لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 13
مقدمه :
امروزه یکی از مسائل پیچیده ای که جوامع را درگیر خودساخته است، مسئله نوجوانان وجوانان بزهکار است که درسطح جامعه به اعمال خلاف قانون می پردازند . درواقع ، اعمال بزهکارانه این نوجوانان ، توجه بسیاری ازروانشناسان وجامعه شناسان ومددکاران اجتماعی را به خود معطوف کرده ووجود این معضل دراجتماع ، همگان را برآن داشته است تا با مشارکت یکدیگروارائه راهکارهای مناسب دروضعیت این قشر ازاجتماع ، به وضعیت آنها سامان دهند. درعین حال ، بزهکاران نوجوان درهراجتماعی یافت می شوند وقوانین مربوط به مجازات آنها برحسب دولت ها متفاوت است . ازسوی دیگر ، نمی توان هرنوجوان ناسازگاری را بزهکار دانست زیرا اعمالی که این گروه انجام می دهند دارای یک جهت مشخص می باشد .
بزهکار ، کسی است که اعمال ضداجتماع انجام می دهد وباید اقداماتی جهت تربیت واصلاح او صورت پذیرد به همین دلیل دراکثر کشورها دادگاه های ویژه ای تحت عنوان دادگاه اطفال بزهکار تشکیل می شود که این دادگاه صلاحیت رسیدگی به جرایم اطفال ونوجوانان زیرهجده سال را دارد . دادگاه درصورت صلاحدید این بزهکاران را به مراکز اصلاحی وتربیتی مختص آنها ، که امروزه کانون اصلاح وتربیت نام دارد ، ارجاع می دهد .
بیگمان ، جوامع بشری در هر شرایطی به همزیستی مسالمت آمیز با همنوعان خود نیازمند هستند. آنچه مسلم است تا امروز به دلیل اختلافات زیر بنایی و ریشه ای مختلفی از جمله در مسا ئل عقیدتی ، فرهنگی و مذهبی و در عین حال تفاوت هایی که در معیارهای سنجش ارزش ها در حیطه های گوناگونی وجود داشته ، یک توافق و تفاهم عمومی و جهان شمول استقرار نیافته است. وانگهی ، تمام انسان ها از هر قوم و قبیله ، نژاد و مذهب ، دین و عقیده اتفاق نظر دارند که یکی از محوری ترین اعمال فردی و اجتماعی ،تربیت و هدایت درست کودکان برای آینده می باشد . اقدامی که شرط ضروری و انکار ناپذیر رشد و ترقی جامعه ی انسانی تلقی می شود .
افت تحصیلی و مردودی را نمیتوان فقط به عنوان یک مشکل فردی مورد توجه قرار داد زیرا ابعاد و پیامدهای ناشی از آن بسیار فراتر و وسیعتر از مسائل شخصی و فردی است. از طرف دیگر بین افت تحصیلی، مردودی و ترک تحصیل ارتباط وجود دارد. مطالعاتی که به بررسی ارتباط بین مردودی و ترکتحصیل در دبیرستان پرداختهاند همواره نشان دادهاند اکثر دانشآموزانی که تجربه مردودی دارند عاقبت مدرسه را رها میکنند. برخی محققان گزارش کردهاند ترکتحصیلکنندگان پنج برابر بیشتر از دیگر دانشآموزان تجربه مردودی دارند. بنابراین اگر بهطور جدی برای کاهش افت تحصیلی و نهایتا مردودی و ترک تحصیل اقدام شود، منابع جامعه خصوصا منابع انسانی، این گنجینههای ملی به هدر نخواهند رفت.یکی از ملاحظات مهمی که همواره باید مورد توجه قرار گیرد خسارتهای ناشی از افت تحصیلی است. با افزایش میزان تکرار پایه و ترک تحصیل، کارایی درونی نظام آموزشی کاهش مییابد و این از نظر ملی و از منظر اقتصادی، خسارت غیرقابل جبرانی محسوب میگردد. این موضوع در کشورهای دیگر بسیار مورد توجه است. برآوردهایی که از خسارتهای ناشی از تکرار پایه و ترکتحصیل بسیار چشمگیر است.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 448
بخش اول
علل فردی بزهکاری
فصل اول : عوامل جسمی و ذاتی
مبحث اول : ارث و بزهکاری
امروزه مسأله بزهکاری اطفال و نوجوانان، از جمله مسائل بغرنج اجتماعی است که فکر اکثر دانشمندان را به خود مشغول داشته است. درباره علل افزایش بزهکاری در روزگار کنونی؛ عقاید مختلفی ابراز شده است. پاره ای از محققین ازدیاد جرم و جنایت را در جهان امروز از خصوصیات کنونی جوامع متمدن دانسته و معتقدند که به همان نسبت که بشر به سوی ترقی و تکامل صنعتی و مادی پیش می رود و از معنویت دور می شود، به همان نسبت نیز تبهکاری، قانون شکنی، بزهکاری و ارتکاب اعمال ضد اجتماعی توسعه و گسترش یافته و از سکون و آرامس معنوی در اینگونه اجتماعات کاسته می شود.
بعضی از صاحب نظران نیز افزایش تبهکاری در جوامع کنونی را ناشی از «سستی اعتقادات مذهبی و فتور ایمانی به مبدأ» دانسته چنین استدلال می کنند که بر اثر فروریختن اعتقادات و ضعف اخلاقی در جوامع شهرنشین «وجدان» که پلیس باطنی هر یک از افراد بشری است در اینگونه افراد دچار ضعف گشته و نمی تواند وظیفه اساسی خود را که پایداری از نیکی ها و پیش گیری از بدی هاست، به نحو کامل و شایسته ای به انجام رساند.
بالاخره جمعی دیگر از اندیشمندان به این نتیجه رسیده اند که آنچه طفل بزهکار را به سوی بزهکاری سوق می دهد معلول دو دسته از عوامل جرم زاست : عوامل بزه ای داخلی و عوامل بزه ای خارجی.
عوامل بزه ای داخلی ناشی از ساختمان جسمی و روانی اطفال می باشد از قبیل : عوامل مادرزادی، عوامل ناشی از وراثت، عوامل ناشی از زایمان، ضربه های مغزی، طرز کار ترشحات غدد داخلی، عوامل متعدد روانی از قبیل نوروز، پیسکوز، پریشان روانی و امثال آنها که در پیدایش بزهکاری اطفال و انحرافات آنان مؤثرند.
عوامل بزه ای خارجی که ناشی از عوامل خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی است.(1)
گفتار اول
شکل گیری شخصیت بزهکار
شخصیت یک فرد یک «ساختار ایستایی»داده شده در آن لحظه است که شخص مورد آزمون، مرتکب جرم شده است، به عکس «ساختار پویا» است که تدریجاً در طی دوران شکل گیری شخصیت بوجود آمده و تا حدود 25 سالگی، و از آن پس تحت نفوذ عوامل گوناگون تحول آن تداوم می یابد.
*دکترین فلسفی مادرزادی بودن یا ناپایداری زمینه اگرچه این نکته حقیقت دارد که امروزه دیگر جرم شناسان پدیده مادرزادی بودن بزهکاری باور ندارند، مع ذلک بعضی چنین اندیشیده اند که بر اثر عوامل گوناگون، زمینه خیلی سست تر و ناپایدار می شود و بدین سان آستانه بزهکاری را به نحوی مستقیم پاین می آورند و شخص را در برابر تأثیرات جرم زای محیط در شکل گیری و تحول شخصیت او حساس تر می سازند و از آنجا اهمیت مفهوم «زمینه» در جرم شناسی آشکار می شود.
مفهوم زمینه در شرایط زیست – روانی برای فعالیت بزهکار خلاصه می شود.
این مفهوم مخصوصا متضمن خصائص ارثی و مادرزادی فرد است، هم چنین تغییراتی را در بر می گیرد که در طول زندگی به وسیله ارگانیسم تحت تأثیرات بدنی یا روانی متحمل می شود.
در حوزه زیست شناسی ادعا می شود اولا میان وراثت کروموزومی، نژاد، شرایط بهداشتی قبل و بعد از تولد، جنس، سن و ارتکاب جرم رابطه وجود دارد و مجرم از نظر جسمانی از فرد طبیعی عقب افتاده تر است و ثانیا تمایل به ارتکاب جرم و قانون شکنی به ان قسمت مغز مربوط است که نیازهای عاطفی، برنامه ریزی، تصمیم گیری، توجیه و تعدیل ها و نیروی انگیزه را کنترل می کند. اضافه بر این در مغز افراد متمایل به جرم در قسمت زیست خشونت نوعی ماده شیمیایی محرک به شکل فعال تر ملاحظه می شود و به علاوه تفاوت هایی نیز در قسمت فوق چشمی مغز انان مشهود است که در قسمت تنظیم رفتار مؤثر می افتد.(2)
هر فرد دارای خصوصیات بیولوژیکی ویژه ای است. بعضی از این خصوصیات با افراد دیگر همنوع فرد مشترک هستند که شاید بتوان تکامل و بقای آنها را به عنوان جزئی از گنجینه رفتاری انسان ها از ارزش انها در حفظ و بقای آنها را به عنوان جزئی از گنیجینه رفتاری انسان ها از ارزش آنها در حفظ و بقای آنها را به عنوان جزئی از گنجینه رفتاری انسان ها از ارزش آنها در حفظ و بقای نوع ناشی دانست.
بازتاب های ساده، پرهیز از محرک های دردناک و گریز از خظر نمونه هایی از این رفتارهای ژنوتیپی هستند که عمدتا از موهبت ذاتی و ارثی سرچشمه می گیرند. خصوصیات دیگری از قبیل آستانه تحمل درد، حساسیت اتونومیک، شیوه رفتار به نظر می رسد بیشتر جنبه هایی از فردیت فنوتیپی شخص هستند. بسیاری از خصویات فرد احتمالا از هنگام تولد با او هستند و می توان آنها را به عنوان نتیجه ترکیب ژن های رسیده از پدر و مادر و ارثی دانست. جز در مورد همشکلان یکسان، هر فرد از لحاظ ترکیب دقیق خصوصیات ارثی با افراد دیگر فرق دارد و محققان رفتار باید این تفاوت های فردی را در نظر داشته باشند. اگرچه علم توارث در سال های اخیز پیشرفت زیادی کرده است، ما هنوز به اندازه کافی در این زمینه اطلاعات نداریم تا بتوانیم بین عوامل ژنوتیپی (ناشی از وراثت) و فنوتیپی (ناشی از محیط) کاملا فرق بگذاریم.
به علت این نقص معلومات، تمام جنبه های رفتاری که ظاهراً از بدو تولد با فرد هستند به عنوان عوامل سرشتی نام برده می شوند. در این مرحله از تاریخ ما قدرت آن را نداریم که عوامل سرشتی را قبل از بروز آنها تحت نفوذ درآوریم. اگرچه تا حدودی می توانیم بعدا بعضی از آنها را تغییر داده و تحت کنترل ارادی خود درآموریم. به این ترتیب، یک فرد می تواند یاد بگیرد که بر خلاف تمایلات سرشتی خود در مقابل محرک های دردناک یا حاکی از خطر عکس العمل مثبت نشان دهد، میزان تحمل خود را در برابر درد افزایش دهد، یا پاسخ های خودکاری از قبیل ضربان قلب و فشار خون خود را تغییر دهد.(3)
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 23 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
موضوع:
بزهکاری جوانان و نو جوانان
مقدمه :
بزه، اولین پدیدهای بود که با تجمع افراد به دور یکدیگر و شکل گرفتن جامعه، تظاهر پیدار کرد، زیرا گردهم آمدن افراد موجب سرپیچی از برخوردهای گوناگونی بین آنها گردید و به همین دلیل دستورات و مقرراتی پدید آمد تا قدری آزادی افراد را به سود جامعه مقید گرداند و حدود هر یک از افراد جامعه مشخص گردد بررسیهای جرم شناسی نشان میدهد که هر معلولی، علتی داردو هیچ چیز بر خودی خود به وجود نمیآید بنابراین هر جرمی هم دارای علل سازندهای است که بر روی فرد اثر میگذارد و او را بسوی ناسازگاری و نابهنجاری سوق میدهد.
بزهکاری اصولاً از مجموعهای از جرائمی به وجود میآید که در یک زمان و مکان معین به رقوع میپیوندد و به همین جهت زمانی که مورد بررسی قرار میگیرند، در حقیقت کلیه پدیدههای اقتصادی فرهنگی، بهداشتی، سیاسی، مذهبی، خانوادگی و... یک جامعه عمیقاً مورد مطالعه واقع میشوند در وحله اول بزهکاران از جهات مختلف، سن، میزان تحصیلات، جرم، مشکلات خانوادگی و... تقسیم بندی میشوند و بدنبال آن علل و عوامل مؤثر بزهکاری اطفال و نوجوانان و پیشگیری از این عامل را اشاره خواهم کرد.
1 ـ مجموعه افراد بررسی شده از لحاظ گروه سنی در بند اصلاح و تربیت اردبیل در 3 طبقه به شرح ذیل قرار گرفتهاند:
(توزیع فراوانی افراد بررسی شده بر حسب گروه سنی)
سن
فراوانی
درصد
17 ـ 15
10
40/15
20 ـ 18
35
80/53
23 ـ 21
20
80/30
جمع
65
100
براساس نتایج بدست آمده از این بررسیهایی که در بند اصلاح و تربیت اردبیل صورت گرفته است. سن نوجوانی یعنی 20 ـ 18 سالگی بیشترین رقم بزهکاری با (8/53 درصد) را داشته است. بزهکاریها در نوجوانان از این جهت چشمگیر است که آنان نیروی فوق العادهای دارند و میتوانند مشکلی جدی برای خانواده و اجتماع خود ایجاد کنند.
2 ـ مجموع افراد بررسی شده از لحاظ سطح تحصیلات در بند اصلاح و تربیت اردبیل در 4 طبقه به شرح ذیل تقسیم شدهاند:
(توزیع فراوانی افراد بررسی شده بر حسب سطح سواد)
تحصیلات
فراوانی
درصد
بیسواد
16
60/24
ابتدایی
21
30/32
راهنمایی
20
80/30
متوسطه
8
30/12
جمع
65
100
همانطوری که جدول فوق نشان میدهد که از مجموع افراد مورد بررسی، بیشترین فراوانی مربوط به افرادی است که دارای تحصیلات ابتدایی (با 30/32 درصد) و کمترین فراوانی نیز به افراد با سطح تحصیلات متوسطه (با 30/12 درصد) تعلق دارد. به عبارت دیگر با افزایش سطح تحصیلات از تعداد اینها کاسته شده و در مواقع اغلب آنان را مددجویان کم سواد تشکیل میدهند.
3 ـ مجموع افراد بررسی شده از لحاظ جرم در بند اصلاح و تربیت اردبیل در 4 طبقه به شرح ذیل تقسیم شدهاند.
(توزیع فراوانی افراد بررسی شده بر حسب نوع جرم)
جرم
فراوانی
درصد
سرقت
28
07/43
ایراد ضرب
19
25/29
اعتیاد
15
07/23
قتل
3
61/4
جمع
65
100
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 34 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه :
امروزه یکی از مسائل پیچیده ای که جوامع را درگیر خودساخته است، مسئله نوجوانان وجوانان بزهکار است که درسطح جامعه به اعمال خلاف قانون می پردازند . درواقع ، اعمال بزهکارانه این نوجوانان ، توجه بسیاری ازروانشناسان وجامعه شناسان ومددکاران اجتماعی را به خود معطوف کرده ووجود این معضل دراجتماع ، همگان را برآن داشته است تا با مشارکت یکدیگروارائه راهکارهای مناسب دروضعیت این قشر ازاجتماع ، به وضعیت آنها سامان دهند. درعین حال ، بزهکاران نوجوان درهراجتماعی یافت می شوند وقوانین مربوط به مجازات آنها برحسب دولت ها متفاوت است . ازسوی دیگر ، نمی توان هرنوجوان ناسازگاری را بزهکار دانست زیرا اعمالی که این گروه انجام می دهند دارای یک جهت مشخص می باشد .
بزهکار ، کسی است که اعمال ضداجتماع انجام می دهد وباید اقداماتی جهت تربیت واصلاح او صورت پذیرد به همین دلیل دراکثر کشورها دادگاه های ویژه ای تحت عنوان دادگاه اطفال بزهکار تشکیل می شود که این دادگاه صلاحیت رسیدگی به جرایم اطفال ونوجوانان زیرهجده سال را دارد . دادگاه درصورت صلاحدید این بزهکاران را به مراکز اصلاحی وتربیتی مختص آنها ، که امروزه کانون اصلاح وتربیت نام دارد ، ارجاع می دهد .
بیگمان ، جوامع بشری در هر شرایطی به همزیستی مسالمت آمیز با همنوعان خود نیازمند هستند. آنچه مسلم است تا امروز به دلیل اختلافات زیر بنایی و ریشه ای مختلفی از جمله در مسا ئل عقیدتی ، فرهنگی و مذهبی و در عین حال تفاوت هایی که در معیارهای سنجش ارزش ها در حیطه های گوناگونی وجود داشته ، یک توافق و تفاهم عمومی و جهان شمول استقرار نیافته است. وانگهی ، تمام انسان ها از هر قوم و قبیله ، نژاد و مذهب ، دین و عقیده اتفاق نظر دارند که یکی از محوری ترین اعمال فردی و اجتماعی ،تربیت و هدایت درست کودکان برای آینده می باشد . اقدامی که شرط ضروری و انکار ناپذیر رشد و ترقی جامعه ی انسانی تلقی می شود .
افت تحصیلی و مردودی را نمیتوان فقط به عنوان یک مشکل فردی مورد توجه قرار داد زیرا ابعاد و پیامدهای ناشی از آن بسیار فراتر و وسیعتر از مسائل شخصی و فردی است. از طرف دیگر بین افت تحصیلی، مردودی و ترک تحصیل ارتباط وجود دارد. مطالعاتی که به بررسی ارتباط بین مردودی و ترکتحصیل در دبیرستان پرداختهاند همواره نشان دادهاند اکثر دانشآموزانی که تجربه مردودی دارند عاقبت مدرسه را رها میکنند. برخی محققان گزارش کردهاند ترکتحصیلکنندگان پنج برابر بیشتر از دیگر دانشآموزان تجربه مردودی دارند. بنابراین اگر بهطور جدی برای کاهش افت تحصیلی و نهایتا مردودی و ترک تحصیل اقدام شود، منابع جامعه خصوصا منابع انسانی، این گنجینههای ملی به هدر نخواهند رفت.یکی از ملاحظات مهمی که همواره باید مورد توجه قرار گیرد خسارتهای ناشی از افت تحصیلی است. با افزایش میزان تکرار پایه و ترک تحصیل، کارایی درونی نظام آموزشی کاهش مییابد و این از نظر ملی و از منظر اقتصادی، خسارت غیرقابل جبرانی محسوب میگردد. این موضوع در کشورهای دیگر بسیار مورد توجه است. برآوردهایی که از خسارتهای ناشی از تکرار پایه و ترکتحصیل بسیار چشمگیر است.
گسترش روزافزون جوامع ،زندگی نوین اجتماعی، پیچیدگی فناوری و به دنبال آن تغییرات مستمر در شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی، ظهور بزه یا جرم را به شیوه های مختلف ودر سطح وسیعی افزایش می دهد که بازتاب آن به نوعی در بطن جامعه تأثیر گذاشته و آن ار متحول می سازد. این دگرگونی دوباره در فرایند تکوین بزه به صورت- های نوین نمودار گشته و این چرخه به همین ترتیب تکرار می شود.
دراین گذار کودکان به عنوان آسیب پذیرترین نقش آفرینان صحنه جرم – درقالب بزهکارو بزهدیده – همواره مورد توجه ویژۀدولتمردان ،سیاستگذاران، متخصصین و پژوهشگران بوده وآنها را برآن داشته اند که در جهت مهار بزهکاری و بزهدیدگی کودکان به ارائه راهکارهای علمی- کاربردی مبادرت ورزند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 14
قیود خانوادگی:
بحث دیگری که در زمینه فوق پیش می آید و تضادهای موجود در خانواده را می توان تا حدودی معلول آن دانست، وجود پاره ای قیود خانوادگی است که مورد توجه جرم شناسان نیز قرار دارد. بی تفاوتی، بی توجهی به نظم خانواده، عدم رعات نظم در خانواده به لحاظ عینیت والدین یا سرپرست اطفال و یا اشتغال والدین به کار، سخت گیری زیاد، نظم شدید و عدم توافق والدین جهت مراقبت از اطفال ممکن است با عواقب ناگواری همراه باشد که اینک پاره ای از این قیود اشاره می شود.
1- دیدگاه فرهنگی:
خانواده ای که از سلامت بر خوردار است که پدر و مادر در خانواده رفتاری متناسب داشته باشند، بدین معنی که هیچکدام از |آنها از وظایف خود نسبت به فرزندانشان رویگردان نباشند.
خانواده نماینده روانی جامعه می باشد، هم معلول و هم علت پیدایش منش و رفتار می باشد.
2- اشتغال به کار مادر:
3- عدم حضور پدر در خانواده
د) فقدان والدین:
به محض متلاشی شدن خانواده، بزهکاری شروع می شود چه وجود خانواده عاملی است علیه بزهکاری . بدترین خانواده ها بهتر از نبودن آن است.
1- فوت والدین
2-طلاق و جدایی والدین
فرار فرزندان از خانه، سرقت، قتل، ضرب و جرح، گرایش به مسائل جنسی، اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، خودکشی، ترک تحصیل و افت تحصیلی، عدم موفقیت در کسب مدارج عالی تحصیلیف سوء نیت و بد بینی، تنگدستی، ولگردی، فحشا و اعمال منافی عفت
خصوصیات شخصیتی افراد بزهکار :
زمینه شخصیتی وابسته ، ناایمنی ، تنهایی و انزوا
عوامل روانی در بزهکاری :
نوجوانان بزهکار خویشتن را افرادی نا مطلوب می دانند و گرایش و تمایلی برای دوست داشتن ، ارزش گذاری و احترام بخود ندارند عموماَ افرادی آشفته ، درهم ، نامطمئن و متغیر هستند .
روانشناسان می توانند افراد بزهکار آینده را در کودکی پیش بینی کنند اینان از مشکلات رفتاری ، مشکل در تمرکز و مشکلات تحصیلی برخوردار بودند و اینگونه مشکلات در واقع بازتاب مشکلات عاطفی آنان است .
عوامل اجتماعی:
جامعهشناسان و به معنای گستردهتر متخصصان علوم اجتماعی به عوامل مستقیم و غیرمستقیم محیط (تراکم جمعیت، وضع سکونت، آلودگی هوا، ...) توجه کردهاند. نقش شرایط اجتماعی و تعارضاتی که در چارچوب آن به وقوع میپیوندد ، انکارناپذیر است. معذالک نه میتوان بزهکاری را تنها بر اساس عوامل اجتماعی بررسی کرد و نه یافتههای مستقل این زمینه با زمینههای قبلی همواره هماهنگ است.
بررسیها نشان میدهد وقتی که در جامعهای ثبات و پایداری اجتماعی وجود نداشته باشد، بیکاری، فقر یا پارهای از شرایط غیرعادی و ناسازگاری عمومی در جامعه رواج داشته باشد، میزان بزهکاری رو به افزایش میگذارد. به عکس، هر قدر جامعه به سوی پایداری سوق داده شود، میزان بزهکاری کاهش مییابد. در حقیقت مجموعه مطالعات اجتماعی نشان میدهد که بسیاری از بزهکاران، در واقع آسیبدیدگان بهنجار یک جامعه نابهنجارند. یعنی افرادی هستند که از نظر روانی ،طبیعی و بهنجارند ولی بدین علت که جامعه وضع نابهنجار دارد دست به بزهکاری میزنند
احتمال میرود مهمترین عامل مؤثر در بزهکاری، روش تربیتی نارسا یا اختلال در شبکه ارتباطی خانواده باشد. تقریباً تمام پژوهشها نشان دادهاند والدینی که با کودکان خود مهربان نیستند یا آنهایی که از نظر روانی یا فیزیکی از فرزندان خود سوءاستفاده میکنند، بیشتر احتمال دارد که فرزندانی بزهکار داشته باشند (آندرو، ۱۹۸۸، پاپرنی و ریشر، ۱۹۸۹). افزایش احتمال بزهکاری در خانوادههایی وجود دارد که:
۱)- والدین از روشهای انضباطی بسیار سختگیرانه یا بسیار بیبندوبار و فریبنده استفاده میکنند.
۲- شیوه انضباطی به جای آنکه مبتنی بر استدلال باشد مبتنی بر تنبیه بدنی است.
والدین نسبت به فرزندان خود به جای آنکه گرم و صمیمی و عاطفی باشند، بیتوجه، غافل و تمسخرکننده هستند (لوبر، دیشین ۱۹۸۸). آشکار شده است که کودکان بزهکار رابطه بسیار ضعیفی با پدران خود داشته و آنها را به عنوان الگوهای غیرقابل پذیرش ارزیابی میکنند. خانوادههای کودکان بزهکار اغلب فاقد پدر بوده یا پدر از خانه غیبت داشته و این در حالی است که بزهکاری با جدایی و طلاق در خانواده همبستگی دارد، با این حال باید توجه داشت که حداقل یک مطالعه نشان داده است بروز بزهکاری در خانواده های سالم [سالم از این نظر که هم پدر و هم مادر حضور دارند] که کشمکش عاطفی شدیدی بین والدین وجود دارد، بالاتر از خانوادههای تک والدین است که روابط گرم و صمیمانهای بین والد و کودک وجود دارد
عوامل خانوادگی:
عوامل خانوادگی که باعث بزهکاری نوجوانان می شود شامل موارد ذیل می باشد:
1- تبعیض: تبعیض در خانواده و توجه بیشتر والدین به برخی از فرزندان و توجه کمتر نسبت به برخی دیگر سبب ایجاد عقده کسری و احساس نفرت و بدبینی در کودک میشود.
2- خشونت: پارهای از روانشناسان معتقدند که ریشه اصلی جنایات و خشونتها در جامعه اعمال خشونت و تنبهات بدنی است که باعث ایجاد عقدههای روانی در آنان میشود.