لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .doc :
صائب تبریزی
میرزا محمد علی، متخلص به صائب، از معروفترین شاعران عهد صفویه است. تاریخ تولدش معلوم نیست، و محل تولد او را بعضی در تبریز و بسیاری در اصفهان دانستهاند؛ اما خاندان او مسلماً تبریزی بودهاند.
پدرش از بازرگانان اصفهان بود و خود یا پدرش به دستور شاه عباس اول صفوی با جمعی از تجار و مردم ثروتمند و متشخص از تبریز کوچ کرد و در محله عباس آباد اصفهان ساکن شد. عموی صائب، شمس الدین تبریزی شیرین قلم، مشهور به شمس ثانی، از استادان خط بود.
صائب در سال 1034 هـ . ق از اصفهان عازم هندوستان شد و بعد به هرات و کابل رفت. حکمران کابل، خواجه احسن الله مشهور به ظفرخان، که خود شاعر و ادیب بود، مقدم صائب را گرامی داشت. ظفرخان پس از مدتی به خاطر جلوس شاه جهان، عازم دکن شد و صائب را نیز با خود همراه بود. شاه جهان، صائب را مورد عنایت قرار داد و به او لقب مستعدخان داد
(برخی بر این باورند که این لقب را درویشی به او داده است).
در سال 1039 هـ.ق که صائب و ظفرخان در رکاب شاه جهان در برهانپور بودند، خبر رسید که پدر صائب از ایران به اکبرآباد هندوستان آمده است و میخواهد او را با خود به ایران ببرد. صائب از ظفرخان و پدر او، خواجه ابوالحسن تربتی اجازه بازگشت خواست، اما حصول این رخصت تا دو سال طول کشید. در سال 1042 هـ.ق، که حکومت کشمیر به ظفرخان (به نیابت از پدرش) واگذار شد، صائب نیز به آن جا رفت، و از آن جا هم به اتفاق پدر عازم ایران شد. پس از بازگشت به ایران، در اصفهان اقامت گزید و فقط گاهی به شهرهایی از قبیل قزوین، اردبیل، تبریز و یزد سفر کرد. صائب در ایران شهرت فراوان یافت و شاه عباس دوم صفوی او را به لقب ملک الشعرایی مفتخر ساخت.
وفات صائب در اصفهان اتفاق افتاد. سن او به هنگام وفات از 65 تا 71 گفتهاند. آرامگاه او در اصفهان و در محلی است که در زمان حیاتش معروف به تکیه میرزا صائب بود. تعداد اشعار صائب را از شصت هزار تا صد و بیست هزار و سیصد هزار بیت و بالاتر نیز گفتهاند.
دیوان او مکرر در ایران و هندوستان چاپ شده است. صائب خط را خوش مینوشت و به ترکی نیز شعر میسرود.
پس از قرن پنجم هجری، زبان شعر فارسی به همت شاعران عارفی نظیر، سنایی، نظامی، مولانا، سعدی و حافظ در سبکی ویژه که بعدها سبک عراقی نامیدندش، استحاله شد. پیش از ظهور این بزرگان، شعر فارسی مبتنی بر دریافتهای حسی و بدوی از هستی بود.
حماسه و قصیده غالبترین انواع ادبی و در مرحلهای پس از این دو، غزل عرصه بیان احساسات و عواطف شاعران موسوم به سبک خراسانی محسوب میشد.
سبک خراسانی بر عناصری چون فخامت زبان و تصاویر شفاف و محسوس همراه با حس عاطفی غلیظ بنیاد گرفته بود.
جهان بینی اکثر شاعران این دوره (به استثنای یکی دو تن) بیش از آن که افلاکی و حقیقی باشد، مجازی و دنیوی بود. شعر فارسی با گذر از سبک خراسانی و حضور و ظهور خلاق شاعرانی عارف در آن، زیبایی سرشار و متعالی و ظریفی عظیم و غنی و وجوهی چندگانه پیدا کرد و اندیشه عرفانی غالبترین صبغه درونی آن شد.
هر کدام از بزرگان این سبک همچون قلههای تسخیر ناپذیری شدند که با گذشت سالیان دراز، هنوز سایه سنگینشان بر شعر و ادب فارسی گسترده است.
در این سبک، برخلاف جهان حسی و ملموس سبک خراسانی، شعر پای در وادی مفاهیم انتزاعی گذاشت. به گونهای که شاعران بزرگ، متفکران بزرگی نیز بودند.
در همین دوران بود که غزل فارسی با دستکار بزرگانی چون خافظ و سعدی به اوج حقیقی خویش نزدیک شد.
پس از قرن هشتم هجری اغلب شاعران، جز حفظ سنت و حرکت در حد و حدود و حاشیه آثار گذشتگان گامی فراپیش ننهادند. از قرن نهم به بعد، گروهی از شاعران ـ در جستجوی راهی تازه ـ کوشیدند تا شعر خود را از تقلید و تکرار رهایی بخشند.
کوششهای این گروه در بیان صمیمانه و صادقانه حس و حال درونی و زبانی سهل و ساده و دور از تکلف و مناظره عاشق و معشوق خلاصه شد.
از شاعران این گروه که در تذکرهها با عنوان شاعران «وقوعی» و یا مکتب وقوع نام برده میشوند، کسانی همچون بابافغانی، وحشی بافقی، اهلی و هلالی از بقیه معروفند.
آثار شاعران مکتب وقوع اگر چه در کنار آثار دیگر سبکها اهمیتی درخور پیدا نکرد، اما همچون پل ارتباطی بین سبک عراقی و سبک هندی زمینهای برای پیدایش «طرز نو» بود. مرور این دو بیت از وقوعی تبریزی (از شاعران سبک وقوع) خالی از فایده نیست:
زینسان که عشق در دلم امروز خانه ساخت
میبایدم به درد دل جاودانه ساخت
چون مرغ زخم خورده برون شد ز سینه دل
آن بال و پر شکسته کجا آشیانه ساخت؟
از آغاز قرن دهم هجری تا میانه قرن دوازدهم هجری، شعر فارسی رنگ و بویی دیگر به خود گرفت و شاعران معیارهای زیبا شناختی جدیدی را مبنای آفرینش آثار خود کردند و به کسب تجربههایی تازه پرداختند که بعدها این «طرز نو» به سبک هندی معروف شد.
از مهمترین علل نامگذاری این شیوه به سبک هندی، مهاجرت بسیاری از این شاعران به سرزمین اسرار آمیز هند بود. محققان دلایل بسیاری بر علت مهاجرت شاعران ایرانی به هند، ذکر کردهاند؛ از جمله استاد گلچین معانی مهمترین این عوامل را در «خروج شاه اسماعیل اول، سختگیریهای شاه تهماسب، فتور ارباب مناصب در زمان شاه اسماعیل دوم، قتل عام شاهزادگان که مروج و مربی شاعران بودند، فتنههای پیاپی ازبکان، ... دعوت شاهان هند از ایشان، همراهی
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
فرمت فایل word و قابل ویرایش و پرینت
تعداد صفحات: 19
تیزهوشى و نبوغ کودکان
تفاوتها در هوشمندی
شناخت تیزهوشان
آمار تیزهوشان
علائم و ویژگیها
شکستها در تحصیل
نیازشان به راهنمایی
ویژگی برنامهها
خطرات برای کودکان تیزهوش
آینده کودکان تیزهوش
ملاکها و معیارها
تیپ تیزهوشان
اهمیٌت تیزهوشان
علٌت تیزهوشی
در رابطه با درس و مدرسه
برنامهریزی برای کودکان تیزهوش
کار و فعالیٌت کودکان تیزهوش
مشکلات کودکان تیزهوش
از مسائل مهم و از بدایع آفرینش وجود افرادى است که از لحاظ ظاهر با دیگران تفاوت چندانى ندارند ولى از نظر درک و فهم و سرعت انتقال اعجوبهاى بحساب مىآیند. ذهن آنان بیدار و اظهارنظر و بررسى و بصیرتشان شگفتآور است. قدرت روانى و توان تفکر در این افراد بسیار بالاست و چیزهائى را در مىیابند که دیگر افراد عادى از درک آنها عاجزند. اینگونه افراد را که عده بسیارى در هر جامعه نیستند باهوش و تیزهوش مىخوانند.
یستند باهوش و تیزهوش مىخوانند.
گروهى از برگزیدههاى همین گروه که در سطح بالاترى از دیگران قرار دارند و درک و فهم بیشتر وسریعترى داشته، درخشندگى و زبدگى بیشترى از خود بروز مىدهند نابغه و یا داراى نبوغ مىخوانند. اینان کسانى هستند که نفسانیاتى فوق تصور افراد عادى دارند و کار و تلاششان ارزندهتر و چشمگیرتر است.
نبوغ عالیترین درجه هوش است، اثرش از همه شاهکارهائى که ناشى از تربیت است تجاوز مىکند. زمینهاى است سرشتى و مادرزادى که نمىتوان آن را به کسى هبه کرد. اگر مربى لایقى باشیم تنها مىتوانیم آن را در افراد بپرورانیم و رشد دهیم. اینان بسیار پراستعدادند و درخشندگى دارند ولى معلوم نیست در همه زمینهها این چنین باشند، برخى از آنان در برخى زمینهها نبوغ دارند در موارد دیگر چندان رشدى ندارند.
تفاوتها در هوشمندى
همه افراد، حتى همه کودکانى که در یک خانواده زاده مىشوند از نظر هوشى در شرایط و امکانات واحدى نیستند. برخى از آنها باهوش و برخى باهوشتر و عدٌهاى هم دچار عقبماندگى ذهنى مىباشند تا حدى که قادر به تر و خشککردن خود نمىباشند.
در طبقهبندى هوشى آنها سهگروه را مىتوان از هم تشخیص داد:
- گروهى که از نظر هوش عادى و طبیعى هستند و اکثریت افراد جامعه را تشکیل مىدهند. این عده بیش از ۶۶ درصد جمعیت هر کشور را تشکیل مىدهند.
- گروهى از نظر هوشى در سطح پائینترى قرار دارند و نمىتوانند پابهپاى افراد عادى به پیش روند و اینان را کندذهن یا عقبماندگان ذهنى مىخوانند که خود سه گروه عمده: آموزشپذیر، تربیتپذیر و عقبمانده عمیق را تشکیل مىدهند.
- گروه سوم که سطح هوش و درک آنها از دوگروه فوق بالاتر است و آنان را افراد باهوش، تیزهوش و در سطح بالاتر نابغه مىخوانیم.
- گروههاى دوم و سوم در طبقهبندى افراد باهوش را استثنائى مىخوانند.
ملاکها و معیارها
اینگونه افراد براساس ملاکها و معیارهائى از دیگران بازشناخته مىشوند. اهمٌ صفات آنها عبارتنداز:
- وسعت اطلاعات و آگاهى از همه امورى که دیده و شنیدهاند.
- زبان و بیان قوىتر و بالاتر از حدسنى خود، تاحدى که از خردسالى زبان آورند.
- استدلال و منطق نیرومند ناشى از فکر بگونهاى که بتوانند دیگران را قانع کنند.
- تمایل به مبارزه براى حل مسائل و قوىبودن در مواجهه با آنها و داراى جرأت و شجاعت بسیار.
- قضاوت بسیار قوى و صائب بگونهاى که نتیجه جریان را زود دریابند و مورد عنایت قرار دهند.
- علاقمندى به جریانات سیاسی، افکار فلسفى و اجتماعى و حل و بحث و نقد آنها.
- ابتکار و جوش وخروش در به ثمررساندن آنها و حتى ابداع سخن،داستان، افسانه و خلاقیت.
- رغبتهاى متلوٌن به گونهاى که در هر موردى اگر بایستند بدان سو گرایش پیدا مىکنند.
- مکالمه حساب شده و حتى انتخاب لغات در سخن گفتن و توانائى داستانگوئى خوب.
- درک و فهم قوى در مطالب شفاهى بگونهاى که در کلاس درس مطلب را مىفهمند و نیازى به مطالعه مجدد ندارند.
- سازش بیشتر و مخصوصاً بازى با آنها، بویژه بازىهاى عقلانى و اندیشیده و حساب شده.
- اعتماد به نفس زیادتر از دیگران بگونهاى که به دیگران کمتر وابستهاند.
- داراى ثبات عاطفى بیشترند طورى که محبت و کینه و خشم و ترسشان نسبتاً از روى حساب است.
- استقلال طلبى فوقالعادهاى دارند و حاضر نیستند سر درطاعت دیگران داشته باشند.
- داراى ظرفیت هنرى و ذوقى بالا و برجستهاى هستند اگر در آن وارد شوند توفیقى بدست مىآورند مثل داوینچی.
- داراى توان هدایت و رهبرى هستند و در کلاس و بازى مىتوانند بچهها را به دور خود جمع کنند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 22 صفحه
قسمتی از متن .doc :
بسم الله الرحمن الرحیم
نام : امید
نام خانوادگی : شاه میری
دانشجوی ترم اول مهندسی صنایع
نام استاد: ایوب کیانی
شرح سه غزل از
حافظ
خرقه بسوزان حافظ
دوش می آمد و رخساره برافروخته بود
تاکجا بازدل غمزده ای سوخته بود.
رسم عاشق کشی و شیوه شهر آشوبی
جامه ای بود که برقامت او دوخته بود
جان عاشق سپند رخ خود می دانست
و آتش چهره درین کار برافروخته بود
یار مفروش به دنیا که بسی سود نکرد
آن که یوسف به زر ناسره بفروخته بود
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یارب این قلب شناسی زکه آموخته بود
در شعر بالا شاعر در مقام هنرمندی والا از موعظه ی مستقم پرهیز کرده است در ابتدای شعر به توصیف پرداخته است و شخصی را توصیف کرده است که کارش خرابکاری و شهرآشوبی است شاعر در بیت چهارم پند پیام اخلاقی خود را بیان کرده است شاعر دنیا و خوشی های دنیوی را زودگذر می داند و سفارش به درک دنیا و زودگذز بودن آن می کند و وابسته نبودن به دنیا را گوشزد می کند و همه ی دار وندار انسان را آخرت می داند و با رندی راه رهایش دنیوی و با عشق راز گشایش و رستگاری احروی را به ما می آموزد.
دل میرود زدستم صاحب دلان خدا را
دل میرود زدستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا
کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشــد که باز بینـیم دیدار آشنا را
ده روز مهر گردون افسانه است و افسون
نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا
ای صاحب کرامت شکرانه سلامت
روزی تفقدی کن درویــش بینوا را
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوســتان مرو.ت با دشمنان مدارا
هنگام تنگ دستی در عیش کوش ومستی
کین کیمیای هستی قارون کند گدا را
سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد
دلبر که در کف او موم است سنگ خارا
آیینه ی سکندر جام می است بنگر
تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا
خوبان پارسی گو بخشندگان عمرند
ساقی بده بشارت رندان پارســا را
حافظ به خود نپوشد این خرقه می آلود
ای شیــخ پاکدامــن معــذور دار ما را
حافظ، حافظه ی ماست و شعر او سرشار از اندیشه های عمیق حکمی و عرفانی و احساس ها و عواطف ژرف انسانی است در این سروده ی زیبا عشق و رندی، امیدواری و نشاط حیات، طنز و انتقاد، خوش باشی و اغتنام فرصت و پیام های اخلاقی موج می زند.
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .doc ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .doc :
سطوح و بافت
روش های زیادی برای ساخت و ساز سطوح و بافت های اشیاء وجود دارد . در مثالهای زیر تکنیک های مهمی که در این کتاب توضیح داده شده است به تصویر کشیده پس قبل از اقدام به طراحی هر یک از آنها را بطور مجزا تمرین کنید و سپس به هنگام طراحی بر حسب مورد به آنها رجوع کنید .
تجسم ترکیب بندی :
در لغت نامه ها در مقابل واژه کمپوزیسیون آمده : «عمل ترکیب قسمتها و عناصر مختلف در مجموعه ای یکپارچه»
ترکیب بندی خوب برای هر طراحی الزامی است و طبیعت بیجان بهترین راه برای تمرین در بدست آوردن مهارت در چیدمان عناصر طرح در یک تصویر است . تلاش کنید تا به تعادل مطبوعی بین اشیاء برسید و با حرکت دادن و جابجا کردن آنها در صحنه ترکیب بندی «راحتی» بوجود آورید .
پرسپکتیو
اصول پرسپکتیو به ما کمک می کند تا اشیاء سه بعدی را درست طراحی کنیم . کلیه اشیاء و احجام در یک تصویر تابع این اصول هستند . به عنوان مثال میدانیم که اشیاء دورتر همیشه کوچکتر به نظر می رسند .
در اینجا دو نوع پرسپکتیو نشان داده شده که عبارتند از پرسپکتیو یک نقطه ای و پرسپکتیو دو نقطه ای . نقاطی که روی خط افق قرار دارند نقاط گریز نامیده می شوند و همراه برابر سطح دید ناظر هستند . در پرسپکتیو یک نقطه ای سطوحی جانبی به هم نزدیک همه به یک نقطه گریز رفته اند و در پرسپکتیو دو نقطه ای سطوح جانبی از هم دور شده اند وئ به دو نقطه گریز در طرفین رفته اند .
پرسپکتیو دو نقطه ای به شما این امکان را می دهد تا اشیاء را از روبروی یک زاویه آن طراحی کنیم . در بالا سطوح جانبی جعبه به اطراف متمایل شده اند و گوشه جعبه رو به ناظر قرار دارد . خطوط فرضی در امتداد سطوح جانبی دو نقطه گریز را تشکیل دادهاند . وقتی جعبه بالاتر از سطح دید قرار می گیرد زیر جعبه دیده می شود وهنگامی که بر عکس در پائین تر از سطح دید قرار دارد بالای آن دیده می شود . سعی کنید یک جعبه را از زوایای دید مختلف مورد مطالعه قرار دهید و به تغییرات حاصل در پرسپکتیو آن توجه کنید. دقت کنید که تمام خطوط عمودی همچنان عمود باقی میمانند و متاثر از حالت پرسپکتیو جعبه نمی شوند .
همانطور که در این تصویر نشان داده شده اشیاء می توانند روی خط افق قرار گیرند . سعی کنید زوایای کتاب ها در تصویر سمت چپ را تغییر دهید و دقت کنید که نقاط گریز که نقاط گریز چگونه تغییر می کنند . نقاط گریز هر کدام آنرا در وضعیت پرسپکتیو خاص خود مینمایاند . شیوه طراحی از این کتابها می تواند در طراحی از سایر اشیاء مثل ساختمان ها مورد استفاده قرار می گیرد . برای تمرین ، تصاویری از روزنامه ها و مجلات را انتخباب و نقاط گریز آنها را ترسیم کنید . این کار به شما کمک خواهد کرد تا درک کنید که چگونه نقاط گریز را با خط افق مرتبط کنید .
انتخاب و چیدن طبیعت بیجان
در لغت نامه ها واژه طبیعت بیجان اینگونه توصیف شده : «تصویری متمرکز از اشیاء بیجان و ساکن» طبیعت بیجان یکی بهتری شیوهها برای مطالعه و ممارست در طراحی است: ترکیب بندیها ، نورپردازی سایه ها ، پرسپکتیو و غیره . ابتدا کار خود را با طبیعت بیجان های با ترکیب بندی های ساده تر آغاز کنید و به تدریج ترکیب بندی های پیچیده تری را بکار بگیرند . عکس برداری از اشیاء و مطالعه از روی آن نیز بسیار سودمند است . (به تصویر زیر دقت کنید که چگونه در طراحی های صفحات 18 تا 21 ساخت و ساز شده است)
فرم های ساده
مدل خود را از نزدیک مورد مطالعه قرار دهید ، و با خطوط کمرنگ و فرمهای خلاصه شده طراحی کنید به نحوی که بتوانید در مراحل بعد جزئیات بیشتری را به آن اضافه کنید . در تصویر زیر گلابی فقط با دو دایره یکی کوچک و دیگری بزرگتر طراحی شده است . وقتی فرمهای اولیه طراحی شدند ، شروع به سایه پردازی کنید در اینکار دقت کنید که حرکت ضربه های قلم در جهت فرم گرد و کروی گلابی باشد ، مثل طراحی پائین .
برای هلو و قطعه برش خورده آن ، طرح کلی آنرا مطابق مرحله A اجرا کنید . در مرحله B با افزودن خطوط کمکی بافت قسمت های هسته و سطح داخلی قسمت برش خورده را مشخص کنید . حال شروع به سایه برداری نمائید و با استفاده از ضربه قلم های قوس دار و بلند بافت خارجی پوست و تحدب آنرا مشخص کنید و سپس به جزئیات رو هسته و قسمتهای داخلی کار را تکمیل نمائید .
برای طراحی فندق ، ابتدا از یک دایره و دو خط متقاطع استفاده کنید تا حجم مخروطی مراحل A و B را بدست آورید . سپس با افزودن خطوط کمکی مرز سایه ها و شیارهای روی بدنه فندق را مثل تصویر C انجام دهید .
برای سایه زدن فندق از خطوط نرم ، یکنواخت که در جهت طولی آن ترسیم شده باشند ، استفاده کنید . این ضربه قلم ها باعث نمایاندن حجم و جنسیت پوست فندق خواهد شد . در خاتمه ، نقطه هائی روی سطح آن اضافه کنید . توجه داشته باشید اگر در ریتم سایه روشن هائی که بکار می برید ، سایه جسم که روی زمین افتاده ، تیرهترین بخش طراحی شما باشد ، اینکار باعث می شود که طرح شما حالتی سه بعدی پیدا کند و جلوتر از سطح کاغذ با حالتی واقع گرایانه بایستد .
به سایه زدن ادامه دهید تا گیلاس در طراحی شما دارای سطح لطیفی شود برای لطیفتر شدن بافت گیلاس از گوشه های پاکن خمیری برای یکنواخت شدن سایه ها کمک بگیرید و لکه هائی که در ریتم سایه ها بوجود آمده اند را رفع کنید .
سپس با افزودن ضربه قلم های قوی در نقاط تیره و تغییر جهت آنها حجم سه بعدی و براقیت سطح گیلاس را بوجود آورید .
مایعات و شیشه
لینک دانلود و خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع فایل : .DOC ( قابل ویرایش و آماده پرینت )
تعداد صفحه : 17 صفحه
قسمتی از متن .DOC :
زندگینامه شاعران
فردوسی :
منصور بن حسن ملقب به ابوالقاسم فردوسی در حدود سال 329 یا 330 در قریه « باژ» از ناحیه طابران طوس بدنیا آمد. خانواده او دهقان بودند و نظامی عروضی او را از دهاقین طوس دانسته است آنها خاندانی صاحب مکنت و ثروت بودند هر چند که در اثر نظم شاهنامه و گذران عمر در این راه فردوسی ثروت خود را از دست داد و در پیری بی چیز شد. او مردی وطن پرست و در میهن پرستی استوار بود و توانست تاریخ نیاکان خود را جاوید سازد.
در باب کیفیت تحصیلات و معلومات وی اطلاع صریح و درستی نداریم ولی این نکته محقق است که در ادب فارسی و عربی تبحر داشته است. او از داستانها و افسانه ها و تاریخ ایران اطلاع و یا به دانستن آن شوق و علاقه داشت به طوریکه بدون مشوق و محرک، خود به کاری عظیم که همان تدوین شاهنامه بود دست زد. از قدیمی ترین داستانهای فردوسی می توان به داستان بیژن و منیژه یا بیژن و کرازان اشاره کرد. تاریخ شروع شاهنامه را حدود سال 370 و 371 هجری ذکر نموده اند.
فردوسی پس از تنظیم شاهنامه از امرای نزدیک دوران خود کسی را لایق آن نمی دانست که اثر عظیم و جاویدان خود را بدو تقدیم کند و همواره در پی بزرگی می گشت که سزاوار آن اثر بدیع باشد و سرانجام محمود غزنوی بزرگترین پادشاه عصر
خود را شایسته تر یافت. این امر در 65 تا 66 سالگی شاعر در سال 349 یا 395 اتفاق افتاد.
در این روزگار فقر و تهیدستی او به نهایت رسیده بود و وی برای رفع تنگدستی و هم برای اینکه شاهنامه خود را از دستبرد مصون نگه دارد آن را به محمود غزنوی هدیه کرد.
بهر حال فردوسی پس از ختم شاهنامه آن را از طوس به غزنین برد تا به سلطان محمود تقدیم کند اما بر خلاف انتظار خود مورد توجه و محبت غزنوی قرار نگرفت.
شاهنامه در هفت مجلد و شصت هزار بیت بود. سرانجام بین فردوسی و محود غزنوی اختلاف افتاد و علت آن هم تعصبات مذهبی – نژادی – ملی بود که فردوسی مردی شیعه مذهب و ایرانی بود و از طرف دیگر در نتیجه سعایت مخالفان ابوالعباس فضل بن احمد ونیز خست ذاتی محمود بود که وی قصد قتل فردوسی را نمود. فردوسی از ترس جان از غزنین گریخت و از مازندران به خراسان بازگشت.
به این ترتیب زندگی وی در نهایت تنگدستی و ناامیدی در 80 سالگی حدود سالهای 410 و 411 پایان یافت. پس از مرگ وی از تدفین فردوسی در قبرستان مسلمانان طابران جلوگیری کردند و او را در درون دروازه طابران که همان باغ امروزی فردوسی است دفن کردند.
فردوسی پسری داشت که در سن 37 سالگی در 65 سالگی شاعر بدرود حیات گفت
و از او دختری نیز به یادگار ماند. فردوسی مردی شیعه مذهب بود و در مدح حضرت علی (ع) نیز ابیاتی را سروده و در عقاید خود ثابت قدم و موحد بود. به آیین زردشت میل و علاقه ای نداشت و بسیار ستایش خالق را می کرد.
در اثر خود، شاهنامه، هر جا مناسب می دید به موعظه و نصیحت و ارئه طریق می پرداخت. وی یکی از بزرگترین شعرا و حماسه سرایان ایرانی است.
موضوع شاهنامه تاریخ ایران قدیم از آغاز تمدن نژاد ایرانی تا انقراض حکومت آن به دست عربهاست و این دوره ممتد تاریخی به 50 پادشاهی تقسیم می شود که از حیث طول زمان و تفصیل یا اختصار مطالب با یکدیگر متفاوتند. یونسکو سال 1990 را سال فردوسی اعلام کرده بود.
نظامی گنجوی :
حکیم جمال الدین ابو محمد الیاس بن یوسف نظامی گنجوی از استادان بزرگ سخن و از ارکان شعر فارسی است. او در گنجه نزدیک به سال 530 هجری بدنیا آمد و همه عمر خود را در آنجا گذراند و تنها یک بار سفر کوتاهی به دعوت قزل ارسلان به یکی از بلاد نزدیک گنجه کرد و در مجلس پادشاه با نهایت اکرام پذیرفته شد. تاریخ وفات او به درستی معلوم نیست و اقوال مختلف در این باره وجود دارد که همه آنها دور از صحت بنظر می رسد و بنابر بعضی قرائن وی تا چند سال اول قرن هفتم در قید حیات بود. از شاعران معاصرش تنها با خاقانی ارتباط داشته است.
مدفن نظامی در گنجه تا اواسط عهد قاجاری باقی بود و بعد از آن رو به ویرانی نهاد تا باز بوسیله دولت محلی جمهوری آذربایجان مرمت شد.
نظامی غیر از دیوانی که عدد ابیات آن را به بیست هزار بیت نوشته اند و اکنون فقط مقداری از آن در دست است. پنج مثنوی مشهور به نام پنج گنج دارد که آنها را خمسه نظامی گویند.
مثنوی اول مخزن الاسرار است که حدود سال 570 هجری، اندکی پیش از چهل سالگی شاعر ساخته شده است. مثنوی دوم منظومه خسرو و شیرین است که در سال 576 هجری پایان یافت. مثنوی سوم منظومه لیلی و مجنون است که در سال 584 هجری ساخته و در سال 588 به پایان رسیده است.
مثنوی چهارم بهرام نامه یا هفت پیکر یا هفت گنبد است که شاعر آن را به سال 593 هجری ساخته است.
مثنوی پنجم اسکندرنامه است و شامل دو قسمت می باشد که نظامی قسمت اول را شرف نامه و دومین قسمت را اقبال نامه نامیده است و در سال 607 آخرین تجدید نظر آن صورت پذیرفته است.
نظامی از شاعرانی است که بی شک باید او را در شمار ارکان شعر فارسی و از استادان مسلم دانست وی از آن سخنگویانی است که مانند فردوسی و سعدی توفیق یافت