethmoid) به پیاز بویایی در مغز وارد میشود. مخاط بویایی حاوی رشتههای عصبی دیگری غیر از اعصاب بویایی است که برای دریافت تحریکات غیر بویایی میباشند.
سلولهای پشتیبان
این سلولها از نوع منشوری بلند و دارای میکروویلیهای متعدد در سطح رأسی میباشند که هسته آنها در سطح فوقانی واقع شده است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
تعریف جهان بینی
نوع تفکر و برداشتی که یک مکتب و دینی نسبت به جهان و هستی عرضه داشته و در واقع تکیه گاه فکری همان مکتب حساب میگردد جهان بینی نامیده میشود.
عناصر جهان بینی
جهان بینی در واقع قسمتی از هستی شناسی میباشد و عناصر آن عبارتند از: الف : توجیه جهان هستی ب: توجیه انسان ج : رابطه انسان با هستی شهید مطهری علیه الرحمه مینویسد: جهان بینی به معنی جهان شناسی است نه جهان احساسی و به مسأله معروف شناخت مربوط میشود، شناخت از مختصات انسان است بر خلاف احساس که از مشترکات انسان و سایر جانداران است، لذا جهان شناسی نیز از مختصات انسان است و به نیروی تفکر و تعقل وابستگی دارد. سپس در تعریف جهان بینی میگوید: نوع برداشت و طرز تفکری که حذف یک مکتب درباره جهان و هستی عرضه می دارد زیر ساز و تکیه گاه فکری آن مکتب به شمار میرود، این زیر ساز و تکیه گاه اصطلاحاً جهان بینی نامیده میشود. همه دین ها و آیین ها و همه مکتبها و فلسفه های اجتماعی متکی به نوعی جهان بینی بوده است.
انواع جهان بینی
بر اساس تعریف جهان بینیما دارای انواع جهان بینی هستیم که بنا به تفاوت نگاهها بر عالم هستی بوجود آمده، که یه ترتیب زیر است.
جهان بینی تجربی
در شناخت جهان هستی بر اساس تجربی، جهان بینی ما بر دو عامل فرضیه و آزمون وابسته است، یعنی در علوم تجربی، برای اثبات و کشف علت یک پدیده ابتدا فرضیهای را ارائه میدهند، و پس آن فرضیه را از طریق آزمایش، بررسی میکنند و با این روش، به کشف علتها و معلولها پی میبرند. مزایای جهان بینی تجربی
البته این یکی از مزایای این نوع جهان بینی است چون که بر اساس آزمون، کشفیات و شناختهایش دقیق و مشخص است و میتواند با این روش در مورد یک موجود جزئی اطلاعات خیلی زیادی به انسان بدهد و دومین مزیتش این است که چون این نوع جهان شناسی، قوانین خاص هر علوم را به انسان میشناساند، راه تصرف و تسلط آن را نیز بر بشر میشناساند.
نقصهای جهان بینی تجربی
ولی در مقابل نقصهایی نیز متوجه این نوع جهان بینی هست و آن اینکه علوم تجربی فقط در مورد چیزهای جزئی قادر بر پاسخگویی است یعنی دایره و حوزهاش محدود است به آزمون یعنی قدرت شناخت در جائی است که آزمون بر آن راه دارد در حالیکه همه عالم هستی را نمیتوان به توسط آزمون شناخت یعنی در جهان بینی تجربی مسائلی مانند جهان از کجا آمده است؟ به کجا میرود؟ جهان حق است یا پوچ، زشت است یا زیبا و غیره به دلیل اینکه تحت آزمون در نمیآیند قابل پاسخگوئی نیست و بیشترین جسارتی که اینگونه جهان بینی در مواجه با این سوالات هستی شناسانه از خود نشان داده، گفتن نمیدانم بوده است!
جهان بینی فلسفی
جهان بینی فلسفی در طرز برخورد و عکس العمل انسان در برابر جهان موثر است یعنی موضع انسان را در جهان مشخص میکند، و نگرش انسان را نسبت به جهان هستی شکل میدهد و به طور کلی این جهان بینی به زندگی انسان، معنی داده و او را از احساس پوچی بدور نگه میدارد بر خلاف جهان بینی تجربی، که قادر نیست به انسان جهان بینی دهد. در واقع جهان بینی فلسفی از آن نظر که متکی به یک سلسله اصول بدیهی و غیر قابل انکار میباشد و دیدگاهایش را با استدلال ثابت میکند و از تزلزل و لغزشی که جهان بینی تجربی دارد، بدور است از محدودیت جهان بینی تجربی نیز بدور میباشد.
جهان بینی دینی
در برخی از ادیان مانند دین اسلام جهان شناسی دینی در متن دین، صورت فلسفی دارد و به صورت استدلال، به بیان دیدگاهایش می پردازد. یعنی مسائل با تکیه بر عقل و استدلال عرضه شده است از این رو جهان بینی اسلامی در عین حال یک جهان بینی عقلی فلسفی است.
معیار مقبولیت جهان بینی
با نظر اینکه سه نوع جهان بینی در شناخت جهان هستی وجود دارد و قطعا از بین این سه نوع، یک نوع آن صحیح میباشد برای اینکه صحیحترین نظریه را بدست آوریم باید معیار مقبولیت جهان بینی را بدانیم که به ترتیب زیر است. 1) جهان بینی باید از طرف عقل تائید شود. 2) به زندگی انسان و جهان معنی دهد. 3) جهان بینی باید آرمان پرور و شوق انگیز باشد. 4) استعداد و قدرت تقدس بخشیدن به هدفهای انسانی و اجتماعی را داشته باشد. 5) و جهان بینی ما باید تعهد آور و مسئولیت ساز باشد.
جمعبندی
با نظر به مطالب مطرح شده و با نگاه به انواع جهان بینیها، ما در جهان بینی تجربی به دلیل محدودیتش در دایره آزمون و خطا و جزئی بودنش چنین معیارهایی را نمیتوانیم بدست آوریم و در جهان بینی فلسفی بدلیل اینکه به طور کامل به دلیل عدم شناختنش از جهان هستی، نمیتواند آرمانساز باشد و دیگر معایبش نمیتوان به عنوان یک مکتب قابل قبول پذیرفت اما جهان بینی دینی با نظر اینکه همه معیارهای یک جهان بینی را دارد، تنها جهان بینی است که میتواند به عنوان یک جهان بینی قابل قبول در بین سایر جهان بینیها، لحاظ گردد چون از یک طرف شناخت کاملی از آفریننده عالم هستی دارد و اینکه نظام هستی بر اساس خیر و رحمت و رساندن موجودات به سعادت و کمال میشناسد که موجودات عالم با نظامی هماهنگ در جهت حرکت به کمال به سوی پروردگار عالم در حرکتند و اینکه آفرینش هیچ موجودی از روی بیهوده انگاری نبوده بلکه جهان بر اساس یک سلسله قوانین که به اصطلاح سنت الهی نامیده میشود اداره میگردد. که در میان موجودات عالم، انسان را اشرف مخلوقات میشناساند، و به طور کلی جهان بینی دینی تنها نوع جهان بینی است که تعهد و مسئولیت افراد را نسبت به خودش، نسبت به همنوعانش، نسبت به محیط طبیعت و نسبت به خدایش بوجود میآورد و بر این اساس انسان را از خطر سقوط به دره هولناک پوچگرایی و نیست انگاری نجات میدهد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
پیشبینی فناوری چیست؟(با نگاه به تجربه اروپا)
نویسنده: آکسل زوئک[1]
برگردان: اندیشگاه شریف
1. مقدمه و تعریف
این فصل به بررسی یافتههای پروژهی رصد بلندمدت (پیشبینی فناوری) اختصاص دارد. از این فصل، درمییابیم که پیشبینی فناوری، رصد مستمر پیشرفتهای فناورانه است و به شناسایی[2] بهموقع (زودتر) کاربردهای نویدبخش در آینده، و ارزیابی و اعتبارسنجی[3] پتانسیلهای آنان منتهی میشود. پیشبینی فناوری بر حوزههای خاصی از فناوری متمرکز است؛ و هدف آن، شناسایی زمینههایی است که از پتانسیل بالایی برخوردارند. از این رو، فرصتهای تولید محصولات جدید در دنباله اکتشافات علمی همانند شرایط ظهور، توسعه، و اشاعهی نوآوریهای فناورانه اهمیتی کلیدی دارد.
در عمل میتوان پیشبینی فناوری را فرآیندی دانست که به نحوی یک یا تمامی مراحل زیر را در بر میگیرد:
مرحلهی1. شناسایی؛ در این مرحله، زمینههای جدید و اغلب بینرشتهای، به همراه زمینههای علمی و فناورانهی موجود، که کاربردهای نوین و پیشرفتهای مهیج فناورانه را نوید میدهند، از طریق پویش مستمر شناسایی میشوند.
مرحلهی 2. اعتبارسنجی؛ این مرحله، به اعتبارسنجی بازهی زمانی[4] اختصاص دارد که طی آن امیدها به واقعیت و در واقع به محصولاتی قابل عرضه به بازار تبدیل میشوند؛ اینکه آیا این محصولات به حل نیازهای مهم اجتماعی و اقتصادی کمک میکنند و در نتیجه تقاضای قابلملاحظهای را برآورده خواهند ساخت؛ یا خیر؟ اعتبارسنجی، بر مجموعه معیارهای شفاف و قابلدرک متکی است؛ و منابع اطلاعاتی آن عبارتند از: مطالعهی نشریات و اختراعنامهها، مصاحبه و گفتو گو با متخصصان، پرسش و پرسشنامههای رسمی، تحلیل برنامههای کارگاهها و جلسههای علمی، شرکت در رویدادهای منتخب، تحلیل بانکهای اطلاعاتی مرتبط، و سازماندهی جلسات ارائه[5] و کارگاههای آموزشی. البته منابع اطلاعاتی تنها به اینها محدود نمیشود.
مرحلهی 3. انتقال و پیادهسازی اطلاعات؛ این دو مرحله در قالب تحلیلی ریزشده ـ که شامل مجموعهای از توصیههای خاص دربارهی پیادهسازی معیارها است ـ انجام میشوند. سپس نتیجهی تحلیل به اطلاع سیاستگذاران، نمایندگان کسبوکاری منتخب، دانشمندان در زمینههای مرتبط، و عموم میرسد. در نهایت اولین دور اجرای پروژهها بر مبنای این توصیهها آغاز میشود.
اگرچه بعضاً ممکن است این سه مرحله بهطور کاملاً پیوسته و پیدرپی رخ دهند، اما همیشه نمیتوان آنها را کاملاً از یکدیگر تفکیک کرد و گاه فقط بخشی از آنها بهطور کامل انجام میشود. بنابراین، حضور هر یک از این مراحل به تنهایی، شاخص فعالیت پیشبینی فناوری است.
عبارت "پیشبینی فناوری" کمی مبهم است و ممکن است گمراهکننده هم باشد. در گزارش حاضر، این عبارت منحصراً به مفهومی که پیش از این گفتیم، دلالت میکند. همانطور که کوتز[6] (1999) نشان داد، امروزه تمایز میان عبارت "پیشبینی فناوری" و عبارت "پیشبینی فناورانه"[7] - که در نوشتارهای مرتبط با این موضوع، بسیار دیده میشود - کاملاً مشهود است. پیشبینی فناورانه، بهطور، کلی بر پیشبینی کمٌی پارامتری که عملکرد یک فناوریِ دادهشده را ارزیابی میکند، تمرکز دارد. مطابق رویکرد دیگری که توسط مارتینو[8] (1983) نشان داده شد، پیشبینی فناورانه عبارت است از: "پیشبینی ویژگیهای دستگاهها، رویهها و فنون مفید". این رویکرد که ویژگیهای فناوری را از دیدگاه "توانمندی کارکردی"[9] مورد بررسی قرار میدهد، "سنجش کمی"[10] نام دارد[11].
به گفتهی برایت[12] (1978)، پیشبینی فناوری با این مفهوم عملی نیست، مگر آنکه فناوری مورد نظر به مرحلهی "نمونهی عملی"[13] رسیده باشد؛ چرا که حمایت دولت از توسعهی فناوری بهطور کلی بر مراحل اولیه متمرکز است. مرحلهی اول را میتوان با استفاده از عبارت "رصد فناوری"[14] بهخوبی تشریح کرد. این عبارتی بود که نخست پورتر[15] (1991) از آن استفاده کرد و بدین ترتیب به عنوان روشی برای پیشبینی فناوری در میان روشهای دیگر معرفی شد. از طرفی دامنهی این نوع از رصد فناوری، فاقد فرآیند پیشبینی فناوریِ سهمرحلهای است.
بنابراین چنین تصور میشود که شاید عبارت "پیشبینی فناوری"، بهترین گزینه برای تعریف ذکرشده در بالا نباشد. اما با توجه به اینکه این عبارت در تمام طول پروژه یک عبارت متداول بوده و تا کنون نیز در مورد عبارتی بهتر از این اتفاقنظری حاصل نشده است، در این فصل نیز از این عبارت ـ با مفهوم خاصی که در اینجا شرح داده شد ـ استفاده میشود.
اگرچه ابعاد اجتماعی ـ اقتصادی در اعتبارسنجی یک (زمینه) فناوری مشخص بسیار اهمیت دارند، اما پیشبینی فناوری بر بررسی این چنین پرسشهای اجتماعی ـ اقتصادی متمرکز نیست (مرحلهی 2). فعالیتهای آیندهگرا[16] ـ که روند اجتماعی / اقتصادی و توسعهی نسبتاً عظیم فناورانه، هستهی مرکزی آن را تشکیل میدهند ـ تحت عنوان فعالیتهای آیندهنگاری[17] مورد بحث قرار خواهند گرفت[18]، که شامل این فصل نمیباشد.
پیشبینی فناوری، ابزاری برای کمک به تصمیمگیرندگان در مواجهه با مشکلات ملموس در یک چارچوب فناورانه بهشمار میرود؛ که نه تنها در بخش دولتی، که در بخش خصوصی نیز بهکار گرفته میشود، و چه بسا کاربرد آن در بخش خصوصی بیشتر باشد[19]. شروع کار پیشبینی فناوری، مستلزم دستور مشتری است که معیار اعتبارسنجی را مشخص میکند. یکی از مزایای پیشبینی فناوری، امکان فروپاشی ساختارهای تثبیت شده و صلب است؛ بهویژه اگر روشهای تعاملی و میانرشتهای برای این منظور بهکار گرفته شوند. مزیت دیگر پیشبینی فناوری این است که به عنوان یک سکوی ارتباطی نیز کاربرد دارد.
به علاوه، پیشبینی فناوری این پتانسیل را دارد که ابزاری استراتژیک در سطح اروپا باشد. بهواسطه همکاریهای دوجانبه و چندجانبهی مؤسسات میتوان میزان کارهای تکراری را کاهش داده، و در نتیجه شایستگیهای ناکامل موجود در کشورهای گوناگون را با یکدیگر ادغام کرد. بدین ترتیب، دستیابی به شایستگی کامل و فراملی در زمینهی فناوریِ موردنظر میسر میشود و موقعیت اروپا در رقابت جهانی ارتقا مییابد.
تصور عموم این است که پیشبینی فناوری، فرآیندی اجتماعی است که در آن انواع گوناگون دانش، در قالب پیامی معنیدار در مورد پیشرفتهای آیندهی فناوریهای خاص، با یکدیگر ادغام شدهاند. اما این دیدگاه، مشارکت بخش عمومی را شامل نمیشود. در این فرآیند، روشهای مختلف تبدیل دانش[20] نقش مهمی ایفا میکنند؛ بهخصوص آنکه آشکارسازی دانش ضمنیِ متخصصان و ادغام اطلاعات آشکار و ضمنی موجود، به عهده پیشبینیکننده[21] است.
پرسش اصلی که در زمینه پیشبینی فناوری مطرح میشود، چگونگی مواجهه با پیشرفتهای خطشکنانه (مرزشکنانه) است. موفقترین پیشبینیها در زمینهی تغییرات تصاعدی و تدریجی است؛ چرا که در این نوع تغییرات میتوان با ملاک قراردادن گذشته، آینده را به درستی پیشبینی کرد. پیشرفتهای مرزشکنانه علمی و فناورانه کاملاً غیرقابلپیشبینی به نظر میرسند. متخصصانی که در این پروژه همکاری دارند، معتقدند که استفاده از روشهای خلاقانه، بهترین راه برای پی بردن به پیشرفتهای مرزشکنانه است. تمامی مراحل پیشبینی فناوری، دربردارندهی ابعادی از پردازش اطلاعات محض از اطلاعات ذخیرهشده همانند ابعاد اجتماعی و ارتباطی (که به تعامل با گروههای درگیر اشاره میکنند) است. هر چه ارتباط بین ابعاد اجتماعی نزدیکتر باشد، ایجاد نتایجی با کیفت بالاتر بیشتر مدنظر قرار میگیرد. این مساله، به خصوص هنگام اجرای روشهای خلاقانه بیشتر مصداق دارد.
چالش اصلی، این است که تنها نباید به موضوعات مجزا پرداخت، بلکه لازم است برخی از موضوعات همراستای یکدیگر نیز مورد بحث قرار گرفته و مبنای مقایسه را تشکیل دهند، و در نهایت پس از ردهبندی، از میان آنها بهترین زمینه انتخاب شود.
اصولاً تمامی زمینههای فناوری، تحت پوشش برخی از سازمانهایی که در این پروژه شناسایی شدند، قرار دارند. رایجترین این زمینهها، فناوری اطلاعات و (ICT)، مواد، الکترونیک، انرژی، محیط، فناوری زیستی، شیمی، حمل و نقل، مهندسی، بهداشت، فناوری نانو، علوم زیستی، تولید، و خودکارسازی هستند؛ اما فناوریهای بسیارِ دیگری نیز تحت پوشش این سازمانها قرار دارند؛ که دربارهی جزئیات آنها در بخش 3 این فصل بحث خواهد شد.[22]
توسعهی جدیدی که ارزیابی فناوری را تحت تأثیر قرار داده، نرمافزار پیشرفتهی ذخیره و بازیابی اطلاعات است. در اینجا دو چالش وجود دارد: یک، ایجاد مبنایی برای مقایسهی فناوریهای متمایز؛ و دو، تدوین کارراهه (نقشه راه : سیر تکامل) فناوریها2 به عنوان خروجی پیشبینی فناوری.
گذشته از آنچه گفته شد، چنین تصور میشود که پیشبینی فناوری، انتقال فناوری را بهبود میبخشد. پیش از این، انتقال فناوری به معنای انتقال یکسویهی دانش جدید از بخش علمی به بخش صنعت بود. در حالی که فرآیندهای پیشبینی فناوری، ارتباطی چندسویه را برقرار کرده، و بین دانش، سیاست، و صنعت تعادل ایجاد میکنند. بدین ترتیب، ایدهها و مفاهیم, پرورش یافته و انتقال مییابند و نقصهای موجود در رویکرد متداول انتقال فناوری را میپوشانند. در مرحلهی اول توسعهی فناوری، انتقال اطلاعات مورد نیاز صنعت انجام شده و تبادل دوجانبهی اطلاعات تضمین میگردد؛ چرا که در عمل، لازمهی آن اجتناب از روش سنتی و یک جانبهی انتقال فناوری به شکل کلاسیک است.
یکی از مهمترین ابعاد پیشبینی فناوری، بعد ارتباطات است. پیشبینی فناوری، ارتباط بین جوامع گوناگون زیر را ایجاد کرده و پرورش میدهد:
علم و علم (در زمینههای بین رشتهای جدید)؛
علم و فناوری؛
صنعت و سیاست؛
فناوری و مدیریت دولتی؛ و
فناوری و بخشعمومی.
یکی از مسائلی که در زمینههای میانرشتهای جدید دیده میشود، این است که دانشمندان متخصص در رشتههای گوناگون، از زبانهای مختلف و ناهماهنگی استفاده میکنند. از این رو، در فرآیند پیشبینی فناوری، لازم است میان "علم و علم" تعامل ایجاد کرد، و زبان و ادبیات مشترک برای زمینهی میانرشتهای جدید بهوجود آورد. شرایط مشابهی نیز در ارتباطات میان دانشمندان تحقیقات پایه و محققان صنعتی ـ که به کاربرد فناورانهی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 1
پیش بینی حوادث 11 سپتامبر در قرآنحادثه فرو ریختن دو ساختمان مرکز اقتصادی امریکا که از بزرگترین ساختمان های جهان بودند توسط قران کریم در 1400 سال قبل پیش بینی شده است.این پیش بینی مربوط به کلمه ای است به نام (جرف هار) که هم اکنون به تفسیر آن می پردازیم:ماه نهم میلادی ماه سپتامبر است و این کلمه نیز در سوره نهم قران کریم قرار دارد.(سوره توبه)همانطور که میدانید این 2 ساختمان 109 طبقه بوده اند و این کلمه در ایه 109 سوره توبه قرار دارد.این سوره در جزء 11 قرآن قراردارد واین اتفاق در روز یازدهم سپتامبر انجام گرفته است.این اتفاق در سال 2001 میلادی به وقوع پیوست و این کلمه نیز کلمه 2001 قران است.این اعداد و ارقام را یک جوان ایرانی در امریکا کشف کرده است.و این هم ترجمه ایه :آیا آنکه بنای خویش بر پرهیزگاری خدا و رضای او پایه نهاده بهتر است یا آن کسی که بنای خویش بر لب پرتگاه نهاده که فروریختنی است.و همچنین در ایه 110 امده که : و ساختمانی را که بنا کرده اند همواره مایه اضطراب دلهای ایشان است تا وقتی که دلهایشان پاره پاره شود وخداوند دانا و حکیم است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 35