دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

دانشکده

دانلود فایل ها و تحقیقات دانشگاهی ,جزوات آموزشی

تحقیق درباره تاثیر قیام 15 خرداد بر روند انقلاب

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

تاثیر قیام 15 خرداد بر روند انقلاب

یکی دیگر از مسایلی که در اوایل دهه 1340 اتفاق افتاد و در ارزیابی گروههای مبارز و مخالف رژیم، بخصوص جریان فکری اسلام فقاهتی - ولایتی تاثیر گذاشت، قیام 15 خرداد و سرکوب بی‏رحمانه آن از سوی رژیم شاه بود.در طول تاریخ ایران، روحانیت همواره به عنوان حافظ احکام الهی در صحنه جامعه حضور داشته و دولتها نیز سعی می‏کرده‏اند حرمت‏حضور و نفوذ آنها را نگه دارند و به طور علنی به اسلام تعرضی نکنند.در واقع، حضور و وجود روحانیت‏به عنوان اولین و مهمترین گروه ذی نفوذ، برای شاه نیز پذیرفته شده بود و شاه همیشه سعی داشت که خاطر آنها را بجوید و خود را طرفدار اسلام، مرجعیت و روحانیت معرفی کند.

بدین لحاظ، برای حفظ ظاهر، هیچ تمایلی به برخورد مستقیم و خشونت‏آمیز با روحانیت نداشت و بیشتر سعی می‏کرد با جلب نظر و حمایت آنها، برنامه‏های خود را جامه عمل بپوشاند.در جریان اصلاحات اجتماعی نیز که یک طرح امریکایی بود، شاه امیدوار بود که از حمایت روحانیت‏برخوردار شود.به همین دلیل بود که بعد از رحلت آیت الله بروجردی، علی رغم میل باطنیش، امینی را برای جلب نظر روحانیت مخصوصا حضرت امام قدس سره به قم فرستاد. (1)

در قضیه انجمنهای ایالتی و ولایتی هم پس از چند تلگراف از امام قدس سره و سایر مراجع، دولت تسلیم نظر علما شد و لایحه را رسما لغو کرد.

با وجود این، موج احیای اسلام که از دهه 1330 شروع شده و به اوج خود رسیده بود، مایه نگرانی شاه بود و او نمی‏خواست (و حتی نمی‏توانست) به روحانیت امتیاز بدهد.از سوی دیگر، همان گونه که دیدیم، حضور و استقرار امام خمینی قدس سره در جایگاه مرجعیت، تحولی اساسی در برخورد روحانیت‏با رژیم بوجود آورد و هر نوع محافظه‏کاری و پرهیز از سیاست را در حوزه‏ها منتفی ساخت.امام خمینی قدس سره که در ملاقات با امینی به نصیحت و پند و اندرز اکتفا کرده بود، در جریان لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی موضع خود را شدت بخشید و دولت علم را در تلگرافهای خود حتی‏تهدید کرد (2) و با فشار افکار عمومی علما و روحانیت و مردم، هدف الغای لایحه را تحقق بخشید.

پس از ختم غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی، امام لحن بیانیه‏ها و سخنرانیهای خود را تندتر کرد و در قضیه مربوط به تصویبنامه ملی و رفراندم عمومی (بهمن 1341)، طی پیامی که به ملت ایران فرستاد، از تجاوز دستگاه حاکمه به احکام مقدس اسلام و قرآن، و قصد دولت‏برای نابودی اسلام و روحانیت پرده برداشت و ضمن «اعلام خطر نسبت‏به دستگاه جابره‏» ، دولت را استیضاح کرد و به طور صریح نوشت:

من چاره در این می‏بینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود و دولتی که پای‏بند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید. (3)

پس از این موضع‏گیری قاطع و روشن امام خمینی قدس سره، برای اولین بار یک اعلامیه مشترک از سوی نه تن از مراجع تقلید و آیات عظام حوزه علمیه قم در محکومیت تصویب نامه صادر شد (4) و مخالفت ملت‏با آن اعلام گردید.پس از آن امام قدس سره مستقیما مردم و روحانیت را به مقاومت در برابر سر نیزه‏های زنگ زده و پوسیده و مقابله رو در رو با رژیم فرا خواند (5) و از علما خواست که عید نوروز 1342 را به عنوان مبارزه منفی علیه رژیم، تحریم کنند. (6)

مجموعه برخوردهای امام و روحانیت‏با رژیم از رحلت آیة الله بروجردی تا اوایل سال 1342، رژیم شاه را به این نتیجه قطعی رساند که نباید هیچ امیدی به مصالحه و سازش با امام داشته باشد.بدین لحاظ، شاه کم کم ماهیت اصلی خود را آشکار کرد و به گستاخی علیه مذهب و روحانیت پرداخت و آنها را مرتجع، «صد برابر خائن‏تر از حزب توده‏» ، و همدست کمونیستها معرفی کرد. (7)

امریکایی‏ها نیز رفراندوم انقلاب سفید شاه را یک انقلاب بزرگ اجتماعی قلمداد کردند که «مرتجعین و محافظه‏کاران و سنت‏گرایان‏» ، را ازصحنه بیرون رانده و شاه را مستقیما در ارتباط با مردم قرار داده است. (8)

شاه با این ارزیابی جدید، اولین ضرب شصت‏خود را به روحانیت نشان داد و در دوم فروردین ماه 1342 (مصادف با شهادت امام صادق علیه السلام) فاجعه کشتار فیضیه را به وجود آورد (9) و طرفداری ظاهری خود را از دیانت و روحانیت قطع کرد.امام قدس سره پس از این فاجعه عظیم، رژیم را (بدتر از مغول) توصیف کرد و مبارزه را یک گام اساسی دیگر پیش برد. (10)

این بار امام قدس سره، مخاطب اصلی خود را شاه، امریکا و اسرائیل دانست و در اعلامیه و سخنرانیهای خود آنها را مستقیما مورد حمله قرار داد و بدین ترتیب، بر خلاف همه سیاستمداران و مبارزان سیاسی، شاه و دربار را عامل اصلی مشکلات معرفی کرد. (11)

امام خمینی قدس سره پس از فاجعه فیضیه، ضمن حمله مستقیم به شاه، تقیه را که مانع مبارزه مستقیم و در عین حال دست آویز سازشکاران بود، حرام کرد و راه مبارزه را گشود:

...شاه دوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش; شاه دوستی یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانه‏های اسلام، محو آثار اسلامیت; شاه دوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن کریم; شاه‏دوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت.حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب «ولو بلغ ما بلغ‏» . (12)

امام در پیام خود به علمای تهران پس از فاجعه فیضیه، ضمن استیضاح دولت علم از طرف ملت ایران، به طور صریح به دولت اعلام کرد که «من اکنون قلب خود را برای سرنیزه‏های مامورین شما حاضر کردم ولی قبول زورگوییها، و خضوع در مقابل جبارهای شما حاضر نخواهم کرد» . (13)

این در واقع اعلام مبارزه رو در رو با رژیم بود و امام در جواب تلگراف آیت الله حکیم که از ایشان خواسته بود به نجف مهاجرت کند، نوشت: با هجرت مراجع و علما از قم به نجف، مرکز بزرگ تشیع به دامن کفر و زندقه خواهد افتادو بدین لحاظ «ما عجالتا در این آتش سوزان به سر برده و با خطرهای جانی صبر نموده، از حقوق اسلام و مسلمین و از حریم قرآن و استقلال مملکت اسلام دفاع می‏کنیم‏» . (14)

بر همین اساس، امام خمینی در پیامهای خود بعد از فاجعه فیضیه، همواره به شاه، اسرائیل و امریکا حمله می‏کرد و در آستانه محرم سال 1383 (خرداد 1342) در پیام خود به وعاظ و گویندگان دینی و هیاتهای مذهبی، وظایف تبلیغی آنها را کاملا مشخص کرد و تصریح نمود که باید «مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی‏» دستگاه حاکمه جابر را بیان و مخصوصا خطر اسرائیل را به مردم گوشزد کنند. (15)

در بیاناتی هم که خود ایشان در عصر عاشورا داشتند، اولین و مهمترین موضوعی که مطرح کردند، اسرائیل بود که به همراه شاه، اساس گرفتاری ایران را تشکیل می‏داد. (16)

امام با تشبیه دستگاه حاکمه ایران به دستگاه جبار بنی امیه، شدیدترین حمله خود را متوجه شخص شاه و حامیان خارجی وی کرد و شاه که مصمم به برخورد قاطع بود، امام را دستگیر و در تهران زندانی کرد.

مردم در اعتراض به این عمل شاه در قم و تهران و شهرهای بزرگ دست‏به تظاهرات عظیمی در 15 خرداد 1342 زدند که با عکس العمل شدید رژیم مواجه شد.در این سرکوب خشونت آمیز و قتل عام بی‏رحمانه به اعتراف حامیان شاه، چندین هزار نفر کشته شدند. (17)

کشتار وسیع مردم در واقع، آخرین ضرب شصت رژیم به مخالفان بود و از تصمیم قاطعانه رژیم برای سرکوبی هر نوع مخالفتی حکایت می‏کرد.

شاه با اینکه توانست‏با این جنایت هولناک نهضتی را که پایه‏های سلطنت را به لرزه انداخته بود، سرکوب کند، ولی هیچ گاه مساله را تمام شده و خاتمه یافته ندانست و معتقد بود که باز هم «باید تصمیم قاطع گرفت‏» تا کشور از دست نرود. (18)

از این نظر، شاه هیچ شکی نداشت که باید کوچکترین مخالفت را با سنگین‏ترین عقوبت پاسخ دهد و این نتیجه‏ای بود که شاه به آن رسیده بود.بدین لحاظ، از ماههای بعد از قیام 15 خرداد، رفتار رژیم نسبت‏به مخالفین و بخصوص علما و روحانیون، خشونت و شدت بیشتری یافت و بسیاری از علماء، وعاظ و شخصیتهای علمی، سیاسی و اجتماعی، بازداشت‏شدند و حتی جمعی از تجار و کسبه و چهره‏های مبارز به اتهام تحریک در قیام 15 خرداد، در معرض اعدام قرار گرفتند و برای اولین بار شایعه محاکمه و اعدام امام قدس سره در کشور پخش شد. (19)

تحت فشار مردم و علما، امام قدس سره پس از چند ماه از زندان آزاد شد که رژیم با یک کار تبلیغی و سیاسی این کار را کرد.

در آستانه آزادی ایشان از زندان، روزنامه دولتی اطلاعات در سر مقاله خود با عنوان «اتحاد مقدس‏» ، مدعی شد که با روحانیت تفاهم شده و در برنامه‏های اصلاحی، بین رژیم و روحانیت هیچ گونه اختلافی وجود ندارد. (20)

شاه با طرح این مساله می‏خواست امام قدس سره را از مبارزه منصرف کند، ولی امام پس از اطلاع از موضوع با اشاره به مطلب «روزنامه کثیف اطلاعات‏» با صراحت گفت:

کدام انقلاب؟ کدام ملت؟ این انقلاب مربوط به روحانیت و مردم است؟ آقایان که در دانشگاه هستید برسانید به همه که وحانیت‏با این انقلاب [انقلاب سفید شاه و ملت] موافق نیست.

در بخش دیگری از سخنان خود باز هم تکرار کردند که: «خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد» . (21)

امام قدس سره پس از آزادی از زندان، رویه سرسختانه خود را در مخالفت‏با رژیم و نفوذ اسراییل در کشور ادامه داد و در ماجرای کاپیتولاسیون امریکا را هم آماج حمله خود قرار داد.حمله مستقیم به امریکا و قدرتهای خارجی در شرایطی که همه انقلابیون و مبارزین جهان سوم، تحت‏حمایت‏یک قدرت خارجی قرار می‏گرفتند، یک کار حساب شده و شجاعانه بود که راه نفوذ و امید بیگانگان را در میوه‏چینی انقلاب بست.سرانجام رژیم شاه، برای اینکه یکباره همه چیز را به تصور خود تمام کند، تصمیم به تبعید امام گرفت.

اما این دوره، دوره شکوفایی و باروری انقلاب اسلامی است و امام خمینی تا قبل از تبعید شدن در آبان ماه 1343، چند اقدام اساسی انجام داده بودند که موجب تحرک و پویایی نهضت و تعمق اندیشه انقلاب اسلامی، گردید. (22)

1. با کشاندن مبارزه به کانون اصلی فعالیتهای مذهبی، برای همیشه خط بطلانی بر ایده جدایی دین از سیاست کشید و سنت دیرینه حاکم بر حوزه را شکست.

2. با تحریم تقیه که مانع مبارزه مستقیم و در عین حال دستاویز سازشکاران بود، مهمترین مانع را از سر راه برداشت.

3. با متوجه کردن لبه تیز حمله خود به کانون اصلی فساد (سلطنت و شخص شاه) به شیوه محافظه کارانه قبلی در مبارزه پایان داد. تداوم این روند، در ساختن بنیادهای اندیشه انقلاب اسلامی نقش بسیار مهمی داشت و در واقع، تکوین جنبه سلبی مکتب فکری انقلاب اسلامی بود. قبل از آن، حتی مبارزین مذهبی هم سعی می‏کردند که از حمله مستقیم به شاه و سلطنت‏خودداری کرده، اطرافیان او را مورد حمله قرار دهند، ولی امام (قدس سره) با زیر سؤال بردن شاه و سلطنت، محور مبارزه را به مت‏شخص شاه کشانید و به دیگران هم جرات داد.

4. حمله مستقیم امام به امریکا و قدرتهای خارجی، هرگونه محافظه‏کاری سیاسی را مطرود کرد و راه نفوذ و امید آنها را برای دزدیدن نتایج مبارزه بست.

بدین لحاظ، همان گونه که کشتار 15 خرداد و قلع و قمع‏های بعد از آن حاکی از تصمیم قاطع رژیم در سرکوب مخالفین بود، مخالفان رژیم را نیز به این نتیجه‏گیری سوق داد که شیوه مبارزه خود را تغییر دهند. (23)

در این میان، جریان فکری اسلامی فقاهتی - ولایتی هم به ارزیابی جدیدی دست‏یافت که به مدد آن توانست اندیشه انقلاب اسلامی را بسازد و این همان چیزی است که فرضیه ما را تشکیل می‏دهد، یعنی حرکت‏به سمت نفی سلطنت‏برای اولین بار در طول تاریخ قدیم و جدید ایران، کسب قدرت و در نهایت تاسیس یک نظام سیاسی جایگزین تحت عنوان «ولایت فقیه‏» .

پی نوشت ها:

1.محمد حسن رجبی، پیشین، ص 184.

2.صحیفه نور، ج 1، ص 43، تلگراف امام به اسد الله علم، مورخ 15/8/1341.

3.صحیفه نور، ج 1، صص 54- 53، پیام اسفند 1341.

4.همان، صص 58- 55، اسفند 1341.

5.همان، ص 59، سخنرانی مورخ 7/12/1341.

6.همان، ص 61، پیام 22/12/1341.

<.1341/11/4 goک× ,ظآ ok وdz یغcpـiv ,263 -264 ¦¤ ,1 u ,فی،یj ,یغddقo.7

8.باری روبین، پیشین، ص 96.

9.ر.ک به: روحانی، پیشین، ج 1، صص 349- 337.

10.صحیفه نور، ج 1، صص 74- 65، سخنرانی و پیام، 10 و 13/1/1342.

11.رجبی، پیشین، 262.

12.صحیفه نور، ج 1، ص 74، پیام به علمای تهران در مورخ 13/1/1342.

13.همان.

14.همان، ص 78، تلگراف مورخ 23/1/1342.

15.صحیفه نور، ج 1، صص 90- 89.

16.همان، صص 4- 91، سخنرانی 13/3/1342.

17.باری روبین، پیشین، ص 95.

18.رجبی، ص 219، به نقل از: مذاکرات هیات دولت پس از قیام 15 خرداد.

19.سیری در زندگانی استاد مطهری، ص 25، مقاله هاشمی رفسنجانی.

20.اطلاعات، 18 و 19 فروردین ماه 43، به نقل از: رجبی، پیشین، صص 229- 228.

21.صحیفه نور، ج 1، ص 99، سخنرانی 23/1/1343.

22. ر.ک به: محمدی، پیشین، صص 100- 98.



خرید و دانلود تحقیق درباره تاثیر قیام 15 خرداد بر روند انقلاب


تحقیق درباره تاثیر قیام 15 خرداد بر روند انقلاب

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 5

 

تاثیر قیام 15 خرداد بر روند انقلاب

یکی دیگر از مسایلی که در اوایل دهه 1340 اتفاق افتاد و در ارزیابی گروههای مبارز و مخالف رژیم، بخصوص جریان فکری اسلام فقاهتی - ولایتی تاثیر گذاشت، قیام 15 خرداد و سرکوب بی‏رحمانه آن از سوی رژیم شاه بود.در طول تاریخ ایران، روحانیت همواره به عنوان حافظ احکام الهی در صحنه جامعه حضور داشته و دولتها نیز سعی می‏کرده‏اند حرمت‏حضور و نفوذ آنها را نگه دارند و به طور علنی به اسلام تعرضی نکنند.در واقع، حضور و وجود روحانیت‏به عنوان اولین و مهمترین گروه ذی نفوذ، برای شاه نیز پذیرفته شده بود و شاه همیشه سعی داشت که خاطر آنها را بجوید و خود را طرفدار اسلام، مرجعیت و روحانیت معرفی کند.

بدین لحاظ، برای حفظ ظاهر، هیچ تمایلی به برخورد مستقیم و خشونت‏آمیز با روحانیت نداشت و بیشتر سعی می‏کرد با جلب نظر و حمایت آنها، برنامه‏های خود را جامه عمل بپوشاند.در جریان اصلاحات اجتماعی نیز که یک طرح امریکایی بود، شاه امیدوار بود که از حمایت روحانیت‏برخوردار شود.به همین دلیل بود که بعد از رحلت آیت الله بروجردی، علی رغم میل باطنیش، امینی را برای جلب نظر روحانیت مخصوصا حضرت امام قدس سره به قم فرستاد. (1)

در قضیه انجمنهای ایالتی و ولایتی هم پس از چند تلگراف از امام قدس سره و سایر مراجع، دولت تسلیم نظر علما شد و لایحه را رسما لغو کرد.

با وجود این، موج احیای اسلام که از دهه 1330 شروع شده و به اوج خود رسیده بود، مایه نگرانی شاه بود و او نمی‏خواست (و حتی نمی‏توانست) به روحانیت امتیاز بدهد.از سوی دیگر، همان گونه که دیدیم، حضور و استقرار امام خمینی قدس سره در جایگاه مرجعیت، تحولی اساسی در برخورد روحانیت‏با رژیم بوجود آورد و هر نوع محافظه‏کاری و پرهیز از سیاست را در حوزه‏ها منتفی ساخت.امام خمینی قدس سره که در ملاقات با امینی به نصیحت و پند و اندرز اکتفا کرده بود، در جریان لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی موضع خود را شدت بخشید و دولت علم را در تلگرافهای خود حتی‏تهدید کرد (2) و با فشار افکار عمومی علما و روحانیت و مردم، هدف الغای لایحه را تحقق بخشید.

پس از ختم غائله انجمنهای ایالتی و ولایتی، امام لحن بیانیه‏ها و سخنرانیهای خود را تندتر کرد و در قضیه مربوط به تصویبنامه ملی و رفراندم عمومی (بهمن 1341)، طی پیامی که به ملت ایران فرستاد، از تجاوز دستگاه حاکمه به احکام مقدس اسلام و قرآن، و قصد دولت‏برای نابودی اسلام و روحانیت پرده برداشت و ضمن «اعلام خطر نسبت‏به دستگاه جابره‏» ، دولت را استیضاح کرد و به طور صریح نوشت:

من چاره در این می‏بینم که این دولت مستبد به جرم تخلف از احکام اسلام و تجاوز به قانون اساسی کنار برود و دولتی که پای‏بند به احکام اسلام و غمخوار ملت ایران باشد بیاید. (3)

پس از این موضع‏گیری قاطع و روشن امام خمینی قدس سره، برای اولین بار یک اعلامیه مشترک از سوی نه تن از مراجع تقلید و آیات عظام حوزه علمیه قم در محکومیت تصویب نامه صادر شد (4) و مخالفت ملت‏با آن اعلام گردید.پس از آن امام قدس سره مستقیما مردم و روحانیت را به مقاومت در برابر سر نیزه‏های زنگ زده و پوسیده و مقابله رو در رو با رژیم فرا خواند (5) و از علما خواست که عید نوروز 1342 را به عنوان مبارزه منفی علیه رژیم، تحریم کنند. (6)

مجموعه برخوردهای امام و روحانیت‏با رژیم از رحلت آیة الله بروجردی تا اوایل سال 1342، رژیم شاه را به این نتیجه قطعی رساند که نباید هیچ امیدی به مصالحه و سازش با امام داشته باشد.بدین لحاظ، شاه کم کم ماهیت اصلی خود را آشکار کرد و به گستاخی علیه مذهب و روحانیت پرداخت و آنها را مرتجع، «صد برابر خائن‏تر از حزب توده‏» ، و همدست کمونیستها معرفی کرد. (7)

امریکایی‏ها نیز رفراندوم انقلاب سفید شاه را یک انقلاب بزرگ اجتماعی قلمداد کردند که «مرتجعین و محافظه‏کاران و سنت‏گرایان‏» ، را ازصحنه بیرون رانده و شاه را مستقیما در ارتباط با مردم قرار داده است. (8)

شاه با این ارزیابی جدید، اولین ضرب شصت‏خود را به روحانیت نشان داد و در دوم فروردین ماه 1342 (مصادف با شهادت امام صادق علیه السلام) فاجعه کشتار فیضیه را به وجود آورد (9) و طرفداری ظاهری خود را از دیانت و روحانیت قطع کرد.امام قدس سره پس از این فاجعه عظیم، رژیم را (بدتر از مغول) توصیف کرد و مبارزه را یک گام اساسی دیگر پیش برد. (10)

این بار امام قدس سره، مخاطب اصلی خود را شاه، امریکا و اسرائیل دانست و در اعلامیه و سخنرانیهای خود آنها را مستقیما مورد حمله قرار داد و بدین ترتیب، بر خلاف همه سیاستمداران و مبارزان سیاسی، شاه و دربار را عامل اصلی مشکلات معرفی کرد. (11)

امام خمینی قدس سره پس از فاجعه فیضیه، ضمن حمله مستقیم به شاه، تقیه را که مانع مبارزه مستقیم و در عین حال دست آویز سازشکاران بود، حرام کرد و راه مبارزه را گشود:

...شاه دوستی یعنی غارتگری، هتک اسلام، تجاوز به حقوق مسلمین، تجاوز به مراکز علم و دانش; شاه دوستی یعنی ضربه زدن به پیکر قرآن و اسلام، سوزاندن نشانه‏های اسلام، محو آثار اسلامیت; شاه دوستی یعنی تجاوز به احکام اسلام و تبدیل احکام قرآن کریم; شاه‏دوستی یعنی کوبیدن روحانیت و اضمحلال آثار رسالت.حضرات آقایان توجه دارند اصول اسلام در معرض خطر است، قرآن و مذهب در مخاطره است، با این احتمال، تقیه حرام است و اظهار حقایق واجب «ولو بلغ ما بلغ‏» . (12)

امام در پیام خود به علمای تهران پس از فاجعه فیضیه، ضمن استیضاح دولت علم از طرف ملت ایران، به طور صریح به دولت اعلام کرد که «من اکنون قلب خود را برای سرنیزه‏های مامورین شما حاضر کردم ولی قبول زورگوییها، و خضوع در مقابل جبارهای شما حاضر نخواهم کرد» . (13)

این در واقع اعلام مبارزه رو در رو با رژیم بود و امام در جواب تلگراف آیت الله حکیم که از ایشان خواسته بود به نجف مهاجرت کند، نوشت: با هجرت مراجع و علما از قم به نجف، مرکز بزرگ تشیع به دامن کفر و زندقه خواهد افتادو بدین لحاظ «ما عجالتا در این آتش سوزان به سر برده و با خطرهای جانی صبر نموده، از حقوق اسلام و مسلمین و از حریم قرآن و استقلال مملکت اسلام دفاع می‏کنیم‏» . (14)

بر همین اساس، امام خمینی در پیامهای خود بعد از فاجعه فیضیه، همواره به شاه، اسرائیل و امریکا حمله می‏کرد و در آستانه محرم سال 1383 (خرداد 1342) در پیام خود به وعاظ و گویندگان دینی و هیاتهای مذهبی، وظایف تبلیغی آنها را کاملا مشخص کرد و تصریح نمود که باید «مظالم و اعمال خلاف انسانی و ضد دینی‏» دستگاه حاکمه جابر را بیان و مخصوصا خطر اسرائیل را به مردم گوشزد کنند. (15)

در بیاناتی هم که خود ایشان در عصر عاشورا داشتند، اولین و مهمترین موضوعی که مطرح کردند، اسرائیل بود که به همراه شاه، اساس گرفتاری ایران را تشکیل می‏داد. (16)

امام با تشبیه دستگاه حاکمه ایران به دستگاه جبار بنی امیه، شدیدترین حمله خود را متوجه شخص شاه و حامیان خارجی وی کرد و شاه که مصمم به برخورد قاطع بود، امام را دستگیر و در تهران زندانی کرد.

مردم در اعتراض به این عمل شاه در قم و تهران و شهرهای بزرگ دست‏به تظاهرات عظیمی در 15 خرداد 1342 زدند که با عکس العمل شدید رژیم مواجه شد.در این سرکوب خشونت آمیز و قتل عام بی‏رحمانه به اعتراف حامیان شاه، چندین هزار نفر کشته شدند. (17)

کشتار وسیع مردم در واقع، آخرین ضرب شصت رژیم به مخالفان بود و از تصمیم قاطعانه رژیم برای سرکوبی هر نوع مخالفتی حکایت می‏کرد.

شاه با اینکه توانست‏با این جنایت هولناک نهضتی را که پایه‏های سلطنت را به لرزه انداخته بود، سرکوب کند، ولی هیچ گاه مساله را تمام شده و خاتمه یافته ندانست و معتقد بود که باز هم «باید تصمیم قاطع گرفت‏» تا کشور از دست نرود. (18)

از این نظر، شاه هیچ شکی نداشت که باید کوچکترین مخالفت را با سنگین‏ترین عقوبت پاسخ دهد و این نتیجه‏ای بود که شاه به آن رسیده بود.بدین لحاظ، از ماههای بعد از قیام 15 خرداد، رفتار رژیم نسبت‏به مخالفین و بخصوص علما و روحانیون، خشونت و شدت بیشتری یافت و بسیاری از علماء، وعاظ و شخصیتهای علمی، سیاسی و اجتماعی، بازداشت‏شدند و حتی جمعی از تجار و کسبه و چهره‏های مبارز به اتهام تحریک در قیام 15 خرداد، در معرض اعدام قرار گرفتند و برای اولین بار شایعه محاکمه و اعدام امام قدس سره در کشور پخش شد. (19)

تحت فشار مردم و علما، امام قدس سره پس از چند ماه از زندان آزاد شد که رژیم با یک کار تبلیغی و سیاسی این کار را کرد.

در آستانه آزادی ایشان از زندان، روزنامه دولتی اطلاعات در سر مقاله خود با عنوان «اتحاد مقدس‏» ، مدعی شد که با روحانیت تفاهم شده و در برنامه‏های اصلاحی، بین رژیم و روحانیت هیچ گونه اختلافی وجود ندارد. (20)

شاه با طرح این مساله می‏خواست امام قدس سره را از مبارزه منصرف کند، ولی امام پس از اطلاع از موضوع با اشاره به مطلب «روزنامه کثیف اطلاعات‏» با صراحت گفت:

کدام انقلاب؟ کدام ملت؟ این انقلاب مربوط به روحانیت و مردم است؟ آقایان که در دانشگاه هستید برسانید به همه که وحانیت‏با این انقلاب [انقلاب سفید شاه و ملت] موافق نیست.

در بخش دیگری از سخنان خود باز هم تکرار کردند که: «خمینی را اگر دار بزنند تفاهم نخواهد کرد» . (21)

امام قدس سره پس از آزادی از زندان، رویه سرسختانه خود را در مخالفت‏با رژیم و نفوذ اسراییل در کشور ادامه داد و در ماجرای کاپیتولاسیون امریکا را هم آماج حمله خود قرار داد.حمله مستقیم به امریکا و قدرتهای خارجی در شرایطی که همه انقلابیون و مبارزین جهان سوم، تحت‏حمایت‏یک قدرت خارجی قرار می‏گرفتند، یک کار حساب شده و شجاعانه بود که راه نفوذ و امید بیگانگان را در میوه‏چینی انقلاب بست.سرانجام رژیم شاه، برای اینکه یکباره همه چیز را به تصور خود تمام کند، تصمیم به تبعید امام گرفت.

اما این دوره، دوره شکوفایی و باروری انقلاب اسلامی است و امام خمینی تا قبل از تبعید شدن در آبان ماه 1343، چند اقدام اساسی انجام داده بودند که موجب تحرک و پویایی نهضت و تعمق اندیشه انقلاب اسلامی، گردید. (22)

1. با کشاندن مبارزه به کانون اصلی فعالیتهای مذهبی، برای همیشه خط بطلانی بر ایده جدایی دین از سیاست کشید و سنت دیرینه حاکم بر حوزه را شکست.

2. با تحریم تقیه که مانع مبارزه مستقیم و در عین حال دستاویز سازشکاران بود، مهمترین مانع را از سر راه برداشت.

3. با متوجه کردن لبه تیز حمله خود به کانون اصلی فساد (سلطنت و شخص شاه) به شیوه محافظه کارانه قبلی در مبارزه پایان داد. تداوم این روند، در ساختن بنیادهای اندیشه انقلاب اسلامی نقش بسیار مهمی داشت و در واقع، تکوین جنبه سلبی مکتب فکری انقلاب اسلامی بود. قبل از آن، حتی مبارزین مذهبی هم سعی می‏کردند که از حمله مستقیم به شاه و سلطنت‏خودداری کرده، اطرافیان او را مورد حمله قرار دهند، ولی امام (قدس سره) با زیر سؤال بردن شاه و سلطنت، محور مبارزه را به مت‏شخص شاه کشانید و به دیگران هم جرات داد.

4. حمله مستقیم امام به امریکا و قدرتهای خارجی، هرگونه محافظه‏کاری سیاسی را مطرود کرد و راه نفوذ و امید آنها را برای دزدیدن نتایج مبارزه بست.

بدین لحاظ، همان گونه که کشتار 15 خرداد و قلع و قمع‏های بعد از آن حاکی از تصمیم قاطع رژیم در سرکوب مخالفین بود، مخالفان رژیم را نیز به این نتیجه‏گیری سوق داد که شیوه مبارزه خود را تغییر دهند. (23)

در این میان، جریان فکری اسلامی فقاهتی - ولایتی هم به ارزیابی جدیدی دست‏یافت که به مدد آن توانست اندیشه انقلاب اسلامی را بسازد و این همان چیزی است که فرضیه ما را تشکیل می‏دهد، یعنی حرکت‏به سمت نفی سلطنت‏برای اولین بار در طول تاریخ قدیم و جدید ایران، کسب قدرت و در نهایت تاسیس یک نظام سیاسی جایگزین تحت عنوان «ولایت فقیه‏» .

پی نوشت ها:

1.محمد حسن رجبی، پیشین، ص 184.

2.صحیفه نور، ج 1، ص 43، تلگراف امام به اسد الله علم، مورخ 15/8/1341.

3.صحیفه نور، ج 1، صص 54- 53، پیام اسفند 1341.

4.همان، صص 58- 55، اسفند 1341.

5.همان، ص 59، سخنرانی مورخ 7/12/1341.

6.همان، ص 61، پیام 22/12/1341.

<.1341/11/4 goک× ,ظآ ok وdz یغcpـiv ,263 -264 ¦¤ ,1 u ,فی،یj ,یغddقo.7

8.باری روبین، پیشین، ص 96.

9.ر.ک به: روحانی، پیشین، ج 1، صص 349- 337.

10.صحیفه نور، ج 1، صص 74- 65، سخنرانی و پیام، 10 و 13/1/1342.

11.رجبی، پیشین، 262.

12.صحیفه نور، ج 1، ص 74، پیام به علمای تهران در مورخ 13/1/1342.

13.همان.

14.همان، ص 78، تلگراف مورخ 23/1/1342.

15.صحیفه نور، ج 1، صص 90- 89.

16.همان، صص 4- 91، سخنرانی 13/3/1342.

17.باری روبین، پیشین، ص 95.

18.رجبی، ص 219، به نقل از: مذاکرات هیات دولت پس از قیام 15 خرداد.

19.سیری در زندگانی استاد مطهری، ص 25، مقاله هاشمی رفسنجانی.

20.اطلاعات، 18 و 19 فروردین ماه 43، به نقل از: رجبی، پیشین، صص 229- 228.

21.صحیفه نور، ج 1، ص 99، سخنرانی 23/1/1343.

22. ر.ک به: محمدی، پیشین، صص 100- 98.



خرید و دانلود تحقیق درباره تاثیر قیام 15 خرداد بر روند انقلاب


بسکتبال 15 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

بسکتبال

بَسکِتبال یک ورزش گروهی و با کمک یک توپ است. در این بازی هر تیم ۵ بازیکن در زمین دارد و هدف بازی انداختن توپ در سبد حریف است. امتیاز هر گل (پرتاب موفق در حلقه حریف) به نسبت موقعیت بازیکنی که اقدام به شوت کرده‌است متفاوت است. اگر بازیکن خارج خط سه امتیازی باشد، گل سه امتیاز و اگر داخل آن باشد دو امتیاز دارد. هر پرتاب آزاد (پنالتی) یک امتیاز دارد. توپ این ورزش بزرگ‌ترین و سنگین ترین توپ بازی‌های دسته‌جمعی است.

فهرست مندرجات

۱ ابداع

۲ قوانین ابتدایی

۳ پیشرفت بسکتبال بعد از جنگ جهانی اول

۴ بسکتبال امروزی

۵ قوانین بسکتبال ۵.۱ قوانین بازی

۵.۲ قانون دبل (Double)

۵.۳ قانون رانینگ (تراولینگ)

۵.۴ قانون سه ثانیه

۵.۵ قانون هشت ثانیه

۵.۶ قانون نیمه (برگشت توپ به زمین دفاعی)

۵.۷ تیم و لباس

۶ لیگ‌ها و مسابقات

۷ مسابقات لیگ حرفه‌ای ان‌بی‌اِی

۸ بسکتبال نمایشی آمریکا AND ۱

۹ بسکتبال خیابانی

۱۰ بسکتبال در ایران

۱۱ پیوندهای وابسته

۱۲ منابع

ابداع

ورزش بسکتبال در سال ۱۸۹۱ توسط آموزگاری به نام دکتر جمیز ناسمیت ابداع و در ورزشگاه اسپرینگ فیلد ماساچوست به نمایش درآمد. در آن زمان به جای حلقه‌های گل از سبدهای مخصوص که به شکل زنبیل بودند استفاده می‌شد که توپ پس از گل شدن در درون آنها قرار می‌گرفت که پس از هر بار گل شدن توپ را به وسیله نردبان از درون سبد بیرون می‌آوردند و به وسیله بین طرفین در جریان بازی قرار می‌دادند. هدف اصلی از ابداع چنین ورزشی ایجاد فعالیت در محیط سربسته‌ای در فصل زمستان بود تا ورزشکاران بتوانند در این فصل نیز فعالیت داشته و با ورزش فرم بدنی و وضعیت جسمانی خود را در حد مطلوب حفظ نمایند.

قوانین ابتدایی

به همین جهت تعداد بازیکنان نامحدود بود و هر دفعه می‌توانستند از هر تعداد دلخواه برای بازی استفاده نمایند که کم‌کم قوانینی برای انجام بازی و سایر قسمت‌ها وضع نمودند به طوری که تعداد بازیکنان هر طرف ۹ نفر تعیین گردید وسپس به ۷ نفر تقلیل یافت و بالاخره این تعداد به ۵ نفر تثبیت یافته‌است. هر بازیکن می‌توانست در موقع وقوع خط به جای کلیه بازیکنان تیم خود پرتاب آزاد را انجام دهد. هر تیم می‌توانست از شروع تا پایان بازی توپ را در زمین خود به طور دلخواه نگهداری نماید. هر دفعه که توپ گل می‌شد بازی یا بین طرفین یا (جامپ بال) از وسط زمین ادامه می‌یافت. بازیکنان بلند قد می‌توانستند در نزدیک سبد قرار گیرند و توپ را به آرامی در سبد جای دهند (قانون سه ثانیه وجود نداشت). در آن ایام سعی شد توجه رؤسای مدارس و گردانندگان سازمان‌های ورزشی را به آموزش بسکتبال جلب نمایند. با این وجود و این همه تلاش مداوم و پیگیر تعلیم بسکتبال برای مربیان حالت جنبی داشت و اساساً فعالیت آن‌ها در ورزش‌های رقابت‌آمیز دیگری مانند فوتبال آمریکایی متمرکز بود.

پیشرفت بسکتبال بعد از جنگ جهانی اول

بعد از جنگ جهانی اول بسکتبال ورزش رقابت‌آمیز و بزرگی شد. و به مرور مربیان بسکتبال وضعیت ثابتی پیدا کردند و فعالیتشان مؤثر واقع شد و این ورزش شناخته گردید و به اروپا نیز کشیده شد در سال ۱۹۲۴ نخستین مسابقات جهانی بین تیم‌های بسکتبال فرانسه، ایتالیا، انگلستان و آمریکا در پاریس برگزار گردید و از سال ۱۹۳۲ فدراسیون آماتوری بسکتبال در ژنو با نمایندگی چند کشور تشکیل شد و در مسابقات المپیک ۱۹۳۶ برلین برای نخستین بار ۲۳ کشور در مسابقات رسمی بسکتبال شرکت نمودند و آمریکا قهرمان المپیک گردید.

بسکتبال امروزی

امروز با این که ورزش بسکتبال یکی از سریعترین و پرطرفدارترین ورزش‌های جهان است و بعضی از اصول آن نیز تغییر یافته ولی هنوز اصول اساسی آن مانند زمان دکتر نایسمیت که در سبدهای هلو انجام می‌گرفت به قوه خود باقی است.

قوانین بسکتبال

قوانین بازی



خرید و دانلود  بسکتبال 15 ص


دانلود تحقیق درباره ی مغناطیس درمانی 15 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 16

 

تاریخچه مغناطیس درمانی

آهن‏ربا هزاران سال برای درمان ، مورد استفاده قرار گرفته است. چنین روایت شده است که نجبای مصری برای حفظ زیبایی و جوانی خود جواهرات مغناطیسی به خود آویزان می‌کردند. قبایل آفریقایی برای آماده کردن غذا از سنگ‏های معدنی مغناطیسی استفاده می‏کردند. طبق اظهارات «میندا هسو» و «چیکوو فونگ» دو محقق مغناطیس شناس زیست‏شناس، مغناطیس‏درمانی بیش از 2000 سال در چین به کار می‌رفته است. قدیمی‏ترین کتاب پزشکی چین به نام کتاب « پزشکی داخلی » مربوط به دوره امپراطور زرد پوست چین حدود 2000 سال قبل از میلاد نوشته شده که به کاربرد مغناطیس در طب سوزنی اشاره می‌کند.

البته اگر از زمان حال دور شویم، باید بگوییم که ارسطو 300 سال قبل از میلاد، از کاربرد مغناطیس برای درمان صحبت کرد. «پلاینی» جوان پزشک یونانی نکاتی درباره نحوه درمان بیماری‏ها در یونان 100 سال پس از میلاد مسیح نوشت. «گلن» پزشک رومی قرن سوم متوجه شد که مردم برای رها شدن از بیماری یبوست از آهن‏ربا استفاده می‌کردند.

پزشکان فرانسوی 400 سال پس از میلاد درباره کاربرد گلوبندهای مغناطیسی مطالبی نوشتند. سالیان سال پس از آن آهن‏ربا همچنان جنبه درمانی خود را حفظ کرده بود. در سال 1530 پزشکی به نام پاراسلسوس از قطب‏های مختلف آهن‏ربا برای درمان استفاده کرد.

اخیراً در سال 1977 انجمن سلطنتی پزشکان فرانسه دو متخصص را مأمور تأیید ارزش شفابخش آهن‌ربا برای درمان بیماری‏ها کرده است. این دو متخصص پس از دقت و بررسی زیاد متقاعد شدند که آهن‌ربا خواص شفا دهنده دارد.

به تدریج شیوه‌های علمی و افکار منطقی شکل گرفت. حتی افراد بدبین متوجه شدند که وقتی آهن‌ربا به شکل درستی به کار رود، خواص شفا دهنده دارد.

در سال 1936، آلبرت دیویس متوجه شد که دو قطب آهن‌ربا خواص زیستی مختلفی دارند. او آزمایش‏های متعددی را روی حیوانات، بذرها و گیاهان انجام داد. اساس یافته‌های دیویس بر آن بود که یک قطب آهن‌ربا اندام‏های جانداران را تحریک و قطب دیگر آنها را آرام می‌کند. در سال 1948 طبق اظهارات پزشکان شوروی سابق، مغناطیس‌درمانی می‌توانست درد ناشی از قطع شدن اعضای بدن را کاهش دهد. در دهه 1960 طبق گزارشهای وزارت کشاورزی کانادا رویش بذرها و دانه‏ها پس از قرار گرفتن آنها در معرض نیروی آهن‌ربا بهبود می یافت.

ژاپنی‏ها نیز در این زمینه عقب نماندند. آنها پژوهش‏های پزشکی جدیدی آغاز کردند و به تولید انبوه وسایل آهن‏ربایی همچون گردن‌بند، النگو و دانه تسبیح اقدام کردند. تقریباًٍٍ 10% از مردم ژاپن برای سالم ماندن از وسایل مغناطیسی استفاده می‌کنند. وزارت بهداشت ژاپن کاربرد مغناطیس‏درمانی را کاملاً تأیید کرده است و این صنعتی بزرگ در ژاپن است.

پدیده‌های مغناطیسی درمانی

پدیده‌های مغناطیسی در تمام اعصار، تأثیر مسحور کننده‌ای بر ذهن انسان داشته است. سنگ ماگنتیتی (که نوعی سنگ آهن‏ربا است) به صورت رسوب در رگه‌های آهنی مغناطیس‌دار جمع شده و اولین ماده مغناطیسی بوده که بشر از آن آگاهی یافته است.

کلمه انگلیسی لودستون از کلمه قدیمی انگلیسی لود به معنی «راه» مشتق شده است؛ چون که در طی قرون وسطی متوجه شده بودند که وقتی یک تکه از این سنگ را با نخ آویزان می‌کردند یک طرف آن همیشه به سمت شمال و طرف دیگر آن همیشه به سمت جنوب بود. چینی‌ها آن را 4000 سال پیش ارابه جنوب نما می‌نامیدند و از آن برای جهت یابی استفاده می‌کردند.

این کشف - که سنگ ماگنتیت تکه‌های آهن را جذب می‌کند- در روم و یونان باستان صورت گرفت. مردم معتقد بودند طلسم‏هایی که از این سنگ ساخته شوند ، می‌توانند هر شخصی را به محبوبش برسانند. آنها می گفتند اگر زن یک مرد بی‌وفا، یک تکه از این آهن‏ربا را زیر بالش شوهرش قرار دهد، شوهر در خواب کابوس‏های وحشتناکی خواهد دید. و اگر تکه آهن‏ربا روی سر گذاشته شود می‌توان به صدای خدایان گوش داد! این سنگ به عنوان طلسمی برای شفای سردرد، گرفتگی عضلات، نقرس، و انواع ناخوشی‏های دیگر نیز به کار می رفت.

طبق اسطوره‏های باستانی یونان، یک پسرک چوپان به نام مگنس وقتی عصای فلزی‌اش را روی یک تکه از این سنگها گذاشت متوجه شد که دیگر نمی‌تواند آن را از سنگ جدا کند. واژه مغناطیس نیز ممکن است از نام همین پسرک چوپان گرفته شده باشد. ولی طبق روایتی دیگر که به حقیقت نزدیکتر است واژه مغناطیس از کلمه مگنزیا که نام شهری در آسیای صغیر (یعنی ترکیه) است گرفته شده است. در این محل رگه‌های آهن مغناطیسی به وفور یافت می شود.

مشکل است که دریابیم مردم باستان چگونه به خاصیت مغناطیسی زمین و اجرام سماوی دیگر در جهان هستی و تأثیر آن بر زندگی و بیماری‏ها پی ‏بردند. حالا فلسفه روزه گرفتن در زمانی که ماه تازه است و یا هلال ماه نو است از لحاظ علمی معلوم شده است. در چنین مواقعی تأثیر کره ماه بر کلیه مایعات به بیشترین مقدار می‌رسد. در چنین روزهایی کلیه مواد (مواد مایع و نیمه مایع آهن‌دار بدن) تحت تأثیر ماه جذب می‌شوند و می‌توانند منجر به مسائل احساسی و ذهنی حاد شوند. این نوع روزه گرفتن باعث می‌شود مایعات بدن طی اقدامی احتیاطی علیه چنین آثار ناهنجاری کاهش یابند.

به همین ترتیب اجداد ما چنین تصور می‌کردند که شخصی که در آخرین دقایق حیاتش است باید طوری بخوابد که سرش رو به شمال و پاهایش رو به جنوب باشد تا هم راستایی مغناطیسی بین زمین و بدن او ایجاد شود. این امر باعث می‌شد خروج روح از بدن با آرامش، کاهش درد و رنج کمتر انجام شود.

برخی دانشمندان که روی آثار خواص مغناطیسی زمین و تأثیرات آتش پاره‌ها و لکه‌های خورشید تحقیق می‌کنند، متوجه شده‌اند که عوامل فوق باعث برهم خوردن آرامش مغناطیسی زمین و منجر به تغییرات زیستی حاد در موجودات زمین می‌شود.

همچنین به این نکته پی برده‌اند که اندام‏های متفاوت بدن انسان به دلیل فعالیت‏های شیمیایی متفاوتی که در بدن انجام می‌شود، میدان‏های مغناطیسی متناوبی ایجاد می‌کند. این امر ثابت می‌کند که هر سلولی در بدن انسان یک ارزش مغناطیسی خاصی دارد. بیشترین میدان مغناطیسی را مغز در حین خواب ایجاد می‌کند. پس از آن قلب در مقام دوم قرار دارد که می‌توان میدان مغناطیسی آن را از لحاظ علمی اندازه گرفت.

همچنین متوجه شده‌اند که قطب شمال خواص آنتی‏بیوتیک دارد. (یعنی می‏تواند عفونت را مهار یا روند آن را کُند نماید) و قطب جنوب خواص انرژی‌زا دارد (یعنی می‌تواند حرارت و انرژی در اختیار اندام‏های مختلف بدن قرار دهد). لذا قطب شمال برای درمان بیماری‏هایی مفید است که عفونت ریشه اصلی آنها است. در حالی که قطب جنوب برای درمان دردها، ورمها، سفتی اندامها، و مسائل مربوط به عملکرد کُند آنها مفید است.

سال‏ها است که آهن‏رباهای دست ساز بشر جای سنگ‏های مگنتیت را گرفته‌اند. آهن‏رباهای امروزی شکلها و قدرتهای مختلفی دارند. برخی به شکل میله، نعل اسب، سوزن و دیسک هستند.

از دیدگاه طنز، مغناطیس‏درمانی هم یکی از قدیمی‌ترین شیوه‌های درمان و هم یکی از جدیدترین آنها است! اکنون زمانی است که این شیوه بزرگ درمان مورد بهره‌برداری قرار ‌گیرد که نتایج درخشانی هم در پی دارد.

نقش بدن ما در مغناطیس درمانی

خود بدن ما یک آهن‌ربا است و دارای قطب‏های آهن‏ربایی است. هنگام درمان نیروی قطب شمال آهن‌ربا باید به قسمت راست بدن و نیروی قطب جنوب به قسمت چپ بدن اعمال شود. به همین ترتیب نیروی قطب شمال باید به نیمه بالای بدن و نیروی قطب جنوب آهن‌ربا باید به نیمه پایین بدن اعمال شود.

ولی در عین حال هیچ قانون ثابتی وجود ندارد و این امر بستگی به تشخیص پزشک و حالتی دارد که بیمار در آن حال خود را راحت حس می‌کند. مغناطیس درمان‏ها از شیوه‌های مختلفی استفاده می‌کنند و معالجه‌های آنها سرانجام بستگی به بیمار، نوع بیماری، میزان وخامت آن و برخی عوامل و متغیرهای دیگر دارد که در بخش‏های بعد آنها را بررسی خواهیم کرد.

در مغناطیس‏درمانی از نقاط هدایت استانداردی که در بررسی الکترونیکی بیماری‏های قلبی استفاده می‌شود نیز بهره می‌بریم. جریان‏های مثبت و منفی برق به ترتیب مطابق با قطب‏های شمال و جنوب آهن‌ربا هستند. در تهیه الکتروکاردیوگرام قلب از ساعدها و ساق پای چپ استفاده می‌شود. دو نوع مسیر همزمان کشیده می‌شوند. دو الکترود یکی مثبت و دیگری منفی استفاده می‌شوند. بنابراین با استفاده از دو ساعد و ساق پای چپ سه ترکیب ساخته می‌شوند:



خرید و دانلود دانلود تحقیق درباره ی مغناطیس درمانی 15 ص


ایروبیک ورزشی به وسعت بدن 15 ص

لینک دانلود و خرید پایین توضیحات

فرمت فایل word  و قابل ویرایش و پرینت

تعداد صفحات: 15

 

ایروبیک ورزشی به وسعت بدن

برای تمام مردان و زنانی که از سیب و گلا‌بی بودن هیکلشان جان به لب شده‌اند ایروبیک یک موهبت است

ایروبیک چیست؟

ایروبیک یعنی فعالیتی که عضلات بزرگ را به کار می‌گیرد، حداقل 12 دقیقه با حرکات ریتمیک و موزون، در شرایطی که سرعت و شدت تمرین قابل تحمل است و نیاز بدن به اکسیژن برای مدتی افزایش می‌یابد، این فعالیت انجام می‌گیرد. ایروبیک جزء‌ فعالیت‌های هوا‌رسان (شدت تمرین بالا و مدت تمرین پایین) است.

جوایز ایروبیک

ایروبیک در سلامت معجزه می‌کند، فقط کافی است حرکت کنید تا جوایز آن را دریافت کنید:

اکسیژن‌گیری بیشتروقتی شما حرکات موزون و ریتمیک ایروبیک را انجام می‌دهید، سرعت نفس کشیدن شما افزایش یافته و عمق هر نفس(دم) افزایش می‌یابد، و نتیجه آن گرفتن اکسیژن بیشتر و بیشتر از هواست.

قلب قوی‌تر

قلب شما برای اینکه میزان بیشتری از اکسیژن و انرژی را به سوی عضلات‌تان بفرستد، سریع‌تر می‌تپد و در هر تپش مقدار زیادی از اکسیژن را به سوی عضلات در حال حرکت شما پمپ می‌کند.

تولد رگ‌های بیشتر

برای رساندن مقدار بیشتری از اکسیژن به عضلات شما، مویرگ‌های عضلات بزرگ‌تر(گشادتر) می‌شوند تا محصولات‌ زاید حاصل از سوخت و ساز مانند اسیدلاکتیک و دی‌اکسید‌کربن را از محل دور کنند. اگر شما مدتی به ورزش‌های خود ادامه دهید، مویرگ‌های بیشتری در عضلات شما شکل می‌گیرند.

افزایش درجه حرارت بدن ممنوع

درجه حرارت بدن شما، هنگامی که عضلات خود را مرتبا حرکت می‌دهید،‌افزایش می‌یابد و برای جلوگیری از افزایش دمای بدن، بدن شما گرما و انرژی حاصل را به روش‌های مختلف، مثلا بازدم به هوا پس می‌دهد، همچنین با عرق کردن شما، حرارت آب و مواد معدنی را دفع می‌کنید.

آرامبخشی بدون مسکن

انجام حرکات ورزشی ایروبیک به صورت منظم باعث آزاد شدن آندرفین در بدن شده که یک مسکن (ضددرد) طبیعی است.

ایروبیک دشمن بیماری‌ها

بیماری قلبی: بیماری‌های قلبی در قرن حاضر قاتل اصلی انسان‌ها هستند،‌ اگر شما یک حمله حمله قلبی داشته‌اید، انجام حرکات ایروبیک مناسب از حمله قلبی دوم پیشگیری می‌کند. همچنین ایروبیک فشارخون را کاهش می‌دهد.

چربی خوب خون: اگر شما برگه آزمایش خود را در دست دارید و از افزایش چربی بد خون نگران هستید، ایروبیک می‌تواند به کاهش این چربی و افزایش چربی خوب بدن کمک کند. با کاهش میزان چربی بد خون، امکان تشکیل لخته در رگ‌های شما کاهش یافته و از شر سکته مغزی هم خلاص می‌شوید!

درد عضلانی ممنوع

حرکات ایروبیک رشد مویرگ‌های کوچک در عضلات را تحریک کرده و این پدیده به رساندن موثرتر اکسیژن به عضلات کمک کرده و در دفع محصولات زائد سوخت‌وساز مثل اسید لاکتیک که تجمع آنها در عضلات باعث درد عضلانی می‌شود، کمک می‌کند.

به خاطر داشته باشید حرکات ایروبیک شاید دشوار باشد، ولی دردناک نیست. بنابراین اگر پس از انجام حرکات دچار دردعضلانی یا مفصلی شدید (البته به جز روزهای اولی که این ورزش را شروع کرده‌اید) بهتر است چند روزی به خودتان استراحت بدهید و یا با پزشک یا مربی ورزشی مشورت کرده و یا ورزش دیگری از گروه ورزش‌های ایروبیک را جایگزین قبلی کنید. همچنین ورزش‌هایی مثل دوچرخه سواری و شنا به شما کمک می‌کنند مفاصل خود را تقویت کنید، چون در حین انجام این فعالیت‌ فشار زیادی به مفاصل وارد می‌شود.

یک لیوان شادی لطفا

انجام حرکات ریتمیک و موزون ایروبیک به همراه شنیدن موزیک شاد، شما را سرحال می‌آورد و افسردگی را از بین می‌برد. همچنین در پایان یک روزکاری پرمشغله به شما کمک می‌کند تا احساس آرامش کنید.

در سال 2003 مطالعه‌ای در دانشگاه هاروارد نشان داد،‌مردانی که ایروبیک کار می‌کنند از نظر قوای جنسی همچون مردان 2 تا 5 سال جوان‌تر از خود، عمل می‌کنند.

ایروبیک چند ساعت؟

اینکه چه مدت زمانی را برای انجام تمرینات ایروبیک اختصاص دهید بستگی به هدف و شرایط فیزیکی شما دارد اما زمان 10 تا 60 دقیقه مناسب به نظر می‌رسد.

اگر هدف شما کاهش وزن اضافی بدنتان است و شرایط جسمانی بدنتان اجازه می‌دهد، می‌توانید مدت بیشتری ورزش کنید. تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که شما با تمرینات منظم 10 دقیقه‌ای،‌2 یا 3 بار در روز و حداقل 5 روز در هفته، می‌توانید آمادگی جسمانی مناسبی داشته باشید.

ورزش ایروبیک مناسب من

ورزش‌های ایروبیک شامل گروه وسیعی از ورزش‌هاست که شما باید با توجه به علاقه خود و شرایط جسمانی خود و با مشورت یک مربی ورزشی یکی از آن‌ها را انتخاب کنید. پیاد‌ه‌روی،‌دویدن،‌شنا، دوچرخه سواری ، ‌قایقرانی ،‌اسکی و حرکات موزون از جمله گزینه‌های در اختیار شما هستند. در ضمن شما باید دشواری تمرینات خود را تنظیم کنید. یکی از ساده‌ترین روش‌هایی که می‌توانید متناسب بودن دشواری تمرینات را برای خود حدس بزنید، تست صحبت نام دارد، شما باید قادر باشید وقتی که تمرین می‌کنید، به راحتی هم صحبت کنید.

توصیه‌ها و تجربه‌ها



خرید و دانلود  ایروبیک ورزشی به وسعت بدن 15 ص