لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 20
پرورش قارچ
تاریخچه استفاده از قارچ خوراکی
قارچها موجوداتی هستند که از ادوار قدیم با انسان بوده اند. سوابق فسیلی آنها به دوران پر کامبرین و دونین بر میگردد. تاریخ مصرف قارچ های خوراکی بعنوان غذا و دارو به زمانی بسیار دور برمیگردد و حتی انسان های نخستین از خواص ویژه قارچ ها اطلاع داشتند. آزتک ها از قارچها بعنوان مواد توهم زا در فالگیری استفاده میکردند و قارچ را گوشت خدا God's flesh مینامیدند. نوشابه مستیآور سوما نیز چیزی جز عصاره آمانیتا موسکاریای سمی نبوده که از گروه قارچ های کلاهکدار است . اگر تاریخچه تولید قارچهای خوراکی به دقت مورد بررسی قرار گیرد , تاریخی چند هزار ساله را میتوان برای آن قائل شد. پرورش قارچهای خوراکی حدوداً به 20 قرن پیش در ژاپن و چین بر میگردد. کاشت قارچ در گلخانه اولین بار در سوئد در سال 1754 میلادی ابداع شد.
کشور های مختلف جهان با توجه به فرهنگ غذایی در طی سالهای گذشته به نوعی از این محصول ارزشمند برخوردار بوده اند و در حال حاضر , اکثر قریب به اتفاق کشورهای دنیا آن را به عنوان یک محصول کشاورزی و باغی قلمداد و حتی به منظور توسعه هر چه بیشتر تولید و مصرف آن , برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت برای آن قائلند و سالانه هزینه های بسیاری را مصرف آن میسازند . در این میان کشورهای آمریکایی , اروپایی , اسیایی و آفریقایی هر کدام به نوعی نسبت به توسعه همه جانبه آن اقدام و گاهی در بعضی کشورها با توجه به فرهنگ غذایی , میزان قارچها بر دیگران پیشی گرفته و تولید آن گونه خاص , بیشتر است.کشورهایی مانند چین , از 2 هزار سال پیش قارچها را نیز به موازات سایر محصولات کشاورزی پنداشته و در حال حاضر , سالانه چند میلیون تن تولید انواع قارچها را در برنامه های خود دارند . البته در این میان از خواص داروئی و درمانی قارچهای داروئی نیز غافل نمانده و در صنعت داروسازی در کشور مذکور در حد قابل توجهی رونق یافته است به طوری که در مراجعه به پزشکان چینی , انواع داروها از جمله قرص , کپسول , آمپول و.... تجویز میگردد.
البته شایان ذکر است که قارچها به لحاظ بافت فیبری و سلولزی و نیز داشتن پلی ساکاریدهایی در دیواره سلولی شان به عنوان ضد سرطان محسوب میگردند . در این میان می توان به قارچهایی اختصاصا ضد سرطان اشاره کرد مانند قارچهای گاندرما ,آریکولاریاو شیتاکه .
صنایع تبدیلی قارچها نیز امروزه به عنوان یکی از صنعت های روز , مورد توجه خاص قرار گرفته است . صنایع کنسرو سازی , مربا , ترشی و پودر قارچ , از جمله فرآورده های قارچ است که در دنیا از مصرف بالایی نیز برخوردار است. از نکات قابل توجه و تامل دراین صنعت این است که با توجه به تولید بالای ضایعات کشاورزی در اکثر کشورها از جمله ایران, استفاده بهینه از این ضایعات را میتوان نام برد.
اصولا قارچها از ضایعات کشاورزی تولید میگردند.از جمله کاه و کلش گندم , برنج , سویا , آفتابگردان , ذرت , خاک اره, علفهای هرز , گراسها و....
بطوری که میتوان گفت در تولید قارچ از ضایعات کشاورزی و دور ریز که اصولا کشاورزان هزینه و زحماتی برای نابودی آنها باید متحمل شوند میتوان غذای پروتئینی و مقوی تولید کرد که خود این یکی از مزایای عمده این رشته تولیدی است . از سوی دیگر , میتوان به ارزش غذایی قارچها نیز اشاره کرد. این صنعت در کشور ما از حدود 30 سال پیش در حوالی تهران آغاز و به صورت کم و بیش توسعه یافت ولیکن از دهه 60 بدین سو , نوعی از قارچها به نام تکمه ای در کشور به صورتی صنعتی کامل آغاز و دهها واحد تولیدی در کشور پا گرفت . البته در آغاز ارائه محصول به دلیل نو بودن محصول و فرهنگ غذایی خاص ایرانیان , با استقبال خوبی روبرو نشد , ولی با گذشت سه دهه , امروزه از فرهنگ مصرف بالایی برخوردار شده است به طوری که واحدهای تولیدی فعال با ظرفیت کامل , در حال تولید و گسترش آن هستند .
جنبه های اقتصادی قارچ خوراکی
درآمد حاصل از قارچ خوراکی تحت تأثیر عوامل مختلف تولید قرار دارد از جمله سیستم تولید انتخاب شده، نوع ساختمان و مصالح مورد استفاده، میزان پیچیدگی و گرانی ماشین آلات و دستگاههای هوادهی و میزان سرمایه اولیه.
در تولید نهایی قارچ خوراکی هدف نهایی این است که حداقل 70 درصد قارچ درجه یک تولید نمایند.
میزان محصول حاصل از یک تن کمپوست به شرح زیر طبقه بندی می شود:
تولید نامطلوب : کمتر از kg 135 قارچ
تولید ضعیف : حدود kg 135 – 160 قارچ
تولید نسبتاً مطلوب : kg 160 – 180 قارچ
تولید خوب : kg 180- 190 قارچ
تولید عالی : بیش از kg 200 قارچ
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 21 صفحه
قسمتی از متن .doc :
ناخن جویدن کودکان
مقدمه
از بیشترین واکنش های عصبی که در عین حال اختلالی در رفتار نیز به حساب می آید واکنش ناخن جویدن یا اونیکوپاژی است. این امر که در بین همه تیپ از افراد تقریبا" در همه مراحل عمر و زندگی به چشم می خورد، در نزد کودکان به ویژه آنها که در سنین نوجوانی و بلوغ هستند بیشتر دیده می شود. این امر که در افراد نشانه ای از اضطراب و گاهی عادت است مخصوصا" به هنگامی پدید می آید که برای فرد مشکلی پدید آید و کار بر او سخت شود و یا به نیازهای مهم او رسیدگی نشده و آدمی را در شرایطی قرار دهد که به اندیشه برای حل و رفع مسائل فرو رود.
ناخن جویدن عادتی است که به نظر عده ای ناپسند می آید و هم از این بابت نگران کننده است که برخی تصور دارند این امر سبب ورود میکرب به دهان و بدن شده و امکان دارد گاهی تغییراتی برای زیبائی دندان پدید آورد. یا جویدن و کندن ناخن باعث زخمی شدن انگشت گردد و زمینه را برای دشواری ها بیشتر فراهم آورد.
کیفیت عملی
فرم ساده این عمل که کودک دائما" و به ویژه به هنگام سختی زندگی انگشت به دهان برده و شروع به جویدن ناخن می کند. این امر را ادامه می دهد تا به جائی که انگشت خود را زخمین می کند و زخم های کوچک و بزرگ پوستی در انگشتان او پدید می آید. ممکن است او یک ناخن را بجود و زخمین کند و شروع به ناخن بعدی کند. زمانی هم او به این امر پرداخته و آنگاه به زگیل پوستی انتهای انگشتان می پردازد و این امر همچنان ادامه می یابد تا جائیکه انگشت یا انگشتان او همه گاه مجروح است.
در حالات سخت و شدید آن دیده می شود که این امر به صورت ناخن کندن در می آید و صدمه های سخت و دردهای شدید و گاهی ابتلاآتی ایجاد می کند. بر اساس یک تحقیق از یکصد کودک مورد آزمایش که در سنین 16 ــ 11 بوده اند حدود 34 نفرشان ناخن را به حدی می جویدند که به گوشت می رسید و در تحقیق دیگری رقم این عده به 50% می رسید. کلا" کسانی که در این راه شیوه متعادلانه دارند حدود ربع عده است.
نشانه چیست
ناخن جویدن در کودک از چه امری حکایت می کند؟ پاسخ این است که آن نشانه ای از اضطراب است و از بیماری خاص نمی توان حرف زد. می توان با دیدی وسیعتر به مسئله مزبور نگریست و متذکر شد که ناخن جویدن:
ــ در مرحله اول نشانه نوعی عدم تعادل احساسات در کودک است.
ــ در مراحل شدیدتر حاکی از وجود نوعی تضاد درونی و یا فشارهای سخت و عصبی.
ــ حکایت از احساس تنهائی درباره خود و رنج خود دارد و آن را برای خویش ناخوشایند می شناسد.
ــ نشانه ای برای ابراز احساس رنج درباره مسئله ای خاص.
ــ نشانه ای از هیجان عصبی بسیار شدید است.
ــ گاهی ممکن است نشانه ای باشد از وجود ترسی مزمن که منشأ آن مهم یا جرئی است.
ــ نشانه وجود چیزی در ذهن است که برای کودک قابل حل و رفع به نظر نمی رسد.
ــ در مواردی این حالت حاکی از کمروئی است که طفل در حین برخورد با یک بیگانه، یا در حین پرسش معلم از او، از خود بروز می دهد.
ــ در کل اگر ناخن جویدن به علت یادگیری و عادت نباشد حاکی از نوعی نگرانی و ناراحتی است. او وضعی را احساس می کند که برای غلبه بر آن چاره ای نمی بیند جزء اینکه به خود بپیچد، با لباس خود بازی کند، انگشت به دهان فرو برد، مویش را بکند، اشیاء دور و بر را به دهانش برد و بمکد و ناخن بجود و ...
ماهیت آن
ماهیت آن را نوعی ناراحتی عصبی می دانند که در کودکان مضطرب و خجالتی بسیار است اگر چه در کودکان سالم و طبیعی نیز بیش یا کم وجود دارد و به صورت یادگیری در بین آنان شایع است.
برخی ناخن جویدن را معادل عملی پرخاشگرانه می دانند که در آن پرخاش و مبارزه علیه خود است و ناشی از اضطرابی غیر قابل تحمل می دانند که در آن به خود صدمه ای وارد می آورد. بعضی دیگر ماهیت آن را مکانیسمی برای کاهش فشار حاصل از نابسامانی و نیازمندی های شدید می دانند.
مضیقه های محیط آدمی را به تلاش و فعالیت و مبارزه برای حذف و رفع آن وامیدارد و در آنگاه که احساس کند عرضه و توان این کار را ندارد علیه خود می ایستد و ضد خود تلاش و کوشش می کند. او خود را تحت فشار و مخمصه قرار می دهد تا راهی باشد برای تسکین و آرامش خود.
در کل ناخن جویدن نوعی واکنش است، مستقیم و طبیعی، آمیخته با هیجان، ترس و فشار، نشانه ای از نیاز به انگشت مکیدن، به خود پیچیدن، شب ادراری، کندن مو و نشانه ای است از تحمل فشارهای روحی و مضیقه های محیطی و احساس صدمه بر شخصیت خود.
بهره کودک از آن
اما اینکه کودک از آن چه بهره ای می برد باید گفت که آن وسیله ای است برای پائین آوردن فشار درونی و از این بابت وسیله ای است برای کودک خوب و راحت کننده. کودک به هنگام احساس ناراحتی تنشی را در خود احساس می کند که پس از جویدن و گاهی کندن ناخن احساس آرامش می کند. جویدن ناخن به کودک مضطرب آسودگی خاطر و راحتی می دهد، با سرگرمی خاصی که برای او پدید می آورد لحظاتی از غم و درد راحت می کند و کودکان برای تخلیه فشار روانی و به صورتی ناخودآگاه از آن استفاده می کنند. البته این احساس آرامش چندان طولانی نیست او ناگزیر پس از ساعاتی به حالت اول خود بر می گردد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 25
برقگیر LIGHTING AIRESTER :
برقگیرها یکی از مهمترین وسایلی هستند که در پستها مورد استفاده قرار می گیرند .
کار برقگیر که معمولا بین سیم فاز و زمین نصب می شود این است که اگر ولتاژ فاز نسبت به زمین از حد معینی بیشتر شد آن مقدار ولتاژ به زمین منتقل کند که افت ولتاژ روی برقگیر ثابت و برابر ولتاژ حفاظت برقگیر شود . یعنی تا زمانی ولتاژ را هدایت م یکند که ولتاژ شبکه به حالت عادی و دائم کار خود برسد .
برقگیر در واقع برای حفاظت تجهیزات پست در مقابل اضافه ولتاژ های ناشی از صاعقه و کلیدزنی مورد استفاده قرار می گیرد و معمولا در ابتدا و انتهای پست یا قبل و بعد از ترانس نصب می شود .
برقگیر شبیه یک کلید باز است ( یک مقاومت غیر خطی متغیر) که هنگامی که فکرانس عادی شبکه است این کلید باز بوده و در صورت بروز اضافه ولتاژ این کلید باز به کلید بسته تبدیل می شود و انرژی را به زمین منتقل می کند و زمانی که ولتاژ عادی شد دوباره کلید باز می شود .
جنس برقگیرها اغلب از جنس کاربید سیلیسیم می باشد که با گرد چینی مخلوط کرده و به صورت ورقه های گرد در می آورند و در هر برقگیر چند عدد از آنها را روی هم قرار می دهد . کاربید سیلیسیم یک مقاومت غیر خطی است و اشکال آن این است که هنگام کار عادی شبکه جریان قابل توجهی از برقگیر عبور کرده و وارد زمین می شود . به همین خاطر باید از فاصله هوایی استفاده کنیم . البته امروزه از ماده دیگری به نام اکسید روی در ساختمان برقگیرها استفاده می شود که در حالت عادی جریان بسیار کمی از برقگیر عبور می کند و نیازی به فاصله هوایی نیست .
می توان گفت ساده ترین نوع برقگیر فاصله هوایی است که سربوشینگ ترانسها یا دو سر مقره های استفاده شده در خطوط انتقال یا باس بارها ( به طور موازی دو سر مقره ها ) نصب می شود که دارای معایبی نیز هستند . از جمله اینکه چون در هوای آزاد نصب شده اند ولتاژ شکست بین شاخکها تابع شرایط جوی است . یعنی با تغییر دما و رطوبت و فشار هوا تغییر می کند . بنابراین ولتاژ آن متغیر است . عیب دیگر آن این است که پس از پایان صاعقه چون هوای یونیزه شده بین شاخکها وجود دارد ممکن است جریان هنوز به زمین منتقل شود و باعث عملکرد رله ها شود البته به علت وجود رله های رکلوزر (RECLOUSER) این مشکل قابل رفع است .
برای رفع عیوب شاخکهای هوایی از یک مقاومت غیر خطی سری شده با شاخکها استفاده می کنند که این مقاومت غیر خطی در حالت فرکانس عادی دارای مقاومت بالاییاست و مانع از عبور جریان می شود و در حالت اتصال کوتاه دارای یک مقاومت پایین است که باعث عبور ولتاژ اضافی به زمین می شود .
ساختمان برقگیرهای متداول امروزی از تعدادی مقاومت غیر خطی و فواصل هوایی تشکیل شده که به موازات هر فاصله هوایی یک مقاومت یکنواخت کننده قرار می دهند و علت آن این است که در ولتاژهای بالا تقسیم ولتاژ یکنواخت نمی باشد . این مقاومت های بزرگ برای یکنواخت کردن ولتاژها به کار می روند .
در ولتاژهای بالاتر در برقگیرها ، صفحات بزرگ سرامیکی وجود دارد که باعث می شود پس از رفع صاعقه هنگامی که ولتاژهای شبکه عادی می شوند حرکت کرده و بدین ترتیب قوس نیز حرکت می کند و طول آن زیاد شده و گرمای آن پخش می شود . برای حرکت این صفحات سرامیکی از میدانهای الکترومغناطیسی استفاده می شود و برای ایجاد این میدانها از سیم پیچ استفاده می شود . به موازت هر یک از این سیم پیچها یک مقاومت غیر خطی وجود دارد . همچنین به طور سری با این سیم پیچ مقاومت غیر خطی چند فاصله هایی و چند مقاومت یکنواخت کننده نیز وجود دارد که هر فاصله هوایی با یک مقاومت موازی است . به این ترتیب هنگامی که صاعقه به وجود می اید چون سیم پیچها امپدانس زیادی دارند جریان از طریق مقاومتهای غیرخطی و فواصل هوایی وارد زمین می شود ولی در حالت کار عادی شبکه چون مقاومتهای غیرخطی دارای مقاومت زیادی هستند جریان از طریق سیم پیچها عبور می کند که باعث ایجاد یک نیروی مغناطیسی می شود و در نتیجه باعث حرکت صفحات شده و قوس را از بین می برند .
برقگیرها همچنین دارای یک نمراتور هستند که پس از هر دفعه عملکرد یک شماره اضافه می کند .
لاین تراپ POWER LINE Carreier (P.L.C)
برای ارتباطات مخابراتی پستها از این سیستم استفاده می شود زیرا که برق علاوه بر فرکانس (50 HZ) یک موج حامل (Carreier ) دارد که می توان از آن در مخابرات استفاده کرد . با استفاده از وسیله ای به نام تله موج که در ورودی پست نصب می شود فرکانس 50 HZ را جدا کرده و می توان از فرکانسهای باقی مانده در شبکه P.L.C استفاده کرد .
در برخی از پست های تابلوهای مربوط به سیستمهای مخابراتی و ارتباطی Scada در داخل اطاق جداگانه ای به نام اطاق ارتباطات COMMUNICATION ROOM نصب می شود .
Scada سیستمهای مربوط به کنترل قسمتهای مختلف پست از مرکز کنترل می باشد
معمولا لاین تراپ را در یک فاز قرار می دهند .
ترانسها :
ترانسهای ولتاژ دو نوع هستند . یکی ترانس ولتاژ القایی و دیگری ترانس ولتاژ خازنی
ترانس ولتاژ القایی (V.T یا P.T)
دارای یک سیم پیچ اولیه و یک سیم پیچ ثانویه و یک هسته است . اولیه دارای تعداد دور زیاد و ثانویه دارای تعداد دور کم است . یعنی دارای نسبت تبدیل کاهنده است .
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
امام صادق (ع) و پزشکی
دانش پزشکى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی
بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اکتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعکاس مىیابد، اشعههایى از انوار الهى است که از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهرهمند ساخته است. اگر غیر از این بود، مىبایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، کاربردى آن هم در همه زمینهها، بدون کمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیتهاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
جستجوى مفصل این نکته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را که به علم پزشکى امام صادق علیه السلام اشاره دارد. نقل به مضمون مىکنیم.
روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى کنار خلیفه نشسته بود. او کتابهایى که در موضوع «علم طب» نگاشته شده بود را براى خلیفه مىخواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
امام صادق علیه السلام در گوشهى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مىبارید. مدتى گذشت. هنگامى که طبیب از خواندن کتابها فارغ شد، نگاهاش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاهاش را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سکوت را شکست:
- این مرد کیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوختههاى علمى من بهرهمند گردد؟
- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این که چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
- نه!
- طبیب که از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
- چرا؟
- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار دارى؟
- گرمى را با سردى معالجه مىکنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى درمان مىکنم و خشکى را با رطوبت و آنچه را که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به کار مىبندم و نتیجه کار را به خداوند وامىگذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره کرده، افزود: «معده خانه هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»
طبیب هندى براى این که سخنان امام را سبک جلوه دهد، پرسید:
- مگر طب غیر از اینها است که گفتى؟!
- امام فرمود:
- گمان مىکنى من مثل تو اینها را از کتابهاى طبى آموختهام؟!
- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموختهام. اکنون بگو کدام یک از من و تو در علم طب داناتریم؟
- کار من طبابت است و حتما در طب از شما عالمترم.
- پس لطفا به سوالهایم پاسخ گویید.
- بپرسید.
- چرا سر آدمى یک پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟
- نمىدانم.
- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
- نمىدانم.
- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
- نمىدانم.
- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا چشمهاى انسان به شکل لوزى ساخته شده است؟
- نمىدانم.
- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا سوراخهاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
- نمىدانم.
- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت بالاى دهان آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا دندانهاى جلو، تیز و دندانهاى آسیاب، پهن و دندانهاى انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا کف دست و پا، مو ندارد؟
- نمىدانم.
- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
- نمىدانم.
- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
- نمىدانم.
- چرا قلب، صنوبرى شکل آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرک است؟
- نمىدانم.
- چرا کلیهها مانند لوبیا خلق شدهاند؟
- نمىدانم.
- چرا کاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
- نمىدانم.
- چرا میان کف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
- نمىدانم.
- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حکمت و پاسخ این سوالها آگاهام.
طبیب که چارهاى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
- پاسخها را بگویید تا بهرهمند گردم.
آنگاه امام به ترتیب به یکایک سوالهاى مطرح شده، چنین پاسخ گفتند:
- به این جهت سر از قطعات مختلف تشکیل شده و شکافهایى برایش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشمها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.
- ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه کافى به چشمها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى کند. چون زیادى نور، چشم را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مىسازد.
- چشمها به شکل لوزى آفریده شده تا داروهایى که با سرمه استعمال مىشود، به آسانى وارد چشم شده، چرک و مرض به آسانى از آن به وسیله اشک خارج شود.
- به این جهت بینى را میان دو چشم قرار داده است که بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مىکند تا نور به طور اعتدال به چشمها برسد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 21
امام صادق (ع) و پزشکی
دانش پزشکى امام صادق علیه السلام و طبیب هندی
بدون تردید، علوم حضرات معصومین علیهم السلام اکتسابى نیست و آنچه از ذهن شفاف و نورانى آن بزرگواران انعکاس مىیابد، اشعههایى از انوار الهى است که از پیامبر خاتم صلی الله علیه و آله تا معصوم چهاردهم امام زمان(عج) نسلى بعد از نسل، به یادگار مانده و زمینیان را بهرهمند ساخته است. اگر غیر از این بود، مىبایست علوم آنها مقطعى و زودگذر باشد و جز در عصر خویش، کاربردى آن هم در همه زمینهها، بدون کمترین تخلف نداشته باشد و در برخورد با شخصیتهاى علمى هم عصر خود و عالمان قرون بعد، منفعل گردد.
جستجوى مفصل این نکته را به عهده خوانندگان محترم گذاشته و تنها مناظره زیر را که به علم پزشکى امام صادق علیه السلام اشاره دارد. نقل به مضمون مىکنیم.
روزى امام صادق علیه السلام به مجلس منصور دوانیقى وارد شد. طبیب هندى کنار خلیفه نشسته بود. او کتابهایى که در موضوع «علم طب» نگاشته شده بود را براى خلیفه مىخواند تا ضمن سرگرم ساختن او بر معلومات خلیفه بیفزاید.
امام صادق علیه السلام در گوشهى مجلس نشست. بارانى از هیبت و ابهت از چهره حضرت مىبارید. مدتى گذشت. هنگامى که طبیب از خواندن کتابها فارغ شد، نگاهاش به امام صادق علیه السلام دوخته شد. لحظاتى مشغول تماشاى سیماى حضرت شد. ابهت و صلابت امام تنش را لرزاند. نگاهاش را به سوى خلیفه برگرداند و با این سؤال سکوت را شکست:
- این مرد کیست؟
- او عالم آل محمد(صلی الله علیه و آله) است.
- آیا میل دارد از اندوختههاى علمى من بهرهمند گردد؟
- نگاه خلیفه روى امام قرار گرفت. قبل از این که چیزى بگوید،امام لب به سخن گشود:
- نه!
- طبیب که از پاسخ امام شگفتش زده بود، پرسید:
- چرا؟
- چون بهتر از آنچه تو دارى، در اختیار دارم.
- چه چیز در اختیار دارى؟
- گرمى را با سردى معالجه مىکنم و سردى را با گرمى، رطوبت را با خشکى درمان مىکنم و خشکى را با رطوبت و آنچه را که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده به کار مىبندم و نتیجه کار را به خداوند وامىگذارم.
سپس به سخن جدش رسول الله اشاره کرده، افزود: «معده خانه هر بیمارى و پرهیز، سر هر درمان است.»
طبیب هندى براى این که سخنان امام را سبک جلوه دهد، پرسید:
- مگر طب غیر از اینها است که گفتى؟!
- امام فرمود:
- گمان مىکنى من مثل تو اینها را از کتابهاى طبى آموختهام؟!
- حتما، غیر از این، راهى براى فراگیرى علم طب وجود ندارد.
- نه، به خدا سوگند، جز از خداوند، از دیگرى نیاموختهام. اکنون بگو کدام یک از من و تو در علم طب داناتریم؟
- کار من طبابت است و حتما در طب از شما عالمترم.
- پس لطفا به سوالهایم پاسخ گویید.
- بپرسید.
- چرا سر آدمى یک پارچه نیست و از قطعات مختلف به وجود آمده است؟
- نمىدانم.
- چرا پیشانى مانند سر انسان از مو پوشیده نیست؟
- نمىدانم.
- چرا بر روى پیشانى خطوط مختلفى نقش بسته است؟
- نمىدانم.
- چرا ابروها در بالاى دیدگان انسان قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا چشمهاى انسان به شکل لوزى ساخته شده است؟
- نمىدانم.
- چرا بینى میان دو چشم قرار گرفته است؟
- نمىدانم.
- چرا سوراخهاى بینى در زیر آن خلق شده است؟
- نمىدانم.
- چرا لب فوقانى و سبیل در قسمت بالاى دهان آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا دندانهاى جلو، تیز و دندانهاى آسیاب، پهن و دندانهاى انیاب (نیش)، دراز آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا کف دست و پا، مو ندارد؟
- نمىدانم.
- چرا مرد ریش دارد ولى زن فاقد ریش است؟
- نمىدانم.
- چرا ناخن و موهاى سر انسان روح ندارند؟
- نمىدانم.
- چرا قلب، صنوبرى شکل آفریده شده است؟
- نمىدانم.
- چرا ریه در دو قسمت آفریده شده و در جاى خود متحرک است؟
- نمىدانم.
- چرا کلیهها مانند لوبیا خلق شدهاند؟
- نمىدانم.
- چرا کاسه زانوها رو به جلو قرار دارد؟
- نمىدانم.
- چرا میان کف پا، گود است و با زمین تماس ندارد؟
- نمىدانم.
- اى طبیب هندى! ولى من به فضل خداوند، به حکمت و پاسخ این سوالها آگاهام.
طبیب که چارهاى جز تسلیم شدن نداشت، گفت:
- پاسخها را بگویید تا بهرهمند گردم.
آنگاه امام به ترتیب به یکایک سوالهاى مطرح شده، چنین پاسخ گفتند:
- به این جهت سر از قطعات مختلف تشکیل شده و شکافهایى برایش قرار داده شده است تا صداع (سردرد) آن را نیازارد.
- خداوند مو را بالاى سر رویانده تا به وسیله آن روغن لازم به مغز برسد و بخار مغز از طریق موها خارج شود. همین طور، پوششى براى سرما و گرما باشد. ولى در پیشانى مو نیافریده تا چشمها مزاحمى نداشته باشند و بتوانند به راحتى نور بگیرند.
- ابروها را بالاى چشم قرار داد تا به اندازه کافى به چشمها نور برسد و نیز از رسیدن نور زیاد جلوگیرى کند. چون زیادى نور، چشم را آزار داده و زمینه معیوب شدن آن را فراهم مىسازد.
- چشمها به شکل لوزى آفریده شده تا داروهایى که با سرمه استعمال مىشود، به آسانى وارد چشم شده، چرک و مرض به آسانى از آن به وسیله اشک خارج شود.
- به این جهت بینى را میان دو چشم قرار داده است که بینى نور را به دو قسمت مساوى تقسیم مىکند تا نور به طور اعتدال به چشمها برسد.