لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 28
بررسی رابطه اعتقاد به آموزههای مذهبی اسلام و هوش هیجانی دانشجویان
چکیده:
بررسی نقش آموزههای مذهبی در کاهش مشکلات روحی ـ روانی جوامع در عصر حاضر موضوع تحقیقات فراوانی بوده است، اما اندکی از این مطالعات سعی در بررسی رابطه مذهب و هوش هیجانی داشتهاند. در همین راستا این پژوهش به بررسی رابطه این دو متغیر در دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه یزد پرداخته است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بین سطح هوش هیجانی و اعتقاد مذهبی، رابطه مثبت، مستقیم و معناداری وجود دارد، به طوریکه رشد و تقویت اعتقادات مذهبی، باعث افزایش توان کنترل احساسات و هیجانات درونی خود و دیگران و به عبارتی، بهبود سطح هوش هیجانی جامعه میگردد. همچنین بیشترین ضریب همبستگی، بین بُعد حل مسأله و اعتقادات مذهبی وجود دارد.
واژگان کلیدی: اعتقادات مذهبی، بهداشت روانی، هوش هیجانی.
طرح مسأله
رفتارها و عقاید مذهبی، تأثیر مثبتی در معنادار کردن زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند، عبادت، زیارت و... میتوانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرشهای مثبت، موجب آرامش درونی فرد شوند. داشتن معنا و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا، امیدواری به یاری خداوند در شرایط مشکلزای زندگی، بهرهمندی از حمایتهای اجتماعی و معنوی و...، همگی از جمله روشهایی هستند که افراد مذهبی با دارا بودن آنها میتوانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی، آسیب کمتری را متحمل شوند. (Yang and Mao, 2007) باور به اینکه خدایی هست که موقعیتها را کنترل میکند و ناظر بر بندگان است تا حد بسیاری، اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش میدهد، به طوریکه اغلب افراد مؤمن، ارتباط خود را با خداوند، مانند یک دوست بسیار صمیمی، توصیف میکنند و معتقدند میتوان از طریق اتکا و توسل به خداوند، اثر موقعیتهای غیر قابل کنترل را به طریقی کنترل نمود. (Fountoulakis etc, 2008)
مذهب میتواند در تمامی موقعیتها، نقش مؤثری در استرسزدایی داشته باشد و در ارزیابی موقعیت، ارزیابی شناختی فرد، فعالیتهای مقابله، منابع حمایتی و...، سبب کاهش گرفتاری روانی شود. بر این اساس، مدتهاست که تصور میشود بین مذهب و سلامت روان، ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیراً نیز روانشناسان مذهب، حمایتهای تجربی بسیاری را در این زمینه جلب نمودهاند. 1998.) ، (Levin and Taylor
وایلد و همکاران او نشان دادند که 20 تا 60 درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ را باورهای مذهبی تبیین میکنند. (Wilde and Joseph,1997) در مطالعه دیگری، وینفیلد نشان داد که در یک نمونه 1650 نفری با میانگین سنی 50 سال، نگرشهای مذهبی با سلامت روانی، رابطه مثبتی دارند. همچنین مذهبی بودن با رضایت زناشویی در مردان و زنان و رضایت شغلی در مردان مرتبط بود. Winfield, 1995))
بنابراین به نظر میرسد که مذهبی بودن و روحیه و رفتار دینی داشتن، بخشی از ویژگیهای شخصیتی به حساب میآیند و باید به مطالعه رابطه آنها با سایر سازههای روانی پرداخته شود. از طرف دیگر، روانشناسانی که در حوزه سازههای روانی مطالعه کردهاند، هوش هیجانی را عاملی مهم در زندگی افراد به شمار آوردهاند و استفاده از اصول مذهبی و اخلاقی را در رشد و پیشرفت آنان متذکر شدهاند. (رستمی، 1383) همچنین گراناچر معتقد است که رشد و تحول اخلاقی که در اثر أعمال مذهبی روی میدهد، در رشد هوش هیجانی نقش مهمی دارد و محدودهای که هوش هیجانی در آن مورد استفاده قرار میگیرد، به حد و مرزهای اخلاقی نیاز دارد. بدون وجود یک راهنمای اخلاقی که افراد را در استفاده از استعدادهایشان راهنمایی کند، هوش هیجانی را نمیتوان به منظور رسیدن به اهداف عالی به کار گرفت. (Granacher, 2000)
اکثر تحقیقات ذکر شده در زمینه ارتباط بین مذهب و سازههای روانی، در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجا که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، ارایه دهنده کاملترین و سلامتسازترین سبک زندگی بشریت است و احکام آن حوزههای وسیع اخلاق فردی و اجتماعی، ارتباطات بین فردی، بهداشتی و سلامت روانی را در بر میگیرد، مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی دین مبین اسلام در سلامت روانی، یک ضرورت اساسی به نظر میرسد. این پژوهش درصدد است تا در همین راستا به بررسی رابطه اعتقادات مذهبی اسلامی و هوش هیجانی به عنوان یکی از زیر مولّفههای سلامت روانی - در مؤسسات آموزشی - که یکی از مهمترین مراکز رشد عقاید مذهبی در جوانان هستند، بپردازد. لذا در این پژوهش دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه یزد به عنوان جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفتهاند.
چارچوب نظری
در جهان امروز، بهداشت روانی اهمیت بسیاری دارد، زیرا در عصری زندگی میکنیم که به موازات پیشرفتهای تکنولوژیکی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی، نابسامانیهای روانی و نفسانی، در حال گسترش است. بسیاری از افراد از مشکلات روانی به شدت رنج میبرند و نه تنها خود در بحران هستند، خانواده و جامعه را نیز دچار چالش میکنند. بهداشت روانی، علمی است در جهت بهزیستی، رفاه اجتماعی و سلامت زندگی که با تمامی دورههای زندگی (پیش از تولد تا مرگ) و با تمامی زوایای زندگی (محیطهای خانواده، مدرسه، دانشگاه، کار و جامعه) ارتباط دارد. انسان در کنار نیازهای فیزیولوژیک، دارای نیازهای عاطفی، اخلاقی، مذهبی، آموزشی و هدایتی است که زندگی سالم، در پرتو برآورده شدن این نیازها و ایجاد تعادل میان آنها به وجود میآید. (لشگری، 1381)
یکی از پدیدههایی که در دهه اخیر، مورد استقبال فراوانی قرار گرفته، پدیده هوش عاطفی است. دلیل این امر توانایی بالای هوش عاطفی در حل بهتر مسایل و کاستن از میزان تعارضات بین دریافتهای فکری و احساسی است. پژوهشهای متعددی نشان دادهاند که هوش عاطفی میتواند سبب افزایش میزان سلامتی، رفاه، ثروت، موفقیت، عشق و شادی گردد. (Salovey and Mayer, 1990) گلمن در تعریف هوش هیجانی، آن را نوع دیگری از هوش میداند که حاکی از شناخت احساسات خویشتن است و از آن برای اتخاذ تصمیمهای مناسب در زندگی استفاده میشود. هوش هیجانی، توانایی اداره مطلوب خلق و خوی، وضع روانی، کنترل
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 28
«رزماریسیتی» در سیزدهم فوریه سال 1937 در زوریخ به دنیا آمد و در همان شهر به زندگی ادامه داد، و بکار مشغول شد. دوره آموزش مقدماتی را در مدرسه طراحی زوریخ گذراند. و سپس به مدت 4 سال کار آموزی طراحی گرافیک بود. او از سال 1968 با زیگفرید او درمات (متولد 1926) در یک استردیو شریک می باشد. او تا کنون سه مرتبه برنده بورس تحصیلی فدرال سوئیس شده است. از سال 1974 عضو اتحادیه بین المللی طراحان گرافیک می باشد و از سال 1992 به عضویت باشگاه مدیران هنری نیویورک درآمده است. در سال 1986 نفر اول یازدهمین بینال بین المللی پوستر و رشو شد و مدال طلای این بنیال را دریافت کرد. و در سال 1988 جایزه اول مسابقة پوستر و تصاویر گرافیکی کیلر وش سال 1990 را از آن خود کرده است.
در سال 1989 نفر دوم مسابقه ایده برای اسکناسهای جدید سوئیس شده در سال 1990 مدال نقره تولوز لوترک را در ششمین سه سالانه اِسن از آن خود کرد. همچنین او در مسابقات و جشنواره های زیادی از اعضای هیأت داوران بوده است. از جمله مسابقه پوستر صدسال ا تومبیل «در اشتوتگارد آلمان در سال 1985 و سومین مسابقه بین المللی طراحی داشنجوی هرب لو بالین در سال 1987 در نیویورک. و مسابقة طراحی حروف آلمان در سال 1987 و پنجمین دو سالانه پوستر درفورت کالینز ایالت کلرادو آمریکا در همان سال. مسابقه پوستر در سال 1991 آلمان. و سومین سه سالانه پوستر تویاما در سال 1991 در کشور ژاپن و تصاویر گرافیکی برای کیلروش در سال 1992 کیل آلمان، و ششمین نمایش باشگاه مدیران هنری در نیویورک در سال 1992 در بهترین پوسترهای سویس سال در برن در سال 1993 .
همچنین او در سال 1992 در آمریکا سخنران مهمان در مدرسه طراحی در ایسلند بود.
در سال 1993 به عنوان استاد مهمان به دانشگاه ییل و دانشگاه طراحی گرافیک نیوهاون آمریکا دعوت شد. تیسی در نمایشگاههای متعددی نیز شرکت کرده است. که از میان آنها می توان به موارد زیر اشاره کرد.
نمایشگاه گرافیک دیداری در نیویورک در سال 1966. نمایشگاه مرکز بین المللی هنرهای مربوط به طراحی حروف در اشتوتگارد آلمان به سال 1967 و ووپرتال آلمان در سال 1968 گالری پلکان مانیسیپال ترداسکول در هاف سال آلمان 1972، و نمایشگاه پوستر گردشگری شهرهای ایتالیا در سال 1982. پیکر بندی برای دانشگاه رد اوفنباخ آلمان در سال 1984 گالری پوستر باشگاه میگرس در برن به سال 1978. موزه پوستر ورشو به همراه دو برنده یازدهمین دو سالانه پوستر ورشو در سال 1986 موزه بین المللی هنرهای مدرن توکیو به عنوانی یکی از بیت طراحی ژاپنی، آمریکایی و اروپایی در سال 1990 و گالری رینهولد براون نیویورک در سال 1992 (اودرمات، 1993: 175 و 174) در بررسی آثار یک هنرمند، آگاهی از مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی که او با آنها درگیر بوده اهمیت بسزایی دارد. «ژولان بارت» نخستین معنایی را که از هر تصویر به دست می آید. معنای اطلاعاتی می دانست یعنی معنایی که دربارة زمینه، اطلاعاتی به تماشاگر می دهد» (پهلوان، 1384: 51) جرج در سال 2004 در مورد سویس می گوید.
زمینه های پیدایش مکتب سویس:
سبک سویسی که به سبک طراحی حروف بین المللی هم معروف است، پس از جنگ چهانی دوم در سویس شکل گرفت. «این سبک که بر نوآوریهای مربوط به ساختار گرایی، داستیل، باهاوس و طراحی حروف نوین دهه 1930 مبتنی بود. تلاش داشت تا اطلاعات پیچیده را در قالبی ساختار یافته و منسجم ارائه دهد.»
(لیونیگ استون، 1383)
پس از جنگ جهانی اول هنرهای دیداری مانند دیگر عرصه های هنری رشد کردند و ارنست کیلر «از چهره های شاخص در پیشبرد طراحی گرافیک سویس و سبک طراحی حروف بین المللی [است] پس از آموزشهای مقدماتی به عنوان استادکار چاپ سنگی، بین سالهای 1912 تا 1914 در لایپریک به عکس طراحی حروف پرداخت. در سال 1918 به مدرسه هنر و صنایع زوریخ پیوست تا به آموزش طراحی تبلیغات بپردازد».
(پیشین : 156)
او برای بیش از سی سال [تا 1956] در مدرسة هنر و صنایع زوریخ به تدریس گرافیک مشغول بود. استعداد او بیش زا همه در پوسترهایش نمایان بود. وی طراحی هایش را در سطوح گسترده، با اداراکی عالی از کشش بصری و منطق هنری بدون نقص اجرا می کرد. رنگ و فرم هر دو بیانگر سوژه بودند و در حد اقل ممکن بکار میرفتند. وی حروف را با دستان خود می نوشت و به ندرت از حروف استفاده می کرد.
(براکمن، 1971 : 265)
«هانس ارنی با استعدادترین طراح سویسی، طراحی کتاب و پوستر می کرد، مشخصه کارهای وی موقعیتهایی با بافت زمانی- فضایی متنوع و در ترکیب با ساختارهای هندسی است. بدین ترتیب ارنی عنصر جدیدی را به ارتباط تصویری افزوده است.»
(پیشین : 265)
ساختار گرایی روسی:
شکل گیری این جنبش هنری در مدت زمان اندکی پیش از انقلاب بلشویکی 1917 روسیه آغاز شد «انقلاب اکتبر (1917)، پایه های این جنبش جدید را استحکام بخشید، و هدفهای اجتماعی آن را مشخص نمود.
(پاکباز، 1383 : 820)
«این گروه هنرمندان در تلاش برای تعریف مجدد نقش هنرمند و مشارکت در «ساخت» دولت کمونیستی جدید، مفهوم «هنر برای هنر» را تحکیم بخش سوپره ماتیسم بود به کنار نهادند» (لیونیگ استون، 1383 :107)
هنرمندان ساختارگرا که علم و صنعت را وسیلة پرورش هنرمندان می دانستند، در مورد خواص مواد و
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 33
بررسی رابطه اعتقاد به آموزههای مذهبی اسلام و هوش هیجانی دانشجویان
حسین صیادی تورانلو(
رضا جمالی**
سید حبیبالله میرغفوری***
چکیده:
بررسی نقش آموزههای مذهبی در کاهش مشکلات روحی ـ روانی جوامع در عصر حاضر موضوع تحقیقات فراوانی بوده است، اما اندکی از این مطالعات سعی در بررسی رابطه مذهب و هوش هیجانی داشتهاند. در همین راستا این پژوهش به بررسی رابطه این دو متغیر در دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه یزد پرداخته است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که بین سطح هوش هیجانی و اعتقاد مذهبی، رابطه مثبت، مستقیم و معناداری وجود دارد، به طوریکه رشد و تقویت اعتقادات مذهبی، باعث افزایش توان کنترل احساسات و هیجانات درونی خود و دیگران و به عبارتی، بهبود سطح هوش هیجانی جامعه میگردد. همچنین بیشترین ضریب همبستگی، بین بُعد حل مسأله و اعتقادات مذهبی وجود دارد.
واژگان کلیدی: اعتقادات مذهبی، بهداشت روانی، هوش هیجانی.
طرح مسأله
رفتارها و عقاید مذهبی، تأثیر مثبتی در معنادار کردن زندگی دارند. رفتارهایی از قبیل توکل به خداوند، عبادت، زیارت و... میتوانند از طریق ایجاد امید و تشویق به نگرشهای مثبت، موجب آرامش درونی فرد شوند. داشتن معنا و هدف در زندگی، احساس تعلق داشتن به منبعی والا، امیدواری به یاری خداوند در شرایط مشکلزای زندگی، بهرهمندی از حمایتهای اجتماعی و معنوی و...، همگی از جمله روشهایی هستند که افراد مذهبی با دارا بودن آنها میتوانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی، آسیب کمتری را متحمل شوند. (Yang and Mao, 2007) باور به اینکه خدایی هست که موقعیتها را کنترل میکند و ناظر بر بندگان است تا حد بسیاری، اضطراب مرتبط با موقعیت را کاهش میدهد، به طوریکه اغلب افراد مؤمن، ارتباط خود را با خداوند، مانند یک دوست بسیار صمیمی، توصیف میکنند و معتقدند میتوان از طریق اتکا و توسل به خداوند، اثر موقعیتهای غیر قابل کنترل را به طریقی کنترل نمود. (Fountoulakis etc, 2008)
مذهب میتواند در تمامی موقعیتها، نقش مؤثری در استرسزدایی داشته باشد و در ارزیابی موقعیت، ارزیابی شناختی فرد، فعالیتهای مقابله، منابع حمایتی و...، سبب کاهش گرفتاری روانی شود. بر این اساس، مدتهاست که تصور میشود بین مذهب و سلامت روان، ارتباط مثبتی وجود دارد و اخیراً نیز روانشناسان مذهب، حمایتهای تجربی بسیاری را در این زمینه جلب نمودهاند. 1998.) ، (Levin and Taylor
وایلد و همکاران او نشان دادند که 20 تا 60 درصد متغیرهای سلامت روانی افراد بالغ را باورهای مذهبی تبیین میکنند. (Wilde and Joseph,1997) در مطالعه دیگری، وینفیلد نشان داد که در یک نمونه 1650 نفری با میانگین سنی 50 سال، نگرشهای مذهبی با سلامت روانی، رابطه مثبتی دارند. همچنین مذهبی بودن با رضایت زناشویی در مردان و زنان و رضایت شغلی در مردان مرتبط بود. Winfield, 1995))
بنابراین به نظر میرسد که مذهبی بودن و روحیه و رفتار دینی داشتن، بخشی از ویژگیهای شخصیتی به حساب میآیند و باید به مطالعه رابطه آنها با سایر سازههای روانی پرداخته شود. از طرف دیگر، روانشناسانی که در حوزه سازههای روانی مطالعه کردهاند، هوش هیجانی را عاملی مهم در زندگی افراد به شمار آوردهاند و استفاده از اصول مذهبی و اخلاقی را در رشد و پیشرفت آنان متذکر شدهاند. (رستمی، 1383) همچنین گراناچر معتقد است که رشد و تحول اخلاقی که در اثر أعمال مذهبی روی میدهد، در رشد هوش هیجانی نقش مهمی دارد و محدودهای که هوش هیجانی در آن مورد استفاده قرار میگیرد، به حد و مرزهای اخلاقی نیاز دارد. بدون وجود یک راهنمای اخلاقی که افراد را در استفاده از استعدادهایشان راهنمایی کند، هوش هیجانی را نمیتوان به منظور رسیدن به اهداف عالی به کار گرفت. (Granacher, 2000)
اکثر تحقیقات ذکر شده در زمینه ارتباط بین مذهب و سازههای روانی، در ادیان دیگری صورت گرفته است و از آنجا که دین اسلام به عنوان یک ایدئولوژی، ارایه دهنده کاملترین و سلامتسازترین سبک زندگی بشریت است و احکام آن حوزههای وسیع اخلاق فردی و اجتماعی، ارتباطات بین فردی، بهداشتی و سلامت روانی را در بر میگیرد، مطالعه علمی اثرات و نقش متغیرهای مذهبی دین مبین اسلام در سلامت روانی، یک ضرورت اساسی به نظر میرسد. این پژوهش درصدد است تا در همین راستا به بررسی رابطه اعتقادات مذهبی اسلامی و هوش هیجانی به عنوان یکی از زیر مولّفههای سلامت روانی - در مؤسسات آموزشی - که یکی از مهمترین مراکز رشد عقاید مذهبی در جوانان هستند، بپردازد. لذا در این پژوهش دانشجویان دختر مقطع کارشناسی ارشد دانشگاه یزد به عنوان جامعه آماری مورد بررسی قرار گرفتهاند.
چارچوب نظری
در جهان امروز، بهداشت روانی اهمیت بسیاری دارد، زیرا در عصری زندگی میکنیم که به موازات پیشرفتهای تکنولوژیکی، صنعتی، اقتصادی و اجتماعی، نابسامانیهای روانی و نفسانی، در حال گسترش است. بسیاری از افراد از مشکلات روانی به شدت رنج میبرند و نه تنها خود در بحران