لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
گاه دیده میشود که دانش آموزی از عهده انجام کاری برمیآید اما آن کار را به دفعات لازم انجام نمیدهد. مثلا سلام کردن را یاد گرفته است اما به ندرت به افراد بزرگتر از خود سلام میکند یا میتواند تکالیفش را انجام دهد اما در این کار سستی نشان میدهد. در این گونه موارد با استفاده از روشهای افزایش رفتار میتوان رفتار دلخواه را در او افزایش داد.
روش تقویت مثبت برای افزایش رفتارهای مطلوب
روش تقویت مثبت تقریبا همان روش متداول پاداش است که همه معلمان با آن آشنا هستند و غالبا آن را مورد استفاده قرار میدهند. با این حال بین پاداش و تقویت مثبت اندک تفاوتی وجود دارد که روان شناسان را بر آن داشته است تا به جای پاداش از اصطلاح دقیقتر تقویت مثبت استفاده کنند. در پاداش دادن افراد هدف ما بطور عمده قدردانی و سپاسگذاری از اعمال گذشته آنهاست و گرچه پاداش یک رفتار معمولا به تکرار آن میانجامد هدف ما از پاداش دادن رفتار ضرورتا تکرار آن رفتار در آینده نیست.
اما در تقویت مثبت هدف الزاما تکرار رفتار است یعنی اگر پس از تقویت یک رفتار احتمال وقوع آن رفتار در شرایط همسان آتی افزایش نیابد گفته میشود که تقویت صورت نگرفته است. تقویت مثبت بهترین و موثرترین روش افزایش رفتار است . فرایندی که در آن ارائه تقویت کننده مثبت بعد از رفتار منجر به نیرومند شدن آن رفتار میشود. وقتی معلم تصمیم میگیرد هر وقت دانش آموزان موقع ورود به کلاس به او سلام کنند با لبخند زدن به هنگام جواب دادن به سلام آنها رفتار سلام کردن آنها را تقویت کند در واقع از تقویت مثبت استفاده میکند.
اصول تقویت مثبت
اصل اول
از تقویت کننده مناسب استفاده کنید. تقویت کنندههای مختلف بر افراد مختلف تاثیرات متفاوتی دارند. همچنین تاثیر یک تقویت کننده واحد بر یک فرد معین در شرایط مختلف متفاوت است. بنابراین لازم است در استفاده از تقویت کنندهها در شرایط گوناگون و با افراد مختلف این نکته به خوبی مورد توجه قرار گیرد.
اصل دوم
فوریت تقویت یک عامل مهم است. تقویت فوری اثر بخشی بیشتری از تقویت همراه با تاخیر دارد و گاه تقویتی که با تاخیر انجام شده هیچ فایدهای ندارد. معلم باید بلافاصله پس از انجام رفتار مطلب از سوی دانش آموزان آن رفتار را تقویت کند و فاصله بین تقویت و رفتار را به حداقل برساند.
اصل سوم
مقدار تقویت را توصیه میکند. دانش آموزان اگر ببینند معلمی همیشه و در هر مورد با دلیل و بیدلیل همه را مورد تشویق و تمجید قرار میدهد رفتار تقویت کننده او نسبت به دانش آموزان اثر تقویتیاش را از دست میدهد بنابراین لازم است مقدار و میزان مناسب تقویت رعایت گردد.
اصل چهارم
توصیه میکند که از موقعیتها و تقویت کنندههای تازهتر استفاده شود. افراد موقعیتهای جدید یادگیری و انجام فعالیتهای تازه را به موقعیتها و فعالیتهای تکراری ترجیح میدهند. بنابراین معلمان باید بکوشند تا در آموزش و افزایش رفتارهای مطلوب روشها و فنون گوناگون را بکار برند تا دانش آموزان مرتبا خود را در شرایط تقویتی حس کنند. همچنین بهتر است معلمان سعی کنند تا از روشهای تقویتی متنوع استفاده کنند و برای مدتی طولانی از یک تقویت کننده بطور تکراری استفاده نمایند.
روش تقویت منفی برای افزایش رفتارهای مطلوب
تقویت منفی نیز سبب افزایش رفتار میشود. تفاوت این روش با تقویت مثبت در آن است که در تقویت مثبت ارائه یک تقویت کننده مثبت مثل یک جایزه ، یک آفرین و ... رفتار مطلوب را نیرومند میسازد. در حالی که در تقویت منفی حذف یک عامل منفی یا فرار از آن منجر به نیرومندی رفتار میشود. نام دیگر تقویت کننده منفی محرک آزارنده است زیرا حضور آن در موقعیت موجب آزار فرد میشود و لذا حذف آن از موقعیت یا به تعویق افتادن آن سبب تقویت رفتاری از فرد میشود که به حذف یا به تعویق افتادن آن منجر شده است.
تقویت منفی مانند تقویت مثبت از پدیدههای معمولی زندگی روزانه است. کودکی که تازه راه رفتن را آموخته است اگر هنگام راه رفتن قدم اشتباهی بردارد زمین خواهد خورد و بخصوص از بدنش درد خواهد گرفت و بعد برای احتراز از زمین خوردن خواهد کوشید تا از انجام حرکت غلط جلوگیری به عمل آورد. در کلاس درس معلم ممکن است با تهدید کردن دانش آموز به گرفتن نمره کم و مردود شدن در امتحان آنها را به درس خواندن وا دارد و رفتار درس خواندن را در آنها تقویت کند.
چگونه دانش آموزان خلاق تربیت کنیم،روش های پرورش خلاقیت دانش آموزان در کلاس درس و مدرسه
خلاقیت زیباترین و شگفت انگیزترین خصیصه ی انسان است. غنا، پویایی و بقای هر فرهنگ و تمدنی به خلاقیت مردمان آن بستگی دارد و این واقعیت را تاریخ بارها به اثبات رسانده است.
اکنون در آغاز هزاره ی سوم به جرأت می توان گفت خلاقیت همان چیزی است که زندگی مدرن بشر متمدن را از زندگی ابتدایی انسان نخستین جدا می کند. اگر اکنون در شروع قرن بیست ویکم مشاهده می کنیم که در قسمتی از دنیا انسان هایی رؤیایی دست یابی به کرات دور دست و سکونت در فضا را به واقعیتی عینی بدل کرده اند ، برای لحظه ای بیندیشیم که در همین لحظه در گوشه های دیگری از دنیا ، انسان های دیگری نیز زندگی می کنند که شیوه ی زیستن آنها همانند بشر هزاران سال پیش است ، به راز خلاقیت ، این موهبت منحصر به فرد انسان ، پی خواهیم برد.
فصل اول
ü ویژگیهای شخصیت خلاق
ü دانش آموز خلاق را بشناسید
ویژگیهای شخصیت خلاق
هر چند خلاقیت یک توانایی همگانی است و همه ی انسان ها کمابیش از آن برخوردارند، اما افراد ی که خلاقیت بالایی دارند و به عنوان افرادی خلاق شناخته می شوند، دارای خصوصیات شخصیتی و رفتاری ویژه ای هستند که به وسیله ی این خصوصیات می توان آن ها را از سایر افرادی که از خلاقیت کم تری برخوردار هستند ، تشخیص داد. فایده ی اصلی آشنایی با ویژگی های افراد خلاق این است که می توانیداز آن ها به عنوان الگوهای رفتاری برای ایجاد و پرورش رفتارهای خلاقانه در کودکان استفاده کنید . در این قسمت با مهمترین و بارزترین این ویزگی ها آشنا می شوید:
_ استقلال_ ریسک پذیری_ کنجکاوی_ علاقه به کارهای پیچیده_ تحمل ابهام
_ انعطاف پذیری_ شوخ طبعی_ اعتمادبه نفس بالا_ ابتکار_ پشتکار_ تخیل قوی
_ حساسیت وتوجه_ زیبایی دوستی_ تردید
دانش آموزخلاق رابشناسید
هرچندبسیاری ازویژگیهای کلی افرادخلاق که درقسمت قبل معرفی گردیدکمابیش شامل دانش آموزان خلاق نیزمیگردد،اماازآنجاکه تاکیداصلی این کتاب ،پرورش خلاقیت دانش آموزان خلاق که معمولا درمحیط مدرسه وکلاس درس مشاهده میشود،دربخشی مجزابرشمرده شود.درهمین موردسه دلیل دیگر نیزوجودداردکه این ضرورت راتاکیدکند:
1: محیط مدرسه وکلاس به خودی خودرفتارهای ویژه ای رادردانش آموزان خلاق ایجادمیکندکه ممکن است دانش آموزان هارا درمحیط منزل یامحیط های دیگرنمایان سازدویابه گونه ای متفاوت نشان دهد.
2: بسیاری ازرفتارهای دانش آموزان خلاق،خاص محیط تحصیلی آن هاست وازلحاظ نوع وشدت با خصوصیات سایرافرادخلاق متفاوت است
3: آشنایی باخصوصیات بارزدانش آموزان خلاق به معلم امکان میدهدتاآن هارابهتربشناسدوبه برنامه ریزی درجهت تقویت،پرورش،تغییرواصلاح مواردلازم بپردازد.
به طورکلی دانش آموزخلاق غالبا ازطریق خصوصیات ورفتارهای زیرقابل شناسایی است:
1: ایده ها ونظرات خودرابدون ترس در کلاس مطرح می کند.
2: معمولا برای مسائل راه حل ها و پاسخ هایی متفاوت از سایر دانش آموزان ارائه می کند.
3: به فعالیت های هنری علاقه زیادی داردودراین زمینه دارای تجربه ومهارت است.
4: غالباً ایده ها و راه حل های بیش تری نسبت به سایر هم کلاسی های خود پیش نهاد
می کند.
5 : معمولاً قادر است با طنز پردازی ها و شوخی های جالب دیگران را بخنداند.
6: تمایل زیادی به تغییر نظرات معلم و یا مطالب کتاب دارد.
7: در کلاس اغلب سوالاتی غیر عادی و گاه عجیب و غریب می پرسد.
8: علاقه ی زیادی به نقاشی و ترسیم افکار و ایده های خود دارد.
9: انتقادگر است و هر نظر یا عقیده ای را به راحتی نمی پذیرد .
10:گاهی به خاطر بیان نظرات و ایده های عجیب و غریبش در نظر دانش آموزان دیگر
فردی غیر عادی جلوه می کند.
11: از قوه ی تخیل خوبی برخوردار است.
12: معمولاً در کلاس با آب و تاب صحبت می کند و سعی می کند ایده هایش را با جزئیات کامل شرح دهد.
13: داری ابتکار است و غالباً ایده ها و پاسخ های منحصر به فرد ارائه می کند.
14: حساس ، باریک بین و نکته سنج است .
15: بسیار فعال است و غالباً در آن واحد چند طرح و ایده در زمینه های مختلف را در سر می پروراند.
16: به تجربه و آزمایش علاقه ی فراوانی دارد.
17: در نفوذ و تأثیر گذاری بر دوستان خود از توانایی زیادی برخوردار است.
18: آمادگی طرد شدن و عدم تأیید از طریق دیگران را داراست.
19: به مطالعه ی موضوعات متنوع و گوناگون علاقه مند است و زمان قابل توجهی را به این امر اختصاص می دهد.
20: از اطلاعات عمومی زیادی برخوردار است و سعی می کند که از آن ها استفاده ی عملی و کاربردی کند.
دانش آموز خلاق:قبل از این که گردو را بشکنم به این فکر افتادم که شایدبتوانم با نیمه ی پوست آن د وتا لاک پشت درست کنم
فصل دوم
ü موانع خلاقیت
ü موانع خلاقیت در محیط مدرسه
ü موانع خلاقیت در محیط خانواده
موانع خلاقیت در محیط مدرسه
1. تأکید زیاد بر نمره ی دانش آموز به عنوان ملاک خوب بودن
2. روش های تدریس سنتی و مبتنی بر معلم محوری
3. عدم شناخت معلم نسبت به خلاقیت
4. فقدان حداقل امکانات لازم برای انجام فعالیت های خلاق دانش آموزان
5. اهداف و محتوای کتاب های درسی
6. عدم توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان
7. عدم پذیرش ایده های جدید
8. ارایه ی تکالیف درسی زیاد به دانش آموزان .
9. استهزا و تمسخر به خاطر ایده یا نظر اشتباه
دانش آموز خلاق :به خانم معلم گفتم که نقاشی خواب دیشب خودم راکشیده ام. اما او هم مثل بقیه ی بچه ها مرا مسخره کرد ؛ من هم
آن را پاره کردم و به جای آن یک خانه و یک درخت کشیدم
موانع خلاقیت در محیط خانواده
1. تأکید بیش از حد والدین بر هوش و حافظه ی کودک
2. ایجاد رقابت میان کودکان
3. تأکید افراطی بر جنسیت کودک
4. قرار دادن قوانین خشک و دست وپاگیر
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 18 صفحه
قسمتی از متن .doc :
هوش های متفاوت:
تا کنون، این پرسش همواره بوده است که هوش چیست؟ از کجا می آید؟ و چه گونه رشد می کند؟وقتی روان شناسان روش ها و ابزاری را برای اندازه گیری هوش ساختند، تعریف ارسطو از انسان هم چون حیوانی اندیشه ورز، مشغله ئی فکری درباره ی هوش شناختی پدید آورد. بهره ی هوشی یا IQ، عموما هوش تحلیلی، ریاضی، یا هوش زبان شناختی نامیده می شود. به دنبال آن، ابزارهای سنجش، موسوم به آزمون های هوش برای اندازه گیری توانایی های زهنی افراد ساخته شد و کوشش شد تا رابطه ی هوش با مواردی مانند پیش رفت تحصیلی و موفقیت در زندگی حرفه ئی و شخصی یافته شود. در آغاز انتظار می رفت که بهره هی هوشی پیش گویی قوی در زمینه ی موفقیت در مشاغل و پیش رفت تحصیلی باشد؛ اما رد حقیقت بهره ی هوشی در زمینه ی پیش گویی های یاد شده چندان موفق نبود و این گونه برداشت شد که به ظاهر بهره ی هوشی برای وارد شدن به چنین زمینه هایی با حداقل استانداردها در ارتباط است و مشخص شد که وقتی که افراد به موفقیت در پیش رفت تحصیلی و زنده گی نزدیک می شوند، فرآیندهایی پیچیده را سپری می کنند.
به دنبال مشخص شدن آثار بهره ی هوشی بر جنبه های احتمالی و نه الزامی در موفقیت های فرد در عرصه های گوناگون زنده گی، نگره هایی مطرح شد که اساسا با دیدگاه های روان سنجان و طراحان انواع آزمون های هوش متفاوت بود. از جمله ی این نگره ها، نگره های هوش هیجانی، هوش های جند گانه، هوش معنوی است.
در پی پژوهش های مربوط به توانایی های انسان و نتیجه گیری کرون باخ که اظهار داشت هوش اجتماعی را نمی توان تعریف و اندازه گیری کرد، در دهه ی 1980 شکاف هایی در تجزیه و تحلیل ماهیت هوش پدیدار شد. برای نمونه، استرن برگ تلاش کرد توجه پژوهش گران توانایی های ذهنی را بش تر به جنبه های خلاق و عماب هوس جلب کند. در میانه ی سال 1990، گلمن به پژوهش درباره ی هوش هیجانی و بهره ی هیجانی وجهه ی عمومی داد و خاطر نشان کرد که بهره ی هیجانی نیاز بنیادی برای به کار گیری بهره ی هوشی است. توجه به هیجان ها و کاربرد مناسب آن ها در روابط انسانی، درک احوال خود و دیگران، خویشتن داری و تسلط بر خواسته های آنی، هم دلی با دیگران، و استفاده ی مثبت از هیجان ها در اندیشه و شناخت، موضوع هوش هیجانی است (Mayer و سالووی. 1997). (صمدی 13850)
هاوارد گاردنر، روان شناس معاصر، برای نخستین بار در سال 1983، با انتشار کتابی با عنوان چهارجوب های ذهن: نظریه هوش چندگانه تلقی سنتی از هوش را به چالش کشید. این نظریه با تاخیری قابل توجه تنها در چند سال اخیر در کانون توجه دست اندرکاران تعلیم و تربیت کشور قرار گرفته است، از این رو متاسفانه، منابع علمی موجود به زبان فارسی بسیار اندک و ناکافی است.
به اعتقاد وی، تلقی سنتی برای هوش انسانی ماهیتی ساده، یکپارچه و تک عاملی قائل است و ریشه در کوشش های ناظر به شناسایی عامل اصلی موفقیت تحصیلی دانش آموزان در اوائل قرن بیستم دارد (گاردنر، 1990). این کوشش ها منجر به طراحی ابزاری موسوم به سنجش هوشبهر (IQ) شد که به طرزی گسترده در نظام های آموزشی مورد استفاده قرار می گیرد. گاردنر با طرح این معنا که هوش دارای انواع، اشکال ومظاهر گوناگون است و تاکید بر این واقعیت مکه آحاد انسان دارای نیمرخ های هوشی متفاوت هستند، مبداء تحرکات فکری (نظری) و عملی گسترده ای در پاره ای از نظام های آموزش و پرورش در جهان شد که با تکیه بر مفهوم هوش چندگانه در جهت ایجاد تنوع برنامه های آموزشی گام برداشته اند.
گاردنر با نام بدرن از افرادی همچون آلبرت ایشستاین (فیزیک دان)، ویرجینیاولف (رمان نویس)، ایگوراستراوویسکی (موسیقی دان و آهنگ ساز)، پاپلو پیکاسو (نقاش)، ماراءاگراهام (متخصص کوریو گرافی و رقص)، ماهاتما گاندی (سیاستمدار ومصلح اجتماعی) زیگموند فروید (روان شناس) این پرسش را مطرح می کند که از میان آ« ها کدام یک با اهمیت تر وباهوش تر هستند؟ (گاردنر، 1990).
بر این اساس، میتوان نام افراد متعدد دیگر همچون بتهوون، شکسپیر، داوینچی، میکل آنژ، باخ و عده ی کثیری از برجستگان مشرق زمین مانند حافظ، مولانا، خوارزمی،ابوریحان، بو علی سینا و... را به آن نام ها افزود. ویژگی مشترک این شخصیت ها در ایفا کردن نقشی خطیر در تحول وپیشرفت تمدن انسانی است.
به عقیده ی گاردنر، هیچ کدام از این افراد را نمی توان با دیگری مقایسه کرد. این مقایسه از آنجا که مستلزم پذیرش دیدگاه با تعریفی خاص از هوش است، البته عاقلانه نیست، چرا که با تغییر دگاه و تعریف طبیعتا گزینش نیز تغییر خواهد کرد.
این پرسش مقدماتی اما اساسی مدخلی مناسب برای ورودیس به بخش هوش چندگانه به شمار می رود و اجمالا نشان می دهد که تلقی و تعریف و سنتی از هوش که برای آن ماهیتی ساده، یکپارچه و تک عاملی (موسوم به عامل G) قائل است تا چه اندازه می تواند به پاسخ های نامناسب و حتی گمراه کننده بینجامد. همچنین کافی است لحظه ای بیندیشیم تا دریابیم و فقدان هر یک از این افراد چه ضایعه و خسرانی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .doc :
از زمانیکه بشر پا به عرصه وجود گذاشت و برای ادامه زندگانی خود، به حکم ضرورت به مبارزه با طبیعت برخاست، زن و مرد در کنار یکدیگر گام برداشته اند. با این حال با تشکیل اجتماعات انسانی، تقسیم عادلانه بین نقش ها و در اداره جامعه ازمیان رفت و در نتیجه قدرت نابرابر شکل گرفت . اگر قدرت با هریک از جنسها همراه باشد میتواند در شکل دهی به ساختارهای متفاوت جامعه بسیار مهم باشد. فی المثل ساخت یک جامعه زن سالار متفاوت از ساخت جامعه پدرسالار است . در دوره اول زن و مرد وظایف و مشاغل مختلف داشته اند با این حال همکار و مکمل هم بوده اند و هیچ چیز از پیش، مبین برتری یکی بر دیگری نبوده است و بر اثر تعاون ، مناسبات متعادل و متوازنی که بین آنها پدید آمده ، استحکام یافته بود.
در این اجتماعات ، شیوه زندگی بر پایه شکار و گردآوری خوراک قرار گرفته است. مرد به شکار می رفت، زن به جمع آوری خوراک مشغول بوده است و گاهی نیز به شکار میرفت. هر یک از این دو، توانایی خاصی داشت که برای انجام دادن کاری ، ضروری بوده . ارزش هردو برابر هم می بود. محل اقامت در این مرحله ، دو مکانی است و فرزندان همواره دوتباری اند.
در دوره زن سالاری، زن قدرت بسیار می یابد ، چرا که کار زن، کشاورزی است و مشغله مرد دامداری است. اساساً اساس برتری زن بر مرد و یا بالعکس را همین عامل مهم ، تعیین می کند. اگر عامل اقتصادی و تکنیکی در دست هر یک از جنس ها باشد، آن یک قدرت را به یدک می کشد و سپس ارزش ها و هنجارها نیز به سراغ قبول ذهنیتها از این برتری خواهد آمد. همانطوری که در دوره زن سالاری زن به اقتضای کار و فعالیتش ، یعنی کشاورزی ، مادر و سرور طبیعت دانسته می شود، در دوره پدرسالاری با در اختیار گرفتن فعالیتهای اقتصادی توسط مردان ، اهمیت یافتن نرینگی رشد پیدا کرد و در پی آن عقاید و فرهنگها نیز در پی توجیه مردسالاری برآمده اند.
همچنین در این دوره، عدم تعادل بین وظایف زن و مرد به وجود می آید و شاید همین امر، اساس تشکیل بعضی از جوامع اولیه که زن در آنها بر مرد تفوق یافته، بوده است. در این عهد، عناصر اولیه اقتصاد انسانی، عبارت بوده است شکار، صید ماهی ، باغداری و کشاورزی از طرف دیگر ، خانواده بزرگ منجر به تشکیل قبایل، طایفه ها و احیاناً کلانها گردیده است. به زعم گوردن چایلد کشفیات زنان در این دوره، ساخت آسیای سنگی بزرگ به خاطر توجه زنان به جوانه زدن و دوره باز تولید غلات، ساخت ظروف و بزرگ برای نگهداری بذر و اختراع اولین ظروف سفالین، نوآوری در نخ ریسی و بافندگی را شامل می شد. بافندگی از ریشه و شاخه و الیاف درختان در این دوره به علت فرصت بیشتر زنان و نیاز فعالیت های کشاورزی و کم شدن پوست حیوانات شکار شده توسعه بیشتری یافت . این اختراعات جدید باعث ترقی در موقعیت و جایگاه اجتماعی زنان شد، به طوری که نه تنها انتساب فرزند از نام آنها است بلکه نخستین خدایگان نیز مونث هستند. یکی از ویژگیهای اساسی در این دوره ، عدم جنگ و خونریزی ، بین اقوام است. لذا از فعالیت های خصمانه در بین آنان نشانی نیست.
انسان ما قبل تاریخ در مناطق مختلف ایران می زیسته و از طریق شکار امرار معاش می کرد و ابزارهای سنگی را برای نیاز خویش به کار می برده است. در مناطقی که شکار به اندازه کافی نبود زنان به کار تهیه ریشه های گیاهی می پرداختند و شاید ممارست در این کار سبب شد که انسان به راز روئیدن نباتات پی ببرد و چون در این منطقه نگاهبانی آتش بر عهده زنان بوده و نیز بسیاری دیگر از امور را زنان انجام می دادند، می توان گفت که زن سالاری که در ایران ماقبل تاریخ وجود داشته، می بایست از همین امر نشأت گرفته باشد.
سازمان اجتماعی قبایل آریایی قبل از تشکیل دولت ماد، حتی بعد از آن از ساخت قبیله ای داشت و بر این سازمان جماعت عشیرتی بنیان گرفته بود. برخی از نویسندگان یادآور می شوند که این سازمان اجتماعی در ابتدا مادرسالاری و مادر نسبی بود و تنها پس از برخورد با اقوام دیگر و شیوه نظام اجتماعی اقوام سامی دگرگون یافت و در سیر تحول خود به پدر نسبی و پدر سالاری تغییر شکل داد. در این باره می توان گوتیها (اولین آریایی های ساکن غرب ایران) ماساژتها از قبایل سیت نیز که از شیوه مادر نسبی و حکومت زنان پیروی می کردند، نمونه داد.
درست همان عواملی که باعث ارتقای پایگاه زنان شده این بار نصیب مردان شده و آنان را تا حد الوهیت و شایسته ستایش ، بالا برد. دراین دوره به علت محدود شدن شکار، مردان به کشاورزی روی آوردند و با اختراع خیش به جای کج بیل، موقعیت خویش را مستحکم ساختند و در پی آن موفق به کشف فنونی نیز در این رابطه شده اند، همچون دست یافتن به انرژی های نوین، اشکل نوین حمل و نقل ، خصوصیات فیزیکی غلات ، کشف قوانینی در زمینه فلزات ، ساخت مسکن با آجر و ...
بنابراین ، آن عامل اساسی که باعث شد تا جهان دیگری برای انسانها رقم بخورد، عامل اقتصادی _ تولیدی بود تا مرد را به عنوان تولید کننده جانشین زن سازد.
مسائل دیگری که در آن زمان رخ داده اند ، صرفاً پیامدهای چنین تغییری بوده اند. کشتزارهای وسیع با استفاده از خیش و نیروی حیوانات و سپس برده ها ، می توانست غذای جمعیت اضافه را تامین نماید و چون مشکلی از نظر حیات قابل وجود نداشت، یکجانشین شده و رفته رفته خانواده به عنوان سازمان اجتماعی ، جایگزین گروههای وسیعتر و بزرگتر شد. از طرف دیگر مازاد تولدی غذایی که به وسیله مردان تامین شده بود باعث بوجود آمدن قشر صنعتگر و نیز اقشاری چون پیشه ور، روحانی و نظامیان در مکانی به نام شهر شد.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 19 صفحه
قسمتی از متن .doc :
مقدمه
شادی و شادمانی رابطه تنگاتنگی با میزان موفقیت در زندگی دارد. برای تداوم این شادی باید همواره از زندگی خویش رضایت داشته باشیم. انسان، از لحظه ای که خود را می شناسد تا آن دم که چشم از جهان فرو می بندد، پیوسته در تلاش برای دستیابی به موفقیت وکامیابی است. بنابراین تعجبی ندارد اگر همه طالب آموختن رمز وموفقیت باشند.
نیل به موفقیت کلید و مفتاحی دارد وکسی که آن را یافت، هرگز از قله شادمانی فرو نخواهد آمد. انسان با کسب موفقیت به دو پیروزی بزرگ نایل می گردد: هم به لحاظ مادی بی نیاز می شود و هم از نظر روحی و روانی شایستگی خود را به اثبات می رساند. تحقق این دو هدف ارزشمند، خود مشوق انسان است تا سراسر عمر در تلاش و تکاپو باشد.
به این منظور، صدها کتاب در سراسر جهان منتشر شده که همگی در صدد کشف راز این کیمیای سعادت اند. در ایران نیز کتابهای متعددی در این زمینه ترجمه شده تا پاسخگوی نیازهای علاقمندان باشد. با نگاهی اجمالی به این کتابها در می یابید که آنها برغم تفاوت اندک در عنوان، از مضمونی یکسان برخوردارند. مطالب هریک نیز در قالب کلمات و جملاتی متفاوت اما با مفهومی مشابه مطرح شده است.
الگوهای ارائه شده در این ترجمه ها اگر چه در جای خود بسیار با ارزش اند و باید قدر زحمات مترجمین آنها را دانست، اما از آنجا که برگرفته از جوامع پیشرفته غربی اند، نمی توانند برای کشورما، ایران، صددرصد کارساز باشند. بدین جهت، در این کتاب راه و روشی متناسب با فرهنگ، خلق و خو و عادات ایرانی پیشنهاد شده تا در جای خود راهگشای بسیاری از مشتاقان موفقیت باشد.
نگارنده با آگاهی از این موضوع که فرضیات و تئوریهای نیازموده و تجربه نشده غربیها نمی تواند معیار خوبی برای ما باشد، سعی کرده از گفته ها، شنیده ها، عملکردها و نیز تجربیات کسانی که در ایران زندگی می کنند و مراحل موفقیت را پیموده اند، بهره گیرد و آنها را بی پیرایه، همراه با تجربیات خویش ارائه دهد تا با برخورداری از نتایج ملموس دست به انتخاب آگاهانه تری بزنید.
الگو قرار دادن گفتار بزرگان به منظور دستیابی به موفقیت، یکی از روشهایی است که در بین اکثر مردم جهان مرسوم ومعمول می باشد. در این راستا، بخش از مطالب کتاب به روش استفاده از گفتار بزرگان و دانشمندان از ملیتهای مختلف ونیز تجربیات حاصل از این الگو برداری که توسط نگارنده صورت گرفته، اختصاص داده شده است. ضمناً در بعضی از صفحات کتاب به تجربیات خود اشاره کرده و بناچار به گذشته خود پرداخته ام ناخواننده با مسائل حقیقی و برخاسته از جامعه خود بهتر آشنا شود. همان طور که می دانید، امروزه سریعترین شیوه آموزشی خواندن زندگینامه است. لذا در این کتاب سعی شده با کسانی که از صفر آغاز کرده اند و در پی سالها تلاش به عنوان شاهدانی عینی در جاده پیروزی گام برمی دارند، مصاحبه شود تا شما با تجربیات آنها و شیوه برخوردشان با مشکلات آشنا شوید و با آگاهی بیشتر در مسیر هدف خود گام بردارید.
بدیهی است شمار فراوانی از انسانهای موفق در گوشه و کنار این کشور زندگی می کنند که نه فرصت مصاحبه با تک تک آنها فراهم بود و نه امکان دسترسی به همه آنها وجود داشت.
ده سال کار بی وقفه، مطالعه و بررسی صدها کتاب و نیز گفت و شنود با بیش از دوهزار نفر پیرامون مفهوم موفقیت، به کتاب حاضر شکل بخشیده است. همه تلاش نگارنده مصروف آن بوده تا منطقی ترین و کارسازترین نظریات و سلیقه ها را برگزیند و به خوانندگان گرامی تقدیم دارد.
اگر قصد دارید موفقیت خود را سرعت بخشید و با استفاده از روشهای ساده و عملی و نیز با تکیه بر خلاقیتهای پنهان خود- بی آنکه از جاده صداقت و حقیقت دور شوید- به آرزوها و اهداف مادی و معنوی خویش جامه عمل پوشانید، مطالعه این کتاب توصیه می شود. با به کارگیری مطالب و دستورات ارائه شده در این کتاب می توانید:
الف: باور به خویشتن را در خود تقویت کنید.
ب: به امید و ایمانی راسخ که لازمه هر موفقیتی است، دست یابید.
ج: شناخت درست و عمیقتری از اهداف خود داشته باشید.
د: روش الگوبرداری را بیاموزید.
بدین ترتیب در زمانی بسیار کوتاه مدارج ترقی و تکامل را بدون هیچ پشتیبانی می پیمایید و موجب افتخار و سربلندی خود و اطرافیان می شوید.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 31 صفحه
قسمتی از متن .doc :
اشاره :
عقب ماندگی ذهنی یا به اصطلاح دیگر نارسایی رشد قوای ذهنی موضوع تازه و جدیدی نیست . چنانچه در هر دوره و زمان افرادی در اجتماع وجود داشته اند که از نظر فعالیتهای ذهنی در حد طبیعی نبوده اند به خصوص از روزی که بشر زندگی اجتماعی را شروع کرده موضوع کسانی که به عللی قادر نبودند خود را اجتماع هماهنگ سازند مطرح بوده است . در گذشته اجتماع از باب مصلحت ، تعصب و یا سالم سازی ، بعضی از این افراد را تحمل کرده ، عده ای را محبوس می ساخت یا به مرگ محکوم می نمود . این افراد مطرود که به تنهایی نمی توانند راه خود را در زندگی انتخاب کنند و اکثراً آلت دست دیگران قرار می گیرند . صرفنظر از مخارج هنگفتی که دستگاهها و موسسات مختلف برای نگهداری و درمان آنها متحمل میشوند جامعه نیز از نیروی انسانی آنها بی بهره مانده و حتی گاهی زیانهای غیرقابل جبرانی برای خانواده و اجتماع به بار می آورند که موضوع درخور کمال توجه است . امروزه کشورهای توسعه یافته سعی در شکوفا کردن حداقل استعدادهای آنان می کنند. در سال 1370 برای اولین بار در ایران سازمان استثنایی پایه گذاری شد . این سازمان کوشیده با به کار بردن نیروهای متخصص گام موثری در جهت کم رنگتر کردن مشکلات این افراد بردارد . اما هنوز مشکلات فراوانی در این زمینه به چشم می خورد که بررسی و موشکافی پیرامون آن لازم و ضروری به نظر می رسد . گزارش زیر بر گرفته از صحبتهای آقای سیدعباس جلالی رئیس اداره آموزش و پرورش استثنایی استان تهران ، علیرضا نظری کارشناس تامین نیروی انسانی ، مریم سمائی کارشناس روانشناسی و روانشناس مدرسه مهرآئین و چند تن از والدین کودکان استثنایی است .
بحث کودکان استثنایی موضوعی است که اگرچه در کشورهای اروپایی از سالها پیش به آن پرداخته شده ، اما در کشور ما نزدیک به یک دهه است که مسئولان سعی در ایجاد سازمانی مخصوص به این نام کرده اند .
در سال هزار و سیصد و هفتاد به پیشنهاد دکتر افروز اداره خاص کودکان استثنایی در ایران پایه گذاری شد و کودکان توانستند زیر نظر سازمان جداگانه از آموزش و پرورش افاد عادی به ادامه تحصیل مشغول شوند .
در انگلستان لغت استثنایی را محدود به تیزهوشی می کنند و سایر کودکانی را که به عللی تحت حمایت و آموزش خاص هستند کودکان ویژه می گویند . کودکان ویژه یازده گروه هستند و عبارتند از کودکان مبتلا به بیماری قند ، اختلالات حرکتی ، کودکان صرعی ،دارای اختلالات گفتاری ، کودکان ضعیف و حساس که خیلی زود بیمار می شوند ، کودکان ناسازگار ، عقب مانده ذهنی ، نابینا ، نیمه بینا و ناشنوا و نیمهشنوا .
در این که تمام کودکان افراد استثنایی هستند ، شکی نیست . هیچ کودکی عیناً شبیه کودک دیگر نیست و هر کودکی خصوصیات منحصر به فرد خود را داراست ، ولی عده ای از کودکان به اندازه ای با دیگران متفاوتند که احتیاج به یک برنامه خاص و ملاحظه بیشتر دارند . به همین جهت افرادی متخصص زیرنظر یا سازمان با هدف و با وظایف مشخص چنین بچه هایی را تحت پوشش خود قرار می دهد .