لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
ابتدا بحث پرسشی را مطرح میکنیم. این پرسش ممکن است بیفایده و سطحی به نظر برسد. اما روش مطالعه ما به پاسخ آن بستگی دارد. پرسش این است:
تعریف شهر چیست؟
بسیاری از پژوهشگران علوم گوناگون، تعریفهایی متفاوتی از شهر ارائه دادهاند؛ مثلاً جغرافیدانان پدیده تمرکز اقوام و تجمع آنان را بیشتر با ملاحظه شرایط محیطی مجاور و مقتضیات زمینی که شهر در آن پا میگیرد، ارزیابی میکنند. آنها این مطالعه را بیشتر به تقسیمبندی زمینهای تحت ساخت و ساز، و زمینهای آزاد اختصاص میدهند و کمتر به جنبههای شهری آن توجه میکنند.
جامعهشناسان به روابط انسانی میان شهروندان توجه نشان میدهند.
حقوقدانان و سیاستمداران مسأله اصلی را ساختارهای اجتماعی و سیاسی و قوانین و مقرراتی ارزیابی میکنند که زندگی جمعی شهروندان را سامان میدهد.
اقتصاددانان برنامهریزی سرمایهگذاری و استفاده بهینه از استعدادهای اقتصادی جامعه را هدف مطالعه خود قرار میدهند.
همان گونه که ملاحظه میشود، همه جا سخن از دیدگاه مختلف و یک سویه است که البته همگی قابل احترامند ولی جامع نیستند. اما، شهرساز (مهندس یا معمار) تعریفی جامع از شهر بیان میکند.
از دید شهرساز، شهر همواره خود را با افرادی که در آن زندگی میکنند، تطبیق میدهد و ساکنان شهر، آن را تغییر میدهند. این انطباق و رابطه متقابل در حال انجام یافتن و شکل گرفتن دائمی است.
از مجموعه علوم یاد شده، شهرسازی یا به تعریف دیگر، علمی که ساماندهی شهر یا ساماندهی تودههای مستقر در قطعهای از زمین را به عهده دارد، (که از آن در زبانهای مختلف Town Planing وStadtebau و غیره تعبیر میشود.) تولید مییابد. به این طریق شهرسازی چهره سهگانه علم، تکنولوژی و هنر را به خود میگیرد:
علم: زیرا مطالعه پدیدههای طبیعی وانسانی برای کشف قوانین مورد نیاز جهت هدایت ما برای تحقق ما را به عهده دارد.
تکنولوژی: از این جهت که پیشرفتهای بدست آمده در علم، کاربردی جهت پاسخگویی به نیازهای بسیار متنوع زندگی داشته باشد.
هنر: بدین سبب که همواره از احساسات بشری استفاده میکند و به زیبایی و هماهنگی و همسازی توجه دارد، و با تلاش برای خلق جذابیتهای محیطی در زندگی روزمره، به آسایش دست مییابد و روح و نشاط را کشف مینماید.
از مباحث بالا بر میآید که شهرساز به تنهایی قادر نخواهد بود همه کارها را انجام دهد ولی میتواند و باید نقش هماهنگ کننده تخصصهای مختلف را به منظور دستیابی به مناسبترین برنامه ریزی و تقسیمبندی ایفا کند. شهرساز باید تواناییهای مختلف را در خود ایجاد نماید. و دارای حس مشاهده قوی باشد. همواره به خاطر داشته باشید که مسئولیتی سنگین بویژه در برابر نسلهای آینده برعهده دارد.
شهرسازی را در یک جمعبندی میتوان به مثابه مقرراتی دانست که به جمعیتها میپردازد و از این طریق به نسبت به ساماندهی منطقی شهرها، سرزمینها، حومه آنها، ابزار تولید و ارتباط جمعی و ... به منظور دستیابی به شرایط بهتر زندگی فردی و اجتماعی اقدام مینماید.
شهرسازی به عنوان یک علم، پیشینه چندانی ندارد ولی به عنوان هنری که تا کنون موفق به ارائه راه حلهایی بسیار مطلوب برای مشکلات شهری شده است بسیار قدیمی است.
در گذشته اعتقاد بر آن بود که هیپوداموس (Hypodamous) اولین کسی بوده است که قسمتهای مختلف شهر را آگاهانه در ارتباط با هم دیده و او را پدر شهرسازی میدانستند ولی اکثریت این باور را مردود دانستهاند و اعتقاد دارند که هنر شهرسازی برای اولین بار در یونان مطرح نشده است. و احتمال میدهند که هیپوداموس شخصی ناشناس در هاراپا بوده است. با توجه به روابط منظمی که بین قسمتهای مختلف شهرهای هاراپا (Harappa) دیده شده است. در این محدوده به دنبال بانیان هنر شهرسازی میگردند البته نظام شبکههای شطرنجی در کاهون (Kahun) در 2670 قبل از میلاد و سپس در تلالعمارانه (Tel-el amarna) و دیگر نقاط مطرح میگردد که با توجه به دارا نبودن معیارهای خاص در شهرسازی آنها را مورد قبول نمیدانند.
معروف است که نخستین پیامبری که به امر شهرسازی توجه خاص داشته حزقیال نبی بوده است که حدود 600 سال قبل از میلاد منطقهبندی را در شهر معمول نمود و دستور داد بیتالمقدس از لحاظ شهرسازی به مناطقی چند تقسیم و در هر منطقه قسمتی از تأسیسات عمومی و خصوص بنا شود و شاید بتوان گفت نخستین بار بود که بشر در شهر خود قسمتی را به تأسیسات مذهبی و قسمت دیگر را به ساختمانهای دولتی و بخشی را به محل سکونت اختصاص داد.
شکل شهر
کار اصلی طراحی شهری تعیین شکل مطلوب برای شهر است. گرچه طراحی شهری به غیر از مقیاس شهر و مناطق شهری در دو مقیاس طراحی پروژه و طراحی شبکه نیز کاربرد دارد لیکن مباحث نظری مربوط به شکل شهر عمدتاً در مقیاس کل شهر مطرح شده است.
مواد خامی که طراح شهر از آنها به منظور شکل دادن به شهر استفاده میکند عبارتند از: فضا به مفهوم فضاهای عمومی شهر نظیر خیابانها، میدانها، پارکها و مکان، مقیاس، شکل و ارتباط بین آنها. واژگان فضا در ادبیات طراحی شهری نسبتاً غنی است. محور دید، حیاط، فضای تنگ، فضای پر پیچ و خم، دالان، مسیر، رؤیه، سقف، فضای باز طبیعی، پارک، کاسه، تاج، دره واز این قبیل نمونهها از این واژگانند.
فعالیتهای مرئی که میتواند در جذابیت و عملکرد بهتر فعالیتها و فضاها مؤثر باشند.
توالی: فضای شهر متشکل از شبکهای از فضا ها است با دیدهای متوالی. یک دید واحد آنقدر اهمیت ندارد تا مجموعهای مرتبط از دیدها بیرون آمدن از یک فضای تنگ و باریک و وارد شدن به یک فضای گشاد تأثیر عمدهای بر تجربهکننده میگذارد. یکی از کارهای اساسی طراحی شهری اینست که فضاهای شهری را به عنوان فضاهایی مورد تجزیه و تحلیل قرار دهد که شخص در آنها به حرکت میپردازد.
ارتباطات: هر فضا معانی خاصی را به استفاده کنندگان آن منتقل میکند. خواه این کار از طریق نمادهای صریح صورت گیرد و یا بر اساس معلومات مشاهدهگر از معانی اشکال و حرکات مشهود. این معانی بصور گوناگون در فضا پخش شدهاند.
سطوح: رویة دیوارها، سقفها و کفها از مشخصات بارز و کاملاًُ مرئی هر فضای شهری است با عملکردها و معانی نمادی گوناگون.
عناصر طبیعی: (نظیر سنگ، خاک، آب) اینها بستر اصلی زیستگاها را تشکیل میدهند و بصور و معانی مختلف میتوانند در شکلدهی شهر نقش داشته باشند.
گیاهان: گیاهان نیز یکی از اجزای اصلی تشکیلدهنده و شکلدهند محیطاند که بیش از هر عامل دیگری از جذابیت برخوردارند.
جزئیات: در یک فضای ساخته شده، بسته به مقیاس، بسیاری از جزئیات ممکن است مد نظر قرار گیرد نظیر:نرده، نیمکت، علائم، تیر، سطل آشغال، شیر آتشنشانی، سیمکشی، چراغ، صندوق پست، پله، جدول، اطاقک تلفن و امثال آن.
طراح شهری با توجه به عملکرد و نقش هر یک به مکانیابی و پیدا کردن شکل مناسب برای آنها میپردازد. این اجزاء معمولاً ابزار کار طراحی شهری در پایینترین مقیاس است.
اهمیت دادن به شکل شهر بخاطر نقشی است که شکل شهر میتواند در تحقیق اهداف یک شهر داشته باشد. ارتباط برخی از اهداف شهر، با شکل شهر از گذشته برای ما روشن است. برای مثال نیاز به امنیت و دفاع از شهر در تعیین مکان اندازه و شکل و جزئیات آن شامل حصار و خندق، فشردگی بافت، وسعت معابر اصلی جهت حرکت ابزار جنگی، قرار گرفتن فعالیتهای خاص در مرکز و از این قبیل اثر تعیینکنندهای داشته است.
بعضی از این روابط آگاهانه صورت میگیرد و برخی نظیر تأثیر عوامل اقلیمی ـ جغرافیایی بطور ضمنی اثر خود را بر شکل شهر میگذارند. لیکن امروز با گسترش و پیچیدگی شهرها طبعاً اهداف به مراتب بیشتری برای شهرها در نظر گرفته میشود و طراحی شهری نیز باید حتیالمقدور زمینه تحقق آن اهداف را فراهم سازد. مسائل زیست محیطی، رفتاری، هویت، تنوع، خوانایی، معنی، ادراک و محدودیت های مختلف فضایی، طبیعی، اقتصادی، اجتماعی، فنی و فرهنگی عواملی هستند که باید در فرایند شکلدهی به محیط مورد توجه قرار گرفته و شکل حاصله متناسب و در رابطه با مسائل و اهداف فوق باشد. کوینلینچ در مورد جامعه غربی هدف نهایی را رفاه انسان قرار داده و اجزاء آن را پنج دسته عامل شامل: الف) سلامتی، برابری، بقا، تداوم و قابلیت انطباق؛ ب) انسجام، معنی، عکسالعمل، ج) توسعه، رشد، انگیزه، انتخاب و آزادی، د) مشارکت، استفاده فعالانه از قدرت، کارآئی، مهارت، کنترل و هـ) راحتی و آسایش دانسته و سپس آنها را در دو دسته عوامل مربوط به رابطه بین انسان و اشیاء و رابطه بین انسان و انسان تقسیم میکند.
فرم شهرها:
همانگونه که قبلاًُ بیان گردید بحث شهر و شهرسازی بحث واقعیتهای طبیعی و اجتماعی و یا بحث تجمع انسانهاست ضمن اینکه شهر زمینی است که انسان بر روی آن رشد و نمو میکند و بر اساس نیازهای خود آن را تغییر میدهد و میسازد.
طراحی شهری و شهرسازی، به منظور ایجاد محیط مناسب جهت زندگی انسان و نظام دادن(واقعی ـ عملکردی) به فضای زیست او، انجام میگیرد. همچنین جهت دستیابی به استفاده
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 10
اداره بازرسی و استراتژی بازرسی
یکی از اهداف این رشته تربیت و آموزش شما برای ارزیابی استراتژی یک سازمان میباشد. بخشی از توسعه و گسترش مهارت شما استفاده از دانش است که به سمت مسائل جدی سازمان تجاری بر می گردد. در همین موقعیت، تکنولوژی توانایی شما را برای به دست آوردن سریع اطلاعات از منابع جداگانه بسط می دهد. قابلیت جمع آوری و استفاده از چنین اطلاعاتی به یک ضرورت رقابتی برای هر کسی در کار و تجارت و مدیریت بستگی دارد. برای فراهم آوردن چندین مطلب در این باره برای شما، از اطلاعاتی برای بررسی و تحلیل، توضیح و حضور موارد تجاری از طریق این ترم عمل می کنیم. برای کسب این موارد، شما به صورت گروهی در می آید. در حالیکه برخی اطلاعات شاید از تحقیق در کتابخانه به دست آید. کار گروهی و یا به انجام رساندن مصاحبه ها و اینگونه به نظر می رسد که شما به طور بسیار زیادی از اینترنت برای اطلاعات مختلف از نظر مدیریت بالا استفاده می کنید. آنها شاید اختلافات و تفاوت هایی را برای نوشتن گزارش پایانی فراهم آورند. لطفاً این مطالب را برای فرمولاسیون مواد غیر یکسان و پراکنده و به تصور کشیدن یک دوره از تصمیمات که اهداف سازمانی دارد به کار برید.
مرحله 1: ارزیابی موقعیت
هدف شما چیست؟ منظور استراتژی چیست؟
ما چگونه در تجارت خود ارزیابی را قرار می دهیم و چرا؟
وضعیت مالی ما چگونه است و چرا؟
رابطه بین استراتژی تجاری، محیط سازمانی، و عملکرد کلی چگونه است؟
فایدة مقوله رقابتی و حد آن چیست؟ چه صلاحیت های اصلی را دارا هستیم؟
نیروهای ما چیست؟ آیا از آنها به اندازه کافی استفاده می کنیم؟
ضعف های ما کجاست، چگونه می توانیم آنها را حل کرده و تضعیف کنیم؟
فرصت های ما کدام است؟ از آنها چگونه سوء استفاده می کنیم؟
تهدیدها و اشکالات در کجاست؟ چه کاری در مورد آنها می توانیم انجام دهید؟
مرحله دوم: مدیران استراتژی
دید استراتژی ما چیست؟
آیا موارد اجرایی برای رهبری درست مهارت ها و قابلیت ها را در اختیار داریم؟
آیا مدیران خلاق و اجرایی هستیم؟
آیا آنها حاضرند ریسک کنند؟
آیا آنها ابزارهای فکری سازمانی لازم را در اختیار دارند؟
آیا آنها ابزارهای مهارتی لازم را در اختیار دارند؟
آیا آنها حاضرند تا تغییراتی را در خود بدهند؟
ارزش های آنها چگونه است؟ وظایف اجتماعی و اخلاقی ما چیست؟
یب
مرحله سوم: بررسی محیط
چگونه نقطه نظر عملکردی و رقابت های اصلی را ارزیابی می کنیم؟
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 48
بلندگوها چگونه کار میکنند
مقدمه:
در هر سیستم صوتی، کیفیت نهایی سیستم به بلندگوهای بهکار رفته در آن سیستم بستگی دارد، اگر یک سیستم بسیار حرفهای صوتی با آمپلیفایر بسیار پر قدرت، صدایی را که با کیفیت بسیار خوب ضبط شده است، از بلندگویی ضعیف پخش کند، صدا بسیار نا مطلوب خواهد بود.
بلندگوها سیگنالهای الکترونیکی را از دستگاههایی همانند سی دی های صوتی و DVD ها دریافت کرده و تبدیل به صداهای قابل شنیدن برای ما میکنند.
مقدمهای بر صوت:
در درون گوش آدمی پرده بسیار نازکی به نام پرده صماخ وجود دارد، هنگامی که این پرده مرتعش میشود، مغز انسان این لرزشها را بصورت صوت تفسیر خواهد کرد. یکی از عمدهترین عواملی که باعث تحریک و مرتعش شدن این پرده میشود، تغیرات فشار هوایی است که با آن برخورد میکند.
در عمل هنگامی که جسمی در فضا حرکت میکند، هوای اطراف خود را منبسط کرده و این انبساط باعث فشردهشدن هوا گردیده و این تغیر فشار در هوا منتشر شده و به گوش رسیده و باعث مرتعش شدن پرده صماخ میگردد.
تفاوت اصوات:
صداهای اطراف ما را میتوان بر اساس دو فاکتور زیر تقسیمبندی کرد:
1-فرکانس صوت: هرچه فرکانس جسمی که مرتعش میشود بیشتر باشد، (سریعتر حرکت کند و مرتعش شود)، مولکولهای هوا با سرعت بیشتری تغیر مکان میدهند، لذا صدایی که به گوش میرسد صدای زیر تری خواهد بود. اگر تعداد نوسانات در واحد ثانیه کم باشد، صدا بصورت بم به گوش خواهد رسید.
2-دامنه صوت: صدایی که از دامنه بیشتری برخوردار باشد، هوا را بیشتر فشرده خواهد کرد و به علت اینکه قادر است پرده گوش را بیشتر به حرکت در آورد، بلندتر شنیده خواهد شد.
میکروفونها عملی مشابه گوش ما انجام میدهند. آنها نیز دارای صفحه نازکی همانند گوش میباشند که در اثر برخورد مولکولهای متحرک هوا به آنها، تغیراتی در میزان ولتاژ عبوری از میکروفون را باعث میشوند و بدین ترتیب سیگنالهای الکتریکی تولید شده را میتوان ثبت کرد.
در هنگام پخش نیز، بلندگو، عکس این عمل را انجام داده و سیگنالهای الکتریکی را به لرزههای فیزیکی و در نتیجه، امواج صوتی تبدیل میکند.
دسیبل:
دسیبل که بطور مخفف آن را با dB نشان میدهند، واحد اندازهگیری شدت صوت است. اصواتی که ما قادر به شنیدن آن هستیم، بسیار متفاوتند.
ما میتوانیم صدای کشیدن انگشتان بر پوست دست و صدای یک جت جنگنده را بشنویم. صدای یک جت جنگنده 1000.000.000.000 بار بیشتر از صدای انگشتان است، با این حال گوش انسان قادر است خود را با این شرایط وفق دهد.
واحد دسیبل بصورت لگاریتمی افزایش مییابد. بدین صورت که کمترین صوت قابل شنیدن، صفر دسیبل (0 dB) بوده و صدایی ده برابر قویتر از آن 10 dB بوده و صدایی 100 برابر آن 20 dB خواهد بود.
در زیر میتوان اصوات معمول و شدت آن را مشاهده کرد.
نزدیک به سکوت مطلق 0 dB
نجوا کردن 15 dB
صحبت کردن عادی 60 dB
صدای یک موتور سیکلت 90 dB
بوق اتوموبیل 110 dB
موتور جت 120 dB
انفجار 140 dB
اصوات بیشتر از 85 دسیبل باعث کاهش شنوایی میشوند. البته میزان نزدیکی و دوری از منبع صوت و مدت زمان قرار گرفتن در معرض آن، خود عامل مهمی در میزان صدمه خواهد بود.
قرار گرفتن مداوم به مدت 8 ساعت در معرض اصوات با قدرت 90 دسیبل باعث آسیب دیدن گوش شده و اصوات بالای 140 دسیبل، حتی اگر بطور لحظهای با گوش برخورد کنند باعث پارگی پرده گوش و در شدید خواهند شد.
ساختار درونی بلندگوها:
همانطور که گفته شد، بلندگو عمل عکس یک میکروفون را انجام میدهد و سیگنالهای الکتریکی را به صوت تبدیل میکند.
دیافراگم بلندگو غالباً از کاغذ ساخته میشود تا بتواند به راحتی تحرک کند.
مرکز دیافراگم به مرکز بلندگو که سیم پیچ قرار دارد متصل شده است و از اطراف نیز از طریق ثابت کننده به بدنه بلندگو متصل شده است.
هنگامی که جریان الکتریکی از طریق سیمهای سیمپیچ بلندگو عبور میکند، باعث بوجود آمدن میدان مغناطیسی میگردد که در اثر مجاورت با آهنربای بلندگو، باعث بالارفتن یا پایین آمدن هسته مرکزی و درپوش محافظ شده و در نتیجه کاغذ دیافراگم را به داخل کشیده یا به خارج فشار خواهد داد. در اثر حرکت سریع این هسته و تغیرات پیوسته جریان الکتریسیته در داخل سیمپیچ، کاغذ دیافراگم بصورت پیوسته نوسان خواهد کرد که خود باعث تولید صوت خواهد شد.
از الکترومغناطیس میدانیم که اگر از سیمهای پیچیده شده به دور یک هسته آهنی، جریان عبور کند، باعث بوجود آمدن میدان مغناطیسی میشود.
اگر این میدان هم قطب با قطب آهنربای ثابتی باشد که در بلندگو وجود دارد، باعث دفع شدن هسته آهنی از آهنربا میگردد و در صورت غیر هم قطب بودن آن، باعث جذب آهنربا میگردد.
انواع بلندگوها:
بلندگوها را بر اساس کاربردهای آنها میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
1-«Woofer»ها که در فرکانسهای پایین کاربرد دارد.
2-«Tweeters»ها که در فرکانسهای بالا کاربرد دارند.
3-«Midrange»ها که فرکانسهای میانی ناحیه شنوایی صوت را پخش میکنند.
یک «Woofer» بلندگوی بزرگی است که برای تولید اصوات با فرکانس پایین تولید شده است. همانطور که توضیح داده شد، برای تولید اصوات با فرکانس پایین، کاغذ دیافراگم، تحرک کمی خواهد داشت. به همین دلیل اندازه این بلنگوها بزرگ انتخاب شده است.
«Tweeter» در ابعاد کوچک طراحی شده است تا کاغذ دیافراگم آن بتواند به سرعت مرتعش شود. بنابراین از این بلنگوها برای پخش اصوات با فرکانس بالا (اصوات زیر) استفاده میشود.
یک «Midrange» با ابعادی متوسط، توانایی تولید فرکانسهای میانی حوزه اصوات قابل شنیدن برای انسان را دارد. اندازه متوسط آن و طراحی آن بگونهای است که به جز اصوات بسیار زیر و اصوات بسیار بم توانایی پخش بقیه اصوات را دارا میباشد. بنابر این در کاربردهای خانگی و آماتوری بطور گستردهای از آنها استفاه میشود.
Crossover:
گاهی برای تولید صدا با کیفیت بهتر، از ترکیب یک «Woofer» و یک «Tweeter» به طور همزمان استفاده میشود.
در این حالت لازم است که فرکانسهای صوت به دو قسمت تقسیم شوند و فرکانسهای بالا از «Woofer» و فرکانسهای پایین از «Tweeter» عبور کند. بلندگوهای با کیفیت هر دو قسمت را در درون یک مجموعه قرار دادهاند. به عمل تقسیم فرکانسهای صوتی جهت پخش از بلندگوی مناسب آن فرکانس را «Crossover» گویند.
«Crossover» ها به دو دسته تقسیم میشوند:
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 10 صفحه
قسمتی از متن .doc :
امروزى شدن و گمگشتگى
ابراهیم اخوى
بحران هویّت
جوانى، بهارِ زندگانى است و جوان در فصل شکفتن زندگىِ خود و در پى کسب شخصیت و هویت خویشتن است. جوان، با سپرى کردن ایام نوجوانى و دست و پنجه نرم کردن با تعارضها و تمایلات گوناگون، دست به انتخاب مىزند تا بنیان مستحکم زندگى آینده خود را سامان بخشد و در پى شکلدهى شخصیت ثابت و هویت سالم خود برمىآید ؛ هویتى که به او احساسِ زیباى ارزشمند بودن و قابل قبول بودن مىبخشد و احساس تنهایى و تهى بودن را فرسنگها از وجودش دور مىسازد.جوانِ هویتیافته، مىداند که کیست، چه هدفى دارد، چه باید بکند، در پى چه باشد و چگونه با دیگران همزیستى و ارتباط داشته باشد ؛ در مقابل، جوانِ سرگردان در بیابان ترسناکِ بىهویتى، که سردرگمى، آرام و قرار را از او ربوده است و روزها و شبهاى او را همانند ساخته، بىهدف، رنجور، وقتگذران و مردّد، از دست رفتن گوهر جوانى را هر روز با نگاه به ثانیههاى ساعت به تماشا مىنشیند و شیرینترین روزگار عمر خود را با تلخىِ ندانمکارى، تباه مىسازد. تمام همت و تلاش او به مسائل بىاهمیت مىگذرد و دل به روزمرّگى و رسیدن به جدیدترین شکل از زندگى خویش دارد ؛ تلاشى بیهوده که نتیجهاى جز افزایش فشارهاى روانى، اضطراب و افسردگى نخواهد داشت و آیندهاى غیر از سُستعنصرى، ناکارآمدى و بىتدبیرى برایش قابل تصوّر نخواهد بود.
امروزى شدن، سکّهاى دو رو
یکى از عواملى که مىتواند در پدیدآیى بحران هویت و گمگشتگى شخصیتْ مؤثر باشد، مسئله پیشرفتهاى سریع در سطح جهانى و خصوصاً کشورهاى صنعتى دنیاست ؛ پیشرفتهایى که علىرغم ظاهرهاى زیبا و فریبایشان مىتوانند باطنى بَد و مخرّب داشته باشند.امروزى شدن، که تلاشى است براى پیوستن به کاروان پیشرفت، با معانى متعددى که برایش قابل بیان است، مىتواند همانند سکّه دورویى باشد که یک روى آن «مفید و مثبت» و روى دیگر آن «منفى و مُضر» باشد ؛ چنان که تلاش براى همسویى با این تحولات نیز از این دو حال خارج نیست. در طرف خوب این سکّه به ظاهر زیبا، به دست آوردن جدیدترین اطلاعات و فنّاورىها و آگاه شدن از جدیدترین دادههاى علمى دنیاست که مىتواند در افراد با همه نگاههاى گوناگونى که دارند ، مؤثّر افتد و در برنامهریزى آنان براى دستیابى به اطلاعات گستردهتر و حتى بنیاد نهادن پدیده علمى جدیدى در سطح جهانى، یارىرسان باشد.اما طرف دیگر این سکّه - که طرفداران بسیارى هم پیدا کرده - ، اکتفا به سطح بیرونى و پوسته این نوگرایى است ؛ یعنى جوان پیروِ جدیدترین سبک زندگى، با گرو نهادن دل در پیشرفتهاى رسیع و روزافزون جامعه بشرى، مىکوشد تا به جاى بهرهمندى از اطلاعات نو، به قالبهاى نو و شمایل جدیدترى دست یابد و هر روز، خود را به شکلى تازه درآورَد و سبک زندگى خویش را به روشى جدید، متحوّل کند ؛ کوششى که در نهایت به ناتوانى و فرسودگى منتهى خواهد شد ؛ زیرا پیشرفت و تحوّل در مُد را پایانى نیست ، ولى امکانات افراد و میزان فراغت آنان براى دستیابى به آخرین مُدها، محدود است.
بررسى روانشناختى
جوانى که مىکوشد طبق مُد روز یا به تعبیر رایج: «با کلاس» زندگى کند، هیچگاه هویت خویش را نخواهد یافت ؛ زیرا یکى از نشانههاى هویت و شخصیت سالم، «ثبات» است.آلِن راس، روانشناس سرشناس شخصیت، در کتاب «روانشناسى شخصیت» مىنویسد: «غیر منطقى است اگر بخواهیم از شخصیت کسى صحبت کنیم که رفتارها، آگاهىها، هیجانها و انگیزههایش براى مدّت طولانى و از مکانى به مکان دیگر، تغییر مىکند و ثابت باقى نمىمانَد». (1) این گونه افراد، به نادرست گمان مىکنند که یکى از لوازم زندگى ماشینى و بهرهورى از فنّاورى روز و نیز شرطِ پویایى و حرکت به جلو، همگام شدن با مُد روز است ؛ (2) غافل از آنکه پیشرفت علمى، تابع شرایط ظاهرى نیست. چنان که در تاریخ معاصر مشاهده مىکنیم که کشورى مثل ژاپن با حفظ همان لباس سنّتى و خطِ باستانى خود، یکى از هفت کشور صنعتى برتر دنیا مىشود ؛ اما کشورى مانند ترکیه که رهبران آن، تلاش بسیارى در تغییر لباس، خط و سبک زندگى مردم خود داشتهاند، حتّى براى عضویت در اتحادیه اروپا با مشکل مواجه مىشود.خلاصه اینکه در نگاهى روانشناسانه به پدیده امروزى شدن (به معناى پیروى کورکورانه از ظاهر پیشرفتها) باید گفت که این نوع پیروى، ثمرهاى جز بازماندن از اهداف اصلى در زندگى، و آیندهاى غیر از ناکامى نخواهد داشت ؛ زیرا با شکلگیرى هویت است که شخص به نقش خود و میزان استعدادهاى خود پى برده، در صدد برنامهریزى براى بهرهبرى از استعدادها و نیز شکوفایى آنها برمىآید.
پیشرفت حقیقى یا بَدلى؟
سؤالى که ما از پیروان بىچون و چراى پیشرفتهاى غرب داریم، این است که: آیا به راستى هر پیشرفتى دلیل بر ترقّى و تکامل است؟ آیا به صِرف پیشرفت در یک جنبه از ابعاد زندگى، مىتوان گفت که در تمام شئون زندگى چنین پیشرفتى حاصل شده است؟با نگاهى گذرا به آمارهاى جُرم و جنایت (سرقت، قتل، اختلاس، طلاق، خودکشى و...) و میزان مبتلایان به ایدز، بىعفّتى و نیز گسترش روزافزون بیمارىهاى روانى در جوامع به ظاهر پیشرفته، پاسخ این سؤال را به خوبى مىیابیم. ستون حوادث روزنامهها و مجلات در این جوامع، پُر است از اخبار جنایات هولناکى که حتى نمىتوان به راحتى آنها را باور کرد.بحران معنویت و اخلاق که امروزه دامنه دامنسوز آن، جوامع پیشرفته را به واماندگى و عجز رسانده و اندیشهمندان آنها را در صدد چارهجویى اساسى به فکر واداشته است و بودجههاى فراوانى که براى پیشگیرى و یا پیگیرى جرایم، امروزه در همان جوامع مُدرن و به ظاهر متمدّنْ هزینه مىشود، همه و همه گویاى این واقعیت است که باید در پیروى از این پیشرفت، قدرى هم به اصل یا بَدَل بودن آن بیندیشیم و اگر جنبههاى مثبتى در آن پیشرفتها وجود داشته باشد (مثل جنبههاى علمى و فناورى، مشارکت سیاسى هرچه بیشتر شهروندان، رفاه نسبى، تولیدگرى و توسعه کار، پاسدارى از طبیعت، طرح هر روزه حقوق مسلّم انسانى و وجدان انسانى و...) آنها را به درستى بیاموزیم. چنان که جوانان لایق ایرانى، امروزه با پیروى از این اصل و با افتخارآفرینى در المپیادهاى جهانى، ضمن ثابت کردن شایستگىهاى خود، توانستهاند به یارى خداوند، چشماندازهاى تازهاى از دانش روز را بر روى خود و جامعه خود بگشایند.باید به هوش بود که امروزه غرب، فرهنگ خاص خویش را - که مورد انتقاد جدّى ماست - در قالبهاى جذّابى چون فیلمهاى پرتکنیک هالیوودى و صفحات متنوّع اینترنتى، به جوامع دیگر، تزریق مىنماید. این شاید اقتضاى سلطه و غلبه فعلى این فرهنگ باشد ؛ امّا باید دانست که «چیرگى»، هیچگاه به معناى «درستى» نیست. در برابر فرهنگ غرب، باید فعّال بود و از موضع ارزیابى، انتخاب و یا نفى آزادانه عناصر مختلف آن (به تفکیک) برخورد کرد.
از نگاه ما
با نگاهى به آموزههاى آسمانى دین اسلام، مىیابیم که فرهنگ دینى، هرگز مخالفتى با تجدّد و نوگرایى و پیشرفت (به معناى واقعى آن) ندارد. توصیه قرآن به آدمیان، این است که هماره در پهنه طبیعت سیر کنند و دم به دم در پىِ کاوش و جستجوى حقایق تازه و دستاوردهاى نو باشند. تعابیرى مثل «در زمین، سیر کنید» (3) صِرفاً براى مطالعه تاریخى و جغرافیایى نیست ؛ بلکه سفارشى است براى کسب علوم و فنون جدید و پىبردن به اسرار تازه و پیچیده عالم وجود؛ (4) سفارشى که در احادیث ما با تشویق عالمانِ دین به «آگاه به زمان بودن» و «فراگیرى دانش، هرکجا که باشد، هرچند در چین» و «توجه به تفاوت نسلها با یکدیگر در سلیقهها و مشکلات و میزان اطلاعات»، از آن یاد شده است. (5) استاد مرتضى مطهرى در این باره مىفرماید: «اسلام به شکل ظاهر و صورت زندگى - که وابستگى به میزان دانش بشر دارد - نپرداخته است ؛ بلکه با قرار دادن هدف ما در قلمرو خود و واگذاشتن شکلها و ابزارها در قلمرو علم و فن، از هرگونه برخوردى با توسعه فرهنگ و تمدن، پرهیز کرده و حتى با تشویق عوامل توسعه و تمدن (یعنى: علم، اراده، همت و استقامت)، خود، نقش عامل اصلى پیشرفت تمدن را بر عهده گرفته است». (6) پس در یک جمعبندى کلّى مىتوان گفت که آنچه ناپسند است، مشغول شدن به ظواهر زندگى و سرگردان شدن در دنیاى ماشینى و گم کردن هدف زندگى است، وگرنه استفاده از ابزار جدید و بهرهمند شدن از آخرین دستاوردهاى علمى دانشمندان در مسیر زندگى و بر اساس نیاز و در جهت اهداف متعالى، مورد تأیید عقل و دین است.در پایان، مقاله را با سخنى طلایى از امام على(ع) به پایان مىبریم که فرمود: «انسان، داراى عطشى است که فقط با پیمودن راه خدا و دیدار او فرو مىنشیند» (7) و یادمان باشد که بزرگترین سرمایه جوان مسلمان، اُنس با خداوند است و این سرمایه است که مىتواند در کنار پیشرفتهاى علمى، از او فردى توانا و عنصرى کوشا براى همنوعان خود بسازد.
حتى نخلها
فاطمه بختیارى
دیگر ناى دویدن نداشت. از کنار هر نخلى که رد مىشد، بوى خرما را حس مىکرد. چشمهایش بىاختیار مىچرخیدند. آسمان، آبراه و نخلستان، مُدام تکرار مىشدند.نمىدانست پاهایش به کدام سمت مىروند. تنها مىفهمید که دارد مىرود. با هر نفسى، هُرمِ داغ و شرجىِ هوا ، سینهاش را پُر مىکرد. پوتینها بر پاهایش سنگینى مىکردند. دیگر نخلستان تمام شده بود. چشمهایش، آسمان و آبراه و دشت و تپههاى کوتاه و بلند را نشانش دادند. صداها هنوز بدرقهاش مىکردند. از پشت سرش مىآمدند. صداى قدمهایشان لابهلاى شلیکهاى مسلسل، گمشده بودند. باید به پشت نخلستان مىرسید. کنار تپهاى کسى منتظرش بود. نقشه را به او که مىداد، آسوده مىشد.چشمهایش شبحِ اطراف را مىدیدند. فکر کرد غروب است، یا هوا ابرى است. نمىدانست پاهایش دیگر به فرمانش نبودند. زانوهایش در هر قدمى که برمىداشتند، مىخواستند به زمین برسند. از خاکریزهاى اطراف پالایشگاه تا نخلستان، یکسره دویده بود.نزدیک نخلستان بود که داغىِ گلوله بر دستش نشست. گرمى خون بر پوستش جوشید. گلوله دیگر بر پهلویش رسید. نفسش بند آمد. درد و سوزش، حالش را به هم زد.به زمین افتاد. مزه شور و تند خون، دهانش را پُر کرد. آن را روى شنهاى داغ پاشید. پاها نزدیکتر مىشدند ؛ نعرهها زیادتر و گلولهها بیشتر. همه نیرویش را در پاهایش جمع کرد ؛ امّا نتوانست بلند شود. روى زمین خزید. خط پهنى از خون، به دنبالِ خودش مىکشید.نقشه را از جیب لباسش درآورد. گرمىِ خون، روى آن ، راه رفته بود. در میان انگشتانش گرفت. خطهاى سیاه و رنگى روى کاغذ، با پنجههایش یکى شد.چشمهایش در تاریکى غرق شده بودند. نفسهایش از هواىِ دم کرده، داغتر بودند. نقشه، فقط خمیرى بود گرم و له شده.زود پیدایش کردند. حالا هیچ کس نام او را نمىدانست ؛ حتى نخلها.
شعر
کار مىکنم
با دستهاى خستگىام کار مىکنم
خود را چه پوچ و بىهدف ایثار مىکنم
در انتها که کوچه به دیوار مىرسد
نفرین به هرچه کوچه و دیوار مىکنم
من غیر از این که نیستم امّا چرا هنوز
خود را درون آینه انکار مىکنم؟
هر شب خودم براى خودم حرف مىزنم
خود را درون خویش تلنبار مىکنم
هر روز مثلِ قبل و فردا که مىرسد
دیروز را دو مرتبه تکرار مىکنم
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 52
مقدمه
طراحی و احداث صنایع نیازمند شناخت مبانی تیوری و برخورداری از دیدگاههای تجربی و علمی متناسب با شرایط اقتصادی و فرهنگی حاکم و دانش فنی موجود جامعه، به منظور نیل به اهداف تولید میباشد.
اطلاعات فنی ایجاد صنایع، مجموعه ای از تحقیقات در خصوص ماهیت مواد و محصولات، شناخت فرایند های تولید و تکنولوژی های موجود و بررسی سیستمها، تجهیزات و ماشین آلات مورد نیاز میباشد. این بررسی ها در راستای نیل به هدف توسعه، تولید و افزایش کیفیت محصولات تولیدی صورت میگیرد که با بهبود بافت فنی واحدهای جدیدالتأسیس در داخل کشور، پاسخگویی به نیاز بازار و رقابت با سایر تولیدکنندگان جهانی را امکان پذیر می سازد.
در بررسی های فنی ابتدا روشهای مختلف تولید محصول مورد مطالعه قرار میگیرد و پس از بررسی های لازم مناسبترین تکنولوژی که با فرهنگ کاری و تواناییهای بالقوه صنعت تناسب داشته باشد انتخاب می گردد. با انتخاب بهترین روش تولید هر محصول می توان دستگاهها و تجهیزات مورد نیاز را بر اساس فرایند منتخب، انتخاب نمود.
فصل اول: کلیات و سوابق
1ـ1 : معرفی اجمالی پروژه
2ـ1 : معرفی محصول
3ـ1 : سوابق تولید
4ـ1 : کاربرد محصول
5ـ1 : بررسی نیاز جامعه
6ـ1 : مصرف کنندگان
1ـ1 : معرفی اجمالی پروژه
مشخصه طرح:
نام محصول: نورافکن ظرفیت: 100 هزار عدد
فرایند تولید: 1ـ ذوب آلومینیم 2ـ ریخته گری تحت فشار 3ـ سوراخ کاری 4ـ قلاویز کاری 5ـ آماده سازی 6ـ آسترکاری 7ـ خشک شدن 8ـ رنگ کاری 9ـ خشک شدن 10ـ مونتاژ محصول
شاخصهای عملیاتی:
تعداد روز کاری: 270 روز
تعداد نوبت کاری: 1
زمان نوبت کاری: 8 ساعت
درصد تامین مواد اولیه: 100% داخلی
تعداد کارکنان: الف) مدیریت: 1 نفر ب) مهندس: ندارد ج) تکنسین: 2 نفر د) کارگر ماهر: 5 نفر ه) کارگر ساده: 13 نفر ی) کل پرسنل: 27 نفر
تأسیسات عمومی: الف) برق مصرفی: 103 مگا وات ساعت ب) آب مصرفی سالیانه: 2160 متر مربع ج) گازوییل: 4/106 متر مکعب
د) بنزین: 2/16 متر مکعب ه) اطفاء حریق: 8 کپسول آتش نشانی
دستگاهها و تجهیزات خط تولید: 100% داخلی
زمین و ساختمانها: 1ـ مساحت زمین:2800 متر مربع 2ـ سطح زیر بنا: 795 متر مربع 3ـ سا لن تولید: 400متر مربع 4ـ انبار: 140 متر مربع 5ـ تأسیسات و تعمیرگاه:80 متر مربع 6ـ اداری،رفاهی: 175 متر مربع
سرمایه گذاری: 1ـ سرمایه ثابت: 8/1899میلیون ریال 2ـ سرمایه در گردش: 2/652 میلیون ریال 3ـ کل سرمایه گذاری: 2552 میلیون ریال هزینه های تولید: 1ـ هزینه های ثابت 38/981 میلیون ریال
2ـ هزینه های متغیر: 82/3109 میلیون ریال 3ـ کل هزینه های سالیانه: 2/4091 میلیون ریال
شاخص های اقتصادی طرح: 1ـ نرخ بازده مالی طرح: 2/27%
2ـ سهم
منابع داخلی 100% 2ـ ارزش افزوده بر مبنای هزینه تولید: 4/42%
3ـ درصد تولید در نقطه سربه سر 5/56% 4ـ سالهای برگشت سرمایه: 3 سال و 11 ماه سرمایه گذاری ثابت سرانه 4/70 میلیون ریال
5ـ درصد کارکنان تولید به کل کارکنان 1/74% 6ـ نسبت سود به سرمایه نقدی: 1/37%