لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 27 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
موضوع تحقیق:
انتخابات وتبلیغات انتخاباتی در ایران
هنگامی که در زمستان 1358 پس از 2500 سال نظام شاهنشاهی در ایران، نخستین انتخابات ریاست جمهوری برگزار شد، پژوهشگران با شگفتی مشاهده کردند نامزدی که بیش از همه یعنی 5362 ستون سانتیمتر- آگهی تبلیغاتی در چهار روزنامه پر تیراژ آن زمان چاپ کرده بود، 16 درصد آرای صندوقها را به دست آورد، ولی نامزدی که فقط 240 ستون سانتیمتر آگهی تبلیغاتی در آن روزنامه ها داشت، با 77 درصد آرا به ریاست جمهوری انتخاب شد.
در واقع سهم تبلیغات مستقیم رسانه ای بازنده، بیست و دو برابر سهم آگهیهای برنده انتخابات بود.16 سال پس از وقوع این پدیده در پنجمین دوره انتخابات مجلس ایران، بعکس پدیده قبلی این بار همبستگی قابل توجهی میان تعداد آرای نامزدهای انتخاباتی و تبلیغات مستقیم انتخاباتی آنان دیده شد. یعنی نامزدهایی که رای بیشتری آورده بودند تبلیغات مستقیم رسانه ای بیشتری داشتند.
تبلیغات انتخاباتی را می توان به دو دسته اصلی رسانه ای و غیر رسانه ای تقسیم کرد از سوی دیگر هر کدام از این دو دسته نیز به تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم قابل تقسیم اند. واضحترین تبلیغات مستقیم رسانه ای انتشار آگهیهای تبلیغاتی (advertising) از طریق تامین هزینه آن از سوی آگهی دهنده است مهمترین تفاوت چنین تبلیغی با گونه های دیگر، از جمله پروپاگاندا (Propaganda) وجود جهت گیری همیشه مثبت در آنها، عدم الزام در یکسانی آگهی دهنده و منتشر کننده آگهی، و در نتیجه عدم الزام در وجود اعتقاد راستین منتشر کننده به آگهی دهنده و محتوای آگهی او و در واقع وجود یک رابطه مادی (پولی) میان این دو و مشخص بودن آگهی دهنده برای گیرنده پیام است.
در تبلیغات غیر مستقیم رسانه ای، یا آن رابطه مادی (پولی) وجود ندارد و یا اگر وجود داشته باشد، کاملا پنهان است (مقالات از نوع رپرتاژ آگهی که اشاره ای به آگهی بودن آن نشده است، از بارزترین نمونه های پنهان محسوب می شود) همچنین این باور در گیرنده پیام به وجود می آید که فرستنده پیام (رسانه)، خود نیز نسبت به پیام و منبع پیام جهت گیری دارد.با این دسته بندی می توان آگهیهای انتخاباتی نامزدها در مطبوعات، پوسترها و تابلوهای خیابانی آنان را از نمونه های بارز تبلیغات مستقیم رسانه ای دانست واز آن سو، مقالات مطبوعاتی سخنرانیهای حامیان نامزدها در مجامع خطبه های نماز جمعه و از این قبیل را نمونه های تبلیغات غیر مستقیم رسانه ای محسوب داشت.نمونه های تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم غیر رسانه ای را می توان در ارتباطات چهره به چهره به صورت گفتگوهای دوستانه در میهمانیها و یا جدلهای کاملا جهت گیرانه در محافل دید.
اگر چه تفکیک مستقیم و غیر مستقیم در ارتباطات چهره به چهره بسیار دشوار است، اما این نظریه مطرح است که ارتباطات چهره به چهره از نوع گفتگو (discussion) می تواند در برگیرنده تبلیغات غیر مستقیم باشد اندیشمندان ارتباطات بر این اعتقادند که در گفتگو، کوششی برای تحت تاثیر قرار دادن طرف مقابل دیده نمی شود بلکه تنها به روشن شدن ذهن می پردازد در حالی که هدف از مناظره و مباحثه، تحت تاثیر قرار دادن افکار و عقاید شرکت کنندگان در ارتباط است.در نخستین انتخابات ریاست جمهوری در ایران، همبستگی میان تبلیغات غیر مستقیم رسانه ای و تعداد آرا به مراتب بیش از تبلیغات مستقیم رسانه ای بود و همان طور که گفته شد در آن انتخابات سطح زیر چاپ تبلیغات مستقیم مطبوعاتی بنی صدر در چهار روزنامه پر تیراژ 240 ستون سانتیمتر و آقای مدنی 5362 ستون سانتیمتر بود (ضریب همبستگی میان تبلیغات مستقیم هفت نامزد اصلی آن انتخابات با آرای به دست آمده آنها تقریبا صفر یعنی منهای 09/0 بود) در حالی که سطح زیر چاپ تبلیغات غیر مستقیم بنی صدر 9571 ستون سانتیمتر و مدنی 5303 ستون سانتیمتر و ضریب همبستگی میان حجم تبلیغات غیر مستقیم مربوط به نامزدها و تعداد آرای آنها ضریب قابل توجه 7/0 بود به عبارت دیگر نامزدی که سهم تبلیغات غیر مستقیم رسانه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن .doc :
امکان تصمیمگیری بیطرفانه
مقدمه
آیا میتوانیم تصمیمات بیطرفانهای بگیریم؟ آیا قبلاً ما میتوانستیم؟ به نظر میرسد هرجا که رو میکنیم، به ما گفته میشود که بیطرفی امکانپذیر نیست. گفته میشود که اشیاء یا پیچیدهتر از آن هستند که در وحله اول به نظر میرسند. این عقیده که میتوانستیم بیطرف باشیم، یک خطای عقلانی مضری بود. قضاوتهای بیطرفانه که قبلاً بوده و یا هستند فقط یک طرز تلقی و بهانهای بوده برای وارد آوردن فشار و قدرت داشتن بر دیگران، که واقعیتی سخت و خشن میباشد.
اما ما گاهی تعجب میکنیم که آیا یکی از آن موارد میتواند باشد؟ بنابراین، آیا اینها آنقدر بقرنج و پیچیده هستند که بیطرفی را غیرممکن میسازند؟ اگر نه، وقتی که بیطرفی امکانپذیر است میتواند در یک کمترین حدی امکانپذیر باشد؟ بیطرفی اگر یک خطای عقلانی است، اما بهوسیله بینش دانشمندانهای زحمتکش فاش شده است. آیا ما معتقدیم که این بینش به طریقی بیطرف است؟ آیا این بینشها نمیتوانند از بیطرفی گریزان شوند؟ به طریق مشابه، آیا همه تصمیمها بر روی دیگران به سادگی ایجاد وضعیت قدرتمندانهای میکنند. اگرنه، چرا نه؟ و برای چه نوعی این تصمیمها را ایجاد میکنند.
چه چیزی مورد نیاز است؟ من فکر میکنم، آیا برداشت دوباره آزمایش شده از این بحث و امکان بیطرفی مورد نیاز است. اگر این یک واقعیت است که بیطرفانه بودن ایدهای جذاب نیست و در گذشته بوده است، نظراتی که موجب بروز جریاناتی شدهاند وجود دارد. ما میخواهیم بدانیم که چرا این حالت است؟ بهعلاوه ما میخواهیم بدانیم همواره امکانپذیر است بیطرف باشند و با چه شرایطی هستند. آیا بیطرفی همیشه سرابی بوده است؟ شاید اینگونه باشد. اما قبل از مواجه شدن با این معضل بایستی جدی و هوشیار بود که چقدر احمق بوده که باور کرده اصولاً بیطرف باشد. بهطور خلاصه، باید بپرسیم: پیش وضعیتها برای بیطرفی چه هستند؟ چه مشخصههایی بیطرفی را مشکلتر میسازد؟ و کدامیک از آنها آن را آسانتر میکند؟
هدف این مقاله تحلیل بحرانی و ارزیابی مجدد از عقیده بیطرفانه است. هدف من در اینجا این است که ایده بیطرفی را با تجزیه و تحلیل بحثهای مربوط به آن روشن کنم و بنابراین با انجام این کار به قابل دفاع بودن بیطرفی احاطه پیدا میکنیم. در اولین قدم به سمت رسیدن به این هدف تستی از معانی بیطرفی است. در اینجا سه معیار در جهت جلو در بحث بیطرفسازی میتواند قابل دسترس باشد: قابلیت انطباق تصمیم، تعیین ملاک همانندی اعتبار و تشابه ترتیب مراحل این چنین معیاری و این معیارها و ضوابط در سرتاسر مقاله عمل میکنند و من آن مباحث بیطرفانه را در چارچوب قرار داده و مجدداً ارزیابی میکنم.
تعریف بیطرفی روشن شده در مرحله بعد طرح بیرون قلمرو مقاله را مرتب خواهد کرد. بحث به دو جهت عمومی منتقل میشود. در ابتدا آزمونی بهطور عقیده ایستای بیطرفی بهوجود میآید که بحث بالای داخل جنبهها را بهطور کمینهای بیطرفانهای قسمت میکند. این مقاله آنچه که باید ما بحثمان را به حداقل برسانیم آزمایش میکند و اینکه تا اندازهای در قضاوتهایمان بیطرف باشیم. من در طرح مباحثههای اصلی از چنین مواضعی مانند علم ادراکی و فلسفه و فکر روانشناسی حمایت میکنم و در کیفیت جزئیات آنها تجزیه تحلیل میکنم و اینچنین بحثهایی را که احساس میشود به حداقل میرسانم.
سپس نوبت مقاله به اینجا میرسد که توجه بیشتر به بیطرفی داشته تا یک ایده و طرز تفکر آزاد داشته باشیم. این بحث بیان میکند که ایده آزاد بیطرفی درحقیقت دو وجه مختلف دارد، مبتنی بودن بر نظرات مختلف مربوط به منبع و معنی و موضوع مورد نظر، و گیج شدن میان این دو موضوع مورد نظر میتواند منجر به گیج شدن در امکان و معنی بیطرفی باشد. بحث بر روی دو ایده تمرکز داده میشود. اولاً: تأکیدی بهطور معمول به ریشهیابی بیرون آمدن بهطور خودبهخودی از تعاملات اجتماعی است. کدامین واقعیت خارجی در مستقل بودن تصمیمات و انتخابهای ما قرار میگیرد. ثانیاً با فرق گذاشتن از روی سنجیدگی ایجاد شده، کدامین واقعیت سنجیده شده اعمال جداگانهای از ایجاد و درخواست معیارها را رعایت میکند. مفهومی برای بحثهای بیطرفانهای که ایجاد شده است و ضعفهای هر کدام مشخصتر شده است.
در ادامه مباحث این مقاله به نوبت به جداسازی واضحی از آنچه درباره تجزیه و تحلیل جزئیات (میکروتحلیل) مباحث بیطرفانه دوره شده میپردازد. این بحث در سه شاخه ادامه پیدا میکند. اول، آزمون ناشی از میکرودینامیکهای بیطرفانهای که به طرز شگفتآوری استفاده شده که مباحث "تئوری احساسات اخلاقی" آدام اسمیت میباشد که به اصل موضوع اشاره میکند. این استاد تئوری پایین ـ بالای رشدی از چندین خصوصیات جالب را همچنان که ما خواهیم دید ارائه میدهد. مقاله گاهی اوقات به نکات عمده عملکرد مدل بیطرفانه اسمیت اشاره دارد و با توجه کامل به این بیان پویای بیطرفانه حدسیات برآورده شده از بیطرفی را در طول زمان سازگار نگه میدارد.
دوماً، با آزمون دقیقتری از میکرو اصول بیطرفانه مواجه میشویم. در اینجا من مدل بالا ـ پایین بیطرفانه اسمیت را مبنای استدلال خود قرار میدهم، هنگامی که خوشایند است، در حقیقت سؤالهایی در خیلی از جاها پرسیده میشود اما میتواند در وحله اول رهایی از توسل به بینشهایی تازه در بحث فلسفه باشند، که اخیراً مقداری از آنها در مقاله بهطور خلاصه شده آورده شدهاند.
سوماً و نهایتاً، آزمونی از میکرو محتوایی از تصمیمات و تأثیرات آن بر روی موقعیت بیطرفانهای آورده میشود. در این مقاله مختصراً آزمونهایی که شامل عوامل و مقتضیات که راجع به بالا بردن مباحث بیطرفانه یا کاستن چیزهایی که در آن اتفاق میافتد مشخص شده است.
این مقاله در پایان به این سؤال اشاره دارد که چرا ما باید به مبحث بالا ـ پایین مدلهای میکروتحلیلی از مباحث بیطرفانه و نرماتیویتی ارتباط پیدا کنیم. در اینجا، معیار ارزیابی فرضی کاملاً گستردهای وجود ندارد که یک میزان رضایتبخشی بر روی چیزی که ما میتوانیم آن را بیطرفانه و سنجیده شده ایجاد کنیم. من استدلال میکنم که این حقیقت به وضوح روی اشتباهی بنیادی قرار گرفته است، این شکست بین انواع کمینهای و غیرکمینهای از نرماتیویتی متمایز میشود. من بیشتر به این موضوع استدلال میکنم که تکذیب تلویجی از normativie foundationdism بهطور شگفتآوری بر روی بنیادهای عقلانی ضعیفی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 12
ادعای رابطه ریاضی در قرآن
قرآن نزد مسلمانان بزرگترین معجزه محمد پیامبر اسلام است. درباره وجوه مختلف اعجاز قرآن سخنهای بسیار رفتهاست. در سدهٔ اخیر، ادعای نوع دیگری از اعجاز قرآن به عنوان اعجاز عددی و نظم ریاضی در قرآن مطرح شد.
پیشینه
از پیشینه این نوع برخورد با قرآن اطلاع چندانی در دست نیست، ولی از آنجا که سیوطی در کتاب الاتقان فی علوم القرآن به این موضوع پرداخته، میتوان دریافت که این موضوع چندان غریب نبوده. با این حال توجه جدی به این موضوع در دهه هفتاد میلادی، با ادعاهای رشاد خلیفه آغاز شد. او ادعا کرد که نظمی رادر قرآن کشف نمودهاست که ویژگی خاص قرآن بوده و یکی از بزرگترین وجوه اعجاز آن به شمار میرود.کشف رابطه ریاضی در قرآن، موجب گردید که برخی از پژوهشگران مسلمان برای کشف اسرار و رموز بیشتری از قرآن به آمارگیری از تعداد حروف و کلمات قرآن بپردازند. برخی از شاگردان یا پیروان رشاد، چون «عبدالله آریک»[۱] با چاپ کتابی، نظریات او را در باب «عدد نوزده» تکمیل نمودند. با اینحال برخی دیگر از اندیشمندان اسلامی نیز بودند که به طرح نظریات جدید ریاضی و مستقل از رشاد پرداختند.پس ازآنکه رشاد خلیفه، نظریاتش را بسط داد، با استفاده از همان نظریه ریاضی، دو آیه آخر از سوره توبه در قرآن را تحریفشده و افزوده شده دانست،[۲][۳] و نهایتاً ادعا نمود خداوند او را رسول میثاق نموده است و نام او در قرآن کد شده است. خلیفه همچنین از سایر متون مذهبی در کنار قرآن مثل «سنت پیامبر» و «احادیث» به عنوان منابع جعلی نسبت داده شده به محمد و در تضاد با قرآن، یاد کرد و کشف واقعیت این متون و آموزههای جعلی را از وظایف رسالت خویش دانست.[۴] .[۵] این امر موجب شد تا محققین اسلامی شروع به نقد نظریه رشاد و دیگر همکاران و پیروان نظریات او نموده و ادعاهای وی را انکار کنند.[۶]
جدای از درستی یا نادرستی، نظریات ریاضی در حیطه قرآن قابل بررسی و تامل است. بخصوص آنکه در این میان، نظریات دیگری پدید آمدند که اگرچه از دیدگاه ریاضی به قرآن پرداختهاند اما کاملاً مستقل از نظریه رشاد و عدد ۱۹ وی بودهاند، از آن جمله میتوان از مهدی بازرگان، نام برد که تاکنون نظریهاش مورد تعرض جدی مخالفان واقع نشدهاست.[۷]
نظریه رشاد خلیفه
در سال ۱۹۷۲(میلادی) میلادی رشاد خلیفه مقالهای منتشر کرد بنام «عدد۱۹، معجزه عددی در قرآن» و پس از آن در کتاب خود[۸] نظریه خود، مبنی بر کشف یک رابطه ریاضی در تعداد سورهها، آیهها، کلمات و حروف کتاب قرآن را رونمایی کرد. او انگیزه خود را اثبات اعجاز و غیر بشری بودن قرآن خواند تا بدین ترتیب اثبات کند که قرآن همانند انجیل نوشته دست بشر نیست و انشای خداوند است.وی ادعا نمود که با استفاده از رایانه ارتباط عددی ویژهای را در متن قرآن یافتهاست که با عدد ۱۹ مذکور در سوره ۷۴ (مدثر) ارتباط دارد. حروف مقطعه یکی دیگر از اساس نظریه اوست.او در شروع کار خود تعداد حرف «ق» را در دو سورهای که با این حرف از حروف مقطعه شروع میشوند (سورههای «شوری» و «ق») را بررسی نمود که نتیجه بررسی او این بود که تعداد این حرف در هر دو سوره یکسان و ۵۷ بار تکرار شدهاست، یا به عبارتی مجموعاً ۱۱۴ بار در دو سوره که این عدد با تعداد سورههای قرآن برابر است. از طرفی برابر بودن مقدار ابجدی کلمه «مجید» که صفت قرآن در همان سوره «ق» است با عدد ۵۷ و برابر بودن تعداد تکرار کلمه «قرآن» در کل سورههای قرآن با این عدد، عقیده او را به وجود یک رابطه ریاضی در قرآن تقویت نمود.[۹]رشاد به آیات ۱۹ تا ۲۱ سوره مطففین استناد میکند و آن را اینگونه ترجمه میکند {{{۱}}} (ترجمه: کتابی است که با اعداد بنا شده*تا بوسیله کسانی که به من نزدیک هستند مشاهده شود)[مطففین - ۲۱-۲۰] [۱۰][۱۱]
برخی جزئیات نظریه
رشاد خلیفه کد ریاضی قرآن را از ساده تا بسیار مشکل دسته بندی میکند و میگوید:
حقایق ساده مشاهداتی است که بدون هیچ وسایلی میتوان آنها را بررسی کرد. حقایق پیچیده به کمک ماشین حساب یا کامپیوتر قابل رویت است. بررسی حقایق زیر به هیچ وسیلهای احتیاح ندارد، اما خواهشمند است بخاطر داشته باشید که همه اینها به متن عربی اصلی اشاره دارد.[۹]
اولین آیه (۱:۱)، معروف به "بسم الله، شامل۱۹ حرف است.
قرآن دارای ۱۱۴ سورهاست که میشود۱۹x۶.
مجموع آیات در قرآن ۶۳۴۶ است که میشود۱۹x۲۳۴.
[۶۲۳۴ آیه شماره گذاری شدهاست و ۱۱۲ آیه (بسم الله) شماره گذاری نشدهاست که میشود ۶۲۳۴ =۱۱۲+۶۲۳۴] توجه کنید که ۶+۴+۳+۶ میشود۱۹
بسم الله ۱۱۴ مرتبه تکرار شدهاست، با وجود غیبت مرموز آن در سوره ۹ (درسوره ۲۷ دو بار تکرار شدهاست) و ۱۱۴ = ۱۹x۶
از غیبت بسم الله در سوره ۹ تا بسم الله اضافی در سوره ۲۷، دقیقا۱۹ سورهاست.
مجموع شماره سورهها از ۹ تا ۲۷ (۲۷+۲۶+......+۱۲+۱۱+۱۰+۹) = ۳۴۲ یا ۱۹x۱۸
این مجموع (۳۴۲) همچنین مساوی است با مجموع کلمات بین دو بسم الله سوره ۲۷، و ۳۴۲ =۱۹x۱۸
اولین آیات معروفی که اول وحی شد (۵-۱:۹۶) شامل۱۹ کلمهاست.
این اولین وحی ۱۰ کلمهای، دارای ۷۶ حرف است۱۹x۴
سوره ۹۶ که از نظر ترتیب زمانی اولین سورهاست، دارای۱۹ آیهاست.
بخش اصلی نظریه را حروف مقطعه (پاراف قرآنی) تشکیل میدهند که به برخی از آنها در حقایق ساده اشاره نمودهاست:
حرف مختلف عربی، ۱۴ «پاراف قرآنی» مختلف (مانند ا. ل. م، از ۲:۱) را تشکیل میدهند که در ابتدای ۲۹ سوره قرار دارند. مجموع این اعداد میشود ۱۴+۱۴+۲۹=۵۷ یا ۱۹x۳.
مجموع ۲۹ سورهای که «پارافهای قرآن» در آنها آمدهاست میشود:
۸۲۲=۶۸+۵۰+..........+۷+۳+۲، و ۸۲۲+۱۴ (۱۴ مجموعه پارافها) میشود ۸۳۶، یا ۱۹x۴۴.
بین اولین سوره پاراف دار(۲) و آخرین سوره پاراف دار (۶۸)، ۳۸ سوره بدون پاراف وجود دارد۱۹x۳۸.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 83
ادبیات
فیلمساز/مولف با دوربین اش می نویسد، همان گونه که یک نویسنده با قلمش
الکساندر استروک
برآورده های گوناگون می گویند که یک چهارم تا یک پنجم فیلم های سینمایی، اقتباس هایی از ادبیات هستند. این به آن معنا نیست که رابطة میان سینما و ادبیات یک سویه است: بسیاری از محققان، جنبه های سینمایی خیلی از آثار داستانی و شعری معاصر، ازجمله «آمریکا» نوشتة دوس پاسوس، «یولیسس» جیمز جویس، و «آواز عاشقانة جی.آلفرد پروفراک» سروده الیوت، را آشکار کردهاند. ریشه ارتباط میان این دو رسانه را میتوان دردوران کودکی سینما بازجست. ژرژمه لیس درآغاز قرن ازمنابع ادبی به عنوان زمینه برای چندین فیلم خود استفاده کرده گریفیث مدعی بود که بسیاری از نوآوری های سینمایی اش را مستقیما از صفحات رمان های دیکنز برگرفته است.
ایزنشتین درمقاله «دیکنز، گریفیث، و سینمای امروز» نشان میدهد که داستان های دیکنز چگونه شماری از تکنیک ها، ازجمله معادل هایی برای فید، دیزالو، کمپوزیسیون تصویری، تقسیم تصویر به نماها، لنزهای تغییر شکل دهنده خاص، و - ازهمه مهمتر- مفهوم مونتاژ موازی را به گریفیث الهام داده است. ایزنشتین تا آن جا پیش می رود که فصل بیست و یکم رمان «الیور تویست» را فیلمنامه دکوپاژ شده ای آماده فیلمبرداری جلوه میدهد تا از این راه، حساسیت «سینمایی» دیکنز را نمایان کند.
بیشتر محققان تا همین اواخر این اعتقاد ضمنی را داشتند که ادبیات به دلیل گستره وسیعترش، و قابلیت پرداختن اش هم به دنیای عینی و هم به اندیشه های انتزاعی، برترین شکل هنری است. همگان، عموماً درباره سینما، که زیبایی شناسی اش مبتنی بر عکسبرداریست، چنین اندیشیده اند که کارکرد این هنر محدود به پرداخت ازدنیای عینی می شود. حال آن که مساله پیچیده تر از این حرفهاست. رسانه های گوناگون مقتضی حال و حس های گوناگون، و تأمین کننده نیازهای گوناگونی هستند. ادعای برتری یک هنر بر هنری دیگر، سخن نامربوطی است، مگر این که مقایسه ما محدود به مسایل و تکنیک های مشابه باشد. نقاشی سقف کلیسای سیستین کار میکل آنژ و سمفونی شماره چهل اثر موتزارت هردو شاهکاراند، ولی مقتضیات و شیوه های القایی آن ها به سادگی قابل مقایسه نیستند. اگر چه سینما و ادبیات و جوه مشترک افزونتری دارند، برخی تفاوت های بینادین میان شان هست که بعضی به سود ادبیات، و بعضی دیگر به سود هنر سینماست.
دلالت های ادبی و مونتاژ
به عقیده بیشتر صاحبنظران، انعطاف پذیری کنایه ادبی- زبان مجازی –مهم ترین امتیاز شعر و داستان نسبت به سینماست . یک ادیب با استفاده از ایماژها، تشبیه ها ، استعاره ها، و نمادها، می تواند اشیاء و اندیشه ها (عینیت و انتزاع) را با تنوع کم و بیش بی کرانه ای با هم ترکیب کند. برای مثال، بیشتر تشبیهات و استعاره ها مبتنی بر مقایسه شرایط یا کیفیتی انتزاعی با یک شیئی مادی اند، همچنان که دراین جمله مشهور از «برنز» مشهود است : «عشق من مانند یک رز، رز سرخ است، که به تازگی درماه ژوئن شکفته است». دروهله نخست، تصور ما محدود به تصویر عینی گل رز است که برای تبیین و تشدید «مقوله انتزاعی» یعنی «عشق» به کار گرفته شده است.
تصویر«برنز» واضح و راستین است اما تصویر سینمایی دارای وضوح بیشتر است. ازهمه چیز گذشته، خود اصطلاح «تصویرپردازی» («صنایع بدیعی» درادبیات) وقتی به ادبیات مربوط باشد جنبه استعاری می یابد: به این معنا که کلمه «رز» یک نشانه صرف است- مانند حرف «X» که اشاره به یک شیئی عینی دارد. ولی تصویر عکاسی یک گل رز صریحتر است، یک «نشانه تصویر» است. واژه «رز» اگر چه به طور نسبی عینی است، مفهوم کلی «رز بودن» را تداعی میکند تا یک گل رز مشخص را. سخن کوتاه، خواننده باید «تصویر» ادبی را درذهن خود مجسم کند. واژه درحکم واسطه ای میان مشاهده کننده و شیئی است. از آن جا که «واژه –تصویر» به اندازه یک تصویر سینمایی صریح نیست، میتواند حاکی از ایهام هایی باشد که دریک عکس شاید باشد، شاید هم نباشد. اما تصویر سینمایی به دلیل صراحتش، واضح تر و بی واسطه تر است. بنابراین، هر رسانه ای نقاط ضعف و قوت معینی دارد. ولی درهر حال و به طور کلی میتوان گفت ادبیاتی راکه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 18
1- بلوتوث
بلوتوث یک نام صنعتی خاص برای شبکه های بیسیم ناحیه شخصی(PANs) است. بلوتوث شیوه ای برای اتصال و تبادل اطلاعات بین وسایل مثل تلفن موبایل، لپ تاپ، چاپگر، دوربین دیجیتال و کنسول بازی ویدیوئی از طریق یک رادیو فرکانس کوتاه ومطمئن و بدون مجوز جهانی است.
بلوتوث یک استاندارد رادیویی و پروتکل ارتباطات مخابرات مخصوص مصرف برق کم و در فرکانس کوتاه است(یک متر، 10متر و 100متر) و بر میکروچیپ های گیرنده و فرستنده ارزان داخل وسایل متکی است.
بلوتوث به این وسایل امکان می دهد با یکدیگر ارتباط برقرار کنند. این وسایل از یک سیستم ارتباط رادیوئی استفاده می کنند بنابراین لازم نیست یکدیگر را ببینند و حتی از اتاق مجاور هم این ارتباط میسر است به شرطی که ارسال به حد کافی قوی باشد.
حدود تغییر
حداکثر قدرت مجاز
(DBM)
حداکثر قدرت مجاز
(MW)
طبقه
100 متر
20
100
1
10 متر
4
5/2
2
1 متر
0
1
3
کاربردها و مصارف بلوتوث
جهت استفاده از امکانات ارتباطی بلوتوث باید وسیله مورد نظر با خصوصیات کاربرد بلوتوث تطبیق کند.
فهرست کاربردها
- کنترل بیسیم و ارتباط تلفن موبایل با گوشی یا کیت اتومبیل که یکی از اولین کاربردهای مشهور بلوتوث بوده است.
- ایجاد شبکه بیسیم بین DC در یک فضای بسته با توجه به اینکه عرض باند خیلی کمی لازم است.
- ارتباطات بیسیم با وسایل ورودی و خروجی PC از جمله ماوس، کیبورد و پرینتر.
- انتقال فایل ها از طریق OBEX در بین وسایل
- انتقال جزییات تماس، وعده ملاقات و بقیه حساب از طریق OBEX در بین وسایل.
- جانشینی ارتباطات معمولی سیمی در وسایل تست، گیرنده GPS و وسایل پزشکی.
- در مواردی که به طور معمول نور مادون بکار می رود.
- ارسال پیام های تبلیغاتی از وسایلی که دارای امکانات بلوتوث هستند به سایر وسایلی که می توانند این پیام ها را دریافت کنند.
- کنترل بیسیم کنسول های بازی مثل پلی استیشن 3 سونی و نایتندوی شرکت Wii که از فن آوری بلوتوث در کنترل های خود استفاده می کنند.
تشکیل شبکه به بلوتوث و Wi-Fi و مقایسه آنها با هم
در ادارات، خانه ها و در راه اندازی شبکه ها و چاپگر یا در انتقال نمایش و فایل ها از PDA به رایانه از بلوتوث و یا WiFi استفاده می شود.
بلوتوث
انواع محصولات جدید مثل تلفن، پرینتر، مودم و گوشی بلوتوث وجود دارد و وقتی قابل استفاده است که دو یا چند وسیله به یکدیگر نزدیک باشند و به عرض باند زیاد نیازی نباشد.
بلوتوث اکثرا در مورد تلفن ها و وسایل رایانه بکار می رود و به صورت هدست (گوشی) و یا وسیله انتقال فایل از تلفن با PDA به رایانه استفاده می شود. کشف و راه اندازی خدمات با بلوتوث ساده می شود. WiFi به شبکه اترنت سنتی بسیار شباهت دارد و برای تبادل منابع، انتقال فایل ها و راه اندازی لینک های صدا (وسایل هدست و وسایلی که نیاز به دست ندارند) بکار می رود ولی وسایل بلوتوث کلیه خدمات را تبلیغ می کند، از جمله خدماتی که بیشتر قابل دسترس هستند و آدرس شبکه، مجوزها و سایر ملاحظات مربوط به شبکه ها جای نگرانی ندارد.
Wi- Fi (وی – فی)
فرکانس رادیوئی وی – فی با بلوتوث یکسان است ولی مصرف برقش بالا و اتصالاتش قوی تر است. همانطور که قبلا گفتیم، گاهی اما به ندرت وی – فی را اترنت بیسیم مینامند. ولی این توصیف غلط است و نشانه نقاط ضعف و قوت نسبی وی–فی می باشد. مراحل راه اندازی وی- فی بیشتر است ولی برای عملیات در شبکه های کامل مناسبتر می باشد چون اتصال را سریع تر انجام می دهد، و در ایستگاه اصلی به نحو بهتری تنظیم می شود و نسبت به بلوتوث امنیت بیشتری دارد. ظرفیت مکانی، یک روش مقایسه راندمان پروتکل های بیسیم انتقال مثل بلوتوث و وی- فی است.
ویژگی ها و مشخصات
اولین بار سون ماتیسون و چاپ هارتسن که زمانی برای شرکت اریکسون کار میکردند در سال 1994 مشخصات بلوتوث را معرفی کردند. گروه ویژه بلوتوث این مشخصات را معین کرد و در 20 مه 1998 آن را رسما اعلام نمود. امروزه بیش از 6000 شرکت در سراسر جهان را تشکیل می دهد و چندین شرکت در آن مشارکت دارند از جمله اریکسون، سونی، آی بی ام، انیتل، توشیبا و نوکیا و چند