دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

دانلودتحقیق درباره ی بررسی شبکه‌های فشار ضعیف و 20 کیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 12

 

حوادث ناشی از اینکه شبکه‌ها از دو نظر قابل بحث می‌باشد

1ـ خسارت سنگین که به تأسیسات بر اثر حوادث وارد می‌شود

2ـ خسارات نیروی انسانی مثل فوت، نقص عضو، معلولیت و سوختگی فصل مشترک بین این دو دسته خسارات خطای اپراتور می‌باشد.اگر بخواهیم انسانها را در برابر برق دسته‌بندی کنیم به دو دسته برخورد می‌کنیم: الف) عامه مردم که نسبت به برق آگاهی ندارند. ب) پرسنل شرکت برق و برقکاران صنایع که جانشان در گرو آگاهی و اطلاعات فنی و تمرکز حواسشان است. چون سال به سال شبکه ها گسترده‌تر می‌شود به همین نسبت خطرات آن نیز بیشتر می‌شود چون مردم باید مصداق کلمه برق خادم خوب و قاتل بی‌رحم را بشناسند و آموزش، سنگ بنای تکنولوژی و صنعت پیشرفته دنیای امروز است البته در مرحله اول تشکیل کلاسهای آموزشی و دانش شغلی که مطابق استانداردهای بین‌المللی باشد باید اجرا شود و در مرحله بعد نوبت به اجرای قاطعانه قوانین و انظباتات می‌رسد که نباید از هیچ خطایی هرچند کوچک چشم‌پوشی کرد. در تحلیل اتفاقات ناشی از برق بیشترین حوادث که در سالهای اخیر به طرز تأسف‌باری زیاد شده است مربوط به سیستم 20کیلوولت می‌باشد که بیشتر این حوادث در ساعات غیر اداری و روزهای تعطیل بوقوع پیوسته که این موضوع را ثابت می‌کندکه اصول وقوانین و اجرای دستورالعمل‌ها در این اوقات رعایت نمی‌شود . پیاده کردن سیستم‌های لاتین نیز ضایعات پرسنلی را بمراتب کمتر می کند چرا که اپراتور مجبور است برای حفظ جان خود هم که شده از مرغوبترین نوع وسایل ایمنی فردی و گروهی تست‌شده بنحو احسن استفاده کند و خود را در بهترین شرایط روحی و بدنی قرار دهد . نکته دیگر در این زمینه اجرای شبکه‌های زمینی و کابل‌های خودنگهدار و شبکه الی‌آرم به طریق اضافه‌کردن کراس آرم کمکی در زیراکس آرم اصلی در کوچه‌های هم‌عرض می‌باشد که فرد برقکار براحتی می‌تواند روی آن مستقر شود و طناب کمربند ایمنی خود را بر کراس آرم بالایی ببندد و به آسانی مشغول به کار شود و نیز نصب پایه‌های ترانسفورماتور بصورت دروازه‌ای و رفع خطرکردن از کراس آرم و سکوی کت اوت 20 کیلوولت از روی فضای پشت‌بامهای مجاور ترانسفورماتورها می‌باشد و داخل دیگر مربوط به عبور خطوط 20 کیلووات از پیچ و خم کوچه های هم عرض است که می‌توان بجای کراس آرم دِدِاند و مقره بشقابی از مقره‌های آویزی بدون کراس آرم با آرایش عمودی که به تیر بسته می‌شوند استفاده نموده جهت دستیابی به یک شبکه خوب باید در طراحی و انتخاب تجهیزات و سپس اجرای طرح ها از متدهای کاملاً فنی و اقتصادی بهره گیری کرد و با یک برنامه‌ریزی دقیق و مشخص و همراه با سرویس و نگهداری صحیح از حوادث و اتفاقاتی که منجر به خاموشی ناخواسته می‌گردد حتی‌الامکان جلوگیری شود. لذا جهت کاهش میزان خاموشی های قابل پیشگیری که خسارات جانی و مالی زیادی را در بر دارد موارد زیر توصیه می‌شود:

1ـ مطالعه وطراحی صحیح وبهینه روی شبکه توزیع

2ـ استفاده از تجهیزات مناسب واستاندارد شده بر اساس وضعیت هر منطقه

3ـ نوسازی بر روی شبکه ها بر اساس روشهای استاندارد شده از قبیل استفاده از جدول نصب وایستایی شبکه و پایه

4ـ بهینه نمودن روش تهیه نقشه های مسیر ها ونقاط مانوری توسط کامپیوتر و تشکیل بانکهای اطلاعاتی و آموزش دادن پرسنل مربوطه .

5ـ جمع آوری ومطالعه مداوم روی سیستمهای حفاظتی موجود روی شبکه‌ها و پستهای توزیع برق

6ـ بکارگیری امکانات وابزار آلات مناسب بمنظور ایمنی پرسنل وتجهیزات

7ـ استفاده از فیوز و المنتهای مناسب واستاندارد شده با در نظر گرفتن کردینه شبکه و انشعابات مربوطه

8ـ برنامه ریزی در جهت سرویس و آزمایش سالیانه روی تجهیزات و رله های عمل کننده

9ـ مطالعه وبکار گیری روشهای علمی جهت جلوگیری از فرسودگی تجهیزات شبکه

10ـ ارائه آموزشهای فنی و ایمنی تخصصی به پرسنل مربوطه و تامین جانی و مالی آنها

11ـ پاسخگو بودن مسئولین زیربط در کلیه موارد

12ـ بکارگیری دستورالعملهای لازم و اجباری ایمنی و فنی و تخصصی

13ـ استفاده از مجوز انجام کار مناسب قبل از شروع بکار گروههای تعمیراتی و نوسازی

14ـ وجود واحد کنترل‌کننده کار مطابق مجوز انجام کار

میزان امپدانس بدن در ولتاژهای فشار ضعیف

خطرهایی که در اثر برق گرفتگی پیش‌می‌آید به عواملی چون مقدار جریان، مدت عبور جریان امپدانس بدن، سطح تماس، ولتاژ و فرکانس بستگی دارد.

برق‌گرفتگی عمدتاً در دو مورد ممکن است پیش‌آید. 1ـ تماس شخص با سیم برق‌دار 2ـ تماس با جسم رسانایی که برق‌دار شده‌باشد که به دو صورت بوجود می‌آید یکی در مدار باز ولتاژ 220 ولت که معمولاً در محل کار و خانه وجود دارد و دیگر یک شیء فلزی که خوب زمین نشده باشد و در معرض میدان مغناطیسی ناشی از خطوط هوایی انتقال نیرو قرار گیرد.

امپدانس بدن:طی بررسیهای بعمل‌آمده وقتی مسیر جریان، موازی محور تقارن بدن باشد خطرناک‌ترین حالت می‌باشد که بصورت ورود از کف دست و خروج از کف پا می باشد و شدت جریان، مدت دوام فرکانس آن بر میزان این آسیبها تأثیر می گذارد. مقاومت کلی بدن تشکیل‌شده از مقاومت پوست و مقاومت داخلی بدن که عوامل بسیاری از جمله میزان رطوبت سلامت پوست، وضع جسمانی و مساحت سطح تماس در مقدار مقاومت کلی بدن تأثیر قابل ملاحظه‌ای دارد. مقاومت متوسط بدن در رطوبت کاهش می یابد و نیز در افراد عضلانی مقاومت نسبت به افراد چاق و افراد با پوست سالم کمتر است. در مدار فشار ضعیف و فرکانس معمولی مقاومت اصلی بدن همان مقاومت سطح تماس بدن و سیم برق است . حال آنکه در مدار فشار قوی چون ولتاژ فوراً باعث شکافتن پوست می‌شود تنها مقاومت داخلی بدن جریان را محدود می‌کند . با افزایش فرکانس پوست بصورت شنت خازنی درآمده و بیشتر جریان از سطح بدن عبور می‌کند و خطر مرگ ناشی از آسیب اعضا‌ء داخلی بدن کاهش می‌یابد‌،‌ بنابراین در ولتاژ DC مقاومت بدن بیشتر از ولتاژ AC است .

آستانه های جریان :

چون عامل تعیین کننده شدت برقگرفتگی میزان جریان است نه ولتاژ به همین خاطر به چهار آستانه جریان اشاره می‌شود که شامل :



خرید و دانلود دانلودتحقیق درباره ی بررسی شبکه‌های فشار ضعیف و 20 کیلوولت و راههای پیشگیری از حوادث آنها


تحقیق در مورد مولانا و سماع 20 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

مولانا و سماع

فصل اول:مولانا و سماع

دکتر ابوالقاسم تفضّلی

26 آذرماه است، شب عروج روحانی مولانا به درگاه با عظمت الهی است. مریدان و عاشقان مولانا در طول قرن‌ها، چنین شبی را جشن می‌گیرند، به شادی و رقص و چرخ و پایکوبی و دست‌افشانی می‌پردازند. نقل و نبات و شیرینی، به یاران و همنوایان هدیه می‌دهند، و این شب را «شب عرس» یا «شب عروسی» می‌نامند. زیرا عقیده دارند که پیر و مرادشان نمرده، بلکه به معشوق ازلی پیوسته است.

ای خوش آن روز که پرواز کنم تا بر دوست به هوای سر کویش پر و بالی بزنم

مولانا می‌دانست که دلدار آغوش گشاده و چشم به راه ایستاده است تا و را دربر گیرد. پس می‌باید شادمانه از چنین شبی یاد کرد.

هر سال 19 تا 26 آذر ماه، ده هزار نفر از سراسر جهان، از جمله ایران برای حضور در مراسم سماعی که به مناسبت سالروز عروج مولانا، در شهر قونیه ترتیب داده می‌شود، به آن دیار سفر می‌کنند.

مولانا، فقیه بود. معلم و مدرس بود. مفتی امپراطوری عظیم سلجوقی بود. در کلاس درسش تفسیر قرآن، احکام فقه، فلسفه و حکمت و عرفان تدریس می‌کرد؛ بیش از ده هزار شاگرد و مرید داشت، اما همین مولانا در 38 سالگی، در منتهای عظمت و شهرت و معروفیت و کمال فکرت، تصادفاً یا به خواست خدا، با پیر سپید موی گمنام شصت و چند ساله‌ای به نام شمس تبریزی دیدار کرد. درباره اولین ملاقات آنها روایتهای زیادی هست که به آنها نمی‌پردازیم.

آنچه مسلم است، این است که پس از دیدار و بعد از چند روز خلوت و گفتگو بین این دو بزرگ، مولانای مدرس، مولانای فقیه، مولانای معلم و مولانای مفتی، در کوچه و بازار، در کوی و برزن و مدرسه، همین که آهنگ موزونی به گوشش می‌رسید، به یکباره منقلب می‌شد، پای بر زمین می‌کوفت، «هی» می‌گفت و به رقص و چرخ می‌پرداخت. ماجرای چرخ مولانا در بازار زرگران، با صدای موزون چکش طلاکوبان را همه شنیده‌ایم و خوانده‌ایم. همچنین، ماجرای چرخ زدنش به آهنگ «دل کو، دل کوی» جوانکی که پوست آهو می‌فروخت. مولانا بی‌اختیار شروع کرد به چرخ زدن و این غزل سرودن:

دل کو؟ دل کو؟ دل از کجا؟ عاشق و دل!

زر کو؟ زر کو؟ زر از کجا؟ مفلس و زر!

کس نمی‌داند «شمس تبریزی» به این فقیه بزرگ چه گفت که او را چنین دگرگون ساخت؟ آنچه که مسلم است، موطن اصلی سماع، ایران است. من وارد این بحث نمی‌شوم که مولانا ایرانی بود یا نه. به هر حال مولانا در بلخ به دنیا آمد. که الان در افغانستان است. در قونیه زندگی کرد در آنجا آرمید، که الان در ترکیه است. اما چقدر سعادتمندیم، چقدر خوشبختیم ما ایرانی‌ها که مولانا تمام آثارش را به زبان ما سرود و به زبان ما نوشت.

در آذرماه 1355 که برای اولین بار در مراسم سماع حضور یافتم، سماع کنندگان با همان لباسها و با همان آداب قرون گذشته، سماع می‌کردند و هنوز، تعدادی از آنها فارسی می‌دانستند. مثنوی می‌خواندند و با اشعار شورانگیز و عشق‌آمیز دیوان کبیر چرخ می‌زدند. اما امروز، حتی یک نفر، تکرار می‌کنم، حتی یک نفر از سماع کنندگان، فارسی نمی‌داند!

بعد از مولانا معمولاً فرزندان و نوادگان ذکور او به عنوان پیر طریقت انتخاب شده و می‌شوند که آنها را «چلبی» می‌نامند، چلپی به ترکی قدیم یعنی «آقا» همچنان که در ایران هم، به روحانیان و بزرگان و اقطاب و مشایخ می‌گویند «آقا» یا «حضرت آقا» یا «سرکار آقا».

«جلال‌الدین چلبی» که نسل بیست و یکم مولانا جلا‌الدین محمد بود، فارسی و انگلیسی و فرانسه و عربی را به خوبی می‌دانست و حقیر توفیق دوستی نزدیک با آن بزرگوار را داشتم و بارها مصاحبت او را در «قونیه» و «استانبول» درک کرده بودم. او سرپرست افتخاری مراسم سماع بود که در قونیه و سایر شهرهای بزرگ اروپا و امریکا انجام می‌شد، و پیش از آ‎غاز مراسم سماع، توضیحات کامل و مشروحی درباره مفاهیم و آداب و ارکان سماع می‌داد. پس از وفات او در 1375، پسرش «فاروق چلبی»، جانشین او شد، چند سال پیش در یکی از سفرهایم به استانبول، برای صرف شام به منزل جلال‌الدین دعوت شدم و برای اولین بار با فاروق چلبی پیر فعلی طریقت مولویه دیدار کردم. از او پرسیدم که آیا شما فارسی می‌دانید و مثنوی را می‌توانید بخوانید؟ این مرد مؤدب خوش‌روی پاک سرشت، سرش را پایین انداخت و با حالت شرمندگی جواب داد خیر.

من نتوانستم خویشتن‌داری کنم و شاید جسارت و بی‌نزاکتی کردم، اما گفتم: عزیزم! شما نوه مولانا هستید، دریغ است که فارسی نمی‌دانید و حتی نمی‌توانید یک خط از اثر جد بزرگوارتان را به زبان خود او بخوانید و درک کنید. هیچ نگفت، از سالن بیرون رفت. با خود گفتم که شاید نمی‌باید چنین گستاخانه سئوال می‌کردم . بعد از چند دقیقه، فاروق چلبی با یک جلد کتاب و ضبط صوت به اطاق بازگشت، کنارم نشست، ضبط صوت را گذاشت روی میز، کتاب را که مثنوی شریف، به همراه ترجمه ترکی آن بود به من داد و مؤدبانه از من خواست تا هجده خط اول مثنوی شریف را که شخص مولانا سروده و آغاز مثنوی شریف است، به زبان اصلی جد بزرگوارش بخوانم و او ضبط کند و به عنوان یمن و برکت در خانواده نگه دارد. طبعاً خواهش او را پذیرفتم و خواندم و ضبط شد.

افسوس که نسل بیست و دوم مولانا و احتمالاً نسل‌های بعدی او، دیگر فارسی نمی‌دانند و اشعار و آثار فارسی مولانا را نمی‌توانند بخوانند و اصولاً در سراسر ترکیه، امروز تعداد افراد فارسی‌دان که بتوانند مثنوی و دیوان کبیر و سایر آثار مولانا را به زبان فارسی بخوانند و فهم کنند از چندین ده نفر تجاوز نمی‌کند. زیرا در سال 1305 که به دستور آتاتورک و با تصویب مجلس کبیر ترکیه، الفبای لاتین جایگزین الفبا و حروف عربی شد، رابطه ملت ترک با تمام کتابها و نوشته‌های گذشته که با حروف عربی نوشته شده بود، خواه به زبان ترکی، یا عربی، یا فارسی، بکلی قطع شد.

و اما درباره «سماع» که موضوع اصلی سخنرانی من است ترجیح می‌دهم مفهوم و معنای «سماع» را از زبان خود مولانا بشنوید که می‌گوید:

سماع چیست؟ ز پنهانیان به دل پیغام

دل غریب بیابد زنامه‌شان آرام

حلاوتی عجبی در بدن پدید آید

که از نی و لب مطرب شکر رسید به کام

و در غزلی دیگر گوید که:

پنجره ای شد سماع سوی گلستان دل

چشم دل عاشقان بر سر این پنجره

”آه که این پنجره، هست حجابی عظیم

رو که حجابی خوش است هیچ مگو ای سره

و باز در غزلی دیگر از دیوان کبیر می گوید:

سماع از بهر جان بی‌قرار است

سبک بر جه، چه جای انتظار است؟

مشین اینجا، تو با اندیشه خویش

اگر مردی برو آنجا که یار است

مگو باشد که او ما را نخواهد

که مرد تشنه را با او چه کار است

که پروانه نیاندیشد ز آتش

که جان عشق را اندیشه عارست

شمس تبریزی هم، که مولانا را به چرخ و سماع واداشت، در تعریف سماع می‌گوید:

تجلی ورویت خدا، مردان را در سماع بیشتر باشد. سماع ایشان را از عالم هستی خود بیرون آورد و به عالم‌های دیگر درون



خرید و دانلود تحقیق در مورد مولانا و سماع 20 ص


تحقیق در مورد فلسفه آموزش و پرورش 20 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 22

 

فلسفه چیست؟

هدف کلی: آشنایی با مفهوم،تعریف،موضوع،هدف و ابعاد گوناگون دانش فلسفه

تعریف تعریف

تعریف در لغت یعنی شناساندن و منظور از آن این است که پدیده یا امری یا شیئی را به طور جامع به دیگران بشناسانیم.طوری که گوینده و شنونده یا نویسنده و خواننده دارای درک مشترکی از آن باشند.بنابراین می توانیم نتیجه گیری کنیم که:

1 - تعریف با کلمه یا عبارتی توصیفی آغاز می شود.

2 - کلمات یا صفاتی را برای تعریف بکار می بریم که بسیاری از مردم مخصوصا ً متخصصان و اهل فن آنها را برای چیز مورد تعریف پذیرفته اند و به صورت معیار یا میزان درآمده اند.

3 - در تعریف پدیده یا شیئ مورد نظر یا چیزی از جانب خود اضافه نمی کنیم یا اگر خواستیم اضافه کنیم چنان به تبیین آن می پردازیم که همگان آنرا بپذیرند

اینگونه تعریفها را در اصطلاح تعریف توصیفی می نامند. زیرا ما کاری جز توصیف یا بیان حالت،چگونگی و ویژگیهای پدیده مورد نظر انجام نمی دهیم.

گرچه در مورد این قبیل تعریفها بین اکثر مردم یا گروهی از آنان اتفاق نظر نسبی وجود دارد.معهذا یا نمی توانیم و یا احتمالا ً نمی خواهیم همه مفاهیم را به ترتیبی که ذکر شد تعریف کنیم.

در این موارد ما ناچاریم آنچه را که قادر به بیان آن هستیم یا تمایل داریم بیان کنیم به صورت تعذیفی ویژه ارائه دهیم.این قبیل تعریفها را تعریف دستوری یا تجویزی یا تعریف قراردادی می نامند.شخص در ارائه این نوع تعریف خود را آزاد احساس می کند و آنچه را که درست می داند بکار می برد.

یک راه دیگر هم برای رسیدن به تعریف این قبیل مفاهیم وجود دارد و آن تجزیه و تحلیل آنها است.این قبیل تعریف را تعریف تحلیلی می گویند.

تعریف فلسفه

شاید ساده ترین راه تعریف فلسفه معنی کردن این واژه باشد.فلسفه،فیلوسوفیا ،از دو کلمۀ یونانی فیلو به معنی دوستدار و سوفیا به معنی دانایی ترکیب یافته است.به این ترتیب فلسفه یعنی دوستداری دانایی.این واژه تقریبا ً دقیق و راهبر به معنا است،زیرا هم خواستگاه و هم مقصد فلسفه را روشن می سازد.یعنی خواستگاه فلسفه عشق و دوست داشتن و مقصد آن دانش و معرفت است .فلسفه نوعی شناخت یا معرفت است

فلسفه یا شناخت فلسفی محصول تفکر و اندیشیدن یا به قولی محصول فلسفیدن است.فلسفیدن حالتی است که در آن تمام نیروی معنوی انسان برای شناختن متمرکز می شود و رنگ ممتاز آن توجه به شناسایی است که فلسفه محصول این حالت است.

می توانیم تعریف زیر را برای فلسفه در معنای خاص نتیجه گیری کنیم بدون اینکه آن را یک تعریف جامع و مانع و شناساننده و مورد قبول همگان بدانیم.چون چنین چیزی تقریبا ً امکان پذیر نیست.فلسفه عبارت است از بررسی و شناخت تحلیلی و انتقادی مسائل اساسی زندگی انسان به صورت یک کل یا بخشی از آن در ارتباط با کل

موضوع و هدف فلسفه

در دوره های قبل کوشش فلسفه و فیلسوف در جهت شناخت حقیقت و ذات هستی ها با روشهای استدلال عقلی صرف می شد.یعنی بیشتر جنبۀ هستی شناسی مطلق داشت ولی بعد از رنسانس همّ آنها مصروف شناسایی ارزش حقیقت و ماهیت آن شد و فیلسوفان به راههای استفاده عملی از معرفت و علم در زندگی روزمره توجه کردند.به این ترتیب پیشرفت علوم طبیعی آنهم با استفاده از روشهای تجربی را سبب شدن،در صورتی که همین رشته ها قبلا ً هم با روشهای عقلی مطالعه می شدند.

چنین بررسی هایی به نوبه خود موجب پیدایش موضوع تازه ای برای مطالعه شد که به معرفت شناسی یا شناخت شناسی معروف است.البته موضوع شناخت قبلا ًنیز در فلسفه مطرح بود و فیلسوفان قدیم هم به آن توجه داشتند. آنچه این دوره را از دوره های قبل متمایز می سازد و کنار گذاشتن مسائل دیگر و پرداختن صرف به مسئله شناخت بود.

بحث دربارۀ انسان،طبیعت و شناخت به شکل تازه ای مطرح شد و مکاتب جدید فلسفی پایه گذاری گردید .مکاتب تجربه گرایی به پیشوایی فرانسیس بیکن در انگلستان،عقل گرایی به پیشوایی رنه دکارت در فرانسه ،نقد گرایی به رهبری امانوئل کانت در آلمان و اثبات گرایی به رهبری اگوست کنت در فرانسه ،تکامل گرایی به رهبری هربرت اسپنسر در انگلستان و بالاخره عمل گرایی به رهبری ویلیام جیمز و جان دیوئی بیشتر در امریکا از جمله آنها هستند.

مکتب های مختلف فلسفی پاسخهای گوناگون به این سؤال دارند که بعضی از مهمترین آنها عبارتند از:

1 - نظریه شناخت:مطابق این نظریه موضوع فلسفه ماهیت شناخت است

2 - نظریه ارزشها:علوم آنچه را که هست بررسی می کنند

3 - نظریه انسان گرایان:در این نظریه انسان به عنوان شرط اصلی و بنیاد هر چیز دیگر است

4 - نظریه تحلیل زبان:به اعتقاد طرفداران این نظریه فلسفه ساخت زبانی علوم دیگر را بررسی می کند و به گفته ویتگنشتاین هیچ جمله فلسفی وجود ندارد .آنچه هست فقط توضیحات جمله ها است.وی و اکثر اثبات گرایان منطقی معاصر از این نظریه طرفداری می کنند.

فلسفه هم از لحاظ روش و هم از لحاظ هدف با علوم فرق دارد.بنابراین به اعتباری می توان گفت که فلسفه بیش از علوم به ریشه ها و بنیادها نفوذ می کند و می کوشد آنجا که علوم دیگر قانع شده و ایستاده اند باز هم به کاوش بپردازد و پرسش مطرح سازد.

از مطالعه مجموع آنچه گفته شد می توان نتیجه گرفت که موضوع فلسفه در دو حوزه مهم و وسیع خلاصه می شود:

1 - متافیزیک که از آن به عنوان معرفت به شناسایی و هستی تعریف می کنند و خود شامل دو بخش عمده است:

الف)هستی شناسی که به بحث از مطلق وجود یعنی هستی عاری از هر قیدی می پردازد.

ب)شناخت شناسی یا نظریه معرفت که درباره امکان شناخت یا امکان شناخت جهان و ماهیت خود شناخت بحث می کند.شناخت شناسی در حقیقت مدخل مابعد- الطبیعه است.

2 - ارزش شناسی یا فلسفه ارزشها که ماهیت آرمانها یا ارزشهای مطلق یا خیر و زیبایی را مورد بحث قرار می دهد.

به عقیده بیشتر فیلسوفان موضوعات عمده فلسفه به معنای کلاسیک آن سه موضوع هستی شناسی،شناخت شناسی و ارزش شناسی است.اگرچه ممکن است برخی از فلاسفه معاصر با این نظر موافق نباشند.

اهداف فلسفه

1 - بدست آوردن یک نظریه از کل هستی یا بودن

2 - کشف مفاهیم و معانی و ارزشهای اشیاء و امور و پدیده ها به طور کلی

3 - تحلیل و انتقاد از فرضها و مفاهیم

4 - سرانجام کمک به مردم در گسترش جهان بینی سالم و بهره مندی از یک زندگی سالم انسانی

تربیت چیست؟

هدف کلی:

آشنایی با تعریف،مفهوم و ابعاد گوناگون تربیت

تربیت در جریان زندگی انسان نقش مهم و اساسی دارد.ارائه یک تعریف جامع و مانع از تربیت قدری مشکل به نظر میرسد.به همین دلیل اغلب کسانی که در این راه تلاش کرده یا می کنند،بالاخره یا به تعریف تجویزی یا قیدی از تربیت روی می آورند و یا مانند فلاسفه پیرو مکتب تحلیل زبان به جای تعریف معین از تربیت به تحلیل و تبیین مفهوم آن با توجه به مصادیق می پردازند.

گروه سومی هم وجود دارد که دادن تعریف معین و مشخص از تربیت را ممکن می دانند و عقیده دارند برای اینکه بین تربیت نظری و تربیت عملی تناسب و هماهنگی وجود داشته باشد لازم است که تعریف روشنی از تربیت بدست داد.بعضی نیز مانند پیترز از ملاکها و معیارهایی سخن می گویند که بتوانند آن را از سایر فعالیت ها جدا کنند.

پیترز عقیده دارد که تربیت مستلزم:

1- انتقال ارزشهایی است که افرادی آنها را پذیرفته اند و می خواهند به دیگران منتقل نمایند

2- شناخت و معرفت مؤثر است

3- کاربرد روشهای خاص برای انتقال معرفت و ارزش است

در واقع پیترز تربیت را فرایندی می داند که دارای محتوی و روش است.

معنی و مفهوم تربیت

برای رسیدن به تعریف تربیت بحث را با توجه به معانی لغوی تربیت و اصطلاحاتی که مترادف آن بکار می روند پی می گیریم.

1- تعلیم یا آموزش :این واژه در لغت نامه دهخدا به معنی آموختن،بیاگاهانیدن،آموختن،آگاهانیدن،کسی را چیزی آموختن،آموزانیدن و....آمده است

2- تربیت یا پرورش:در همان جا،پرورانیدن،پروردن، پروردن و آموختن معنی شده است.

از سوی دیگر در زبان فارسی،هر دو کلمات تعلیم و تربیت هم در مورد انسان و هم در مورد حیوان بکار می روند و تربیت حتی دربارۀ گیاهان نیز کاربرد دارد.اما کلمه در مورد انسان دارای کاربرد عمیقتر و وسیعتری است.در مفهوم لغوی به کار بردن کلمه تربیت از پرورش عضلات بدن تا کمالات معنوی را شامل می شود.

بنابراین آنچه از واژه تربیت استنباط می شود این است که تربیت شامل ایجاد یا فعلیت بخشیدن هر نوع کمالی در انسان می شود که مطلوبیت و ارزش داشته باشد.این کمال گاهی جنبه شناختی دارد که به دانش،شناخت و آگاهی انسان مربوط می شود گاهی نیز جنبه کنشی یا حرکتی دارد که به رفتارها و اعمال عینی انسان که اغلب دارای مظاهر جسمانی هستند مربوط می شود و بالاخره گاهی جنبه گرایشی یا عاطفی دارد که با نگرش،اعتقاد،ایمان و علایق،احساسات انسان مرتبط است.

کاربرد کلمه تعلیم و تربیت در مورد غیر انسان آنهم برای دست اندرکاران علوم تربیتی مسامحه آمیز است و اهل فن هر دو آنها را درمورد انسان بکار می برند.

3- تعلیم و تربیت یا آموزش و پرورش:کاربرد این واژه مرکب که به معنای واحدی دلالت دارد در زبان فارسی تاریخچه طولانی ندارد و احتمالا ً از آغاز قرن اخیر فراتر نمی رود.

4- تدریس:به فعالیت خاصی گفته می شود که به وسیله معلم انجام می گیرد تا شاگردان مطلبی را بیاموزند.

5- مهارت آموزی یا عادت دادن:این عمل ایجاد مهارت در افراد از طریق تمرین و تکرار و کارورزی است.

ماهیت تربیت

آیا تربیت فن یا هنر است؟

درست بر سر همین مسئله است که بیشتر صاحب نظران تربیتی اختلاف نظر دارند.مثلا ً بعضی از آنان تربیت را فن و بعضی دیگر آنرا نوعی هنر می دانند.برخی هم با دلایلی که ارائه می دهند آنرا نوعی علم می خوانند.

معلم باید برای روشن شدن کار خود و منظم و منطقی عمل کردن در جریان تربیت به تدوین نظریه تربیت یا لااقل نظریه تدریس اقدام کنند.

هرگاه علمای تربیتی بتوانند در مورد مسائل خاص خود دست به پژوهش بزنندو این پژوهش هم پژوهش کاربردی باشد و نتایج بدست آمده از این پژوهش از خاصیت نظم پذیری و قدرت پیشبینی برخوردار باشد می توان تربیت را نیز یک علم دانست.با توجه به این نکته که خاصیت نظم پذیری و قدرت پیش بینی قوانین حاصل از این نوع پژوهشها به قدرت و استحکام سایر علوم نیست باید گفت که علم تربیت هنوز دوران نوزادی خود را می گذراند.

بسیاری از علمای تربیتی هنوز هم دوست دارند به علت استفاده های فراوانی که از تحقیقات و یافته های علوم دیگر و حتی فلسفه می برند این رشته از دانش بشری را به جای علم تربیت یا تربیت شناسی با اصطلاح آشنای علوم تربیتی بنامند.

عناصر تربیت

گذشته از مسئله فن،هنر،یا علم بودن تربیت که زمینه های مناسبی برای اختلاف نظر در مورد ماهیت تربیت هستند. زمینه های دیگری نیز برای اختلاف نظر صاحب نظران تربیتی وجود دارند.عناصری که در یک جریان تربیتی مداخله می کنند از جمله آنها است.



خرید و دانلود تحقیق در مورد فلسفه آموزش و پرورش 20 ص


طرح توجیهی تولید سیمان 20 ص (بروزشده)

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 19

 

طرح توجیهی

تولید سیمان

در منطقه قیر و کارزین استان فارس

توسط شرکت سیمان سپهر قیر و کارزین

سال

میزان تولید

میزان واردات

جمع

مصرف سرانه

1376

19470

371

37/19471

314

1377

20100

5/2

5/20102

320

1378

21795

8/3

8/21798

340

1379

23929

15/4

15/23933

369

1380

26645

42/5

42/26650

400

1381

28455

97/5

97/28460

431

1382

30466

42

30508

450

1383

32198

337

32535

471

1384

326403

661

33304

475

1385

34406

280

34686

496

1386

40003

آمار منتشر شده

40003

555

* روزنامه صنعت سیمان شماره 125 به نقل از آمار ارائه شده از سوی وزارت صنایع و معادن

** با احتساب جمعیت عنوان 72 میلیون نفر در سال 1386

مقدار واقعی تقاضا و مصرف سرانه سیمان در کشور

بموجب آمارهای ارائه شده از سوی وزیر محترم صنایع و معادن در روزنامه ابرار مورخ 19/2/1387 و در روزنامه دنیای اقتصاد مورخ 19/2/1387 با متعادل شدن تولید و عرصه سیمان، بازار سیمان متعادل خواهد شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی وزارت صنایع و معادن، محرابیان وزیر صنایع و معادن اعلام نمود که ظرفیت تولیدسیمان در کشور تا پایان خرداد ماه به 55 میلیون تن و تا پایان سال به 64 میلیون تن خواهد رسید وزیر صنایع ومعادن تصریح نمود: با قرار گرفتن طرحهای جدید تولید سیمان در مدار تولید و افزایش ظرفیت تولید و نیز اجرای نظام توزیع مناسب، بازار سیمان متعادل خواهد شد. نظر به اینکه طبق آمارهای اعلام شده ظرفیت تولیدی مکفی سیمان در سال 1387 مقدار 64 میلیون تن اعلام گردیده است با احتساب 35/7 میلیون نفر جمعیت در سال یاد شده پیش بینی می گردد.که در حال حاضر مصرف سرانه واقعی کشور حدود 880 کیلو می باشد.

موجب آمارهای ارائه شده از سوی دبیر انجمن صنعتی کارفرمایان سیمان بیست و دومین سمینار دوره جدید کنترل سیمان مورخ14 و 15 اسفند ماه سال 1387 در بندرعباس (که متن کامل سخنرانی در مجله شماره 125 صنعت سیمان درج گردیده است ) در جمع کلیه مدیران کارخانجات سیمان کشور اعلام نمود.

سال آینده به تعادل کامل سیمان نمی رسیم و این به زبان صنعت سیمان است و باید این را حقیقتی اجتناب ناپذیر دانست به این دلیل که با احتساب 71 میلیون نفر جمعیت کشور و مصرف نفر سالیانه در سال آینده (1387) که معادل 800 کیلوگرم می باشد حدود 57 میلیون تن سیمان نیاز داریم.

میزان مصرف سرانه سیمان کشور در سال 1387

بموجب آمارهای ارائه شده از وزیر محترم صنایع و معادن و همچنین دبیر انجمن صنعتی کارفرمایان سیمان که از مطلع ترین افراد کشور از آمارهای صنعت سیمان کشور می باشند می توان اعلام نمود که مصرف سرانه واقعی سیمان در سال 1387 بطور میانگین مقدار 840 کیلوگرم در سال میباشد.

برآورد مقدار مصرف سرانه سیمان طی 10 سال آینده

صنعت سیمان از قدیمی‌ترین صنایع کشور محسوب می گردد . اولین تولید سیمان در کشور به حدود 45 سال قبل صورت پذیرفته است و افزایش تولید آن به موازات افزایش مصرف که ناشی از برنامه



خرید و دانلود  طرح توجیهی تولید سیمان 20 ص (بروزشده)


تحقیق در مورد عدالت اجتماعی 20 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

دسته بندی : وورد

نوع فایل :  .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )

تعداد صفحه : 24 صفحه

 قسمتی از متن .doc : 

 

به نام خداوند بخشنده مهربان

عدالت اجتماعی

مقدمه

مسئله عدالت با وجود اینکه یک مسئله اجتماعی، سیاسی و اقتصادی است، ولی از نظر مکتب شیعه آنقدر مهم است که در کنار پنج اصل اعتقادی یعنی توحید، نبوت، معاد، عدل و امامت قرار گرفته است. به همین دلیل عدالت باید یک مسئله فراگیری باشد و نمی‌توان عدالت را فقط اختصاص به یک بعد از زندگی اجتماعی مردم تلقی کرد. اینکه در کنار اصول اعتقادی مسلمانها قرار گرفته، مانند همه اصول اعتقادی باید فراگیر باشد.

عدالت آنقدر مهم و فراگیر است که در اعتقاد شیعه، عدالت از خداوند شروع می‌شود، در نظر شیعه رأس حکومت باید عادل باشد، امام باید عادل باشد، مرجع‌تقلید و قاضی باید عادل باشند. هیچ کسی نیست که در حکومت قرار بگیرد و از عدالت برخوردار نباشد، اگر عادل نباشد مشروعیتش را از دست می‌دهد. پس در حقیقت ارکان جامعه به عدالت بستگی دارد. عدالت فراگیر شامل در دو بعد بسیار مهم است. اول عدالت سیاسی و دوم عدالت اقتصادی. در ادبیات ما وقتی صحبت از عدالت اجتماعی می‌شود، عموماً سراغ مقابله با فقر یا سراغ عدالت اقتصادی می‌روند، در حالی که عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. اگر عدالت سیاسی نباشد، عدالت اقتصادی بوجود نمی‌آید و اگر ایجاد شود خود به خود از بین خواهد رفت. اولین انحرافی که در صدر اسلام شروع شده است، انحراف از عدالت اقتصادی نبوده، بلکه انحراف عدالت سیاسی بوده است. خلیفه دوم فردی بسیار زاهد بود. زهد او به حدی بوده که در کتب تشیع هم ذکر شده است. او مشکل عدالت اقتصادی نداشت، مشکل او عدالت سیاسی بوده است. پس اولین انحراف که شروع می‌شود، عدالت سیاسی است و دومین انحراف که در دوران عثمان اتفاق افتاد، عدالت اقتصادی می‌باشد. یعنی عدالت اقتصادی با یک فاصله زمانی از عدالت سیاسی به انحراف کشیده می‌شود.

فهم عدالت سیاسی ساده و شفاف است. عدالت سیاسی یعنی اینکه هر کسی در جای خودش باشد. آنهایی که کوچکند بزرگ نشوند و آنهایی که بزرگند کوچک نشوند. اینکه امیرالمومنین فرمود من همه را غربال می‌کنم! آنهایی که پایین رفته‌اند، بالا بیایند و آنهایی که بالا هستند پایین بروند؛ یعنی من از عدالت سیاسی شروع می‌کنم و ایشان از عدالت سیاسی شروع کردند و بعد به زدودن فقر اقتصادی پرداختند. حضرت امیرالمومنین در سال چهارم حکومت خویش، خطاب به جمع فرمودند؛ آیا فقیری در حکومت من می‌بینید؟ همه اعلام می‌کنند که ما فقیری سراغ نداریم.

اگر کسی توانایی و شایستگی کسب جایگاه مدیریتی را نداشته باشد و بخواهد عدالت اقتصادی را برقرار کند، شدنی نیست. دلیلش این است کـه در اینجا عدالت سیاسی مراعات نشده است. البته اگـر عـدالت سیاسی باشد ولی تلاشی برای استقرار عدالت اقتصادی نشود، این هم به معنای تحقق عدالت نیست.

یکی از ویژگیهای عدالت فراگیر این است که عدالت سیاسی و اقتصادی توأمان در یک جامعه مستقر باشد. هم عدالت سیاسی و هم عدالت اقتصادی باید با هم توأم باشند. تقدم عدالت سیاسی به معنی کم اهمیت بودن عدالت اقتصادی نیست، عدالت اقتصادی در ادبیات ما بد تفسیر شده است. در کشور ما عدالت اقتصادی را عمدتاً در توزیع می‌دانند. یعنی مقابله کردن با فقر. اگر عدالت اقتصادی صرفاً مقابله با فقر باشد یک گداخانه بزرگی درست می‌شود که این خلاف اسلام است و با روح اسلام سازگاری ندارد.

حضرت امام می‌فرماید؛ شاید یکی از دلایل توجه به قرض‌الحسنه این است که اسلام با گداپروری مخالف است. اگر قرضی می‌گیرید باید آن را برگردانید. یعنی باید کار کرد، تولید کرد تا بتوان قرض را پرداخت. پس عدالت اقتصادی تنها یک جنبه توزیعی ندارد، بلکه در تولید هم است یعنی دادن فرصتهای برابر به همه. امروز  کسانی در شهرهای کوچک و روستاها هستند و علی‌رغم استعداد فوق العاده‌ای که  دارند و می‌توانند تولید کنند؛ فرصتی برای ظهور و بروز در تولید و سرمایه‌گذاری پیدا نمی‌‌کنند و لذا یک محرومیت تاریخی را در روستاها شاهد هستیم. این وضع حتی در شهرها هم قابل مشاهده است. میزان برخورداری یک شهروند تهرانی از خدمات شهری 200 هزار تومان، یک اصفهانی 50 هزار تومان و کسی که در اراک زندگی می‌کند 20 هزار تومان است. حالا شما می‌توانید شهرها و روستاهای خودتان را محاسبه کنید و این مقایسه را به دست بیاورید. میزان برخورداری شهرها از خدمات باعث مهاجرت از روستا به شهرها می‌شود. یعنی آنجاهایی که رفاه بیشتر است، ولو شغل هم نباشد. افراد در تهران احساس رفاه بیشتری می‌کنند. پس عدالت اقتصادی، هم در عدالت تولیدی است و هم در عدالت توزیعی. عدالت تولیدی یعنی دادن فرصت‌های برابر به کسانی که استعداد تولید دارند. چه آن کسی که در شهر است و چه آن کسی که در روستا زندگی می‌کند. و عدالت توزیعی یعنی باید از صاحبان درآمدها و ثروتمندان بگیرند و به کسانی که قدرت کار، درآمد و تولید ندارند بدهند و فقر را از آنها دور کنند. بنابراین ما با یک عدالت فراگیر در اسلام روبرو هستیم. اولاً عدالت سیاسی مقدم بر عدالت اقتصادی است. ثانیاً عدالت اقتصادی تنها مقابله با فقر نیست.

اگر عدالت سیاسی نباشد شایستگان از حکومت حذف و آدمهای ضعیف و ناکارآمد اداره کشور را بدست می‌گیرند. وقتی که افراد ناکارآمد اداره یک کشور را بدست گرفتند، قادر نخواهند بود که عدالت را اجرا کنند.

عدالت در اسلام هم مقابله با فقر است و هم مترادف با کارآمدی است. اما در غرب وقتی می‌گویند عدالت اجتماعی، بیشتر تأمین اجتماعی و فقرزدایی مورد توجه است و بیشتر این جنبه‌ از عدالت را دنبال می‌کنند. اما در اسلام کارآمدی جزئی از عدالت است. مخصوصاً عدالت سیاسی یعنی حکومت شایستگان. اگر حکومت شایستگان نباشد و افراد ناکارآمد بخواهند عدالت اقتصادی را تحقق ببخشند، این باعث می‌شود که همان عدالت اقتصادی هم تحقق پیدا نکند. ثانیاً اگر ما از عدالت اقتصادی عدالت تولیدی را حذف کردیم، پس چه کسی ثروت را تولید بکند؟ باید ثروتی تولید بشود تا فقر از بین برود.

لذا ما در بین عدالتخواهان با سه گروه مواجه هستیم. یک گروه صرفاً به عدالت توزیعی اعتقاد دارند، گروه دیگر به عدالت تولیدی معتقدند و می‌گویند شما فرصت‌های برابر در اختیار همه قرار بدهید، فقر خودش از بین می‌رود، لازم نیست گروهی راه بیفتند و با فقر مقابله کنند. به نظر من گروه سومی هستند که عدالت فراگیر را معتقدند. هم به



خرید و دانلود تحقیق در مورد عدالت اجتماعی 20 ص